NAhib

amin.shahed

| فصلنامه فرهنگی / هرنی | شامره صفر | سال اوّل | زمستان | 1398 چهار هزار تومان |

دکرت بهرنگ صدیقی

دکرت مسعود مجاوری

هلنا شین دشتگل

نجف شکری

داوود آجرلو

صالح تسبیحی

جواد رسوش

مهرو موحدی

محمود محرومی

مونس محمودی

مهسا ملک مرزبان

رضا فکری

الهامه کاغذچی

خالق گرجی

عفت کیمیایی

کیوان اصالحپذیر

لیدیا دیویس

الری مور

دانیل فایرمن

مارکوس راتز

1


بیدل دهلوی

3

2



10

8

10

14 18

التزامی به حرفهی

التزامی به حرفهی

التزامی به حرفهی خلق

حرفهی خلق

التزامی به

التزامی به حرفهی

التزامی به حرفهی

التزامی به حرفهی

التزامی به حرفهی

التزامی

التزامی به حرفهی

التزامی به حرفهی

التزامی به حرفهی

التزامی به حرفهی

نجف شکری

نجف شکری

نجف شکری

مهسا ملک مرزبان

جواد رسوش

دکرت بهرنگ صدیقی

داوود آجرلو

ماهرو موحدی

صالح تسبیحی

مونس محمودی

مسعود مجاوری آگه

هلنا شین دشتگل

یادداشت رسدبیر

- نهیب*به معنی بانگ و فریاد،‏ فصلنامهای بینارشتهای در حوزهی فرهنگ

است،‏ که تالش میکند با رویکردی موضوعی به ادبیات و هرن)به ویژه هرنهای

تصویری(‏ و پیوند میان آنها نگاه کرده و با توجه به نگرش و آرای نویسندگان،‏

آن را ترشیح و تفسیر کند.‏

- نهیب گفت و گو محور بوده و در نظر دارد در هر شامره با محوریت

موضوعی ویژه به معرفی هرنمندان،‏ نویسندگان و شاعرانِ‏ پیرشو نیز بپردازد.‏

- این نرشیه تحت نظارت شورای نویسندگان تدوین و به دلیل بحران کاغذ و

نرش در حال حارض بصورت فصلنامه و نسخههای پی.دی.اف منترش خواهد

شد.‏

- نهیب تالش میکند تا رسانهی هرنمندان و نویسندگانی باشد که دغدغهیِ‏ آنها

نیازها و بحران هایِ‏ امروز جامعه است.‏

- فصلنامهی ‏"نهیب"‏ کامال خصوصی بوده و دارای گرایشی ویژه یا زیر نظر

هیچ گروه و حزبی نیست،‏ اما تالش میکند تا با آنها تعامل داشته باشد.‏

برای تداوم در انتشار نیازمند حامیت و همکاری اندیشمندان و نویسندگان

حوزههای مختلف علوم انسانی میباشد.‏

- مقاالت و یادداشتهای منترش شده در ‏"نهیب"‏ بیان کنندهی آرا و نظرات

نویسندگان است.‏ این مقاالت و یادداشتها در صورتی که مغایر با اصول

اخالقی و توهین به افراد یا گروهی نباشند و حریم خصوصی آنها محفوظ و

محرتم شناخته شود،‏ انتشار خواهند یافت.‏ این مجموعه همچنین از نقدهای

بیپرده با رعایت مواردی که پیشتر عنوان شد،‏ استقبال میکند.‏

مسعود مجاوری آگه

‏*)گوشهای در ماهور و شور(‏

صاحب امتیاز و رسدبیر:‏ امین شاهد

همکاران این شامره:‏

دبیر ادبیات

دبیر هرنهای تجسمی و بینارشتهای

طراحی و صفحهآرایی:‏ آتلیه نَهیب

عکس روی جلد:‏ مهدی طالقانی

عفت کیمیایی / رضا فکری / جواد رسوش / صالح تسبیحی /

مهسا ملک مرزبان / الهامه کاغذچی / مونس محمودی / نجف شکری /

داوود آجرلو / دکرت بهرنگ صدیقی / دکرت مسعود مجاوری آگاه /

ماهرو موحدی / محمود محرومی / هلنا شین دشتگل /

خالق گرجی / کیوان اصالحپذیر

‏*تحت نظارت شورای نویسندگان ‏"نهیب"‏

5

4



فر

تقوی احمدرضا صورت

نشست.‏ کارش میز پشت هامنطور و نیاورد زبان بر کالمی امّا و

آب بدهی لیست به کرد.‏ ثبت اکسل جدولهای در را فاکتورها خالصۀ شد.‏

خیره تاریخها فاصلۀ

از شد.‏ بلند میز پشت از و برداشت را قلم کشید.‏ عمیقی نفس گذشت.‏

تختخواب و کار میز سانتی پنجاه یک

اعداد به کشید.‏ رضبدر را آذر نوزدهم رفت.‏ پنجره کنار تقویم سمت گفت

خودش به رسیدهاند.‏ هم به انتها و ابتدا کرد حس شد.‏ خیره نه و مدتی

منیشود.‏ متوجه کس هیچ که گفت خودش به بردارد.‏ دست که آینه

به رو لرزید.‏ آسامنغرشی صدای با شد.‏ خیره آب بدهی لیست به به

دستی بود.‏ خیره چشمهایش به که کاوید را مردی صورت و ایستاد لنگۀ

در تارعنکبوتی کند،‏ باز را پنجره خواست که همین کشید.‏ موهایش سنگینی

دوشش بر دیگر که اندیشید میلیونی دو به دوباره دید.‏ پنجره که

چطور(‏ نفهمید ‏)هرگز دید بعد و بود پول اندیشۀ در مدتی منیکرد.‏ و

مکانیکی بیل چهار است.‏ ایستاده آستانه در و کرده باز را کانکس در را

آنها گذشته،‏ روزهای در همچنانکه دید؛ گاراژ در را کاتو جرثقیل دو جناغی

تیر سه با میلههایی را آذرخشها ابری،‏ آسامن در بود.‏ دیده بارها به

را پدرش میرفتند.‏ فرو آسامن سیاهی بر زمین از که گرفت نظر در بخورد،‏

چیزی هر به و است خداوند نشان صاعقه میگفت که آورد خاطر میکردند

روز لحظهای را شب که میکرد نگاه صاعقهها به میشود.‏ حرام باز

را نور هرز،‏ علفهای و موردها بیدها،‏ آب،‏ منبع کمپ،‏ حصارهای و میتاباندند.‏

آورد.‏

یاد را صبح و آّب

بر رسها نیک

آدمها که هست اعاملی زندگی در که داشت باور روز روشنای در تنخواهگردان

هر که کرده را کاری هامن داشت حتم و مینامند بد و آنکه

از پس کرد فکر دقیقه پانزده و ساعت سه میداد:‏ انجامش متعهدی میکرد.‏

واریز نباید که کرد واریز شخصی حساب به میلیون دو ناخواسته چارهاش

راه تنها و بگذارد مسکوت را ماجرا است ناچار که داشت حتم رسپرست

کانکس سمت دست،‏ در مرخصی برگ است.‏ ملت بانک به رفنت رفت.‏

کمپ مثل

میتواند آنجا از میدانست رفت.‏ پیاده را ۷۰۰ اقامتی تا کمپ از جادۀ

و ارمش راه سه به را خودش نفت رشکت پیکابهای با همیشه بود.‏

ایستاده کنارش بارها هم پیشتر که ایستاد کُناری کنار برساند.‏ اصلی دورادورش

تپههای در گوسفندان همهمۀ و زنگولهها جرینگ جرینگ چشم

به میکرد،‏ نگاه چه هر که دید پیدایانی را گله و میشدند پژواک نگاه

ساعتش عقربههای به دمید.‏ دستها کف به را نفسش منیآمدند.‏ بانک

تعطیلی از پیش میتواند بخواهد خداوند اگر کرد زمزمه کرد.‏ هشت

دوباره ساعت کند دعا داشت دوست برساند.‏ شهر به را خودش است.‏

بیهوده که فهمید زود خیلی و بشود صبح خواب

از و گرفته متاس کمپ رسپرست که کرد فکر صبح هشت به امّا ارشد

ناظر حساب به میلیون دو مدیرعامل دستور به تا بود کرده بیدارش و

میدهد انجام را انتقال این بارها روز هر که کرد تصور کند.‏ واریز پروژه گزینۀ

هرگز که میآورد یاد میکند.‏ خیانت روز هر موبایلش بانک همراه انتقالی

مبلغ و حساب صاحب نام اینکه مگر منیکرد ملس را انتقال تأیید هب میاندیشید و میگرفت کام سیگار از پشت به پشت میکرد.‏ وارسی را سیرانی.‏

آمیار بود:‏ کرده واریز حسابش به را پول که نامی انگاشت

اژدهایی معلق رس را ۷۰۰ ایستگاه مشعل شد.‏ خیره دوردست به را

درخت و کشید دست کُنار قطور تنۀ به میکشید.‏ زبانه آسامن در که کرد:‏

متاشا کُناری.‏

هیچ بی برگی،‏ هیچ بی موازی،‏ و گود شیارهای کند.‏

حک درخت تنۀ بر را خود نام کلید با داشت دوست میشدند.‏

خارج دیگری از پس یکی نفت رشکت پیکابهای ۷۰۰، اقامتی از منیانداختند.‏

نیمنگاهی رسها و میکاوید یک به یک را پنجرهها موتورسیکلت

ترک که حالی در حفاری،‏ ملی کمپ و زار رملیک تا اقامتی از اجتنابناپذیر

نتیجهای به که اندیشید محتملی سناریوهای به بود،‏ سوار ‏میشدند.‏

ختم میشود

ختم مردی به نجاتش راه تنها و است رفته فنا به که داشت حتم حفاری

ملی کمپ از میکرد.‏ زندگی کجا و بود کسی چه منیدانست که که

شنید را کودک دو لری آواز و دید را اطراف منظرههای کرد،‏ عبور که و

رسگرفته روی را خالی قابلمههای و بودند پوشیده کوردی شلوارهای میرفتند.‏

اشکفتها سمت بکشند

آسامن به رس میخواهند منیدانست که دید گنبدهایی را تپهها هم از گوسفندان غلتان رسهای خرزهره،‏ درۀ مهآلود دامنههای در نه.‏ یا انتقال

لولههای به راه در میشدند.‏ محو نگاهش از و میآمدند بیرون را

جایی آورد.‏ چشامنش پیش را الیتناهی ماری تصویر که بود خیره گازی 7

6



Daniel Firman

دنیل فایرمن

Nasutamanus - 2012

هرنمند هرنهای مفهومی و مجسمهساز فرانسوی

است،‏ متولد 1966

مجسمهی ساخته شده از فایرب گالس،‏ الیاف و پلیمر

Fiberglass, polymer / Fibre de

verre, polymère

از شاخصهی کارهای او بهم ریخنت محاسبات علمی

در به وجود آوردن فضایی است که تناسبات فیزیک را

برهم میزند.‏

این اثر با استفاده از پوست فیلی که تنها از یک نقطه

به سطح دیوار متصل است،‏ در اجراهای مختلف ساخته

شده و در نگاه اول در بیننده تنش ایجاد میکند.‏

9

8



سیاستهای

و بازمنایی مثل بحثهایی به بازمنایی

از صحبت وقتی میرسد.‏ بازمنایی پیش

قدرت مثل بحثهایی هم میشود محتوا

کدام با هرنی اثر کدام یعنی میآیند.‏ قدرت

شبکهی از بخش کدام آسیاب به آب استفاده

حال در فرادست طبقات میریزد.‏ فرودست؟

طبقات یا هستند آن منافع از اعتیاد

دربارهی که فیلمی دید باید مثال حتی آسیب

این رفع جهت در آیا میشود ساخته این

علل و ریشهها پوشاندن با یا میکند عمل که

است فضایی بازتولید حال در عمال آسیب پوشاندن

یا معضل این شخصیکردن جهت در که

است آن ساختاری و نهادی کارکردهای گرای

که گِرایی هستند.یک معضل های ریشه دارد

اهمیت وسعتش بهخاطر و است اصلی هست

هم دیگری مهم گرای ولی است همین رفنت

هم آن بوده،‏ کارسازی و مهم سنت که تولید

فرایند یک مثابهی به هرن رسوقت جامعه

و حرفهای هرنمندِ‏ صدیقی

بهرنگ با آجرلو*‏ داوود گفتوگوی حرفهای

هرنمند به جامعهشناسی نگاه پیرامون یک

است.‏ صدیقی بهرنگ دکرت صدیقی،‏ ‏)بهرنگ آجرلو:‏ داوود میکند

تدریس دانشگاه در را رشته این که حرفهای جامعهشناس گهگاه

هم غیرحرفهای بهشکل اما ترجمه.‏ و تالیف و پژوهش و حرفههای

و دانشها در جامعهشناسی رسایت برای تالشهایی مینشیند

فلسفه و هرن اهل یکی با مثالً‏ دارد.‏ هرن جمله از دیگر کی بشود نتیجهش که میکند صحبت حرفهای هرنمند دربارهی گفتوگو

از قبل رسایت.‏ هامن بهقصد بینارشتهای گفتوگوی موضعی.‏

و دارم موضوع دربارهی پیشفرضهایی معمول بهطور افالطون

طردشدهی تِخنیتسهای و یونان از برایم هرن در حرفه و وسطی قرون در کلیسا کارمندان به میرسد و میشود رشوع قضا

از را فاین این هم باز فاینآرت،‏ میشود هرن که هم بعد حرفهای

هرنمند با منیکنم.‏ دنبال چندان حرفهای هرنمند کار در مه گفتوگو و میگذرانم وقت میبرم،‏ لذت میشوم،‏ رسگرم اب نسبتهایی پیشامدرن دنیای در اگر حرفه معتقدام اما میکنم،‏ هرن،‏

ذات با مناسبتی هیچ آن از پس و مدرن جهان در داشت هرن بقیه

از یکی و دارم هم را خودم دالیل ندارد.‏ فاینآرت یا آرت حرفهبودن

برای حرفهها و است اندیشیدن هرن ذات که:‏ این رستر هامن

هست حرفه در اندیشهای اگر که بیاندیشند،‏ نباید ماندن و میروم

پیشفرضها این با میکند.‏ تعیین رسمایه نظام که است گفتوگو،‏

به میکنیم رشوع و مینشینم صدیقی بهرنگ کنار ار غافلگیری میشوم.‏ غافلگیر نخست جملههای هامن در اما اب گفتوگو در مگر منیپسندم زندگی جای هیچ در من دستکم هردو

اگرچه که است این غافلگیری هرنی.‏ اثر یک یا انسان یک چیزی

من برای هرن اما داریم اعرتاض و نقد حرفهای هرنمند به نیست،‏

که نه نیست.‏ او برای و است دیگر چیزهای از متفاوت حرفه

یک هرن اصل ظاهر،‏ و جزئیات از جدا یعنی نیست.‏ اصال بیشرت

راه دو یعنی این و دیگر.‏ حرفههای متام مثل دقیقا است متفاوتی

نگاه بشنوم،‏ یا بزنیم،‏ گپ ویروسها دربارهی یا نیست.‏ با

گفتوگو امکان نوشنت،‏ زمان در بعدتر و بگیرم یاد ببینم،‏ را او

برای را منت و بدهم خودم به حاشیههایی و تغییر با را او کالم دست

به برسد بعد و دهد ادامه را گفتوگو هم او که بفرستم گفتوگو.‏

این با گفتوگو برای دارید فرصت و میخوانید که شام را

هرن جامعهشناسی تاریخ میکنیم(‏ رشوع پرسش این با پس زاویههای

و متفاوت بحثهای همهی با خواند،‏ و رفت میشود برایتان

یا مانده یادتان شام که شاخصی نگاههای اما متنوعش.‏ کداماند؟

است جذاب رساغ

رفته جامعهشناس که است این آن شکل یک صدیقی:‏ بهرنگ میکند.‏

منتقل که معنایی و دارد هرنی محصول یک که محتوایی به

پرداخنت میکند.‏ عمل کجاها و دارد تاثیراتی چه معنا این دیده جامعه

در شدنش جاری دیگری محصول هر مثل هم هرنی محصول مثل

بحثهایی به بگیریم پی امروز تا اگر را نگاه این دارد.‏ تبعاتی بازمنایی

از صحبت وقتی میرسد.‏ بازمنایی سیاستهای و بازمنایی اثر

کدام یعنی میآیند.‏ پیش قدرت مثل بحثهایی هم میشود قدرت

شبکهی از بخش کدام آسیاب به آب محتوا کدام با هرنی یا

هستند آن منافع از استفاده حال در فرادست طبقات میریزد.‏ اعتیاد

دربارهی که فیلمی دید باید مثال حتی فرودست؟ طبقات با

یا میکند عمل آسیب این رفع جهت در آیا میشود ساخته فضایی

بازتولید حال در عمال آسیب این علل و ریشهها پوشاندن کارکردهای

پوشاندن یا معضل این شخصیکردن جهت در که است گِرایی

هستند.یک معضل های ریشه که است آن ساختاری و نهادی است

همین دارد اهمیت وسعتش بهخاطر و است اصلی گرای که آن

بوده،‏ کارسازی و مهم سنت که هست هم دیگری مهم گرای ولی یک

یعنی است.‏ تولید فرایند یک مثابهی به هرن رسوقت رفنت هم محصول

محتوای اینکه از فارغ میخواهد که صوری مواجههی نوع یک

که این است؟ شده تولید فرایندی چه در ببیند چیست،‏ هرنی سینام

ذهنش به نزدیک مثال است؟ شده تولید چگونه هرنی محصول موضوعی

است،‏ فرایندی توزیعش و تولیدش پیشتولیدش،‏ که است دارد.‏

اهمیت باشد چهچیزی محصول خود اینکه از فارغ که است منجر

روابط این که میکند ممکن را روابط از فرمی رشایطی،‏ چه میشود

چگونه و میشود مختلف برچسبهای با محصولی تولید به و

تولید برای روابط از دیگری فرم تا گرفت فاصله رشایط این از وجود

به امکانی چنین فضایی چه در بگیرد؟ شکل محصول توزیع قرن

آملانی جامعهشناس زیمل ایدهی به نزدیک تقریبا این میآید؟ نگاه

این در ما میگوید.‏ صوری جامعهشناسی آن به که است بیستم گروهها

این اینکه از فارغ و میشویم مواجه اجتامعی گروههای با آنها

روابط شکل با فقط میکنند تولید چیزی چه یا میکنند چه برآمده

نهاییِ‏ محتوای در تاثیرگذار عنارص از یکی داریم.‏ رسوکار شکلها

این به پرداخنت است.‏ اجتامعی روابط شکل گروهها این از در

روابط شکل چطور که است مفصلی بحث هرن جامعهشناسی در میگذارد.‏

تاثیر شده تولید محصول محتوای مارکس

رسمایهداری جامعهی در که روابطی فرم مثالً‏ آجرلو:‏ داوود چطور

مدرن جامعهی در روابط دیگر فرمهای با قیاس در هست باشد؟

هرنی محصول محتوای در تغییر باعث میتواند 11

10



و میکند تغییر رسمایهداری اقتصاد در تولیدی مناسبات صدیقی:‏ بهرنگ پیشافئودالی

دورهی در میکند.‏ تغییر جامعه کل تولید،‏ مناسبات تغییر با کی بین که تولیدیای مناسبات داریم.‏ رسوکار رعیتی ارباب رابطهی با و اقتصادی نظام میآید،‏ پیش دهقان طبقهی یک و زمیندار طبقهی همین

میدهد.‏ تغییر نیز را اجتامعی روبناهای آن متعاقب و زیربناها میبینیم،‏

هم دیگر اجتامعی ساختارهای در را رعیتی ارباب رابطهی پدرساالر.‏

خانوادهی در یا دولت و حکومت با مردم رابطهی نوع در مثالً‏ اجتامعی

روبناهای در باشد،‏ که شکلی هر به تولیدی مناسبات این ارباب

بهجای مدرن جامعهی در داشت.‏ خواهد بازتاب هرن مثل مختلف تولیدی

مناسبات شکل که داریم رسمایهدار و کارگر طبقهی دو رعیت و هم

هرن مثل روبناهایی دلیل همین به و است دیگری جنس از آنها بین عواملی

رابطهی نوع هرنی محصول تولید فضای در دارند.‏ دیگری شکل میگذارد.‏

تاثیر هرنی محصول محتوای در دقیقا محصولاند این مولد که کرد

مشاهده میتوان هرنها متام در اما ملموستر بهطور سینام در شاید هم

و گروه از بیرون با تولیدکننده افراد یا گروه روابط شکل هم که این

که این در میگذارند تاثیر هم با مجموعه آن درونی روابط شکل فرم

یا هست سلسلهمراتبی رابطهی میکند.‏ تولید چیزی چه مجموعه دیگری.‏

از

منظورمان کنیم روشن که است این ما بعدی قدم آجرلو:‏ داوود متاموقتی

هرنمند حرفهای هرنمند میگویم من چیست؟ حرفهای هرنمند بیشرتی

سود هرنی سازوکارهای و قواعد طریق از میکوشد که است و

میگویم هرن تاریخ به توجه با را تعریف این کند.‏ کسب هرن بازار از جهانشاد

پوریا دستِ‏ روی از هم را امروزیتری مشخص تعریف البته میشود

حرفهای جایی هرن یعنی هرنی.‏ دانش بوروکراتیکشدنِ‏ برداریم:‏ میشود.‏

بوروکراتیک هرنی دانش که کردم

فکر این به بیشرت من شد مطرح بحث این وقتی صدیقی:‏ بهرنگ ریشهی

است؟ پررنگ اینقدر حرفهای هرنمند موضوع اصال چرا که اما

رفته بین از پیش مدتها که است ذهنیتی در بهگامنم سوال این حملشده

ما ذهن در همینطور موضوع این چرا که کرد بررسی باید باید

بدیهی بهطور که ذهنیتی آن است؟ مسئله یک هم هنوز و هنوز

که است عجیبی جایگاه هست،‏ ما با هنوز اما میشد فراموش که

کسی یا منجی فکری،‏ رهرب بهعنوان یعنی قائلایم.‏ هرنمند برای ذهنیت

این میکنیم.‏ فکر آن به بزند رقم را تحولی و تغییر است قرار دارد

جامعهشناختی ریشههای قطعا اما نیست،‏ هم ایران به منحرص مدتها

از ما که است این واقعیت میطلبد.‏ دیگری بحث مجال که در

انسانها از هرکدام داریم.‏ حرفه تعداد یک دنیا همهجای در پیش یکی

است.‏ آنها حرفهی که دارند مشغولیتی هستند که موقعیتی هر یکی

و راننده یکی و آرایشگر یکی و است دانشگاه معلم من مثل رسوکار

حرفه تعدادی با ما که باشیم متوجه باید اول هرنمند.‏ هم افسونزدایی

آن از که است دنیایی وِبِر اصطالح به ما دنیای داریم.‏ و

عقالنی و عیان چیز همه نیست.‏ آن پشت چیزی دیگر یعنی شده،‏ مناسبات

حاصل وضعیت این اینکه حاال است.‏ جریان حال در منطقی فضا

این اما کنار،‏ به است رسمایهداری نظام نتیجهی و است رسمایه یک

در که هستیم کارمندانی انگار عینا است.‏ بوروکراتیزه فضای یک کارمند

یک از هست انتظاری گویی اما کارایم مشغول بزرگ ادارهی که

این دارد.‏ تفاوت بقیه با انتظار این و است هرنمند اسمش که اجتامعی

نقش و بکند عجیبی کار بهخصوص کارمندِ‏ این داریم انتظار کارمندها

آن همهی دارد.‏ سؤال جای اساساً‏ این باشد داشته متفاوتی دنبال

که من برای ولی دارند،‏ اجتامعی نقش حرفهها همهی یعنی از

چرا که است این پرسش هستم حرفهها همهی مطلوب نقش اجتامعی

فضای در یعنی میرود؟ انتظار مطلوبی نقش چنین هرنمند کنیم

احساس و کنیم متامیز را حرفه یک که نیست معنادار مدرن فضای

یک در برمنیآید.‏ بقیه از که دهد انجام ویژهای کار میتواند و افسونزداییشده رسمایهداریِ‏ نظام بر مبتنی بوروکراتیزهشدهی داریم.‏

ویژهای انتظار نقشها بعضی از چطور تخصصیشده قاطع

آنقدر اما بود پرسشی دکرت آخر جملهی ‏)ظاهر آجرلو:‏ داوود گفتوگو

حین مثل نگذاشتم،‏ آن جلو پرسش عالمت هم اینجا که معلق

را اصلی بحث باید صورت آن در چون نکردم مخالفتی که این

باورم اینکه ضمن میدادیم.‏ ادامه نقطه همین روی و میکردیم و

دارد مختلف مبنای دو که است اختالفنظرهایی آن از این است رد میتوان سخت اما شنید و گفت دربارهش میتوان فراوان اگرچه دیگر

حرفهی هر مثل حرفهای هرن اینکه در بهعالوه شد.‏ همراستا آن تعریف

در هرن ماهیت متایز قضا از و ندارم مخالفتی شود قضاوت پس

میکند.‏ ایجاد اختالف که است غیرحرفهای هرنمند و هرن از ما نبود

گفتوگو این برای مانعی اصالً‏ اختالف این که توضیح این با ابعاد

متام در افسونزدایی این مینویسم:‏ را نظرم فقط نیست،‏ و در

آن رسوخ با و همهچیز عقالنیشدنِ‏ متام با آن،‏ از پس و مدرنیته فتحنکردهای

بگوییم تپههای یا قلهها هنوز اما زندگی،‏ شئون متام و

طرف یک از ویتگنشتاین را این است.‏ هرن آنها از یکی که دارد آدمهای

حتی دیگری،‏ جور و طرف یک از هایدگر میگوید،‏ یکجور و

تکاملی نظریههای و دیکی جورج و داتن دنیس مثل جدیدتری من

است.‏ دیگری چیز هرن که میکنند تأیید بهنوعی هم هرن نهادیِ‏ حرفهایها

بقیهی با تفاوتی هیچ شاید هرن حرفهایهای میکنم فکر حتامً‏

آن غیرحرفهایهای اما باشند نداشته بهزعم

است.‏ متفاوت هرن چون دارند،‏ تفاوت چهلهزار

که هوموساپینهایی مثالً‏ از من،‏ را

شکار پوستکَنیِ‏ مُشتههای پیش سال مخالفی

جنس بهاحتامل،‏ تا میکردند تزیین شخصیت

مثالً‏ تا بربند فرو خود فکر به را که

آنها همهی و کیشلوفسکی کمرابوفِ‏ باشد،‏

که منیخواهند و نیست شغلشان هرن هرن

آماتورهای هرناند.‏ آماتورهای همه بهفکر

هرن با زندگیشان از جایی گوشهای از

غیر چیزی بهفکر فروش،‏ غیرقابل چیزی و

هستند.‏ هرنیشان محصول و خودشان با

و شغلشان با خودشان،‏ با هم همیشه حتی

و تعارض در خودشان گروه‏ و جامعه بیشرت

بسیار زمانی هرن در آماتورها تعداد اینکه جالب ستیزاند.‏ در دش کمرت و کمرت مدام افسونزدایی هامن با و بود حرفهایها از منیرسد.‏

صفر خود به هیچگاه صفر،‏ به میلش متام با تابع این اما سلب

انسان از اندیشیدن مگر منیمیرد هیچوقت هرن در آماتوری جنس

از را ناطق فصل انسان برای میتوان صورت آن در که شود،‏ هرن

دربارهی داشتیم اینجا اما حرفها این متام با برداشت.‏ حیوان مطلوب

نقش دنبال که من برای پرسش

هستم،‏ حرفهها همهی هرنمند

از چرا که است این انتظار

مطلوبی نقش چنین فضای

در یعنی میرود؟ نیست

معنادار مدرن اجتامعی کنیم

متامیز را حرفه یک که کار

میتواند کنیم احساس و بقیه

از که دهد انجام ویژهای برمنیآید.‏

فکر

پرسیدم:(‏ تعریض به فقط من پس میزدیم.‏ گپ حرفهای کرده،‏

پدیدهها سایر در که چونان افسونزدایی این هنوز منیکنید است؟

نشده کارگر هرن در این

از حکایت اصالً‏ نشانهها است.‏ این ما تصور صدیقی:‏ بهرنگ اینکه

با که است بهگونهای هرن در رسمایه مناسبات دخالت ندارد.‏ نباشد

بدتر اوضاع اگر که میدانیم ما همهی اما نداریم رقم و عدد در

که پیچیدهایم حیطه این دور زرورقی یک انگار اما نیست.‏ بهرت حرفههای

همهی پیش را حرفه این و کنیم باز را آن باید اول قدم یک

حاال خب،‏ گفت میشود که است آن از بعد بگذاریم.‏ دیگر جز

نقشی که بکند میتواند کار چه خودش حرفهی ابزار با انسان دوخ بهخودی جامعهشناسبودن باشد؟ داشته حرفهای نقش آن طویلی

و عریض دستگاه کارمندان ما همهی نیست.‏ ویژهای چیز متام

در قضا از کارایم.‏ مشغول رسمایه انباشت جهت در که هستیم این

ولی دارند،‏ مشکل موضوع این با که هستند کسانی هم حرفهها هم

جهان همهجای در نیست.‏ هم پیچیدهای چیز است.‏ گریزناپذیر در

است،‏ دیگری جور ایران در رسمایهداری نظام شکل حاال هست.‏ باید

اول ما است.‏ ثابت قضیه اصل ولی دیگری،‏ جور دیگر جای یک کرد.‏

میشود کاری چه حاال خب ببینیم بعد بپذیریم،‏ را این رد داریم حرفهای اینکه بهمحض ما همهی یعنی آجرلو:‏ داوود همهی

یعنی اینجوری و دخیلایم؟ رسمایهداری نظام چرخ گرداندن نقش

انسان نابودی و هستی نابودی و زیست محیط نابودی در ما داشت؟

منیشود دیگری نقش داریم.‏ باید

است جنایت اگر و دخیلایم،‏ ما همهی بله،‏ صدیقی:‏ بهرنگ کنیم

باز را زرورق آن و باشیم روراست و بفهمیم را این اگر پذیرفت.‏ کنیم

فکر صادقانه میتوانیم بعد شویم،‏ مواجه عریان واقعیت با و هم

دیگری امکان آیا موقعیت این در ببینیم اجتامعی

نقشهای بین میتوانیم آیا داریم؟ بعضی

با مقابله جهت در و کنیم تفکیک مرض

و مخرب تاثیرات و گراها و رویکردها دست

حارض حال در اما نه؟ یا کرد حرکتی است.‏

آلوده ما همهی و

کجا اصالً‏ حرفهای هرنمند آجرلو:‏ داوود رفتار

چرخه این از خارج میتواند چگونه چنین

حرفهای هرن فضای در اساسا آیا کند؟ مناسبات

با مقابله امکان یعنی امکانی دارد؟

وجود رسمایه جامعهشناسی

سنتهای در صدیقی:‏ بهرنگ نظام

یعنی ما،‏ میگویند وبر.‏ همین مثل نه.‏ میگویند خیلیها ار جامعه ابعاد همهی که ساختهایم آهنینی قفس رسمایهداری،‏ روابط

در هم را آن مصداقهای و نشانهها است.‏ کرده بوروکراتیزه ببینیم.‏

میتوانیم باشد هم شخصی که هرچقدر خودمان اجتامعی محاسبات

در دوستی،‏ گروه بیمعناشدن در روابط،‏ فرمالشدن در این

هجوم بچهدارشدن.‏ و ازدواج در حتی جا همه در و عقالنی 13

12



منحرص

فقط مدرن دنیای در اجتامعی فضای بوروکراتیزهشدنِ‏ موج خودمان

زندگیهای در را این بلکه نیست،‏ دولت و حکومت به ما

نیست.‏ فراری راه میگوید وبر نگاهی چونین با میبینیم.‏ هم البته

دادهایم.‏ قورت هم را آن کلید و افتادهایم آهنی قفس این در روی

پیش پروژهای ولی نیستند بدبین اینقدر که هستند هم دیگرانی مثل

کسانی نیست.‏ سادهای چیز چندان آن تحقق که گذاشتهاند ما بنیادی

انقالب از صحبت وضعیت این از شدن خالص برای مارکس نظام

که اجتامعی نظام ساختاریِ‏ و بنیادی تغییر یعنی میکنند،‏ دیگر

بهگونهای یعنی میطلبد.‏ را تازهای طبعاً‏ روابطِ‏ و تازه هنجاری مثالً‏

که است دیگری پیشنهاد اجتامعی همبستگیِ‏ یا کردن،‏ زندگی پیوند

نوع میگوید یعنی برمیآید.‏ آن ایدههای و دورکیمی سنت از و آورده پیش را وضعیتی چونین که است بهگونهای هم با آدمها در

که کرد فکر باید حاال و برده بین از را قبیلهای و صنفی روابط و انجمنمحوری با مثالً‏ کرد؟ احیا را آنها میتوان چگونه مدرن دنیای دست.‏

این از چیزهایی و محلهمحوری هرنمند

ولی است،‏ همه برای پیشنهادی نسخهی این آجرلو:‏ داوود میتواند؟

نباشد.‏ رسمایه نظام مسیر در منیتواند که ای حرفه احیای

میتواند اول قدمهای دستکم ولی نه.‏ صدیقی:‏ بهرنگ نقشی

در یعنی عملکردن.‏ دیگری جور برای تخیل باشد.‏ تخیل گونهای عمل

دیگر پیامدهای با دیگر بهگونهای میتوانم چگونه هستم که تفاوتی

کاسب من با هرنمند من موقعیت دیگر حیث این از کنم؟ جامعهشناسی

تخیل من برای دستکم بحث این کلیدی نقطهی ندارد.‏ جامعهشناسی

تخیل داریم کم که چیزهایی از یکی حداقل یعنی است.‏ در

تصور و تخیل با تفاوتی تخیل جنبهی از که تخیل گونهای است.‏ از

صحبت است جامعهشناسی تخیل از صحبت وقتی اما ندارد،‏ هرن چیزی

دیگر.‏ بهگونهای نقش ایفای است.‏ دیگر گونهای به عملکردن است.‏

تخیل این احیای یا تقویت بود،‏ امیدوار آن به بتوان شاید که اینکه

ضمن و میشنوم را اصطالح این است بار ‏)اولین آجرلو:‏ داوود هیچ

تقریباً‏ اما دیگر،‏ ناآشنای مسیر یک با آشنایی از خوشحالام تخیل

این میپرسم(‏ هم همین برای ندارم.‏ آن دربارهی تصوری ایدهای بدهد؟

انجام کاری چه است قرار ریشهی

اجتامعی مسائل که بفهمیم را این باید ما صدیقی:‏ بهرنگ هرن

تولید سطح در مثالً‏ سطحی هر در اگر فردی.‏ نه دارند اجتامعی در

ریشه نه دارند اجتامعی مسائل در ریشه اوالً‏ مواجهایم،‏ مسائلی با نداریم

رضایت آن از ما که است بهگونهای حرفهای هرن جریان اگر ما.‏ است.‏

دخیل آن در هرنمندان تکتک از بیرون چیزی که بفهمیم باید باید

را این کرده،‏ درست را فضا این که هست دمودستگاهی یک ریشه

اجتامعی مسائل اگر که بفهمیم باید آن بعد بالفاصله و بفهمیم یعنی

است.‏ اجتامعی فضای در هم آنها حل راه دارند اجتامع در و چاقام اگر من برمنیآید.‏ هرنمند من از معضلها این درستکردن میافتم،‏

تردمیل روی دویدن و باشگاه فکر به رسیع نباشم میخواهم اول

و است من چاقی باعث که هست من از بیرون چیزی یک اما حلهای

راه این که است این سوم قدم کند.‏ تغییر باید وضعیت آن هن میتوانند تشکلها فردی.‏ نه میگذرد جمعی مسیر از اجتامعی میتواند

هم انجمنمحوریها همین چه اگر فردی.‏ بهصورت من کند

حرکت رسمایهداری نظام هامن راستای در و شود بوروکراتیزه که

است کاری این بود.‏ برحذر آن از میتوان چگونه اندیشید باید که پیوندهای

متام که رشایطی یعنی دهیم.‏ انجام باید هم بدرشایطی در یتح است.‏ بینرفنت از حال در روزبهروز و یکییکی اجتامعی را

دست این از چیزهایی و دوستی جمعهای خانوادگی،‏ جمعهای به

حتی پیوندی هر با کرد.‏ احیا منیشود داشتیم اواخر همین تا که بیبهانه

حتی یا کتابخواندن و فیلمدیدن مثل فرهنگی بهانههای و دومی به بتوانیم،‏ یکبار و شویم جمع هم دور منیتوانیم هم منیرسد.‏

سومی هرنمند

بگویید میخواهید باشم فهمیده درست اگر آجرلو:‏ داوود لیخت یک بای غیرحرفهای بهصورتی و گهگاه میتواند حرفهای نظام

مسیر در آنچه جز نقشی بتواند تا باشد داشته اجتامعی کند؟

ایفا هم دارد رسمایه من

میتواند.‏ حرفهها سایر در که سیاقی هامن به بله،‏ صدیقی:‏ اب مینشینم مثالً‏ است،‏ تدریس که حرفهم از فارغ هم جامعهشناس میتواند

که چیزی میزنم.‏ گپ مشرتکامن دغدغههای دربارهی شام جدا

حرفهش مرض کارکردهای و پیامدها از را حرفهای انسان هر فضای

یک به متعلق که بداند باید است.‏ جامعهشناسی تخیل کند،‏ مسائلی

هستند جمع آن مسئلهی که مسائلی همهی و است اجتامعی آنها

به باید و است مسئول آنها به نسبت هم او که هستند هم

او دامنگیر مسائل آن پیامدهای که بداند باید کند.‏ رسیدگی خود

به آن پیامدهای نشود دگرگون اجتامعی فضای این اگر و هست چیزی

داریم.‏ کم که است چیزی این میزند.‏ آسیب هم هرنمند این تبدیلش

و بکشد بیرون حرفهای فضای آن از را هرنمند میتواند که هم

این است.‏ جامعهشناسی تخیل غیرحرفهای،‏ هرنمند یک به کند کدام

در من کار بفهمم باید ثانیاً‏ و منیافتد اتفاق خودبهخود اوالً‏ آیا

میریزد؟ آسیاب کدام به آب و است مسیر در

هم من شخصی و طبقاتی و گروهی منافع فکر

این به باید نشده؟ یا شده لحاظ کار این فضای

این در را خودم اگر و نکنم اگر و کنم ندارم.‏

اجتامعی تخیل یعنی نبینم،‏ جمعی فرق

غیرحرفهای یا باشم حرفهای یعنی و رد مهرهای بهعنوان فقط حال هر به منیکند،‏ این

میکنم.‏ عمل رسمایهداری نظام چرخهی مطلوب

پیامدهای بدون حرفهای هرن یعنی نیست.‏

ممکن رسمایهداری نظام اجتامعی

تخیل این گاهی اما آجرلو:‏ داوود با

مقابله جهت در اینکه با است ممکن من میکند

عمل کشورم داخل رسمایهداری نظام باشد.‏

بزرگتری رسمایهداریِ‏ نظام راستای در ناگزیر،‏ و درست اما،‏ نظامهای

منافع بین تعارضاتی پایین سطوح در که است طبیعی هر

به ناگزیر هرنمند اینجوری و دارد وجود مختلف رسمایهداری است.‏

آنها از یکی دام در برود سمتی در

که مرزها از خارج تنها نه خودکردن مالِ‏ ببینید صدیقی:‏ بهرنگ افتاده

جا کمکم هم خودمان کشور همین درون نظامها،‏ درون مطلوب

به مصادره میشود حربهها اقسام و انواع به یعنی است،‏ خأل

در میشود غیرحرفهای یا مستقل هرنمند از صحبت وقتی کرد.‏ جزیرهای

یک در برویم که نیست این حل راه منیکنیم.‏ صحبت همین

ماجرا کنیم.‏ تعریف خودمان بین دیگری اجتامعی مناسبات خودم

طبقاتی مناقع و تعلقات در را خودم باید من باشد.‏ باید جا هیچ

طرف اینکه نه نیست.‏ چی هست من نفع به چی ببینم ببینم.‏ است،‏

مهم بگیرم را طرف کدام اینکه اما نگیرم،‏ را چیز هیچ و کس فیلمی

سینام در مثالً‏ نگیرد.‏ را طرفی هیچ هرنی اثر منیشود وگرنه و متیز و شیک بسیار آشوبها،‏ آن و شصت دههی در که داریم که

ولی شده،‏ کار شاعرانه مثالً‏ و عجیب تصویرهای با و استعاری تصور

شاید میکند.‏ سیر کجاها فیلمسازش نیست معلوم اصال چی؟ اتفاقا،‏

نه ولی است خنثی و منیگیرد را طرفی فیلمی چونین کنیم نکنی

کاری است بهرت بلوا و آشوب این در میگوید دارد کار هامن عرفانی

شبه فضاهای این چه.‏ و چه و باشی منفعل و بنشینی و بیطرفاند

بهنظر اینها میآید؟ کجا از میشود زیاد هم مدام که جامعهشناسانهاند.‏

تخیل تخریب راستای در قضا از و نیستند ولی هر

در بروم.‏ ور خودم با بنشینم من است،‏ غوغا بیرون که چه یعنی بازمنایی

سیاست یک بر مبتنی هرن است.‏ هرن بطن در بازمنایی حال گونهای

به را چیزی دارد هرنمند نخواهد.‏ هرنمند اگر حتی است دید

باید میگیرد.‏ که است طرفی هامن گونه،‏ آن و کند می روایت هم

من برای آسیاب این آیا میگیرد؟ نظر در را طبقه کدام منافع هک نیست چیزی من طبقهی یا من منافع منیچرخد؟ یا میچرخد جهان

تهدیدهای از بعضی ببینید باشد.‏ برشیت منافع به بیربط گذشته،‏

طبقه دو یکی از کار یعنی هستند.‏ شخصی رسامً‏ تهدیدهای رسمایهداری

نظام است.‏ ما تکتک تهدید زیست،‏ محیط تهدیدهای یعنی

تهدیدایم.‏ در ما تکتک که کرده درست دمودستگاهی غریبی

و عجیب چیزهای اجتامعی تخیل لزوماً‏ که است این منظورم است.‏

اجتامعی تخیل همینها نیست.‏ نقش

دنبال که من برای هستم،‏

حرفهها همهی مطلوب از

چرا که است این پرسش مطلوبی

نقش چنین هرنمند فضای

در یعنی میرود؟ انتظار نیست

معنادار مدرن اجتامعی کنیم

متامیز را حرفه یک که کار

میتواند کنیم احساس و بقیه

از که دهد انجام ویژهای برمنیآید.‏

سازوکاری

این در میکنم فکر آجرلو:‏ داوود و

هرنمند شناخت کردید،‏ ترسیم شام که و

روابط از شناختش با هرنمند خود نقش است.‏

تعیینکننده که است منافع شاید

میگویم که چیزی صدیقی:‏ بهرنگ یک

ولی شود وارد آن به هم زیادی نقدهای میکنم

تصور من دارد.‏ سوبژکتیو غلیظ وجه منیتوان

کاری ذهنی مایهی و پایه بدون باشد

وارد موضوع این به اگر نقدی کرد.‏ وجه

یا آگاهی ارتقای با رصفاً‏ که است این این

بدون اما کرد،‏ کاری منیتوان سوبژکتیو باید

که کارهایی از یکی جامعهشناس منِ‏ کرد.‏ کاری منیشود هم گوش

به را خودم صدای کنم تالش نحوی به که است این بکنم داری،‏

جامعهشناسی سالح به نیاز تو که بگویم و برسانم هرنمندان بتواند

هرنمند اگر اینکه یعنی داری.‏ جامعهشناسی تخیل به نیاز که

این نه شود،‏ دورگه و کند اضافه خود به جامعهشناسی رگ یک تأکید

اگرچه بود.‏ خواهد راهگشا بسیار اما است کارساز همین رصفا 15

14



نقش

فقط نه و است الزم هم نقشها بقیهی برای این میکنم هرنمند.‏

کند

کمک هرنمند به بخواهد هم جامعهشناسی البته آجرلو:‏ داوود را

تعلقات هامن و دارد را خودش تعلقات جامعهشناس هر احتامال کرد.‏

خواهد منتقل و

کنیم زندگی خأل در نیست قرار بپذیریم اگر صدیقی:‏ بهرنگ از

که بدهیم حیات ادامهی است قرار اجتامعی فضای همین در میکنند

سعی کدام هر که شده،‏ تشکیل مختلف اجتامعی گروههای برای

نوشت درس طرح یک منیشود باشند.‏ داشته قدرت از بهرهای باید

من داد.‏ آموزش آنها به را جامعهشناسی تخیل و هرنمندان خودم

با همسو که را هرنمندی من احتامال کنم.‏ پیدا را خودم مردم همسو

هرنمند باید دیگر جامعهشناس یک و کنم پیدا باید را است رد که من مثل هستند حرفهای عدهای جامعهشناسها را.‏ خودش با سیاسی

اهداف به و هستند سیاسی کارگزار عدهای هستند،‏ دانشگاه مردممداراند.‏

جامعهشناس هم عدهای و میدهند مشاوره و کمک هن غیرحرفهای جامعهشناس یک بهعنوان آخری این نفوذ حیطهی است

مردم آنها نفوذ حیطهی حکومت.‏ و دولت نه است،‏ دانشگاه یک

یا هدف یک یا طبقه‏ یک خدمت در هرکدام هم هامنها ولی مردمی

جامعهشناس این که است طبیعی هستند.‏ اجتامعی پروژهی دارد

همسویی هرنمند نفوذش حیطهی مردم بین در ببیند میگردد هک را جامعهشناسیای تخیل نه؟ یا کند همراه خود با بتواند که قدرت

از را من گروه و من سهم و است من گروهی منافع با همسو کنیم.‏

پیدا باید میبرد،‏ باال محصول

اینکه از نیست گریزی گویی یعنی این و آجرلو:‏ داوود نباشد؟

سیاسی هرنی،‏ زندگیِ‏

متفاوتِ‏ عرصههای از سیاستزدایی قضا از صدیقی:‏ بهرنگ ما

است.‏ ما گرفتاریهای اصلیترین از یکی هرن،‏ جمله از اجتامعی،‏ این

رانسیر نظر بدهیم.‏ گسرتش کمی هم را سیاست از تصورمان باید موجود

وضع در تغییر و مداخله برای تالش سیاسی،‏ امر که است زندگی

بطن در که است چیزی این است.‏ بالفاصلهای

سؤال اگرچه است.‏ اجتامعی آیا

جهتی؟ چه در تغییر که میآید پیش این

نه؟ یا هست هم من منافع جهت در تصویر

یا اجتامعی زندگی از سیاست تفکیک چشم

در خاک سیاست،‏ از فارغ هرن کردن است.‏

بزرگی دروغ است،‏ پاشیدن جامعت هرنیای

محصول کرد،‏ کاری میتوان مگر این

موضوع کند؟ مداخلهای موجود وضع در که این بدون کرد تولید تقویت

و تثبیت جهت در میبرد؟ کجا را ما مداخله این که است سیاسی

کار هرنی کار حتام میکند؟ دیگری کار یا است موجود وضع بهنظرم

غیرسیاسی امر یک بهعنوان حیطه این بازمناییِ‏ این است.‏ است.‏

بزرگی دروغ اب را غیرحرفهای هرنمند من است.‏ گفتگو پایان ‏)اینجا آجرلو:‏ داوود زندگی

از سیاست تفکیک هرن

کردن تصویر یا اجتامعی در

خاک سیاست،‏ از فارغ است،‏

پاشیدن جامعت چشم است.‏

بزرگی دروغ من

اندیشهی به معطوف تعریفِ‏ چون منیدانم،‏ یکی مستقل هرنمند هرنمند

برابر در و کنم ستایش را آماتور هرنمند میشود باعث هرن از چیزی

و میکنند فکر آماتورها را.‏ مستقل هرنمند نه بگذارم،‏ حرفهای ببیند

اجتامعشان و گروه اینکه از فارغ گوشهای،‏ میاندازند طرحی اندیشه

ساحت در ارزشی اگر طرح این چیز،‏ این نه.‏ یا بپسند یا میبَردَش

بهفکر و میگیرد را یکی گلوی جایی روزی باشد داشته نحو،‏

این به آماتور هرن یا واقعی هرن میدارد.‏ وا‏ کاری به را او و بههر

وگرنه بیواسطه.‏ ولی هست هم اجتامعی و سیاسی آری،‏ و

شخصی بگویم بهرت یا فردی هم بسیار آماتور هرن دیگری نحو را

معیارهایش است،‏ غریزی آماتور هرن است.‏ شخصیتش در ارزشش تولیدش

فرایند میسازد،‏ خودش عمر یک در چه و اثر یک در چه جنبهها

این از و است خودش با متناسب و به متعلق کامالً‏ هم هرن

دیگر روی فقط که دارد مستقل هرن با متفاوت پارادیمی بهخاطر

صدیقی بهرنگ دکرت اما است.‏ من نظر این است.‏ حرفهای هرن،‏

از اجتامعی‏ نقش به معطوف و افسونزداییشده تعریف یک

روی دو میگذارد.‏ حرفهای هرنمند برابر در را مستقل هرنمند برخورداراند،‏

واحد اما گران یا ارزان هرچند تولیدِ‏ فرایند از که سکه و است روزآمدی و واحد زیباشناسی اساس بر آنها قواعد و معیارها قدرت.‏

هامن یا پول میشوند:‏ تفکیک هم از واحد امر یک اساس بر نیست

من رویکرد اینکه با هرن به اجتامعی رویکرد این در اما من جامعهشناسی

تخیل مفهوم این بهویژه میگیرم.‏ یاد دارم بسیار اما پررنگتر

هرن در را آن کجاها میپرسم و میگیرد را یقهم بدجور این

اول مستند سینامی در تسلطش بهخاطر که کرده،‏ ملس و دیده شیردل

کامران فیلم اومد"‏ بارون که شب ‏"اون میبرد:‏ را نامها یک

‏"خاطرات خارجیها از یا انور منوچهر فیلم ‏"نیشدارو"‏ یا اخیر

منایشگاههای هم تجسمی دنیای در روش.‏ ژان فیلم تابستان"‏ باید

را همه میداند.‏ تأمل قابل زمینه این در را سیریزی هامیون دکرت

حرفهای پایان در که نکتهای بهخاطر اما ببینم،‏ نو از بروم و هرن به او جامعهشناسانهی رویکرد آخرِ‏ حرف بهنوعی و هست هک بچینم جوری را نوشته این میخواهم است،‏ پدیدهها همهی به از

که دارد مؤلفه دو رسمایه نظام در قدرت بگوید.‏ او را پایانی حرف پس

نزدیم.‏ حرفی اقتصاد یعنی دومی از و گفتیم سیاست یعنی اولی دیگر

که را اقتصاد است،‏ سیاسی کار الزاماً‏ هرنی کار اگر میپرسم(‏ امروزه

کرد.‏ جدا حیطه این از منیشود اصالً‏ مستقل

حاال میگویند هم را مستقل سینامی باید

اقتصادی مشاورهی ولی باشد،‏ است چه

در و چگونه تولید بودجهی بگوید و باشد نظر

از را کار حاصل میتواند تناسبی و اندازه چه

جامعهشناسی نگاه کند.‏ بهرصفه اقتصادی منابع

با میتواند اصالً‏ حرفهای هرن میگوید؟ نباشد؟

همسو اقتصادیش ابزار

بهعنوان که است گرهگاههایی از یکی اقتصاد صدیقی:‏ بهرنگ و میکند کنرتل را نهایی محصول و میکند عمل قوی بهشدت کنرتل میگوید

که است کنرتل ابزار آن یعنی میبخشد.‏ آن به ویژگیهایی فالن

بتواند تا باشد ویژگیهایی چه دارای منایشگاه این فیلم،‏ این بهرهمند

اتفاق فالن از بگیرد،‏ را ظرفیت فالن باشد،‏ داشته را فرصت نخواهد

هرنمند اگر حتی که است چیزهایی اینها چه.‏ و چه و باشد مصداق

رسمایه منبع کند.‏ عمل رهنمودها این از جدا منیتواند هم کنرتلی

نظام این دارد.‏ وجود اثر از بیرون که است کنرتلی نظام بارز هرنمند

دیگری مکانیزم با دیگری جور منیکند.‏ کار کتک و شالق با حراجیها

و جشنوارهها بکند.‏ باید که کند کاری تا میکند کنرتل را خیلی

هم قصه هستند.‏ مکانیزمها این از روشن منونهی چند فقط کارها

این باید و بچرخد زندگیش باید هرنمند چون است،‏ واقعی این

بیرون آن برود.‏ فروش کارش و شود پخش فیلمش تا بکند را میبرند،‏

خودشان مسیر در را هرنمند و میکنند کار دارند مکانیزمها جامعهشناسی

تخیل به بودن مسلح به نیاز ورطه این از آمدن بیرون درستکردن

بکند.‏ دیگری کار و برود دیگری جای یک به کار که دارد یک

در است.‏ مهم پروژهی یک تخیل این احیای و تقویتکردن و که

است پروژه یک منیشود.‏ محقق حرفه یک محصول یا محصول کرد.‏

باید چه دید و سنجید را ابعادش و رفت باید آجرلو

داوود دکرتی

دانشجوی و 1388 غرب فلسفهی ارشد کارشناسی فارغالتحصیل دانشگاه.‏ مدرس و نویسنده فیلمساز،‏ 1356، فروردین ‏*متولد است.‏

هرن فلسفهی ...

و 1395 ‏"کیمیاشدن"‏ 1392، نیست"‏ واضح فیلم این ‏"صدای 1390، خاک"‏ ‏"لبخند فیلمها:‏ زیرچاپ.‏

ویتگنشتاین(‏ ‏)زیباشناسی زیبا"‏ ‏"کتاب 1394، ‏"چارگوش"‏ کتابها:‏ دانشکدهی

مدرس کنون تا 1392 سال از همچنین او دارد.‏ فعالیت پراکنده بهصورتِ‏ مختلف مطبوعات و رسانهها‏ در کنون تا 1390 از است.‏

مرکز تهران آزاد دانشگاه معامری و هرن 17

16



شد

نویسنده میتوان چطور مور

لوری مرزبان

ملک مهسا برگردان:‏ سینام/‏

بازیگر هرچیزی.‏ بشوید،‏ دیگری چیز کنید سعی اولش مربی

سینام/‏ بازیگر مذهبی.‏ سینام/مبلغ بازیگر فضانورد.‏ خاک

به دماغتان کنید کاری دنیا.‏ جمهور رییس مهدکودک.‏ با

سالگی چهارده در مثال راه،‏ اول هامن اگر شود.‏ مالیده حسابی

رسخوردگی یک عالیست.‏ که دیوار توی بروید رس دربارهی

بتوانید سالگی پانزده در تا دارید الزم زودهنگام و و گیالسی شکوفهی و برکهای برسایید.‏ بلندی هایکوی ناکامی،‏ می

کوهها سمت به که مهاجری پرستوی بالهای روی از باد گذر بدهید.‏

نشان مادرتان به را شعر بشامرید.‏ را هجاهایش رود.‏ بوده

ویتنام جنگ رسباز پرسش منطقیست.‏ و سختگیر مادرتان است

معتقد دارد.‏ رابطه دیگری زن با احتامال هم شوهرش و به

رسرسی نگاهی است.‏ چرکتاب چون باشد قهوهای باید لباس بیاحساس

دونات عین که قیافهای با بعد میاندازد،‏ نوشتهتان ظرفهای

بری ‏"چطوره میگوید:‏ شام به است بیتفاوت و کشوی

در را چنگالها میچرخاند.‏ رس کنی."‏ خالی رو ظرفشویی محبوبش

لیوانهای از یکی اتفاقا میگذارد.‏ چنگالها قاشق است.‏

کارتان الزمهی که رنجیست و درد هامن این میشکند.‏ مبتدیهاست.‏

کارِ‏ انگِ‏ درست کنید.‏

نگاه کیلیان آقای قیافهی به مدرسه انگلیسی کالس توی س مخمّ‏ یک هستند.‏ مهم آدمها قیافهی بگویید خودتان به یک

الاقل بزنید.‏ را زورتان برسایید.‏ صورت منافذ دربارهی سیزده.‏

یازده،‏ ده،‏ نه،‏ بشامرید:‏ را هجاهایش بنویسید.‏ غزل ظاهرا

که بنویسید پیرزنی و پیرمرد دربارهی کوتاهی داستان نشیمنشان

اتاق توی ساچمهای تفنگی مرموزی شکل به شبی عنوان

به را آن کردند.‏ شلیک هم مغز به تصادفی و کردند پیدا را

داستان که موقعی بدهید.‏ کیلیان آقای به ترم آخر تکلیف بسیار

تصاویرتان از ‏"برخی است:‏ نوشته برمیگرداند شام به وقتی

خانه،‏ توی ندارید."‏ پیرنگ از درستی درک اما زیباست،‏ خودکار

با که را او جملهی زیر مداد با هستید،‏ تنها اتاقتان در ‏"پیرنگ

بنویسید:‏ کمرنگ قورباغه خرچنگ خط با نوشته مشکی جوشی."‏

جوش آقای مردههاست،‏ مال بزنیم.‏

حرف بچهداری کار فرصتهای متام دربارهی بیاید اصال برایشان

دارند.‏ دوست را شام هم آنها بچهاید.‏ عاشق شام میکنید.‏

تعریف قصه مردند ابلهانه که پیری آدمهای دربارهی هک میخوانید برایشان اسکاتلند بلزِ‏ بلو شبیه ترانههایی تنشان

خواب لباس که موقعی درست بعد بچههاست.‏ محبوب خواب

در حسابی و برداشتند هم رس از دست باالخره و کردید در

که جنسی رابطهی راهنامی کتابهای متام فرورفتند،‏ ناز میگویید

خودتان با و میکنید رو و زیر را است موجود خانه بکند.‏

را کارها این دارد دوستش که کسی با آدم میشود چطور را

مورفی مک آقای بُوی پِلی مجلهی و نشستهاید صندلی روی کم آقای و خانم که موقعی میبرد.‏ خوابتان که میخوانید پایت

روی مجلهی به میزنند،‏ شانهات روی میرسند،‏ مورفی زمین

میخواهد دلتان میخندند.‏ نخودی و میکنند اشاره را

دارویش تریسی میپرسند ببلعد.‏ را شام و کند باز دهان قول

او به چون خورد بله،‏ که میدهی توضیح خورد.‏ راحت برایش

را بزرگی دخرت قصهی بخورد را دارویش اگر دادید خوشحالی

با آنها میدهد.‏ انجام درست را کارهایش که بگویید عالیه."‏

این ‏"وای میگویند:‏ بزنید.‏

لبخند رانه متبحّ‏ کنید سعی کنید.‏

ثبتنام کودک روانشناسی رشتهی در دارید.‏

اختیاری واحدهای کودک،‏ روانشناسی کارشناس بعنوان علمی

‏»سفر اسم به واحدی بودید.‏ پرندهها عاشق همیشه روز

دو.‏ ساعت پنجشنبهها و دوشنبهها دارید.‏ پرندهشناسی«‏ همه

میبینید میشوید،‏ 134 شامرهء کالس وارد وقتی اول حرف

استعارهها دربارهی و نشستهاند کنفرانس میز یک دور کمرویی،‏

نهایت در بعد،‏ کمی آشناست.‏ برایتان میزنند.‏ و بربید باال را دستتان میآید،‏ باال دارد جانتان درحالیکه کالس

نیست؟"‏ زدن دید همون این معنی ‏"ببخشید،‏ بگویید:‏ انگار

میکنند.‏ نگاه را شام برمیگردند همه و میشود ساکت مثل

بیتفاوت و بزرگ صورت یک – شدهاند نفر یک همهشان میآید

در ریشو آدم یک افتاده.‏ کار از که ساعتی صفحهیِ‏ بگویید:"بله

خالقه؟"‏ نویسندگی کالس میگوید:"اینجا و برنامه

به میدانستید.‏ را این مدت متام البد که انگار درسته."‏ در

اینجا از رس چطور منیدانید کنید.‏ می نگاه واحدتان انتخاب بلند

میخواهید بوده.‏ کامپیوتری اشتباه که ظاهرا آوردهاید.‏ هفته

این نام ثبت صفهای چون منیروید.‏ اما بروید و شوید شاید

بایستید.‏ اشتباهتان پای باشد بهرت شاید طوالنیاند.‏ خیلی گفت:"ما

که پدرتان حرف منظور شاید باشد.‏ این تقدیرتان عرص

عرص این فرانسی،‏ میبریم رس به کامپیوترها دوران در باشد.‏

بوده همین کامپیوتره."‏ ...

با

خوابگاه توی بربید.‏ لذت دانشگاهی زندگی از کنید سعی Lorrie Moore

فالز

گلن در 1957 در مور لورِنا ماری نویسندهی

آمده،‏ دنیا به نیویورک 1985

از و است کوتاه داستان و رمان کسی

چه کتابهای مینویسد.‏ تاکنون کرد،‏

خواهد اداره را فراگ بیامرستان مجموعه

چند و آناگرامز و پلکان ورودی به

کمک زندگی،‏ مثل نامهای به داستان است.‏

نوشته را آمریکا پرندگان و خود پاریس

و نیویورکر در داستانهایش سالگی

نوزده در شدهاند.‏ چاپ ریویو بُرد.‏

را وِنتین«‏ ‏»سِ‏ ادبی مجلهی جایزهی تایمز

نیویورک روزنامهی در نقدی در مور

نوشتهاند:»لوری مور به راجع معارص

نویسندهی مقاومترین حقیقتا بیتلکف

مهربان،‏ خوشفکر،‏ آمریکاست.‏ جذابترین

شاید است.‏ خونگرم و بیشک

اما نباشد خود نسل نویسندهی است.«‏

ماندگارترین و داناترین عقیدهی

نوشنت دربارهی نیز خودش از

میگوید:»نوشنت او دارد.‏ جالبی است.«‏

بهرت بودن نویسنده 19

18



باهوشرتند.‏

شام از بعضیهایشان میشوید.‏ آشنا خوبی آدمهای آخر

تا متاسفانه خنگترند.‏ شام از هم بعضیها که میفهمید میبینید.‏

شکلی همین فقط را دنیا عمر خشن

اتفاق یک روایت خالق نوشنت هفتهی این تکلیف و

گوردون عمو با رانندگی دربارهی داستانی رساغ به است.‏ وقتی

که میروید سالخورده فرد دو دربارهی دیگری داستان بود

شده سیمکشی بد که را مطالعه چراغ یک میخواستند آنها

استاد مردند.‏ و شدند گرفتگی برق دچار اتفاقی کنند،‏ روشن روان

شام نوشتهء ‏"بیشرت برمیگرداند:‏ شام به یادداشت این با را ندارد."‏

تعریفی هیچ پیرنگ به تان توجه اما ست.‏ پرانرژی و هامن

در که مینویسید مردی و زن دربارهی دیگری داستان منفجر

دینامیت با اتفاقی خیلی تنهشان پایین اول،‏ پاراگراف ماست

کیوسک یک بیمهشان پول با دوم،‏ پاراگراف در میشود.‏ داستان

کل شام دارد.‏ هم دیگر پاراگراف شش میخرند.‏ بستنی منیآید.‏

خوشش هیچکس خوانید.‏ می کالس در بلند صدای با را کالس

از بعد است.‏ بد بسیار و ناقص داستان پیرنگ میگویند دارد.‏

ایراد مخت میگوید شام به نفر یک قرار

طبع شوخ آدم یک با بچسبید.‏ کُمِدی به نباشد بد شاید او

به دبیرستان توی خصوصیتش همین بخاطر که بگذارید ویژگی

این به خالق نوشنت کالس در حاال اما بامزه،‏ میگفتید همهی

شود."‏ می بدل کمدی به که نفسی ‏"تحقیر میگویند کار

این دارید که نگویید او به اما بنویسید را جوکهایش اسم

چند قدیمیاش دخرت دوست اسم حروف با میکنید.‏ را ناتوان

و عاجز شخصیتهای متام روی را آنها و بسازید جدید متام

در قدیمیاش دخرت دوست بگویید او به بگذارید.‏ قصهتان و شوخ میتواند چقدر حاال ببینید بعد و هست داستانهایتان هست.‏

او در طبعی شوخ حس چقدر واقعا ببینید باشد،‏ بامزه را

واحد چند میگوید شام به کودک روانشناسی رشتهی مشاور اینهمه

چیزی برای وقتی نگذراندهاید.‏ کارشناسی دورهی در درست

شام بله،‏ بگویید باشید.‏ خربه آن در باید گذاشتید وقت میگویید.‏

همچنان

همه خالق،‏ نوشنت سمینارهای در بعد سال دو تا میکنند:"جواب

مطرح تکراری سوالهای و میکشند سیگار کلیشه

‏"این بدیم؟"،‏ اهمیت شخصیت این به باید ‏"چرا میده؟"،‏ هاست.‏

همین سوالها مهمترین انگار ساختی؟"‏ خودت رو کپیهای

دارند همه که موقعی شامست،‏ نوبت که روزهایی نگاه

کالس به امیدوارانه میکنند رو و زیر را پیرنگ یک از شام بعد

و میآیند قوسی و کش میکنند،‏ نگاه شام به هم آنها کنید.‏ میزنند.‏

مهربانانهای و شیرین لبخند دوست

بگذرانید.‏ تنبلی و افرسدگی به را مدید مدتهای پیشنهاد

اتاقیتان هم دهد.‏ می دوچرخهسواری پیشنهاد پرستان را

خودتان گویند می بهتان میدهد.‏ جدید پرس دوست یک ادامه

نوشنت به همچنان شام اما کنید،‏ کم وزن و کنید ناقص است،‏

جدید مطلب یک نوشنت گرو در شام خوشبختی بدهید.‏ تپش

به شدیدا قلبتان و کرده عرق بغلتان زیر که شب،‏ نصف که

شامیید فقط ندیده.‏ کسی هنوز که چیزهایی آن از افتاده،‏ کنید

می تجربه را رسخوشی بکر و شکننده کوتاه،‏ لحظههای آن کنید.‏

کار چه باید بفهمید هستید.‏ نابغهای چه میفهمید وقتی اما

میشوند ناراحت مهدکودک بچههای بدهید.‏ رشته تغییر یک

توهم،‏ یک شدید،‏ میل یک میخواند،‏ فرا را شام چیزی چیز

عاشق شام گفت می مادرتان که هامنطور بد.‏ عادت میشوید.‏

اشتباهی زا که سوالهاییست اینها میآید؟ کجا از نوشنت نوشنت؟ چرا یا:‏

میآید؟ کجا از خاک سوالها:‏ این مثل میپرسید.‏ خودتان فلج

من برادر چرا پس دارد وجود خدا اگر یا:‏ هست؟ جنگ چرا است؟

مثل

است،‏ دستتان دم همیشه که سوالهاییست اینها به

خالق نوشنت استاد که سوالهاییست اینها ویزیت.‏ کارت در

اما است خوب خاطرات دفرت کردن پر برای میگوید شام نیاورید.‏

داستانتان میکند.‏

تاکید تخیل قدرت بر نویسندگی استاد امسال پاییز تابستان

نیکهای پیک از مطول توصیفی داستانهای یعنی رشوع

رئال موضوع یک با شام میخواهد منیخواهد.‏ گذشته شام

از نوترکیب.‏ دی.ان.ای مثل بدهید.‏ تغییرش بعد اما کنید باد

بگذارید درآورید،‏ حرکت به را تخیلتان کشتی میخواهد است.‏

شکسپیر قول نقل این بیفتد.‏ بادبانهایش توی بینظیر

مترین بگویید،‏ را بینظیرتان ایدهی اتاقیتان هم به به

راجع معارص.‏ زندگی در ملویل استحالهی تخیل:‏ قدرت نیویورک.‏

روچسرت در عمر بیمهی هرکی هرکی دنیای و شیدایی شوهر

یک بعد کن،‏ صدا فیشمیل مرا میشود:‏ این اولش خط تصویر

به را ریچارد اسم به میانسالی بحران دچار شهرستانی را

او بامزهاش و شوخ همرس است افرسده مدام چون که میکشد دیک،‏

‏"موپی بگویید:‏ اتاقیتان هم به میکند.‏ صدا دیک موپی صورتش

میکند،‏ نگاه شام به اتاقیتان هم شد؟"‏ چی گرفتی مثل

میآید،‏ طرفتان به است.‏ سفید بزرگ کلینکس یک مثل مثل

میاندازد.‏ خستهتان های شانه روی را دستش رفیق یک بریم

بیا فرانسی،‏ کن میگوید:"گوش آهسته درمانها گفتار بزنیم."‏

گنده آبجوی یه و بیرون میکنید

حس ندارند.‏ دوست هم را این همکالسیهایتان بگویند:"باید

و بخورند افسوس حالتان به دلشان توی نکند داستانش

قصه این االن بپردازی.‏ میافته داره که اتفاقی به کجاست؟"‏

دربارهی

نوشنت شیفتهی نویسندگی،‏ استاد بعدی سمینار در میدانی

که چیزهایی از باید میشود.‏ شخصی تجربیات است،‏

مرگ دنبال افتاده.‏ اتفاق برایت که چیزهایی از بنویسی،‏ ظرف

کن.‏ فکر افتاده برایت که اتفاقهایی به نیک.‏ پیک دنبال و

پدر رفت؛ بین از بکارتت افتاد:‏ برایت اتفاق سه سال سه مرز

مایلی ده در جنگلی از برادرت و شدند؛ جدا هم از مادرت کنج

بر دامئی پوزخندی و خانه،‏ برگشت کفل نصف با کامبوج کرد.‏

خانه لبش دردم

کرد،‏ باز برایم جدیدی فضای بنویس:‏ اول اتفاق دربارهی آدم

دیگر من نبود.‏ من مال که صدایی با کشیدم،‏ فریاد و آمد میشوم.‏

خوب اما نیستم قبلی بنویس

مسن زوج یک از تابی و پرآب داستان دومی دربارهی مجهول

زیرزمینی مین یک به اتفاقی آشپزخانهشان وسط که بگذار:‏

را اسمش میشود.‏ دعوایشان هم با تصادفا و برمیخورند آید.‏

پیش چه تا وجود

توصیفش برای کلمهای ننویس.‏ چیزی هم آخری دربارهی برایش

کالمی منیتوانی کشد.‏ می سوت تحریرتان ماشین ندارد.‏ کنی.‏

پیدا مینویسی؟

تو میگویند:"عه،‏ دبیرستان دورهمیهای در یک

و نوشیده خرخره تا که هم اتاقیات هم چی؟"‏ دربارهی و

میآید در نزده لب هم شور بیسکوییت به و خورده پنیر ذره خنگش

پرس دوست به راجع همیشه این خدایا،‏ ‏"وای میگوید:‏ مینویسه."‏

هایی

منت نویسندهها همهی که میگیری یاد زندگی در بعدها منیفهمد،‏

درست را منظورشان کسی که بیدفاعند و مکشوف گفته

بهشان که را چیزهایی و را چیز همه نباید دلیل همین به ادبی

نقد از درجه این به شام حال این با کنند.‏ باور میشود کسی

وقتی که هامنطور ‏"نخیرم."‏ بگویید:‏ و کنید لج نرسیدهاید.‏ اوبوا

کالسهای عاشق اینکه به کرد متهمتان چهارم کالس در این

کنند مجبورتان واقعا مادرتان و پدر بود نزدیک و هستید بروید.‏

را کالس از

رصفا ندارید،‏ عالقه خاصی موضوع هیچ به که کنید ارصار چون

عالقهمندید،‏ هجاها به و میآید خوشتان زبان موسیقی بعد

روح.‏ نفس مغز،‏ سلولهای هستند،‏ شعر اتمهای هجاها بزنید.‏

زل نوشیدنیتان پالستیکی لیوان به برود.‏ گیج رستان سر انگار میشود،‏ محو صدا ‏"هجاها؟"‏ میپرسد:‏ کسی میشنوید سس.‏

آرامبخش سفیدی توی میرود و میخورد چیزی

اصال یا بنویسم.‏ چیزی چه دربارهی باید بپرسید خودتان از باشد

داشته وجود چیزی چنین حتی اگر یا دارم.‏ نوشنت برای دقیقه

ده از افکار این باشد.‏ داشته گفنت ارزش که هست چیزی میکند.‏

الغرتان پاشو،‏ بشین حرکت مثل نشود؛ بیشرت روز در رویش

دارد،‏ ربط زیرشکم به آخر اول نوشنت که میخوانید جایی میکند.‏

اذیتتان نکنید.‏ درنگ میشود

چشمتان زیر گودی متوجه میآید.‏ دیدنتان به مادرتان شام

به پیچیده قهوهای دستاملی توی را آن که قهوهای کتابی و بشویم.‏

اجرایی مدیر یک چطور است:‏ این عنوانش میدهد،‏ برایتان

هم بودید خواسته او از که را کودکان اسمهای کتاب دلقک

و مسن معلم داستانیتان،‏ شخصیتهای از یکی آورده؛ و

میدهد تکان را رسش مادرتان دارد.‏ الزم جدید اسم مدرسه،‏ اطفال

روانشناسی کارشناسی یادته فرانسی،‏ ‏"فرانسی،‏ میگوید:‏ 21

20



میخوندی؟"‏

بنویسم."‏

دارم دوست من بگویید:"مامان،‏ بنویسی."‏

داری دوست که معلومه البته.‏ میگوید:"معلومه.‏ داستانی

موسیقی رشتهی ملنگ و گیج دانشجوی یک دربارهی بود،‏

عینکی که هامنی ‏"شوبرت بگذارید:‏ را اسمش و بنویسید اتاقیتان

هم چند هر منیآید،‏ در آب از محرشی چیز درسته؟"‏ به

اتفاقی مترین اتاق در ویلن نوازندهی دو که قسمت آن از و میکند باد را آدامسش میآید.‏ خوشش میافتند هم جان گذاشتم."‏

قرار ویلن نوازندهی یه با بار ‏"یه میگوید:‏ و میترکاند به

میتوانید برداشتهاید.‏ هم دیگری واحدهای خوشبختانه خواستگاریهای

و نوزدهم قرن هستیشناختی مشکالت اسم

به چیزی شکل کروی نرمتنان برخی بزنید.‏ گریزی بینتیجه آمیزش،‏

هنگام به نر پای هشت مثال دارند.‏ بازو"‏ با مثل ‏"تولید دهد،‏

می قرار ماده پای هشت بدن درون را بازویش یک انتهای شناسان

زیست شود.‏ می کنده بازویش انتهای کار این با و خوشحال

هفتم".‏ گذاشتهاند:"آسامن را عمل این اسم دریایی فقط

که باشید خوشحال میدانید.‏ را چیزها این که باشید کنید.‏

نامنویسی حقوق مدرسهی در نیستید.‏ نویسنده خرده

از پر کنید درست پوشهای مبکید.‏ رسفه قرصهای خالء.‏ ریز.‏

میشود.‏

تاریک یکوری پلکی توطئه.‏

مثابه به دنیا میشود.‏

اتوبوس سوار زنی احتاملی؟ پیرنگ گذاشته.‏

قالتان طرف و گذاشتهاید عاشقانه قرار کنید فرض هاوارد

هتل در بنوشید.‏ قهوه عامله یک هستید که خانه آنجا

بودید،‏ که آنجایی ببینید دهید.‏ سفارش کلم ساالد جانسون نقشه

یک روی خیس آبنبات شبیه چقدر میروید دارید که هستید."‏

اینجا ‏"شام میگوید:‏ مِنو پشتِ‏ رسخِ‏ ستارهی – است از

است سفید خالی کاغذ برگهی مثل که قیافهای با پرسی گاهی بگویید

میشوند.‏ مایوس هم نویسندهها آیا میکند سوال شام البته

بگویید میشوند.‏ هم وقتها بعضی و میشوند گاهی نیست.‏

اطفال فلج مثل موهای

به بعد میگوید:"جالبه".‏ و میزند لبخند پرستان دوست و کردنشان،‏ صاف به میکند رشوع و میکند نگاه دستش خاص.‏

جهت یک به همیشه این

عمدهترینش اما میافتد.‏ زیادی اتفاقهای بعد،‏ به اینجا از در

نروید،‏ حقوق مدرسهی به میگیرید تصمیم باالخره است:‏ برای

که میکنید این رصف را عمرتان از زیادی بخش عوض به

گرفتید تصمیم آخر رس که شد چه بدهید توضیح آدمها روی

نوشنت به دوباره جورهایی یک نروید.‏ حقوق مدرسهی از

رس شاید بروید.‏ تکمیلی تحصیالت رساغ به شاید میآورید.‏ شبانهی

دورههای در و بیاورید در غریبی و عجیب کارهای متام

و شوید رمان نوشنت مشغول شاید کنید.‏ رشکت نویسندگی روز

طول در که خصوصی شخصی اعرتافات و زیرکانه حرفهای را

تعادلتان و آشنایان دوستان،‏ احتامال بنویسید.‏ را میشنوید میدهید.‏

دست از که

میگذارید قرار آنهایی با حاال زدهاید.‏ بهم پرستان دوست با عشقم."‏

باش من میزنند:"با داد دارم"‏ ‏"دوستت گفنت جای به میخورد.‏

نوشنتتان درد به این آدم

کردهاید.‏ متام بیش و کم را اولیه نویس دست زود یا دیر ‏"رشط

میگویند:‏ و میکنند نگاه آن به عجیبی آشفتگی با ها نه؟"‏

بوده ذهنیت فانتزی همیشه شدن نویسنده میبندم های

فانتزی متام بین بگویید میشود.‏ خشک چوب مثل لبتان اولتان

فانتزی بیست جزو حتی شدن نویسنده دنیا،‏ موجود روانشناسی

متخصص میخواهید بگویید بهشان نبوده.‏ هم میبندم

‏"رشط میگویند:‏ و میکشند آه وقت آن شوید.‏ کودک یک

مثل که بگویید و کنید اخم نداره."‏ حرف بچهها با رابطهت هستید.‏

برّا تیغ بخرید.‏

بهادار اوراق کنید.‏ ول را کارتان کنید.‏ رها را کالسها را

دوستانتان متام نشانی آرام آرام دارید.‏ وقت دنیا یک حاال بنویسید.‏

جدید یادداشت دفرتچهی یک توی 1(

اساسا

دارد،‏ مختلفی نسخههای آهنگ این در

و است اسکاتلند فولک های آهنگ از ساکسیفون

با متاما و شده ساخته 1801 سال نسخههای

در شود.‏ می نواخته ترومبون یا در

اما دارد شعر هم کلمهای چند قدیمیتر من

است.‏ کالم بی موسیقی مدرن نسخههای را

کاملش نسخهی نتوانستم جستجوهایم در کنم.‏

پیدا 2(

عهد

انجیل از جملهای با شوخیست و اشاره صدا

اشمیل)اسامعیل(‏ مرا میگوید که عتیق دیک

موبی رمان شخصیت همینطور و کن.‏ کشتی

یافتهی نجات تنها و راوی که نام به است.‏

پیکوئود متولد

و رادیو و تلویزیون مجری نویسنده،‏ روزنامهنگار،‏ مرتجم،‏ تحصیل

انگلیسی زبان مرتجمی رشتهی در تهران،‏ در 1353 سال است.‏

کرده آغاز

مطبوعات با را خود همکاری حرفهای بهطور 1375 سال از هفتهنامهی

فیلم،‏ ماهنامهی جمله از مختلف نرشیات با کرد.‏ داشته

همکاری زن روزنامهی و جامعه امروز،‏ صبح سالم،‏ مهر،‏ است.‏

کرده کار معروفی نارشان با مرتجم عنوان به همزمان و ادبی

و سینامیی نرشیات در مرزبان ملک مهسا ترجمههای شوکران،‏

داستان،‏ کارنامه،‏ سینام،‏ صنعت ماهنامهی شدند.‏ چاپ او

ترجمههای که بودند نرشیاتی جمله از دیگر نرشیات و آزما عنوان

با ترجمهاش کتاب اولین 1376 سال در کردند.‏ منترش را ‏»صد

مجموعهی در برگامن اینگامر نوشته الکساندر«‏ و ‏»فانی بیش

تاکنون او از شد.‏ منترش نی نرش فیلمنامه«‏ صد سینام،‏ سال دو

و شده منترش هرن و ادبیات حوزهی در کتاب عنوان سی از دارد.‏

چاپ زیر نیز تازه عنوان 23

22



نویسنده

ِ صدای

فکری

رضا با گفتگو جغرافیایحرفه

فکری

رضا دههی

نیمهی از و است الکرتونیک رشتهی درسخواندهی آمد.‏ دنیا به شهرری در 1353 سال گفتوگوهای

و نقدها یادداشتها،‏ سالها این طی است.‏ آورده روی نوشنت به شمسی هشتاد منتقد

عنوان به ادبی،‏ نقد نشستهای در و است شده منترش مجالت و نرشیات در او ادبی را

اقلیم«‏ ادبی»هفت جایزهی دبیری و آفتاب«‏ تحریریهی»مشق دبیری است.‏ داشته حضور انجمن

عضو فکری رضا است.‏ داستان«‏ ادبی»کافه سایت رسدبیر هماکنون و داشته عهده به داستاننویسی

تدریس به انجمن این روایتپژوهی حلقهی در و بوده ایران ادبی نقد علمی میپردازد.‏

خالق در

که مروارید نرش از بودیم«‏ ایستاده جایی بد ‏»ما رمان به میتوان او منترششدهی آثار از که

نریز«‏ هم به را ‏»چیزی داستان مجموعه همینطور و شده عرضه کتاب بازار به 1398 سال کرد.‏

اشاره است،‏ شده منترش افکار نرش توسط و 1391 سال در

سالهاست که کسی عنوان به شام نظر از کاغذچی:‏ مرز

است،‏ فعال روزنامهنگاری و داستاننویسی زمینهی کجاست؟

بودن حرفهای و حرفه بین که

رشتهای در کافی تخصصی دانش داشنت که نیست شکی فکری:‏ باید

حرفهای فرد هر که است مولفههایی اولین از میکنید،‏ کار در

دانش این ارتقاء به هم عمیقی تعهد البته و باشد داشته را آن آموخته

گذشته در را مهارتی است ممکن شام کند.‏ ایجاد خودش و

باشد کرده اساسی تغییرات سالها طی مهارت این اما باشید کی عنوان به شام باشد.‏ داده رخ آن در عمدهای بهینهسازیهای مداوم

فراگیریِ‏ وضعیت در و کنید بهروز را خود باید حرفهای باید

است.‏ میان در هم دیگری مسئلههای البته باشید.‏ داشته قرار سر وعدههایتان به و باشید اعتامد قابل خود همصنفان برای پیشهی

دشواریهای با مواجههی در همینطور کنید.‏ عمل وقت از

و موثر حل راه یافنت بر و نشوید بهانه به متوسل نظر،‏ مورد پرنسیپتان

باید اینکه ضمن شوید.‏ متمرکز موانع،‏ برداشنت میان خودتان

برای که ارزشهایی از رشایطی هیچ تحت و کنید حفظ را اطالعاتی

اگر و باشید فروتن باید نکشید.‏ پس پا کردهاید،‏ تعریف مسئولیتپذیر

باید کنید.‏ پرهیز نظر اظهار از ندارید،‏ زمینهای در دایرهی

از جایی اگر و بایستید دادهاید انجام که کاری پای و باشید و

باشید داشته را الزم شهامت و صداقت شدید،‏ خارج انصاف بپذیرید.‏

رصاحت به را خود خطای ای

حرفه تعریف که میرسد نظر به اینطور کاغذچی:‏ فالن

در نویسنده،‏ فالن مثال میشود.‏ جغرافیا شامل بودن را

معاشاش هزینهی نوشنت طریق از راحتی به کشور از

دیگری جای در ندارد.‏ نان دغدغهی و میکند تامین دربیاورد

نان تا کند کار جا ده است مجبور نویسنده دنیا،‏ نوشنت!‏

برای بگذارد داشت!(‏ اگر را)البته فراغتاش وقت و باشد؟!‏

حرفهای نوشنت کار در میتواند کسی چنین مقایسه

امروزمان ایران با نباید را دیگر جغرافیاهای ببینید فکری:‏ دالر

یکصدهزار تا شاید سال در جهانی مطرح نویسندگان کرد.‏ وکال،‏

از شاید بعضیهاشان و باشند داشته درآمد هم بیشرت یا و در

اما باشند.‏ داشته باالتری درآمد سطح هم مدیران و پزشکان هرنمند،‏

برای کارها خطرناکترین از یکی و نیست اینطور ایران فکر

که نویسندگانی است.‏ درآمدزایی منظور به هرنی اثر خلق بسک درآمد میتوان کتاب انتشار حقالتالیف دهدرصد با میکنند را

کیفیت عبارت یک در و نازلنویسی به افتادهاند اغلب کرد،‏ نصیب

بیشرت ریال دو هم آخر دست و کردهاند کمیت فدای نیست

عقالنی نظرم به حرفه این در دوخنت کیسه اساسا نربدهاند.‏ کسب

به رصفا اگر شام است.‏ منافعش از بیشرت بسیار صدماتش و ورطههایی

یک به میبینید که منیکشد طولی کنید فکر درآمد پایبند

آنها به که استانداردهایی از کل به را شام که افتادهاید آن،‏

در که است حرفهای نوشنت،‏ واقع در است.‏ کرده دور بودهاید به

شام که کسی تنها بود.‏ پایبند نباید مشرتی به نه و کارفرما به نه از

مسیر،‏ این از درآمد کسب هستید.‏ خودتان هستید پاسخگو او خود

در را شام میتواند سادگی به که است منجالبهایی قسم آن این

در شام بسازد.‏ شام از دمدستی نویسندهی یک و ببلعد فرو کنید،‏

کسب درآمدی که منینویسید جهان از فراموششده نقطهی دارید.‏

دوست جان عمق از که است کاری تنها چون مینویسید ‏،بر

بودن حرفهای تعریف شام نظر از یعنی کاغذچی:‏ میکند؟

تغییر جغرافیا حسب میتواند

هم طبیعی امر این زیادی اندازهی تا نظرم به و بله فکری:‏ است

مهارت یک دیگری،‏ حرفهی هر مثل درست هم نوشنت باشد.‏ یک

به بتوانید باید قاعدتا بگذارید،‏ کافی وقت آن روی وقتی و میزان

چه اساسا مگر اما کنید.‏ تبدیلش پولساز و متاموقت حرفهی گفت

بشود شاید دارد؟ وجود کتاب انتشار حوزهی در مالی تراکنش رد تنها میکنید اشاره آن به شام که معنایی آن به حرفهایگری نگیرید،‏

نظر در را آن رانتیِ‏ بخش اگر است.‏ شده امکانپذیر سینام داشته

حرفهای مربوطهاش،‏ زیرشاخههای از یکی در میتوانید شام اما

باشید.‏ نداشته هم نان غم و بپردازید آن به متاموقت و باشید شام

به تضمینی چنین هیچوقت که است طوری نرش کار و ساز که

هم مرتجمها حتی دارد،‏ معلومی تکلیف که نویسنده منیدهد.‏ کنند

ترجمه کتاب دو سالی میتوانند حالت خوشبینانهترین در گفت

میشود قطعیت با نظرم به نیستند.‏ مستثنی قاعده این از هم و

نویسندگی بازار در شامست نظر مد که شکلی آن به ‏»حرفهای«‏ ندارد.‏

وجود ایران کتابِ‏ 25

24



فکری

رضا روشنایی

لبهی کشیدهام.‏

دراز کاناپه روی میآید،‏ در بستهشدنِ‏ صدای وقتی لز اولش هامن از و برسد راه از اینکه تابِ‏ منیکنم.‏ باز را چشمهایم رو

نگاهش این ‏»چرا میگفت بابا میکند.‏ نگاه تیز و خیره ندارم.‏ بزند،‏ روحیهی

میگفت منیپسندید.‏ را تو؟«تیپش انگشتهای از برمنیداره زندگی

مرد منیشود.‏ عوض هیچوقت پوشیدن لباس در دهاتیاش زُق

ناخنها.‏ به زده زل باز البد زندگی!‏ مرد نداشت.‏ اماشک را بودنش منیشود.‏

کم دلام زیر زُقِ‏ کنم

فکر که جایی تا میدارم.‏ نگه بسته را پلکها بتوانم که جایی تا میآید.‏

دور از بلندش آهِ‏ صدای منیکند.‏ اذیتم نگاه تیزی آن دیگر باشد.‏

درآورده را جورابش و جاکفشی کنار باشد انداخته‏ را کیفش باید .هدش نزدیکتر که پیداست کتوشلوارش خشخشِ‏ از میآید.‏ جلوتر رفته

بیمعطلی هم بعد و جالباسی روی انداخته االن البد را کت میکنم.‏

حساش کنارم،‏ نشستهاست دیگر کند.حاال رسکشی را ‏اتاقها عطر

هم کمی میزند؛ بههم را آدم دل که همیشگی عرق بوی هامن مور

شکمم پوست او؟ کنار میخوابد چطور سیمین منیدانم قاطیاش.‏ ار نفسم منیگویم.‏ چیزی میآید.‏ باال و میچرخد دستش میشود.‏ مور است.‏

موهام روی صداش ارتعاش کردهام.‏ حبس نیستی؟«‏

که ‏»خواب ار الک گلبهیِ‏ میکنم باز که چشم میآید.‏ مایع چسب شبیه بویی میکند

نجوا گوشم کنار است.‏ بینیام پرهی کنار درست که میبینم هست.«‏

حواسم چه ببین دیگه؟ بود رنگ ‏»همین به

را الک فرچه و صورتم جلوی درست باال،‏ میآورد را چپم دست طوری

ناخن.‏ روی میکشد وقتی نکند رشه که میمالد شیشهاش لبهی تا

کرده کارهایی همچو سیمین برای بیروننزند.‏ ناخن خط از که میکشد میخواهم

میگیرد.‏ حرصم همیشه سیمین لبپَر ناخنهای از حال؟ به روز

هامن رفته.‏ پیش میانه انگشت تا منیشود.‏ بکشم؛ پس را دستم از

که دیدم را رسش بخرد الک میخواست حراجی توی سیمین که من

فهمید چطور آدم همه آن همهمهی توی جلو.‏ آمد شانهام پس مثل

آمد وسط بازار اسم وقتی صبح گلبهی؟ گفتم سیمین گوش در آلبالویی.‏

پیکان آن رساغ میرفت وقتها اینطور شد.بابا حارض جن دعوا

رسش بیرون.‏ بکشد میآمد حیفش را دویستوبیست سفید بنز همیشه.‏

داشتیم آنتیکه!«‏

هم پیکان این کن ‏»باور آبروبره!«‏

باباجون،‏ ‏»نه که

الکی هامن مثل متالیک.‏ و بود تیره آلبالوییاش بود.‏ متیز واقعا نکردم.‏

پیدا هیچجا دیگر را لنگهاش و خرید برام بار آخرین بابا

پُرمو.‏ دستهای آن با دارد؛ نگه میزند زور او و میکشم من از

فقط نداشت.‏ خوش را سبزه مردهای داشت.‏ روشنی پوست بود.‏

هم سیمین طبع باب که چیزی میپسندید.‏ را همین ظاهرش مرا

اگر میگفت سیمین به بود.‏ مهم هم چشم رنگ حتی بابا برای شاکی

سیمین نباشد.‏ روشن خیلی چشمش قهوهای باید داری دوست .رو آن و ور این میرفت چشمعسلی یارو آن با وقتها آن میشد.‏ بود.‏

دستش مریم شاخه چند همیشه بود.‏ رمانتیک هم خیلی پرسه میگذاشت

یا شود خشک تا تخت گوشهی میانداخت را گلها سیمین چشمهای

مثل بود.‏ روشن عسلیاش اما بگندد.‏ که آنقدر آب،‏ توی روی

بابا نداد.‏ نجاتش هم آجری الک و صورتی رژ خریدن مامان.‏ گفت»نه«سیمین

کالم یک و بست چشم او خوشسلیقگیهای همهی مامان

دعوای و جنگ همه این شده رشوع چشمها از شاید میگفت بود

براق زیادی مامان صورت بابا و مامان عروسی عکس توی بابا.‏ و بودش.‏

کرده جنگیر فیلم توی دخرته آن شبیه عسلیها آن انعکاس و یک

قدش چون بهرت،‏ هم آن از تازه بود.‏ پاچینو آل خودِ‏ که بابا برعکس با

باشد داناوی فی میخواست که مامان برعکس بود.‏ هشتادوپنج و میگفت

سیمین منیشد.‏ هم کاریکاتورش اما شصتاش.‏ و یک قد آن نخواسنت

به کردهاند رشوع کجا از اینها که میزند داد عکس همین گول

بابا اولش او.‏ قول به بودند فنجانی و فیل رشوعش.‏ هامن از هم؛ خورده

را مامان مسکوی شبهای عطر و رق و شق و فون لباسهای بعدش

بوده.‏ مریم خاله مال همهاش که بود فهمیده دیر خیلی بود.‏ ندارد.‏

امیدی اصالحش به میگفت بس.‏ و بود کردن تحمل دیگر هم ناخن

روی را فرچه نداشتهاش،‏ دقتِ‏ نهایت با همچنان احمق این بکشد.‏

بخواهد تابلو که انگار میکشد.‏ نکن!«‏

‏»بدقلقی ‏»بیخیال!«‏

میکشم

مشتاش توی از را دست که مانده کوچک انگشت فقط انگشتهاست.‏

دنبال باز دهان با او و میچرخانم هوا توی و بیرون را

تلویزیون بپرد.‏ پایین و باال استخوان بوی دنبال که سگی مثل میشوم.‏

بلند گوشام.‏ توی میپیچد تاریکی لبهی آهنگ کرده.‏ روشن شلیک

بعد و ‏»کِرِیوِن!«‏ میزند داد کسی او.‏ به دارد تکیه پشتام میتوانست

االن الاقل میشود؟ رشوع همینجا از همیشه چرا گلوله.‏ آن

که این بدون بابا.‏ بود مخملی و نرم بزرگ باشد.بالش بابا مثل بگیرد

یاد بار یک میشود چی شود.‏ قالب جایی عضالنیاش بازوهای منیفهمد.‏

حرف باشد؟ ستون فقط نوجوانانه،‏ فانتزیهای بیخیال دهد

خرج به ظرافت کم یک نه!کاش اینطور گفتهام بهش بارها هک وقتهایی مثل میخورد.‏ هم به مدام دمل الکزدن.‏ همین توی هک ساینشاینهایی آن یا آدمو برای صورتیمیخرد قالببافی تاپهای عرق

بوی با که اودکلناش آن کاشتهاند.‏ مروارید و یاقوت توش انگار اُلد

آن حیف درمیآورد.‏ را قام عُ‏ دیگر جور یک هم میشود قاطی میزدم

ر غُ‏ همیشه من حال این با میزد.‏ بابا که دریک و اسپایسی اُلد

است.‏ مهمتر اصالتش میگفت بابا ندارد.‏ تنوع میگفتم و رسش پیراهناش

یقهی لبهی تلخ.‏ کمی شاید من برای و بود گرم اسپایسیاش این

و کجا بابا پیراهن رقیِ‏ و شق آن گوشم.‏ نرمی توی میرود فرو برای

داشت مخصوص مغازهی یک پالسکو،‏ همکف طبقهی ته کجا؟ بلژیک

سالها که بود بازنشستهای مهندس فروشندهاش خریدهاش.‏ پیراهن

ویژه.‏ مشرتیهای برای داشت آداب کلی و بود کرده زندگی بعد

میزد.‏ بهش هم مریم عطر یک و گراف کاغذ الی میپیچید را ات میزد.‏ دریک از پاف یک گوشهاش و میآورد مخصوص کیسهی پیرنیا

موسیو از که منیکرد قبول بابا منیشد،‏ انجام مراسم این همهی نه!‏

تا و تک از اما اواخر،‏ این بود افتاده پا از شده.‏ انجام خریدی لثم است آزارنده تهریشاش تیغتیغِ‏ بود.‏ کشیده اتو هامنطور هنوز بگوید!«‏

ساراجان ‏»هرچه بیاید الف است بلد همیشه،فقط ‏»اِما!«‏

میپیچد:‏ اتاق توی پدر نعرهی پس

را.‏ کارش نتیجهی ببیند درست تا میکند نزدیک و دور را دستم سیمین

که مهامنی شب آن مثل است.‏ مست نخورده دوباره.‏ میکشم راه

که بچه نبود؛عین کنِمن ول او اما میپاییدش چشمهاش با داشت مادرش.‏

پشت میافتد دیگه!«‏

کن ول ‏»اَه!‏ پیچ

ماری دستاش منیپرسد.‏ هم چیزی و کجاست سیمین منیداند میکشد

باال را خودش صیقلی و صاف سطح روی که است وتابخور ار رسد استخوان تکهای انگار میشود.‏ رد لبهیآستین اُریب نوار از و و رسانگشتها به برمیگردد بعد پارچهای.‏ تونل آن توی باشند چپانده گلویم.‏

زیر تا میآید درد باالرعشهی میرود که بار این ور!«‏

اون ‏»گمشو اخالقت؟«‏

شده گند اینطور که چندمته ‏»روز نداره«‏

ربطی تو ‏»به بخواهد

وقتی است.‏ عادتش بسته،‏ را دوش است.‏ حامم توی سیمین آب

رشُ‏ رشُ‏ صدای میگوید میبندد،‏ را دوش بزند را پایش موهای را

صورتش هم بابا کند.‏ هوا آپولو بخواهد که انگار میگیرد،‏ را مترکزش به

هم لوله از آب چک چک حتی میکرد.‏ اصالح سکوت در همینطور را

بابا رولند غُ‏ هم همیشه بودیم.‏ میانه مامان و من میریخت.‏ هماش بیرون؟

زدید و کردید گربهشور باز که هوا میبردیم به

رس حرکت با جلو.‏ میآورد را الک دوباره هنوز

که میکند اشاره من دست یکی آن دوباره

جلو.‏ منیبرم را دستام نخورده.‏ الک برای

کج.‏ گردن با بار این میکند؛ اشاره میآورد؟

در را اداها همین هم سیمین ناخن

انگار ظریفه.‏ و بلند چه ‏»ناخنهات یکدست«‏

همه باشی،‏ کاشته را

دستام کی دوباره؟ شدم خامش یعنی گلبِهی

را اشاره انگشت این که جلو بردم میگفت

داشت.‏ دوست قرمز بابا کند؟ میگفتند

سیمین و مامان است.‏ کالسیک و مد از آنها میگفت بابا است.‏ جیغ قرمز چیزینمیفهمند؟

کالس که

را آب صدای کرده.‏ باز را دوش سیمین دخرتش

با کریون آرام حرفهای البهالی عقب.‏

میرود و جامیخورد میشنود کش

با را موهایم و کاناپه روی مینشینم نفس

برمیگردانم.عمیق را رویم و میبندم شبیه

آه به که عمیق آنقدر میکشم،‏ میشود.‏

حمومه؟«‏

تو سیمین نگفتی ‏»چرا میکند

نجوا بیشرت اِما میزنند.‏ حرف آرام گلوله شلیک بعدِ‏ دخرت و پدر دستهای

آن با شوک حالت از که هامنطور بزند.‏ حرف بخواهد تا اسیرِ‏

موهاتو خرمن نیست ‏»حیف میگوید:‏ بیرون،‏ میآید تسلیمشده کردی؟«‏

کش اِما.‏

پیشانی گوشهی میکشد نرم را شست انگشت کریون ببینه

که میزنه پشتش زنگم یه میده بهم که پیامی هر ‏»سیمین نیست؟«‏

مسخره‏ نه،‏ یا رسیده برمنیدارد

ازش چشم و کرده مترکز آخر به مانده یکی انگشت روی یه

میده.‏ هم تنوع میشه؟ باورت میذاره،‏ هم درس اداره غذای ‏»واسه تیرامیسو«‏

روز یه کارامل،‏ کرم روز منیپسنده.‏

بابات که برده من از چیزهایی ‏»سیمین میگفت مامان بیظرافت.«‏

ساقهای و کلفت و کت پاهای همین یکیش را

تابلوش انگار میآورد؛ باال را رسش و میکند متام را کوچک انگشت باشد.‏

کرده متام ‏»حوله«‏

میزند داد حامم از سیمین منیگیری

یاد ‏»هیچوقت بیرون زده خط از کمی میانه انگشت روی برمیگردد

الک شیشهی و میزنم پساش دست پشت با بزنی«‏ درست من.‏

لباس میپاشدروی هم قطره چند پیرهناش.‏ روی و تنگ را کهچشمهایش شدهام میکند،البدضدنور غروب دارد آفتاب مثالبفهمد

ببیندکه واضحتر را صورتم میخواهد حتام میکند،‏ گشاد دیگری

پیراهن تا جالباسی سمت میدود پریده،‏ رنگش جدیام،‏ چقدر میدود

شد؟«‏ چی حوله این ‏»پس میزند داد دوباره سیمین بپوشد.‏ خشککردن

مراسم بخواهد او تا میدهد.‏ را خواب،حوله اتاق توی اشاره

پیراهن روی لکهی به طرفام.‏ میآید کند اجرا رختکن توی را میکنه؟«‏

پاک ‏»استون میکند مات

شده.‏ لوچ انگار ترس از چشمهاش میکند.‏ نگاهام گول و گیج منیخورد.‏

تکان مانده.‏ ‏»میترسی؟«‏

‏»میترسی؟«‏

میپرسد:‏ اِما میگفت

نباشد.‏ مامان عین کرد سفارش سیمین عروسیِ‏ شب بابا نفهمیدم.‏

درست هیچوقت را بودنش زن داشته

را ناخنهاش هوای میگفت بهش رژ

نکشد.‏ هولی هول را چشم خط باشد.‏ لُپهاش

زیر انگار که بزند طوری را گونه بهرتین

هلویی رنگ اینکه و است خالی بابا

را آرایشگاه حتی است.‏ رژگونه رنگ که

شهر توی بود افتاده دوره کرد.‏ انتخاب حرفهای

گریم توی که کند پیدا آرایشگر یک هپبورن.‏

اُدری مدل کالسیک آرایش باشد.‏ بگیرد

رژیم کرد تأکید کلی هم سیمین به لباس

طوری این میگفت کند.‏ پیادهروی و میشود.‏

تناش قالب حسابی و درست فکر

به که براش گرفت تنگ سایز یک عمدا بیافتد.‏

کردن الغر زودتر

سیمین نبود.‏ دیگری پیراهن مجال وحولهی

بود آمده بیرون حرفها این از زود

‏»چه رسش:‏ دور بود پیچیده را کوچک هوا

توی را هم عزیزم؟«هردو امروز اومدی نگفتی

‏»چرا کنارم مینشیند میبوسند.‏ اومده؟«‏

سعید من

به رو من.‏ و او پیراهن روی الک لکههای به میماند خیره بعد کردی؟«‏

داغونش نازنینو پیرهن این ‏»چرا میدهد نشان را اخمش بیرون

فلش یک کیفش توی از رسیع بزنم.‏ حرفی منیدهد مهلت سعید میکس

با عروسیمونو فیلم گرفتمش،‏ جون!باالخره ‏»سیمین میآورد 27

26



کند.‏

آمادهاش پخش برای که میرود و منیخواهد نظری ما از و جدید«‏ ببینم«‏

رو تاریکی لبهی میخوام نه!‏ میزنم:»حاال داد رفتوبرگشت

در سیمین و من بین چشمهاش نگاهش.‏ برمیگردد تیز میبینیمش.«‏

شام از بعد ‏»باشه!‏ رسجایش.‏ مینشیند است.‏ حاال

من.‏ شانهی روی افتاده و شده رد سیمین گردن پشت از دستش میکند.‏

نگاهم زیرچشمی رسجایش،‏ برگشته رنگش دیگر رو

قسمتایی اون کردم سفارش باشه،‏ شده خوب خداکنه هرحال ‏»به بذاره«‏

امروزیتر آهنگ یه میرقصی،‏ باهام تو که بستهام.‏

را چشمهایم دوباره و مبل به دادهام تکیه را رسم بابا

دلخواهتر.‏ و بود پهنتر ابروهام که وقتها آن میبینم.‏ را خودم میشد

کلوش نیم دامنش که بود خریده را کمحال صورتی حریر هامن مریلین

میگفت بابا میشد.‏ چرت چرخزدن،‏ موقع و میآمد پایین تا و از

رقص وقت هامنجا بود.‏ من میخ همینطور سعید تو!‏ منی مونروی هامهنگ

خوب چه ‏»تو موها موج زیر رفت دستش یواشکی گوشهای رقص!«‏

توی میشی فرش.‏

روی شده پخش الک به میافتد سیمین چشم دخرت!«‏

کردی نابودش زدی بودم،‏ گلبِهی رنگ این عاشق ‏»من عشوه

را صداش میدهد.‏ تکان رس سیمین میرود.‏ پایین و باال رسم تکان

چندش با را رسم دوباره«‏ برام بخر همینو عین میدهد:»سعید!‏ بادبزن

را انگشتها اِما سعید.‏ زیرچشمیِ‏ نگاهِ‏ جواب در میدهم اب میکشد.‏ بو و میبندد چشم پدرش کریون.‏ صورت روی میکند یولج میشود ردیف گلبِهیها میکشد.‏ بو ممکن نفس عمیقترین آخر

روزهای آن بابا نفسش.‏ همهی با میکشید بو بابا سعید.‏ چشم خودش

ناخنهای میشود.‏ محرش باشد فرنچ ناخنهات میگفت و

ناخن برق و سوهان با غسالخانه توی که داشت ظرافت آنقدر انگشتهای

مثل کردم.‏ فرنچ را چندتاییشان و جانشان به افتادم الک همینها.‏

جفت بود؛ شده خودم پیِ‏

بیرون میفرستد را سعید سیمین سعید

شام«‏ واسه بگیر چیزیام خرید:»یه من

به نیمنگاهی و میماند منتظر در دم در

من ببیند اینکه برای البد میاندازد،‏ سیمین

نه.‏ یا میدهم نظری شام مورد چیزی

کبابی ‏»یه میکند راحت را خیالش بیار«.‏

بگیر بلندش

و خیس موهای به میکشد را شانه با

جلوش؟ چاییبذاری یه ‏»منیتونستی گرفتهام.‏

دستم دو بین را رسم توام؟«‏ که

فیلمی و شامم از بعد فکر به االن از کدام

منیدانم بدهند.‏ خوردم به میخواهند پیشاش

چهارسال عروسیِ‏ فیلم عاقلی آدم دوباره؟

میکس میدهد را کرتی

زیر و آشپزخانه میرود و میشود بلند میخورد

تکان موبایلم میکند.‏ روشن را میخوری؟«‏

چی ‏»نگفتی داده پیام سعید ‏»کوفت«‏

میدهم جواب مانیکور

ست یه باید مونده،‏ پا ‏»ناخنهای برات«‏

بخرم جدید ‏»خفه!«‏

برات«‏

بودم گرفته هم پوستپیازی الک نشو!‏ ‏»بیذوق کردی؟«‏

پیدا جدید میکند:»دوست نگاهام چپچپ سیمین است.‏

وان توی کریون میزند.‏ لبخند نشسته.‏ حامم وان پای اِما من

به فقط آخر روزهای آن بابا دخرتش.‏ با میزند حرف چشمبسته رشوع

بریزم.سیمین آب پشتاش روی و بشویم را رسش میسپرد داری؟«‏

زدن»بروفن حرف وایکیکیاش سی ال خریدهای از میکند پیششان

ماه استانبول سفر از اِما.‏ خیرهی نگاه آن و است من خیالِ‏ بی لباس

خریدن توی گذاشت متام سنگ برایش سعید که این میگوید.‏ که

بود پوشیده را پلیوری هامن سعید برگشتند وقتی اما لِت.‏ اوت از هیچجا

را طوسی این میگفت سیمین بودم.‏ خریده تولدش برای من نکرده.‏

پیدا از

او مثل مامان فرش.‏ جان به میافتد دستامل با و میآورد استون کریون

چشم بود.‏ قاچ قاچ دستش پوست بود کرده کار وایتکس با بس دوست

مخملی رز طور این هم بابا گلدان.‏ توی سیاه رُزهای به افتاده که

من مهامنی پیراهن مثل سیاهی.‏ به بزند زرشکی از که داشت،‏ میرفت

که سیمین آستینهاش.‏ روی میخورد رسُ‏ سعید انگشتهای آستین

مخمل روی میکشید راه سعید صورت مهامنها بدرقهی برای گردن.‏

چین تا میآمد و ریچی

نینا فقط سیمین کشید.‏ بو را اِما آستین همینطور هم کریون برمیگردد.‏

سعید.سعید زور به هم بعد و بابا زور به هم آن میزد.‏ پوست

الک شیشهی چشمها از دور میکند.‏ آشوب را دمل کباب بوی این

شده.‏ رشوع باز دل زیر زُقِ‏ زُق کیفم.‏ توی میدهد ش رسُ‏ را پیازی میگذاشت

زیره عرق و داغ نبات و بروفن بابا همیشه موقعها طور و برمیدارم را مانتوام بخورم.‏ تکان جام از منیگذاشت و رسم باالی میاندازم.‏

شانه روی کفشم

که!«‏ ندیدیم رو عروسی فیلم هنوز منیخوری؟ شام مگه ‏»کجا؟ برسوندت«‏

سعید بذار اقال ‏»پس پوشیدهام هم را آسانسور

با و برمیدارد را سوئیچ کند چرایی و چون بیآنکه سعید پارکینگ.‏

میرود میبری؟«‏

سعید جلو منو آبروی همیشه رست؟ به زده باز شده؟ ‏»چی میاری؟«‏

برام بروفن ‏»یه معوج

و کج آسانسور استیل در روی قیافهام دست

به آب لیوان در دم سیمین است.‏ آب.‏

بدون میبلعم را ایستاده،قرص منو

منیخواد بگو بهش میرم،‏ خودم ‏»من برسونه«‏

گلبهیِ‏

میشومپایین.‏ رسازیر پلهها از پیازی

پوست شده.‏ پخش کوچک انگشتِ‏ وسط

میکنم پرت و میآورم در کیفم از را ‌رد موج‏ میشود.‏ خرد شیشهاش پیادهرو.‏ انعکاس

با تیرهوروشن پوستپیازیِ‏ موج روی

میشود پخش آسامن تیرهی آبی خیابان.‏

حاشیهی آسفالت تاریکی

روشنِ‏ لبهی کاغذچی*‏

الهامه میان

در معمولی اتفاقاتی تصویرگر فکری،‏ رضا اثر روشنایی ی لبه داستان که

میانه و خاکسرتی شخصیتهای است.‏ نافرجام نسل دو دغدغههای ضدقهرمان

شخصیت سعید،‏ . است بیامرگونه مواردی در حتا و ناکام و اخته تجاربی عشق،‏ از کدامشان هر تجربهی داستان

اصلی شخصیت دارد.‏ ‏)همرسش(‏ سیمین خواهر به ظمع چشم و است رس سبک و هوسران مردی داستان،‏ گذشته

خاطرات اش،‏ مرده پدر با مردان مقایسهی حال در مدام نوستالژیک،‏ دنیایی در منیشود،‏ فاش نامش هرگز که میکند.‏

آشنا راوی درخشان چندان نه زندگی چون و چند از را مخاطب بک،‏ فالش با نویسنده و میکند مرور را میشود.‏

روایت شخص اول زبان از تاریکی(‏ ‏)لبهی انگلیسی رسیال اسم از کنایه با روشنایی(‏ ی ‏)لبه کوتاه داستان ‏)شوهر

سعید ناخوشایند ظاهر که میکنند پیدا اهمیت ظواهر و کلیشهها آنقدر داستان،‏ قهرمانِ‏ تنهای دنیای در به

که است خیانتی حس از ناخوشایندتر آمیخته،‏ هم در وی عرق با که مرد ادکلنِ‏ زنندهی بوی مثال یا و خواهر(‏ دغدغهی

درگیر است.‏ تنهایی و رسگردانی دایرهی در آویخته شخصی داستان قهرمان است.‏ شکلگیری حال در آرامی ...

و شوهر برادر،‏ پدر،‏ دارند.‏ حامیتگر شخصیت یک وجود به نیاز امور گذران برای که جامعه مجرد زنان اکرثیت وا استفادهی که میکند پیدا راه آنها نشانهشناسی و زنان دنیای به جایی تا بودن،‏ مرد وجود با داستان نویسندهی چالش

به نویسنده جنسیت مورد در را مخاطب ذهنِ‏ زنانه،‏ ریاکشنهای و افکار حاالت،‏ اصطالحات،‏ برخی از دنیای

میتواند راحتی به و دارد آگاهی پدرهاشان به نسبت دخرتان قهرمانپروری و عشق از روشنی به او میکشد.‏ کند.‏

ترسیم را زنانه منفعتطلب

گاها و خسته معمولی،‏ مردمانی آنها ندارند.‏ کاریزماتیک جنبهی کدام هیچ شخصیتها حارض داستان در یک

روی بر چیز همه و نیست برانگیز جنجال داستان فرود و فراز میزنند.‏ پا و دست عادت برزخ در که هستند و میگذراند حامم در را زیادی وقت داستان مکمل شخصیتِ‏ سیمین،‏ میگیرد.‏ شکل بسته در اتاق یک در و کاناپه عوض

در و بزند نفهمیدن به را خودش میدهد ترجیح مرد درشت و ریز خیانتهای از داشنت آگاهی وجود با بعد،‏ هک میکشد تصویر به را صحنهای نویسنده هوشمندانه،‏ کنایهای با داستان از قسمتی در کند.‏ حفظ را زندگیاش از

و کند پاک است،‏ مرد خیانت نشانهی که را الک شدهی پخش قطرات تا افتاده فرش جان به وسواس با سیمین بخرد!‏

برایش رنگ همین با الکی تا میخواهد شوهرش و است تاریکی(‏ لبهی تلوزیونی رسیال مکمل ‏)شخصیت اِما با پنداری همذات به عالقهمند داستان اصلی کارکرت قرار

خطاب مورد را دخرت نگرانی با و میشود ظاهر پدرش نقش در رسیال،‏ قهرمان ‏)کریوین(‏ بحرانی لحظات در ادامه

سیمین شخصیت او نظر از است.‏ خویش گذشتهی با رسیال کارکرتهای بین کنکاش حال در مدام وی میدهد.‏ مدام

که باشد مطیع زنی مادرش و خواهر مثل ندارد دوست او و است مادر بار کسالت و سطحی زندگی دهندهی بزند!‏

نفهمی به را خودش است مجبور دح در اما است،‏ بیبهره داستان در واقعه شدن جذابتر برای الزم هیجانات ایجاد طراحی از روشنایی لبهی داستان میکند.‏

همراه خود با راوی راز کشف برای را مخاطب قبول قابل میکند،‏

فرار میزند موج انزوا و تنهایی آن در که خانهای از میکند،‏ رها را چیز همه داستان،‏ قهرمان نهایت در میشود!‏

گم تیرهای آبیِ‏ در و میکوبد زمین به را است دنیوی ظواهر و خیانت سمبل که الک شیشهی صنفی

انجمن عضو است.‏ نقاش و داستاننویسی مدرس منتقد،‏ نویس،‏ داستان تهران،‏ 1355 بهمن متولد کاغذچی ‏*الهامه .1379 سال در معامری و هرن دانشکدهی از گرافیک فارغالتحصیل آمریکاست.‏ نقاشان انجمن و نویسان داستان ‏»خاطرات

آموت(‏ ‏)نرش مرد«‏ نصفه که زنی ‏»خاطرات چشمه(,‏ ‏)نرش دیوانه«‏ ی ‏»چهارشنبه داستان مجموعه کنون تا وی از ‏»کسی

‏)آموت(،‏ نرش ) داستان تحلیل و نقد باب ‏)در ‏»نوزده«‏ کتاب چلچله(،‏ ‏)نرش دیگر«‏ های داستان و مرد نصفه که زنی آگه(‏

نرش ( قربانعلی«‏ سگ ابرک،‏ ی ‏»مکاشفه و کوچه(‏ ‏)کتاب نرش ایران(‏ معارص زن نویسندگان از جمعی با ( نیست«‏ خانه .

است رسیده چاپ به دوران،‏

نظیر:‏ مجالتی و فرهیختگان ابتکار،‏ همشهری،‏ ملی،‏ آرمان رشق،‏ ی روزنامه جمله:‏ از گوناگون نرشیات با 1380 سال از است.‏

بوده همکاری مشغول ... و هفته کتاب رودکی,‏ ، تجربه کرگدن،‏ صدا،‏ 29

28



Markus Raetz

silhouetten, 1992, cast iron from wooden model, mirror

height of head: 27.8 cm; diameter; 32 cm, private collection

31

30



موحدی*‏

مهرو ساز

مجسمه و تصویرگر نقاش،‏ راتز

مارکوس MARKUS RAETZ

آموزش

هیچ وی شد،‏ متولد سوئیس برن،‏ نزدیکی در ۱۹۴۱ ژوئن ۶ در راتز مارکوس کرد.‏

حفظ را خود شغل ابتدایی مدرسهی معلم عنوان به ابتدا در و نداشت هرنی رسمی او

آثار میپردازد.‏ انسان ادراک مرزهای و ماهیت بررسی به خود آثار در مجسمهساز این خیر"‏

- ‏"بله مجسمهی مثال،‏ عنوان به است.‏ متمرکز طنز درونمایههای روی بر معموال مشاهده

دیگر زاویهای از وقتی و میکشد،‏ تصویر به را ‏"بله"‏ کلمه ۲۰۰۳ سال در وی است.‏

توهمآور روش این به او آثار از بسیاری مییابد.‏ تغییر ‏"نه"‏ کلمهی به میشود،‏ میکند.‏

دگرگون را اثر محتوای کل بیننده،‏ زاویهی و جایگاه که جایی که

میدهم انجام را کارهایی میگوید:"من خود هرن به دستیابی هدفِ‏ با هرنمند این میتوانم

کودکان واکنش در را آن من نیست.‏ پیچیدهای کار کنند.‏ درک میتوانند همه ببینم."‏

هفتاد

دههی از قبل شده تولید بعدی دو اثر ۳۰.۰۰۰ از بیش حاوی او آثار مجموعه یک

در ویژه به راتز آثار میکند.‏ مجسمهسازی به رشوع او آن از پس و است میالدی مجموعههای

میان در و است شده گذاشته منایش به بیناملللی سطح در مستند فیلم دیگر

موزههای گنجینه و بازل هرن موزه نیویورک،‏ مدرن هرنهای موزه همچون مختلف است.‏

شده گنجانده سوییس،‏

برنِ‏ در او کار است.‏ خود نسل در سوئیس هرنمندان مهمترین از یکی ‏"راتز"‏ منایندگی

بر عالوه هرنمند این شد.‏ آغاز ۱۹۶۰ دهه در فرهنگی بیداری شدید جوّ‏ در و انفرادی منایشهای در مرتب طور به آثارش ۱۹۸۸، سال ونیز دوساالنهی در سوئیس مورد

نیز بیشامری جوایز با و شده گذاشته منایش به کشور از خارج و داخل در گروهی است.‏

گرفته قرار تجلیل او

برای میکند.‏ نگهداری آن هرنی فرایند متامیت مستندسازی هدفِ‏ با را طراحی هر او مطالعات

و ایدهها از طرحهایی مثال،‏ عنوان به دارند.‏ مختلفی عملکردهای طراحیها طراحیهایی

و دقیق توصیف دو هر شامل مجسمهها،‏ یا نقاشیها برای مقدماتی نظر

به که دارد وجود منفرد ورقهای همچنین و طرحها رسی یک هستند.‏ بازیگوشانه‏ دارد.‏

وجود یادداشت دفرتچه 60 و است.‏ خودمختار و خودمختار تصاویر مانند میرسد یک

به متعلق صفحه هر او،‏ برای بگذارد.‏ منایش به انزوا در را ها طرح ندارد دوست راتز شود.‏

آشکار کامالً‏ میتواند آثار سایر با مجاورت در فقط آن تأثیر و محتواست دانشگاه

هرن دانشگاه در هرن آموختهی دانش و اصفهان متولد هرنمند موحدی ‏*مهرو است.‏

سوئیس یرن همچنین و تهران میباشد.‏

تدریس و پژوهش مشغول سوئیس در اکنون هم او 33

32



The position of the beholder determines

which side of an object come into view

source: ;2002 ,(Markus Raetz, Crossing

.)15.3.05 ,Markus Raetz Crossing.html

35

34



- 2000/1988 Markus Raetz, Hasenspiegel

x 21,5 ,Filo di ferro galvanizzato, specchio

Markus Raetz, Prolitteris, 2016 © cm 60 x 20

.Zürich - Foto: Peter Lauri, Bern

37

36



The sculpture is composed of two main

profiles and two intermediate profiles.

The chassis element consists of a series

of collapsible bushes for preventing a

chaotic metal drive. This premiere is a

creation of a service that realizes one

edition in font

39

38



دکرت مسعود مجاوری آگاه جهاناش با تصاویری از زادگاهش آغاز شد.‏ شهر بارانهای

نقرهای.‏

در نوجوانی ابتدا با ادبیات ایران و جهان آشنا شد و مسیر فکریاش بعد از ورود به هرنستان

تجسمی با هرن ادامه پیدا کرد.‏ دانش آموختهی رشتههای گرافیک ‏،تصویرسازی و فلسفهی

هرن است.‏ تخصص اصلی او نشانه-معناشناسی در فلسفهی زبان تصویر است و نظریهی

تصویرسازی تالیفی را در سال 1394 برای تصویرگران و نویسندگان ادبیات کودک نوشته است.‏

عضو هیات علمی دانشگاه است و در 15 سال گذشته بعنوان پژوهشگر حوزهی تصویر به

تحقیق و مطالعه مشغول است.‏ در کارنامهی خود مدیریت هرنی،‏ عضویت در تحریریه و

دبیری رسویس تصویرگری چند نرشیهی تخصصی ادبیات کودک و نوجوان را دارد.‏

1

‏"مسعود مجاوری آگاه"‏

کتاب های تصویری مهمترین رسانه ی آموزش غیر مستقیم

به کودکان و نوجوانان است و تصویرگران،‏ کتاب تصویری را

مهمترین رسانه ی کار حرفه ای خود می شامرند.‏ حال پرسش

این است:‏ تصویرگر حرفهای در ساخت کتاب چه باید بداند؟

تصویرگری هرنی کاربردی است و از سه سطح تولید،‏ اثر

و مخاطب تشکیل شده است.‏ در تولید کتابهای تصویری،‏

تصویرگر نیازمند شناخت موضوعات مختلفی است که در این

نوشتار در تالشیم به طور خالصه بخشی از آن را بیان کنیم؛

چرا که ساحت کاربردی تصویرگری آن را چند وجهی می سازد

و تصویرگران برای دریافت نتیجه ی مناسب نیازمند مطالعه و

شناخت این وجوه هستند.‏ با این حال،‏ از مرحله ی تولید و

شناخت های اولیه رشوع می کنیم و دیگر مراحل را به نوشتار

دیگری می سپاریم.‏ از طرفی،‏ مرحله ی مدیریت هرنی و اهمیت

آن را با نقد کتاب تصویری ‏"کتاب های پرنده ‏"ی ‏"موریس

لسمور"‏ ترجمه و چاپ شده در انتشارات پرتقال به پایان می-‏

‏بریم.‏

کلید واژگان:‏ کتاب تصویری،‏ تصویرگر،‏ مدیرهرنی،‏ کتابهای

پرندهی ‏"موریس لسمور"،‏ ‏"جو بلوم"،‏ ‏"ویلیام جویس".‏

1. مقدمه

کتاب های تصویری مهمترین رسانه ی آموزش غیر مستقیم به کودکان

و نوجوانان است و تصویرگران،‏ کتاب تصویری را مهمترین رسانه ی کار

حرفه ای خود می شامرند.‏ حال پرسش این است:‏ تصویرگر حرفه ای چه

باید بداند؟ تصویرگر حرفه ای باید هرنمندی مطلع و مسئولیتپذیر

باشد تا بتواند بر اساس آگاهی و نیاز سنجیِ‏ مخاطب اطالعات

تصویری منطبق با این نیازها را در اختیارش قرار دهد.‏ تحصیالت

هرنی و شناخت حوزه هایی چون فلسفه،‏ جامعهشناسی،‏ روانشناسی،‏

مخاطبشناسی،‏ ادبیات،‏ تاریخ،‏ زبانشناسی و نشانهشناسی بیشرتین

سهم را در دریافت های تصویرگر حرفهای دارند.‏ در این نوشتار ابتدا به

بررسی تفاوت ها و شباهت های هرن کاربردی تصویرسازی در مقایسه با

هرنهای ناب می پردازیم.‏ سپس چیستیِ‏ کتاب تصویری را از منظر ارکان

تشکیل دهنده ی آن از نظر می گذرانیم؛ پس از آن،‏ اطالعات مورد نیاز

یک تصویرگر را در زمان تولید،‏ مورد توجه قرار خواهیم داد؛ موضوعاتی

همچون انواع کتابهای تصویری،‏ انواع ادبی،‏ مدیریت هرنی و طراحی

گرافیک کتاب تصویری.‏ در حرفه ی تصویرگری که در زیر مجموعه ی

هرنهای کاربردی قراردارد،‏ در اصل سفارش)نوع منت(‏ تعیین کننده ی

اولیه است و سفارش باید از انتشارات به مدیر هرنی و سپس،‏ به

تصویرگر محول شود.‏ دانش مدیریت هرنی خود بحث بسیار مهمی

است؛ شناخت اصول مدیریتی و نوع برخورد با تصویرگر و نویسنده

1 عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسالمی،‏ واحد شهر قدس،‏ گروه گرافیک،‏ تهران،‏ ایران.‏

masoudmojaveriagah@gmail.com

ویا ایجاد تعامل بین آنها و در نهایت طراحی گرافیک و ساخت و

تولید کتاب تصویری.‏ در ایران بخش اعظمی از مدیریت هرنی کتاب-‏

‏های تصویری به کتاب های ترجمه اختصاص دارد و به دالیل متعددی

کتاب های ترجمه در سطوح مختلف تولید و چاپ با کوتاهی انتشارات

روانه ی بازار می شود.‏ به همین دلیل یکی از کتاب های مهم تصویری

داستانی به نام ‏"کتاب های پرنده"‏ ی ‏"موریس لسمور"‏ که در انتشارات

پرتقال ترجمه و به چاپ رسیده،‏ در این مقاله مورد بررسی قرار خواهد

گرفت.‏ باید توجه داشت که مطالبی که در این نوشتار مورد بررسی

قرار می گیرد،‏ مربوط به مرحله ی تولید کتاب تصویری است و بررسی

و توصیف دیگر مراحل در این مقال منیگنجد.‏

1-1. پیشینه ی پژوهش

در رابطه با تصویرگری در کشورمان پژوهشهای قابل توجهی انجام

شده است،‏ اما در رابطه با کیستی و چیستی فرد تصویرگر و مدیر

هرنی و لزوم دانستههای آن ها به آثار استیون هلر در این رابطه

اشاره می کنم؛ در داخل تجارت تصویرگری ، 2 2004 آموزش یک طراح

گرافیک ، 3 2005 آموزش یک مدیر هرنی . 4 2006

2. هرن کاربردی تصویرگری

در ابتدا بهرت است بین هرن ناب و هرن کاربردی تفاوت قائل شویم؛

چرا که هرن تصویرگری به دلیل وجود سفارش،‏ در دسته ی هرنهای

کاربردی قرار دارد.‏ هرن ناب و هرن کاربردی دو مقوله اند و کوشش

فالسفه در تعریف هرن به معنای ناب،‏ حکایتی پر فراز و نشیب

دارد.‏ تعاریف تاریخی و نظریات بینابینی بسیاری که هر روز به

آنها اضافه می شود به واقع تشخیص و تحلیل را دشوار می کند و به

روشنی منی دانیم که کدام یک در تضاد با یکدیگر و یا همپوشان و

همراه هم است و اگر تنها به فلسفه ی تحلیلی این نظریات بنگریم

بنیاد و پایه و اساس این نظریات ما را به جای نامعلومی می کشاند؛

چون صحت این تعاریف تنها بر اساس مشابهت ها و محل متایز

آنها قابل فهم است.‏ هر اثر هرنی محصول نوعی عمل است؛ عملی

که بارزترین وجهش خلق)اثر هرنی(‏ و یا اجرا)نقش اجرایی(‏ است.‏

بنابراین،‏ ویژگی اصلی اثر هرنی محصول عمل بودن آن است که

رشط الزمی برای هرنی بودن اثر است.)گات،‏‎1393‎‏:‏ 51(

همه ی اعامل هرنی در دسته ی اعامل فرهنگی جای میگیرند؛

شناخت فرهنگ خود مسئله ای مهم است اما،‏ شناخت سازه های

فرهنگی گاهی با زندگی جمعی انسان یعنی آموزش غیرمستقیم به

واسطه ی رفتار و کردار اطرافیان انسان به ارث می رسد و گاهی،‏ در

مسیر آموزش های چندگانه به این مهم می رسیم.‏ همه ی این مسایل

در زمره ی هرن ناب خالصه منی شود و دامنه ی گسرتدهی هرن ناب

براساس نیاز به هرنهای کاربردی هم کشیده می شود.‏ در هرنهای

کاربردی،‏ از جمله طراحی صنعتی،‏ گرافیک و تصویرسازی چیزی هرن

است که پذیرای تغییر،‏ گسرتش و نوآوری باشد.‏ در واقع،‏ منظور

Inside the business of illustration 2

The education of a graphic designer 3

The education of an Art director 4

تصویرگرِ‏ حرفه ای و کتاب تصویری

41

40



چگونگی

به معطوف که است هرنی عملی انجام نکته این بیان از تاریخ

ی پیشینه به توجه با تصویرسازی در است.‏ هرنی عمل آن عمل

به حدی تا را ما تصویرگرایانه،‏ عملِ‏ صورتبندی نقاشی،‏ هرن های

شیوه این از برخی توانیم می و شود می رهنمون تصویرگری به-‏

تصویرسازی و شود منی ختم جا همین به نکته دریابیم.‏ را اجرایی ی عملگرایانه محدودیت از تقریبا تصویر،‏ ساخت وسیع ی دامنه ‏دلیل روایت

حصول برای است الزم آنچه بتواند تا گیرد می فاصله نقاشی دهد.‏

انجام تصویری منت در تصویری

کتاب 3. آشنایی

است بهرت تصویری های کتاب تصویرسازی طراحی بررسی برای به

تصویری کتاب تصویرگری باشیم؛ داشته رسانه این ی درباره کلی نخست

راس شود؛ می شناخته مثلث یک مشخصِ‏ ضلع سه با کلی طور مخاطب.‏

سوم راس و اثر دوم راس است،‏ تولید ی

دهنده تشکیل ارکان و چیست تصویری کتاب که بپرسیم است مهم نیازهایی

پیش با راس سه این وجود با تصویری کتاب هر است.‏ چه آن سفارش

با دهیم قرار مطالعه مورد را نخست ضلع اگر روبروست.‏ موضوع

با بعد مدیرهرنی،‏ و انتشارات با سفارش در شویم.‏ می روبرو طراح

و تصویرگر سپس،‏ و و...(‏ داستان ادبی)شعر،‏ انواع یعنی کتاب تصویری

کتاب تولید و ساخت چاپ،‏ عملیات با نهایت در و گرافیک مرحله

این در تصویری کتاب آراییِ‏ کتاب و هرنی اثر انجام روبروایم.‏ رسد.‏

می امتام به مخاطب دست به رسیدن از قبل ای

حرفه رابط یک عنوان به تا دارد وظیفه‏ انتشارات در هرنی مدیر دلیل

به تصویرگر هر تصویرگر.‏ و انتشارات های سیاست بین کند عمل تجسمی

سازماندهی از انواعی یا گونه انجام در فردی توانایی داشنت کتاب

هر قراردارد؛ تصویرگری فرایند انجام از مشخصی سطح در و

طراحی مخاطبین یا مخاطب از مشخصی سنی گروه برای تصویری به

وابسته موضوعات به توانیم می رویکردی چنین با شود.‏ می تولید بپردازیم.‏

کتاب تصویرگری دنیای ای

حرفه تصویرگر نیاز مورد اطالعات 1-3. چه

به ای حرفه تصویرگر که کنیم مطرح را موضوع این باید حال هرنی

مدیر با برخورد سفارش،‏ موضوع با مواجهه برای اطالعاتی تصویری،‏

کتاب انواع تولید برای دارد.‏ نیاز سفارش انجام ی نحوه و خود

که تصویرسازی و طراحی اصول شناخت از جدای تصویرگر شخص ادبی،‏

و هرنی های سبک درک جمله از است،‏ مهمی بسیار شناخت تجسمی،‏

هرنهای مبانی شناخت و دیداری روایتگری ی شیوه همچنین و

منت ی رابطه انواع همچنین ادبی،‏ انواع از آگاهی به نیاز عالوه به دارد.‏

تصویر تصویری(‏

کتاب سفارش)موضوع 1-1-3. چون

هایی بخش به سفارش در تصویری های کتاب معمول طور به شوند.‏

می تقسیم تصاویر تعداد و تصاویر قطع)اندازه(‏ کتاب،‏ موضوع برای

او که است درست است؛ دیگران از متفاوت تصویرگر یک کار در

او کار تفاوت اما کند،‏ می تصور ذهن در را آن ابتدا تصویر خلق تصویرگر

ذهنی های بازسازی که معنا این به است.‏ آن بودن دار هدف پیش

او که موضوعاتی است.‏ خاص موضوعاتی یا موضوع محور حول کاربردی

و هرنی اثر یک عنوان به است قرار و کرده انتخاب تصور از یا

هرنمند رو این از درآید.‏ منایش به مخاطبین برای خاص ای رسانه در هدف-‏

و خاص هایی سوژه یا ایده موضوع،‏ به خویش ذهن در تصویرگر اند:‏

دسته دو موضوعات کند.این می بازسازی را ها آن و کند می فکر مند ذهنی.‏

موضوع 2. عینی.‏ موضوع 1. در

دیداری و مادی مصداقی که است موضوعی عینی:‏ موضوع 1. مصداق-‏

هامن به بازمنایی هنگام تصویرگر و دارد وجود برایش جهان مادی

موضوعات از گیاهان و حیوانات مثال برای کند.‏ می رجوع ها و

مصداق که است موضوعی ذهنی:‏ ‎2‎‏.موضوع هستند.‏ ارجاع قابل مشابه

و معادل فقدان نیست؛ موجود برایش جهان در عینی بازمنودی موضوعاتی

چنین از هرکس شخصی و متفاوت های تلقی باعث عینی سواد،‏

فرد،‏ آگاهی سطح چون هم هایی مولفه به وابسته که است است.‏

... و مذهب تجربیات،‏ ایدئولوژی،‏ باورها،‏ فرهنگ،‏ دیگر

بندی تقسیم یک شامل شده اشاره عینی و ذهنی موضوعات های

ایده یا موضوعات ب(‏ سفارشی.‏ موضوعات الف(‏ شود:‏ می نیز شخصی.‏

ی

مجموعه زیر در تصویرسازی‏ سفارشی:‏ های ایده یا موضوعات الف(‏ متفاوت

های قالب در که تصویرسازی آثار دارد،‏ قرار کاربردی هرنهای نهادهای

یا افراد سوی از موضوعی های زمینه پیش دارای شود می عرضه ارایه-‏

خدمت در تصویرگر مهارت و خالقیت و است اثر ی دهنده ارایه همین

به است.‏ نظر مورد موضوعات یا موضوع کاربردی و مناسب ی کند.‏

می بازی موضوع گزینش در را مهمی نقش سفارش دلیل،‏ و

ها ایده تصویرگران اوقات گاهی شخصی:‏ های ایده یا موضوعات ب(‏ -

می قرار تصویری کتاب تولید ی مایه دست را خویش شخصی الهامات هستند.‏

اثر ی پذیرنده سفارش و دهنده سفارش خود واقع در و دهند می-‏

تولید تصویرگر شخصی ی دغدغه با معمول طور به آثاری چنین منونه

بهرتین شود.‏ می پرداخته او دید زاویه و منظر از موضوع به و ‏شود گرافیکی

های رمان یا تالیفی تصویری آثار در توان می را دسته این از و

مولف که هایی کتاب یافت؛ ها کمیک و ها رمان سینام پسامدرن،‏ سوی

از شخصی ی انگیزه یک با اثر و است شخص یک ها آن تصویرگر شود.‏

می پرداخته و ساخته مولف تصویرگر در

که دارد کتابی نوع به بستگی نیز کتاب صفحات تعداد و اندازه‏ انواع

بندی دسته به دلیل،‏ همین به شود؛ می انتخاب سفارش ی مرحله اندازیم.‏

می نظری تصویری های کتاب تصویری

های کتاب انواع 2-1-3. براساس

نظریهپردازان میان در تصویری های کتاب بندی دسته واقع،‏ در نظران

صاحب از بخشی بین این در گیرد.‏ می شکل مختلفی معیارهای ، 5

آر.سایپ"‏ ‏"الرنس چون هم دارند توجه تصویر و منت میان روابط به . 8

اسکات"‏ ‏"کارول و 7 ‏"ماریانیکوالیوا"‏ ، 6 لوئیس"‏ ‏"دیوید تصویری

و مصور های کتاب میان اسکات[‏ و هایشان]نیکوالیوا بررسی در و

تصویر و منت چگونگی اساس بر را ها کتاب انواع و گذاشته تفاوت کتاب-‏

پیوستار،‏ این سوی یک در اند.‏ داده نشان پیوستار بر شان،‏ رابطه با

دارد.‏ قرار منت بدون تصویری کتاب دیگر،‏ سوی در و تصویر بدون ‏های تصویرگری

تصویر،‏ چند یا یک با تواند می کالمی روایت پیشروی،‏ کمی روایت

نیز پیوستار دیداری طرف در شود.‏ تبدیل مصور داستانی به و شدن

همراه با نیز ها کتاب این دارند.‏ قرار منایشی های کتاب و تصویری ی

میانه در دیگر های کتاب شوند.‏ می تبدیل مصور های کتاب به واژگان،‏ نام

تصویری داستانی های کتاب که آثار این اند.‏ گرفته قرار پیوستار این شوند:‏

می تقسیم دسته پنج به تصویرشان و منت ی رابطه به توجه با دارند،‏ تصویری

داستانی های ‏-کتاب ای]...[‏ قرینه تصویری داستانی های ‏-کتاب های

‏-کتاب افزایشی]...[‏ یا تصویریگسرتشی داستانی های ‏-کتاب مکملی]...[‏ روایتی]....[‏

چند تصویری داستانی های ‏-کتاب تقابلی]...[‏ تصویری داستانی 29-28(. 1393:

همکاران[،‏ ‏]و ‏)مصلح با

هم تصویر وجود که است این دارد اهمیت میان این در که چیزی می-‏

تصویری را آن کتاب،‏ در نوشتار،‏ وجود بدون هم و نوشتار وجود دیگری،‏

و است ‏»تصویری«‏ کتاب این که گفت توان منی دیگر و سازد دارد

مشرتک معنای یک کلمه سه هر که چرا ‏»تصویردار«؛ یا ‏»مصور«‏ قرار

کتابی در تصویر وقتی است.‏ کتاب در ‏»تصویر«‏ حضور از نشان و کالم،‏

بدون یا کالم با گونه و است تصویری«‏ ‏»کتاب کتاب،‏ آن دارد،‏ قرار

بعدی درجه در و...‏ غیرداستانی یا داستانی آموز،‏ عدد یا مفهومی است:‏

معتقد قایینی گیرد.‏ می بر

در را کودکان های کتاب از ای گسرتده طیف تصویری های کتاب کتاب-‏

عددآموزها،‏ الفباآموزها،‏ تا اسباببازی کتابهای از میگیرد.‏ مشرتک

ویژگی داستانی.‏ تصویری های کتاب و کالم بدون تصویری ‏های اندرون

بیان برای تصویر از استفاده یادشده،‏ تصویری های کتاب همه 336(.

است)‏‎1390‎‏:‏ آن از ای عمده بخش یا کتاب مثال

برای شوند،‏ می تقسیم نیز دیگری انواع به ها کتاب البته است

خارج کتابها معمول قطع از آنها ساخت نوع که کتابهایی سهبعدی،‏

های کتاب و دگرریختی های کتاب سفرهای،‏ کتابهای مانند همچنین،‏

مجسمه(.‏ ‏"اسکالپچربوک")کتاب ‏"تونلبوک"،‏ ‏"پاپآپ"،‏ برهم

اساس بر که ‏"اسکات"‏ و ‏"نیکوالیوا"‏ چون هم افرادی دستهبندی توجه

مورد را چیزی واقع در گرفته،‏ شکل تصویر و منت تعامل و کنش نوع

که چرا است؛ مخاطب فردی های برداشت از برگرفته که داده قرار و

فرهنگ از و است متفاوت ای نقطه هر در فرد،‏ هر برای خوانش که

مکانی و زمان و کند می زندگی آن در که اجتامعی و فردی سواد عنوان

به نگارنده همچنین،‏ نیست.‏ جدا دارد،‏ قرار آن در لحظه آن در و

نوشتار حجم و اندازه است معتقد تصویری،‏ کتابهای پژوهشگر تصویری

های کتاب دستهبندی برای مناسبی معیار تواند منی نیز تصویر تفاسیر

متام تصویری،‏ کتاب در کلمه یا جمله یک گاهی که چرا باشد،‏ نشانه

یک یا تصویر یک زمانی،‏ و کند می دگرگون را تصویر از مخاطب قرار

تأثیر تحت را نوشتار روایی جریان متام نوشتار،‏ کنار در دیداری دهد.‏

می ها،‏

آن در تصویر و منت رابطهی که دارد وجود هایی کتاب طرفی،‏ از یک

در خود،‏ هویت حفظ با تصویر و نوشتار است؛ تعاملی رابطهی یک

هر ارزش ها کتاب از نوع این در کنند.‏ می معناسازی باالتر،‏ سطح ای

اندازه یا حجم نه هاست آن درزمانی ویژگی به زبانی های ساحت از های

ساحت از یک هر که معنا این به کنند؛ می اشغال صفحه در که مخاطب

که کنند می بیان ای شیوه به را مفاهیم تصویر،‏ و نوشتار زبانی برای

دارد؛ کتاب،‏ بسنت زمان از پس حتی را،‏ آن به کردن فکر امکان چنین،‏

هم . و...‏ خیال تنهایی،‏ هویت،‏ مهاجرت،‏ چون هم مفاهیمی مثال گشت

فرصت مخاطب و شود می بیان غیرمستقیم طور به مفاهیم این را

تصاویر خواندن چگونه برای گیری تصمیم و استداللی گذارهای و براساس

پیوستار،‏ روی تصویری های کتاب دستهبندی روی،‏ این از دارد.‏ را

تصویری های کتاب های گونه همهی کم دست تصویر،‏ و منت روابط مناید.‏

می نادرست نظر،‏ به و گیرد منی بر در منت

و نوشتاری منت ورای ای رابطه به نگارنده شده،‏ اشاره توصیفات با که

گیرد می شکل مخاطب ذهنیت در که چیزی است،‏ معتقد تصویری مفاهیم

دیداری،‏ و نوشتاری منت از شدن جدا و کتاب بسنت از پس حتی تصویری(هرگز

منت و نوشتاری دو)منت این ی رابطه از آمده دست به ی

پرنده های کتاب چون کتابهایی مثال برای کند.‏ منی رها را مخاطب می-‏

نظر به که ها وحشی کتاب و عجایب رسزمین در آلیس یا موریس،‏ کنند.‏

می عمل نوشتار و گفتار ساحت دو هر مکانِ‏ و زمان ورای ‏رسد منت

تصویرگر و نوشتار نویسنده که را آنچه متام توان منی گاه هیچ ی

رابطه نوع بهرتین عنوان به تصویری کتاب ی رسانه در کنند می بیان متامی

است ممکن چراکه داد؛ قرار تایید مورد مخاطب نگاه از متنی اما

باشد شده تنظیم و طراحی ممکن حالت بهرتین به اثر تولید مراحل تضمینی

خوانش،‏ ی مرحله در پدیدارشناسی،‏ رویکرد یا نظریه براساس وجود

سوژه یا مخاطب طرف از یافته سازمان روابط درست درک برای منت

روابط براساس تصویری های کتاب بندی دسته جهت این از ندارد.‏ مناید.‏

می نادرست کاری تصویر و کاربرد،‏

سنی،‏ ردهی براساس مثال برای را تصویری های کتاب است بهرت کنیم

بندی دسته چنینی،‏ این مواردی و کتاب داخل متون مفاهیم،‏ فرم،‏ تصویری

های کتاب داستانی،‏ تصویری های کتاب از مشخصی اوصاف و -

کتاب عددآموز(،‏ مفهومی)الفباآموز،‏ تصویری های کتاب کالم،‏ بدون تصویری-‏

های کتاب تغییرپذیر)دگرریختی(،‏ های کتاب پاپآپ،‏ های ها

بندی دسته این که باشیم داشته نظر در باید دهیم.‏ ارائه و...‏ ‏تالیفی فرمی

لحاظ به است ممکن تصویری کتاب یک چراکه نیست،‏ قطعی مفهومی

یا داستانی ی دسته در محتوایی نظر از و آپ پاپ ی دسته در و

ای رسانه بینابینیت با جدید ی دوره در ها ویژگی این بگیرد.‏ قرار است.‏

کرده پیدا بیشرتی منود بینامتنیت های بحث ادبی

انواع 3-1-3. مانند

کودک،‏ ادبیات باشد؛ آشنا داستانی انواع با باید تصویرگر انواعی

اینجا در ادبی ی گونه اصطالح است،‏ متنوع بزرگسال ادبیات و

شود می خوانده یا و نوشته کودکان برای عموما که است ادبیات از ها

رده انواع به پس،‏ هستند.‏ کاملی ادبی های شکل خواندن،‏ هنگام کنیم:‏

می نگاه داستان های گونه و تاریخی

جانوری،‏ گرای واقع داستان های زیرگونه با گرا واقع داستان 1. بومی.‏

و فکاهی

داستان ترسناک،‏ و ارسارآمیز داستان شامل تاریخی گرای واقع شود.‏

می طنز و عاشقانه،‏

های داستان ورزشی،‏ های داستان گرا:‏ واقع منونههای دیگر دنبالهدار.‏

های داستان علمی-تخیلی.‏

و فرافانتزی فانتزی،‏ های زیرگونه با فانتزی 2. عامیانه،‏

های داستان حکایات،‏ های زیرگونه با کهن های داستان 3. مردمی.‏

های حامسه و ها افسانه اساطیر،‏ پهلوانی،‏

های قصه و ها اساطیرافسانه عامیانه،‏ قصههای ها،‏ حکایت حامسه.‏

برای

بیشرتی های زمینه در سفارش قبول امکان ادبی انواع شناخت با است.‏

امکانپذیر ای حرفه تصویرگر تصویری

کتاب گرافیک و تصویرگری هرنی،‏ مدیریت 4-1-3. نکاتی

به باید تصویر،‏ خلق مسیر در تصویرگر نیازهای بررسی از پس و

هرنی مدیر با ای حرفه برخورد و سفارش مراحل انجام ی درباره از

چراکه است مهمی تخصص خود هرنی مدیریت بپردازیم؛ انتشارات بندی

زمان و پروژه مدیریت اصول بر اِرشاف باید هرنی مدیر سو یک تصویرگری

تخصصی ی حوزه در مطلع فردی باید طرفی،‏ از و باشد داشته خوب

اثر یک تولید برای که کند می اشاره ای مقاله در 9 هلر استیون باشد.‏ یک

انجام برای هرنی مدیر و تصویرگر ذهن میان مانا ای رابطه است الزم است

نیاز که دارد نبایدهایی و بایدها به ای اشاره او شود.‏ برقرار پروژه اشاره

ها آن از تعدادی به ادامه در بداند.‏ را آن تصویرگر و مدیرهرنی هر شود.‏

می هرنی

مدیر با مواجهه در تصویرگر نبایدهای و ها ‎1-4-1-3‎‏.باید نبایدها:‏

مدیر

با هستید نزدیکی دوستان اگر حتی گوید می تصویرگران به - کنید.‏

حفظ را خود ای حرفه ی فاصله هرنی،‏ نگیرید.)ابتدا

نظر در را مالی ی مسئله فقط کار یک گرفنت برای - ناز

است کم خیلی که دارید اعتقاد اگر و بپرسید را مالی ی هزینه وارد

آنها بدهید اجازه اید کرده اقدام آژانس یک طریق از اگر و کنید شوند(.‏

مذاکره مدیر

با شام ارتباط برقراری ی نحوه به آژانس کارمند ندهید اجازه - می-‏

اولیه کمیسیون از پس کنید ارصار و یابد راه کار انجام برای هرنی کنید.‏

مالقات هرنی مدیر با مستقیم صورت به ‏خواهید دهید.‏

انجام مقرر موقع در را کار انجام برای شده تعیین تکلیف - ارائه

را خود کار بهرتین همیشه ندهید،‏ انجام متوسط حد در ‏-کاری است.‏

ای کلیشه که کنید می فکر اگر حتی دهید Steven Heler 9

Lawrence R. Sipe 5

David Lewis 6

Maria Nicolajeva 7

Carole Scott 8

43

42



- رسکش و رسسخت نباشید)گاهی اوقات که مخالف مسیر مدیر هرنی

هستید و یا بالعکس،‏ نقطه ی تعادل را پیدا کنید(.‏

بایدها:‏

‏-وقت بگذارید و تحقیق کنید که مدیر هرنی چه می خواهد.چه نوع

تکالیفی مد نظر دارد؟

- خود را مشتاق نشان دهید زمانی که کاری به شام محول می شود.‏

- سوال کنید اگر هر جنبه از کار برایتان نامفهوم است.‏

- بخصوص اگر اولین تجربه ی کاری با یک مدیر هرنی است.‏ چندین

ایتود و اسکچ ارائه دهید.‏

- بخاطر داشته باشید کاری که از کیفتان در می آورید و نشان می-‏

دهید باعث پذیرفنت شام در آن کار می شود.‏

2-4-1-3. بررسی سوابق کاری تصویرگر حرفه ای

هلر معتقد است بررسی سوابق کاری الزامی‏ است.‏ مانند هر مصاحبه ی

رسمی)پرتفولیو(‏ کلیدی است در به وجود آوردن یک رابطه ی حرفه -

ای کاری.‏ او بر این باور است که چون روشی استاندارد برای بررسی

پرتفلیو تعریف نشده است از رهنمود های زیر کمک بگیرید:‏

نبایدها:‏

- به یاد داشته باشید اولین مالقات رسمی است حتی

پذیرایی با قهوه و شیرینی هم ممکن است غیراخالقی محسوب

شود.‏ او می گوید که نباید خیلی زود با مدیر هرنی صمیمی شوید و

این جلسه زمانی برای یک گپ کوتاه دوستانه نیست.‏

- آثار خود را منظم و مرتب در آلبوم ارائه کنید.‏

- سواالت غیر رضوری نپرسید.‏ تا زمانی که قرار داد نبسته-‏

اید،‏ نیازی به دانسنت زمان انجام کار و تحویل آن،‏ میزان هزینه و...‏

ندارید.‏ اگر الزم شد به سادگی بگویید که مایلم همکاری کنم.‏ باقی

موارد خود به خود جلو می رود.‏

- خجالت نکشید برای پرسیدن نظر مدیر هرنی درباره ی کار

خود؛ اگر واقعا نظر مدیر هرنی برایتان مهم است و البته آماده ی

پذیرش هرگونه نقدی بدون بحث باشید.‏ چراکه برخی از مدیران

هرنی رک هستند و برخی محتاط.‏

بایدها:‏

- داشنت یک دفرت ‏"اسکچ"،‏ اگر ایده های شخصی شام را نشان

می دهد.‏

- به پرتفلیوی خودتان از دیدگاه یک مدیر هرنی نگاه کنید.‏

- آیا در همه آثار از منابع استفاده کرده اید یا آثار خودتان

است.‏

- در جمع آوری پرتفلیو دقت کنید که همگی آثار از نظر

ترکیببندی و عنارص تجسمی،‏ دیدگاه های مشابه نباشد و مدیر هرنی

را کسل نکند.‏

این نکات همگی برای تصویرگران توصیه شده است و از کلیتی برای

مواجهه با سفارش برخوردار است،‏ اما در سمت دیگر ماجرا باید به

وظایف مدیر هرنی نیز بپردازیم.‏

3-4-1-3. وظایف مدیر هرنی

به نظر نگارنده،‏ موضوع کار در حوزه ی تصویرسازی با شناخت

زیرساخت های فرهنگی جامعه و برخوردهای فرهنگیِ‏ از پیش تعریف

شده توسط نهادهای اجرایی هر حوزه قابل بررسی است.‏ مدیر هرنی

باید فردی آگاه به مسائل هرنی و ادبی باشد،‏ چرا که فردی است رابط

بین نارش،‏ نویسنده و تصویرگر؛ او باید جلساتی با هر سه داشته باشد

تا پروژه را برنامه ریزی و زمان بندی کند.‏ مدیر هرنی باید یک لیست

از تصویرگران و یک بانک تصویری از آثارشان تهیه کند و بر اساس

تخصص هر تصویرگر،‏ سفارشی را به او محول کند.‏ متاسفانه در بیشرت

موارد،‏ مدیران هرنی کشورمان،‏ یک مجموعه از تصویرگران مشخص را

برای همکاری در نظر می گیرند و براساس تجربه های پیشین با آن ها کار

می کنند.‏ از طرفی،‏ با نقد و بررسی آثار تصویرگران ما متوجه یک امر

ثابت در شیوه ی طراحی و سازماندهی تجسمی آثارشان می شویم.‏

چراکه موضوع امضای شخصی و جنس طراحی برای بیشرت تصویرگران

به اشتباه تعریف شده است و در انواع ادبی از یک نوع طراحی و

استایل در سازماندهی استفاده می کنند؛ این خود ضعف بزرگی است.‏

نگارنده با توجه به بررسی های متعدد در کتاب های تصویری دو دهه -

ی اخیر ایران و جهان بر این باور است که یک امرِ‏ ثابتی در طراحی

تصویرسازی و ارزشگذاری خطی و حتی تکنیک اجرایی،‏ در متامی

کتاب های تصویری داستانی از یک تصویرگر دیده می شود.حتی عده ای

از تصویرگران هنوز بر این باورند که تکنیک آنها شخصی است و اگر

برای هر موضوعی یک نوع شیوه ی اجرایی خاص در نظر بگیرند دیگر

مدیران هرنی آنها را به عنوان تصویرگر حرفه ای خطاب نخواهند کرد.‏

همه ی این باورهای اشتباه به دلیل کبود منابع مکتوب،‏ ندانسنت نظریه

درباب تصویرسازی و عدم آشنایی مدیران هرنی با تئوری تصویر است

که اگر چنین نباشد،‏ مدیران هرنی می توانند باعث رشد و شکوفایی

تصویرگران و هدایت آنها در مسیر ارتقاء سطح کیفی و همه جانبه ی

آثار تصویرگران شوند.‏ مدیران هرنی در ایران در حوزه ی تصویرگری تنها

درس تجسمی خوانده اند و این کافی نیست.‏ آنچه نیاز است،‏ آشنایی با

حوزهی روانشناسی،‏ ادبیات،‏ فلسفه و اصول مدیریت و...‏ است.‏

نکات بیان شده در بخش نخست این نگارش برای ساختار اجرایی

درست،‏ بر اساس استانداردهای مدیریت نرش کامال قابل اجراست؛

اما برای تحلیل موضوعات مربوط به مدیریت هرنی در تصویرگری،‏

نگارنده در بخش بعدی به نقد یک کتاب ترجمه می پردازد.‏ کتابی

تصویری با نام کتابهای پرنده ها ی خارقالعاده موریس لسمور،‏

11

نوشته ی ‏"ویلیام جویس"‏ 10 و تصویرگری ‏"ویلیام جویس"‏ و ‏"جو بلوم"‏

که در انتشارات پرتقال ترجمه و به چاپ رسیده است.‏

این انتخاب تنها برای آگاهی نارشان،‏ نویسندگان،‏ تصویرگران و مدیران

هرنی است تا نکات بیان شده در طول مقاله را در هامهنگی کار

نویسنده و تصویرگر دریابند که بی شک مدیون مدیریت هرنی است.‏

اما همین کتاب به محض ترجمه و چاپ در ایران دچار تغییرات

سلیقه ای از طرف مدیر هرنی می شود.‏ تغییراتی که به کتاب و مفاهیم

آن رضبه می زند.‏

4. نقدی بر کتاب پرنده های خارق العادهی موریس لِسمور؛

مدیریت هرنی در کتاب های تصویری ترجمه شده

وقتی اولین بار کتاب را ورق زدم متعجب،‏ درگیر هامهنگی کار

نویسنده و تصویرگر شدم؛ از آنجایی که سالهایی است تحلیل-‏

گر کتاب تصویری هستم،‏ با رصف زمان،‏ تک تک فریم ها،‏ شیوه ی

روایتگری و تجزیه ی روایت تصویری را بررسی کردم.‏ چند سالی از

تصاویر این کتاب در کالس های تصویرگری درسگفتاری آماده کردم

تا هرنجویانم با جهان بینی هامهنگ نویسنده و تصویرگر آشنا شوند؛

اتفاقی که شاید به ندرت در کتابهای تصویری برای تصویرگران و

نویسندگان در کشور ما می افتد.‏ کتابی که با چگونگی ایدهپردازی

در تصویرسازی کتاب تصویری،‏ امکان آن را برای خواننده ی خود

فراهم کرده تا زندگی را به او بیاموزد.‏

کتاب پیش ‏ِرو دنیایی است از حضور،‏ حضور و پیوند چندگانه ی

انگاره های ادراکی،‏ بازتاب ها،‏ برجستهسازی بازی های متقابل،‏ فرم-‏

هایی به مثابه ابداع،‏ عنارص سازنده ای که به دنبال کنش و ایجاد

رخدادند،‏ هم زمانی های متوالی و یا متقاطع و در نتیجه،‏ پویایی

و شگفتی که تا انتها و حتی پس از بسنت کتاب مخاطب را رها

نخواهد کرد.‏ جلوه هایی از تخیل و واقعیت که موهبت های صور

ذهنی نویسنده و تصویرگرند،‏ تجربه ای که خود کتاب،‏ موضوع و

دستمایه ی صورتبندی برصی داستان شده است؛ فعل تبدیل اشیاء

به تصاویر در نتیجه ی تخیلی شاعرانه و غیر تقلیدی.‏ درک صحیح از

دستمایه ی اصلی یعنی موضوع)کتاب(‏ خود رمزگان مهمی است تا

بتوان متام آنچه را باید،‏ در نظام تخیل و داستان بیان کرد.‏

موضوع از این قرار است که ‏"موریس لِسمور"‏ عاشق کلمه،‏ قصه و

عاشق کتاب است و زندگیِ‏ او کتابی است،‏ نوشته خودش.‏ به این

ترتیب،‏ نویسنده مخاطب را در موقعیتی از یک زندگی قرار می دهد.‏

داستانی که با کلامت ساده و تصاویر هدفمند جلو می رود تا کتاب

تصویری که هدفش رابطه ی تقابلی منت و تصویر است،‏ به درستی

شکل بگیرد.‏

این کتاب،‏ در ایران ترجمه شده و توسط نرش پرتقال به چاپ رسیده

است؛ عدم وفاداری به اثر اصلی در بخش هایی هم چون منت نوشتاری

در بخش ترجمه و همچنین،‏ تصویرسازی و گرافیک به آن آسیب زده

است و لطمه ای جدیرب پیکره ی کتاب وارد کرده است.قطع کتاب

اصلی،‏ از قطع ترجمه کمی کوچکتر است.‏ متام تصاویر،‏ از روی

کتاب اصلی اسکن شده و در مجلد فارسی کمی بزرگتر به چاپ

رسیده است که با بیدقتی،‏ بخشی از نظام تصویر از طرفین)باال،‏

پایین،چپ و راست(در بخش اعظم تصاویر،‏ از بین رفته است.‏

عدم مدیریت هرنی در چیدمان تصاویر،‏ بخش دیگری از مشکالت

کتاب ترجمه شده است؛ برای مثال،‏ در یکی از مهمترین بخش های

کتاب که خالقان کتاب قرار است مخاطب را به سمت تخیل داستان

رهنمون کنند،‏ فریم موردنظر به صورت آینه ای)معکوس(‏ به چاپ

رسیده و کل روایت تصویری تحت تاثیر اشتباه مجموعه ی انتشارات

قرار گرفته است.‏ در منت آمده است:»آن وقت اتفاق کوچولوی شادی

آوری افتاد.‏ موریس لسمور که عادتش بود پایین را نگاه کند،‏ باال را

نگاه کرد.‏ همین که رسش را آهسته توی آسامن بلند کرد،‏ چشمش

افتاد به یک خانم دوست داشتنی.‏ دسته ی شاد و شنگولی از کتاب های

پرنده داشتند او را دنبال خودشان می کشیدند«.‏ در تصویر کتاب

اصلی،‏ خانم مهربان و کتابی که بر دست او ایستاده،‏ در لت راست

و موریس لسمور در لت چپ به هم نگاه می کنند.‏ در واقع متام

داستان در این تصویر،‏ همین نکته ی مهم است و همه ی عنارص در

پیوند باهم،‏ بین واقعیت و خیال،‏ گیر کرده اند تا مخاطب با متایز

این دو فضا به درک داستان نائل آید،‏ در صورتی که به دلیل اشتباه

در چیدمان)آینه ای(‏ تصویر در کتاب ترجمه شده،‏ ‏"موریس لسمور"‏

به خانم مهربان نگاه می کند و خانم مهربان و کتاب روی دستش به

بیرون کادر!‏ ‏)شکل‎1-4‎‏(.‏

شکل 1-4. مقایسهی تصویر اصلی کتاب با تصویر ترجمه شده و دخل و ترصفها

در نسخهی ترجمه شده.‏

این تغییرات و دخل ترصف در کتاب ترجمه،‏ تا جایی است که

صفحات ورودی کتاب را از یک گرافیک سیال از رابطه نوشته و

تصویر به حالتی ساکن بدل کرده است که کتاب ترجمه هیچ تفاوتی

با کتاب های دیگر که در کتابفروشیها پیدا می شود،‏ ندارد؛ این در

حالی است که در اثر اصلی،‏ تصویرسازی و گرافیک،‏ بسیار با دقت و

هامهنگی انجام شده است.‏

در فریم های متعددی نوشته های منت ترجمه شده اند،‏ بدون در نظر

گرفنت صفحه آرایی کتاب اصلی؛ حتی در بخشی از تصاویر که حروف

در آن نقش شامیلی دارند و بخش مهمی از روایت تصویری اند،‏ آن

حروف یا کلامت،‏ به اشتباه ترجمه شده و نقش منت فارسی به خود

گرفته است؛ این خود یک اسرتاتژی اشتباه برای طراحی این کتاب

است)شکل 2-4(. بیننده ای که هر دو کتاب را دیده باشد به هیچ

وجه منی تواند این رویکرد در نظر گرفته شده را بپذیرد،‏ زیرا از خود

سوأل می کند که اگر این یک راهکار و تصمیم از نگاه مدیر هرنی

است،‏ پس چرا در متامی صفحات کتاب رعایت نشده است؟ و اگر

هر دو کتاب را ندیده باشد!‏ این سوأل مطرح است که آیا به عنوان

مدیر هرنی یا نارش نباید به کتاب اصلی و آنچه در کتاب تصویری

است وفادار بود؟ حتی،‏ در روی جلد کتاب اصلی مشخص است که

نویسندگی کتاب با ویلیام جویس بوده و همچنین در تصویرگری

نیز همکاری داشته است،‏ اما در کتاب ترجمه تنها اسم جو بلوم به

عنوان تصویرگر آمده است.‏

شکل 2-4. مشاهده ی دخل و ترصف در نسخه ی فارسی.‏

در بررسی نشانه های برصی،‏ این نکته مهم نیست که معنا ساخته

شود،‏ بلکه این مهم است که معنا چگونه و در ارتباط با چه چیزهایی

ساخته می شود،‏ پس چگونگی ساخت معنا اهمیت دارد؛ تفاوتی که

زبان تصویر را در گفتامن تصویرسازانه ی تصویرگر از دیگران متامیز

William Joyce 10

Joe blum 11

45

44



می کند.‏ در منت آمده است:‏ ‏»بعضی وقتها موریس در کتابی گم

می شد و...«‏ به زیبایی تصویرگر تنها با تغییر اندازه ی کتاب و آقای

موریس،‏ توانسته غرق شدن موریس در کلامت را نشان دهد.‏ در این

فریم از کتاب در چاپ فارسی جزئیاتی به تصویر اضافه شده است؛

مثل کفشِ‏ آقای موریس،‏ در صورتی که در تصویر کتاب اصلی،‏ ناحیه

کفش برش خورده است.‏

گاهی عادات تصویری به صورت خودکار عمل می کنند و ما بدون

دخالت مستقیم و تصمیم از پیش تعریف شده ای،‏ تصویر را بی واسطه

می بینیم و می توانیم از هر شکل،‏ محتوایش را حدس بزنیم؛ کارکرد

اصلی آن اشکال یا عنارص زمانی آشکار می شوند که آن ها را یکی

یکی از کادر دیداری حذف کنیم؛ غیر ممکن است که اتفاقی برای

معنابخشی آن تصویر رخ ندهد چون هر عنرص در مکانی و جایی

از کادر واقع شده که حضورش در مرحله ی نخست،‏ احساسی را به

بیننده منتقل می کند و در مرحله ی دوم،‏ هدفش ایجاد احساسی از

چیزهاست که همچنان که دیده می شوند و باعث بروز تحلیل نیز

می شوند؛ با هر حضوری از هر عنرص،‏ احساسی از خود آن فرم به

عالوه ی احساس همنشینی با دیگر عنارص شکل می گیرد.‏

چشم مخاطب در نخستین برخورد با کلیتی روبروست که به

سختی امکان تجزیه ی تصویر را پیدا می کند،‏ زیرا تصاویری که

براساس اشکال شناسا و از قبل دیده شده طراحی می شوند،‏ در

جهان دانسته های آشنای تصویری جایی خوش کرده اندو تصویرگر،‏

در پی برهم ریزی جهان از پیش تعریف شده است؛ مانند فریم

حارض)شکل‎3-4‎‏(،‏ اما به دلیل اشتباه در اسکن تصاویر و بزرگ شدن

تصاویر در کتاب ترجمه شده،‏ الیه های تصویری مهمی از طرفین

کادر و بخش های مهمی از عنارص روایتگر در بیشرت کادرها از بین

رفته و بیانی متفاوت از هدف تصویرگر کتاب را ارایه می دهد.‏

درهم تنیده ی تاریک و روشن منت و تصویر،‏ تنها و تنها در

هامهنگی این دو یعنی ‏"ویلیام جویس"‏ و ‏"جو بلوم"‏ امکان پذیر

است.‏ مدیریت هرنی در نسخه ی فارسی این کتاب به جای وفاداری

به ارزش های کتاب اصلی،‏ آنچه را باید به عنوان ارزش در هر کتاب

ترجمه حفظ شود انجام نداده و در مقابل در تصویرسازی کتاب و

گرافیک آن دخل و ترصف بیش از اندازه انجام داده که این رضبه-‏

ی بزرگی به کل اثر وارد کرده است.‏ حال اگر قرار بود کتاب های

داخلی را مورد بحث قرار بدهیم و تصویرگران و کار با مدیران هرنی،‏

باید بپرسیم آیا لزوما جلسه ای برای هامهنگی ذهنی نویسنده و

تصویرگر برگزار می شود،‏ آیابه تنهایی هر کدام از شخصیت های

تاثیرگذار در خلق کتاب تصویری اعم از نارش،‏ مدیر هرنی،‏ طراح

تصویرگر و طراح گرافیک نقش خود را در ساخت و مراحل خلق و

تولید کتاب تصویری به درستی می دانند؟

5. نتیجه

موضوعاتی که یک تصویرگر برای ساخت تصویر نیاز به شناخت

دارد محدود به مطالبی که اشاره شد،‏ نیست.‏ در واقع این یک

کلیت از بایدها و نبایدهایی است که یک تصویرگر برای ساخت

کتاب تصویری نیاز دارد.‏ عواملی به شخص تصویرگر مربوط است و

عواملی هم بیرونی است و تصویرگر با تصمیامتی که می گیرد آن ها را

کنرتل می کند.‏ چیزی که اهمیت دارد روحیه ی کار گروهی و توجه

به تصمیمگیری های جمعی است.‏ چراکه تصمیامت نادرست ممکن

رضبه ای هم چون اثر موریس که مشاهده و بررسی شد،‏ به کل تیم

و خروجی کار وارد مناید.‏

شکل 3-4، بزرگ شدن تصویر در نسخه ی فارسی و از دست رفنت بخشی از عنارص.‏

شکی نیست که تالش نویسنده و تصویرگر،‏ این جهان روایتمند را

ساخته است و پای گذاردن مخاطب به این جهان و درک فضاهای

منابع

- قایینی،‏ زهره.)‏‎1390‎‏(،‏ تصویرگری کتاب های کودکان:‏ تاریخ،‏

تعریف ها و گونه ها،‏ تهران:‏ مؤسسه فرهنگی هرنی پژوهشی تاریخ ادبیات

کودکان.‏

- مصلح،‏ ملیحه و سعید حسامپور و فریبا خوشبخت.)‏‎1393‎‏(،‏

‏»تارمنای برهم کنشانهی منت و تصویر با بررسی تطبیقی کتابهای برتر

داستانی تصویری ایرانی و غیر ایرانی«،‏ مجله ی مطالعات ادبیات کودک،‏ سال

پنجم،‏ شامره دوم،‏ پائیز و زمستان 1393، صص 54-25.

- گات،‏ بریس.‏ )1393(، ‏»هرن؛ مفهومی خوشه ای«،‏ ترجمه بهاره

سعیدزاده،‏ نظریه های معارص هرن،‏ قم:‏ انتشارات مدرسه اسالمی هرن.‏

Heller, Steven.(2004),Inside the Business of Illustration,

Published by Allworth Press, New York

این تصویرسازی از کتاب نقاشیهای ویلی اثر تصویرگر مولفِ‏ شهیر انگلیسی

آنتونی براون است.‏ او با تغییر متامی عنارص نقاشیِ‏ ‏)خوشه چینان ‏(اثر

‏»فرانسوا میله«‏ سعی بر از آن خودسازی دارد،‏ که خود مولفه ای پسامدرن

است و در پی این متهید با تغییرِ‏ الیههای تصویری،‏ الیههای معناییِ‏ نویی را

رقم میزند.‏ با قرار دادن یک اثر نیمهکاره و نامتام در پی پایانی باز است،‏ تا

مخاطب را با تاویل خویش تنها گذارد و در تصمیم فردی او دخالت مستقیمی

نداشته باشد.‏ به همین منظور سوژه در این اثر مترکز زدا و چند فاعلیتی است

در نتیجه مخاطب با تصویر در تعامل است.‏

47

46



هنرمند

ِ صدای

تَن

خارِشِ‏ میخواهد.‏

من از مجسمه آنچه یا كارگر،‏

مَت سِ‏ در بتنی تريبرقهای ساخت كارخانه يك در كه زمانی از میگذرد سالها بودم.‏

فلزی قالبهای بست و باز عهدهدار پيچها

بود كافی شوند.‏ بسته خوب قالبها بنتريزی،‏ از قبل كه بود اين من كار اصلی رشط بزند.‏

پس را قالب بنت زياد فشار يا كند نشت قالب تا باشند ل شُ‏ يا باز شونده

سفت سياليت – مواد سازی انضباط و مهار قبيل از مسائلی مدت اين طول در متاميت

انديشههای مدرنيستی آتلبندي و ترتيب – انرتوپی و اضمحالل – اندرونیها – است.‏

ساخته مشخصی مسري برايم مصالح و مواد بست كار در توتاليزم و خواهی برايم

كه انگار افتادم.‏ گري ديگری جور بكنم ديگری بازیهای يا بروم در خواستم وقت هر خوشايندست.‏

گري،‏ میخارانم.‏

شده من برای بزرگی قالب به تبديل حاال كه بزرگ گري اين با را تنم كه سالهاست محرومی

محمود است.‏

مفهومی هرنمند و مجسمهساز - سبزوار ۱۳۵۵، متولد اه‌مجح سازهها،‏ است.‏ مجسمهسازی رشتهی در زیبا هرنهای دانشکدهی کارشناسی مقطع دانشآموختهی او بهره

با محرومی است.‏ دشوار مخاطب برای آنها از گریز و واضحاند ناخوشایندی شکل به او چیدمانهای و الیههای

با آثاری سیامن،‏ و بنت فلز،‏ مانند خشن و رسد مصالحی و مواد قالب در منادها و استعارهها از گرفنت انهدام

و استیصال ویرانی،‏ مرگ،‏ چون مضامینی در کندوکاو به آنها طریق از که کرده خلق متعدد معنایی و دوساالنهها در نیز و گروهی منایشگاه سی از بیش و انفرادی منایشگاه سه در محرومی آثار میپردازد.‏ تهران

مجسمهسازی دوساالنهی ششمین برگزیدهی هرنمند محرومی است.‏ شده ارائه مخلتف فستیوالهای میکند.‏

کار و زندگی تهران در او است.‏ بوده 49

48



‏"آه"‏ 2012

25 مکعب‏ بتُنی در اندازهی

‎15‎در ‎15‎در 15 سانتیمرت

ابعادِ‏ چیدمان:‏ 15 در 100 در 100 سانتیمرت

مواد:‏ بنتُ‏ ، آهِ‏ مادران و کیسه پالستیکی

تولد،‏ جدایی از یک کل است.‏ کودک آنقدر جایش در درون مادر خوب است که متایل ندارد به هیچ ترتیبی از آن خارج شود و

هنوز بیرون نیامده،‏ ناامیدانه به دنبال آن میگردد،‏ چیزی که در ‏"آه"‏ دنبال میکنم،‏ انگار خاطرهی مدفون شده است.‏ مراسمی

شبیه تدفین و خاکسپاری.‏

در تدفین انتظار بیرون آمدن نداری،‏ اما در حبس انرژی وجود دارد که میل به بیرون آمدن و متنای عیان شدن دارد.‏ در ‏"آه"‏

به دنبال بایگانی،‏ ثبت و نگه داشنت نیستم،‏ بلکه بخشی از انرژیِ‏ بودن و خاطره را با مادهی خفهکننده و در برگیرندهای چون

بنتُ‏ ، آببندی میکنم تا دست نیافتنی شود.‏

در این پروژه با گروهی از مادران که برای دیدن پرسانِ‏ زندانیشان در پشتِ‏ درب زندان اوین به انتظار نشسته بودند،‏ تعامل

کردهام.‏ از آنها خواستم که با گرفنت نایلونی جلوی دهانشان یک آه را درونِ‏ آن بدمند.‏ هر نایلون را درونِ‏ قالب بنت قرار

داده و بنتریزی کردم.‏ سپس هنگام سفت شدنِ‏ بنتُ‏ ، بلوکها شامرهگذاری شد.‏ شامرههایی که روتین نبودند،‏ تا وقتی بلوکها

کنار یکدیگر قرار میگیرند.‏

51

50



‏"یادبودِ‏ دوستِ‏ از دست رفته در یک سانحهی ذهنی"‏

مواد:‏ شلنگ آتشنشانی / پُمپ فوارهای روشن / آب / استخوان

ابعاد چیدمان:‏ 150 در 350 در 60 سانتیمرت

‏"یادبودِ‏ دوستِ‏ از دست رفته در یک سانحهی ذهنی"،‏ با رویکردی ضداستتیک و با به خدمت گرفنتِ‏ آب به

عنوانِ‏ کارمادهای سیال و پویا،‏ بر آن است تا منایشی از یک آن به آن شدنِ‏ تصویری ارائه دهد.‏

جابجایی و تناوبِ‏ لحظه به لحظه،‏ گزارشی است از سیالنِ‏ هستی و نیست.‏ اشیا حارض در این چیدمان،‏

گزارههایی هستند با روایتهای متناقض،‏ خواه امیدوارانه،‏ خواه ابزورد و پوچ.‏

53

52



‏"در سفرهی ما"‏ 2013

مواد:‏ برنز،‏ نفت خام

ابعاد چیدمان:‏ 120 در 120 در 27 سانتی مرت

هموطنان:‏

بر رسِ‏ میزِ‏ شام حارض شوید

برادرانِ‏ میزبانمان سفرهای مهیّا کردهاند

هامنطور که وعده داده بودند

‏-سهِ‏ ما از آن تحمل رنجی است که میبریم.‏

‏"در سفرهیِ‏ ما"‏ میخواهد یادبودی باشد از به خدمت

گرفنتِ‏ ابزار خشونت در جهتِ‏ انهدامِ‏ غرور و رشفِ‏ جمعی.‏

55

54



شیوهشناسی

خلق

حرفهی به التزامی روش

سُ‏ جواد تحریک

وجهِ‏ عنوان به پرسش به اگر شد،‏ آغاز پرسش یک از جریان که

هنگامی در زدنش کنار باشید،‏ داشته باور جمود مقابل در اولیه بود.‏

خواهد سخت اندکی برایتان شده،‏ کشیده میان به هایی

پرسش میشناسند،‏ پرسشهایش با بسیاری را شاهد امین پیش

ماه میبندند.‏ تامل بر را مجال بسیاریشان،‏ سبب به گاه که گفت؛

جدیدش نرشیهی برای پروندهای جمعآوری از و داد پیغامی دلیل

به که چرا من،‏ از دور بسیار و سخت پرسشی بودن«.‏ ‏»حرفهای نشیمن

محل هرگز آن،‏ بودن محیطی اساسن و مفهوم این از دوریم به

را جوابی و بود آمده میان به پرسش اما است.‏ نبوده‏ من تامل و آنچه

اما است متفاوت شیوها پرسش،‏ یافنت در بود.‏ نشسته انتظار ره ملموسِ‏ زیست دایرهی در پاسخ یافنت میدانم و آموختهام من پیشِ‏

مقالهی منت به و انداختم پایین را رسم رو این از است.‏ روزهام بوواری

مادام در روایت بافتهای ‏»شیوهشناسیِ‏ شدم؛ خیره رویم فرانسه

نوزدهمی قرنِ‏ نویسندهی فلوبر دیوس.‏ لیدیا تالیف فلوبر«‏ از

بسیاری تفکر و پژوهش مایهی دست بوواری«اش ‏»مادام رمانِ‏ و تصور

این طرفی از بودهاند.‏ اخیر قرنِ‏ دو فیلسوفانِ‏ و نویسندگان شاید

اثر این به پرداخنت موجود،‏ زبانی و زمانی فاصلهی دلیل به که نخواهد

ذهن از دور فرضی باشد،‏ پرونده موضوع از دور اندکی هیچ

و دور زمانی هیچ دیویس لیدیا چون کسانی برای اما بود.‏ هنوز

که امریکایی مرتجم و نویسنده دیویس نیست.‏ بیگانه زبانی ادبی

آثارِ‏ بررسی برای او از دانشگاهی های نشست از بسیاری در و بررسی رصفِ‏ را خویش عمرِ‏ از درازی سالهای میشود،‏ دعوت است،‏

کرده انگلیسی زبانِ‏ به پروست مارسل و فلوبر آثارِ‏ ترجمهی گوستاو

مناید.‏ می آسان و سخت همزمان یادداشت این نوشنتِ‏ پس نیستند،‏

ناشناخته زبانی فارسی برهیچ اش بوواری مادام و فلوبر امرایی،‏

اسدالله چون مرتجامنی تالش مدد به هم دیویس لیدیا به

گذشته سالهای طی در رئیسی صادق محمد و مویدطلوع فریام زبانِ‏

در دیویس تصویرِ‏ که چند هر است.‏ شده معرفی فارسی زبانِ‏ زبانشناس،‏

مرتجمِ‏ یک تا است نویسنده یک تصویرِ‏ بیشتر فارسی زمینهی

که چرا گرفت منیتوان موضوع این به هم نقدی طرفی از انگلیسی

زبانِ‏ به مقاالتش در بیشتر ترجمه،‏ در او زبانشناسانهی انتخابِ‏

سوی به مرتجامن گرایشِ‏ کلی طور به و بوده بحث موردِ‏ مرتجامنی

معدود از یکی شاید است،‏ نادر بسیار دست این از آثاری کاوه

کردهاست،‏ روبرو برانگیزی چالش زمینهی چنین با را خود که زبانی

با را کوندرا میالن شدهی تحریف وصایای که باشد بامسنجی این

از پس و پیش اما برگردانده،‏ فارسی زبان به ساخت پر و روان به

دست که یافت توان می را هایی کتاب و مقاالت معدود اثر وجودِ‏

دلیل شاید دیگر بعدی از باشند.‏ شده موضوعی چنین کارِ‏ عدم

بلکه موضوع دشواری نه زمینه این در مقاالت معدود تعداد مغتنم

را فرصت رو این از باشد،‏ بوده نیازی چنین وجودِ‏ به آگاهی کنم

می تالش مقاله این از کوتاهی بسیار بخشِ‏ انتخابِ‏ با و شمرده را

رو پیش موضوعاتِ‏ درکِ‏ در شیوهشناسی به پرداخنت اهمیت تا بوواری

مادام چون مطرحی ادبیِ‏ آثارِ‏ که دانیم می بکشم.‏ میان به آوردهاند،‏

دست به سالها طی در که نامی و شهرت دلیل به فلوبر هجده

تنها هستند،‏ و بوده بسیاری منتقدینِ‏ و مرتجامن کارِ‏ موضوعِ‏ زبان

به و دارد وجود انگلیسی زبانِ‏ به اثر این از متفاوت ترجمهی یکی

است.‏ موجود اثر این از متفاوت ترجمهی شش نیز فارسی دلیل

پیرامون میشود مطرح میان این در که اصلی پرسشهای از ترجمههای

وجود با اثر این با گالویخنت برای مرتجامن این گرایش به

دیویس لیدیا پاسخِ‏ که اینجاست در درست و است.‏ دیگر فراوانِ‏ مشخص

را آثار از دست این با هزارباره گالویزیِ‏ لزومِ‏ پرسش،‏ این مادام

از خود ترجمهی مدخل در که مقالهای در دیویس،‏ میکند.‏ ساختاریِ‏

هویتِ‏ از مهمی بسیار وجه ترشیح به است،‏ آورده بوواری این

نوشنت ساختارِ‏ و شیوه در فلوبر تاکید آن و میپردازد اثر این متامیِ‏

درکِ‏ که میپردازد موضوع این ترشیح به دیویس است.‏ رمان بافتههای

درکِ‏ گروی در فراگرفتهاند را ما پیرامونِ‏ که موضوعاتی نیست

میرس مهم این به رسیدن و آنهاست.‏ هویتِ‏ در موجود در

با درست بافتهها.‏ این ساختِ‏ شیوهی از متنوع شناختی با مگر و حرفهای مواجههی تفاوتِ‏ او که است موضوع همین گرفنت نظر به

دلیل میکند.‏ ترشیح را موضوع از عبور برای تالش در مواجهه دیویس

که تعریفیست نیز او مقالهی از بخش این کشیدنِ‏ میان میدهد.‏

ارائه رو پیشِ‏ موضوعِ‏ با مقتضی و حرفهای مواجههی از ترجمهی

برای مناسب شیوهی یافنتِ‏ در خود سبک این ترشیح برای چون

دوستانی با او نامههای و یادداشتها رساغ به بوواری مادام بحث

موردِ‏ شیوهی به زمانبر کاوی کندو پی از و میرود زوال امیل ایجاز

و حذف که شیوهای میشود.‏ نزدیک اثر این تالیف برای فلوبر میدهند.‏

تشکیل را آن اصلیِ‏ عنارصِ‏ شاعرانگی و استعاره از دوری و پروندهی

موضوعِ‏ اقتضای را مفصلتر تفصیل و بحث که جایی آن از موردِ‏

مقالهی از پاراگراف یک ترجمهی به انتها در منیبینم.‏ رو پیشِ‏ از

گوشهای باشم،‏ توانسته اندک فرصتِ‏ این در تا کرده اکتفا بحث منایم؛

ارائه ملموس صورتِ‏ به را نگارنده بحثِ‏ موردِ‏ شیوهشناسی تبلور

او رصیح و نامتجانس همنشینیهای در فلوبر کناییِ‏ فضای نامعمولی

تناسباتِ‏ ضمختی و خشونت شاعرانگی،‏ میانِ‏ او مییابد.‏ شکلی

گاه و طنز درونمایهی گاه که همنشینیهایی میکند.‏ ایجاد خواننده

انقطاعِ‏ موجب همواره اما گیرند،‏ می خود به آور شوک با

که پاراگرافی میشکنند.‏ درهم را موجود روایی وضعیتِ‏ و شده همواره

شده آغاز زیباییها و جزئیات توصیفِ‏ از رسشار ظرافتهای سطحِ‏

در را شیوه این فلوبر که چنان میشود منقطع راه میانهی در تپشهای

و جریان همواره او میبرد.‏ کار به خود اثر ساختارِ‏ از دیگری معمولی

روزمره،‏ اموریِ‏ کشیدنِ‏ میان به با را منت ظریفِ‏ و شاعرانه هک شیوهای کردهست.‏ اختگی و آنی شکستهای دچار سطحی و رمان

در فراوانی مثالهای و اوست روایتِ‏ اصلیِ‏ ساحتِ‏ از جزئی یافت.‏

آن برای میتوان نوشت:‏

پی دیویس:‏

لیدیا مقالهی از خوانشیست یادداشت،‏ این Lydia davis, Madame Bovary-Gustave Flaubert,

Published by Penguin Group, 2010

میباشند:‏

دسرتس در دقیقتر مطالعهی و بررسی برای زیر آثارِ‏ به

۱۸۵۶ آوریل تا ۱۸۵۱ سپتامرب از بوواری مادام نگارش فلوبر

مدت این در کشید.‏ طول کرواسه در سال پنج مدت ویرایش

مشغول مرتب و منینوشت خط چند از بیش روزانه صدای

با میآورد کاغذ بر را هرآنچه و بود پیشین نوشتههای داستان

به بخشیدن غنا برای او میخواند.‏ خود برای بلند چگونگی

و خاطره چند بیان به اصلی،‏ داستان بیان بر عالوه شخصیت

با بسیار که او پرداختهاست.‏ کوله لوئیز با ارتباطش هتفگ نامهای در میکردهاست،‏ همذاتپنداری بوواری مادام مزهی

بوواری،‏ اما خوردن سم صحنهی نوشنتِ‏ هنگام که ‏است میکردهاست.‏

احساس خود دهان در را آرسنیک The Letters of Gustave Flaubert 1830-1857, selected,

edited, and translated by Francis Steegmuller

Cambridge, Mass.: Harvard University Press, 1979,

1980

A Sentimental Education, tr. Robert Baldick. New

York: Penguin Books, 1964. Other English translations

also available

Goncourt, Edmond de, and Jules de Goncourt.

Pages from the Goncourt Journals, tr. Robert

Baldick. New York: New York Review of Books,

2007James, Henry. "Gustave Flaubert" in Notes

on Novelists, with Some Other Notes. NewYork:

Charles Scribner's Sons, 1914

57

56



دیویس

لیدیا Lydia Davis

و

منتقد رابرت،‏ پدرش آمد.‏ دنیا به ماساچوست نورتهامپتون،‏ در ۱۹۴۷ ژوئیه ۱۵ در دیویس لیدیا و

کرد رشوع را موسیقی ابتدا در لیدیا بود.‏ معلم و داستانکوتاه نویسنده هپ مادرش و دانشگاه استاد نیویورک

در بارنارد کالج در که زمانی پرداخت.‏ نوشنت به آن از پس و گرفت فرا را ویولن و پیانو نوازندگی میرسود.‏

شعر بیشرت بود تحصیل مشغول رابطه

این از کشید.‏ جدایی به کارشان ۱۹۷۷ سال در ولی کرد ازدواج اسرت پل با ۱۹۷۴ سال در لیدیا خالق

ادبیات آنجا در و است آلبانی در نیویورک ایالتی دانشگاه استاد او شد.‏ دنیل نام به پرسی صاحب میکند.‏

تدریس دیویس

کند.‏ خود آن از را جایزه چندین توانسته که شدهاست،‏ ترجمه مختلفی زبانهای به دیویس آثار کند.‏

خود آن از را منیخواهم«‏ و ‏»منیتوانم داستان برای بوکر من معترب جایزهی توانست ۲۰۱۳ سال در داستان

فنون و عنارص با وی برخورد شیوهی در دیگر داستانهای با مقایسه در او داستانهای عمده تفاوت به

داستاننویسی کنار در دیویس بخشیدهاست.‏ آثارش به متفاوتی ویژگی منظر این از که است پردازی شوالیه

نشان انگلیسی،‏ به فرانسه ادبیات مشهور آثار ترجمهی خاطر به وی است.‏ مشغول نیز ترجمه کار کردهاست.‏

خود آن از را ادبیات آمریکایی

مرتجم و نویسنده اثر

بواری مادام چون آثاری مرتجم از

زمان جستجوی در و فلوبر گوستاو زبان

به پروست مارسل اثر رفته دست جوایزی

برندهی همچنین انگلیسی،‏ جایزهی

و گوگنهایم هزینهی کمک چون ‏است.‏

بوکر کتابشناسی:‏

)۱۹۷۶(

دیگر داستانهای و زن سیزدهمین )۱۹۸۱(

واسیلی زندگی برای طرحهایی )۱۹۸۵(

دیگر داستانهای و داستان )۱۹۹۴(

داستان پایان )۲۰۰۱(

است خشمگین جانسون ساموئل )۲۰۱۳(

گاوها )۲۰۱۴(

منیخواهم و منیتوانم شدهاند:‏

ترجمه فارسی به که داویس«‏ ‏»لیدیا آثار .۱۳۹۲ سوالر،‏ انتشارات رئیسی،‏ محمدصادق ترجمه کوتاه،‏ داستانهای مجموعه میپزد«،‏ شام ‏»کافکا ۱. ۱۳۹۴.

سوالر،‏ انتشارات رئیسی،‏ محمدصادق ترجمه کوتاه،‏ داستان یک واسیلی«،‏ زندگی کوتاه ‏»قصه ۲. ۱۳۹۴.

نیلوفر،‏ نرش مویدطلوع،‏ فریام ترجمه داستان،‏ آخر ۳. .۱۳۹۵ افق،‏ نرش امرایی،‏ اسدالله ترجمه منیخواهم،‏ و منیتوانم ۴. 59

58



ببوس

را اَم گلوگاه برنيامد.‏

اَش نفس واپسني که ‏آوازی ...

‏»یادبود«،‏

شعر ابتدای حرفهایها

غیر شعر

دوگانهی وضعیتِ‏ تبیینِ‏ در گرجی*‏

خالق معادل

آنکه از بیش من عقیدهی به آماتور و حرفهای دوگانهی و ‏»مرکز«‏ گانههای دو به نزدیک باشد،‏ خربه و ناشی دوگانهی هستند.‏

تجربهگرا(‏ حاشیه)یا جریان و مسلط جریان ‏»حاشیه«،‏ اوست

حرفهی هرن که حرفهای)کسی یک میتواند که اندازه هامن باشد،‏

جسارت بدون و کمسواد ناشی،‏ میکند(‏ ارتزاق راه این از و پیشنهاددهنده

و بودن جسور امکان آماتور یک اندازه هامن به دارد.‏

بودن تعریف

در باشند،‏ حرفهای آنکه از بیش آوانگاردها من عقیده به گنجند.‏

می آماتور بتوان

کسی به را آن حرفهای که صورتی به ایران،‏ شعر در اما اقتصاد

سالها این چنانچه میشود.‏ پیدا مصداقی کمرت کرد،‏ اطالق ادبیات

تاریخ در آن ممکن وضعیت بدترین به ادبی گونهی این در است.‏

داشته منود ایران رسمی

کارمند یا میکنند،‏ ارتزاق شعر از که شاعرانی اغلب اشکال

و پروژهای طور به یا هستند قدرت فرهنگی نهادهای شاعران

میان در سو این در نشستهاند.‏ قدرت سفرهی بر دیگر خرج

پاسخگوی شعر که نیست کسی روشنفکری جریان و مستقل کارهای

بدون اموراتش هم شاملو مثل کسی حتی باشد،‏ زندگیاش حرفهای

تعریف دلیل همین به منیگذشت.‏ و...‏ ترجمه پژوهشی،‏ بدیهی

بود.‏ خواهد متفاوت هرنها انواع دیگر با ایران شعر در متفاوت

شاعری و شعر با هم ترانهرسایی و ترانه وضعیت است نیست.‏

یادداشت این موضوع که است سوی

از هم که میشود گفته شاعری به ایران شعر در ‏»حرفهای«‏ تایید

مورد خواص از بخشی سوی از هم و شعر مخاطبان عموم مهدی

سپهری،‏ سهراب شاملو،‏ احمد مانند کسانی باشد.‏ گرفته قرار محسوب

گذشته نسل حرفهای شاعران آخرین از ثالث اخوان شمس

و صالحی علی سید چون شاعرانی نیز امروزه و میشوند میآیند.‏

حساب به حرفهای شاعران از لنگرودی هیچ

ایران معارص شعر دهندگان پیشنهاد و ها(‏ آوانگاردها)پیرشو بعدها

است ممکن اگرچه نبودند،‏ حرفهای اول وهلهی در کدام محتاط

اندازهای به یعنی باشند.‏ شده حرفهای شاعر یک به تبدیل مسلط

جریان از بخشی و عام مخاطبان تایید مورد که باشند شده باشند.‏

گرفته قرار فرهنگی حرفهای

شاعر به گاه هیچ خود شاعری دورهی متام در نیام مثالً‏ است.‏

نشده تبدیل علیه

‏»قدرت«‏ موضع ایرانی،‏ هوشنگ شعر برابر در شاملو موضع در

‏»قدرت«‏ روایات به عجیب شباهتی با حتی است،‏ ‏»حاشیه«‏ هوشنگ

را ایرانی هوشنگ شاملو،‏ که آنجا تا متسخر.‏ و تحقیر یدالله

یا براهنی رضا تُندرکیا،‏ که اندازه هامن میخواند.‏ آفریقایی و

سهراب شاملو،‏ دارند؛ جای مسلط شعر حاشیهی در رویایی میگیرند.‏

قرار مسلط جریان منت در ثالث اخوان شمس

مییابد.‏ ادامه دوگانه این نیز نو شعر بعدی نسلهای در اندک

تفاوتهایی با موسوی حافظ یا صالحی سیدعلی لنگرودی،‏ تقابل

دهندهی ادامه روشنفکری،‏ مسلط جریان شاعران عنوان به بار

این هستند.‏ ایران امروز شعر متفاوتِ‏ و تجربهگرا جریان با در

و ایرانی براهنی،‏ رویایی،‏ با ‏»حرفه«ایها مخالفت شاهد نیز دهه

شاعران با تقابل به اینکه تا هستیم،‏ باباچاهی علی با ادامه هم

دیگر شعر شاعران حتا متفاوت جریانهای باقی و هفتادی ‏است.‏

رسیده درونی

تقابلهای دیگر منظری در میدانم توضیح به الزم اگرچه گاه

که دارد وجود فارسی شعر دوگانهی جریانهای از هریک در ‏»حاشیه«‏

وضعیت در دیگری،‏ با نسبت در را تقابل ‏ِاین طرف یک میدهد.‏

قرار ‏»منت«‏ یا در

درونی تقابلی سپهری سهراب و شاملو تقابلهای که هامنگونه متفاوت

شاعران انواع تقابلهای میشود؛ محسوب مسلط جریان جریان

درون تقابلی دیگر،‏ شعر شاعران از برخی با تجربهگرا و میآید.‏

حساب به حاشیه رد درونجریانی تقابلهای تجربهها و گونهها تنوع علت به است.‏

تر متنوع و بیشرت حرفهایها«‏ ‏»غیر جریان به

نیز حرفهای شاعران برای بودن آوانگارد امکان همیشه اگرچه آن

از منونهای کمرت ایران شعر در اما دارد،‏ وجود بالقوه صورت با

مخالفت و مقاومت بیشرتین شاهد برعکس و یافت میتوان هستیم.‏

حرفهای شاعران سوی از آوانگارد جریان میگیرد،‏

قرار حرفهای شاعر با تقابل در تجربهگرا شاعر که آنجا شکسنت

بر تاکید که وضعیتی است،‏ من عالقهی مورد وضعیت شعر

در مسلط فرضهای پیش و کالسیک قواعد نبایدها،‏ و بایدها بنا

را هویتش توامان جسارت و خالقیت تازه،‏ مسیرهای بر و دارد مینهد.‏

تهران

۱۳۸۴ - اردبیل ۱۳۲۱ اردبیلی بهرام است.‏

بوده تلویزیونی برنامهی چند کارگردان و کننده تهیه همچنین او است.‏ مستندساز و شاعر نوشهر،‏ 1355 ‏*متولد دارد.‏

بارانیم«‏ چندم نسل از ‏»ما عنوانِ‏ با شعر مجموعه یک و منود آغاز مطبوعات در اشعار انتشار با 1372 سال از را شعر حوزه در فعالیت 61

60



شاعر

ِ صدای

عفّتکیمیایی

دبنگ در آمدم.‏ دنیا به شاهرود در یکهزاروسیصدوبیستونه آذر پنجم بعد

و ترکمن.‏ رنگارنگ دخرتانِ‏ همبازیِ‏ و همکالس شدم.‏ بزرگ کاووس نوشنت...‏

کمی و خواندن به دلبستگی هم دزدید.‏

خروس را صبح طرح روز

پرچین روی بازیگوش دستی را

ملونی بادبادک میداد.‏

پر افق جانب را

نشستهاش گیس دخرتی میبافت.‏

پنهان اندوهی،‏ زیر تنهایی

فصل چهار زنِ‏ ...

کاموا زمهریر،‏ در کادر

داخل میداد.‏

جوالن شفق به رو رسخی رشتهی کار

آخرِ‏ را

النه درِ‏ تسمهای میبست.‏

سیاه سیاه،‏ است:‏

نوشته چنین او دربارهی سلیامنی*‏ فرامرز زندهیاد و شعر زمینهی در زیاد فعالیتهای رَغمِ‏ به که است هرنمندانی جمله از کیمیایی‏ عفت ‏»بانو است.‏

نشده شناخته اوست خور در که آنچنان ادبیات،‏ مجالت

در قصههاش و شعر انقالب از پیش برمیگردد.‏ دور سالهای به او هرنی فعالیتهای و

پاپریک کلک،‏ گردون،‏ سخت،‏ دنیای آدینه،‏ چون نرشیاتی با انقالب از پس و میشد منترش است.‏

داشته همکاری ... به

‏»آفتاب و 1373 سال در بود«‏ آبی آسامنِ‏ ما است:»وعدهی شده منترش شعر کتاب دو او از بر

نقدهایی رشیف فیضِ‏ و معتقدی محمود آقایان 1381. ثالث نرش میشود«‏ سنجاق سینهام نوشتهاند.‏

او کتابهای درآمدهاند.‏

منایش به گروهی منایشگاه یک در کارهایش و میبرد نقاشی بر دستی گاهگداری همچنین

و ایران«‏ کارای زنان ‏»کارمنای و جهان و ایران فرهنگساز زنان ‏»دانشنامهی کتاب در شده

برده نام نقاش و شاعر عنوان به او از فرخزاد،‏ پوران پدیدآورنده همیشه«‏ ‏»زنانِ‏ کتاب است.«‏

در

۱۳۹۴ دی ۴ درگذشتهٔ‏ – ساری در ۱۳۱۹ ‏)زادهٔ‏ سلیامنی ‏*فرامرز ادبی

ویراستار و نارش روزنامهنگار،‏ مرتجم،‏ شاعر،‏ دیسی(‏ واشینگنت سوم

موج جریان شعری خیزش بنیانگذار عنوان به او از بود.‏ ایرانی میشود.‏

یاد ایران در ۱۳۷۵

63

62



عفّتکیمیایی

من

تاویل و کیمیایی عفت بانو اصالحپذیر*‏

کیوان عفّتکیمیایی

ریخت

مه کمی فقط بارید

برف شاید کمی کردی،‏

معطر را خاک هم کمی ...

همین بگردم

دورت ... منردهای

که هنوز میخندی

تو میتکانم

را سیگار خاکسرت دوباره...‏

میگذارم،‏ لبت بر و جورتر

و جمع کمی خاک،‏ در حتام...‏

میشود جایمان ...

الهی مه

کمی برف

کمی عطر...‏

کمی میخندی

تو میدانیم

خودمان ما،‏ منردهای...!‏

که هنوز کمی

و برف کمی مه،‏ کمی به مرگ تقلیل با شعر این در میدهد.‏ ارزش را زندگی که است شگردهایی از یکی مرگ تقلیل آمده

مرگ شامری کوچک بازهم برای ‏»همین«‏ تاکید بکاهد.‏ واقعیت از فروتر مرتبهای به را مرگ تا است شده موفق عطر عادی

امر یک بعنوان مرگ قبول مرگ تقلیل این نیست.‏ خاص توجه شایستهی که کوچک چندان امری به مرگ تبدیل است.‏ ذهن

تا میبیند طبیعت در تغییراتی بلکه او وجود عدم نه را مرگ تبعات شاعر است!‏ مرگ وقوع نپذیرفنت بلکه نیست،‏ مستقیام

که است این شود باور او مرگ دارد امکان و نیست کافی هنوز اما بگرداند.‏ دیگری بهسوی او نبود از را خواننده شک

اندکی اگر میکند سعی کشیدن(‏ میدهند)سیگار انجام زندگان فقط که کاری انجام حتی و مرده با گفتگو طریق از . میخورد شکست مرگ برابر در شعر جا همین اما شود.‏ برطرف هست او بودن زنده در هم نشان

برای این و میکشد سیگار است مرده که آن ظاهرا اینجا .... دوباره میگذارم برلبت و میتکانم را سیگار خاکسرت خاکسرت

وجود البته و میگذارد لبش بر دوباره و میتکاند و برمیدارد لبش از راوی را سیگار اما اوست بودن زنده دادن خواهد

شدن خاکسرت سوی به شد روشن که همین نَکشند چه بِکشند،‏ چه را سیگار زیرا نیست،‏ کشیدن سیگار نشانهی و میکشد او بر را زندگی ظاهر اما میکشد بیرون منایشها و بهانهها پشت از را مرگ متامتر هرچه زیبایی به راوی رفت.‏ . میشود رشوع مرگ با گفتگو که است بعد به اینجا از میکند.‏ مرگ خود پذیرفنت از غمانگیزتر را شعر این است.‏

مرده همرسی که میدهد نشان و میکند تبدیل رختخواب به را قرب که است تصویری خاک...‏ در وجورتر جمع کمی زندگیمنایی

دست از منایش مهار قبلی بند در اما زندگی دادن نشان برای است دیگر متهیدی هم خواب به مرگ تبدیل مخفی

دنبال به خواب به مرگ و رختخواب به قرب تبدیل از خاک ذکر با بنابراین است داده نشان را خود مرگ و شده خارج . میکند تسلیم را خود و میکند عوض را آن شکل بلکه نیست،‏ مرگ کردن و

نیست ممکن دیگر اما برگردد مرگ انکار حالت به دوباره تا است نومیدانهای تالش نخست بند تکرار این کمی...‏ الهی دیگر

که است آن نشانه - میشود آشکار اینجا شعر زنانه هویت - زنانه کالمی تکیه بر عالوه الهی دادن قرار مخاطب شعر

ابتدای به کامل رجعت یک آخر بند در است.‏ مردگان ارواح صاحب بلکه مُرده،‏ نه مخاطب زیرا است شده باور مرگ چیه دیگر بند این در برگردد.‏ مرگ انکار به زندگی از کامل نشانهای با میکند سعی و میآید بهخود ناگهان راوی و است میکند.‏

بیان ایهام بدون را زنده یک نشانههای کامال بلکه نیست مرگ از نشانهای است.‏

زندگان حلقه به مرده کردن وارد طریق از تاکید این و میدانیم...‏ خودمان ‏...ما میگوید بند این در که است جالب شاهدان

دایرهی وارد مستقیام را مرده ‏...ما...‏ اینجا در اما میشود،‏ بیان راوی جانب از بودن زنده تاکید قبل بندهای در جای

که میدانیم و میدهد مرگ بودن الوقوع قریب از خرب ‏»هنوز«‏ گرچه مناند.‏ باقی شک جای تا میکند او بودن زنده بسیار

شعر دادن.‏ رخ زودی به نه و است داده رخ تازه مرگی نشانهی و میکند عمل برعکس بلکه نیست جا این هنوز است.‏

مغلوب زندگی که افسوس و عاشقانه زنانه،‏ مرثیهای است.‏ گذار اثر و حسی هوشمندانه،‏ متولد

فارسی ادبیات و زبان کارشناس و شاعر اصالحپذیر ‏*کیوان است.‏

داستان و شعر بهویژه هرنی آثار تاویلگر 1336، نشانیهاست«‏

از پر آسامن این ‏»پشت نامهای با شعر کتاب دو او از شده

منترش فراسپید(‏ شعرِ‏ و فراسپید«)تئوری سپیدتر،‏ ‏»سپید،‏ و است.‏

65

64



فرقی منیکند

همین حاالیت را دوست دارم.‏

ابرهایی میآیند

بادهایی میوزند

همین حاال

سبزه از کاکلات میروید.‏

دوستت دارمهایی که

رهایم منیکنند

ابری هستند.‏

میوزند

میبارند

نه!‏

فرقی منی کند

دوست دارم کاکلات را

همین حاالیت را.‏

***

در کنار جواد مجابی

شعرخوانی در اولین سالگرد مرگ اخوان ثالث

در کنار حافظ موسوی و محمد محمدعلی

ساختم

تا تورا داشته باشم

و ویران،‏ تا خودم را

پی میگیرم از هر سو

صدایِ‏ ساخنت و آوازِ‏ فرو ریختنی

که به ترمنی از لحظهها بدل میشود.‏

و میرسم تا تو

که میسازی،‏ تا داشته باشیام

و ویران تا خودت را

چطوری ؟

خوبم

آنقدر که دمل می خواهد

دراز به دراز،زنده باشم و

گوش بسپارم به پچ،پچ علف

ها و هی

سخن بگویم از فراق

که چه می کند با دل پاشیده

ام .

خوبم

آنقدر که

ال به الی ترک های خاک پف

کرده و منناک

در فصل خوش

بیاندیشیم

به مرغی که می آید

به سینه ی افروخته نوک می

زند و

به کجا ... ؟

می پرد .

و حیرت از کوزه سفال

که حتام دست یاری نبوده بر

گردنش

که چنین پاشیده

تا بروید

شقایق ریز و کوچکی

که بگوید

ما هم دلی داریم .

خوبم

حاال برو

شگون ندارد

غروب مزار

به وقت خوش .

بو میکشید

سگی ویرانی را

سمتِ‏ دُخرتک

انگشتِ‏ مادر

خونی بود.‏

بَم بود!‏

***

حاال باید درو کنم.‏

کشتزارها

هوایِ‏ واژه در رس دارند

بیگامن

سازی در باد نواخته

میشود

و

دستی گیسویم را...‏

***

بگذار

عطر و به هم ریختهگی

پرت کند،‏ حواس خانه را

هنوز زیبایی اینجاست.‏

با نظم میخکها

ریسه میروند

از لب

به تن.‏

عفت کیمیایی

فروردین 1398

67

66



عکس روی جلد:‏ مهدی طالقانی

متولد 13۶۸، فارغالتحصیل طراحی گرافیک از دانشکده هرنهای زیبا

دانشگاه تهران و ارشد تایپوگرافی - گرافیک دیزاین از Tohoku university

of art and design ژاپن.‏ از سال ۲۰۰۸ به صورتِ‏ حرفهای عکاسی میکند.‏

او همچنین طراح پوسرت چند فیلم سینامیی در فستیوالهای بیناملللی از

جمله فیلم ‏»همه میدانند«‏ اثر اصغر فرهادی بوده است.‏

69

68



70

Similar magazines