Views
3 years ago

ﻓﻤﻴﻨﻴﺴﻢ و ﻣﺎرﻛﺴﻴﺴﻢ - Tripod

ﻓﻤﻴﻨﻴﺴﻢ و ﻣﺎرﻛﺴﻴﺴﻢ - Tripod

فمينيسم و

فمينيسم و ماركسيسم ترجمه ي نسيم روشنايي كه به سبب مصائب سرمايه داري صنعتي اوليه درهم شكسته است.‏ دستمزد خانواده و شهروندي درجه دو زنان و تنظيم مجدد اوليه مشخص مي كند كه پدر سالاري قديمي سپس به گونه اي كاركردي با شيوه ي پدرسالاري عمومي به نام دولت رفاه پدرسالار جايگزين شده است،‏ جايي كه زنان به نيروي كارهايي ثابت اما در شغل هايي مجزا و با دستمزدهايي كمتر وارد مي شوند.‏ اما فرگوسن (1989,1991)، اسمارت (1984) و فولبر (1994) پيشنهاد مي كنند كه اگرچه كنترل پدرسالارانه ي پدران و شوهران بر همسران و فرزندانشان به مثابه ي دارايي هاي اقتصادي در سرمايه داري پيشرفته كاهش يافته است،‏ ولي هميشه بين سرمايه داري و پدرسالاري يك تنش ديالكتيكي و متضاد وجود دارد كه در آن هم پيشرفت ها و هم كناره گيري ها براي برابري زنان به عنوان شهروند و در روابط كار،‏ دائما در شكلي از پدرسالاري عمومي رخ مي دهد.‏ بدين سان،‏ اين " وصلت"‏ جديد سرمايه داريِ‏ پدرسالار طوري عمل مي كند كه به زنان كارهاي بي دستمزد يا با دستمزد پايين واگذار مي كند،‏ خواه در خانه داري و خواه در كار مزدي،‏ و بدين سان در كل ، زنان را به واسطه ي نابرابري با مردان در شرايطي فرودست نگه مي دارد.‏ اين مسئله به طور خاص در فقير شدن مادران مجردي كه به تنهايي خانواده را اداره مي كنند ديده مي شود.‏ هرچند كه اين مسئله زنان را وادار مي كند كه بيشتر به كار مزدي روي آورند،‏ اما به آنها فرصت هايي مي دهد كه تاحدي از مردان استقلال يابند و اين امكان را به دست مي آورند تا با سلطه ي مردانه و تفكيك جنسي در تمام حيطه هاي زندگي اجتماعي درگير شوند.‏ نمونه هاي آن در ظهور جنبش هاي فمينيستي موج اول و دوم و نتايجي كه در كسب حقوق مدني براي زنان به دست آمده است،‏ ديده مي شود.‏ 21

فمينيسم و ماركسيسم ترجمه ي نسيم روشنايي : 6 نظريه هاي روانكاوانه درباره ي زنان و كار اين ايده ي سوسياليست فمينيستي كه دو سيستم درهم تنيده وجود دارند كه جنسيت و اقتصاد را پي ريزي مي كنند،‏ و از اين رو،‏ مشتركا مسئول سلطه ي مردانه هستند توسط مكتب روانكاوي نظريه پردازان فمينيست در مسير روانشناختي گسترش يافت.‏ اين امر به خصوص به مسئله ي زنان و كار وابسته است كه در نظريه هاي ميچل ,1972) ( Mitchell) (1978, ،(1978) چدرو (Chodorow) ، كوهن(‏Kuhn ( و ولپ (Wolpe) 1974) 1982) 1979, و روديك (Ruddick) (1989) وجود دارد.‏ مادري،‏ يا نگه داري از فرزندان شيرخواره و كوچك،‏ به مثابه ي نوعي كار به طور مقاومت ناپذيري توسط زنان انجام مي شود و به اين ترتيب،‏ زنان و مردان در داشتن هويت ، شخصيت و مهارت هايشان،‏ به طور متفاوتي اجتماعي مي شوند.‏ ميچل در نخستين اثرش در سال (1972) استدلال مي كند كه مناسبات متفاوت زنان در كار توليد،‏ بازتوليد،‏ اجتماعي كردن كودكان و تمايل جنسي در پدرسالاري،‏ به زنان قدرت اقتصادي و رواني كمتري نسبت به مردان مي دهد.‏ ميچل بعدها به روش فرويد ‏(‏‎1974‎‏)بحث مي كند كه زنان مي آموزند كه سوژه ي نمادين كامل نيستند زيرا دگرجنس گرايي اجباري و تابوي زناي با محارم،‏ آنها را از داشتن ميل به مادر و يا ميل به هر زن ديگري منع مي كند.‏ چدرو نيز فرويد را از اين ديدگاه فمينيستي تفسير مي كند كه برتري زنان در كار مادري،‏ شالوده اي براي تمايز جنسي آموخته شده در بين مردان و زنان است.‏ تمايز جنسي در روش نگهداري كودكان به پسران مي آموزد كه بايد توسط جدايي از مادرشان و امور زنانه،‏ هويت مردانه شان را فرابگيرند كه اين انگيزه اي براي تقبيح كردن و نيز سلطه بر زنان است.‏ روديك از چشم اندازي بسيار ارسطويي پيشنهاد مي كند كه مهارت ها و فضايلي كه از لحاظ اجتماعي براي زن به نسبت مرد در كنش مادري لازم است،‏ نه تنها جنس زنانه ي 22

ﻓﻤﻴﻨﻴﺴﻢ و ﻣﺎرﻛﺴﻴﺴﻢ
ﺑﻬﺒﻮد اﻧﺘﻘﺎل آﻣﻮزش
ﻣﺑﺎدرة (ان ﻻﯾﺗن) en.lighten
ﺑﻨﺎم ﺧﺪا - سامان پروانه
اﺳت آﯾﺎ ﻗرآن ﮐﻼم آﻓرﯾدﮔﺎر
٢٠٠٩ ,سرﺎــﻣ ٢٥ – ٢٣
اﺳت آﯾﺎ ﻗرآن ﮐﻼم آﻓرﯾدﮔﺎر
ﮐﺘﺎب راﻫﻨﻤﺎي آﻧﺪروﯾﺪ آﺑﺎن 90
ـﻫ ١٤٢٧ - ١٤٢٦ ﻲﻟﺎﻤﻟا مﺎﻌﻠﻟ
اﻟﺗﺛﺑﯾت دﻟﯾل
اﻟﺘﻘﺮﻳﺮ اﻟﺴﻨﻮي - Palestinian Central Bureau of Statistics
ﻋﻠﯽ ﺻﺎﻧﻊ - نانو
ﻣﺎﻫﻨﺎﻣﻪ روﺷﻨﮕﺮ - ketab farsi