فهرست مطالب فهرست مطالب - ketab farsi

ketabfarsi.org

فهرست مطالب فهرست مطالب - ketab farsi

فهرست مطالب

ROWSHANGAR NO. 65 DEC 2012

شماره 56

فهرست مطالب

روشنگر شماره:‏ شصت و پنج دسامبر

2012

بنگالدش بهشت جهان سرمایه داری...‏

ص 13

زاویه پنهان انیشتین ص

13

رئیس جمهور تونس ص

8

پرنده ای که از مترسک بترسد ص 31

مهاجران کرد ایرانی ص

1

فریب و تحمیق توده ها ص

1

انتفاضه زنان عرب ص

31

ازدواج کودکان در ایران ص

5

ناسیونالیسم زخم خورده ص

33

خرافه مذهب و مواد مخدر ص 31

دادخواهیم،‏ بیداد را!‏ ص‎11‎

شعر ص 35

ستار را دیدیم...ص

9

چه کسی جنگ را

... ص 4

در مصر انقالب چه میگذرد ص 11

سرمقاله ص

P-

1

گفتگو در راه خوابگاه ص

31

خاطره ای از زندان ص

34

هنگامی که گرگها لباس شبانی ص 14

31 داستان

آیا عشق ورزیدن هنر است؟ ص 36

زن و داستان نویسی ص

38

نامه محمد مالکی به خامنه ای ص

9

تاریخ اسالم ص 16

آسیب شناسی عرفان در فرهنگ ص 6

دانشجویان افغان در برابر سفارت ص 4

آتش سوزی مرگبار ص

14

تهدید سینما داران ص

8


2 ماهنامۀ روشنگر . شماره شصت وپنج دسامبر 2012

یاد داشتهای به ظاهر پراکنده

در مورد انقالب مصر

سیامک ستوده

03

57

11

آنجه در مصر اینروزها اتفاق می افتد هنوز پیشرشروا انش ش

نیست.‏ در جا زدن آنست.‏ واکنش به ضد ان مشریشی ایشت

که یعی دارد آنچه را کشه مشرشارز از دیشت دادد بشود دوبشارد

بدیت آورد.‏ مسئله دیکتاتورا فردا که بنشرشر مشی ریشیشد در

دوبارد به جشلشو

فوریه حل شدد ایت،‏ تویط ضد ان ان راندد شدد و مثل روز اول بار دیشرشر بشه مشوضشوک کرش شکشش

روز تردیل گرته ایت.‏ الرته جاا تعجری هم ندارد.‏ در ششرایشط

ان بی،‏ تنها تحوالت ان بی نیستند کشه بشه یشربشت بشاد ورق

خشالشی

نیز ه ینکه میدان را از حریش می خورند.‏ ضد ان مشی

می بیند گاهی حتی با یربت بیرتشرا دیشت بشه تشعشر زند.‏ ه انطور که مریی هشم تش ک کشرد هش شه دیشتشاوردهشاا

را

ایشتشعشفشا داد فوریشه فوریه ‏)مرارز در ان بشیشانشدازد و

یکرره و با یک فرمان به زبالشه دان ضشد انش ش دیکتاتورا مذهری خود را که بسی ییاهتر از ه تاا مشرشارکشی

آن خواهد بود بجاا آن بنراند.‏ جز اینهم ن ی توانست باشد.‏ در

اگر بشه

نیست.‏ ان ان شرایط بحرانی جائی براا توق پیش نرود ناگزیر به ب ب راندد خواهد شد.‏

طر ه کارگر مصر تا وقتی یرگرم صرفا مطالشرشات اقشتشصشادا

ییایی نزند،‏ تنها بشه ضشد انش ش

خود بودد،‏ دیت به تعر وقت الزم براا تدارز ضد ح له اک را می دهشد.‏ ایش هش شان

چیزیست که در فاصله فوریه و لحره حشاضشر در مصشر ر

خشود را بشا

دادد ایت.‏ ارتجاک مریی ابتدا می بایست تشکشلشیش ارتش روش می کرد تا بعدا بشتشوانشد آنشرا از طشریش،‏ یشازک،‏

ه چون پرتوانه ا یورک ضد انش ش بشی اک بشه دیشتشاوردهشاا

، در کنار خود داشته باشد.‏ ای ه ان چیزا بود کشه در

ان ایران نیز اتفاق افتاد.‏ دیته هاا گلی که در فشرداا

ان )

1111

75

ان به گردن صاحب منصران ارتشش انشداخشتشه ششد،‏ نرشانشه

چیزا جز اتحاد کل نیروهاا ارتجابشی،‏ در داخشل و خشار ،

براا یورک آتی به طر ه کارگر و دیتاوردهاا انش ش نشرشود.‏

یپاد پایداران تنها مک له ا خالصا ای می و قابشل اتشکشار تشر

ای ن ره ا از پیش طراحی شدد ا تهاجم بود.‏

در جریان ان ، هنرامیکه ارتجاک قشدرت یشیشایشی را در

دیت دارد،‏ هر م ابله ا محلی و اقتصادا،‏ تا زمانیکه به یشک

م ابله ییایی و در یطح ملی،‏ گسترک نیابد،‏ در هش شان آزشاز

محکوم به شکست ایت.‏ بنابرای ، در دورد اا که ارتشجشاک بشا

بجله مرغول گرد آورا نیروهاا خود براا آزاز ضد حش شلشه

خویش ایت،‏ پرداخت صرف به مطالرات اقتصادا و اتحشادیشه

و یندیکا یازا یعنی ترکل هاا محلی و زیر یرایشرا،‏ هشر

چند ضرورا،‏ ولی نوبی خودکری ایشت.‏ چشرا کشه در دورد

ان بی کر کش طر ات متخاصم در ایاس نه بر یر ای یا آن

امتیاز جزئی اقتصادا و ییایی،‏ بلکه حول کل قدرت ییشایشی

ایت.‏ از اینرو،‏ هرچند تعر یرتایرا هم مثل هر جنگ و

تعر م ک ایت با یک رشته تعرضات به ن اط ضشعشیش و

دیتاوردهاا جزئی و حتی اقتصادا شروک شود،‏ با اینحال -

نراید آنها را ب ثابه چیزا جز اجزار و م دمات یک تعر

یرتایرا در نرر گرفت.‏ طر ه کارگر مصر نیز بنوبه خود

اگر تنها به ینرربندا هاا محلی و اقتصادا خود دل خوک

کند و از یازماندهی خود بعنوان یک نیروا ییایی زفلت

ورزد،‏ بی شک،‏ زیر یورک یرتایرا ضد ان که هم

اکنون شروک شدد ایت چندان دوام نخواهد اورد.‏ ای ه ان

چیزا ایت که در ان ایران اتفاق افتاد.‏ بدم شرکت

مست ل طر ه کارگر در ان

یرنرونی شاد باقی نرذاشت.‏

، یه ی براا او در فرداا

محدود ماندن فعالیت هاا بعدیش

در یکی دو یال پس از ان نیز به شوراهاا کارخانه ایکه

مطالرات شان بیرتر خصلتی اقتصادا و محلی داشت،‏ در

شرایطی که ارتجاک ای می به حل و فصل نهائی قدرت در

یطح ملی اشتغال داشت،‏ او را،‏ هنرامیکه نوبت یورک به خود

وا فرا ریید،‏ کام بی دفاک باقی گذاشت .

کر کش طر اتی براا قشدرت یشیشایشی تشنشهشا بشه نشفش طشرش شاتشی

یرانجام می یابد که در کرش شکشش مشزبشور آگشاهشانشه و فشعشاالنشه

شرکت داشته باشند.‏ یرانجامِ‏ مشرشارزد کشنشونشی مشیشان مشریشی و

مخالفی نیز،‏ حتی اگر به ی وط او و پشیشروزا مشردم مشنشتشهشی

گردد،‏ چیزا باید طر ه کارگر،‏ تا زمانیکه تنهشا تش شاششاگشر ایش

مرارزد بودد و بطور مستش شل و طشرش شاتشی در آن دخشالشت فشعشال

نداشته باشد،‏ نخواهد کرد.‏ چنی مرارزد اا در بهتشریش حشالشت،‏

حششتششی بششا پششیششروزا بششورزوازا در اپششوزیسششیششون و شششرکششت

دمکراتیک ه ه دیتجات بورزوازا در قدرت،‏ یعنی برقشرارا

کاملتری دمکرایی بورزوایی،‏ به چیزا جز رو یشا روئشی ا

نهائی مج وبه فراکسیونهاا متحد شدد بورزوارا در دولت بشا

طر ه کارگر منتهی نخواهد شد،‏ و بنابرای ، طر شه کشارگشر،‏ اگشر

خود را از حضور ییایی و طر اتشی در ایش دور مشرشارزد هشم

معاف یازد،‏ چنی وظشیشفشه اا دیشر یشا زود،‏ دوبشارد در جشاا

دیررا،‏ به یراغ وا خواهد آمد و در برابرک قد خواهد کرید.‏

ه انطور که وظیفه م ابله با دیکتاتورا مطل ه فردا تشا زمشانشی

که بطور قطعی حل نرود،‏ بشکشنشار نشخشواهشد رفشت و بصشورت

مسئله اا حل نردد ه شچشنشان بشر دوک مشردم مصشر یشنشرشیشنشی

خواهد کرد.‏

مرارزد کنونی هر چند بر یر دمکرایی و م ابله با دیکشتشاتشورا

فردیست،‏ یرانجامِ‏ آن براا طر ه کارگشر مصشر امشرا حشیشاتشی

خواهد بود.‏ چرا که در صورت شکست،‏ طر ه کارگر را نه تنها

از شرایطی که در آن بتواند نیروهاا خود را بشراا تشعشرضشات

آتی اک مترکل کشنشد،‏ مشحشروم مشی کشنشد،‏ بشلشکشه دیشتشاوردهشاا

اقتصادا و ییایی بدیت آمدد در ان فوریه و حتی قشرشل از

آنرا نیز از دیت او خار می کند.‏ ای مرارزد و یرنشوششت آن

بشر مشوقشعشیشت جشنشرشش ایش مشی و جشنشرشش کشارگشرا در یشایشر

کرورهاا بربی نیز که بطور مست یم و زیر مست یم در ت ابل با

هم قرار دارند،‏ تاثیر خواهد گذارد.‏ ای مرارزد هر چند از لحاظ

موضوک به گذشته تعل،‏ داشته و یشرانشجشام آن هشنشوز نشامشعشلشوم

ایت،‏ با اینحال،‏ یرانجامِ‏ آن هر چه که بشاششد،‏ تشا هش شیشنشجشا هشم

نتایج شررفی که ک تر کسی انترار آنرا داشت برار آوردد ایت.‏

جه کسی فکر می کرد ش ق ضد ان ، ان بی را کشه بشنشرشر

از دیت رفته می آمد،‏ ای چنی دوبارد به حشرکشت در اورد و

شور خاموک شدد ا آنرا دوبارد یرازیر خشیشابشان هشا کشنشد.‏ در

شرایط بحرانی تحول بشرق آیشاا حشواده،‏ هش شانشطشور کشه بشه

یربت احزا ارتجابشی را بشر مسشنشد قشدرت مشی نرشانشد،‏ بشا

یربتی دو برابر آنها را از ابترار انداخته،‏ به کنار صحنه مشی

راند.‏ ای چیزیست که در مورد حز حاکم در مصشر در حشال

اتفاق افتادن ایت.‏ اینکه شور ان بی ا دوبارد بشه حشرکشت در

آمدد ا تودد ا مصرا تا کدام ایسشتشرشاد قشادر بشه پشیشش رانشدن

لکوموتیو ان بجلو خشواهشد بشود هشنشوز بشراا کسشی مشعشلشوم

نیست.‏ ه انطور که بی ابترارا اینچنی یری مریی و به تشرش

آن حز ارتجابی اخوان ال سل ی نیز،‏ آنشهشم در چشنشیش مشدت

کوتاهی،‏ براا هیچکس قابل پیش بینی نرود.‏

نوامبر

بسیاری نمیدانند،‏ که

وقتی رژه میروند

دشمن پیشقراولشان

است

www.siamacsotudeh.com

صدایی که به آنان

فرمان میدهد

صدای دشمنانشان است

آن که از دشمن سخن می گوید خود دشمن است

برتولت برشت


1 Rowshangar Publication Vol. 4, Issue No. 65 DEC 2012

در بی مزارک اشتراکی کردنری پاتیش با ج عیت ت ریری ۰۳۳ نفر ف ط ۵۱ کیلومتر با ززد فاصله دارد

در جامعه ایرانیان ایراییل ک تر کسی به اندازد کردهایی که در حوالی مرز ززد زندگی میکنند به خط مش شدم درگشیشرا

اا که ای روزها بی ایراییل و ح اس به راد افتادد نزدیک ایت.در ای بخش از صشحشراا نش شب بشدداا از کشردهشاا

ایران که در دهه می دا به ایراییل مهاجرت کردند در حداقل پنج دهکشدد کشوچشک ‏)مشوششاو(‏ جشامشعشه کشوچشکشی

ترکیل دادداند.‏

موشا در ایراییل یک نوک مزربه اشتراکی ایت که مانند یک ییستم نی ه یوییالیست در آن بعضی از ابشزار کرشت و

کار به طور مرترز ادارد میشود ولی هر خانوادد زمی و خانه خصوصی خودک را دارد.‏

الیاس حریرا یاله و ه سرک منیر در موشاو اشرول که در تیررس راکتهاا شره نرامیان فلسطینی ایت زنشدگشی

میکنند.آقاا حریرا میگوید هنوز راکتی به طور مست یم به یوا محل یکشونشت آنهشا ششلشیشک نرشدد و از ایش وضش

مترنج هرایی هم ندارد.‏

‏"هنوز راکتی به طور مست یم به یوا محل یکونت ما شلیک نردد و از ای وض مترنج هرایی هم نداریم"‏

او میگوید:‏ ‏"اگر نیروهاا ایراییلی وارد ززد بروند بد میشود.‏ جنگ رو در رو خواهد شد.‏ براا هش شه بشد مشیششود

براا ایراییل براا ززد براا ه ه.‏ م امیدوارم که ای طور نرود.‏ "

در بی مزارک اشتراکی کردنری ، پاتیش با ج عیت ت ریری نفر،‏ ف ط کیلومتشر بشا زشزد فشاصشلشه دارد.تشلش شرشیشل،‏

موشاو دیرر کردهاا ایرانی،‏ هم در ۰۳ کیلومترا مرز ززد واق ایت.‏

-

۵۱

۰۳۳

۵۵۱۳

۶۷

بدین وسیله فقدان

مادری ارزشمند و گرامی

بانوگلی فرهادیان را

به اعضای خانواده فرهادیان

و دوستان و آشنایان

تسلیت می گوییم

“ کارکنان نشریه روشنگر ”

در تنگنای این انتظار

خورشید خانه را

سوار بر حجم خاطرات عشق

بر خاک سرد می سپاریم

مهاجران کرد ایرانی زیر آتش نبرد غزه

کامبیز فتاحی

3

نشریه روشنگر،‏ نشریه ای است آگاهی دهنده.‏ با نظرات،انتقادات و پیشنهادات سازنده خود به هرچه پر بار تر شدن آن کمک نمایید.همچنین

با کمکهای مالی خود به این نشریه،‏ در این امر به ما یاری رسانید

لیست کمک ها و گزارش

اشعار ، داستان ، نثر ، و نقد های ادبی خود را برای چاپ در نشریه روشنگر به ایمیل آدرس زیر ارسال نمایید .

ارسال مطالب شما به نشریه لزوما به معنای چاپ آن نمی باشد .

کانادا

آرش

هما فرید

طلبه سابق

مسعود الوند

‏-کانادا

111

15

15

51

Simin.raha@yahoo.com

Publisher : Rowshangar فاطی و آقای منصور 311

Publisher : Rowshangar

51

11

31

Editor in Chief:Siamac Sotudeh

Graphic:Simin Raha

Editor : Almas shoar

چک کمک مالی خود را به نام روشنگر

و به آدرس های زیر ارسال نمائید.‏

و یا از شماره حسابهای زیر برای واریز کمک

مالی خود استفاده نمائید.‏

سردبیر:‏ سیامک ستوده

گرافیک و صفحه آرایی:‏ سیمین

رهامسئول ادبی نشریه:‏ سیمین رها

ویراستار:‏ الماس شعار

روشنک

سیامک

پرویز شکیبا

آمریکا

آمریکا

کانادا

TD Canada Trust

111

111

41

11

0333

Name: Roshangar

Acct. # 03152 004 79065218649

ABA (Rout No.): 026009593

Switch Code: TDOMCATTTOR

آدرس جدید پستی:‏

تیراژ:‏

تورنتو،‏ مونترآل ، اتاوا،‏ شیکاگو،داالس ، بالتیمور مریلند،‏ هالیوود فلوریدا

ایرواین کالیفرنیا-‏ ‏}آلمان)دورتموند-دوسلدورف-کلن-بوخوم-اسن-آخن-ماینتس-ویسبادن-‏ گیسن-‏

فرانکفورت-هامبورگ-هانفر-‏ برلین-اشتوتگارت-کارلسروحه-مونیخ-بن-فرایبورگ(‏ هلسینکی-‏

آمستردام-پاریس-بروکسل-استکهلم-وین-لندن-ماستریخت ‏–دارمشا ت

توزیع روشنگر در لوس آنجلس:‏ شرکت کتاب

نماینده روشنگر در آمریکا

پویان پویا

TEL :1-440-673-1833

نماینده روشنگر در اروپا

آقای گودرز حسنوند

Tel: 49 - 178 - 7310 - 596

ggondaee@yahoo.de

نماینده روشنگر در لندن

مهر ناز نادری

آقای عباس فرد شیکاگو

خانم مهری داالس

آریو برزن اکالهما

عباس کافر

اروپا

محمود بلژیک

خوانندگان فرانکفورت

ایران

پریسا ایرانی

اروپا

41

15

ایران

311

یورو

دالر

}

50 Weybright crt.suit # 46

Toronto on M1s_5A8

CANADA

Tel : (905) 237-6661

3111

تلفن:‏ 00447787654122

جمع کل

گزارش مالی

$3164

مخارج این ماه

بدهی ما بالغ بر

$11

$3111

$3651

$3681

‏)خرج چاپ(‏ که با توجه به کمک مالی،‏ اضافی داشته ایم که با محاسب

می شود که امید است با همت عالی خوانندگان رفع گردد.‏

کسری از ماه قبل کل

Rowshangar is a monthly magazine in Persian language, enlightening against Religion, and on the issues like human and women rights, liberty

and equality, and in serious opposition against Islamic Regime of Iran. It is published in Toronto and distributed all over north America and

Europe. It is a free publication.


4 ماهنامۀ روشنگر . شماره شصت وپنج دسامبر 2012

چه کسی جنگ را شروع کرده است؟!‏

سایت آنتی کریگ

چهارشنره چهاردهم نوامرر ایرائیل دوبارد به ززد تجاوز کرد.‏

در ای حرکت متجاوزانه که از شنره دد نوامرر شروک شد ، هفت

فلسطینی و پنج ت زیرنرامی کرته شدند که یه نفر از انها کودز

میراشند.‏ بیش ازپنجاد و دونفر مجروح شدند از ج له شش زن و

دوازدد کودز.‏

ه انند هر ح له خریثانه نرامی که تویط اشغالرران ایرائیل در

ززد انجام یافته ایت،‏ ه یره یک دایتان وجود دارد که یک

حرکت ت فی جویانه در م ابل موشک پرانی از ززد میراشد،‏ که

به جنو ایرائیل شلیک شدد ایت.‏ .

ای دریت ایت که در روزشنره قرل ازب راران گسترک یافته

تویط ایرائیل بازوا نرامی جرهه خل،‏ براا آزاد کردن فلسطی

یک موشک ضد تانک به یوا یک خود روا نرامی ایرائیل

بنا به تح ی ات مرکز ح وق برر فلسطی ، روز پنجرنره حدود

یابت چهار،‏ بعد از اینکه خود روهاا نرامی ایرائیل به

دهکدد آبایان نفوذ کردند،‏ و بدون هدف به اطراف شلیک

میکردند،‏ اح د یایی خدر،‏ پسرییزدد یاله اا که با دویتانش درم ابل خانه شان فوترال بازا میکردد

ایت،‏ در اثر اصابت گلوله اا به یختی مجروح میرود.‏ ای خانه درحدود هزار ودویست مترا ن طه اا

که نیروهاا اشغالرر ایرائیلی ایکان دارند،‏ قرار دارد

روش ایت که ایرائیل ای برخورد آخرا را با یک ح له نامتعادالنه ویخت شروک کردد ایت.‏ اگر

ناظران منص ، بلوکه کردن بیرح انه ززد تویط ایرائیل را،‏ در نرربریرند و در ترازوا انصاف

براا ارزیابی وقضاوت خود قرار دهند،‏ ای بخوبی قابل درز میرود که چه کسی مسئول ای خرونت

ها میراشد

ریانه هاا فلسطینی به یربت گزارک دادند که ک یته م اومت خل،‏ مسئولیت ح له با موشک ضد

تانک را بعهدد گرفته ایت که بعنوان ‏"ت فی در م ابل خرونت بی حد وحصر ایرائیل در ززد

میخواند.‏ اما به نرر میرید که ای یوال یادد وصادقانه زورنالیستی بی پایخ می اند.‏

.

.

"

.

هر ح له ایرائیلی ها به ززد با یک دایتان تکرارشدد ه راد ایت که ای بکس الع ل ایرائیل در م ابل

شلیک تویط ح اس بودد ایت.‏ آخری جنگ بزرگ ایرائیل بلیه ززد بنام ‏"یر ذو شدد که در

یال دوهزاروهرت باه ی دایتان شروک شد وایرائیل صدها نفر زیرنرامی را کرت و مجروح کرد

نیز گویا به ت فی شلیک موشکی از طرف ح اس بودد ایت.‏ ای حتی در نزد منت دی هم به یک واقعیت

قرول شدد تردیل شدد ایت ولی در ای مورد بنا به مدارز منترر شدد تویط ویکی لیکس م امات

ایرائیلی ابتراف کردد اند که ح اس ای آتش بس را ربایت کردد بود .

"

http://www.antikrieg.com/aktuell/2012_11_14_israels.htm

.

شلیک کرد که منجر به مجروح شدن چهار یرباز ایرائیلی شد،‏ اما چه چیزا بابث

؟

شلیک موشک ضد تانک شدد ایت؟

ابتدا نیروهاا نرامی ایرائیل،‏ در روز دوشنره پنجم نوامرر،‏ اح د نابهانی را ‏"به دلیل

نزدیک شدن به مرزهاا ایرائیل"‏ کرتند.‏ به گفته شاهدان،‏ نابهانی از نرر روانی،‏

فردا ب ب افتادد بود.‏ بعد در روز یه شنره شرم نوامرر،‏ نیروهاا نرامی ایرائیل

هرت تانک و چهار بولدزر–‏ از مرز برورکردد و به جنو ززد وارد شدد و شروک به

شلیک ن ودد و یک پسر ییزدد یاله را کرتند


.

39

."

دانشجویان افغان

در برابر سفارت افغانستان در تهران

ش ارا از دانرجویان افغان که در دانررادهاا ایران پذیرفتشه

شدد اند،‏ در ابترا به یک م ررد ‏)برخنامشه(‏ جشدیشد وزارت

خارجه افغانستشان دیشروز ‏)یشکشرشنشرشه نشوامشرشر(‏ در بشرابشر

یفارت افغانستان در تهران تج کردند.‏

وزارت خارجه افغانستان در یک م ررد جدید داشت تذکشرد یشا

شناینامه افغانی براا گرفت پایپورت تشحشصشیشلشی را الشزامشی

کردد ایت.‏

مطالب مرترطریش از هزار تشرشعشه افشغشانسشتشان ایشران را

ترز کردداندمهلت یه ماهه ایران به پناهجویان افغانایرانشیهشا

و افغانها؛ چنی دور و چنی نزدیک وضوبات مرترطشجشامشعشه

افشغشانسشتشانشدانرشجشویشان مشعشتشر مشیگشویشنشد بشراا ورود بشه

دانررادهاا ایرانی آنها نیاز به پایپورت تحصیلی دارند و ای

مسئله میتواند موجب شود آنها نتوانند در دانرشرشادهشاا ایشران

تحصیل کنند.‏

مح د بلی قای ی،‏ یکی از دانرجویانی که در ایش تشرشاهشرات

شرکت داشته میگوید،‏ در تج دیروز حدود دانرجو از

دانررادهاا تهران،‏ قزوی ، قشم،‏ اصشفشهشان،‏ کشاششان و ششیشراز

شرکت داشتند و آنها پ کاردهاا با خود ح ل میکردند که در

آنها نوشته شدد بود:"‏ تحصیل ح،‏ ما ایت،‏ ما را یارا

کنید"‏ و ‏"ن یتوانیم تذکرد بریریم،‏ ن یتوانیم درس

بخوانیم

ج یله هشزاردیشی،‏ یشکشی دیشرشر از دانرشجشویشان افشغشان در

گفتروا با بی بی یی گفت:"‏ از یه یال به ای یو دولشت

ایران به دانرجویان افغانی که بتوانند در امتشحشان کشانشکشور

کامیا شوند و شهریه خود را بپردازنشد،‏ اجشازد تشحشصشیشل

در دانررادهاا ایران را دادد ایت.‏

به گفته خانم هزاردیی ‏"در یالهاا گذشته کارت مهشاجشرت

افغانها در ایران بشراا گشرفشتش پشایشپشورت تشحشصشیشلشی از

یفارت افشغشانسشتشان کشافشی بشود امشا حشاال وزارت خشارجشه

افغانستان داشت تذکرد افغانی را براا گشرفشتش پشایشپشورت

الزامی کردد ایت و بیرشتشر دانرشجشویشان افشغشان در ایشران

تذکرد افغانی ندارند و اگر براا گشرفشتش تشذکشرد از ایشران

خار شوند،‏ کار اقامت آنها باطل می شود و ن ی توانند به

ایران بازگردند."‏

ای دانرجویان گفته اند که یفارت افغانستشان تشا کشنشون بشه

درخوایتهاا آنها هیچگونه پایخی ارائه نکردد ایت.‏

امسال حدود هزار ت از افغانها تشوانسشتشه انشد بشه دانرشرشاد

هاا ایران راد یابند،‏ ای دانرجویان باید حد اکثر تا یشکش شاد

دیرر،‏ پایپورت تحصیلی خود را بریرند در زیر —

آنصورت از ورود به دانرراد و ادامه تحصیل محروم خواهند شد.‏

نوامبر-‏ بی بی سی

۱۳۳

۵۶

۰۳۳


1 5 Rowshangar Publication Vol. 4, Issue No. 65 DEC 2012 14

ازدواج کودکان در ایران

فرهاد 15 مهر 3193

- از ایران

ادامه در صفحه

23

.

11

11

1

11

در هر گوشه اا از جهان که حداقلی از برابرا زن و مرد و احترام به ح وق انسشانشی زنشان

و کودکان وجود دارد،‏ ازدوا با دختران زیر هجدد یال،‏ جرم محسو مشی ششود.‏ امشا در

ایران که نرام ییایی حاکم بر آن،‏ یک قرون ویطاا بصر ‏"مدرن"‏ را رقم زدد،‏ وضعیشت

به گونه ا دیشرشرا ایشت.‏ ازدوا بشا کشودکشان بشراا بسشیشارا از مشردان جشامشعشه ایشران

افتخارآمیز ایت.‏ بخری از جوانان ینتی و نا آگاد،‏ باد در زرغب می اندازند کشه هش شسشرششان

از ه سر دیرر هم ی و یاالن ، جوان تر ‏)ش ا بخوانید کودز تر(‏ ایت.‏ هش شیش چشنشد روز

پیش بود که آمارهاا ری ی خرراز ازدوا دد ها هزار کودز زیر 11 یال در کرور دادند.‏

برذارید قرل از ای که از جامعه به طور کلی صحرت کنم،‏ آمارا از ازدوا نزدیکان خشودم

بدهم.‏

در طی یال اخیر،‏ تعدادا از دختران دایی،‏ ب ه،‏ خاله و دختر ب وهایم ازدوا کردد انشد

که ی اکثریت آنان بی تا 11 یال متغیر بودد ایت.‏ و در زیشر بشه یش آنشان در حشیش

ازدوا اشارد می شود:‏

یال یکی از دختر خاله هایم ازدوا کرد که ف ط 17 یال داشت!‏

یال‎17‎ یکی دیرر از دختر خاله هایم در 11 یالری،‏ یال‎11‎ یکی از دخترب وهایم در یش

11 یالری،‏ یال 15 خواهرم در ی 11 یالری و در ه ان یال،‏ دو نفر از دختر ب وهایم

به فاصله ا دو هفته از هم ازدوا کردند که اولی 17 یال و دومی ف ط 11 یال داششت کشه

اخت ف ینی ای دومی با ه سرک 17 یال بود.‏

نوروز یال یکی از دختر ب ه هایم و دختر ب ویی دیررم برویی کردنشد کشه اولشی

ف ط 17 یال و دومی 11 یال داشت.‏ باید به ش ا برویم که هر دوا ای هشا در هش شان ابشتشدا

باردار شدند.‏ یکی از آن ها ماد بعد از برویی اک زای ان کرد و آن یکشی مشاد پشس

از مرایم برویی اک در حالی که ف ط 11 یال داشت،‏ زای ان کرد.‏ چندا پشیشش کشه ایش

دختر را که دو یال پیش واقعا زیرا بود می دیدم،‏ نتوانستم چهرد ا شکسته ا او را برشایشم!‏

از میان ه ی دخترانی که در مورد آنان صحرت کردم،‏ تا کنون دو نفرشان ط ق گرفته اند.‏

دیررانی هم که هنوز با ه سران شان زندگی می کنند،‏ مدام با هم درگیشرا دارنشد و بشعشضشا

تویط شوهران شان مورد ضر و شتم قرارمی گیرند.‏ میشانشرشیش یش ازدوا ایش نشفشر

ک تر از 11 یال و درصد ط ق،‏ با آنکه هنوز مدت زیادا از ازدوا آنها نرذشته،‏ آنشان‎17‎

درصد ایت!‏

با آوردن ای آمار از اطرافیان خود،‏ قصد ندارم به آن مشتشدولشوزا پشنشاد بشرشرم کشه مرشت را

ن ونه ا خروار می داند و از جزر به کل می رود.‏ اما ای شرایط ِ ن ونه ا بسیار کوچکشی

از دختران در یکی از شهریتان هاا ایران ایت،‏ در تهشران و ششهشرهشاا بشزرگ هشم اگشر

وضعیت تا ای اندازد افتضاح نیست،‏ نه از یر آگاهی دختران و خشانشوادد هشا،‏ کشه بشه دلشیشل

شرایط اجت ابی در ای مناط،‏ ایت.‏ یعنی اکثر دختران تا قرل از یشالشرشی خشوایشتشرشار

ندارند و گرنه آنانی که قرل از 11 یالری خوایترار دارند بعضا ازدوا می کنند و در ردد

ا کودکانی قرار می گیرند که به ‏"خانه ا بخت"‏ رفته اند.‏ چندا پیش آمارا ری ی منتشرشر

شد که در آن اب م شدد بود یاالنه چند دد هزار دختر زیر 11 یال ازوا می کنند.‏

رویاا دختر ایرانی بلی الع وم در ازدوا و برویی چیست؟ خرید ط ا هر چه بیرتر،‏

تح یل مهریه ینری به شوهر،‏ جهیزیه ا آنچنانی،‏ مشرایشم بشرویشی پشر زرق و بشرق و

الرته،‏ ازدوا قرل از دیرر دخترهاا هم ی و یال!‏ ای امیال قرون ویطایی گاهی آن چنان

اه یت می یابد که ایاس کار در حاشیه قرار می گیرد و ای دل رغولی هاا یرک و مشنشحشط

به مت کار تردیل می شود.‏

زنان در مرارزد با قوانی زن یتیز ای می که پرتوانه ا قانونی و یشیشایشی هشم دارنشد،‏ بشه

دیوار پوشالی مهریه تکیه دادد اند.‏ در یک ک م باید برویم که براا ای نوبرویان،‏ مشهشریشه

هر چه ینری تر،‏ احساس کاذ خوشرختی بیرتر؛ تعداد یکه هشا هشر چشه بشیشرشتشر،‏ تصشور

جاا پا و میخ ِ بروس محکم تر و آیودگی خیال بیرتر!‏ اما حکومت هشم دیشت روا دیشت

نرذاشته و در ای نررد جنسیتی،‏ صرفا ن ش یک نرارد گر منفعل را ایشفشا نشکشردد ایشت.‏ ایش

رزیم با قدرت ت ام به ح ایت از جرهه ا مردان-‏ ای پهلوان پنره هاا نررد با حش شوق زن

پراخته ایت.‏ روزا الیحه ا ‏"ح ایت از خشانشوادد"‏ را در طشویشلشه ا مشجشلشس ایش مشی از

تصویب می گذراند و روز بعد قانونی وض می کند که پرداخت مهریه را براا پهلوان —

پنره هاا ای نررد نابرابر آیان تر می کند.‏ خ صه حکومت به درازاا ب رک در ت ک بودد که

قوانی تعدد زوجات،‏ صیغه و بردگی جنسی زن را از فرهنگ حاک ان به فرهنگ ب ومی جامعه

تردیل کند

آمارا در دیت نیست که از درصد دخترانی که در یند ازدوا خودمهریه می نویسند،‏ آگشاد ششویشم.‏

اما به احت ال قریب به ی ی می توان گفت بیش از درصد دختران ایرانی چشنشیش کشارا را انشجشام

می دهند.‏ و ت امی ای دختران هنوز به آن یطح از آگاهی نرییدد انشد کشه مشطشرح کشردن هشر گشونشه

شیربها،‏ مهریه و...در ازدوا ، آنان را به کاالیی خریدارا شدد تردیل می کند.‏ افتخشار بشه مشهشریشه ا

ینری ، صرفا افتخار به فرو ک و برضه ا یودآور خود،‏ در معامله اا بند ال طالره ایت!‏

عالیق جوانان

پسران و دختران چنان زرق مد و لراس و آرایشش

و موزیک و ماشی مدل بشاال و دیشدن فشوتشرشال و

لپ تاپ و گوشی به روز هستنشد کشه از واقشعشیشات

زندگی بریدد اند!‏ بعد از ابشتشیشاد بشه مشواد مشخشدر،‏

روابط جنسی و برنامه هاا فوترال به رایتی ن شش

افیون دوم جوانان را ایفا می کنند.‏

روابط فرصت طلرانه ا جنسی بخش برشیش شی از

وقت و افکار و رویاهاا جوانان ایران را به خشود

مرغول می دارد.‏ رابطه اا که می تواند بشاطشفشی

تری و زیراتری پیوند میشان دو انسشان بشاششد،‏ در

ایران بیرتر شریه یک بشیشزنشس ایشت.‏ تشازد مشا از

زنان ت فروک و مرشتشریشان آنشان صشحشرشت نش شی

کنیم،‏ بل که یخ از پسران و دخترانشی ایشت کشه

به طور واقعی باید روابط جشنشسشی انسشانشی بشا هشم

داشته باشند.‏ در ای رابطه،‏ پسران در فشکشر ‏"مشخ

زنی"‏ و ‏"بلند کردن"،‏ و دختران هم در فشکشر"تشیش

زدن"‏ پسشران و یشرکشار گشذاششتش آنشان هسشتشنشد.‏

خ صه بازار روابط جنسشی حسشابشی گشرم ایشت،‏

هر پسرا که وضعیت مالی بهترا داشته باشد،‏ در ایش بشازار و بشیشزنشس مرشتشریشان بشهشتشرا دارد.‏

بازارا که فرهنگ حاکم بر آن،‏ به ویژد از جانب پسران،‏ بدون کم و کشایشت فشرهشنشگ آخشونشد ا و

ای می ایت و بوا تعف آن آزار دهندد ایت.‏

هنوز براا اکثریت دامادها،‏ پردد ا بکارت بروس حکم مرگ و زندگی دارد،‏ حتی پسران جشوانشی

که خود در دوران مجردا هر نوک رابطه اا جنسی با زنان مختل داشته اند،‏ از زنشان تش فشروک

گرفته تا دویت دختران متعدد،‏ از نامزد خود انترار باکرگی دارند.‏ و صادق هدایت چشه بشه جشا مشی

گوید که ‏"فاحره کسی ایت که از ه خوابری بززاله هم نرذشته ایشت امشا انشتشرشار دارد بشا دخشتشرا

باکرد ازدوا کند."‏

وقتی صحرت از مسائل اجت ابی می شود،‏ پسران در بی توجهی و ‏"به ما چه"‏ گویی،‏ گوا یر ت را

از دختران می ربایند.‏ بی توجهی به مسائل اجت ابی و ییایی در میان الیه هاا ‏"مشوفش،"‏ جشامشعشه و

کسانی که ‏"گلیم خود را از آ بیرون کریدد اند"،‏ بیش از یایر اقرار اجت ابی ایت.‏ چون الزمه ا

‏"موف یت"‏ فردا آنان ای ایت،‏ بی توجهی مطل،‏ به جامعه.‏ تکیه ک م شان ای ایت که ییایت پشدر

و مادر ندارد و ما به ییایت کارا نداریم.‏ زافل از ای که در هشر صشورت،‏ یشیشایشت بشا آنشان کشار

دارد.‏

17

،

اگر مطالعه می کنند،‏ تصور می کنید چه می خوانند؟ ‏"راد هاا موف یت مالی"،‏ ‏"ثروت ند تری مشرد

بابل"،‏ ‏"کی یاگر"،‏ ‏"چرونه پولدار شویم؟"‏ ‏"دد مرد ثروت ند جشهشان"،‏ ‏"راد هشاا پشولشدار ششدن در

بر ‏...روز"‏ و....‏ حوزد ا مطالعه ا اکثر کسانی که به نوبی خود را مشتشفشاوت از دیشرشران مشی

پندارند،‏ حول ه ی مسائل می چرخد و ای کتا ها چه چیزا را می آموزانند؟ قشرشل از هشر چشیشز،‏

خود پریتی،‏ خود خواهی،‏ نف شخصی،‏ بی توجهی به جامعه و له کردن دیرشران بشراا بشاال رفشتش

خود از نردبان"ترقی".‏

ای ج له ا هرتس در مورد ت امی ثروت ندان صدق می کند که ‏"نه پلکان دیرران براا آنان

لغزندد ایت و نه نان زیر،‏ تلخ مزد."‏ هر چه باشد فرهنگ مسلط بر اکثریت مردم جامعه ا ما،‏

فرهنگ آخوندهایی ایت که از زباله دان تاریخ به برصه ا اجت ابی بصر ما برگرته اند و ای

ادامه در ص


29


1

11

11

1111


ماهنامۀ روشنگر . شماره شصت وپنج دسامبر

5 2012

6

آسیب شناسی عرفان در فرهنگ و زبان و ادبیات فارسی

علی آزاد

.

بدون شک برفان در ادبیات و فرهنگ و جنررهاا اجت ابی ایران

ن ش انکار ناپذیرا داشته و دارد.‏ رد پاا برفان را بشه روششنشی

در فرهنگ وزبان بامیانه،‏ ادبیات ک ییک،‏ شعر وادبیات که و

نو میتوان دید.‏ متایفانه برریی ن ادانۀ ای پشدیشدک کشهش و یشخشت

جان در زندگی و تشار و پشود جشامشعشۀ ایشران کش شتشر مشورد تشوجشه

قرارگرفته ایت.‏ آنهم به دلیل نزدیکی و آمیخته ششدن بشرفشان بشا

مذهب به ویژد با ای م،‏ و از یوا دیرر گسترک ویی بشرفشان

در فرهنگ و اخ ق و برف جامعه امکشان نش شد یشا بشرریشی زشیشر

جانردارانه از آن بصورت تابو در آمدد ایت.‏ آنچه در ای مختصر

نراشته شدد ایت،‏ نه تابو شکنی ایت و نه ن د و برریشی دقشیش،‏ و

ه ه جانره و متکی به تح ی،‏ تخصصی.‏ نرارندد نیز چشنشیش ادبشاا

را ندارد،‏ و پیراپرش از ک رودهاا آن پوزک می طلرد .

اگر چه پدیدک برفان در ایران در نررب وم بیرتر بشا یشک پشدیشدک

ای می و ایرانی تدابی میرود،‏ اما ک تر مح ، جشدا را مشیشتشوان

نام برد که ای پدیدد را منصو یا محدود به ایران و ای م بداننشد.‏

بینش برفان را به نسرتهاا متفاوت در مشذاهشب مشخشتشلش و بشیش

مششلششیششتششهششاا مششخششتششلشش ، در

یرزمینشهشاا گشونشاگشون و

در طشول زمشان و دوران

مختلش مشیشتشوان دیشد از

ای جهشت ریرشه هشاا آن

را ن یتوان تنشهشا در ذهش

و فششکششر و بششاور مششردم

یرزمی خاصشی یشا بشه

فرهنگ و مشذهشب ویشژد

اا محدود کرد.‏ بلکه بشایشد

در بششرصششه زنششدگششی و

منایرات اجت ابی نیشز آن

را جستجو ن شود.‏ در ایش

نوشته مجال ای نیست کشه

تا با مثالهاا مختل نرشان

دادد شود که رد پشاا ایش

پدیدد را،‏ هشم در ایشران و

هم در شرق،‏ هم در زر و اروپا ، هم در بی ‏"رندان خشرابشاتشی"‏

و هم در بی متدینی ای می ، هم در دِیر و کلیشسشا ، هشم در مشیشان

ف را و درماندگشان ، هشم در مشیشان ازشنشیشا ، پشادششاهشان،‏ گشدایشان و

محرومان هم در زمانهاا بسیار دور و که و هم در زمشان حشال

و امروز ، هم درمیان خدا باوران،‏ هم در میا ن بشی خشدایشان مشی

توان به روشنی دید.‏ با وجود ای نراید منکر ای واقعشیشت ششد کشه

ای پدیدد در فرهنگ ایرانی و ای می بیش ازه ۀ ملتها و مشذاهشب

دیرر تاثیر گذار بودد ایت.‏

ه چنانکه گسترک ای پدیدد در ایران امروز بشه دلشیشل اخشتشنشاق و

یرکو و فرار و شرایط دشوارا که حکومت ایش مشی هش شچشون

دوران مغولها بر مردم ایران تح یل کشردد ایشت،‏ بشی دلشیشل نش شی

باشد.‏ در ای دوران جدید نیز ما شاهد شاخه هاا نوی و فرقه هاا

جدید التاییس ازبرفان قدیم و جدید می باشیم،‏ مثل فرقه کیشهشانشی ،

مداد رنری و!...‏

حال با توجه به ای واقعیت ها می توان به دنرال ریره ها و زمشیشنشه

هاا مادا ای پدیدد رفت :

چه بواملی زمینه هاا مادا نرو و ن اا ای پدیدد می باشند؟ چرا

در فرهنگ ایرانی و ای می ای پدیدد گستردد تر و جدیتر و جان

یخت تراز یایر فرهنگ ها در ن اط دیرر جهان می باشد؟ چرا

در اروپا بعد از قرون ویطی و رنسانس ای پدیدد به کلی فراموک

شدد و به حاشیه رفته،‏ اما در ایشران امشروز حشتشی ششاخشه هشاا

جدیدا از آن یر بر آوردد اند؟ ن ش وب لکرد منفی بشرفشان در

فرهنگ و رفتار اجت ابی مردم چرونه بروز می ن اید؟

براا پیدا کردن پایخ به ای پریرها پیش از ه ه ایش دو دیشدگشاد

متفاوت و برجسته مطرح می باشند.‏ نخست دیدگاهی که کندوکاک

در بارک ای پدیدد را در چارچو فرایند صرف اندیرشه وبش شل و

حوزد تکامل خرد می بیند.‏ در م ابل،‏ دیشدگشاد دیشرشرا هسشت کشه

کندوکاک ای پدیدد را بش ود بشرایشنشهشا در زنشدگشی و مشنشایشرشات

اجت ابی که انسانها با جامعه و نهادهاا یشیشایشی و اجشتش شابشی و

اقتصادا قرار دارند جستجو میکند،‏ و برای جنره تاکید بیرتشرا

دارد.‏ بعرارت دیرر باید به دنرال پایه هاا مشادا و اجشتش شابشی آن

بود ، بدنرال بواملی که یرب ششکشل گشیشرا ایش نشوک بشاورهشا و

ابت ادات یا نهضت هاا اجت ابی میرود،‏ که به ظاهر بیشرشتشر در

محدودد و حوزد تفکر باز تا می ن اید .

در ای نوشته مجال ای نیست که به نش شد نشرشاد ‏"بش شل بشاور"‏ بشه

پردازیم.‏ از ای جهت بدون م دمه باید برویم یعی م برای ایت

که از نراد ماتریالیسشتشی

‏)نراد دوم ایش پشدیشدد

را توضیح دهیم.‏

هر تعریفی که بخواهیشم

ازبرفشان ارائشه دهشیشم،‏

چششه از نششرششاد مششاورار

طریعه،‏ یا بشربشکشس از

نششرششاد مششاتششریششالششیششسششتششی،‏

درنششهششایششت بششه رابششطششۀ

انسان با خود میشریشیشم،‏

مردار و م صد درنهایت

رابطۀ انسان با خشویشش

ایشت.‏ ششایشد ایش ششعشر

موالنا بشه روششنشی ایش

مطلب را بیان کند.‏

آنان که طلبکار خدائید،‏ خدائید

حاجت به طلب نیست شمائید،‏ شمائید

چیزی که نکردید گم از بهر چه جوئید

کس غیر شما نیست کجائید،‏ کجائید

در خانه نشینید نگردید به هر در

زیرا که شما خانه و هم خانه خدائید

ذاتید و صفاتید وگهی عرش و گهی فرش

در عین بقائید و مبرّا ز فنائید

اسمید و حروفید و کالمید و کتابید

جبریل امینید و رسوالن سمائید

خواهید ببینید رخ اندر رخ معشوق

زنگار ز آیینه به صیقل بزدائید

تا بود که همچون شه رومی به حقیقت

خود را به خود از قوت آئینه نمائید

از ای جهت شاید بشتشوان گشفشت،‏ خشود ششنشایشی پشایشه و

ایاس و وجه اشتراز برفان در مکاتب مختشلش ایشت.‏

ه چنی تشفشاوت ایشایشی در ایش ایشت کشه در دیشدگشاد

ماورارالطریعه برفا در نهایت به بیرانری از خشویشش و

رابطه وارونه میان خال،‏ و مخلوق در می زشلشتشنشد و بشه

اجرار یر از خرافات و جعلیّات و یرگرتری و پریرشان

حالی در میاورند.‏ یا ناگزیر به قوانی و شریعت مشذهشب

متویل میروند،‏ تا از طری،‏ تویشل بشه مشعشجشزد،‏ وحشی،‏

الهام،‏ خلسه،‏ خرافه و گزافه گویی تشوجشیشه ششونشد.‏ نشرشاد

ماورارا لطریعشه در نشهشایشت،‏ زنشدگشی،‏ طشرشیشعشت و ذات

انسانی تح یر و مسخ میرود،‏ و به از خشود بشیشرشانشرشی

مذهری در می زلتد.‏ ای یرگرتکی و پشریرشان حشالشی و

بیرانری اتفاقی نیست که تشنشهشا در حشوزد بش شل و خشرد

حاده شود.‏ آنچه که در حوزد ب ل و خرد متجشلشی مشی

شود در واق انعکایی از شیود زندگی ایت.‏ ای ششیشود

زندگی بیرانه شدد از یرشت انسانی ایشت کشه خشود را

در بیرانری ب ل و خشرد یشا اخش ق و بشرف بشاز مشی

ن ایاند.‏

به ی دلیل در اندیرشه هشاا بشرفشان اولشیشه،‏ در ‏"تشوتشم

پریتی"‏ که ترلورا از شیود زندگی یادد و طریعی و

ابتدایی انسانهاا آن زمان می باشد،‏ تفشکشر نشوک گشرایشی

انسانی و طریعت باورا انسانی بشر تشفشکشربشردد وار و

نوکریرشت ‏"مرید و مراد"،‏ ‏"مرشد و مشرجش زشلشرشه

دارد.‏ نه تنها در برفان ابتدایی تفکر انسان خدایی جشرم

نیست،‏ ‏"بلکه خال،‏ و مخلوق"‏ در جوار هم و در کشنشا ر

هم زندگی میکنند.‏ برفشان اولشیشه بشه فشلشسشفشه طشرشیشعشی

نزدیکی بیرترا دارد تا جزم اندیری مذهری .

با تکامل اجت ابی وششکشل گشیشرا طشرش شات و دولشتشهشاا

م تدر وامپشراتشوریشهشاا بشزرگ و کشوچشک و انش شرا

مذاهب یادد ابتدایی و ظهور ادیشان بشزرگ ابشراهشیش شی

ومذاهب حکومتی،‏ جزم اندیری مذهرشی ویشیشلشه اا ششد

درخدمت یرکوبررا هاا دولشتشی وایشتشثش شار جسشم و

جان انسانها.‏ ه زمان دوران تاریکی دربرصشه تشفشکشر،‏

اندیره وفلسفه آزاز شد.‏ دیشرا نشپشایشیشد کشه اروپشا بشراا

چندی قرن در ییاهی قرون ویطی فرو رفت.‏

ادامه در ص

ادامه در صفحه

"

23

)


1 Rowshangar Publication Vol. 4, Issue No. 65 DEC 2012

فریب و تحمیق تودهها آسان تر از آگاه ساختن آنان است

نقدی بر كتاب فاشیسم و بنگاههای كالن اقتصادی

زهرا جعفری

7

از یالیان پیش و بهویژد از هنرامی کشه خشوانشدن کشتشا

‏»مرگ کسب و کار م ایت«‏ نوشتها روبر مِرل را بشا

ترج ها ه یره درخرا ‏ِن احمد شاملو به پشایشان بشرددام،‏

تاکنون بارها به فرهنگهاا موجود درباردا تعریش و

ماهیت فاشیسم مراجعه کرددام.‏ متایفانه ای فشرهشنشگهشا

به بلت تعل،‏ طشرش شاتشی بشه اردوا یشرمشایشه کشمتشریش و

تحری کننددتری تعری ها را از فاشیسم ارایه میدهنشد.‏

یرانجام ترج شها کشتشا فشاششیشسشم و بشنشرشادهشاا کش ن

اقتصادا به دیتام ریید.‏ در ای کتا ، پایشخ بسشیشارا

از پریشهایم را درباردا فاشیسم یافتم.‏ ترج ها کشتشا

با نهایت امانتدارا از مت اصلی،‏ و وفادارا کامل بشه

مرانی ترج ه،‏ نثر ص ی انه،‏ موجز و مانویشی دارد.‏ در

بسیارا از موارد مترجم براا گزیشنشش جشااگشزیش هشاا

فشاریشی از بشیشنشش ششابشرانشه و ششهشودا خشود یشارا

جستهایت که خشود،‏ کشتشا را مشلش شوس و خشوانشدنشیتشر

مییازد.‏

اما گذشته از ترج ها م رول فاشیسم و بنشرشادهشاا کش ن

اقتصادا،‏ آنچه کتا را برجسته میکند،‏ مشجشهشز بشودن

نویسندد به ایدئولوزا طر ها کارگر بالندد و یوییالیشسشم

ان بی ایت.‏ دانیل گِرَن نویسنددا فشرانسشوا کشتشا از

زاویهاا ان بشی بشه چشرشونشرشی پشیشدایشش و رونشد رششد

فاشیسم میپردازد که در نوک خود جایراد ویژداا دارد.‏

فاشیسم،‏ براا م پیویته کریهتری چهردا یرمایه

بوددایت و طرعا پایخ آن را نه طی هاا گوناگون

نیروهاا درون یرمایه که نیروا مخال آن یعنی

طر ها کارگر بالندد میتواند بدهد.‏ دانیل گرن نیز به

دریتی فاشیسم را جزو ذات نرام یرمایهدارا میداند؛

همچنان که براا ید کردن راد فاشیسم تنها براندازا

شیودا تولید یرمایهدارا بهوییلها پرولتاریاا ان بی

را به ری یت میشناید.‏ چرا که اگر پرولتاریا به قدرت

میریید،‏ جرثومها فساد فاشیسم از ه ان ابتدا نابود

میشد.‏ نویسندد به دریتی در دیراچها کتا خود بر

جوهر ان بی ای ک م کالرا زتکین تاکید میکند که

فاشیسم عقوبت جانکاه پرولتاریاست برای آنکه در پی

گسترش انقالب آغاز شده در روسیه ‏]در کشورهای

دیگر[‏ نبوده است...«‏ در نهایت هم هیچیک از

الیههاا درون یرمایهدارا در اروپاا زربی بنا به

ماهیت یازشکارانها خود نتوانستند از پس فاشیسم

برآیند.‏ تنها شوروا ان بی و یرزمی شورایی

کارگران و زح ترکان بود که توانست فاشیسم را به

زانو در آورد و برریت را از خطر نابودا برهاند

فاشیسم و بنرادهاا ک ن اقتصادا چنشان کشه از نشام آن

نیز بر میآید،‏ به گشونشهاا تشحش شیش شی و مشوششکشافشانشه بشه

رابطها تنراتنگ و حیاتی مناف انحصارهاا بشزرگ و

نیاز روبنایی آن،‏ که دولت فاشیستشی بشاششد،‏ مشیپشردازد.‏

نویسندد بهطور بل ی اثرات میکند که اگر پشرولشتشاریشا و

یوییالیسم ان بی نتشوانشد از وخشامشت اقشتشصشادا نشرشام

یشرمشایشهدارا بشراا در هشم ششکشسشتش ششیشودا تشولشیشد

یرمایهدارا مرشتشنشی بشر کشارِمشزدا یشود بشرشرد و نشرشم

پرولترا را بشرقشرار یشازد،‏ ایش جشرشهشها ضشدانش ش بشی

یرمایه خواهد بود کشه از نشارضشایشتشی تشوددهشا بشه نشفش

خویش نهایت یود را به یرکو و بوامفریری مشتشویشل

میشود.‏ در ح ی ت ای پژوهش به ما نرشان مشیدهشد کشه

راد یشومشی وجشود نشدارد:‏ یشا نشرشم پشرولشتشرا یشا نشرشم

بورزوایی.‏ فاشیسم،‏ فرزند خل نرم بورزوایی و پیآمد

وخامت خود نرام یرمایهدارا ایت که از نشایشازگشارا

میان پیررفت نیروهاا تولیدا و مالکیت خصوصی بر

پژوهنددا کتا همچنی با نراهشی تشیشزهشوششانشه و

زرفبششیششنششانششه پششردد از تششرششاهششر فششاشششیششسششم بششه

یرمایهیتیزا برمیدارد و خوانندد را بشه ابش شاق

تحلیل بل ی خویش میکراند.‏ تراهر فشاششیشسشم بشه

یرمایهیتیشزا تشنشهشا بشراا از مشیشدان بشهدربشردن

یوییالیسم انش ش بشی و فشریشب و تشحش شیش،‏ تشوددهشا

صورت گرفت.‏ در ح ی ت فاشیسم براا پشیشرشروا

و رشد خود احتیا مررمی داشت کشه تشنشهشا دشش ش

ح ی ی خود،‏ پرولتاریاا ان بی را خل ی ح کند.‏

پس به ی ح ان بی پرولتاریا یعنشی یشویشیشالشیشسشم

ح له برد و وحرتنازتر ای بود کشه هشر کشجشا بشه

ب بست میریید ن شا دروزشیش یشویشیشالشیشسشم بشه

چهرد مشیزد.‏ چشرا کشه فشاششیشسشم بشنشا بشه ابشتشراف

رهرران اصلی آن در ابتدا چنان ضعی و نشاتشوان

بود که با یک ح لها قدرت ند،‏ توان نشد و انش ش بشی

کارگران و زح تکران مسلح در نطفه خفه مشیششد

و براا ه یره به زبالهدان تاریخ مشیپشیشویشت.‏ در

ح ی ت،‏ هشر انشدازد نشیشروهشاا پشرولشتشرا در اثشر

فشرصشتطشلشرشی و رفشرمشیشسشمِ‏ رهشرشرا احشزا و

ترکلهاا کارگرا بیرتر از میدان مرارزد بشه در

مشیششونشد،‏ راد بشراا پشیشرشروا فشاششیشسشم گرشودد

میشود و حتا بخش قابل توجهی از طر ها کارگشر

یششرخششوردد از روکهششاا فششرتششوت و مششرددا

رفرمیسم به فاشیسم در میزلطد و مسخ شعارهشاا

فاشیستی میشود.‏ فراموک ن یکنیم که پس از قتشل

رزا لشوگشزامشرشورگ،‏ کاارل لایاباکاناشات و یشایشر

رهرران صادق جنرش ک ونیستی آل ان،‏ راد بشراا

رشد فاشیسم آل ان فراهم شد.‏ ای رهرران انش ش بشی

بر مرناا تحلیل بل ی یوییالیسم و شناخت ماهیت

ذاتا ارتجابی اقتصاد یرمایهدارا،‏ پیدرپی خطشر

فاشیسم را گوشزد میکردند و راد مرارزد با آن را

هششم نششه اصشش ح شششیششودا تششوزیشش بششا تششویششل بششه

دموکرایی بورزوایی و پارل ان،‏ که ان بشراا

برانداخت شیودا تولید یشرمشایشهدارا مشرشتشنشی بشر

کارِمزدا و برپایی یوییالیسم میدانستند.‏ آنان بشه

دریتی پیشبینی میکردند.‏ چنانچشه یشویشیشالشیشسشم

ان بی نتواند یرمایهدارا را وازگون کنشد،‏ نشرشام

یرمایهدارا براا پایخگویی بشه نشیشاز اقشتشصشادا

خویش به هیوالا فاشیسشم مشنشجشر خشواهشد ششد.‏ در

ایشش جششا دانششیششل گششرن درس بسششیششار آمششوزنششدد و

جشاودانشهاا از تشاریشخ بشه مشا مشیآمشوزد؛ تااریاخ

پیوسته از راستروی رهبران و نه هارگاز از چا

روی آنان،‏ شکست خورده است.‏

کتا فاشیسم و بنرادهاا ک ن اقتصادا هشمچشنشیش

مُرتِ‏ فیلسوفان بورزوازا همچون نیچاه و یشایشر

نرریهپردازان بوزوا و الت اطیون خرددبشورزوایشی

مذهری را که به ک ک فاشیسم میآیشنشد و زمشیشنشها

جنایتهاا آنان را فراهم میآورند بشراا خشوانشنشدد

باز میکند.‏ ت امی ای نرریهپردازان ش بشا تش شامشی

شهرت و هیاهوا جهانی خویش بر تح یر قشدرت

ان بی توددها تکیه دارند.‏ ه ها آنان به وایطشها

خایتراد طر اتیشان به ششدت ضشد قشدرتِ‏ ترشکشل

کارگران و زح تشکشرشان و یشویشیشالشیشسشم انش ش بشی

هستند ت امی ای نرریات نژادپشریشتشانشها خشرافشی

براا ظهور ‏»اَبَرمَرد«ا از طر ها باال چرم به -

ادامه مقاله در ص

03

ابزار تولید ناشی میشود.‏ همچنی فاشیسم به مثابه ابزارا در دیت بنرادهاا

ک ن اقتصادا،‏ در جهت ت سیم جهان میان قطبهاا امپریالیستی ب ل میکند

با آن که نویسندد پیدایش و رشد فاشیسم در آل ان و ایتالیا را مشورد پشژوهشش قشرار

میدهد،‏ اما بهدریتی زرفکاوا میکند که فاشیسم همچون ریرها خود نشیشروا

یرمایه پدیدداا جهانش ول ایت و تا زمانی که زمینها اقتصادا و طشرش شاتشی آن

یعنی نرام و شیودا تولید یرمایهدارا وجود دارد،‏ خطر فاشیسم ه شوارد خشطشرا

جدا براا ب اا برر خواهد بود،‏ چرا که نرم یرمایهدارا پیویته براا ب اا خود

مرتنی بشر یشود هشرچشه بشیشرشتشر اقشتشصشادا،‏ ششرایشط رششد فشلشسشفشی و خشرافشههشاا

ایدئولوزیک فاشیسم را فراهم آوردد و بازتولید میکند.‏ خرافههاا حش شیشرِ‏ تشرشعشیش

طر اتی،‏ ملی،‏ مذهری و فرهنری که به ترعی نژادا و نژاد برتر منجشر مشیششود،‏

ریس انی به جز ایتث ار یرمایهدارا نیسشت کشه در کُشنشه و ذات نشیشروا ددمشنشش

یرمایه مرتنی بر کارمزدا ریره دارد.‏ تنها نرام یوییالیسشتشی قشادر بشه گشورکشنشی

نهایی ای پدیددا شوم و خرافههایش از اذهان خواهد بود.‏ چنان که دانیل گرن نشیشز

فاشیسم را محصول شکست مست یم در دیتیابی به یوییالیسم میداند.‏

نویسندد با پژوهری گام به گام و مرتنی بر ایناد تاریخی خوانندد را به ای حش شیش شت

آشکار میریاند که باید میان فاشیسم و یشویشیشالشیشسشم یشکشی را بشرگشزیشد و هشرگشز

ن یتوان با طنا پوییددا رفرمیسم و چنگ انداخت به دموکرایی بشورزوایشی بشا

فاشیسم مرارزد کرد.‏ چرا که فاشیسم،‏ خود پشیآمشد ششکشسشتهشاا پشیدرپشی احشزا

کارگرا ایت که رهرران آن به رفرمیسم در زلطیدند و از موقشعشیشتهشاا انش ش بشی

تاریخی براا برقرارا نرم کارگرا و یوییالیسم ان بی بهرد نرردند.‏

بنا به روایت ان بی رزا لوگزامبورگ نیز ‏»کسی که نبرد برای سوسیالیسم را

ترک میکند هم جنبش کارگری و هم دموکراسی را به فراموشی میسپارد«‏ زیرا

‏»سرنوشت دموکراسی به سرنوشت جنبش کارگری بسته است«‏

فاشیسم و بنرادهاا ک ن اقتصادا همچنی به ما نران میدهد هنرامی که طشرش شها

کارگرِ‏ قدرت ندِ‏ ان بیِ‏ مسلح بشه ایشدئشولشوزا طشرش شاتشی در صشحشنشها نشرشرد بشراا

یرنوشت نهایی حضور نداشته باشد،‏ طر ها میانی خشاصشیشت ایش را دارد کشه از

جانب نیروهاا رایت افراطی ازفال شدد و به یوا آنان کریدد ششود.‏ دانشیشل گشرن

همچنی به ما میآموزد که فریب و تحمیق تودهها بسیار آسانتر از آگااه سااخاتان

آنان است.‏ چرا که گذشته از تشجشربشها یشالشیشان پشیدرپشی حشاکش شیشت بشورزوازا،‏

انسانها قرنها تحت یلطها نرم طر اتی زیستهاند و ذهنیت آنان آمادگی بشیشرشتشرا

براا جذ خرافه و تح ی،‏ را دارد چنان کشه فشاششیشسشم تشوانسشت بشا بشوامفشریشرشی،‏

ح ایتِ‏ بخش وییعی از توددها را در جهت یرکو نشرشامشی خشودِ‏ آنشان بشه دیشت

بیاورد.‏

ادامه در صفحه

.

۰

.

۰

.

.

۵


8 ماهنامۀ روشنگر . شماره شصت وپنج دسامبر 2012

رئیس جمهور تونس خواستار انحالل دولت شد

دویچه وله

تهدید سینماداران ایران

به عدم اکران فیلم در سینماها از تاریخ ۸

آذر

دسامبر ۲۰

انشششششششجشششششششش شششششششش

یشششیشششنششش شششاداران

ایششششششششران در

نششششامششششهاا بششششه

ریششششششششششایششششششششششت

یشششششششششازمشششششششششان

یین ایی ابش م

کرد که بعشد از

پایان اکران چهار فیلم جدید که از

۸

آذر به روا پردد میروند،‏ دیرر هشیشچ فشیشلش شی را

ن ایش نخواهند داد.‏ در ای نامه ‏"بحران ریزک شدید مشخشاطشب،‏ بشدم اکشران فشیشلشمهشاا

منایب،‏ هزینههاا یریامآور نرهدارا یال هاا یین ا"‏ دالیل اصلی اتخاذ ای تص یشم

بنوان شدد و از دولت و مجلس براا رف ایش مرشکشل درخشوایشت کش شک ششدد ایشت.‏

.

مشرزوقشی،‏ رئشیشس جش شهشور ایش کرشور از نشخشسشتوزیشر

پی تراهرات مردمی در ش ال تونس،‏ منص خوایت،‏ دولت فعلی را منحل کند و دولت جدیدا شامل افراد کشارششنشاس ترشکشیشل دهشد.‏ در ابشتشراضشات

آذر(‏ تشاکشنشون هشزاران

نوامرر مردمی در یلیانه،‏ بیش از ۵۱۳ نفر زخ ی شدند.از روز یهشنره خشود را بشه فش شرو

ت از شهروندان ایتان یلیانه،‏ واق در ش ال تونس به خیابانها میروند و ابشتشرا نشفشر در

تشا بیکارا در ای ایتان به ن ایش میگذارند.‏ بر ایاس گزارکهاا گشونشاگشون بشیش و ش ارا نیز دیتریشر ششددانشد.‏ یشلشیشانشه یشکشی از مشنشاطش،‏

درگیرا با نیروهاا نرامی و انترامی زخ ی محروم تونس بهش ار میرود که یاکنان آن معت دند،‏ دولت ان بی براا بهرود وضشعشیشت اقشتشصشادا آنشهشا

مرزوقی،‏ رئیس ج هور تشونشس ادبشاا

آذر(‏ منص کارا انجام ندادد ایت.روز شنره ‏)یکم دیامرر معترضان یلیانهاا را تایید کرد و گفت:‏ ‏»دولت ائت فی نتوانسته ایت انترارات مردم را بشرآوردد کشنشد.«‏

به ه ی دلیل او خوایتار انح ل دولت انت الی شد.‏ مرزوقی از نخستوزیر ایش کرشور،‏ حش شادا جشرشالشی

خوایت،‏ دولت تازداا مترکل از افراد کارشناس معرفی کند و ب ود بر آن تعداد وزیران کابینشه را نشیشز

کاهش دهد.‏

رئیس ج هور در بی حال حرکات خرونتآمیز تراهرکنندگان را محکوم کرد و خوایتار آن شد که یک

هیات تح ی اتی براا رییدگی به ات افات روزهاا گذشته ترکیل شود.به گفتها شاهدان بشیشنشی،‏ نشیشروهشاا

نرامی و انترامی براا پایان دادن به تراهرات به گاز اشکآور و شلیک هوایی گلوله متویل شددانشد.‏ بشر

ایاس گزارکهاا ری ی،‏ برخوردهاا خرونتآمیز ابتدا از جانب ش ارا از تشرشاهشرکشنشنشدگشان صشورت

گرفته ایت.‏

برگزارا انتخابات

روز شنره رئیس ج هور مرزوقی ه چنی خوایتار ‏"برگزارا هرچهزدوترانتخابات،‏ تا پیش از تابسشتشان

آیندد"‏ شد.الزم به ذکر ایت که در تونس حوزدا قدرت رئیس ج هور بسیار محدود ایت و نشخشسشتوزیشر

از قدرت بیرترا برخوردار ایت.دولت تونس پیرتر اب م کردد بود که انتخابات یرایرا ای کرور در

، پس از تصویب قانون ایایی جدید،‏ برگزار خواهد شد.‏ اما ن ایندگان مجلس مویشسشان

ماد آوریل تاکنون پیررفت چر ریرا در ای زمینه نداشتهاند.‏ بلت ای تاخیر،‏ اخت ف نرر ابضاا مجلس بشر یشر

چشپگشراا ‏"کشنشرشرد

ن ش ای م در قوانی ایت.‏ گفته میشود که حز ای مگراا النهضه کشه بشا حشز براا ج هورا"‏ و یکوالرها در حاک یت یهیم ایت،‏ میکوشد موازی شربی ای م را به بنوان اصول

قانون ایایی در طرح نخستی قانون ایایی ای کرور برنجاند.‏ آخری ت ک ای حز در مورد مشحشدود

مشرزوقشی،‏ رئشیشس جش شهشور

با شکست روبرو شد.منصش کردن ح وق زنان در ماد اوت امسال مرزوقی،‏ رئیس ج شهشور

کردد ایت منص تونس،‏ تاکنون چند بار به ییایتهاا دولت ائت فی ابترا کردد ایت

تونس،‏ تاکنون چند بار به ییایتهاا دولت ائت فی ابترا کشه

به پیرنهاد ای حز ، قرار بود ماددا مربوط به ح وق زنان در قانون ایایی تونس مصشو تامی ح وق برابر زن و مرد را تض ی میکند،‏ به اصل ‏"زنان و مردان مک ل یشکشدیشرشرنشد"‏ تشغشیشیشر دادد

شود.‏ ای پیرنهاد با ابتراضات و تراهرات گسترددا زنشان و نشیشروهشاا دمشوکشرات روبشرو ششد.‏ قشانشون

و ترکشیشل

ایایی پیری تونس در ای زمینه هنوز معترر ایت.در پی برگزارا انتخابات ۰۰ اکترر مجلس مویسان،‏ احزا اصلی تونس یک یال براا تدوی قانون ایایی ای کرور وقت در نرر گشرفشتشه

بلی در دیامرر یال ۰۳۵۳ آزاز شد و تا زانویه ۰۳۵۵ ادامه داششت.‏

بودند.قیام مردم تونس بلیه رزیم ب بلی ۶۱ یاله در زانویه ۰۳۵۵

بلی در ای کرور پایان داد.ب ای قیام به ۰۰ یال حکومت دیکتاتورا ب در ه ی حال یخنروا شوراا صنفی ن ایش نیشز گشفشتشه ایشت کشه بشا ایش درخشوایشت

یین اداران مواف ت کردد و از ه ی رو در ای شورا هیچ پروانه ن ایش جدیدا صشادر

نردد ایت.‏ به گزارک خررگزارا مهر مسئوالن وزارت فشرهشنشگ و ارششاد بشلشیشرزشم

گذشت دو هفته از اریال ای نامه هنوز هیچ واکنری نسرت به ای هردار نران ندادداند.‏

۵۵۱۷

۰۳۳

۰۳۵۵

۵۱۳

۶ /

۰۶(

۵۵ /

)۰۳۵۰(

۰۳۵۰


1 9 Rowshangar Publication Vol. 4, Issue No. 65 DEC 2012

نامه محمد ملکی به خامنه ای

»

.

مح د ملکی،‏ فعال ییشایشی مشلشی مشذهشرشی در نشامشهاا

یرگرادد خطا به آیتهللا خامنهاا،‏ رهرر ج شهشورا

ای می از وا خوایته تا براا جلوگیرا از نشابشودا

ایران ایتعفا دهد و بپذیرد که نرام والیی پشایشخشرشوا

نیازهاا مردم نیست.‏

دکتر مح د ملکی،‏ نخستی رئیس دانرراد تشهشران پشس

از ان ای می،‏ در دومیش نشامشه خشود خشطشا بشه

بلی خامنهاا،‏ رهرر ج هورا ای می،‏ به نامه قشرشلشی

خود که در خرداد ماد نوشته شدد بود اشارد کشردد کشه

در آن تح ل مردم را رو به پایان توصی کشردد بشود.‏

با گذشت شش ماد از آن نامه و تحشوالت بسشیشارا کشه

در جهان و منط ه اتفاق افتادد،‏ مح د ملکشی بشا اششارد

به بیتوجهی دولت ردان به خوایتهاا مردم،‏ ‏"پشایشان

ب ر حاک ان"‏ را بسشیشار نشزدیشک دانسشتشه ایشت.‏ وا

مینویسد:‏ ‏»ایتردادیان چنان در تارِ‏ پویشیشدد و یشسشت

توه ات خودیاختها کیش شخصیتی خویش گرفتارند

که آنراد شوز و ضربشها نشهشایشی را بشر مشغشز خشود

احساس میکنند که خیلی دیر شدد و ضربه چنان قشوا

و شکنندد ایت که فرصت گفت یشک ‏"آ را هشم از

آنها میگیرد.‏ دکتر مح د ملکی از خامنهاا خوایته

تا ادارد کرور به شیود نرشام والیشی را بشه رفشرانشدوم

برذارد.وا در ای نامه شخش آیشتهللا خشامشنشهاا را

مسئول نابسامانی اوضاک ایران دانسته و او را خطا

قرار دادد و نوشته ایت:‏

‏»قرول کنید ایران در حالِ‏ فروپاشی ایت.‏ به حرفهاا اطرافشیشان

خود باور نداشته باشید؛ آنها ف ط به مناف خشود مشیانشدیرشنشد و در

پایان کار رهایتان میکنند.«‏

مششلششکششی در ادامششه مششینششویششس:‏ ‏»در حششالِ‏ حششاضششر مششردم تشش ششام

گرفتاراهاا خود را نشاششی از ابش شال و رفشتشار و گشفشتشار شش شا

میدانند.‏ ش ا بودید که مرک ت بی حد و حصر مردم را به جشاا

چاردجویی انکشار کشردیشد و مشیکشنشیشد.‏ شش شا بشودیشد کشه ایشران را

آزادتری کرور جهان نامیدید.‏ ش ا بودید که با تصش شیشمگشیشراهشاا

زلط و دور از خرد به بیرانران امکان دادید با تحریمهشا اکشثشریشت

مردم را به روز ییاد بنرانند؛ ش ا بودید که با بییشیشایشتشیهشایشتشان

دنیا را در م ابل ایران قرار دادید؛ ش ا بشودیشد کشه بشه بشوامشلتشان

چراغ یرز نران دادید تا در ایران و خار ایشران،‏ در خشیشابشان و

بیابان دیت به اب ال تروریستی بزنند و خون ایرانیانِ‏ دگرانشدیشش

را بر زمی بریزند.‏ ش ا به بنوان رئیس ج هور و رهرر بشایشد در

برابر کرتار ددها هزار انسان در دهها شصت و شهادت هشداهشا

و هالهها و نداها و صراها و یتارها جوابرو باشید.«‏

ای منت د حکومت ایران ه چنی به خشامشنشهاا گشوششزد کشردد کشه

ج عیتی که در یفرهایش به ایت رال او میآیند،‏ ه ه با قدرت ‏"زر

و زور"‏ به خیابانها آمدداند و وا نراید باور کند کشه طشرفشدارانشی

در مششیششان مششردم دارد.‏

او به خامنهاا پیرنهاد کردد تا یشک بشار دیشتشور دهشد بشه هشنشرشام

یفرک ادارات و مدارس را تعطیل نکشنشنشد و رویشتشایشیهشا را بشه

زور به ایت رال او نکرانند تا معلوم ششود مشردم تشا چشه انشدازد بشه

نرام والیشی بش قشهمشنشدنشد.‏ مشحش شد مشلشکشی در نشوششتشها خشود بشه

نامهنراراهاا اخیر بی رئیس ج هورا و رئشیشس قشود قضشائشیشه

اشارد کردد و نوشته ایت:‏ ‏»ظاهرا وقتی مسئلها بریر و بشرشنشد و

شکنجه و ابدام مردم مطرح ایت،‏ دو قودا قضائیه و مجریشه در

یک رابطها تنراتنگ ب ل میکنند؛ وزارت اط بات منت دی را

دیتریر میکند،‏ بازجویی مین اید و حشکشم صشادر مشیکشنشد و در

پایان براا اجرا به دادگادها و نزد قضات میفریتد و آنها دیتشور

وزارت اط بات را اجرا میکنند و دویتی و ص ی شیشت بشیش دو

قود برقرار ایت؛ اما وقتی پاا خ فهاا خودشان در میان -

میدرند.‏

را ه دیرر و میافتند هم جان به ایت قانون

ای فعال ملی مذهری در پایان نامه خود بر ایاس اصل ایایی ج هورا ای می که تصریح کردد ‏"هرگاد رهرر از انجام

قانونی خود ناتوان شود یا فاقد یکی از شرایط مذکور در

وظای اصولِ‏ پنجم و یکصدونهم گردد،‏ یا معلوم شود از آزاز فاقد بعضی از

شرایط بودد ایت،‏ از م ام خود برکنار خواهد شد"،‏ خامنهاا را فاقد

شرایط رهررا دانسته و از وا خوایته تا از م ام خود ایتعفا دهد

مح د ملکی مینویسد:‏ ‏»اثرات شد ‏"نرام والیی"‏ قادر به اداردا امور

کرور نیست و مردم فهیم ایران هستند که باید چرونری اداردا امور

کرور را در یک ه ه پریی ‏)رفراندوم(‏ آزاد و ه رانی زیرنرر

ال للی تعیی کنند و یرنوشت خود را بهدیت گیرند تا

یازمانهاا بی از آنچه در لیری و یوریه و...‏ در کرتار مردم و تخریب شهرها اتفاق

آقاا خامنهاا!‏ شک نکنید،‏ فردا نوبت

افتاد جلوگیرا گردد.‏ جنا به ش ایت.‏

م پیام نوشته،‏ آخری ای ش ایت و به تعطیل شدن

مح د ملکی،‏ فعال ملی مذهری،‏ پس از ابترا دیتریر و مدت پنج یال را در زندان

دانررادها در یال و در جریان بازداشت دیتهج عی ملی

یپرا کرد.‏ در یال مذهریها،‏ یک بار دیرر مح د ملکی دیتریر شد و شش ماد زندانی

روز در بازداشت بهیر

نیز به مدت بود.‏ وا در یال یال دارد و به بی اراهاا یرطان پرویتات،‏

برد.مح د ملکی آریت ی قلری و فرار خون مرت یت

.

»

۵۵۵

۵۵۳

.

۵۰۷۳

۵۰۶۵

۵۰۸۸

۶۵

»

"


مردم ایران و مردم جهان که نگران جاان و حایا ایات انساان

هستید!‏

یتار بهرتی زندانی ییایی ب یدتی را در تاریشخ آبشان

به بند زندان اوی آوردند.‏ از لحره هشاا ورود

هر کس او را دید دانست که وا از یک جشهشنشم روا زمشیش

بیرون آمدد ایت.‏ چهرد ا زرد و تکیدد و زولشیشدد کشه فشریشاد

فروخفته ا درد و آزار را در جشلشوا چرش شان هش شه ا هشم

بندیان به ن ایش می گذاشت.‏ بدنی فشرتشوت و نشاتشوان از راد

رفت بادا،‏ حتی نرست و خوابیشدن و کش مشی کشه اصشوات

رنج را هجا می کرد.‏ از آزاز دانستیم که او زیر یخت تریش

آزارها و شکنجه ها بودد و از بازداشتراد هاا پلشیشس امشنشیشت

به اینجا آوردد شدد ایت.‏ جاا جاا کرود شدد ا بدن و جشاا

دیتنرد و زل بر دیت و پایش مهشرهشایشی بشودنشد بشراا تشایشیشد

رفتار ینردالنه با او.‏ او فرزند اب اق شهر تهران و مشتشعشلش،‏

به خانوادد اا بسیار محروم بشود و جشرمشش هشم ایشتشفشادد از

کامپیوتر شخصی و بیان آراا خود و دردهاا دیرران ابش م

شدد ایت.‏ بهرتی چندی بار در اینجا اب م کرد که به بنوان

فردا مست ل ه وارد مداف ح وق محرومان و آزادیشخشواهشان

به بند افتادد از طری،‏ افراا ح ای،‏ بشه ویشژد مشجشازات هشاا

ابدام و حرس و شکنجه بودد ایت.‏

خالی از هر چیز رفتار کردد اند و افزود که ایشنشرشار او را در

زیر شکنجه و آزار خواهند کرت.‏ نسخه اا از ترلم خواهی و

برخی از حرف هاا او موجود ایشت.‏ حشرف او دریشت بشود.‏

پس از یک هفته در تاریخ ۵۷ آبان ۵۰۵۵ خرر جان باختش او

اب م شد و ما می دانیم که لحره به لحره ا مرایم تحشویشل و

تدفی جنازد زیر شد ید تری مراقرت هشاا پشلشیشسشی و امشنشیشتشی

خواهد بود.‏

ما وظیفه انسانی و تاریخی خود می دانیم که در ای حصشار و

بند فرصت را براا بازنررا ح ی ت از دیت نشدهشیشم،‏ بشا هشر

هزینه اا که م ک ایت برای ان داشته باشد.‏ خشامشوک مشانشدن

ما ف ط صحه گذاشت بر رفشتشارهشاا ضشد برشرا بشلشیشه مشردم

آزادیخواد و به حرف آمدد نیست،‏ بشلشکشه امضشا کشردن گشواهشی

رفتارهاا ضد انسانی باز هم بیرتر بر مشا و فشرامشوک کشردن

انسان بودن خودمان ایت.‏

امضاء:‏ فریبرز رئیس دانا،‏ عبدالفتاح سلطانی،‏ ساعایاد ماتایان

پور،‏ فریدون صیدی راد،‏ ساعایاد جااللای فار،‏ ساروش اابات،‏

یاشار دارالشفاء،‏ وحید علی قلی پور،‏ داور حسینای،‏ وجادان،‏

رضا شهابی،‏ بهنام ابراهیم زاده،‏ رضا انصااری راد،‏ اسادالاه

اسدی،‏ غالمرضا خسروی،‏ علی معززی،‏ کامران ایازی،‏ امیاد

خوارزمیان.‏

اخبار روز:‏ ۱٣

نوامبر ۰۲۱۰

متایفانه توق او در ای تنفس گاد موقت و رنج زا ک تر از ۰۳

یابت پایید.‏ او را به جاا نامعلومی بازگرداندند که بعداً‏ معلوم

شد یکی از شعره هاا پلیس امنیت بودد ایت.‏ او درمدت توق و

به خصوص هنرام بازگرداندد شدن بارها در حضور بسیارا از

هم بندیان اب م کرد که با او به قصد انهدام یا تردیلش به چیزا -

۵۳

۰۱۳

۵۰۵۵

ستار را دیدیم ...

از جهنم روی زمین آمده بود !


10 ماهنامۀ روشنگر . شماره شصت وپنج دسامبر 2012

انتفاضه زنان بر در فیسبوز براا پشایشاندادن بشه حشجشا

اجرارا:‏ پنج زن لرنانی در فیسبوز ک شپشیشنشی را بشراا پشایشان

دادن به یرکو زنان به راد انداختهاند.‏ تنها یک ماد پس از به

راد افتادن ای ک پی هزار نفر به آن پیویتهاند و با اریال

تصاویر خود به ح ایت از ایش حشرکشت بشرخشایشتشهانشد.‏ بش شر،‏

جوانی با ریش انرود م وایی را رو به دوربی در دیت گشرفشتشه

که روا آن نوشته شدد:‏ ‏»م از انتفاضه زنان ح ایت میکشنشم،‏

زیرا یک زن قشوا تشهشدیشدا بشراا مشردانشرشی مش بشه شش شار

ن یرود.«‏ ب ر مصرا ایت و ای تصویر بر صشفشحشهاا در

فیسبوز به نام ‏"خیزک زنشان در دنشیشاا بشر نش شش بسشتشه

ایت.‏ زنان و مردانی که در ای صشفشحشه حش شایشت خشود را از

‏"انتفاضه زنان"‏ اب م میکنند ت ریرا ت امی کرورهشاا بشربشی

را در برمیگیرند.‏

حلیم،‏ جوانی ۰۲ یاله و دانرشجشوا رششتشه حش شوق در قشاهشرد

ایت.‏ او میگوید:‏ ‏»م بکسی را دیدم که زنی در آن به نرانه

ابترا رویرااک را از یشر بشرداششتشه بشود بشراا ایشنشکشه

میخوایت باالخرد آفتا و باد به موهایش بخورد.‏ در بشکشس

دیررا زنی که از روا اختیار حجا به یر داشت،‏ ششکشایشت

کردد بود که افراد به اصطش ح تشحشصشیشلشکشردد هش شیشرشه او را

یرزنش میکنند زیرا به گفته آنان یک زن باحجا ذکشاوت و

هوک ک ترا نسرت به زنی بیحجشا دارد.‏ ایش دقشیش شا هش شان

چشیشزا ایشت کشه مش بشه دنشرشالشش هسشتشم:‏ حش،‏ زنشان بشراا

تص یمگیرا.«‏

پایهگزاران ای ک پی ایش دو بشکشس را در کشنشار هشم قشرار

دادداند و در زیر هر کدام از آنها نوشتهاند:‏ ‏"یک زن آزاد".‏

موفقیتی چشمگیر

یک ماد پیش پنج زن لرنانی در صفحهاا در فیسبوز دیرشران

را دبوت کردند تا بکسهایران را ه راد بشا یشک نشوششتشه در

ای صفحه قرار بدهند.‏ پایخ کاربران به ای دبوت و ایت شرشال

آنان از ای حرکت بابث زافلریرا پشایشهگشزاران ایش صشفشحشه

شد.‏ فرح برقاوا یکی از پنج زن لرنانی میگوید:‏ ‏»]ای

انتفاضه زنان عرب

پایاندادن به حجاب اجباری

خطا قرار میدهند:‏ م نوبیت رانندگی براا زنشان،‏ ایش

نکته که زنان به یک قیم مرد نیاز دارند یا اجرشار زنشان بشه

زدن ن ا بر صورتهایران.«‏

‏"زنان به پا خیزند"‏

دیتاندرکاران ای صفحه تخ ی میزننشد کشه تشا

درصد از ح ایتکنندگان از ای اقدام مشردان هسشتشنشد.‏ آنشهشا

ه راد کردن مردان را یکی از نکات مه ی میدانند که از

ابتدا مد نرر داشتهاند،‏ زیرا هدف از راداندازا ای صفحه

را نشه تشنشهشا ‏"آزاد کشردن زن بشلشکشه آزادیشازا جشامشعشه"‏

میدانند.‏ آنها خود را مرارزان بلیه یلطشهاا مشیدانشنشد کشه

زنان و مردان را یرکو میکند.‏

بردالکریم،‏ جوانی یاله از بربستشان در ایش صشفشحشه

نوشته ایت که او قانونا قشیشم مشادر بشیشودششدداک بشه شش شار

میرود و خطا به مادرک میگوید:‏ ‏»برخیز مادر!‏ بشراا

اینکه تو خود یک زن قوا هستی!«‏

یک پسر مصرا نیز مینویسد:‏ « اگر میان ابرا مشردان

واقعی وجود داشتند،‏ ما به ای بدبختی ن یافتادیم.«‏

با اینه ه ای ک پی فیسبوکشی مشخشالشفشت فشراوانشی را نشیشز

برانریخته ایت.‏ یکی از کاربشران در کشامشنشتشی در پشایشیش

تصویر یکی از دخترانی که به یرکو و حجا اجشرشارا

ابترا کردد مینویسد:‏ ‏»اگر ای خواهر مش بشود،‏ چشنشد

گلوله به یویش شلیک میکردم.«‏

حامیان ای ک پی میدانند که راد آیانی در پشیشش نشدارنشد.‏

حلیم،‏ دانرجوا ح وق از قاهرد بشا اششارد بشه ابشتشراضشات

کارگران و مسیحیان مشیگشویشد:‏ ‏»مش خشوششحشالشم کشه آنشان

براا اح اق ح،شان مشیجشنشرشنشد.‏ زنشان نشیشز دریشت بشایشد

ه ی گونه به پا خیزند،‏ هیچکس ح،‏ آنان را داوطلرانه کش

دیتهایران نخواهد گذاشت.«‏

دویچه له

۲۳

۰۱

۵۷

۱۱ -

ایت رال[‏ واقعا تکاندهندد ایت!‏ تغییر رویکرد امکانپذیر ایت!‏

دائ ا بکسهاا جدید براا ما اریال میشود.‏ حتی آنهایی هم که

بدبی بودند و ابت اد داشتند که ای حرکت جوا ن یدهد،‏ مثل ما

زافلریر شدداند.‏

در ای میان نزدیک به هشزاربشکشس درایش صشفشحشه آپشلشود ششددانشد

وحدود هزار نفر نیز آن را ‏"پسشنشدیشددانشد".‏ کشاربشران در پشایشیش

بسیارا از ای بکسها نرراترشان را نشوششتشهانشد و بشرخشی از ایش

تصاویر نزدیک چند صد بار به اشتراز گذاشتهشدداند.‏

به گفته فرح برقاوا تصاویر اریالی از ی و بشربسشتشان یشعشودا

بیش از تصاویر دیرر موجب زافلریرا آنان شدد ایت.‏ او میگویشد:‏

‏»ای بکسها حاوا پیامهاا قوا هستند که مست ی ا مرک ت را

نوامبر

-

»

۷۳


"

۷۳

هنوز هم

باید بیعدالتی اجتماعی را محکوم کرد .

و به مبارزه اش رفت .

جهان به خودی خود

جای بهتری نخواهد شد

Eric J.E. Hobsbawm

۰٣

بعد از اینکه م امات ج هورا ای می پدرام نصراللهی،‏ یکی دیرر از فعالشیش

کارگرا شهر ینند را به زندان منت ل کردند،‏ او پیامی به همطر ه ایهاا خود

فریتادد ایت.‏ در بخری از ای پیام آمدد ایت:‏ ‏"حجم ف ر و تنردیتشی،‏ فرشار،‏

ناامنی،‏ یاس و ناامیدا پیویته در حال افزایش ایت.‏ فرار ینری و ویشرانشرشر

اقتصادا،‏ شیرینی زندگی را به کام بخش بری ی از اقرار جامعه تشلشخ نش شودد

و تنردیتی ه چون کابویی شوم،‏ دمادم ربره بر پیکر نی ه جان تهی دیشتشان

انداخته ایت.‏ حرمت و کرامت انسانی مورد لردمال یرمایه و یرمایه دارا

قرار گرفته،‏ و دیتان پینه بستۀ ش ا،‏ دیرر نه به دهانتان،‏ که به زانوا شکسته

تان رییدد ایت."‏ تعدادا از زندانیان ییایی هم،‏ که ایامی فعشالشیش کشارگشرا

ریول بدازی،‏ افری ایانلو و شاهر زمانی در میانران دیدد میشرشود نشیشز بشه

منایرت کرت کارگر دیررا به نام یتار بهرتی در زیر شکشنشجشه،‏ بشیشانشیشه اا

صادر کردد اند،‏ نوشته اند:‏ ‏"ای جنایتها ماهیت واقعی رزیم را برم مشیشکشنشد.‏

ای رزیم طی یال گذشته ب درا شکنجه و ابدام کردد ایت که ای چشنشیش

اقداماتی برایش بصورت بادت در آمدد ایت.‏ دربارد شکنجه و قتل مرارزانشی

که هیچرونه وابستری به یکی از جناحهاا درگیر در حاک یت ندارند ه ری با

بیررمی یکوت کردد و ه ه ت ک خویش را بشراا یشرپشوک نشهشادن بشر ایش

گونه جنایات بکار میررند.‏ اما آنجایی که زنشدانشی یشیشایشی تشعشلش،‏ بشه یشکشی از

بوامل حاک یت داشته باشد،‏ دیت به جنجال مطروباتی و یا پارل انی میشزنشنشد.‏

ای بدان خاطر ایت که جناحهاا حاکم در شکنجه و کرتار مشخشالشفشان وحشدت

نرر دارند."‏ پیامهاا ای چنینی رضا ششهشابشی،‏ بشهشنشام ابشراهشیشم زادد،‏ مشحش شد

جراحی،‏ شیث امانی و زیرد را هشم ششنشیشدد ایشم کشه چشرشونشه زیشر ششدیشدتشریش

بازجوئی ها و اذیت و آزارها دم ن ی بندند و صداا فریشاد کشارگشران و مشردم

زح تکش و آزادد می شوند که ای ج هورا ای می آدمکش باید برود.‏ بیانشیشه

زندانیان ییایی رجائی شهر چه زیرا می گوید:‏ ‏"ن اند یتش شکشار بشه روزگشار،‏

ب اند بر او لعنت پایدار".‏

زندگی بر مردم ایران تلخ شدد ایت.‏ ای تلخی حاصل مست یم حاکش شیشت رزیشم

یرکوبرر ای می ایت.‏ حاصل مست یم ییایتهاا قرون ویشطشائشی ایش رزیشم

ایت.‏ کارگران و فعالی کارگرا ن یتوانند بخاطر ترس از زنشدان دهشان فشرو

برندند و ابترا نکنند.‏

ی پرندد براا زندد ماندن باید ابترا کند و متریکها را کنشارا بشنشهشد.‏ اگشر

می شد با کرت و کرتار و زندان و شکنجه جامعه اا را تریاند و به یشکشوت

کراند،‏ یالهاا دهه شصت می بایست براا ه یره حکومت و یلطشه ایش مشی

ای رزیم را تحکیم می بخرید؛ اما می دانیم که چنی نردد ایت.‏

پرنده ای

که از مترسک بترسد...‏

ناصر اصغرى

افرارا که ای رزیم بر جشامشعشه وارد کشردد،‏ خشود

بخود از هر گوشه و کنارا بصشورت ابشتشرا و

نارضایتی بیرون می زند.‏ ج هورا ای مشی بشدانشد

که بر روا کوهی از آترفران نابود کنندد خشوابشیشدد

ایت.‏ روز ما هم خواهد ریید.‏

۵١ نوامرر ۰۳۵۰


1 11 Rowshangar Publication Vol. 4, Issue No. 65 DEC 2012

ناسیونالیسم زخم خورده

و ضد کمونیسم پاخورده

آذر ماجدی

ادامه در صفحه

23

...


اخیرا آقاا ای شابشیشل نشورا بش ، مسشئشول یشایشت

‏"یکوالریسم نو"،‏ در نوشته اا با بنشوان ‏"کشورک

و بصرانیت ک ونیستی"‏ خرم ضد ک ونیشسشتشی ششان

را با حرارت بسیار بر قلشم روان کشردد انشد.‏ بشهشانشه

ای لرریز شدن خرم م اله اا ایت که م یال پیش

در رابطه با گرامیداشت ‏"روز کورک"‏ نوشته ام و

امسال تعدادا از دویتان ای م الشه را در حشول و

حوک ه ان روز در ایران تشوزیش کشردد انشد.‏ یشک

کپی از ای نوشته هم براا آقاا نورا بش اریشال

شدد ایت.‏ م اله م نش شدا ایشت بشه نشایشیشونشالشیشسشم

بر ت طلب ایرانی.‏ ای نش شد را آقشاا نشورا بش

ه چون توهینی بخود گرفته اند.‏ چرا؟

م ناییونالیسم را نش شد کشردد ام،‏ ایرشان بشه تش فشی

ادبیات ضدک ونیستی نخ ن ا ششدد اا را کشه دیشرشر

بصر آن هم یر آمدد ایشت بشر روا کشازشذ روان

کردد اند.‏ از نرر ایران ‏"جرم"‏ م ایشنشسشت کشه بشه

کورک افشتشخشار نش شی کشنشم.‏ افشتشخشارات مشلشی بشرایشم

جایراهی ندارد.‏ محل تولدم در م افشتشخشار و حشس

وط پریتی ایجاد ن یکند.‏ به ای بلت که براا م

لحرات برجسته و مرارزات آزادیخواهانشه و انسشان

دویتانه تاریخ بررا،‏ صشرفشنشرشر از مشحشل ششکشل

گیرا و پیرروا مرارزد،‏ مایه افتخشار ایشت.‏ بشراا

م مرارزات کارگران صنعت نفت در انش ش

به ه ان میزان موجب افتشخشار ایشت کشه مشرشارزات

طر ه کارگشر جشهشانشی بشراا آزادا و بشلشیشه نشرشام

یرمایه،‏ ان اکترر،‏ جنرش آزادا زن،‏ مرشارزات

مردم زح تکش در طشول تشاریشخ بشراا بشرابشرا و

بدالت.‏ آقاا نورا ب از احسشاس تشعشلش،‏ مش بشه

اردوا آزادیخواد،‏ برابرا طلشب و یشویشیشالشیشسشتشی

جهانی،‏ برافروخته شدد اند و میپریند که پشس چشرا

‏"وقت ام را صرف"‏ ایران می کنم.‏ توجه کنید:‏

‏"م ن یدانم چرا دویتانی ه چون خانم ماجدا،‏ کشه

در گذشتۀ ایران هیچ بارقه اا از نشور ریشتشرشارا

ن ی بیننشد،‏ و افشتشخشار بشه دیشت آوردهشاا انسشانشی

گذشتران را نادریت میداننشد،‏ وهش شۀ جشنشرشش هشاا

جوانان ما را خالی از هویت و تاریخ می بینند،‏ و با

ای نفرت از گذشته یخ میرویند،‏ این شدر وقشتشرشان

را صرف یک ملت از زیر بوته درآمدک بشی هشویشت

وبی پدر ومادرمیشکشنشنشد.‏ اصش ً، بشاایش بش شایشد ضشد

ناییونالیستی و ضد میه دویشتشی،‏ چشرا نش شیشرونشد

حز شان را در خدمت یشک مشلشت ‏»آدم حسشابشی«‏

برذارند و وقت بزیزشان را صرف یک بدد مردم

خون آشام در یرایر تاریخ میکنند؟ بنررمیرید که

در نوک ب یدک ایران براا م والتی ه چون پایرشنشدا

به خاز و وط و میه و ‏»م آنم که ابوبلی ییشنشا

دانر ند بود«‏ جائی وجود نشدارد.‏ خشو ، آیشا بشهشتشر

نیست خیال ه ه را راحت کنند و اص ً بشا دانشش و

ترحرا که در زبان انرلیشسشی دارنشد مش شاالترشان را

براا آنانی بنویسنشد کشه قشدر یشخش ایرشان را مشی

دانند؟"‏

ب ود برخر ی که درای کل ات هشویشدا ایشت،‏ ایش نشوششتشه انسشان را یشاد

م طعی ازتاریخ معاصر ایران می اندازد.‏ ‏)بلیربم اینکه آقشاا نشورا بش

معت دند م به تاریخ بی توجهم!(‏ چند یال پیش از ان ، و شنیدن صشداا

ان مردم تویط مح د رضا شاد،‏ وا به ت ام کسانی که حاضر نرودند بشه

حز ریتاخیز بپیوندند،‏ گفت که از ایران بروند.‏ با لحنی تلطی ششدد تشر،‏

ما اینجا یک ن ونه از تکرار تاریخ ایران را شاهدیم.‏ از نشرشر ایرشان چشون

م حس ناییونالیستی و وط پریتی ندارم،‏ چون انسشان و انسشانشیشت و نشه

ملت و ناییونالیسم ن طه بشزیش شت و حشرکشت ام در زنشدگشی ایشت،‏ ‏"چشون

میرویم م آنم که مارکس یک فیلسوف و ان بی آزادیشخشواد بشود"‏ بشا تشنشدا

توصیه می کنند که به ایران کارا نداشته باشم.‏

دقی ا ای نحود برخورد بعنوان یکی از بروزات زشت واحساس ت لک پشو

ناییونالیستی ایتکه م ک ونیست را ازناییونالیسم بیزارمیکند.‏ ایران چون

ناییونالیست هستند،‏ بخود ح،‏ میدهند واحساس ح،‏ بجانری مشیشکشنشنشد.‏ آنش شدر

احساس صاحب ملکی میکنند که به منی که تازد متولد ایران هم هستم و بشه

فاریی نیز یخ میرویم،‏ توصیه کنند که بجاا دیررا بروم.‏ واا اگر یک

انسان متولد افغانستان بخود اجازد دهد و ن دا به ناییونالیسم بر ت طشلشب

ایران کند!‏ با او چه خواهند کرد؟ آیا آنراد براا یشیشایشتشی کشه افشعشانسشتشانشی

االصل ها را بار کامیون میشکشنشد وبشزورازایشران بشیشرون مشیشانشدازد هشلشهشلشه

ن یکرند؟ آیا باه ی ایتدالل ناییونالیسم آمریکایی هشم حش،‏ نشداردکشه مشنش شد

ییایتهاا دولت متروک اک،‏ مشنش شد تشاریشخ مش شلشو از یشرکشو و کرشتشار و

ترعی ‏"وط اک"‏ را از آمریکا بیرون بیاندازد؟ بنرشر مش چشرا!‏ در ایش

صورت ف ط باید گفت:‏ ‏"آنچه بو دارد،‏ گله ندارد."‏

ایران نیز متایفانه مانند بسیارا از ناییونالیست ها بشراا ایشنشکشه بشتشوانشنشد،‏

خوانندد مطلب خود را خو تهییج و مت ابد کنند،‏ به م دار زیادا تشحشریش

متویل شدد اند.‏ م در م اله ام نوشته ام که ‏"تاریخ ایران م لو از یشرکشو

هاا دهرتناز پادشاهی ایت."‏ ای ج له به ایران گران آمدد ایت و م را

به بی اط بی از تاریخ متهم کردد اند.‏ و بع ود ای ج له را به اینشصشورت

تعریر کردد اند که م مردم ایران را ‏"آدم حسابی"‏ ن یدانم،‏ و ای برارت را

در گیومه هم گذاشته اند تا تعل،‏ آن را به م دو پرشتشه مشحشکشم کشنشنشد.‏ آقشاا

نورا ب ا بزیز!‏ ش ا که ادیب هستید و معانی ای بش ئشم را خشو مشی

دانید.‏ آیا ای جعل و افترا نیست؟ م را متهم میکنند که مردم ایران را ‏"بشی

پدر مادر و خون آشام"‏ می نامم.‏ خو ایت که ای م اله موجشود ایشت.‏ در

ای م اله یک ک م توهی و بی احترامی به مردم ایران روا نردد ایت.‏ ف ط

به یک ح ی ت ثرت شدد در مورد تاریخ پادشاهی و یرکو و یتشم ششاهشانشه

ایران اشارد شدد ایت.‏ ایران براا اینکه بتوانند به ادبیات ضد کش شونشیشسشتشی

شان گوشت و پویتی بدهند به تحری و برخرید که بشایشد بشرشویشم بشه دروغ

متویل شدد اند.‏ ای کارا بسیار ناپسند ایت و م اط ینان دارم کشه ایرشان

خود از زشتی ای ب ل آگاهند.‏

خوشرختانه ای تحریشفشات و ایش ادبشیشات ضشدکش شونشیشسشتشی درمشورد مش و

ک ونیسم کارگرا درجامعه ایران کاریاز نیست.‏ مردم ک ونشیشسشم کشارگشرا

را می شنایند.‏ از یواب،‏ مرارزات وفعالیشت هشاا ششرشانشه روزا مشا بشراا

آزادا و برابرا،‏ براا یاخت یک دنیاا بهتر که نه تنها ف ر ونابرابشرا و

ترعی را ریره ک میکند،‏ بلکه حرمت و احترام واقعشی و انسشانشی را بشه

تک تک انسانها باز میررداند،‏ مطل هستنشد.‏ مشیشدانشنشد کشه تشا چشه حشد رفشاد

وآیایش و حرمت واحترام تک تک انسانهایی که نه ف ط درایران،‏ بلکشه در

کل کرد ار زندگی میکنند براا ما ارزش ند ایشت.‏ کش شونشیشسشم کشارگشرا

یک پدیدد معرفه و شناخته شدد در جامعه ایران ایت.‏ بسیارا از شخصیشت

هاا ای جنرش نیز براا مردم چهرد هایی آشنا هستند.‏ ای تشحشریشفشات نش شی

تواند تصویر ما را خدشه دار کند.‏ بلکه تاثیر وارونه دارد،‏ نشویسشنشدد آن را

در م ابل مردم شرمندد و خجلت زدد می کند.‏

جالب ایت که ایران دریت در شرایطی که دنیا ادبیات ضد ک ونیستشی اک

را بایرانی کردد ایت و هر روز حتی دررایت تری نرریات ازرجعت بشه

مارکس یخ میروید،‏ به تکرار ای ادبیات نخ ن ا وپاخشوردد مشتشویشل ششدد

اند.‏ آیا باز باید به ادبیات ایرانی افتخارکنم؟ یا با ایتناد بشه خشود ایرشان ایش

ب ب ماندن از تاریخ و زمانه را بشه حسشا ‏"خشرد ایشرانشی"‏ بشرشذارم؟ مش

درم اله ام پرییدد ام که آخر ‏"خرد ایرانی"‏ دیرر چه پدیدد اا ایشت؟ مشرشر

خرد هم ملیت دارد؟ ایران برافروخته شدد اند و دردفشاک از"خشرد ایشرانشی"‏

در یک چاد راییستی خودکندد فرو افتادد اند:‏

‏"ایران زافلند از اینکه اگر خرد چشیشزا در حشدود ‏»روک

راد بردن ب ل«‏ باشد،‏ آنراد هر فرهنگ و هر ملشتشی در طشول

تاریخ خود روشی را با آزمون و خطا پرداختشه و بشکشار بشردد

ایت.‏ و ای ت صیر م نیست اگر،‏ مث ً، خشداا ابشرا بشادیشه

در 1111 یال پیش خداا معجزک مویوا و ش،‏ ال ش شر نشرشوا

بودد ایت و خداا فردویی ما که از قول تاریشخشی دو هشزار

یاله می نوشته ‏»خداوند جان و خرد«‏ نشام داششتشه ایشت.‏ مشی

گوئید ما نراید به ای بنازیم و باید ه یره بیاد داشتشه بشاششیشم کشه

ملتی خرافات زدد و تا گلو در مذاهب بشی خشردانشه فشرو رفشتشه

هستیم؟"‏

ای بی ناییونالیسم ایت.‏ راییستی ایت؟ بله.‏ برترا طلرشانشه

ایت؟ مسل ا.‏ فخر فروشی توهی آمیز به مردم بر ، یکی از

ینت هاا دیرینه و تاریخی ناییونالیسم ایرانی ایت.‏ در اینشجشا

اد ربایت شدد ایت و به مردم بر ف ط با صفت ‏"ابشرا

بادیه"‏ اشارد شدد ایت و صفات زشت و موهنی که در محافل

خصوصی نثار مردم بر میرود مورد ایتفادد قرار نرشرفشتشه

ایت.‏ ای روک برافروخته،‏ م را به یاد معلم تاریخ یال هاا

آخر دبیریتان انداخت،‏ که چرونشه بشا دهشان کش کشردد مشردم

بر را تح یر میکرد و با رگ هاا ورم کشردد در گشردن از

افتخار ناییونالیسم ایرانی یخ میرفت.‏

ناییونالیسم از هر نوک آن پدیدد اا زشت و ضد انسانی ایشت.‏

در افراطی تریش ششکشل هشیشتشلشر و کشورد هشاا آدم یشوزا و

پاکسازا قومی از نوک بالکان آخر قشرن بشیشسشت را بشرشار مشی

آورد،‏ در اشکال تلطی شدد تر و یا در زمشانشی کشه بشر مسشنشد

قدرت و تهاجم و تجاوز ننرسته ایت،‏ راییسم و برترا طلرشی

ملی نژادا را تحویل جامعه بررا میدهد.‏

در دنیاا امروز،‏ حداقل در دنیاا زر ، که یالها مرارزد ضد

نژاد پریتی را تجربه کردد ایت،‏ اگر ش ا بعنوان یشک مشور

و ادیب ایرانی در یک ک س دانرراهی با ای ج ش ت دربشارد

تاریخ ایران و هویت ایرانی تدریس کنید،‏ مشطش شئش بشاششیشد کشه

دانرجویان بسیارا از کش س تشان بشعشنشوان ابشتشرا بشیشرون

خواهند رفت و با شکایت به رئیس دانرراد خواهان جایرزینشی

تان خواهند شد.‏ اما ای کل ات به فاریی و براا یک مخشاطشب

معی نوشته میرود.‏ پس باکی نیست.‏ ه انرونه که در رویشاهشا

و توه ات میتوان تاخت و تاز کرد،‏ با ای زبشان و بشراا ایش

مخاطری هم میتوان به افتخارات و ‏"خرد"‏ ایرانی بالید.‏

نوشته آقشاا نشورا بش در تش ک بشراا بشاد کشردن احسشاس

افتخار ملی و ناییونالیستی ایرانی از تحری پا را فشراتشر مشی

گذارد و به افسانه نشرشارا مشی ریشد.‏ اگشر بشخشش هشاا دیشرشر

نوشته شان یاد معلم تاریخ دوران دبیریتان را در ذهشنشم زنشدد

کرد،‏ ن ل قول زیر قصه هاا ششیشریش مشادر بشزرگ را بشیشادم

آورد،‏ الرته با ه ان نررک ینتی و مردیاالرانشه مشادر بشزرگ

پیر.‏ و جالب اینجایت که حتی در کودکی از مردیاالرا مادر

بزرگ دویت داشتنی خر ری می شدم.‏ اما در مشورد دویشت

گرامی آقاا نشورا بش کشه تصشور مشی کشردم مشدرن انشد و

امروزا رایتش ن یدانم چه برویم:‏

‏"م برایتی ن ی دانم ملت ایران با خانم ماجدا چه بدا کردد

ادامه در ص

52

75


12 ماهنامۀ روشنگر . شماره شصت وپنج دسامبر 2012

خرافه مذهب و مواد مخدر»دو افیون«‏

در خدمت سرمایه!‏

عطا خلقی

برگردیم به اظهارات آقاا ایتاندار در ‏»ه ایش منط ه اا

م ابله با ورود و برضه مواد مخدر«‏ ایران در ای ه ایش

بارها و بارها به ن ش مسجد و روحانیون و معنویت به

بنوان بوامل بازدارندد روا آورا جوانان به ابتیاد اشارد

کردد و خوایتار ت ویت آنها شدد ایت

ایران گو اینکه بنا به ماهیت طر اتی و تفکر ارتجابی اک که

ص حش در ای ایت که در ه ایش مرارزد بلیه مواد

مخدر،‏ افیون دیررا،‏ ‏»افیون دی را تجویز کند؛ اما

هرقدر هم که اح ، باشد،‏ ای را می داند که آییب هاا

اجت ابی از ج له ابتیاد بارضه ییستم و نرامی ایت که

ن ی تواند از خیر گردک کاالیی که باالتری یود دهی را

دارد،‏ چرم بپوشد

اگر ایران راد چارد ‏»م ابله با ورود و برضه مواد مخدر«‏

را در ای می بیند که مساجد را با حذف بودجه برنامه هاا

دیرر ت ویت کنند،‏ در واق می خواهد به ک ک ‏»افیون دی

حوزد باورهاا خرافی را در میان مردم بیرتر برستراند و

مردمان هر چه بیرترا را با ای افیون تخدیر کند

ای یک واقعیت اثرات شدد ایت که یرمایه و ای م به هر

دوا ای افیون ها:‏ ‏»هم مواد مخدر و هم افیون دی

نیاز دارند

در واق یرمایه و ای م و بویژد حکومت هاا دیکتاتورا

بورزوا ای می،‏ ب ود بر گردک یرمایه و کسب یود از

طری،‏ یوداگرا ای کاالا کرندد،‏ به خ ودگی و یکوت و

خاموشی و دل ردگی و درالز خود فرو رفت و بی بکس

الع لی و بی تفاوتی جوانانی که گرفتار ای مادد مهلک می

شوند،‏ نیاز دارند

جوان اگر یر حال باشد،‏ اگر شور و نراط داشته باشد،‏ اگر

با بلم و دانش یر و کار داشته باشد،‏ اگر از مصائری چون

ابتیاد مصون باشد،‏ اگر انرزا اک کانالیزد شدد باشد و به

خودک و آیندد اک و جامعه اک فکر کند،‏ زیر پاا ه ه ای

جنایتكاران ل،‏ می شود

بنابرای ‏»افیون دی در کنار ‏»افیون مواد مخدر«،‏ هر دو

در خدمت یرمایه اند و هر دو بردت جان گدازند که الرته

‏»افیون دی جان گداز تر ایت

دولت ردان ج هورا ای می و مروجی دینی ای رزیم،‏

کارکرد ای افیون دومی ‏»افیون دی را خو می شنایند.‏

به ی دلیل هم هست که می خواهند مراکز اشابه اک را

تویعه دهند و براا گسترک و ت ویت اک ب ود بر بودجه

ک ن و ویژد اا که به آن اختصاص دادد شدد ایت،‏ از

هزینه هاا طرح هاا دیرر هم بزنند و صرف ت ویت مساجد

کنند

یران و یر دمداران ج هورا ای می می دانند که به هر

اندازد که جامعه را با ای افیون تخدیر کنند،‏ راحت تر می

توانند حرمت انسان و ح وق انسان و خود انسان را لرد مال

کنند .

»

.

«، شدیداً‏

.

»

»

.

.

»

.

.

»

.

!

و مصرف مواد افیونی،‏ مسئوالن امر را فرا می خشوانشد تشا زمشیشنشه روا

آورا جوانان را به مساجد فراهم کنند و تأمی نشیشازهشا و رفش مرشکش ت

مساجد را به بنوان پایراد اصلی مشرشارزد بشا مشعشضش ت اجشتش شابشی،‏ در

دیشتشور کشار قشرار دهشنشد!‏

آقاا ایتاندار ای دیتورات مؤکد براا ‏»تأمی نیازهشا و رفش مرشکش ت

مساجد«‏ را،‏ در شرایطی صادر می فرماید که به ادباا خشود ایرشان هشم

اکنون و در حال حاضر بیش از دو هزار و هرشتشصشد مسشجشد در ایشتشان

کردیتان دایراند.‏ الرته ایران ای ه ه مرکز اشابه خرافه را براا ایتشان

کردیتان کافی ن ی داند و از مسئوالن امر تحت اتوریته خود می خشواهشد

که براا کاهش آییب هاا احت ابی از ج له مواد مخدر،‏ از هشزیشنشه

هاا دیرر شان بزنند و صرف ت ویت مساجد کنند!‏

اینهم بی فرمایش بی کم و کایت ای شیاد مرتج ت ویت مساجد و

اختصاص م دارا از هزینه هاا دیتراد هاا دیرر به مساجد یکی از

راهکارهاا کاهش آییب هاا اجت ابی از ج له مصرف مواد مخدر

ایت.‏

اینکه ای پایدار شیاد،‏ آییب هاا اجت ابی و از ج له ابتیاد را ناشی از

کاهش معنویت یا به برارتی دیرر ‏»بی باورا به خرافه مذهب«‏

بداند و بکوشد با چاشنی چند آیه الهی آن را توجیه و اثرات ن اید،‏ تنها

رذالت و شیادا و در بی حال ب هت خود را به ن ایش می گذارد و اال

بادا تری مردم و بی خررتری آدم ها و تک تک ه ان هایی که در

!

''

« :

''

''

''

!

''

»

''

آتش ای ب ا خان ان یوز ذو می شوند،‏ می دانند که اگر بیکار

نرودند،‏ اگر یرخوردد زندگی نرودند،‏ اگر ناکامی هاا پی در پی را

تجربه ن ی کردند،‏ اگر امکان شاد بودن و شاد زیست را داشتند،‏ اگر

ه ه امیال انسانی شان ب وق جوا می گرفت،‏ و اگر ای مادد لعنتی از

کانال خود رزیم توزی ن ی شد؛ امروز به ای روز ن ی افتادند و ذلت

''

''

!

ن ی کریدند

جنا ایتاندار کردیتان در طول ارزیابی هاا جاه نه و شیادانه اک،‏

ب خرد به آنچه که افکارب ومی دنیا نسرت به ن ش ج هورا ای می در

اشابه مواد مخدر تردید ندارند؛ اشارد می کند و می کوشد ای ح ی ت

مسلم را کت ان کند و آن را نران از زر ورزا جهان ایتکرار جا

بزند

ایران می گوید:‏ ‏»ایادا ایتکرار ه یره به نرام ج هورا ای می اتشهشام

زدد ایت که به دنرال معتاد کردن مشردم ایشت.‏ ایش در حشالشی ایشت کشه

توطئه ایتکرار بر کسی پوشیدد نیست و خودشان از طشریش،‏ ششیشود هشاا

گوناگون مانند جنگ مذهب بلیه مذهب و توزیش مشواد مشخشدر بشه دنشرشال

انت ام گیرا از مشلشت ایشران هسشتشنشد.“‏

»

ای کهنه پایدارا که امروز والی کردیتان ایت،‏ خیال مشی کشنشد بشا ایش

تحری واقعیات و ای مرلوم ن ایی هاا ریاکارانه و ای فرافشکشنشی هشاا

ناشیانه می تواند جنایات رزیم و نرامشی را کشه خشود یشازمشان دد و راد

انداز شرکه مافیایی تولید و توزی مواد مخدر در یرایر ایشران و بشویشژد

در کردیتان ایت،‏ از یادها بررد و ه ه گیر شدن و به دام افتادن میشلشیشون

''

!

ها جوان ای م لکت را در ورطه ابتیاد،‏ یکجا به پاا ایادا ایتکرار ''

بششششنششششویسششششد!‏

اینکه پدیدد ابتیاد و تولید و گردک مواد مخدر یک پدیدد جهشانشی ایشت و

مح ل بیرتری یودها براا یرمایه جهانشی مشحشسشو مشی ششود،‏ امشرا

ایت؛ و اینکه ج هورا ای می از ای پدیدد شوم با م اصدا یشیشایشی و

اهدافی ارتجابی و صد الرته اقتصادا از آن بیرتری ایتفادد ها را کشردد

و مشی کشنشد،‏ امشر دیشرشرا ایشت.‏

.

یخنروها و بلند گوهاا جش شهشورا ایش مشی و ایشنشرشار جشنشا ایشتشانشدار

کردیتان،‏ ن ی توانند ای برصه از جنایات رزیم شان را از یادها بررند.‏

هنوز مردم کردیتان طرح ‏»طیراً‏ ابابیل«‏ رزیم را کشه در کشردیشتشان بشه

اجرا درآوردند و هزاران جوان پرشور را در دامش گرفتار یاختند و بشه

وفور ه ه گونه مواد مخدر را با قی تی نازل تشر از یشیشرشار بشه مشنشطش شه

کردیتان یرازیر کردند،‏ بشیشاد دارنشد.‏

.

هنوز مردم کردیتان اجراا آن ن ره شوم آقاا ‏»محش شد رضشا رحشیش شی«‏

معاون فعلی ریایت ج هورا و ایتاندار وقت یشال هشاا اول حشکشومشت

ای می و آن گفته مرهور ک را که گفته بود:‏ ‏»در دیت هر جوان کردا

بافورا خواهم گشذاششت«،‏ بشیشاد دارنشد!‏

!

انصافاً‏ ایران در کارشان مشوفش،‏ بشودنشد و بشه یشارا بشرادران پشایشدار و

اط باتی اک،‏ بسیارا از جوانان کردیتشان را در دام ابشتشیشاد گشرفشتشار

یاختند!‏

.

.

»

یکی از شرردهاا یردمداران مع م و مک ا

ج هورا ای می ای ایت که به یرک شیادانه

آخوندا خود ‏»معنویت انسانی«‏ انسان ها را از ای م

و دی و آئی نتیجه می گیرند و ‏»آییب هاا اجت ابی«‏

را هم پیامدهاا بی باورا و کم باورا مردم به

موهومات مذهری معرفی می کنند

یران ج هورا ای می در هر ردد اا که باشند از

آنجائی که از آبرخور ارتجاک ای م ییرا می شوند،‏

خو می دانند که چرونه به هر منایرت و به هر بهانه

اا ‏»افیون دی شان را در میان مردم پخش کنند و

هزینه تولید و پخرش را هم از جیب مردم درآورند

ای بورزوا شیادهاا ای می از ه ه امکانات ترشلشیشغشی

صدا و یی ا و مسجد و میدیشاا دولشتشی و زشیشر دولشتشی

یود می برند تا به مردم براورانند که بلل ه ه مصائری

که انسان ها را به قعر ییه روزا و او تشحش شیشر مشی

ریاند از کم ابت ادا بشه خشرافشه مشذهشب و از فشاصشلشه

گرفت از شعائر ای می و در نتیجشه کش شرشود مشرو و

مششششرششششلشششش دیششششنششششی و امششششاکشششش مششششذهششششرششششی ایششششت.‏

ای تعریرات و ای تشفشسشیشرات را اگشر بشه زبشان آدمشی

ترج ه کنیم معناا شان ای ایت که اگر بیرتر از اینهشا

مسجد و حسینیه و تکیه و خان شاد وجشود مشی داششت،‏ و

بیرتر از اینها روضه خوان و آخوند وجود می داششت،‏

و بیرتر از اینها کارخانه هاا آخوند یازا در گوشه و

کنار م لکت فعال می بودند،‏ و بیرشتشر از ایشنشهشا کشتشا

هاا دریی مدارس و دانرراد ها آلودد به خرافه مذهشب

می شدند،‏ و بیرتر از اینها گرت هاا امر بشه مشعشروف

و نهی از منکر در مشعشابشر رفشتشار و حشاالت و ظشاهشر

مردم را زیر کنترل مشی داششتشنشد،‏ و بشیشرشتشر از ایشنشهشا

یانسور اب ال می شد،‏ و بشیشرشتشراز ایشنشهشا قشوانشیش از

ای م و شریعت مایه می گرفتشنشد،‏ و بشیشرشتشر از ایشنشهشا

بساط ش ق زنی و ینرسار و به دار آویخشتش پشهش تشر

می بودند؛ نه اثشرا از تش فشروششی زنشان و دخشتشران

نرون بخت وجود داشت،‏ نه کودگی ششرشانشه روزک را

در کنار خیابان بسر می بشرد،‏ نشه کسشی ششرشهشاا یشرد

زمستان را در کارت به صرح می ریاند،‏ نه کسی کلیشه

هایش را حرا می کرد،‏ نه کسی از فرط فرار زندگشی

مرابرک را از دیت می داد،‏ نه کسی گرفتشار ابشتشیشاد

می شد،‏ و نه کسی خود را بشه آتشش مشی کرشیشد،‏ و نشه

کسی از ای و اون صدقه مشی خشوایشت و گشدایشی مشی

کرد،‏ و نه کسی هم به اموال کسی دیت می بشرد؛ نشور

خدا به قلب ه ه می تابید و دنیا بهرت بری می شد!‏

جدید تری ای تحلیل هاا بورزوا ارتجابشی را جشنشا

ای ابیل نجار ایتانشدار کشردیشتشان کشردد ایشت.‏ ایرشان

روز شنره آبان ماد در یک گردهم آیی ویی مرکب

از مسئوالن یطح باالا هفشت ایشتشان زشربشی و شش شال

زربی کرور و بدد اا کارشناس مسائل اجشتش شابشی بشه

نام ‏»ه ایش منط ه اا م ابله با ورود و بشرضشه مشواد

مخدر«‏ که در ینند بشرگشزار ششدد ایشت،‏ بشیش یشطشح

باورهاا معنوا جامعه و آییب هاا اجت شابشی رابشطشه

اا معنادار و معکوس کر می ن اید و می افزاید:‏

‏»کاهش معنشویشت بشامشل اصشلشی افشزایشش آیشیشب هشاا

اجت ابی از جش شلشه افشزایشش ابشتشیشاد و مصشرف مشواد

افیونی در جامعه ایت.«‏ و باالخرد براا کاهش ابتشیشاد

۵۷


هوا چند روزا ایت كه بدون هیچ حركت و نویانی ایشت.‏ گشرمشا و

رطوبت هواا شرجی،‏ ه راد با چشاششنشی گشازهشاا یشنشرشیش بشر یشر

پروزد ها هوار شدد اند.‏ بامداد امروز از روز گذشته بدتر شدد ایشت.‏

تغییرات هوا به گونه اا ایت كه توصیفش دشوار ایشت.‏ ‏)وارونشرشی

هوا(‏ ابرهاا فرردد اا از آلودگی هاا گازا،‏ ای چنشد روزد مشانشنشد

چترا بر یر پروزد و تا حدودا مناط،‏ مسكونی یایه افكشنشدد ایشت.‏

به گونه اا كه گردا خورشید از پرت ایش تشودک گشازا مشانشنشد یش

دایرک كم یو قادر نیست،‏ نورک را به زمی بریاند،‏ بطوریكه میتوان

بدون پل زدن مدتها آن را مراهدد كرد.‏ آلودگی آن چشنشان بشاال ایشت

كه اكثر كارگران دچار یردرد شدد اند،‏ هوا بوا ادرار میدهد و طعم

ترشی در دهان احساس می شود.‏ گوشه هاا چرم به خارک افتشادد و

با هر نفس ای بوا نامطروک را به درون ریه هشایش شان مشی كرشیشم و

طعم ترشی را در كنار هاا زبان ان حشس مشی كشنشیشم.‏ گشویشی در یش

توالت ب ومی كثی بی راهی كه مدتها از آلودگشی هشا تش شیشز نرشدد،‏

ایستادد ایم و تنفس می كنیم.‏

دو روز ایت كه یرگیجه و درد در ش ی ه هایم را ه راد خشود دارم.‏

ای وازگونری گازهاا مرگ آور توام با هواا ششرجشی كشه آنشهشا را

ینری تر كردد،‏ ما را رها ن یكند.‏ فاصلۀ پاالیرراد ها كشه در دامشنشۀ

كود قراردارند تا دریا حدود الی كیلومتر ایت،‏ الرته به صشورت

خط مست یم.‏ با توجه به اینكه ه یره ی مرادله هوا بی دریا و خرشكشی

وجود دارد،‏ هواا گرم كود ودشت به باال صعشود مشی كشنشد و هشواا

یردتر و مشرطشو دریشا بشه یشوا خرشكشی

كریدد می شود تا جاا خالی هشواا گشرم را

پر كشنشد.‏ كشود در ایش قسش شت دیشوارد هشاا

ب ودا دارد كه بشابشث تشوقش ایش جشریشان

طریعی می شود.‏ هوا به دلیل داشت رطوبت

بششاال و تششركششیششب بششا گششازهششاا یششنششرششیشش

و آمونیاك و...‏ ن ی تشوانشد تشا

ارتفاک زیادا بشاال بشرود از ایش رو مشانشنشد

چترا روا پروزد و مشنشاطش،‏ مسشكشونشی را

مشی گشیشرد.‏ یشنشرشیشنشی گشازهشا بشابشث نشزول

تدریجی آنها میرود آنهم در حالیكه فشرصشت

رقی،‏ شدن بیرتر با هوا و رطشوبشت را پشیشدا

ن یكنند.‏ از ای رو با تنفس ، ریه هشا از ایش

گازهاا بدبو یا بی بو انراشته می شوند و بشا

دم و بشازدم راهشی جشریشان خشون و بشابشث

آلودگی ه ۀ جسم كارگران می شود.‏

كارمزدا كه در ای شرایط به ما مشی دهشنشد

در ح ی ت پول مرگ تدریجشی مشایشت.‏ پشول

خونی كه پی انكاران با آن بازا می كشنشنشد و

ابترار كسب می كنند و یشه الشی مشاد از

پرداخت آن به كارگران خوددارا می كنند.‏ تنها پس از ابشتشصشا و

چالش ، ی مادِ‏ آن را پرداخت می كنند.‏ كارگشران هش شیشرشه چشنشد مشاد

ح وق را در حسا بانكی پی انكاران دارند حاال تعداد كارگران چند

صد یا چند هزارنفر باشند،‏ برینید چه مرلغی میشرشود.‏ وضش كشارگشران

روزمزد بلو بسیار دردناك ایت به آنها تنها ی وبدد زشذا مشیشدهشنشد

بدون هیچ خدمات دیررا.‏ مر ول قانون كار و تشامشیش اجشتش شابشی و

خدمات درمانی نیستند.‏ وض شان واقعا ف كت بشار ایشت.‏ مش جشزو

نیروا كار ی ه یفید هستم.‏ به دلیل تجربی بودن دانش فنی كه آموخته

ام به كارگران صنعتی نزدیكم و امكاناتشی كشه در اخشتشیشار مش ایشت

اندكی بیش از ای كارگران ایت.‏

ج عه روز خو پروزد ایت چون كار تا یشابشت و نشیشم ایشت.‏

ه ۀ كارگران درای یابت به خوابراد هایران مشی رونشد تشا پشس از

ی هفته كار 11 یابته ‏،)حداقل(‏ ، نشیشم روزا را بشه ایشتشراحشت و

شست لراس هاا كار و نرافت بشرشذرانشنشد و ششایشد دم دمشاا زشرو

یرا به كنار دریا بزنند كه آبش ولرم نزدی به گرم ایت.‏

ای ج عه م به مینی بوس هاا كولر دار)‏ ون(‏ نرییدم كه ی ه

یفیدها را به خوابراد می ریاند.‏ لذا مجرور شدم با اتوبوس كارگران

راهی خوابراد شوم.‏ چون براا نرست ه ه جا نرود،‏ كارگران براا

به دیت آوردن صندلی به اتوبوس هجوم آوردند و با فرار و هل

دادن یوار شدند.‏ بوا بدن هاا خیس ازبرق،‏ فضاا كوچ را پر

كردد بود.ه راهی دم و بازدم ییرارا ها مزید بربلت شد وتح ل را

دشوارمیكرد .

گفت و گو در راه خوابگاه

یاور

1 13 Rowshangar Publication Vol. 4, Issue No. 65 DEC 2012

11

(

.

7

1

1

)H2S_SO4

ولی چارک دیررا نرود.‏ كارگران ه ۀ پنجرد هاا ‏"ش س الشعش شارد"*‏

را باز كردد بودند و یرها را از پنجرد ها بشیشرون مشی بشردنشد.‏ زیشرا

هواا بیرون نسرت به داخل اتوبوس ی امتیاز بود.‏ م و چنشد نشفشرا

از كارگران یرپا خود را به دیتریرد ی آویزان كشردد بشودیشم.‏ در

میان یرو صداا ج به گفت و گوهشا گشوک مشی دادم وتش ک مشی

كردم خود را به كارگران نزدی كنم تا حرف هایران را بهتر برنشوم.‏

ی كارگر قدی ی كه به تازگی هوادار یلطنت شدد ، درحالیكه زمان

شاد ضد یلطنت بود چنی می گفت:‏

آخر زمان آن خدابیامرز،‏ توا شركت نشفشت یشه نش شونشه

خوابراد و ریتوران داشتیم.‏ ریتوران كارمندان ارشد،‏ ریشتشوران

كارمندان و ریتوران كارگران.‏ با پیروزا ان ش هش شه را یشكشی

كردند.‏ ولی بعد كه آ ها از آییا افتاد،‏ یواک یشواک هش شه چشیشز

بازگرت به ه ان شكل طر اتی كه انرلیسی ها بنیادک را در ایشران

ریختند.‏ حاال كارمندان ارشد هر كدامران با یشكشی ازمشاششیش هشاا

كولردار باالا میلیونی جابه جا می ش كارمندان نیش شه ارششد

با زانتیا و پژوپارس،‏ كشارمشنشدان درجشه بشا مشیشنشی بشوس هشاا

كولردار)ون(‏ و ما هم كه توا ای حاك یت جزو نجس ها هستیم با

اتوبوس هاا ش س الع ارد با صندلی هاا در و دازون و به هشم

چسریدد.‏ آن در صندلی ها به هم نزدیكند كه پاها در بی دو صشنشدلشی

جا ن ی گیرد.‏ براا ای كه تعداد بیرترا را یوار كنند...‏

یكی از كارگران:‏

• براا ما فرقی نكشردد هشر دوتشاششون بشراا خشودششان و


یكی از كارگران با صداا بلند تراهر به بطسه كردن ن شود،‏ یش بشدد

از خندد ریسه رفتند.‏ جوان بدون توجه ادامه داد:‏

ما به پیررفت هاا بل ی رییدد ایم كه زر را بشه وحرشت

انداخته به خاطر ه ی با تحریم ها میخواهند مشانش پشیشرشرفشت هشاا مشا

بروند.‏ ولی هیچ زلطی ن ی توانند بكنند چون ما

یكی از كارگران با لحنی خسته حرفش را قط كرد:‏

هی بچه!‏ مایتتو كیسه ك و صداتشو بشرشر.‏ یشرمشونشو بشردا.‏

پششروزد بششراا یشش وَلششو شششش ایششنششچششی تششعششطششیششل شششدد،‏ آنششوقششت هششی

‏"پیررفت"،"پیررفت"‏ راد انداخته اا؟

ی كارگر دیرر:‏

هشرچشه مشاتشریشال و جشنشس از چشیش وارد كشردد انشد تشوا

هیدروتست ها تست با فرار باالا آ از بی رفته اند.‏ تی هشا یشه

راد بزرگ و كوچ ه ه از درز جوشرشان تشرك مشی خشورد و بشایشد

انداخترون توا زباله دونی،‏ چ در دالر بابت ای آششغشال هشا دادد انشد؟

چرا؟ چون بعد از صد یال تولید نفت،‏ هنوز توانایشی یشاخشت ابشزار و

ویایل اولیه و مع ولی ای صنعت را نداریم.‏

جوان

م تعجب می كنم ش اها چطور ایش هش شه پشیشرشرفشت هشاا

بل ی را ن ی بینید؟ یا ن ی خواهی برینی

یكی دیرر از كارگران

توا ای گرما ای ب و هنوز ول ن ی كنه،‏ بسه بابا،‏ ولش شون

ك ‏.هرچه یاختی ه ه اک گند باال آوردد.‏ ه شۀ

كارخانه ها تعطیلش هشزاران هشزار كشارگشر و

متخص ایرانی بیكارن و گرینه و آن وقشت

حضششرات آقششایششون مششی رن كششارگششر یششادد و

جوشكار و فیتر از فیلیپی می آورند.‏

هی بچه،‏ از فیلیپینی ها و چشیشنشی هشا

هم تست ایدئولوزی می گیرند یا فش شط مشا بشایشد

ای هفت خان ب ب ماندگی را برذرونیم؟

جوان با خرم:‏

ش اها مسل ون نیستید ی یال دیرشه

وقتی ب ب اتم یاختیم می فهش شیشد مش چشی مشی

گفتم.‏ دنیا چر ش به مایت.‏

هی ب شو گشوک بشدد یشالشهشایشت كشه

پاكستان ب ب اتم دارد،‏ خو تا حاال چه زلطشی

كردد؟ رفته جزو ‎1+7‎؟ نه جانم،‏ خشوا دیشدا

خیرد!‏ پاكستان میلیونها گرینه و گدا و بشیشسشواد

دارد.‏ ه ی زناا كولی كه هر كشدامرشان دیشت

دویه بچۀ ریز و درشت را گرفته وگدایشی مشی

كن ، پاكستانی اند.‏ آرد،‏ بش شب اتشم دارنشد،‏ ولشی

خر آفتابه لر ارترران را امریكا می دد...‏

جوان

ای چه ربطی دارد؟

پس قدرت جهانی براا چیه؟ براا گسترک ف ر و بیكارا و

گرانی،‏ براا تویعه فحرا و فساد به جاا اشتغال و تویشعشه صشنشعشتشی.‏

خو برو با توام؟

اتوبوس با تكان هاا ه یرری اک به راد افشتشاد.‏ كش شی جشریشان بشاد از

پنجرد هاا باز روحیه كارگشران را تشازد كشرد.بشدم امشنشیشت ششغشلشی ،

كاریخت با آلودگی هاا گازا خطرناك ، آن هم با وجود پی انشكشارانشی

كه بدون نرارت قانون هر بار ی گوشه از ح وق كارگران را ضشایش

می كنند،‏ ه ۀ ای نابهنجارا ها در كشار و زنشدگشی كشارگشران اثشرات

ب ی،‏ و ویرانررا به جاا می گذارد.‏ به ای جهت این كه ای جوان

مداف حاك یت شدد ، از هر یو او را به باد انت اد گرفته شدد ایت.‏

مرد حسابی ش ا براا ب لری تشوا ایش جشهشنشم از كشارگشرا

تست ریاله می گیری

جوان

چه اشكالی دارد؟ مره ش ا مسل ون نیستید؟ مره شش شا نش شاز

ن ی خونید؟

یكی از ته اتوبوس:‏

نه ما ن از ن ی خونیم.‏ به هیچكی مربوط نیست.‏

جوان بلند شد تا ای فرد را برناید،‏ ولی بغل دیتی اک او را مشحشكشم

پایی كرید و توا گوشش گفت

بدبخت بری توا یایت ی تیكه لولشه از بشاال مشی انشدازنشد

روا یرت.‏ آنوقت دیره براا ه یره خدا بیامشرزا مشیشرشی.‏ حشاال كشه

می خواا آدم فروشی كنی بلنی ای كارو نك

جوان

اینها ه ه ك ونیست تند و كافرند.‏ باید ه ه شان را

بغل دیتی اک حرفش را برید و گفت:‏

اا بابا ك ونیست كشیشلشو چشنشدد،‏ تشو از مشردم هشیشچشی نش شی

فه ی...‏

* از سایت کانون مدافعان حقوق کارگر

(

...

....

.

...

.

)

:

:

)




.

.

(

:

:

:

:













.

1

.

51

.






اطرافیانرون ترد خرد می كنند.‏

ی كارگر میان یال:‏

ه ه شان براا ما ی گرز گرفت دیترشون و آمشادد انشد

آن را بكوبند توا م ج ان

كارگر قدی ی:‏

ولی آن خدا بیامرزا...‏

بسه پیرمرد هی خدابیامرزا،خدابیامرزا!‏ اون گور بشه

گورا اینا رو یادگارا گذاشت اینجا.‏

اتوبوس به ص طویل اتوبوس هاا جلوا حرایت ریید وایستشاد

تا بازریی شویم.‏ دیرر جریان بشادا كشه دراثشر حشركشت اتشوبشوس

ایجاد میرد،‏ از پنجرد تو ن ی آمشد.‏ هش شه ششروک كشردنشد بشه بشرق

ریخت دیتارها براا خر كردن برق یشر و صشورت بشه كشار

افتاد.‏ هم زمان زرولندها شروک شد:‏

ای چه وضعیه مردیم از گرما.‏

ه ه درحال آ پز ششدن و دم كشردن بشودنشد.‏ بشعشضشی هشا كشه كشم

حوصله تر بودند،‏ بنا كردند به فحش هاا ركی دادن بشه زمشیش و

زمان و باال و پایی اتوبوس ل،‏ ل،‏ كنان چند مترا جشلشو رفشت و

بازمدت زمانی ایستاد.‏ ی جشوانش كشه از گشفشت و گشوا پشیشرمشرد

یلطنت طلب و ادامۀ بحث خرش شرشیش بشود،‏ كشارگشر كشنشاریشش را

مخاطب قرار داد و شروک كرد به دفاک از حاك یت.‏ صورت خیلی

جوانی داشت هنوز موهاا صورتش كامل بیشرون نشزدد بشود ولشی

تراهر می كرد كه یال هایت در پروزد كار میكند.‏ با آ و تشا

از موقعیت برتر جهانی ایران حرف می زد.‏ او فشردا بشود بشدون

تخص فنی ولی ه ه جا می لولید.‏ گاهی توا دفاتر مدیریت بشود

گاهی درخوابراد كارگران.‏ زمانی با پژوپارس كولردار جشابشه جشا

می شد و گاد هم مثل امروز توا ج كارگران.‏ با صداا بلند كشه

ه ه برنوند:‏

ایران ی فرصت چند ماهه می خواهد شاید ی یشالشه تشا

بتونه به ی قدرت جهانی تردیل شود.‏ آنوقت می شود و

ایران در كنار شش قدرت اقتشصشادا نشرشامشی جشهشان قشرار مشی

گیرد.‏ و ما براا دنیا تص یم می گیریم.‏ آرد ما

1+1

1+7

...


14 ماهنامۀ روشنگر . شماره شصت وپنج دسامبر 2012

خاطره ای از زندان

لوبیا

افسانه از:‏ فرانکفورت

.

زمانی که او را دیدم،‏ بیحرکت روا زمی بیجان بند

1

قزلحصار به خوا فرو رفته بود.‏ از خودم پرییدم،‏ او

دیرر به چه جرمی ای جایت؟

با نراهی مرشتشاقشانشه از زمشیش بشلشنشدک کشردم و بشه او

نرریستم.‏ او،‏ اما،‏ ز ری و خوا آلود در دیشتشم قشرار

داشت،‏ و ه راد با او یرنوشتش.‏ می خوایتشم بشیشدارک

کشنشم و دلشدارا اک دهشم.‏ او را مشحشکشم نشرشاد داششتشم،‏

نوازشش کردم و بوییشدم.‏ آهسشتشه بشه او گشفشتشم کشه چشه

خششیششالششی دارم و ایشش کششه کسششی از راز مششا نششرششایششد

یردربیاورد.‏ چرا که اگر آنها مشی فشهش شیشدنشد،‏ مشرا هشم

دیوانه خطا می کردند.‏

با شتا به درون یلولم رفتم.‏ شیره ا مشربشایشی را کشه

به جاا لیوان چایی ایتفادد می کردیم،‏ برداشتم.‏ آ در

آن ریختم و او را بشه زالل آن یشپشردم.‏ او از ششادا،‏

رق کنان،‏ خود را در آن زرق کرد و در بش ش،‏ آرام

گرفت.‏ یابت هاا م تد و روزهاا متشوالشی در خشیشرد

گی م به او یپرا شدند.‏ هر روز صرح با تشکشانشی بشه

شیره ا مربا به او ی م می کردم و او با حرکتشی نشرم

به م پایخ می گفت.‏ تا زمانی که درونش شکفته شد و

م نراد نحیفش را دریافتم...‏

لیوان شیره اا اک را پراز خاز کردم و بشه انشتشرشار

نرستم.‏ آنراد که یر از خاز برآورد و زشرور یشرشزک

به برگ نرست،‏ دیرر م تنها نرودم که به او خیرد مشی

شدم.‏ او نیز به م خیرد می شد.‏ دیرر م تنها نرودم…‏

اگرچه لحره هاا بی هیاهویی را با هم یشپشرا کشردیشم

اما او م اومت می کرد.‏ رشد،‏ راز م اومت او بود.‏

زمانی ریید که در قزلحصار آزادا هاا ح شیشرا دادد

بودند که الرته براا ما بسیار با ارزک بود.‏ توا بازچشه

ا هواخورا یرزیجات کاشته بودند.‏ مسئولیشت بشازشچشه

ا تربچه را به بهدد گرفتم.‏ باز هشم مسشئشول ششدم.‏ ایش

بار مسئول تربچشه هشا.‏ لشوبشیشایشم را هشم در آن بشازشچشه

کاشتم.‏ تربچه ها یرز شدند.‏ تعدادشان آن در زیاد بود که

ن ی شد ش ردشان.‏ کوچک و بزرگ،‏ الزر و چاق،‏ کشم

رنگ و پررنشگ کشنشار هشم صش کرشیشدد بشودنشد.‏ نش شی

توانستم به هر کدام نامی دهم و صدایش کنم.‏ کل بازچشه

را به نام ‏"خل،‏ تربچه"‏ نامیدم.‏ زمانی که خل،ِ‏ تربچه ریید،‏ آمدند کندندشان و

خوردندشان

دیرر حوصله نداشتم.‏ کار بازچه دارا را رها کردم.‏ اکنون که یال هشایشت از

آن ماجرا می گذرد و باصط ح ‏"آزاد"‏ شدد ام،‏ هر چه به ذهنم فرار مشی آورم،‏

به خاطر ن ی آورم که یرنوشت آن لوبیا چه شد.‏ اما مینشا را بشه یشاد مشی آورم.‏

دختر بسیار جوانی را که می گفشتشنشد،‏ دیشوانشه ششدد.‏ حشالشت کشودکشانشه اا داششت.‏

دویتش داشتم.‏ ه یره فکر می کردم،‏ دنیا چش شدر زیشرشا بشود،‏ اگشر هش شه مشثشل او

دیوانه بودند،‏ تا مثل باقل ها،‏ باقل.‏

روزا او را در کنار بازچه اا دیدم که زمانی خل،‏ تربچه در آن جشاا داششت.‏

دیتش را روا خاز می کرید و آهسته می گریست.‏ شاید براا تشربشچشه هشا مشی

گریست.‏ نزدیک تر رفتم و صورت اشک آلود و معصومانه اک را نشرشریسشتشم.‏

دلم می خوایت در کنارک بنرینم و تسلی اک دهم.‏ دلم می خشوایشت بشرایشش از

دانه ا لوبیا برویم...‏ ترییدم مرا دیوانه بپندارد.‏

او ه چنان می گریست و م آرام از کنارک گذشتم،‏ تا حال که ن ی توانشم تسشلشی

اک دهم،‏ حداقل حرمت رنجش را نراد داشته باشم.‏ و در ای اندیره بودم که اگر

ای بار لوبیایی بیابم،‏ حت اً‏ به او هدیه خواهم داد.‏

شعر از:‏ پابلو نرودا

مترجم:‏ احمد شاملو

به آرامی آغاز به مردن میکنی

اگر سفر نکنی،‏

اگر کتابی نخوانی،‏

اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،‏

اگر از خودت قدردانی نکنی.‏

به آرامی آغاز به مردن میکنی

زمانی که خودباوری را در خودت بکشی،‏

وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند.‏

به آرامی آغاز به مردن میکنی

اگر بردهی عادات خود شوی،‏

اگر همیشه از یک راه تکراری بروی …

اگر روزمرّگی را تغییر ندهی،‏

اگر رنگهای متفاوت به تن نکنی،‏

یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی.‏

تو به آرامی آغاز به مردن میکنی

اگر از شور و حرارت،‏

از احساسات سرکش،‏

و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش

وامیدارند،‏

و ضربان قلبت را تندتر میکنند،‏

دوری کنی ...

تو به آرامی آغاز به مردن میکنی

اگر هنگامی که با شغلت،‏ یا عشقت شاد نیستی،‏ آن

را عوض نکنی،‏

اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی،‏

اگر ورای رؤیاها نروی،‏

اگر به خودت اجازه ندهی که حداقل یک بار در تمام

زندگیات

ورای مصلحتاندیشی بروی ...

امروز زندگی را آغاز کن!‏

امروز مخاطره کن!‏

امروز کاری کن!‏

نگذار که به آرامی بمیری!‏

شادی را فراموش نکن!*‏

************


1 15 Rowshangar Publication Vol. 4, Issue No. 65 DEC 2012 16

پل سالن

)Paul Celan

فرانکفورت مجید خرمی

با طالی عشق به زندگی

آرا م معدنکاو ِ آفری اا جنوبی ،

بی بدرقه ا لرخند ‏ِیپیدد دم ‏ِه سرم یاندرا،‏

بی نوازک آفتا بامداد

بدون یک دو یه،‏ با گام هاا فریودد

با آیانسور به اب اق ِ زارهاا تاریخ

راندد می شوم.‏

چرم ِ چراغ ِ پیرانی ک هم

راد بر ِ م ایت.‏

پتک و دریل به دیت

در نرردم با شیار ‏ِینگ ها،‏

درون ‏ِشب ِ بی پایان ‏ِتونل

میان ِ مه و زرار،‏

با شرنم ‏ِبرق بر پویتوارد ام

چنی خُرد و خرا در کر پ تی

در پی رگه هاا ط و کانون ال اس

هرچه را باید،‏

از دَم تیره بزد.‏

در تاریک ناکجاا ای دوز ‏ِخوفناز

می اندیرم پسرم،‏ ارنست

از کتا دبستان

چه خواهد آموخت؟

فردا او نیز

ه چون پدر،‏ بردد ا تارا ایت؟

در پیوندا رمزآلود

اینرونه به زمزمه

به یاران ِ بردد ا مزد کارم می آموزم،‏

باید بر ای بهاا ح یر حیات شورید.‏

پس به ابترا و پیام

د خیابان شهر هجوم می آوریم.‏

گزمه ها،‏ ای زرد ا یرمایه

یاران ‏ِمعدنکاو مرا

به آتش رگرار می گیرند.‏

گل وازد ا فریادمان در حنجرد

می شکفد در لخته هاا خون.‏

در میدان ‏ِگریز و رهائی

می دووم،‏ بانگ می زنم،‏

مذهب م نان ایت و فابلیت تاریخی!‏

خداا م برابرا کجایت؟

زنان و دختران یرکش

جدال ما را

با خرم به یود می خوانند.‏

اینک جنا پاپ،‏

می تواند به ملکه الیزابت

تیرباران ‏ِمعدنکاوان را

پرت ‏ِپردد ا قدرت

تهنیت بروید.‏

اما اینک آواا ابتصا ما

از زرفناا ییاهچال ها،‏

تا آشو ‏ِخیابان ها

امروز تولید ‏ِپ تی ما را

در بازار،‏ در جریان ‏ِانراشت ‏ِیود

به محک دیررا خواهند ینجید.‏

از ای گنج ‏ِبه یامان ‏ِتولید

ما مزد ن ی خواهیم

یهم زندگی به اندازد ا رنج مان خواهانیم.‏

چراغ چرم هایم

فردا ا بهترا در اف،‏ ‏ِامید

انترار می کرند.‏

معدنکاوان پیروزمند

با دیت هاا بی نیاز

به خانه هاا آیودد

بازخواهند گرت.‏

آرا ما ای چنی ،

ط ا بر،‏ به زندگی را

با شاهرگ خون

در دهلیزهاا قلب هامان

باش انه صی ل می زنیم...‏

شابرا

‏)به آل انی:‏

اهل رومانی بود که یکی از

بزرگتری شابران آل انیزبان یددٔ‏

بیستم بهش ار میرود.‏ ی ن در

نوامرر در چرنوویتس در یک

خانوادد یهودا دیدد به جهان گرود.‏

زادگاد او،‏ که در زمان تولدک در

رومانی واق بود اکنون در محدودد

جغرافیایی کرور اوکرای قرار دارد.‏

ش ال رومانی و زادگاد ی ن

به اشغال یربازان ارتش یر

شوروا درآمد و یک یال بعد شاهد

یورک نیروهاا آل ان و ارتش

رومانی بود.‏ یهودیان پس از تسخیر ای منط ه مجرور به زندگی در ‏»گتو«‏

شدند.‏ بدداا را نیز اردوگادهاا مرگ انترار میکرید.‏ پدر ی ن

بر اثر بی ارا در اردوگاد از دنیا رفت و مادرک تیرباران شد.‏ پاول ی ن

نیز مدتی در اردوگادهاا کار اجرارا رومانی به کار گ اشته شد.‏ تابستان

یال نیروهاا شوروا دوبارد ای منط ه را اشغال کردند و پاول

ی ن پس از خات هٔ‏ جنگ تا یال در ای شهر به تحصیل ادامه داد.‏

اما ی ن در نامهها و یادداشتهایش نران میدهد که جان بی رار شابر

هرگز از فجای جنگ دوم جهانی رها نرد.‏ ی ن گرچه ابت ادات مذهری

نداشت،‏ اما ت ام ب ر با ترار یهودا خود و یرنوشت هولناز ای قوم به

نوبی درگیر بوددایت.‏

کابوس ای دوران تلخ هرگز شابر را رها نکرد و باقرت،‏ چهل یال

پیش،‏ او را به کام مرگی خودخوایته فریتاد.‏ پاول ی ن در بسیارا از

شعرهایش رنج یهودیان در اردوگادهاا مرگ را دیتمایهٔ‏ کار خود

کرددایت.‏ مرهورتری ن ونه از ای شعرها ‏»فوگ مرگ«‏ اویت که به

گونهاا دریچهٔ‏ آشنایی جهانیان با او شدد.‏ ت ریرا در هیچ کرورا گزیددٔ‏

شعرهاا ی ن بدون ‏»فوگ مرگ«‏ منترر نرددایت.‏

۵۵۲۰

۰۰

۵۵۲۳

۵۵۲۶

۵۵۰۳

۵۵۲۲

احمد شاملو

ساعت اعدام

از دفتر هوای تازه تاریخ 1331

در قفل در کلیدی چرخید

لرزید بر لبانش لبخندی

چون رقص آب بر سقف

از انعکاس تابش خورشید

در قفل در کلیدی چرخید

بیرون

رنگ خوش سپیده دمان

مانند یکی نت گم گشته

می گشت پرسه پرسه زنان روی سوراخهای نی

دنبال خانه اش .....

بر قفل در کلیدی چرخید

لرزید بر لبانش لبخندی

چون رقص آب بر سقف

از انعکاس تابش خورشید

در قفل در

کلیدی چرخید

پُل سالن

ترجمه حسین منصوری

فوگِ‏ مرگ

شیرسیاه سپیده دمان را به وقت غروب مینوشیم

صبحها مینوشیم ظهرها مینوشیم شبها مینوشیم

مینوشیم و مینوشیم

درهوا گوری حفرمیکنیم درهوا تنگ نمیآرامیم

مردی درخانه زندگی میکند با مارها بازی میکند مینویسد

مینویسد وقتی که آفتاب غروب می کند به آلمان موی طالیی تو مارگارته

می نویسد و ازخانه بیرون میرود ستارهها میدرخشند سوت میزند

سگانش را میخواند

سوت میزند یهودیانش را میخواند تا گوری حفر کنند در خاک

حال فرمانمان میدهد بنوازید و برقصید

شیرسیاه سپیده دمان تو را شب ها مینوشیم

تو را صبحها مینوشیم ظهرها مینوشیم به وقت غروب تو را مینوشیم

مینوشیم و مینوشیم

مردی درخانه زندگی میکند با مارها بازی میکند مینویسد

مینویسد وقتی که آفتاب غروب می کند به آلمان موی طالیی تو مارگارته

موی خاکسترپوش ِ تو سوالمیت درهوا گوری حفر میکنیم در هوا تنگ

نمیآرامیم

حال فریاد میزند تو خاک را عمیقتر بکن و تو بخوان و بنواز

دست به سالح کمر می برد تکانش میدهد چشمانش آبیست

تو خاک را عمیقتر بکن و تو همچنان بخوان و بنواز

شیرسیاه سپیده دمان تو را شب ها مینوشیم

تو را ظهرها مینوشیم صبحها مینوشیم بهوقت غروب تو را مینوشیم

مینوشیم و مینوشیم

مردی درخانه زندگی میکند موی طالیی تو مارگارته

موی خاکسترپوش ِ تو سوالمیت با مارها بازی میکند

فریاد میزند مرگ را شیرینتربنوازید مرگ استادی از سرزمین

آلماناست

فریاد می زند ویولونها را تاریکتر بنوازید پس دود شوید و به باال روید

پس گوری درابرها از آن ِ شماست در ابرها تنگ نمیآرامید

شیرسیاه سپیده دمان تو را شب ها مینوشیم

تو را ظهرها مینوشیم مرگ استادی از سرزمین آلمان است

تو را بهوقت غروب مینوشیم صبح ها مینوشیم مینوشیم و مینوشیم

مرگ استادی از سرزمین آلمان است چشم او آبی ست

تو را نشانه میگیرد تیرش خطا نمیرود تیراو سربی ست

مردی درخانه زندگی میکند موی طالیی تو مارگارته

سگانش را به جانمان میاندازد گوری در هوا ارزانیمان میدارد

با مارها بازی میکند رویا میبیند مرگ استادی از سرزمین آلماناست

موی طالیی تو مارگارته

موی خاکسترپوش ِ تو سوالمیت*‏

.


17

ماهنامۀ روشنگر . شماره شصت وپنج دسامبر 2012

آیا عشق ورزیدن هنر است؟

يادداشتي بر چگونگي عشق ورزیدن از اریک فروم

برگردان:‏ پوری سلطانی

16

آن که هیچ نمیداند،‏ به چیزی عشق نمیورزد.‏ آن که از

عهده هیچ کاری بر نمیآید،‏ هیچ نمیفهمد.‏ آن که هیچ

نمیفهمد،‏ بی ارزش است.‏ ولی آن که میفهمد؛ بی گمان

عشق میورزد،‏ مشاهده میکند،‏ میبیند....‏ هرچه بیشتر

دانش آدمیدر چیزی ذاتی باشد،‏ عشق بدان بزرگتر است...‏

هرکه فکر کند همه میوه ها در همان وقت میرسند که توت

فرنگی،‏ از انگور چیزی نمیداند.‏

پاراسلسوس

آیا بر،‏ هنر ایت؟ اگر هنر باشد،‏ آیا به دانش و کوشش

نیازمند ایت؟ آیا بر،‏ احسایی مطروک ایت که درز آن

بستری به بخت آدمیدارد،‏ یعنی

چیزا ایت که اگر بخت یارا کند،‏

آدمیبدان ‏»گرفتار«‏ میشود؟

مراحث ای کتا کوچم مرتنی بر

پریش اول ایت،‏ درصورتی که

امروز بدون شک اکثر مردم به

تعریر دوم بیرتر معت دند .

ای بدان معنی نیست که مردم بر،‏

را مهم ن یانرارند؛ مردم ترنه

بر ند؛ فیل هایی که مردم دربارد

دایتانهاا باش انه شاد یا زم انریز

میبینند،‏ بیر ار ایت.‏ مردم به

صدها آواز مرتذل باش انه گوک

میدهند-‏ باوجود ای به ندرت کسی

ای اندیره را به دل راد میدهد که

در بر،‏ نیاز به آموخت نکته ها و

چیزها دارد.‏

ایاس ای رویه بجیب م دماتی چند

دارد که هر یک،‏ به تنهایی یا

ه ری مرترکاً‏ آن را تایید میکنند.‏

مرکل بسیارا از مردم در وهله نخست ای ایت که دویتران

بدارند،‏ نه اینکه خود دویت بدارند یا ایتعداد مهر ورزیدن

داشته باشند.‏ بدی ترتیب،‏ مسئله مهم براا آنان ای ایت که

چه یان دویتران بدارند و چرونه دویت داشتنی باشند.‏ پس

راههایی چند برمیکزینند تا به ای هدف بریند.‏ از ج له

میکوشند،‏ تا به اقتضاا موقعیت اجت ابیران،‏ مردمانی

موف،،‏ صاحب قدرت و ثروت باشند-‏ و ای درمورد مردان

بیرتر صادق ایت.‏ زنان بیرتر میکوشند تا با پرورک ت ،

جامه برازندد و زیرد آرایته و جالب بن ایند.‏ هردو گرود یعی

میکنند با رفتارا خوشایند و یخنانی دل انریز و با فروتنی و

یارا به دیرران و خوددارا از رنجاندن آنان،‏ خود را در دل

مردم جاا دهند.‏ زنان و مردان براا محرو شدن ه ان

راههایی را برمیگزینند که مع وال براا موف،‏ شدن،‏ ‏»جلب

دویتان بیرتر و نفوذ در مردم«‏ توصیه میشود.‏ در ح ی ت،‏

آنچه ازلب مردم در فرهنگ امروزا ما از محرو بودن

میفه ند،‏ ایایاً‏ معجونی ایت از مردم پسند بودن و جاذبه

جنسی.‏

بلت اینکه میگویند در بالم بر،‏ هیچ نکته آموختنی وجود

ندارد،‏ ای ایت که مردم گ ان میکنند که مرکل بر،‏ مرکل

معروق ایت،‏ نه مرکل ایتعداد.‏ مردم دویت داشت را یادد

میانرارند و برآنند که مسئله تنها پیدا کردن یک معروق

منایب-‏ یا محرو دیرران بودن ایت-‏ که به آیانی میسر

نیست.‏ ای طرز فکر دالیلی چند دارد که گسترک اجت اک

کنونی ما یرچر ه آنهایت.‏ از آن ج له ایت تحولی که در

مورد انتخا معروق در قرن بیستم بوجود آمدد ایت.‏ در بهد

ویکتوریا،‏ ه انند بسیارا از فرهنرهاا بایتانی،‏ بر،‏ یک

احساس بی پیرایه و شخصی نرود که احت االً‏ در آیندد به

ازدوا منجر شود.‏ بربکس،‏ ازدوا برحسب ریوم متداول

انجام میگرفت-‏ یعنی به وییله خانوادد طرفی ، یا به وییله

داللها.‏ گاد نیز ازدوا ، بدون دخالت وایطه ها،‏ مطل اً‏ برایاس

م حرات اجت ابی صورت میگرفت و بر،‏ میبایست بعد

از ازدوا بوجود آید.‏ از یه چهار نسل گذشته به ای طرف،‏

مفهوم بر،‏ ‏»رومانتیک«‏ در دنیاا زر ب ومیت یافت.‏ در

ایاالت متحدد،‏ گرچه هنوز م حرات و ینتهاا گذشته به کلی

از بی نرفته بود،‏ باز میبینیم که مردم بطور روز افزون به

دنرال ‏»بر،‏ رومانتیک«‏ میگردند،‏ یعنی میخواهند شخصاً‏

بر،‏ خود را بیابند و آن را به ازدوا منتهی کنند.‏ ای مفهوم

تازد آزادا در بر،‏ معروق را،‏ در قرال کنش بر،،‏ اه یت

بسیار بخریدد ایت .

در اینجا جنره دیررا که بستری نزدیک با بامل فوق دارد و

باز از خصیصه هاا فرهنگ معاصر ایت،‏ مطرح میشود.‏

ایاس فرهنگ ما ول خزیدن و مرادله ایت-‏ مرادله اا که براا

طرفی مطلو باشد.‏ خوشرختی انسان امروز در لذت ت اشاا

مغازد ها و خرید اجناس از آن،‏ به ن د یا به اقساط،‏ خ صه

میشود.‏ زن و مر دیرران را نیز با ه ی دید مینررند.‏ براا

مرد یک زن جالب-‏ و براا زن،‏ یک مرد جالب-‏ ه ان زنی تی

ایت که هریک از آنان در جستجوا آن ایت.‏ ‏»جالب«‏ مع والً‏

یعنی یک مرت صفاتی که مردم آنها را میپسندند و در بازار

شخصیت،‏ خریدارشان هستند.‏ آنچه بطور مرخ آدمیرا

ازنرر جس یو ب لی جالب مییازد،‏ بستری به آن دارد که چه

صفاتی با روز باشد.‏ بی یالهاا و

که ییرار میکرید و مررو الکلی مینوشید و خرونت و

جاذبه جنسی داشت،‏ در نرر مردان جالب بود؛ امروز اقتضاا

روز حجب و ب قه به زندگی خانوادگی ایت.‏ در اواخر قرن

نوزدهم و آزاز قرن بیستم،‏ مردان بایستی پرخاشرر و جاد

طلب باشند،‏ در حالی که امروز باید اجت ابی و صرور باشند-‏

تا ‏»کاال«ا جالری بن ایند.‏ به هر صورت احساس باش،‏ شدن

مع والً‏ با توجه به ای ح ی ت بوجود میآید که چه کاالا

انسانی در دیت داریم و چرونه میتوانیم آنها را با دیرران

مرادله کنیم.‏ م خوایتار معامله هستم؛ متاک باید از دیدگاد

ارزشهاا اجت ابی مطلو باشد و در بی حال با توجه به

دارایی و امکانات نهان و آشکار م ، مرا هم بخواهد.‏ بدی

ترتیب،‏ دو نفر با توجه به ن ای ارزک کاالا خود جهت

مرادله،‏ دل در گرو بر،‏ یکدیرر مییپراند و احساس میکنند

که بهتری متاک موجود در بازار را یافته اند .

در ازلب موارد،‏ دریت مانند موردا که ملک را خریدارا

میکنیم،‏ امکانات بال ود اا که

احت ال گسترک و بروز دارند،‏ ن ش

بزرگی در ای معامله بازا میکنند.‏

در دنیایی که در ه ه راهها فکر

بازاریابی زلره دارد و توفی،‏ مادا

ارزشی مهم ایت،‏ دیرر جاا

شرفتی باقی نیست که چرا انسانها

در روابط باش انه خود نیز ه ان

روال داد و یتد رایج در بازار کار

و کاال را به کار میبندند.‏ اشتراد

دیرر که بابث میشود گ ان کنیم

بر،‏ نیازا به آموخت ندارد،‏ از

اینجا یرچر ه میگیرد که احساس

اولیه ‏»باش،‏ شدن«‏ را با حالت

دائ یباش،‏ بودن،‏ یا بهتر بروئیم،‏

در بر،‏ ‏»ماندن«‏ اشتراد میکنیم.‏

اگر دو نفر که ه وارد نسرت به هم

بیرانه بودد اند،‏ چنانکه ه ه ما

هستیم،‏ مان را از میان خود بردارند

و احساس نزدیکی و یرانری کنند،‏

ای لحره یرانری یکی از شادیرخش

تری و هیجان انریزتری تجار زندگیران میشوذ؛ و به

خصوص وقتی یحرآمیزتر و معجزد آیاتر مین اید که آن دو

نفر قر ً ه یره محدود و تنها و بی بر،‏ بودد باشند.‏ ای

معجزد دلداگی ناگهانی،‏ اگر با جاذبه جنسی ه راد یا با من

کامجوئی توام باشد،‏ زالراً‏ به آیانی حاصل میشود.‏ اما ای نوک

بر،‏ به اقتضاا ماهیت خود هرگز پایدار ن یماند.‏ باش،‏ و

معروق با هم خو آشنا میشوند،‏ دلرستری آنان اندز اندز

حالت معجزد آیاا نخستی را از دیت میدهد و یرانجام

اخت فها و یرخوردگیها و م لتهاا دو جانره ته ماندد

هیجانهاا نخستی را میکرد.‏ اما در ابتدا هیچکدام از ای پایان

کار با خرر نیستند.‏ در ح ی ت،‏ آنها شدت ای شیفتری اح انه و

ای ‏»دیوانه«‏ یکدیرر بودن را دلیلی بر شدت ب قه شان

میپندارند،‏ درصورتی که ای ف ط درجه آن تنهایی گذشته

ایران را نران میدهد.‏

ای طرز تفکر-‏ که هیچ چیز آیانتر از بر،‏ ورزیدن نیست-‏

گرچه هر روز شواهد بیر ارا خ ف آن را اثرات میکند،‏

ه چنان بی مردم رایج ایت.‏ هیچ فعالیتی،‏ هیچ کار

مه یوجود ندارد که مانند بر،‏ با چنی امیدها و آرزوهاا

فراوان شروک شود و بدی یان ه وارد به شکست بینجامد.‏ اگر

ای وض در کارهاا دیرر پیش میآمد،‏ مردم مرتاقانه به

دنرال دالیل شکست میرفتند و راد ترمیم آن را در مییافتند-‏ یا

اینکه به کلی از آن صرف نرر میکردند.‏ از آنجا که رفت از

راد دوم در مورد بر،‏ زیرم ک ایت،‏ پس براا زلره بر

شکست تنها یک راد باقی میماند و آن مطالعه دقی،‏ بلت

شکست و دریافت معنی واقعی بر،‏ ایت .

ادامه مقاله در ص 50

ادامه در صفحه

23

1111، دخترا

1111

--


1 17 Rowshangar Publication Vol. 4, Issue No. 65 DEC 2012

راه پنجم

لی لی اصالح طلب

در رابطه با روز خشونت بر علیه زنان

ادامه در صفحه

23

1

:

یهو از جشا کشه نشه،‏ از خشوا پشریشدم،‏ تش شام بشدنشم مشثشل بشیشد

میلرزید.‏ یابت 1 صرح بود،‏ خدا بخواد دیرشه بشایشد ششرّششو

میکند و مشیرفشت یشر کشار.‏ از تشو آششپشزخشونشه صشداهشایشی

میاومد،‏ پاشدم و از الا در نشرشاد کشردم.‏ یشر یشخشچشال بشود،‏

لرایاشم تشنشش.‏ پشس داششت مشیرفشت.‏ بشه طشرف در رفشت و

صداا محکم بسته شدن در رو شنیدم.‏ به در اتاق خوا تکیه

دادم و نفس ب ی ی کریدم.‏ فوراً‏ بیرون رفتم و یرا بشه اتشاق

پسرم زدم،‏ امید خوا بود.‏ با نراد ه ه جاشو واریی کشردم،‏

زندد و یالم بود.‏ خدا رو شکر.‏

در رو از پرت قفل کردم و از روا جا کفری نراد چپ چپشی

به ش ریر،‏ که نه،‏ کوچکتر از اون،‏ چاقو برم،‏ نه بلندتشر از

اون،‏ دشنه برم،‏ نه باریکتر از اون.‏ خ صه هر چی که بود

آلت قتاله اک کشردم و بشه اتشاقشم بشرگرشتشم.‏ کشنشار دیشتشم طشفشل

یکسالهام رو نوازشی کردم،‏ دخترکم خوا بود.‏ تا صرح چنشد

بار بیدار میشد و شیر میخورد،‏ چه شیرا،‏ آنقدر ایشتشرس

داشتم که فکر میکنم تلخ بود.‏ اگر جا داشتم امید را هم با اون

وضعیتش کنارم میخوابوندم که شب تا صرح مجشرشور نشرشاششم

مدام بهش یر بزنم و نفسهاشو بر رم و مط ئش برشم بشابشاا

هیچی ندارک ب یی یرک نیاوردد باشه.‏

شش ماهی بود که تو هال میخوابید و با ما چشپ بسشتشه بشود.‏

آنقدر طوالنی که شدد،‏ حتی یادم نیست،‏ براا چی؟!‏

آروم دراز کریدد بودم ولی درونم زوزایی بود که نرو.‏ حالشم

از خودم و ای ه ه بی برضری به هم میخورد.‏ یاد دوران

بچریم افتادد بودم که هیچ وقت یراغ دبوا ن یرفتشم.‏ هشر جشا

صداا کسی بلند میشد با وحرشت گشوششه اا قشایشم مشیششدم،‏

مرادا پَرِشون بهم بریرد.‏

یادمه یه دفعه که براا خرید المپاا گردیوز یر کوچه رفتشه

بودم،‏ موق برگرت چند تشا پسشر بشچشه کشوچشیشک هشم یش و

یالهاا خودم،‏ ‏)آخه هنوز مدریه ن یرفتم(‏ جلوم رو گرفت

و گفت که یاال پولِ‏ تو دیتتو بدد وگرنه المپاتو مشیششکشنشیشم!‏

منم از ترس به دیوار چسریدد بودم و مشیلشرزیشدم.‏ یشه خشانشوم

چادرا رد شد و با ترر ه رون رو فرارا داد.‏ م تا خشونشه

چنان میدویدم که دهانم خرک شدد بود و از اشک هش شه جشا

رو تار میدیدم.‏ پاهاا کوچیکم یارا نش شیکشرد و زیشر دنشدد

هام تیر میکرید و مییوخت.‏ ن یدونم چرا دفشاک کشردن رو

بلد نرودم،‏ جنریدن پیشکشم.‏

کشم کشم داششتشم بشراا خشودم جشوک مشیآوردم.‏ تشنشهشا زمشانشی

میتونستم داد بزنم که قید جونَش شو زدد بشاششم.‏ بشا چشه امشیشد و

آرزویی به خونهک اومدم و حاال ناامیشد فشکشر مشیکشنشم،‏ هش شه

امیدام یرابی بودد که خودم یاختم.‏

پاشدم و امید رو صدا زدم و راهی مدریه ک کردم.‏ طشفشلشکشم

تا صداک میکردم از جا میپرید،‏ هُل تو تشنشش بشود.‏ بشیشرشتشر

براا خواهرک میتریید که اون رو هم مثل خشودک کُشتشکشی

کنه.‏ آخه چند بار بهش ح له کردد بود.‏ بهش گشفشتشم ظشهشر بشیشا

خونها مامان جونی و خوشحال شد.‏

حدوداا بود که ی ح یرد آقا رو با بچه و کوله برداشتشم

و رفتم خونه بابام.‏ از راد رییدم و باباا پیرم،‏ که مشردتشر از

اون ندیدم،‏ نرسته بود و بعد از روبویشی رفشتشم و یش ح رو

آوردم و بهش دادم.‏ نراهی بهش کرد و گفشت ایش چشیشه؟ بشا

بغ گفتم از ز فش در بیار و بری بَچَهت یک هفته ت وم

دارد هر شب از ترس تکه تکه شدن با ای ن یخوابه.‏ زدم زیر

گریه.‏ باباا ریش یفیدم نراهی بهش کرد و گفت براا زن و

بچهک قدّارد کش شدد؟!‏ دیتامو جلو آوردم و لرزشش رو نرون

دادم.‏ گفتم دیره برام ابصا نذاشته،‏ دیره تح ل کتکاک رو

ندارم

:

.

اون وحری وقتی امید رو میزنه انرار به یه متکا مرشت و لشرشد

میزنه و میدونم اگه یه بشار دیشرشه دیشت روم بشلشنشد کشنشه یشا رو

ویلچرم یا تو ک ا و اگه شانس بیشارم تشو قشرشرم.‏ بشازم مشیگشی بشرو

زندگی ک ؟!‏ به خاطر بچههات،‏ کدوم بچهها؟ بچه هشایشی کشه هشر

کدومرون فردا دیوونه و جانی میش و میافتش بشه جشون مشردم.‏

خدا رو خوک مییاد؟!‏ به خدا یر بارتون ن یشم.‏ اصش مشیذارم

از ای شهر میرم که نرید آبروتون رو بردم.‏ ف ط بچههامو داشتشه

باشم...‏ خدا بزرگه،‏ کری ه،‏ روزاِ‏ منو کس دیشرشهاا مشیدد،‏ ایش

مرتیکه که نذاشت درس بخونم.‏ نذاشت یر کار برم.‏ نرشسشتشم فش شط

فرمون بردم و اطابت کردم و چرم گفتم...‏ آقا رو با وام و قشر

ازتون بایواد و ک االتش کردم،‏ نذاشتم آ تو دلش تکون بخورد.‏

مادرمَم اون طرف اتاق روبشروم نرشسشتشه بشود و هشاا و هشاا بشا

روضه هاا م گریه میکرد و دماغ میگرفت و مشیگشفشت بسشه

دیره نرو،‏ م االن حالم به هم میخورد.‏ ‏)آخه یاب ه یکته قلری و

مغزا داشت(‏ گفتم ش ا حتی حاضر به شنیدن ذکر مصیشرشت مش

نیستید پس چطور توق دارا که م ای مصیرت رو ادامشه بشدم؟!‏

بابام یرا تکون داد و گفت بهش برو بصر بیاد اینجا.‏

گفتم نه مییاد و نه م میگم بیاد.‏ گفت خب م مییشام اونشجشا.‏

گفتم پدر جون فایدد ندارد،‏ چرا باور ن یکنید؟ مره اون دفعه کشه

باهاک حرف زدا ویط حرفات بلند نرد و رفت یشنشگ روا یشخ

شدا؟ مامانم با دیتش دمازش رو پاز میکرد و مشیگشفشت آخشه

مره چی کم دارا؟ کدبانویی،‏ خوشرلی،‏ دو تا بچه مثل دیشتشه گشل

دارا،‏ خونه زندگیدارک کردا.‏ مره چی داشت؟ از روز اول به

خوابم ن یدید که خونهدار و ماششیش دار برشه.‏ یشادک رفشتشه نَشنَشهک

هنوز مستاجرد؟!‏ گفتم مامان جون ای حشرفشا رو ول کش ، اون

االن میگه اونقد دمازرو یرباال میریرد که جلو پاشم نش شیبشیشنشه

و امیدوارم ه یروزا بخورد زمی ش ا هم ای قشدرحشکشایشت مشاد ‏ِر

یویکه و دیت و پاا بلشورا بشچشهک رو نشرشو.‏ پشدر مشا رو در

آوردد،‏ م دروغ مشیگشم و گشنشدد اک مشیکشنشم،‏ بشچشهم کشه دروغ

ن یگه.‏ اومد ازک بپرس.‏

بابام گفت آخه بابا جون زندگی انار ترک و ششیشریش نشیشسشت کشه

ترشیش دلتو بزنه بندازیش دور،‏ بری شیرینش رو بدد.‏

اا خدا!‏ میخوایتم خودمو تیکه پارد کنم.‏ دنیا بشا هش شه بشزرگشیشش

برام ییاد چالهاا شدد بود که هر آن بیرتر توک فرو میرفتم و از

ه ه باورام دور میشدم.‏ ه ه با م بیشرشانشه بشودن و ایش وحرشت

تنهایی بدتر از مرگه،‏ بدتر از ج و دیو و هیوال و هر چیز زششت

دیره اا که ظاهر تریناکی دارد.‏

چطورا حالیه اینا میکردم که بابا جان!‏ مادر جان!‏ ای مشرتشیشکشه

از م متنفرد.‏ زیر یرک بلند شدد.‏ ش ا بچهتون رو دویت داریشد،‏

دلیلی ندارد که اونم دویتش داشته باشه.‏ بچه دوم که اومد،‏ دیره با

م کارا ندارد.‏ به قولی از چر ش افتادم.‏ مدل جدیدشو میخشواد.‏

از اونا که مانتوا کوتاد چسرون میپوش ، شال رو مثل تشل روا

یرشون میذارن،‏ الکاا آنچنانی میزن ، موق راد رفت -

دیتاشونو توا جیراشون میکن و قر مشیدن.‏ چشرا شش شا فشکشر

میکنید که زن نشجشیشب و خشونشهدار کشه یشرک بشه بشچشه هشا و

زندگیره ایش زمشونشه طشرفشدار دارد؟!‏ االن دیشرشه دورد فشرق

کردد،‏ خوایتههاشون هم ه ی طور.‏ آقا تازد به چلچلشی افشتشادد

و با دختراا زیر 17 یال قرار میذارد.‏ خدایا خودم کردم کشه

لعنت بر خودم باد.‏ هر کارا ای مرتیکه بی تربیت و بصشرشی

کرد،‏ یه جورا ماله کریدم و رف و رجشوک کشردم کشه دیشرشه

کسی خودم رو قرول ندارد.‏ چطورا حالیشون کنم که پریرشب

بهم گفت یه تا کتا جنراا روانی خوندد تا منو دیوونه کنه و

با مدرز جنون بدون مهریه،‏ نف ه و اجرت ال شثشل طش قشم بشدد.‏

اا خدا به کی برم به کدوم قانشون گشذار بشرشم کشه اگشه مشادرا

بخواد بچهک رو نره دارد باید بشا پشول مشعشامشلشش کشنشه و حش،‏

شربی رو که میگ تا به مادر و یکی به پشدر مشیریشه رو

گدایی کنه.‏ هر چی دارد بدد تا بره لَلَ‏ ِ ا بچه ا خودک و یشر

آخر هم اجازد ه ه چیزک با باباا هیچی ندارک بشاششه و اونشم

مدام ای طورا اخاذا کنه.‏ اا خدا ای ظل ه.‏ ولَل ظل شه.‏ چشرا

مادرا را رو از بچه جدا میکن و بعد هم باباها زن مشیگشیشرن

و بچه میافته زیر دیشت زن بشابشا و فشرار از خشونشه و آوارد

خیابونا و اگه شانس بیارد گل فروک یا گداا یر چهار راهشهشا

و اگه نیارد انواک بِزد ها.‏ از قدیم میگ مشادر بشچشش رو کُشپشه

خاکستر میتونه بزرگ کنشه امشا پشدر تشو کشا هشم نش شیتشونشه.‏

با خشودم گشفشتشم نشه،‏ ایش طشورا نش شیششه.‏ بشایشد کشارا کشنشم

کاریتون.‏ اینا هم حالیشون نیست.‏ باباهه گفت خب شاید بابشا

جون اینو وایه کسی خریدد یا حاال...‏

دیره دادم در اومد و گفتم براا کی خشریشدد؟!‏ هشر ششب مشنشو

تهدید میکنه که یهو پا میشی مشیبشیشنشی یشرت رو تشنشتشه.‏ اگشه

خون دیدا هل نکنی!‏ شاید زبون بچت رو بشریشدم.‏ آخشه امشیشد،‏

دفعه آخرا که منو میزد خودشو یپر م کردد بود میگه تشیشم

ترکیل دادی و بلیه م توطئه میکنی

دیره حال و به هم زدد بودن،‏ پاشدم،‏ آرزو رو برداشتم و اومدم

بیرون.‏

بابام داد میزد ه ی اخ ق گند رو دارا که اونم باهات ایش

طورا میکنه.‏ مامان شم دنشرشالشم اومشد کشه خشب مشادر حشاال یشه

طورا باهاک کنار بیا بری االن خواهرتم مثشل تشو گشیشرد ولشی

محلش ن یذارد،‏ کار خودشو میکنشه و وایشه خشودک و بشچشه

هشاک زنششدگششی مششیکششنششه.‏ بششابششام از اون طششرف داد مششیزد

دبواهاتون رو بررید خونه خودتون به ما مربوط نیست.‏

تند تند لراسها و کفرام رو پشوششیشدم و زدم بشیشرون.‏ بشا بشغش

رفتم،‏ با چرم گریون اومدم.‏ تو راد ه ش فکر مشیکشردم چش شدر

زَنها بدبختند.‏ از دیت باباها شوهر میکن ، از دیت شوهرهشا

ط ق میگیرن،‏ از دیت پسشرهشا یشکشتشه مشیکشنش خشدایشا کشی

میشه روا آرامش رو دید؟ ای مشوجشود بشه ظشاهشر قشوا رو

براا چی خشلش،‏ کشردا؟ چشه خشاصشیشتشی جشز دق دادن زنهشا

دارن؟!‏

رییدم خونه،‏ آرزو رو خوابوندم،‏ به مدریه زنگ زدم کشه بشه

امید برم بیادخونه.‏ نرسشتشم و فشکشر کشردم.‏ مشدام فرشارم بشاال و

باالتر میرفت.‏

راد اول فرار کنم،‏ بچه هام رو و بردارم و برم.‏

کجا؟ امید مدریه دارد.‏ آرزو خر دارد.‏ پس انداز هم ندارم.‏

ادامه داستان در ص

:

.

:

.

:

53

:

:

:

:

:

.

:

:

:

:

:

:

:

-

:

11


ماهنامۀ روشنگر . شماره شصت وپنج دسامبر 2012

زن و داستاننویسی

یادداشتي بر داستان نویسي زنان از ویرجینیا وولف

برگردان:‏ گلي امامی

18

-

صرح باطل شدد بود.‏ اما گاد در بیکاري،‏ و رویاها ایت

که ح ای،‏ از ب ، به یطح میآیند.‏ ت ریني بسیار ابتدایي

در روانرنایي،‏ بي آن که بخواهم با نام بردن از

روانکاوي آن را ارزش ند کنم،‏ به م نران میداد که با

نراد کردن به دفترم،‏ طرحي که از پروفسور کریدد بودم

در حال خرم بود.‏ موقعي که م در هپروت ییر میکردم

خرم بنان اختیار قلم را از م گرفته بود.‏ ولي خرم آنجا

چه میکرد؟ ب قه مندي،‏ زام بودن،‏ یرگرم شدن،‏

حوصله یررفت ت ام ای احسایات را میتوانستم

پیریري کنم و در حالي که یکي پس از دیرري در طول

صرح حاده شدد بود نام بررم.‏ آیا خرم،‏ آن مار ییاد در

میان آنها خزیدد بود؟ ن اشي ام میگفت که بله خرم هم

بودد.‏ بي تردید مرا به یک کتا خاص،‏ یک ج له

مرخ ، در بارد نازل بودن جس ي،‏ اخ ق،‏ و ذه زنان

ارجاک میداد.‏ قلرم به طپش افتادد بود.‏ گونه هایم

مییوخت.‏ و از خرم یر شدد بودم.‏ در ای نکته

بخصوص چیز جالب توجهي وجود نداشت،‏ هرچند

اح انه بود.‏ آدم خوشش ن یآید به او برویند که طریعتا از

یک مردز ح یر پست تر ایت...‏ آدم داراي زرورهایي

اح انه ایت.‏ که جزئي از طریعت انسان به ش ار میرود،‏

در اندیره فرو رفته بودم و شروک کردم با مدادم روي

صورت پروفسور دایرد پرت دایرد کریدن،‏ تا آنجا که به

بوته اي آلو گرفته با یتارد دنراله دار یوزاني شراهت پیدا

کرد.‏ به هرحال به شرحي تردیل شد که هیچرونه شراهتي به

انسان نداشت.‏ پروفسور اکنون چیزي جز دیته هیزمیکه

بر باالي ه ستد هیث شعله میکرید نرود.‏ چیزي نرذشت

که خرم خود م هم توجیه شد و فروکش کرد؛ اما

کنجکاوي برجاي ماند.‏ چرونه خرم پروفسورها را ترریح

کنم؟ آنها چرا بصراني بودند.زیرا هرآینه میخوایتي

تاثیري را که کتا ها برجاي گذاشته بودند،‏ تحلیل کني

ه یره باملي از حرارت وجود داشت.‏ ای گرما شکل

هاي متفاوتي پیدا میکرد؛ به صورت طنز ن ایان میشد،‏

در احسایات باش انه،‏ در طنز،‏ و در کردار ناپسند.‏ لیک

بامل دیرري هم وجود داشت که ه یره حاضر بود و

هرگز ن یشد آن را ب فاصله ترخی داد.‏ م نام آن را

خرم گذاشم.‏ اما ای خر یبود که نرست کردد بود و در

الیه هاي زیری با انواک گوناگون بواط مخلوط شدد

بود.‏ اگر میخوایتي از تاثیرهاي زیربادي اک داوري

کني،‏ خر یبود با چهرد مردل و پیچیدد،‏ نه خر ی یادد

وآشکار .

با خودم اندیریدم،‏ به هر دلیلي که باشد،‏ ت ام ای کتا ها،‏

و در ای جا نراهم را به کوهي از کتا که روبرویم بود

دوختم،‏ براي م اصد م بي ارزشند.‏ به برارت دیرر،‏

هرچند از نرر انساني پر از دیتورالع ل،‏ ب ئ،،‏ کسالت،‏

و ح ای،‏ بجیري در بارد بادات اهالي جزایر فوجي بود،‏

اما از نرر بل یفاقد ارزک بودند.‏ ای کتا ها در شرارد

هاي قرمز احسایات نراشته شدد بودند و نه در روشنایي

یفید ح ی ت.‏ بنابرای میبایست آنها را به پیرخوان

مرکزي بازگردانم تا هریک به اتاقک خودک در ای

کندوي بریم بازگرداندد برود.‏ دیتیافت م از کارکردن

-

ح ی تي شرفتي آور بود،‏ و در ذهنم به تصویر مرداني

پرداختم که ب رشان را صرف نوشت کتا در بشارد

زنان کردد بودند؛ ابم از پیر یا جوان،‏ معیل یا بز ،

دماغ قرمز یا گوزپرت-‏ به هرحال به گونه اي مشرشهشم

زرور آمیز بود که حس کني موضوک ای ه ه تشوجشه

قرار داري،‏ مرروط برای که ک از جانب مشجشانشیش

نراشد.‏ به ای افکار بیهودد ادامه دادم تا ای کشه رششتشه

فکرم را کوهي ازکتا که به روي میزم یرازیر ششد

پارد کرد...‏ چرا ی یوئل باتلر میگوید،‏ ‏»مرد خردمند

هرگز نررک را در بارد زن ابشراز نش شیکشنشد.«‏ مشرد

خردمند ظاهرا حرف دیرري هم نش شیزنشد.‏ بشه پرشتشي

صندلي ام تکیه دادم و بشا نشرشاد بشه قشلشه بشرشیش شیکشه

روبشرویشم قشرار داششت و مش اکشنشون جشز خشاطشري

پریران در میان آن چیزي نرودم نرشریسشتشم،‏ و دنشرشالشه

افکارم راگرفتم،‏ که بدبختانه مردان خردمند هرگز در

مورد زنان یکسان ن یاندیرند.‏ ای هم نشرشر پشوپ

اکثر زنان بي شخصیت هستند.«‏

ای هم نرر البرویر:‏ ‏»زنان افشراطشي هسشتشنشد؛ یشا از

مردان بهتر اند یا بشدتشر...«‏ کشه صشاحشب نشرشران هشم

بصر خود او هم ب یدد داشتند ک میمتشنشاقش ایشت.‏

آیا زنان توانایي آمشوخشتش را دارنشد یشا نشه؟ بشه نشرشر

ناپشلشئشون نشدارنشد.‏ دکشتشر جشانسشون بشرخش ف آن فشکشر

مشیکشنشد.‏ آیشا زنشان روح دارنشد یشا فشاقشد آن هسشتشنشد؟

وحریاني چند معت د ند که ندارند.‏ دیرران،‏ از طشرفشي

برای باور ند که زنان نی یخداي اند و از ایش بشابشت

قابل پریش هستند.‏ برخي از حک ا ابشتش شاد دارنشد کشه

زنان ب لران یرکتر ایت؛ بشعشضشي دیشرشر مشعشتش شدانشد

ض یر ناخودآگاهش بش شیش،‏ تشر ایشت.‏ گشوتشه بشه آنشان

احترام میگذاشت ومویولیني از آنان مشتشنشفشر بشود.‏ بشه

هرکجا چرم انداختم مردان در بارد زنان نرري ابراز

کردد بودند،ولي متفاوت و گونه گون.‏ ..

در حی اندیریدن و تفکر به ای مسئله،‏ بي اخشتشیشار و

درنهایت حواس پرتي،‏ و در او ایتیشصشال،‏ دیشدم بشه

بو نوشت نتیجه گیري ام از ت ام ایش مشطشالشعشات،‏

مرغول ن اشي کردن هستم.‏ داشتم چهرد و هیکل کسي

را میکریدم.‏ چشهشرد و هشیشکشل پشروفسشور فُش ایشکشس

درحال نوشت اثر بری ش تحت بنوان : ‏»نازل باودن

جسمي،‏ اخالقي و ذهاناي زناان«.‏ در نش شاششي مش او

مردي که براي زنان جذابیت داشته بشاششد نشرشود.‏ چشاق

بود؛ زرغب ینریني داشت؛ از آن بدتر چر ان ریشزي

داشت؛ صورتش هم یر بود.‏ حالت چهرد اک حاکي

از ای بود که گویي تحت فرار باطفي ششدیشدي قشرار

دارد،‏ و به ه ی یرب قل ش را بشرکشازشذ مشیکشوبشیشد،‏

چنان که گویي به جاي نوشت حررد اي را مشیکرشد،‏

و تازد وقتي هم که آن را میکرت رضایتشي نصشیشرشش

ن یکرد؛ و بایشد بشه کرشتش آن ادامشه مشیداد؛ مشعشهشذا

ه چنان بهانه اي براي خرم و ناراحتي باقشي بشود.‏ بشه

ن اشي ام نراد کردم و از خشودم پشریشیشدم،‏ آیشا بشلشتشش

ه سرک ایت؟ که باش،‏ افسري در یوارد نرام ششدد

ایت؟ افسري باریک و قد بلند که پالتویي از قشرد کُشل

به ت دارد؟

آیا بنا بر فرضیه فروید در نوزادي و درگهوارد دختشر

خوشرلي به او خشنشدیشدد بشودد ایشت؟ چشون دیشدم ایش

پروفسور حتشي در گشهشوارد هشم نش شیتشوانسشتشه نشوزاد

جذابي بودد باشد.‏ دلیلش هرچه که بود،‏ پشروفسشور در

ن اشي م طوري طرح شدد بود که در حشیش نشوششتش

کتا بری ش،‏ « نازل بودن جس ي،‏ اخ قي و ذهنشي

زنان«،‏ بسیار بصراني و بسشیشار زششت بشود.‏ نش شاششي

کردن روک کاه نه اي براي به پایان بردن یک —

«:

‏...باید از ش ا بخواهم اتاقي را مجسم کنید،‏ اتاقي مانند هشزاران اتشاق دیشرشر،‏

که پنجرد اي دارد و ای پنجرد رو به خیابان ایت،‏ رو به کش د هشا،‏ کشامشیشون

ها،‏ اتومریل ها،‏ وپنجرد هاي دیرر،‏ و روي میز داخل اتاق ورق کازذ یفیدي

هست که باالي آن نوشته ‏»زن و دایتان نویسي«،‏ و نه چیزي بیشرشتشر...‏ چشرا

مردها شرا مینوشند و زنان ف ط آ ؟ چرا از دو جشنشس یشکشي ایش چشنشیش

مت ول ایت و دیرري اینطور ف یر؟ فش شر بشر رمشان چشه تشاثشیشري دارد؟ چشه

شرایطي براي آفرینش اثر هنري ضروري ایت؟.‏ هزاران یشئشوال بشه ذهش

خطور میکنند.‏ لیک ما به پایخ نیازمند یم و نه پریش؛ و پریش را ف شط بشا

مرورت با فض و افراد بي طرف به دیت میآوریم،‏ که خشود را از جشدال

زبان و پیچیدگي هاي جسم فراتر بردد اند و حاصل خود و جستارشان را در

کتا هایي که در ‏»بریتیش میوزیوم«‏ یافت میشود به چاپ یپردد انشد.‏ دفشتشر

و مدادي برداشتم و از خودم پرییدم اگر ح شیش شت را در بشریشتشیشش مشیشوزیشوم

نتوان یافت،‏ پس ح ی ت کجایت؟...‏

‏...هیچ تصور دارید که در طول یک یال چند کشتشا در بشارد زنشان نشوششتشه

میشود؟ هیچ تصور دارید که چند جلد از ای کتا ها را مردان نوشتشه انشد؟

مطل هستید که احت اال در دنیا بیش از هر جانشور دیشرشري در بشارد شش شاهشا

بحث میشود؟ به هرحال م بادفتر و مدادم آمدد بودم تا پس از صشرف یشک

صرح به خواندن،‏ بتوانم در پایان آن،‏ ح ی شت را بشه دفشتشرم مشنشتش شل کشنشم.‏ امشا

متوجه شدم که میبایست یک گله فیشل،‏ و جشنشرشلشي بشنشکشرشوت مشیبشودم،‏ ‏)بشا

ایتیصال دنرال جانوراني میگرتم که به داشت ب ر دراز و چر شان مشرکشب

شهرد بودند(،‏ تا بتوانم با ای ه ه ‏)کتا کنار بیایم.‏ میبایست پنجه هایشي از

فوالد و نوکي از آه داشته باشم تا بتوانم به درون ای کود نفوذ کنم.‏ چرشونشه

میتوانم یر یوزني از ح ی تي را که در ای انرود کازذ نشهشفشتشه ایشت بشیشابشم؟

مدام ای پریش ها را از خودم میپرییدم وچر انم را از باال بشه پشایشیش ایش

فهریت طوالني بناوی میگرداندم.‏ حتي بنوان کتا ها هم قابل تامشل بشود.‏

‏"یکس"‏ و طریعت آن میتواند مورد توجه پزشکان و بیشولشوزیسشت هشا قشرار

بریرد؛ اما آنچه که شرفت انریز بود و شرحش دشوار ای واقشعشیشت بشود کشه

‏"یکس"-‏ بهتر ایت برویم زن-‏ حتي م اله نویسان مع ول،‏ رمان نویس هشاي

پرفروک،‏ مردان جواني که فوق لیسانس گرفته اند؛ مشردانشي کشه هشیشچ گشونشه

مدرکي نررفته اند؛ مرداني که هیچ نوک قشابشلشیشتشي نشدارنشد بشجشز ایش کشه زن

نیستند،‏ را نیز جذ میکند.‏ از یی اي برخي از ای کتا ها مرهود بشود کشه

بیرتر یرکسرانه و شوخي هستند تا جدي؛ اما از طشرف دیشرشر،‏ بسشیشاري از

آنها جدي و پیامررانه،‏ اخ قي و پند آموز بودند.‏ تنها خواندن بنوان هاي آنهشا

کافي بود تا تعداد بسیار زیادي معلم و از آن بیرتر کرشیشش هشایشي را بشه یشاد

بیاورید که پرت میز خطابه و محرا قرار میگیرند و با فصاحت و بش زشت

در مورد ه ی یک موضوک،‏ داد یخ میدهند آن نیز بشه مشراتشب بشیشش از

آنچه که زمان چنی یخنراني هایي مع وال ایجا میکند.‏ پدیدد زریرشي بشود؛

و ظاهرا-‏ و در ای جا م زیر بنوان جستجو میکردم-‏ میبایست به مشردان

بسشنشدد مشیکشردم.‏ زنشان در بشارد مشردان کشنشا نش شینشویسشنشد-‏ واقشعشیشتشي کشه

ن یتوانستم از ابراز شادماني در بارد آن خودداري کنم-‏ زیرا اگر میخوایتم

ابتدا هرآنچه را که مردان در بارد زنان نوشته بودند و یشپشس هشرچشه را کشه

زنان در بارد مردان یرقلم رفته بودند،‏ بخوانم،‏ گیاد صرر زرد کشه هشر صشد

یال یک بار گل میدهد،‏ دوبار گل دادد بود پیش از آن کشه بشتشوانشم قشلش شم را

)

برکازذ بنرانم.‏ بنابرای ، با انتخا یردیتي دد دوازدد بنوان،‏ برگه هشایشم را

در ییني درخوایت ها گذاشتم و به زرفه ام رفتم و در میان یایر جوینشدگشان

در انترار جوهر ح ی ت نرستم .

و یپس در حالي که روي کازذهایي که به هزینه مالیات دهندگشان انشرشلشیشسشي

بشراي مصشارف دیشرشر آنشجشا بشود،‏ پرشت یشرهشم دایشرد مشیکرشیشدم بشا خشود

میاندیریدم بلت ای ناه خواني چیست.‏ و با داوري از روي ه ی فشهشریشت

ها،‏ به چه دلیل زنان براي مردان جالب توجه تراند تا مردان براي زنان؟

ادامه در ص

19


19

1 Rowshangar Publication Vol. 4, Issue No. 65 DEC 2012

.

ادامه زن و داستان نویسی از ص

18

ت ام صرح تنها یک ح ی ت بود:‏ خرم.‏ ای پروفسورها-‏ ه ه را

یک کایه کردم-‏ خر ری بودند.‏ کتا ها را که پس دادم از

خودم پرییدم آخر چرا؟ زیر یر یتون ها و کروترها و در

میان قای،‏ هاي بصر حجر هم از خودم پرییدم آخر چرا اینها

بصراني هستند؟ و ای پریش را در راد جستجوي مکاني

براي ناهار خوردن هم از خودم میپرییدم.‏ طریعت واقعي آن

چیزي که م فع خرم آنها مینامم چیست؟ در ت ام مدتي که

در ریتوران کوچکي حوالي بریتیش میوزیوم در انترار آمدن

زذایم بودم ای یئوال را از خودم میپرییدم.‏ کسي که قرل از

م آنجا نرسته بود نسخه بعد ازطهر روزنامه شب را روي

صندلي جا گذاشته بود،‏ و درحالي که انترار زذایم را میکریدم

با بي میلي به خواندن تیترهاي روزنامه پرداختم.‏ نواري از

حروف بسیار درشت در میان صفحه به چرم میخورد.‏ کسي

در افری اي جنوبي امتیاز بری یکسب کردد بود.‏ تیترهاي

قدري ریزتر اب م میکردند که یرآویتی چ ررلی در زنو

بود.‏ تررقصابي با موي انساني در زیرزمیني پیدا شدد بود.‏

قاضي ف ن در دادگاد ط ق در مورد بیررمیزنان اظهار نرر

کردد بود.‏ اخرار دیرري هم در جاي جاي روزنامه به چرم

میخورد.‏ یتارد یین ایي را از لره پرتراهي در کالیفرنیا

آویزان کردد بودند که در میان زمی و هوا معل،‏ بود.‏ هوا مه

آلود میشد.‏ بیرانه تری موجود اگر ازکُرات دیرر به زمی

میآمد،‏ حتي از روي ه ی شواهد جزئي،‏ ب فاصله متوجه

میشد که انرلستان تحت حکومتي مردیاالرانه قرار دارد.‏ هیچ

آدم باقلي ن یتوانست یلطه پروفسور را ندیدد بریرد.‏ قدرت،‏

پول و نفوذ از آن او بود.‏ او مالک،‏ یردبیر،‏ و دبیر روزنامه

بود.‏ او وزیر امورخارجه و قاضي بود.‏ قهرمان کریکت بود؛

میادی ایب دواني و قای،‏ ها متعل،‏ به او بود.‏ او مدیر شرکتي

بود که دویست درصد به یهامدارانش یود یهام میپردازد.‏

میلیون ها براي انج هاي خیریه و دانرکدد هایي که تویط او

ادارد میشد میگذاشت.‏ او یتارد یین ا را در میان زمی و هوا

معل،‏ نراهداشته بود.اویت که تص یم میگیرد موي روي دیته

تیر قصابي از آن انسان ایت یا نه؛ اویت که قاتل را بفو با

مجازات و ابدام میکند.‏ به ایتثناي مه آلود شدن هوا،‏ به نرر

میریید که ه ه چیز را اوکنترل میکند.‏ با وجود ای خر ری

بود.‏ میدانستم که از ای پاداک بصراني ایت.‏ وقتي چیزهایي

راکه دربارد زنان نوشته بود میخواندم،‏ نه به حرف هایش که

به خودک اندیریدم.‏ زماني که یک بحث کنندد به شدت درگیر

بحث ایت،‏ تنها به بحث میاندیرد؛ و خوانندد هم چارد اي

ندارد جز ای که به بحث بیندیرد.‏ چنانچه با بي طرفي در بارد

زنان نوشته بود،‏ شواهد و دالئل بي زرضي براي اثرات بحث

اک ارائه کردد بود،‏ بدون آن که کوچکتری اثري از ای امید

را نران بدهد که مایل ایت نتیجه چنی باشد نه چنان،‏ آدم هم

بصراني ن یشد.‏ انسان ح ی ت را میپذیرد،‏ ه انرونه ح ی ت

یرز بودن لوبیا و زردي قناري را پذیرفته ایت.‏ باید میگفتم به

دَرَز.‏ اما م هم خر ری بودم چون او خر ری

بود..روزنامه را که ورق میزدم،‏ با خودم اندیریدم،‏ واقعاجالب

ایت،‏ که مرد با داشت ای ه ه قدرت هنوز باید بصراني

باشد.‏ مرادا خرم،‏ به گونه اي جوانه طریعي و آشناي قدرت

باشد.‏ مث آدم هاي پولدار مع وال خر ری اند،‏ زیرا میتریند

مرادا ف را پول هایران را از آنان بریرند.‏ پروفسورها،‏ یا

دریت تر برویم مردیاالرها،‏ میتوانند بخري به ای دلیل

بصراني باشند،‏ اما بخري هم به دلیلي که چندان هم آشکار

نیست.‏ چه بسا آنها اص ‏»خر ری نرودند؛ و گاد ازلب در

روابطران در زندگي خصوصي،‏ تحسی کنندد،‏ وفادار،‏ و

ن ونه بودد اند.‏ احت اال زماني که پروفسور قدري با پافراري

بر پست تر بودن زنان اصرار میورزید،‏ مسئله اک نه پست

بودن آنها که برتري خودک بودد.‏ ای چیزي بود که با حرارت

ت ام و اصرار بیش از حد از آن حفاظت میکرد،‏ زیرا

جواهري بود که قی ت نداشت.‏ با انصاف نراد کردم و دیدم که

زندگي براي هردو جنسیت طاقت فریا،‏ دشوار وکر کري

مدام ایت

هردو به شهامتي زول آیا و نیرویي بیش از حد نشیشازدارنشد.‏ و

از آنجا که ما ه ه موجودات وهم و خیال هستیم،‏ چه بسشا بشیشش

از هرچیز به ابت اد به نفس نیاز داریم.‏ بدون ابشتش شاد بشه نشفشس

نوزاداني گهوارد اي هستیم.‏ حال چرونه میتوانیم ای خاصشیشت

زیرقابل پیش بیني را،‏ که ای چنی گرانرهایت،‏ در ایرک وقت

به دیت آوریم؟ با ح یرتر ش ردن دیرران بشا احسشاس ایش کشه

نوبي برتشري ذاتشي در وجشودمشان نشهشفشتشه ایشت-‏ ایش بشرتشري

میتواند ت ول،‏ مرتره و درجه،‏ دمازي صاف،‏ یا ن شاششي چشهشرد

پشدربششزرگ مششان تششویشط رامششنششي بششر دیششرششران بششاشششد چشون

ابزارتخی ت ای انریز انسان را پایاني نیست.‏ از ای رویشت

که به پدریاالران اه یت زیادي دادد میشود و میبشایسشت فشتشح

کنند،‏ حکم برانند،‏ و احساس کنند تعداد زیادي از انسشان هشا،‏ و

به طور دقی،،‏ دریت نی یاز آنها،‏ به گونه اي طریشعشي از آنشان

پست تراند.‏ ای بدون تردید یشکشي از مشنشابش اصشلشي قشدرت او

محسو میشود.‏ حال برذارید نور ای مراهشدد را بشر زنشدگشي

واقعي بتابانم.‏ آیا اگر برخي از آن مع اهاي روانرنایانه را کشه

در حاشیه زندگي روزمرد به آنها برمیخوریم،‏ تشوضشیشح بشدهشم

ک کي میکند؟ آیا شرفت زدگي مرا شرح میدهد که چشنشد روز

پیش دیدم که ‏»ز«‏ انسان تری و فشروتش تشریش مشردهشا،‏ وقشتشي

کتابي از ربکا ویت را برداشت پس از خواندن بشخشرشي از آن

گفت،‏ ‏»ف ینیست مشزخشرف!‏ مشیگشویشد تش شام مشردهشا گشنشد دمشاغ

دارند.«‏ آنچه که مرا شرفت زدد کشردد بشود نشه ابشتشرا یشک

زرور زخم خوردد تازد چرا خانم ویت باید به خاطر اظشهشار

نرري در بارد مردان که احت اال ح ی ت هم دارد ولیک تحسیش

آمیز نیست ‏»ف ینیست مشزخشرف«‏ خشوانشدد ششود نشکشتشه دیشرشري

ایت-‏ بلکه ابتشرا بشه تشجشاوز بشه قشدرت بشاوراو نسشرشت بشه

خودک بود.‏ ت ام ای ابصار زنان در ن ش آینه هایي ظاهر شدد

اند که داراي خاصیتي جادویي و ملکوتي بشودد انشد کشه هشیشکشل

مردها را دوبرابر اندازد طریعي اک مشنشعشکشس کشردد انشد.‏ بشدون

چنی قدرتي،‏ کرد زمی احشتش شاال هشنشوز پشوششیشدد از مشردا و

جنرل بود.‏ شکود و ج ل ت ام جنگ های ان نرناخته بشود.‏ وچشه

بسا هنوز داشتیم آخری ذرات گوشت را از ایتخوان قلم آهویي

شکار شدد به نیش میکریدیم و یا در حشال مشرشادلشه یشنشگ آتشش

زنه با پویت گویفند یا هرچیز تزئیني دیرري که توجه یشلشیش شه

یادد یپندمان را جلب میکرد بشودیشم.‏ ‏"یشوپشرمش هشا"‏ و دیشت

هاي یرنوشت وجود خارجي ن یداشت.‏ تزار و قیصشر هشرگشز

تاجي بر یر ن یداشتند تا آن را از دیشت بشدهشنشد.‏ از کشاربشرد

آیینه ها در جوام مت دن که برذریشم،‏ آنشهشا بشراي تش شام ابش شال

خرونت آمیز و قهرمانانه ضروري هستند.‏ به ه ی دلشیشل ایشت

که ناپلئون و مویولیني هردو با ابرام بر پسشت تشر بشودن زنشان

اصرار میورزیدند،‏ چون اگر زن ها پست تر نرودنشد،‏ آنشهشا بشه

آن بر ت ن یرییدند.‏ ای نکته تا حدودي بشیشانشرشر ضشرورتشي

ایت که زنان براي مردان دارند.‏ و نیز گویاي ای کشه چشرشونشه

تحت انت اد زن از خود بیخود میشوند؛ و چطور اگر زني گفشت

ای کتا بد ایت،‏ ای فیلم ضعی ایت،‏ یا انت ادي دیرر،‏ خرم

و دردي را برمیانریزد به مراتب شدید تر از آنکه اگشر مشردي

ه ی انت اد را نسرت به زني میکرد.‏ زیرا اگر زن ششروک کشنشد

به گفت ح ای،،‏ هیکل درون آیینه آ مشیششود؛ و آمشادگشي اک

براي زندگي از بشیش مشیرود.‏ در زشیشر ایش صشورت چشرشونشه

میتواند قضاوت کند،‏ بومیها را مت دن کند،‏ قانون وض کشنشد،‏

کتا بنویسد،‏ آرا پیراکند و در ضیافت ها یخنراني کنشد،‏ مشرشر

آن که هربار یر صرحانه،‏ نشاهشار و ششام خشودک را دوبشرابشر

اندازد طریعي اک نریند؟ ...

اما ای اظهار نرر هاي خطرناز و جذا در بارد روانرنشایشي

جنس دیرر را-‏ که م امیدوارم ش ا زمشانشي کشه یشالشي پشانصشد

لیرد درآمد از آن خودتان داشتید دربارد اک تع ، بیرتر بکنشیشد-‏

لشزوم پشرداخشت صشورتشحشسشا ریشتشوران قشطش کشرد.‏ جش ش

صورتحسابم ینج شلینگ و نُه پنس بشود.‏ مش یشک ایشکشنشاس دد

شلینري به پیرخدمت دادم و او رفت تا ب یه پول مرا بیشاورد.‏ در

کیفم یک ایکناس دد شلینري دیرر هم بود که توجه مرا جلب

کرد،‏ زیرا ای واقعیتي ایت که هنوز هم نفس مرا بند میآورد

قدرت کیفم که میتواند خود به خود ایکناس هاي دد شلینري

تولید بکند.‏ در آن را باز میکنم و ایکناس ها ظاهر میشوند.‏

در ازاي تعداد مرخصي از ای کازذها که از ب ه اي به م

اره رییدد،‏ تنها به ای دلیل که ه نام بودیم و نه هیچ دلیلي

دیرر،‏ جامعه به م

جوجه،‏ قهود،‏ مسک

و تختخوا میدهد.‏

باید برایتان

توضیح بدهم که ای

ب ه م ، مري بتُ‏

در ب رئي در حی

یواري از ایب

زمی خورد و مُرد.‏ خرر ای میراه شري ه زمان با تصویب

الیحه راي دادن زنان به م ریید.‏ نامه اي از طرف یک

وکیل در صندوق پستي م افتاد و وقتي آنرا باز کردم متوجه

شدم که ب ه م رري یي معادل یالیانه پانصد لیرد مادام الع ر

برایم باقي گذاشته ایت.‏ از دو خرر خوک-‏ پول و ح،‏ راي-‏

پولي که متعل،‏ به خودم بود،‏ بي تردید اه یت بیرتري داشت.‏

پیش از آن زندگي ام را از راد انجام کارهاي جزئي براي

روزنامه ها،‏ گزارک ن ایرراد االغ ها در ف ن جا یا خرر

برویي ف ن کس میگذراندم؛ چند پاوندي هم از راد نوشت

آدرس پرت پاکت ها،‏ خواندن کتا براي پیر زنان،‏ دریت

کردن گل هاي مصنوبي،‏ آموزک الفرا به کودکان کودکستان

به دیت میآوردم.‏ اینها کارهایي بود که پیش از یال

انجامش براي زنان امکان پذیر بود.‏ تصور ن یکنم

لزومیداشته باشد که با جزئیات از دشواري کارها برویم

چون به احت ال قوي خود ش ا زناني را میشنایید که به ای

کارها اشتغال داشته اند؛ به ترریح یختي زندگي پس از به

دیت آوردن آن پول هم نیازي نیست،‏ زیرا چه بسا خود ش ا

تجربه کردد باشید.‏ اما آن چه که بدتر از هردوي اینها بود و

ه چنان خوف اک در وجود م باقي ایت تلخي زهر دلهرد

اي ایت که آن روزها در کام جانم چکاند.‏ اول از ه ه،‏ انجام

کاري ه یرري که ب قه اي به آن نداشتي و میبایست مانند

یک بردد آن را انجام دهي،‏ ت ل،‏ برویي و چاپلویي کني،‏

شاید نه ه یره ولي به هرحال الزم میآمد،‏ و ن یتوانستي که

خطر کني؛ و فکر ایتعدادي که پنهان کردنش مرگ بود-‏

ایتعدادي کوچک اما براي دارندد آن با ارزک-‏ از بی

میرفت و ه راد آن خود م ، روحم-‏ ت ام اینها مانند زنراري

بود که شکوفایي بهار را از رون،‏ میانداخت و درخت را از

درون میپویاند.‏ باري،‏ ه انطور که میگفتم،‏ ب ه م مرد؛

و هرگاد که یک ایکناس دد شلینري خرد میکنم قدري از آن

زنرار پاز میشود؛ وحرت و تلخي ناپدید میشوند.‏ و در

حالي که باقی اندد پولم را در کیفم میگذاشتم،‏ با خود اندیریدم

که ح ی تا قابل توجه ایت،‏ زیرا وقتي به یاد تلخي آن روزها

افتادم،‏ متوجه شدم که درآمدي ثابت تازد اندازد میتواند تفاوتي

از زمی تا آی ان را در روحیه آدم ایجاد کند.‏ هیچ نیرویي در

دنیا قادر نیست پانصد لیرد مرا از م بریرد.‏ دیرر تا آخر

ب ر زذا و لراس و خانه ام تامی بود.‏ بنابرای نه تنها جان

کندن و بیراري از بی میرود بلکه تلخکامیو تنفر نیز پایان

میگیرد.‏ لزومیندارد از هیچ مردي متنفر باشم؛ او دیرر

ن یتواند مرا آزار بریاند.‏ نیازي ندارم ت ل،‏ مردي را برویم؛

چیزي ندارد به م بدهد.‏ و به ای ترتیب تدریجا دیدگاد جدیدي

نسرت به نی ه دیرر نسل برر پیدا کردم.‏ م مت هر طر ه یا

جنسیت در کل کار بیهودد اي بود.‏ مجت بزرگ و پیویته اي

ادامه در ص

1918

20

-

-

-

»


20 ماهنامۀ روشنگر . شماره شصت وپنج دسامبر 2012

ادامه زن و داستان نویسی از ص

91

ادامه داستان از ص

ف ط ک یط یت،‏ اونم اگر خیلی بره یه میلیون.‏ چند روز مشیتشونشم

دَووم بیارم؟ خر جاشون رو بدم یا خوراکرون رو؟

اگه خودم تنها بودم هشر طشورا ششدد یشر کشارا مشیرفشتشم،‏ اتشاقشی

میگرفتم،‏ با یه ل ه نشون و پشنشیشر هشم یشیشر مشیششدم فش شط آرامشش

ابصا میخوایتم.‏ رایت میگ ترس برادر مرگه.‏

راد دوم دادخوایت ط ق بدم و برم خونه بابام.‏ چون اگه بفه ه ما

رو میکره.‏ اونوقت حتی روز هم میتریم بیرون بیام و هشر ششب

مییاد در خونرون آبرو ریزا و ک نترا و دبوا.‏ مامانه هم یکتشه

میکنه و باباهه جلوا ه سایه ها خجالت میکره.‏

راد یوم باهاک معامله کنم.‏ برم ه ه چیزمو میبخشرشم،‏ بشچشه هشام

رو بر میدارم و میرم.‏

ولی پریرب بهش گفتم و قرول نکرد.‏ گفت تا قشیشافشه دارا نشرشهشت

میدارم،‏ بعد که از ریخت افتادا ولت میکنم که خیالم راحت باششه

کسی یرازت ن ییاد و تا جون دارا کشلشفشتشی مش و بشچشه هشام رو

بکنی.‏ واا خدایا دیوانه شدم چه کار کنم؟

بهش گفتم بیا بریم پیش مراور.‏

گفت مره دیوونه ام؟!‏ تو دیوونه اا برو تی اریتان.‏

با الت اس گفتم مراورد کردن که براا دیوونه ها نیست؟ پشیشغش شرشر

هم گفتند که مراورد کنید.‏

پاشد وایساد و با هیکل دِی ق دراز الزر مردنیش در اومد کشه خشرشه

خره وایه م خدا و پیغ رر نک ، جا ن از آ میکره!‏

با صداا لرزانی یواشکی گفتم بله گشفشتشنشد امشا ششرط و ششروطشی

دارد.‏

پرید تو صورتم که بالِ‏ ه خانوم خیلی به دینت مشینشازا اونشم ازت

میگیرم!‏

دیتامو رو صورتم بردم،‏ گوشه مرل کز کردم،‏ تو دلم گفتشم واقشعشا

که ابلیسی .

رایت میگفت جوونیم،‏ ی متیم،‏ شخصیتم و هر چیز ظشاهشرا کشه

میتونستیم با هم بسازیم رو در م خرا کشردد بشود و در بشو

م براا اون از یک جُلُ‏ رور در نرر مردم یک آقشا یشاخشتشه بشودم.‏

حاال منو قرول نداشت.‏ هر دفعه در اثر کتکشاک کشلشی اششعشه ایشکشس

میخوردم،‏ نتیجهک شدد بود مچهاا شکسته دیت،‏ آرتروز گشردن،‏

پیچ خوردگی مچ پا،‏ ک یشنوایی،‏ تاراِ‏ دید و انشواک کشرشودا هشا و

خون ریزاهاا داخلی حتی طرف رایت موهاا یشرم از یش شت

چپش ک تر بود،‏ از بس که کندد بشود و بشه خشاطشر طشلشب پشدرم کشه

پولش رو باال کریدد بود یهو یفید شدد بود.‏

جلوا هر کس و ناکس از م ایراد میگرفت و مسخشردام مشیکشرد.‏

هر جا که مه انی میرفتیم هر چ در م از آقشایشی هشاک صشحشرشت

میکردم اون از چلفتیها،‏ شلختریها و بیبرضریهاا م حشرف

میزد.‏ منم براا اینکه پاچَهم رو نریرد ف ط نراک میکردم،‏ گشاهشی

لرخند میزدم.‏ یه وقتایی با خودم میگم بابا موالنا هم یشه چشیشزیشش

میشدد که گفته از محرت خارها گل میشود.‏

پس چرا هر چی بهش محرت مشیکشنشم خشارهشاک درخشت کشاکشتشوس

میشه؟!‏ بهتری چیزاا خونه مال اون بود.‏ وقشتشی خشریشد مشیرفشتشم

ان در که دویت داشتم براا اون بخرم براا خودم ن شیخشریشدم.‏ هشر

کادویی که میخریدم اول یراغ قی تش رو مشیگشرفشت و بشا چشر

زبونی گولم میزد و وقتی میفه ید چند خریدم به گوشه اا پشرتشش

میکرد و میگفت آشغاله و م اح م هر بشار ایش کشار را تشکشرار

میکردم.‏ چرا ؟!‏ چرا فکر میکردم باید دویتش داشته بشاششم؟ چشرا

بهم گفته بودن ف ط باید چرم تشو چرشم اون بشاز کشنشم و مشثشل ایشب

بصارا جاا دیررا رو نراد نکنم دید دیره اا به ای دنیا نداششتشه

یه زن مره میشه بی آقا بشاال یشر بش شونشه؟ وا مشردم چشی

میگ ؟ هیچ جا جاک نیس!‏ با لراس یشفشیشد بشریشد و گشیشسشتشون مشثشل

دندونتون یفید که شد با کف یفید بیرون بیایش کشه چشه ششود؟ بشه

بال یثابت بره ش ا ب را یفیدبخت زندگی کردید.‏

هر روز صرح با خودم میگفتم امروز روز دیررا ایت بهتر از

دیروز خدایا براا ه ه نع ت هایت مترکرم.‏ از جا پا میشدم،‏ ه ه

چیز دنیا برام زیرا بود،‏ توق زیادا از زندگی جشز یش مشتشی و دل

خوک نداشتم.‏ اما...‏

راد چهارم در ک ال ناامیدا فکر کردم،‏ چارد اا پیدا نکشردم.‏ پشس

ه ی طور ادامه بدم.‏ آیندد مثل پردد یین ا جلوا روم بود.‏ مشیدیشدم

که روزها یخت تر،‏ شکنجههاک بیشتر و توهی هاک بدتر میشه

بیرتر توهی هاک تو مه ونیها بود.‏ اونجا فش شط وقشتشی نشیشرشش بشاز

میشد که با خانوم یانتال مانتالی هم صحرت بود.‏

یه بار براا بر اندام جلوا بچه هاا هم ی امید تو مه شانشی

چنان لردا از ای ور یفرد بشه اون ور یشفشرد تشو ششکشم بشچشهم

پَروند که چرا صداک کشردد،‏ نرشنشیشدد جشوا ششو بشدد.‏ آخشه امشیشد

داشت با بچه ها یفرد میچید و میخندید،‏ اون ب ب افتادد بود.‏

یادمه روز اول بید چهار یال پیش بود،‏ مشا رو بشرد ریشتشوران

ناهار بخوریم یر اینکه چرا یک یشابشت دیشر از خشونشه بشیشرون

اومدیم هر چی از دهنش در اومد بهم گشفشت.‏ اششکشم کشه در اومشد

زذا رو آوردن نه م میخوردم،‏ نه امیشد.‏ بشا لشرشد از زیشر مشیشز

میکوبید که پولرو دادم باید بخورید،‏ کوفت کنید.‏ با گشلشولشه هشاا

اشک زذا خوردم.‏ بادت داشت که شیریش تشریش چشیشزا رو بشرام

زهر کنه.‏ امید که میگه اگه باهاک زندگی کنی از خشونشه مشیشرم.‏

بچم بس که کتک خوردد یاله کشه ششب ادرارا دارد.‏ آرزو

چی؟ اونم بزرگ بره با اولی نراد محرت آمیزا میرد و پشنشاد بشر

خدا.‏

نکنه امیدم معتاد بره،‏ نکنه ب یی یرک بیاد،‏ گیر رفی شاا نشابشا

بیفته.‏ باقرت بچه هام چی میشه؟ اگشه بشا ایش اخش قشی کشه دارد

بروس و داماد بریرم،‏ تکلی بچه هام معلومه.‏ مدام یرکوفت و

یرزنش میشنون،‏ با ما رفت و آمد ن یکن

خدایا پناد بر تو میبرم،‏ ک ک ک به راد شیطان نیفتم.‏ یعنی هیشچ

راهی براا خ ص شدن از ای زندگی نکرتشی کشه اون بشرامشون

یاخته،‏ نرود؟

روزها گذشت و یرازی از ی حش نررفت.‏ فکشر کشنشم تشریشیشدد

بود که نکنه اون رو به بنوان آلت جرم به ک نترا دادد باشم.‏

هر روز به ن طه جوک نزدیکتر میشدم.‏ دیره ب جلوا م و

بچه ها با تلفنش قشراراششو مشیذاششت و مشدام پشیشامشک مشیداد و

میگرفت.‏ اص برام مهشم نشرشود کشه از دیشتشش بشدم چشون حشس

میکردم که هیچ وقت نداشت ش.‏

از افراد انساني مسئول انجام کارهایي که میکنند نیستنشد.‏

آنها به طر زریزد به آن مشیپشردازنشد کشه از کشنشتشرلرشان

خار ایت.‏ آن پدریاالرها،‏ و پروفسورها نیز مرشکش ت

و موان بي ش اري داشته اند که باید با آن کنار میآمدنشد.‏

دانش آنها نیز مانند م از جهاتي داراي اشکشال بشودد کشه

ای بیو بریم را درآنان پرورک دادد ایت.‏ قرول،‏ آنها

داراي پول و قدرت هستند،‏ اما به بهاي پناد دادن ب ا و

الشخوري در میان یینه شان،‏ که مدام به جررشان نشوز

میزند و به ریه هایران پنجه میاندازد-‏ که ه انا زشریشزد

مالکیت ایت،‏ خرم تصاحب کردن که بابث میشود مدام

اجناس و اموال دیرران را بخواهشنشد؛ کشه مشرز و پشرچشم

بسازند؛ کرتیهاي جنري و گشازهشاي یش شیدریشت کشنشنشد؛

زندگي خودشان و فرزندانران را به خطر بیفکنند.‏

از کنار هر طاق،‏ یشاخشتش شان و خشیشابشانشي کشه بشه یشادبشود

پیروزي هشاي تشاریشخشي نشامشرشذاري ششدد انشد کشه بشرشور

میکنید،‏ در مورد ج ل و ششکشود آن واقشعشه تشاریشخشي و

شرایطي که به دیت آمدد تامل بکنید.‏

یا دریک روز آفتابي بهاري ف ن تاجر و وکیل را تش شاششا

کنید که وارد محل کارشان میشوند تا پول،‏ پول،‏ پشول و

بازهم پول بسازند،‏ حال آنکه واقعیت ای ایت که پشانصشد

لیرد در یال انسشان را در آفشتشا زنشدد و راضشي نشرشاد

میدارد.‏

باخود اندیریدم اینها زرایز ناخَري هستند و حشاصشلشي از

شرایط زندگي و ف دان ت شدن هسشتشنشد.‏ و در ایش حشال بشا

چنان دقتي به مشجشسش شه دوز کش شرشریشج و بشه خصشوص

پرهاي تزییني ک هش نرر دوختم که تاکنون کسي با ایش

دقت به آن ننرریسته بود.‏ و هنرامیکه متوجه ای مشوانش

شدم،‏ به تدریج وحرت و نفرت به ترحم و تشحش شل تشرشدیشل

شدند؛ و پس از یکي دویال ، ترحم و تح ل نشیشز از بشیش

رفت و رهایي بزرگ از ت ام ای مسشائشل پشیشش آمشد،‏ کشه

برارت ایت از شرایط آزادي که به چیزهشا هش شان گشونشه

که هستند بیندیریم.‏

مث آیا آن یاخت ان را دویت دارم یا نه؟ آیشا آن نش شاششي

زیرایت یا نیست؟ به به نرر م ق ن کتا ، کتا خوبشي

ایت یا بد ایت؟

در ح ی ت ارثیه ب ه ام برایم حجا از آی ان برگشرفشت،‏

و جایرزی هیکل یلطه گر و بشرشیشم آن آقشا ششد،‏ و بشنشا

برتوصیه میلتون،‏ منررد آی اني گستردد،‏ موضوک مورد

تحسی ه یرري م شد.‏ باچنی افکار و تام تي بشود کشه

به خانه ام در کنار رودخانه رییدم .

فصل دوم از کتاب»اتاقی از آن خود«‏

سایت دیباچه

...

11

تا ای که یه شب که دوبارد بهانه اا براا کشتشک زدن امشیشد پشیشدا

کردد بود به اون ن طه جوک رییدم و یرک داد زدم ولش ک ،

چه کارک دارا؟

اونم که مثل خرِ‏ واموندد ا معطل چُش بود،‏ به طرفم ح له کشرد.‏

پس پس رفتم و گفتم اگشه دیشتشت بشهشم بشخشورد مشیرم پشزششکشی

قانونی و ازت شکایت میکنم.‏

با پوزخندا گفت هه!‏ نه بابا آدم ششدا؟ از کشی تشا حشاال؟ کشی

یادت دادد؟

گفتم از وقتی که تو دیره آدم نیستی و میخواا ما رو هشم مشث

خودت دیوونه کنی.‏ اص حرف تو دریته.‏ یا دیت از یر م و

بچه هام برمیدارا یا اینکه به قول تو م ِ دیوونه فردا که از در

رفتی بیرون،‏ بچههام رو برمیدارم و ششیشر گشازم بشاز مشیذارم،‏

پیلوت دیوترم هم کشه روششنشه و تشو آششپشزخشونشه هشس،‏ اونشوقشت

دیوونه اا بهت نرون میدم که اون یرک ناپشیشدا.‏ اگشه قشرارد مش

برم دیوونه خونه،‏ پس زندگی که با خون دل یاختم،‏ آتیش میشزنشم

بعد میرم.‏

تاحاال ای طورا بهش جوا ندادد بودم،‏ صداا بلندم رو نرنیشدد

بود،‏ حس مادرانهام رو تحریک کردد بود.‏ حتی حیوونا هم بشراا

نجات بچه هاشون از جونرون میگذرن.‏

ها و وا نرام میکرد.‏ رو به امید کشرد و انشرشار کشه تشونسشتشه

چیزا رو ثابت کنه،‏ گفت:‏ دیدا،‏ دیدا گفتم دیوونه یت شش شاهشا

باور ن یکردید ای هم مدرز،‏ تو هم شاهد بودا.‏ چند تشا فشحشش

آنچنانی داد و گفت:‏ خیال کردا میتونی زنشدگشی مشنشو بشه آتشیشش

بکری؟ قل و زنجیرت میکنم و از در میرم بیرون.‏

گفتم:‏ تونستی بک

خ صه دبوا باال گرفت و دیره نفه یشدم.‏ فش شط دیشدم بشهشم حش شلشه

کرد.‏ یادمه که روم نرسته بود،‏ از الب ا دیتشهشایشی کشه تشو هشوا

میچرخید و منو مث ن دا میکوبید امشیشدمشو دیشدم کشه آرزو رو

بغل کردد و بچم داشت جی میکرید.‏ امید هشم داد مشیزد ولشش

ک کرتیش،‏ به خدا میکر ت،‏ نامرد!‏

مث دیوونه ها با مرت توا یرم میکشوبشیشد و گشاهشی یشرم و بشا

گوشام و موهام بلند میکرد و به زمی میزد آن در که دیشرشه یشادم

نیست.‏

وقتی روا تخت بشیش شاریشتشان از صشداا نشالشه و درد بشه هشوک

اومدم،‏ با دیشدن گشریشه امشیشدم و صشورت مشعشصشوم آرزوم هش شه

دردهاا تنم یادم رفت ولی یوزهاا دلم بیرتر شد.‏ با نرشاهشی بشه

امید و آرزو به راد پنجم فکر کردم...آد!‏

: زندگی

بدون دخالت آگاهانه

انسان

نه مسیری دارد

نه هدفی و نه مفهومی


ژان پل سارتر


:

:

:

:

.

:

:

).

:

:

:

:

.

:

:

:

:

:

:

باشم؟!‏ (


21

1 Rowshangar Publication Vol. 4, Issue No. 65 DEC 2012

زاویه پنهانِ‏ آلبرت اینشتین:‏

چرا سوسیالیسم؟

مقاله ای گمنام از مشهورترین انسان قرن بیستم

دکتر رضا رئیسی طوسی،‏ مقدمه ای بر ترجمه این مقاله در ایران فردا

)1879-1955(

م اله زیر را شش یال قرل از

آلررت اینرتی

مرگش در ی هفتاد یالری براا اولی ش ارد مجله مانتلی ریویو

نوشت.‏ در ای هنرام از زمانیکه او درجه دکتراا خود را در

فیزیک با طرح نرریه نسریت و برابرا مادد و انرزا گذراند

یال میگذشت.‏ تئورا نسریت اینرتی تاثیر بری ی بربلم گذاشت

ونتایج جدید وب ی ی را دربارد طریعت و فضا،‏ زمان،‏ حرکت،‏

مادد،‏ انرزا وروابطی که برآنها حاکم ایت،‏ برضه کرد.‏ به

زبان یادد،‏ تئورا او از ج له مطرح میکرد که میزان حرکت

یابت در فضا با افزایش یربت کاهش مییابد و اینکه انرزا و

مادد برابر و قابل تردیل به یکدیررند.‏ ای فرمول فرصتی براا

تح ی ات بعدا روا اتم فراهم کرد و یرانجام با انفجار اتم به

اثرات ریید

اط بات به دیت آمدد از امکان دیتریی هیتلر به ب ب ات ی،‏

نررانی زیادا را در آیتانه جنگ جهانی دوم ایجاد کردد بود.‏

اینرتی بعنوان یک شهروند آل انی،‏ ه راد با بدد دیررا از

دانر ندان اروپایی از چنگ هیتلر گریخته بود.‏ تردیدا نداشت که

اگر ب ب به دیت دیکتاتور آل ان بیفتد،‏ براا رییدن به اهدافش

کوچکتری تردیدا در تخریب جهان به خود راد نخواهد داد.‏ از

ای رو وقتی دانر ندان فیزیک مهاجر،‏ نامهاا را در مورد

ایتفادد از ب ب ات ی به اینرتی دادند و از او خوایتند که وا از

شهرت خود ایتفادد کردد و آن را با امضاا خود براا فرانکلی

روزولت رئیس ج هور آمریکا بفریتد،‏ او چنی کرد

تصور اینرتی ای بود که ایاالت متحدد و بریتانیا جوامعی

دموکراتیک هستند و دیتیابی به ب ب ات ی از طرف آنها ف ط

براا آزادا انسان به کار خواهد رفت.‏ دولت ایاالت متحدد با

ایتفادد از فیزیکدانان مهاجر و دانر ندان بریتانیایی،‏ طرح

را در یال 1939 پی ریخت و دانر ندان به ‏«مانهاتان»محرمانه

کار مطالعه و یاخت ب ب ات ی پرداختند.‏ یرانجام ایاالت متحدد

در زوئیه اولی ب ب ات ی را در کراکش جنگ در

صحراا االموگوردو در نیومکزیکو آزمایش کرد.‏ با انفجار ای

ب ب،‏ دماا یطح زمی در محل انفجار به صدمیلیون درجه

فارنهایت،‏ یعنی یه برابر حرارت داخل خورشید و ددهزار برابر

دماا یطح آن،‏ ریید.‏ ت امی اشکال حیات،‏ از روییدنیها تا

جانداران،‏ به شعاک کیلومترا مرکز انفجار کام نابود شدند.‏

پس از انفجار،‏ زنرال لزلی گرووز مدیر طرح مانهاتان به معاون

جنگ به پایان ریید یک یا دو ب ب ات ی کار زاپ ‏»خود گفت :

را ت ام خواهد کرد

پرزیدنت هارا تروم که در کنفرانس پتسدام شرکت کردد بود،‏

از موف یت ای انفجار مطل شد و متعاقب آن به زاپ اولتی اتوم

داد.‏ ک تر از دو ماد بعد،‏ ایاالت متحدد دو ب ب ات ی خود را به

ترتیب در روزهاا و اوت در هیروشی ا و ناگازاکی منفجر

کرد.‏ نتایج دهرتناکی که ای ب بها به جا گذاشتند تا آن زمان

براا برریت ناشناخته بود

انفجار ب ب با انفجار تصورات خوشرینانه اینرتی نسرت به

دولت ردان ایاالت متحدد و بریتانیا م ارن بود.‏ اینرتی که شاهد

نادیدد گرفت در خوایتهاا دانر ندان در مورد بدم ایتفادد از

ب ب ات ی بلیه زاپ بود،‏ ب ی ا دریافت که اگر دانر ندان به دور

و برکنار از فعالیت اجت ابی،‏ تنها به کرفیات بل ی خود دل

خوک کنند،‏ به ابزار خطرناز و بیارادداا در دیت

ییایت داران بیت وا و بازیرر تردیل خواهند شد.‏ اینرتی از آن

پس با ه ه شهرت جهانی،‏ بیرتری ت ک خود را معطوف به

ایت رار یک دولت جهانی کرد.‏ او توصیه میکرد که ن ایندگان

ای دولت،‏ مست ی ا از طرف ملتها انتخا شوند و امیدوار بود

از طری،‏ چنی یازمانی بتوان صلح و امنیت جهان را تامی

کرد.‏ دربی حال وا از ای امر زافل نرود که حاک یت یرمایه

در جهان یرمایه دارا،‏ کنترل اط بات و دخالت تعیی کنندد در

انتخابات،‏ نهادها و یازمانهاا اجت ابی را به گونهاا شکل

میدهد تا یود بیرترا به دیت آورد.‏ و نیز به صور پیچیدداا،‏

بطور مست یم یا زیر مست یم از آگاد شدن مردم براا ایتفادد از

ح وق طریعی شان جلوگیرا میکند.‏ در نتیجه ف ر،‏ فحرا و

فساد را گسترک میدهد و با نهادینه کردن جهل،‏ به فلج کردن

وجدان و آگاهی افراد جامعه میپردازد

اینرتی به جز ایت رار نرام یوییالیستی،‏ راهی براا نجات

انسان از فاجعه نرام یرمایهدارا،‏ که انسان را در ت ام یطوح

به ابزار بیارادداا تردیل میکند،‏ نیافت.‏ از ای رو در یال

در میان طوفانی از ته تها و ح تی که به اتهام

ک ونیست بودن در ایاالت متحدد به وا نسرت دادد شد،‏ نررات

خود را شجابانه دربارد یوییالیسم براا اولی ش ارد مانتلی

ریویو نوشت.‏ م اله زیر ترج هاا از ای نوشته ایت.‏

.

1939

چرا سوسیالیسم؟

آیا کسی که متخص بلم اقتصاد و جامعه شنایی نراشد

میتواند در رابطه با یوییالیسم اظهارنرر کند؟ م به دالیل

مختل به ای یؤال جوا مثرت میدهم

برذارید اول،‏ یؤال را از منرر بل ی مورد برریی قراردهیم.‏

م ک ایت چنی به نرر آید که به لحاظ اصولشنایی بی بلم

نجوم و بلم اقتصاد تفاوتهاا بنیادی وجود ندارد.‏ دانر ندان

هر دو حوزد بل ی ت کشان بر ای ایت تا در جهت هرچه

روش تر شدن رابطه بی پدیددهاا معی به قوانی قابل پذیرک

دیت یابند.‏ اما در واقعیت ای تفاوتهاا اصولی وجود دارند.‏

و ای به نوبه خود،‏ دیتیابی به قوانی اصولی حوزد اقتصاد را

مرکل مییازد.‏ پدیددهاا اقتصادا تحت تاثیربوامل زیادا

قرار میگیرند که ارزیابی آنها را مرکل مییازند.‏ ب ود بر

ای ، تجربه کسب شدد از آزاز تاریخ مت دن بررا به م دار

زیادا تحت تاثیر بللی که به هیچوجه اقتصادا نیستند

قرارگرفته ایت.‏ بعنوان مثال،‏ بیرتر دولتها درطول تاریخ

موجودیت و هویت خود را به شیود زلره بردیرران بدیت

آوردداند.‏ پیروزشدگان هم از لحاظ قانونی و هم از لحاظ

اقتصادا طر ه م تاز را ترکیل میدادند.‏ مالکیت زمی را در

انحصار خود میگرفتند و هرم قدرت کلیسایی را با گ اردن

کریران مورد ابت اد خود ترکیل میدادند.‏ کریشها با در

اختیار داشت ییستم آموزشی،‏ جامعه طر اتی را بطور دای ی

نهادینه کردند و چنان ییستم ارزشی ایجاد کردند که رفتار

اجت ابی مردم پس از آن،‏ تا اندازد زیادا ناخودآگاد،‏ در مسیر

رفتار اجت ابی تعری شدد از یوا کلیسا هدایت میشد

به لحاظ تاریخی،‏ ما در هیچ کجا نتوانسته ایم از آن مرحلهاا

رشد انسانی نامیدد ‏«مرحله زارترر»که توریت وبل آنرا

ایت گذر کنیم

واقعیتهاا اقتصادا کنونی به آن مرحله متعل،اند و حتی

قوانی برگرفته شدد از ای واقعیتها در مراحل دیرر امکان

کاربردا ندارند.‏ از آنجاییکه هدف یوییالیسم دقی ا زلره بر

و گذار از ای مرحله رشد انسانی ایت،‏ بلم ‏«مرحله زارترر»‏

اقتصاد در موقعیت کنونی خود میتواند تا حدودا جامعه

یوییالیستی آیندد را تصویر کند

دوم اینکه،‏ یوییالیسم به یوا هدف اجت ابی-‏ اخ قی ی ت

گیرا کردد ایت.‏ بلم ن یتواند اهداف ایجاد کند،‏ حتی ن یتواند

اهداف را به انسانها ال ا کند.‏ بلم حداکثر میتواند ابزارا را

در اختیار انسان قرار دهد که به وییله آن بتواند به اهداف

معی برید.‏ اما اهداف خود به وییله افراد،‏ با ایددآلهاا اخ قی

واال خل،‏ میشوند ‏)اگر ای اهداف در نطفه خفه نروند و قوا

ب انند(‏ به وییله انسانهاا بیر ارا که تا حدودا نا خودآگاد

تکامل تدریجی جامعه را امکانپذیر مییازند پذیرفته میشوند

به ای دالیل،‏ وقتی پاا معض ت بررا به میان میآید باید

مراقب بود که ازراق گویی نرود و نراید فر بر ای گذاشته

شود که ف ط نخره ها ح،‏ ابراز نرر در مورد مسایل تاثیرگذار

.

بر یاختار جامعه را دارند.‏

بسیارا ادبا کردداند که جامعه انسانی دوران بحرانی را از

یر میگذراند و ثرات آن بردت آییب دیدد ایت.‏ ای ادباها

در شرایطی ابراز میشوند که افراد نسرت به گروهی که به

آن تعل،‏ دارند،‏ چه کوچک و چه بزرگ،‏ بیتفاوت باشند و

یا حتی برخورد خص انه داشته باشند.‏ براا روش کردن

قضیه،‏ برذارید مثالی را که خودم شخصا تجربه کرددام

بیاورم.‏ اخیرا ض صحرت با فردا روشنفکر و

خوکمرر از خطر وقوک جنری دیرر ابراز نررانی

کردم و گفتم که به نرر م ای جنگ برریت را بطور جدا

تهدید میکند و تاکیدکردم که تنها یک یازمان فراملیتی

میتواند در م ابل چنر خطرا امنیت جامعه جهانی را

تض ی کند.‏ ایران بیدرنگ با خونسردا و آرام به م گفت

چرا تو ب ی ا مخال نابودا نوک برر هستی؟

مط ئنم که حداقل دریک یال اخیرهیچکس چنی ج لهاا

را به راحتی بیان نکردد ایت.‏ ای ج له ازآن کسی ایت که

ت ک کردد ایت از پوچی درون خویش رهایی یابد اما

مایوس شدد ایت.‏ چنی روحیهاا بیان کنندد انزوا و در

خود فرو رفت ایت که ای روزها بسیارا به آن مرت

هستند.‏ بلت چیست؟ راد برون رفتی وجود دارد؟

طرح چنی یوالهایی آیان،‏ اما پایخ مستدل دادن به آنها

بسیار مرکل ایت.‏ براا پایخ دادن به یؤاالت مطرح شدد

م باید حداکثر یعی خود را بکنم،‏ هر چند که کام متوجه

هستم که احساس و ت ک ما ازلب متناق و مرهم هستند و

ن یتوان آنها را به آیانی فرموله کرد

انسان بطوره زمان موجودا فردگرا واجت ابی ایت.‏

بعنوان موجودا فردگرا یعی میکند درجهت ارضاا

ت ای ت شخصی وت ویت تواناییهاا ذاتی خود و نزدیکان

خود ت ک کند،‏ بعنوان موجودا اجت ابی،‏ یعی میکند

نرر و محرت دیرران را جلب کند،‏ شریک زم ودرد

دیرران باشد و در بهرود شرایط زندگی آنها مؤثر باشد.‏

ه ی گرایرهاا متفاوت و اکثرا متضاد شخصیت فرد را

شکل میدهند.‏ نسرت معینی از ای گرایرها مرخ میکند

که آیا فرد میتواند به تعادل درونی برید و یا میتواند در

بهرودا اجت اک یه ی داشته باشد یا نه.‏ کام محت ل ایت

که زالب بودن نسری یکی از ای دو نیروا محرکه در

کلیت ذاتی باشد.‏ اما شخصیتی که نهایتا شکل میگیرد به

م داربسیارزیادا تاب بافت جامعهاا که انسان در آن رشد

مییابد،‏ فرهنگ جارا جامعه و ارزکگزارا جامعه به

رفتارهاا خاص انسان میباشد.‏ براا فرد،‏ مفهوم انتزابی

‏»جامعه«‏ به معنی مج وبه روابط مست یم و زیر مستفیم

وا با افراد معاصر خود و ه چنی نسلهاا قرل از خود

ایت.‏ فرد قادر ایت به تنهایی فکر کند،‏ حس کند،‏ ت ک و

ادامه در ص

-

.

29

.

.

.

.

.

44

-

.

.

9

5/1

1945

.

16

.

. »

6


22 ماهنامۀ روشنگر . شماره شصت وپنج دسامبر 2012

دادخواهیم،‏ بیداد را!‏

در چهاردهمین سالگرد قتل رهروان پی گیر آزادی

یاد محمد مختاری و محمدجعفر پوینده را گرامی می داریم

کانون نویسندگان ایران

خود مورد تع یب قرار گیشرنشد،‏ آرا چشنشیش دادگشاهشی

یرانجامی جز یردرگ ی و بر جا گذاشت ریره هشاا

جنایت و تراهی و ادامه ا چشرخشه ا چشرز و خشون

وجنشایشت نش شی داششت.‏

آن روز هش شه ا امشیشد حشاکش شان آن بشود کشه بشا ایش

ظاهریازا ها پروندد ا قتل هاا پاییشز در پشیشچ

وخم هزار داالن شعره هاا قضایی گشم وگشور گشردد،‏

نویسندگان متعهد به آزادا نومید شونشد و بشر جشنشایشت

هاا ای چند دهه زرار فراموشی بنریند و بدی گشونشه

خون فرزندان شری ای یرزمی را پشایش شال مشنشافش

خود کنند.‏ اما چنیش نرشد.‏ زیشرا مشا در چشهشاردهش شیش

یالررد از دیت رفت بزیزان مان،‏ مح د مختارا و

مح دجعفر پویندد،‏ ض گشرامشی داششت آرمشان بشلشنشد

آزادا بیان،‏ آزادا مطرشوبشات،‏ آزادا انشجش ش هشا و

ترکل هاا مست ل و محشو هش شهاا اششکشال یشانسشور،‏

ه چنان بر خوایت بح،‏ خود در یرایر ای یشالشیشان

پا می فراریم و خواهان محاک هاا بشلشنشی بشامش ن و

آمران ای جنایت ها به اتهام قتل مخشالشفشان یشیشایشی و

ب یشدتشی هسشتشیشم

.

.

55

.

1

.

در چهارده ی یالررد قتل هاا ییایی پشایشیشز 1155، جش شعشه

آذرماد یابت بعد از ظشهشر مشزار بشزیشزان مشان را گشل

باران میاکنیم.‏

15

کانون نویسندگان ایران

1391 آذر 14

.

مردم آزاده،‏ روشنفکران،‏ زنان و مردان آزادی

خواه

چهاردد یال پس از قتل ترهکارانه مح دمختارا و

مح دجعفر پویندد به جرئت می توان گفت که

امروز ه چنان در بر ه ان پاشنه می گردد که در

خزان‎77‎‏،‏ و دلیل از روز روش ترک قتل یتار

بهرتی وب گ نویس جوان معتر ایت که تنها

به ‏"جرم"‏ بیان ب یدد به ضر کتک و آزار و

شکنجه ه ی چند روز پیش جان خود را از دیت

داد؛ فریررز رئیس دانا و منیژد نجم براقی تنها به

‏"جرم"‏ بضویت در کانون نویسندگان ایران و

دفاک پی گیر از آزادا بیان وح وق مسلم

یرکوفتران روانه ا زندان ها شدند؛ وچنی ایت

وض دد ها زندانی آزادا خواد دیرر.‏ در بر ه ان پاشنه می

گردد زیراچنان که در آیتانه ا ترکیل دادگاد کذایی مته ان

پروندد قتل هاا ییایی آذر گفتیم،‏ دادگاهی که پرت

درهاا بسته و در تاریکی مطل،‏ برگزار گردد،‏ مته ان را

صرفاً‏ براا ارتکا قتل ب د و نه به اتهام کرتار مخالفان

ب یدتی-‏ ییایی محاک ه کند،‏ خانوادد هاا جان باختران راد

آزادا در آن حضور نداشته باشند،‏ و حتی بکسی از چهرد ا

مته ان در جریان دادریی در اختیار مردم وریانه ها قرار

نریرد،‏ به خوایت صریح وجدان هاا آگاد و بیدار براا

حسا کری از رهرران ‏،آمران و دیتور دهندگان پرت پردد ا

جنایت هیچ ابتنایی نکند و دربو ناصر زر افران،‏ وکیل

جان باختران،‏ را تنها به ‏"جرم"‏ دفاک پی گیر و جانانه از

ح وق قربانیان مدت پنج یال به زندان بیندازند،‏ ابضاا کانون

نویسندگان را به بازجویی بکرند و در یک ک م تع یب کنندگان

1377

!

آه!‏ چهارده ستاره ی سوزان

در دلم شعله ور است

وقتی به فقرا غذا می دادم،‏

مرا در زمرة قدیسین قرار دادند،‏

ولی هنگامی که پرسیدم به چه دلیل اینان باید

فقیر باشند،‏ مرا کمونیست خواندند .

اسقف برزیلی،‏ هلدر کامارا

از مخالفان واتیکان که در ماه اوت 1999


1 23 Rowshangar Publication Vol. 4, Issue No. 65 DEC 2012

تعرض ضدانقالب بورژوا اسالمی و اعتالی

انقالبی دیگری در برابر آن

دد روز ایت که میدان تحریر قاهرد و مشیشدانشهشا و

خشیشابشانشهشاا ششهشرهشاا دیشرشر مصشر بشه صشحشنشه

ابشتشراضشات گسشتشردد بشلشیشه تشعشر ضشدانش ش

بورزوائی اخوانیها و یلشفشیشهشا بشدل ششدد ایشت.‏ ایش

ابتراضشات در بشرابشر دو رششتشه فشرمشان ریشایشت

ج هورا برپا شد که مح د مریشی در جشهشت یشک

کشایشه کشردن ایشتشرشداد دولشتشی در دیشت جشریشان

ضدان بی بورزوا ای می اخوان ال سل شیش بشلشیشه

جنرش کارگرا و بلشیشه آزادیشهشاا یشیشایشی صشادر

کردد بود

فرمان اول در رایتاا تح یل یلطه جریان ای می

اخوان بر بوروکرایی اتحادیه زرد یرایشرا بشود.‏

طر،‏ آن فرمان م امات باالا اتشحشادیشه زرد دوران

مرارز بازنرسته میروند و مشدیشران جشدیشدا جشاا

آنها را مشیشرشیشرنشد.‏ امشا جشایشرشزیشنشی ردد بشاالا آن

اتحادیه ضدکارگرا نه از راد انتخابات بلکه تویشط

وزیر کار اخوانی دولت مریی صشورت مشیشرشیشرد.‏

ردد باالا بوروکرایی اتحادیه دولتی که از دوران

حکومت ناصر براا کنترل جنرش کارگشرا مصشر

یاخته شدد ایت در زمان مرارز تشویشط حشز او

از کانال انتخاباتهاا کنترل ششدد در راس اتشحشادیشه

گ اردد میردند.‏ اکنون طشرش،‏ فشرمشان مشریشی قشرار

ایت بلنا و رایا تویط وزیر کار منصو شوند تا

به ای ترتیب ای اتحادیه ضدکشارگشرا یشکشرشارد بشه

تصرف اخوانیهشا درآیشد.‏ ایش فشرمشان بشا ابشتشرا

ویشیش اتشحشادیشه هشاا مسشتش شل کشارگشرا،‏ کشنشرشرد

کارگرا ایکندریه و جریانات چپ مرترط با جنرش

کارگرا روبرو شد.‏

الرته ابتراضات یشازمشانشهشاا کشارگشرا کشه از دو

هفته پیش شروک شدد،‏ در میدیا بازتا درخور پیشدا

نکرد و ب در یشایشه رویشاروئشی بش شومشی تشرا

قرار گرفت که در پی فرمانهاا دیشرشر مشریشی،‏ از

دد روز پیش تویط احزا ییایی مخال اخوانیهشا

برپا شدد و ادامشه یشافشتشه ایشت.‏ در روزهشاا اخشیشر

درگیرا کارگران ایکشنشدریشه دومشیش ششهشربشزرگ

مصر و کارگران شهر صنعتی دومیلیونی ال حله بشا

نیروهاا ‏"ضدشورک"‏ ادامه داشته ایت.‏

اگر بگذاری که ظلم

به اندازه یک انگشت

به حق تو تجاوز کند

به هزار انگشت هم

بسنده نخواهد کرد

چارلز دیکنز

در مصر انقالب چه میگذرد؟

فاتح شیخ

03–

.

نوامبر

فرمانهاا دیرر مریی در جهت تح شیشل اقشتشدار ایشتشرشدادا خشود و حشزبشش بشر دیشتشرشاد

بوروکرایی دولتی و مرخصا بر دیتراد قضایی آن کرشور ایشت کشه در یشاخشتشار دولشت

مدرن مصر تاریخا جایراهی محکم و نسرتا مست ل از قود مجریه داشته ایت.‏ مریشی طشی

فرمانی دادیتان کل مصر را برکنار کرد و یک قشاضشی مشایشل بشه اخشوان را بشه جشاا او

گ اشت.‏ ه زمان خودیرانه اختیارات رئیس ج هورا را گستشرک داد و اخشتشیشارات قشود

قضایی براا الغاا فرمانهاا ریایت ج هورا را لغو کرد.‏ دیتراد قضایی مصر و طی

ویی احزا ییایی از لیررالها و ناییونالیستها تا چپها ب فاصله به ای فرمانها ابتشرا

کردند.‏ و ابتراضات گستردد اا با خوایت الغاا فرمانهشاا مشریشی یشازمشان دادنشد.‏ بشر

مت ای ابترا ب ومی احزا ییایی مخال اخوان در یک ائشتش ف گسشتشردد بشه نشام

‏"جرهه نجات ملی"‏ متحد شدد اند.‏ تج میلیونی روز یه شنره میدان تحشریشر بشه فشراخشوان

‏"جرهه نجات ملی"‏ بزرگتری تج ابتراضی از زمان رویاروئی با حسنی مشرشارز بشودد

ایت.‏ ه زمان اخوانیها در یک میدان دیرر قاهشرد تشجش ش گسشتشردد اا بشه طشرفشدارا از

فرمانهاا مریی برپا کردند.‏ به ای ترتیب یک صفرندا جدید ییشایشی و یشک رویشاروئشی

جدا در جهت تعیی تکلی ن طه بط مه ی در مسیر ادامه ان مصر شکشل گشرفشتشه

ایت.‏ با توجه به پافرارا ه ه اطراف ای رویاروئیها بشر خشوایشتشهشاا خشود شش شارا از

شخصیتهاا چپ مصر احت ال میدهند که ای ن طه بط ، به ن طه پشایشان یشیشر مسشالش شت

آمیز رویاروییهاا ییایی بعد از ی وط مرارز و نش شطشه ششروک ‏"جشنشگ داخشلشی"‏ در آن

کرور بدل گردد .

اقدامات شتابزدد مریی و مجلس تهیه پیرشنشویشس قشانشون ایشایشی کشه دربسشت در کشنشتشرل

اخوانیها و یلفیهایت در جهت یک کایه کردن یلطه دولتی در دیت خود به بنوان تشنشهشا

جشریشان بشانشفشوذ و یششازمشانشیشافشتشه ضشدانش شش

بشورزوایششی بشعششد از ارتشش مصششر،‏ یشش ششیششنششا بششه

درگیریها و رویاروئیهایی گستشردد تشرا مشیشدان

میدهد.‏ روز پنجرنره تا آخر وقشت ششب مشجشلشس

تهیه پیرنشویشس قشانشون ایشایشی در یشک جشلشسشه

ماراتونی آشکارا دیتپاچه،‏ ه ه مواد پیشرشنشویشس

را تصویب کرد.‏ مادد دوم ای پیرنویس تصریشح

دارد کشه ششریشعشت ایش م مصشدر اصشلشی هش شه

قوانی مصر خواهد بشود.‏ در ابشتشرا بشه ایش

مادد بود که ابضاا لیرشرال ایش مشجشلشس از آن

کنارد گیرا کردد بودند.‏ بااینحشال اخشوانشیشهشا بشر

تصویب پیرنویس در گرماگرم رویاروئیرشان بشا

احششزا یششیشایششی دیششرششر اصششرار ورزیششدنششد و

یرانجام در نی ه شب پنجرنره مت مصوبشی کشه

آشکارا پای ال کنندد آزادیهاا یشیشایشی و مشدنشی

ایت را در اختیار رئیس جش شهشور مشریشی قشرار

داد.‏ مریی هم در یک یخنرانی اب م کشرد کشه

نه تنها فرمانهایش را پس نخواهد گشرفشت بشلشکشه

پیرنویس قانون ایایی را به زودا به رفشرانشدم

خواهد یپرد.‏ اخوانیها در هراس از ایشنشکشه هشر

ب ب نرینی آنها در ای ن طه بشطش بشه قشیش شت

هزی ت ییایی ششان تش شام خشواهشد ششد ظشاهشرا

میخواهند ای جدال را تشا بشه آخشر ادامشه دهشنشد.‏

اینکه توازن قوا و شرایط ییایی داخل و خشار

مصر مان از ادامه خودیشرا آنشهشا ششود الشرشتشه

موضوبیت خواهد داشت.‏

اکشنشون بشا ادامشه ابشتشراضشات گسشتشردد بشلشیشه

فرمانهاا مریی در میدان تشحشریشر،‏ بش ش ایش

میدان بار دیرر به ی رل ادامه ان مصر بدل

شدد ایت چنانکه روز ج عه یی نوامرر هم بشاز

به فراخوان ه ان احشزا مشتشرشکشل در ‏"جشرشهشه

نجات ملی"‏ یک تشجش ش مشیشلشیشونشی ایش بشار در

ابترا ه زمان به فرمانهاا مریی و به اقدام

مجلس قانون ایایی و براا لغو آنشهشا فشراخشوان

دادد انشد.‏ اخشوانشیشهشا هشم روز ششنشرشه در مشکشان

دیررا در قاهرد تج برپا خواهشنشد کشرد.‏ روز

یکرنره هم دادگاد قانون ایشایشی حشکشم خشود در

الغا یا بدم الغاا مجلس قانون ایایی را صشادر

خواهد کرد .

مصر ان روزهاا دازی را در پشیشش دارد.‏

ای در حالی ایت که ابتراضشات کشارگشرا در

مصر وییعا در جریان ایت.‏ تنها در نشیش شه اول

ماد یپتامرر ییصد ابتصا کارگرا بشزرگ و

کوچک جریان داشته ایت.‏ آنچه هم طر ه ایهشاا

ما در صشحشنشه یشیشایشی مصشر و در نشرشردهشاا

طر اتی ینرینی که حول ادامه انش ش و پشایشان

دادن به ان جارا درگیر ایت هنوز فاقد آن

هستند یک حز ییایی کش شونشیشسشتشی قشدرتش شنشد

ایت.‏ حزبی که بتواند انش ش در حشال جشریشان

مصر را در مسیر ایتراتژا طشرش شه کشارگشر بشه

یوا تصرف قدرت یشیشایشی و تشحش ش،‏ انش ش

کارگرا تداوم بخرد.‏

‏)رویااروئایاهاای جااری مصار اناقاالب را در

نشریه کمونیست هفتگی تعقیاب خاواهایام کارد(‏

برگرفته از ایران تریبون


24 ماهنامۀ روشنگر . شماره شصت وپنج دسامبر 2012

در پششی وقششوک یششک آتشششیششوزا در کششارگششاد

چو

آتش سوزی مرگبار

درکارخانه تزرین فشن

بزرگترین صادر کننده پوشاک

برا معلولی در جنو زربی ایشاالت بشادن

وورت ررگ در آل ان

ه چنی از آییب دیدن

۵۲

۶

ت کرتشه ششدنشد.‏ پشلشیشس

نشفشر دیشرشر خشرشر دادد

ایت.‏ در ای کارگاد ۵۰۳ معلول ذهنی و جس شی

مرشغشول فشعشالشیشت بشوددانشد.‏

.

26

۱۱

بنگالدش

‏”گلی “

نوامرر،‏ هزاران کارگر

روز دوشنره به آتش یوزا مرگرار

بنر دشی در ابترا ینگ به

در کارخانه پوشاز بنر دک با پرتا کارخانه ها و اتومریل هاا شهر،‏ خیابان هاا

اصلی داکا را مسدود کردند

طر ه تولید

آتش یوزا در یک یاخت ان پوشاز صورت گرفت که منجر به کرته شدن

طر،‏ اظهار نرر

نفر کارگرگردید.‏ کارشنایان،‏ یاخت ان کارخانه فاقد ت ام حداقل

خروجی اضطرارا

هاا ای نی از ج له در بودد ایت

کارخانه هاا پوشاز بنر دک که هر روزد

مانند قار بر تعدادشان افزودد می شود کام بی

توجه به ایتانداردهاا ای نی کارکنان،‏ ف ط

برافزایش تولید،‏ جهت جوابرویی به نیاز هاا

طراحان لراس و مد جهانی ت رکز دارند تا با

حفظ مرتریان خارجی،‏ فروک و درآمدحاصله را

افزایش دهند.‏ وال مارت،‏ آا کی آ و کرفور از

کارخانه

هستند.‏ کارخانه مرتریان ب دد ای تزری فر یکی از شرکتهاا تابعه توبا گروپ

ایت که خود بزرگتری صادر کنندد پوشاز می

باشد

ای

در بازریی ای نی محیط کار یال مکان ها براا

شرکت یکی از خطرناکتری کارکنان شنایایی شدد بود ولی با ای حال هیچ

اقدام موثرا براا ارت ا شرایط کار صورت

واقعه،‏ مرکز تولید و

بعد از ای نررفت.‏ صادرات بنر دک اب م کرد که حاضر ایت به

بابت زرامت

خانوادد ا هر جانراز مرل فوت پرداخت ن اید.‏ الزم به توضیح ایت که

درآمد یاالنه بنر دک از محل صادرات پوشاز

بیست میلیارد دالر برآورد شدد ایت.‏

مرل .

نفر در آتشسوزی

کارگاه در جنوب آلمان

جان باختند

8

.

.

124

گفته میشود که حری،‏ بر اثر وقشوک انشفشجشار در

یک انرار ایجاد شدد ایشت.‏ مشأمشوران آتششنرشانشی

موف،‏ شدند ش ار زیادا از کارگران ای کشارگشاد

را از مشیشان ششعشلشههشاا آتشش نشجشات دهشنشد.‏ در

ب لیات نجات و خاموک کردن آتش ه چشنشیش از

چند فروند هلیکوپتر ایتفادد شدد ایت.‏

2011

$1240

2 پرتو

هنگامی که گرگها لباس شبانی را از تن بدر می آورند

در فوریه 2011، هنرام ی وط رزیم حسنی

مرارز،‏ هنرامی که مردم مصر یر از پا نرناخته

طعم شیری پیروزا را مزد مزد می کردند ، در

لحره هاا پر شور روزهاا آزازی پس از بزیر

کریدن یک رزیم دیکتاتورا،‏ شوراا بالی یرانِ‏

نرامی،‏ قانون ایایی را لغو کرد،‏ و

براا تهیۀ پیش نویس قانون ایایی جدید،‏ به

تدارز ایجاد مجلس مؤیسان برخایت.‏ جو زالب

در ای مجلس مؤیسان با یران نرامی،‏ اخوان

ال سل ی ، حز الحریة و العدالة،‏ و یلفی ها بود.‏

برخی نیروهاا ییایی در دادگاد بالی ادارا

نسرت به نحوک انتخا ابضاا مجلس مؤیسان

شکایتی طرح کردند.‏ دادگاد در ماد اپریل

با ایراد به روشی که ابضاا ای مجلس انتخا

شدد بودند،‏ و نیز به ای بلت که ابضاا ای

مجلس اقرار مختل مردم مصر را ن ایندگی ن ی

کردند،‏ ابترار قانونی مجلس مؤیسان را ابطال

کرد.‏ توضیح اینکه دادگاد مطرح کردد بود

وظیفۀ قانونی ن ایندگان پارل ان برگزارا

انتخابات براا ترکیل مجلس مؤیسان ایت ، نه

اینکه تعدادا از ابضاا خود را به بنوان ن ایندد

به مجلس مؤیسان بفریتند.‏ از دالیل دیرر دادگاد

ای بود که ای مجلس زنان،‏ جوانان،‏ و اقلیتها را

ن ایندگی ن ی کرد.از تعداد‎100‎ نفر ابضاا

بضاا مجلس،‏ ف ط نفر شرکت کردند.‏

احزا چپ و یوییالیست و لیررال مصر ای

مجلس را به دلیل جو زالب ای می از پیش

ه اهنگ شدد ، بایکوت کردند

در ماد جون 2012، براا یک مجلس مؤیسانِ‏

متعادل تر،تواف،‏ دیررا صورت گرفت.‏ در ای

مجلس،‏ صندلی براا ابضاا پارل ان،‏

صندلی براا قضات،‏ 9 صندلی براا کارشنایان

ح وقی،‏ براا نیروهاا نرامی،پلیس،‏ و وزارت

دادگسترا هریک صندلی،‏ صندلی براا

اتحادیه ها،‏ 21 صندلی براا ن ایندگانی از میان

مردم،‏ صندلی براا دانرراد االزهر یکی از

مه تری مؤیسات ای م یُنی،‏ صندلی براا

کلیساا ارتدکس،‏ در نرر گرفته شد.‏ اما ای

بارهم شکایاتی بلیه ابضاا ای می صورت

گرفت برای مرنا که آنها براا کسب اکثریت آرإ

ت لب و توطئه کردند.‏ ای بار دادگاد پس از

رییدگی به ایناد،‏ اب م رأا خود مرنی بر بی

ابترار بودن پیش نویس قانون ایایی را تا ماد

یپتامرر به تعوی،‏ انداخت.‏ در ای فاصله شوراا

بالی یران نرامی فرمان تهیۀ مت م پیش نویس

قانون ایایی را صادر کرد.در ای مت به چند

حز و از ج له به یرانِ‏ شوراا بالی نیروهاا

نرامی اختیار دادد شد هر تص یمِ‏ مخال ‏"اهداف

ان یا مخال قانون ایایی قرلی را وتو کنند.‏

و چنانچه مجلس مؤیسان ای ح،‏ وتو را نپذیرد،‏

مورد به دادگاد بالی قانون ایایی براا تع ، و

برریی ارجاک شود.‏ ه چنی شوراا یران

نرامی در ای مت م پیش بینی کردد بود چنانچه

مانعی در راد انجام کار مجلس مؤیسان پیش بیاید

رئیس ج هور مح د مُریی مجلس دیررا را

ترکیل خواهد داد تا در ظرف ماد پیش نویس

دسامبر

30

2012

2012

:

6

.

13

4

3

1971

75

1

39

5

"

را آمادد کند.‏ و در ظرف روز از تاریخ تک یل ، قانون ایایی را به رفراندم برذارد.‏

ض نا مُریی از هرگونه پریش و اشکال و ایراد از جانب قوک قضائیه مصون ب اند.‏

دادگاد بالی ادارا ای اب میۀ شوراا یران نرامی را داراا ایراد و اشکال قانونی

دانسته و خواهان لغو تص یم مزبور شد.‏ صدور حکم در ای مورد به تاریخ نوامرر

موکول شد.‏ که دریت پس از تواف،‏ آتش بس مابی ایرائیل و ح اس که با میانجررا

مصر و معرفی مُریی بعنوان قهرمان آتش بس از یوا احزا ای می،‏ شرایط ییایی

جدیدا را براا وا بوجود آورد.‏ قرل از صدور حکم دادگاد،‏ مُریی فرصت را از دیت

ندادد ن ا دموکرایی را از چهرد برداشت و اب میه اا صادر کرد که:‏ دادگاهها

ن یتوانند تص ی ات رئیس ج هور را مورد برریی،‏ یا شکایات بلیه او را مورد

رییدگی قرار دهند.‏ رئیس ج هور اختیار کامل در تص یم گیرا داشته و مصون از

پریرررا هاا ییستم قضایی ایت.‏ مح د مُریی ای اب میه را به پرتررمی و

ه اهنری ه پالکیها و حامیان مرتجعش:‏ اخوان ال سل ی ، حز الحریة و العدالة،‏ و یلفی

ها صادر کرد.‏ اینجا دیرر زمانی بود که گرگها باید لراس شرانی را از ت بدر کردد و

کارتهاا خود را بی هیچ تعارفی رو میکردند

در پی صدور ای اب میه،‏ و رو شدنِ‏ چهرد هاا واقعی یران،‏ مردم مصر احساس

خطر کردد و به بنوان ابترا به خیابانها میریزند.‏ تراهرات بری ی نه ف ط در قاهرد

‏)میدان التحریر(‏ بلکه در شهرهاا ایوان،‏ پورت یعید،‏ یوئز،‏ الرحیرا،‏ دمنهور و

بسیارا شهرهاا بزرگ و کوچک دیرر برگزارمی شود.‏ گفتنی ایت که هرزمان که

نیروهاا پیررو براا تراهرات فراخوان می دهند،‏ یران اخوان ال سل ی و ب یه

گروههاا ای می نیز افراد خود را به خیابانها میکرانند.‏ هدف اصلی آنها ایجاد درگیرا

ایت تا ابتراضات مسال ت آمیز مردم را به خرونت کریدد و جوانان را به بکس الع ل

و م ابله با نیروهاا مهاجم ای می بکرانند.‏ قواا پلیس هم به بنوان بیطرف،‏ با ب ب

نرینی هاا حسا شدد میدان را براا ح ت گروههاا مهاجم اخوان ال سل ی و یلفی

ها باز میرذارد.‏ روزنامۀ گاردی دیامرر گزارک دادد ایت که گرود هاا اخوان

ال سل ی یاخت ان دادگاد بالی قانون ایایی را محاصرد کردد و ن ی گذارند قضات

ابتصابی به یاخت ان وارد شوند.‏ هر چند درگیرا هاا ای چند روز به بهاا از دیت

رفت جانهاا بزیزا ادامه پیدا کردد،‏ اما ه ی حضور بی وقفه مردم در صحنه و

پایدارا آنها خوا را از چرم ‏"باالییها"‏ گرفته بطورا که مُریی توضیح دادد که

منرورک از مصونیت،‏ ه ۀ تص ی ات نیست بلکه تص ی ات مربوط به امور حکومتی

ایت!!!!!.‏ از طرف دیرر شوراا بالی قضایی نیز ض دبوت از قضات ابتصابی

به بازگرت به کار،‏ اظهار ت ایل کردد بود که ابضاا آن میتوانند با مُریی نرستی داشته

باشند با ای هدف که ای ‏"مصونیت"‏ را محدود کنند به امور مربوط به تص ی ات مه ی

مثل اب م جنگ،‏ یا قانون نرامی،‏ یا قط روابط دیپل اتیک با دولتهاا بیرانه

بعد ازاینکه نیروا رو به زوال مرارز در میدان نررد با جنرش اجت ابی از پا درآمد،‏

اکنون مح د مُریی و دار و دیته اک با ه راهی و ه کارا نیروهاا نرامی و بناصر

رزیم یاقط شدک حسنی مرارز ، به بنوان نیروا تازد نفس،‏ در م ابل جنرش اجت ابی

مصر پا به میدان گذاشته اند.‏ ن ایش صحنه هاا درگیرا بی ای میون ارتجابیِ‏ حامی

مح د مُریی از یک یو و مردم معتر از یوا دیرر صحنه هایی ایت که هر چه

بیرتر بر آنها نور افکندد و روشنتر نران دادد میروند به ه ان اندازد وقای پرت صحنه

براا ما تاریکتر میروند.هدف ای گفتار پرداخت به چرونری ییر وقای چند روز گذشته

ایت که کارگران،‏ دانرجویان و اقرار مختل مردم را به خیابانها کراند.‏ پایخ ای یؤال

که جنرش اجت ابی مردم مصر در پی گرودن کدام گرد و تناق ایت و چه چیزا را

نرانه گرفته:‏ حاک ان و ای میون ارتجابی را،‏ یا آن نرامی را که ای حاک ان و

ای میون ارتجابی براا حفظ آن دیت بکار یرکو و وض قوانی ظال انه میروند ،

گفتار دیررا را می طلرد .

27

.

2


1 25 Rowshangar Publication Vol. 4, Issue No. 65 DEC 2012

!

!

!

''

!

۱۶

»

''

ادامه مقاله از ص

11

که ایران،‏ در م ام میراثی خود در رهررا حز ک ونیست

کارگرا،‏ ب قه دارند کارگران ایران از زیر بوته در آمدد

باشند و بیاد نیاورند که روزگارا در یرزمی شان مطاب،‏

ایناد تردید ناپذیر تاریخی کارگران زن و مرد یک یان

ح وق می گرفتند،‏ مرخصی باردارا و بی ارا داشتند،‏ براا

بچه هاشان مهد کودز فراهم بود،‏ و ح وق ماهانه شان

هیچراد ب ب ن ی افتاد.‏ و یا آیا بیری دارد اگر آقاا ایانلو ‏)که

معلوم نیست از کی ملک طل،‏ حز ک ونیست کارگرا شدد

ایت(‏ آگاد شود که اگر در بصر دیررا در ایران بدنیا آمدد

بودند کسی ایران را،‏ به جرم بیان خوایت هاا کارگرا،‏

زبان ن ی برید و به شکنجه دچار ن ی کرد؟"‏

اول به ای نکته بپردازیم:‏ ‏"ایران،‏ در مش شام مشیشراثشی خشود در

رهررا حز ک ونیست کارگرا."‏ خیلی فشکشر کشردم کشه ایش

ج له معترضه در ای ویط چه ن ری دارد.‏ آقاا نورا ب بشا

چه نیتی ای برارت را در اینجا پرتا کردد اند؟ آیا صرفشا از

روا خرم و بصرانیت ناییونالیسم زخم خشوردد خشوایشتشه انشد

برکلی بچه گانه ت فی کنند؟ رایتش فرقی نش شی کشنشد.‏ ایش هشم

بیانرر ‏"خرد ایرانی"‏ ایت.‏ ‏"خرد ایرانی"‏ ظاهرا بادت نشدارد

زنی را در رهررا یک حز بریند.‏ لذا زمانی که با ای پشدیشدد

روبرو می شود،‏ باید به یرک تشاریشخشی یشنشتشی دیشت پشدر،‏

برادر یا ه سر را در کار بریند.‏


ایران ه سر مرا می شنایند.‏ مطلعند که منصور حک ت،‏

ه سر م بودد ایت.‏ ای کل ه ‏"میراثی"‏ قرار ایت برکلی

ظری نرریات مردیاالرانه ایران را بیان کند.‏ م از

نوجوانی با مرد یاالرا جنریدد ام.‏ یک بلتی نیز که به تاریخ

و ین و ارزشهاا ایرانی افتخارن یکنم،‏ ه ی ضدیت

ودش نی آشتی ناپذیرم با مردیاالرا ایت.‏ باید با مردیاالرا

درت ام اشکال اک مرارزد کرد.‏ اینهم یکی ازآن بروزاتی ایت

که باید افرار و طرد شود.‏ ای شرق زدگی ایت و یکی از

خصوصیات مهم آن زن یتیزا ایت.‏ ترکیری از تاریخ و

ینت ایرانی ومذهب ای م.‏ اما م بخود اجازد ن یدهم که به

روک آقاا نورا ب ایران را با مردان حکومت ای می،‏

و خلخالی و آخوند یر

خامنه اا،‏ اح دا نژاد

محله بچری شان م ایسه کنم.‏ ای کار را بسیار زشت و ناپسند

میدانم.‏ م ابله به مثل نیز،‏ درنررم،‏ روشی بچرانه ایت.‏

رایتش آنچنان ای ب ل ایران زشت و کریه ایت که حتی

پایخ به آن را دون شان خود می دانم.‏ ف ط باید برویم که

بردت متایفم و از ایران انترار بیش از ای داشتم.‏

دوم به افسانه ‏"کارگر در یرزمی بجایب"‏ آقاا نورا ب

نراهی بیاندازیم.‏ اگر متولد ایران نرودم و ینی ازم نرذشته بود

و یا واقعا آنطور که آقاا نورا ب ت ک میکند جلود دهد،‏ از

تاریخ بی اط ک بودم،‏ با هیجان می پرییدم،‏ در چه زمانی در

ایران کارگر زن و مرد از ح وق برابر برخوردار بودد اند و

نیز از ح وق دیررا که ایران نام می برد؟ در چه زمانی

کارگر ح،‏ ترکل،‏ ابتصا و ابترا داشته ایت؟ البد

منرور شان دوران یلطنت مح د رضا شاد پهلوا ایت؟ چون

تاریخا در دوران دیررا بغیر از آن،‏ ییستم اقتصادا

ییایی حاکم بر جامعه امکان ن یدادد ایت که از ح وق دوران

باردارا و مهد کودز و امثالهم صحرت کنیم.‏ آنراد چرا

ناراحت میروند وقتی گفته میرود دویتان ناییونالیست ما

نویتالژا رزیم گذشته را دارند؟ ما ایران را یلطنت طلب

ننامیدیم.‏ از رزیم گذشته در بنیاد آن صحرت کردیم.‏ رزیم

گذشته با تا یا بی تا تفاوت ماهوا ندارد.‏


.

و باالخرد،‏ ای لح از باال و معلم وار بشراا آقشاا ایشانشلشو را

دیرر چه چیزا توجیه میکند؟ ایران با لحنی از آقشاا ایشانشلشو

صحرت می کنند که گویی با یک بچه دبستانی طرفنشد کشه بشایشد

از آقاا نورا ب تاریخ بیاموزند.‏ آیا ایش لشحشنشی نشیشسشت کشه

کارفرماا ‏"مهربان"‏ در م ابل کارگر ایتفادد می کند؟

اگر آقاا ایانلو بجاا کارگر،‏ دکتر یا مهندس یا تی سار بود

هم،‏ ه ی لح ایتفادد می شد؟ باید برویم که ت ام نررک بش شب

مشانشدد اا کشه در ایش یشک پشاراگشراف بشیشان ششدد ایشت،‏ از

محصوالت ذاتی ناییونالیسم،‏ بویژد از نشوک ایشرانشی آن ایشت.‏

باز می پریید،‏ چرا ک ونیسم از ناییونالیسم بشیشزار ایشت؟ یشک

پایخ کوتاد:‏ براا اینکه ک ونیسم پیررو،‏ انسان دویت،‏ برابرا

طلب و آزادیخواد ایت.‏ براا اینکه ک ونیسم با هرگونه ترعیش

و نابرابرا اجت ابی،‏ اقتصشادا و یشیشایشی مشخشالش ایشت.‏ بشه

ه ی دلیل یادد.‏

ایران در نوشته شان یوالی مطرح کشردد انشد.‏ پشریشیشدد انشد کشه

خصومت ما با چیست؟ ناییونالیسم،‏ ناییونالیسم بر ت طشلشب،‏

یا ناییونالیسم قومى؟ با هر یه.‏ ما با هشرنشوک نشایشیشونشالشیشسش شی

مخالفیم و آنرا با انسانیت مغایرمیدانشیشم.‏ امشا چشرا از اصشطش ح

ناییونالیسم بر ت طلب ایتفادد کردد ایشم.‏ در ایشران مشا بشا دو

نوک ناییونالیسم روبرویم.‏ ناییونالیسم قومی و بشرش شت طشلشب.‏

ناییونالیسم قومی،‏ بطور مثال به ناییونشالشیشسشم کشرد گشفشتشه مشی

شود.‏ در م ابل ای ناییونالیسم،‏ نایشیشونشالشیشسشم بشرش شت طشلشب،‏

ناییونالیس ی ایت که در م ابل ناییونالیسم قشومشی چشکش شه بشپشا

میکند.‏ ما با هر دو ناییونالیسم مخالفیم،‏ در بی حالشیشکشه بشلشیشه

یتم ملی نیز مرارزد می کنیم.‏ در برنامه یک دنشیشاا بشهشتشر ایش

م وله را توضیح دادد ایشم.‏ ‏)بشراا آششنشایشی بشا و درز بشیشرشتشر

موض ما به نوشته منصور حک شت،‏ ‏"مشلشت،‏ نشایشیشونشالشیشسشم و

برنامه ک ونیسم کارگرا"‏ در جلد مچ وبه آثار یا بشه یشایشت

رجوک کنید.(‏

1

www.m-hekmat.com

و باالخرد ایران می پریشنشد کشه اگشر ‏"حشز ایرشان بشر مسشنشد

قدرت قرار گیرد البد قصد دارد چیزا مشثشل ‏»اتشحشاد جش شاهشیشر

شورائی ایران«‏ را برقرار ن اید.‏ در آن صورت چه چشیشزهشائشی

‏»ایرانیت«‏ ای حکومت را تعیی می کند و آیشا ایرشان بشه کسشی

اجازد خواهد داد که به دیدار آرامراد کورک برود و یا مشنشرشور

ح وق برر او را گرامی بدارد.‏ آیا حکومت شورائی ایرشان یشد

ییوند را که می رود تا آرامراد کورک به مخروبه تشرشدیشل کشنشد

خرا خواهند کرد یا آن را به هش شان بشهشانشه هشا کشه حشکشومشت

ای می اقامه می کند برقرار نراد خواهند داشت؟"‏

برنامه مشا روشش و مسشتشنشد ایشت.‏ ایرشان مشیشتشوانشنشد از روا

یایت www.wupiran.netبرنامه یک دنیاا بهتر را دریافشت

و مطالعه کنند.‏ باید برویم که ک ونیسم کارگشرا تشنشهشا جشریشانشی

ایت که برنامه بسیار روش و دقشیش،‏ بشا یشک لشیشسشت بشلشنشد از

مطالراتی که در ب ل حکم قانون مدنی،‏ کار و کرورا دارد را

تدوی کردد ایت.‏ ما هیچراد اب م نکردد ایم که قصشد ترشکشیشل

‏"اتحاد ج اهشیشر ششورایشی ایشران"‏ را داریشم.‏ حشکشومشتشی کشه مشا

خواهان ایت رار آن هستیم،‏ ج هورا یویشیشالشیشسشتشی ایشت.‏ در

ای نرام هر انسانی آزاد ایت که به هر چه میخواهد بیاندیرد و

ابت اد داشته باشد.‏ از آزادا بی قید و شرط ابراز وجود،‏ بیان و

ترکل برخوردار ایشت.‏ هشر کشس مشیشتشوانشد بشه هشر مشحشلشی کشه

ب ق ند ایت یفرکند،‏ آرامراد کورک،‏ حرم معصومه در قم یشا

رضشا در مرشهشد،‏ تصش شیشم ششخشصشی فشرد ایشت.‏ جش شهشورا

یوییالیستی قصد خرا کردن هیشچشیشک از آثشار بشایشتشانشی را

ندارد.‏ مخالفتی با ای آثار ندارد و آن را بخری از تشاریشخ برشر

می داند.‏

الرته بدیهی ایت کشه مش از حشاال نش شیشتشوانشم بشراا جش شهشورا

یوییالیستی تص یم بشرشیشرم.‏ ارگشان هشاا تصش شیشم گشیشرنشدد در

ج هورا یوییالیستی حت ا در مورد تک تک آثار بشایشتشانشی و

چرونری حفاظت آنها با در نرر گرفتش ششرایشط روز تصش شیشم

خواهند گرفت.‏ اما اگر م ن ری داشته باشم،‏ حتش شا از حشفشظ و

ترمیم ای آثار دفاک خواهم کرد.‏ ض نا آقاا نورا ب نیشز مشی

توانند یازمان شان را در خود ایران ایجاد کنند و از پشایشارگشاد

و کلیه آثار بایتانی دفاک کنند.*‏

اولی بار در ش ارد ۶۲ نرریه یک دنشیشاب بشهشتشر در تشاریشخ

منترر شد.‏

ادامه مطلب مذهب و مواد مخدر از ص 95

مردم نیز کارکرد ای دو افشیشون را مشی ششنشایشنشد و در طشول

زندگی شان دریافته اند که از وقتی که یشرنشوششت ششان بشدیشت

ن ایندگان خدا افتادد ایت و قوانی و شریعت ای م در م شلشکشت

جارا ایت،‏ ابعاد آییب هاا اجت ابی روز به روز گستردد تر

و قشششربشششانشششیشششانشششش روز بشششه روز بشششیشششرشششتشششر ششششدد انشششد.‏

کیست که هر روزد با چرم خود خیل کودکان خیابانی و کار را

که در خیابان ها وول می خورند و کار می کنند و تشحش شیشر مشی

ششونششد و زجششر مششی کرشنشد،‏ نشرشیشنششد؟!‏

کیست که هر روزد در گوشه هر خیابان و کنج هر خرابه اا و

زیر ی خانه بسیارا از خانوادد هاا تنردیت،‏ جوان مچشالشه

؟!‏

شششدد مششعششتششادا را نششرششیششنششد؟!‏

کیست که هر روزد در کنار خیابان ها و بزرگ راد هشا،‏ زنشان

نرون بختی را که از یر ف ر و تنردیتی و تنهایی و بی پشنشاهشی

از زرور و ی متی اک مایه می گذارد و ت به ت فروشی مشی

یشششپشششارد،‏ نشششرشششیشششنشششد؟!‏

کیست که هر روز و دائ اً‏ خرر خودکری و خودیوزا جشوانشان

و بویژد زنان را در گوشه و کشنشار ششهشرهشا و رویشتشاهشا و در

ه سایری خود را،‏ نشرشیشنشد و نرشنشود؟!‏

کیست که خرر نداشته باشد که زندان هاا ای رزیم پشر از بشزد

کاران جوانی ایت که بشه جشرم یشرقشت و در رابشطشه بشا مشواد

مششخششدر دوران مششحششکششومششیششت شششان را،‏ یششپششرا مششی کششنششنششد؟!‏

آقاا ایتاندار یه هزار مسجد را براا تخدیشر مشردم کشردیشتشان

کافی ن ی داند و در ‏»هش شایشش مشنشطش شه اا مش شابشلشه بشا ورود و

برضه مواد مخدر«،‏ رهن ود می دهد که بیرترک کنند تا بشه

برکت اک آییب هاا اجت ابشی و از جش شلشه ابشتشیشاد از بشیش

بششششششرود!‏

مردم کردیتان به ای پایدار متصل به شرکشه مشافشیشایشی تشوزیش

مواد مخدر در کردیتان می گویند:‏ اگر ش ا گورتان را گم کنیشد

و مافیاا توزی مواد مخدرتان را ج کنشیشد،‏ مشا خشودمشان مشی

دانیم چرونه قربانیان مشواد مشخشدر را کشه شش شا روا دیشتش شان

گشذاششتشه ایشد؛ نشجشات دهشیشم.‏ تشجشربشه ایش کشار را هشم داریشم.‏

ای تجربه موف،‏ در تاریخ جنرش ان بی کردیتان ثرت ایت که

چرونه روزهاا بعد از قیام و آنراد كه کشه كشردیشتشان آزاد

بود و شهر ها و رویتاها تویط خود مردم و از طری،‏ شوراهشا

ادارد می شدند،‏ به ابتكار كومه له و یارا مردم در یک فضشاا

یالم انسانی و یک جو ان بی،‏ جوانان معتاد ششهشر داوطشلشرشانشه

گردآورا می شدند؛ تحت مراقرت و پریتارا قرار می گرفتشنشد

و بعد از مدتی كوتاد ابت اد به نفس و زرور از دیت رفته شان

را باز می یافتند و نجات پیدا می كردند!‏

مزدوران ای رزیم در هر لراس و موقعیتشی و بشا هشر طشرح و

ه ایش و ن ایری نخواهند توانسشت اذهشان روشش مشردم را از

ح ای،‏ دور کنند و دیت جنایتکارانه شان را در گسترک آیشیشب

هاا اجت شابشی و از آنشجش شلشه گسشتشرک ابشتشیشاد پشنشهشان کشنشنشد!‏

با ای ه ایش هاا ن ایری که آلترناتیوک یاخت مساجد بیشرشتشر

و تویعه مراکز اشابه خرافه مذهشب ایشت،‏ بشیشرشتشر و بشیشرشتشر

دیشششت جشششنشششایشششتشششکشششارانشششه خشششودششششان را رو مشششی کشششنشششنشششد.‏

مردم کردیتان و کل ایران ب ی اً‏ باور دارند که اگر ای کثشافشت

ها گورشان را گم کنند و تودد هاا مردم به ارادد خود حکومتی

را برپا دارند کشه ‏»دیش از دولشت،‏ از یشیشسشتشم آمشوزششی،‏ از

ییستم قضائی جدا باشد و هیچ بخش از بودجه م لشکشت صشرف

اشابه خرافه دی و آئی هاا مذهری نرود و ثشروت و یشامشان

م لکت در راد ی متی و تندریتی و رفاد و آیایش مردم بشکشار

افتند،‏ هیچکدام از آییب هاا اجت ابی انسان ها را تا ای اندازد

از پاا در نخواهد آورد و اینرونه آنها را به روز ییاد نشخشواهشد

نرششششششششششششششششششششششانششششششششششششششششششششششد!‏

!

اگرچه ابتیاد و هر آییب اجت ابی دیرر ایایاً‏ پیامدهاا نشرشام

یرمایه دارا اند و تا زمشانشی کشه ایش نشرشام زیشر و رو نرشود

رخت بر نخواهند بست و ه وارد بازتولیشد مشی ششونشد،‏ امشا در

جامعه اا ه چون ایران که مذهب و دیکتاتورا مذهری ییشسشتشم

یرمایه دارا را ب راتب گندیدد تر و ضد انسانی تر کردد ایشت

و تراهی زندگی انسان ها را به او خود ریشانشدد ایشت،‏ اولشیش

گشام بشراا ششروک خش شصشی از ششر ایش مصشائشب در گشرو

یرنرونی ای رزیم ایت!‏

ata.kholghi@gmail.com

۱

نوامرر -۰۳۳۸ ۵۱ آبان ۵۰۸۶

-.


26 ماهنامۀ روشنگر . شماره شصت وپنج دسامبر 2012

ادامه در صفحه

23

".

با قرارداد صلح حُدَیریِه،‏ اتحاد قرلی میان قشریشش،‏ یشهشود و

قرایل بدوا بنی زَطَفان و بنی فَزارد که در جشنشگ خشنشدق

بر بلیه مح د بسته شدد بود،‏ به کلی باطل میشرشردد.‏ چشون

بنابر مواد تواف،،‏ دو طرف ن ی توانستند با قشرشایشل دیشرشر

بربلیه هم ب د اتحاد برندند.‏ از ای رو،‏ قشرارداد حُشدَیشرشیشه

بهتری فرصت را براا مح د جشهشت حش شلشه بشه دشش شنشان

یاب،‏ و انت ام از آنان فراهم آوردد بشود.‏ بشه خصشوص کشه

یهودیان خیرر که ب دتا به کار کرشاورزا و نشخشل دارا

اشتغال داشتند از ثروت خوبی برخوردار بودند.‏

خیرر در نود مایلی ش ال مدینه قرارداشت و درکنار آن

قلعه به نامهاا ‏"حِص ‏"قَ‏ ‏ُوص"،‏ ‏"صَعب بش مُشعشاذ"،‏

‏"وَطی و ‏"یُ‏ لِم"‏ وجود داشت که بطور پراکندد درمیان

باغ هاا خرما و مزارک کراورزا اهالی آن قرارگرفشتشه

بودند.‏ ای مزارک طی یالشیشان دراز،‏ در اثشر کشوششش و

ت ک پیریر و دلسوزانه یهودیان کراورز بشه وجشود آمشدد

بودند،‏ بطوریکه زندگی آنان بشطشوربش شدد از قِشرَشل بشهشرد

بردارا از آنها مشی گشذششت.‏ آنشهشا در طشی روز در ایش

مزارک به کار پشرداخشتشه و هشنشرشام

شب به قلعه هاا خود که از امنیشت

بیرترا برخوردار بودند،‏ پنشاد مشی

بردند.‏

اهالی هر قلعه یک ج مسشتش شل و

خود ران را ترکیل می دادند.‏ ولشی

از آنششجششا کششه بششه کششار کرششاورزا

اشتغال داششتشنشد،‏ نسشرشت بشه اقشوام

بششدوا دامششدار کششه بششا جششنششگ و

درگیرا نرامی بیرتر یشر و کشار

داشتند،‏ از قدرت و چیرگی نرامشی

چندانی برخوردار نشرشودنشد.‏ از ایش

رو،‏ قلعه هاا مزبور،‏ نه تنها فشاقشد

یک اتحاد نشرشامشی یشازمشان یشافشتشه

مششیششان خششود در بششرابششر حشش شش ت

خارجی بشودنشد،‏ بشلشکشه مشعش شوال بشا

پرداخت یه ی از مشحشصشول خشود

به قرایل بشدوا،‏ هشم از تشعشرضشات

احت الی آنها مصون می ماندند و هم طر،‏ قشراردادا آنشهشا

را متعهد به ح ایت نرامی از خود می ن شودنشد.‏ بشنشابشرایش

هنرامی که مح د آنها را تحت محاصرد خشود مشی گشیشرد،‏

مردم هر قلعه،‏ با ابتکار خود،‏ به شکلی خود به خشودا و

از نرر نرامی یازمان نیافته و بدون ارتراط و ه اهنرشی

با قلعه هاا دیرر به دفاک از خود می پردازند.‏

در ض آنها که اکنون بشیشش از هشر زمشان دیشرشرا بشه

ک ک قرشایشل دیشرشر نشیشاز داششتشه انشد،‏ در اثشر مشحشاصشرد

نیروهاا مح د،‏ به طور ناامید کنندد اا کشامش ً تشنشهشا مشی

مانند.‏ نه تنها قریش،‏ به خاطر قرارداد صشلشح حشدیشرشیشه بشه

ک ک آنها ن ی آیند،‏ بلکه قرایل بدوا دیررا نیز که متحشد

و یا مسئول ح ایت از آنان بودند جز زشطشفشانشیشان،‏ چشه از

روا ترس و چه به خاطر پول بیرترا که احت االً‏ مشحش شد

به آنها پیرنهاد کردد بود،‏ خود را کنار کریدد،‏ هیچ اقدامی

در ک ک به آنها ن ی ن ایند.‏ زطفانیان نیز راد ک ک ششان

به خیرریان تویط نیروهاا مح د ید می شود.‏

در چنی شرایطی ایت که مح د،‏ در بازگرت از حدیریه،‏

پس از یک توق دو ماهه در مدینه،‏ در اواخر ماد محشرمِ‏

یشال هشفشتشم هشجشرت،‏ بشا نشفشر از افشراد جشرّار و

کارآزمودک خود راهی خیرر شدد،‏ مردم بیشرشنشاد وکرشاورز

را در قلعه هاا شان تحت محاصرد خود در می آورد.‏

ریم مح د در ح له به قرایل دیرر ای بود که نیروهاا

خود را مخفیانه به نزدیکی آنها گسیل می داشت.‏ او براا

آنکه بداند آیا آنها تهدید ب ومی او مرنی بر پیویت به

ای م را جدا گرفته اند یا نه،‏ شب را در نزدیکی آنان

اطراق می کرد و به هنرام صرح اگر بانگ ن از را از

جانب آنها ن ی شنید آنان را به صورت زافلریرانه مورد

ح له خود قرارمیداد و اگر ‏"بانگ ن از از میان ایران

برنیدا،‏ دیت از ایران بداشتی و زارت نفرمودا".‏ و

چون بانگ ن از به گوک مح د نریید،‏ به اصحا خود

گفت:‏ ‏"خرا شد خیرر،‏ و ما چون به یاحت قومی از-‏

7

1111

،"

"

جنگ های

صدر اسالم

تاریخ اسالم

جنگ خیبر و قلع و قمع باقی مانده قبایل یهود

سیامک ستوده

کفار فرود آمدیم،‏ واا برایران".‏ ای مسئله نیز خود تائیدا ایشت بشرایشنشکشه

ابرا ازروا اجرار به ای م می پیویتند ونه از روا ابت اد قلری.‏

در ای زمان مردم خیرر که در مزارک خود بودند با دیدن لرشکشر زشارتشرشر

مح د،‏ با شتا و در حالیکه بانگ می زدند که مح د و لرکرک آمشدنشد،‏ بشه

درون قلعه هاا خود فرار می کنند.‏

اب ایحاق مي گوید:‏ ‏"آن جا فرود آمد تا میان اهل خیرر و قوم زشطشفشانشیشان

حایل شود كه زطفانیان،‏ خیرریان را بر ضد پیغش شرشر كش ش نشدهشنشد و چشون

زطفانیان از آمدن پی رر خرر یافتند فراهم آمدند تا به ك یهودان ششتشابشنشد و

چون روان شدند از كار امشوال و كسشان خشود نشرشران ششدنشد و پشنشداششتشنشد

مسل انان بدانجا ح له بردد اند و باز گرتند و در جشاب خشویشش بش شانشدنشد و

پی رر را با خیرریان واگذاشتند.‏ "

اولی قلعه اا که پس از م اومتی کوتاد باز میرود،‏ قلشعشه ‏"نشابشم"‏ ایشت کشه

در جریان فتح آن ‏"مح ود ب مَسلَ‏ ه"‏ به ضر ینگ آییابی کشه یشک زن

یهودا از باالا دیوار قلعه بر یر وا می اندازند،‏ به قتل می رید.‏

قلعۀ دوم ق وص ایت که با فتشح آن زنشان و کشودکشان بشی گشنشاد زیشادا بشه

ایارت مسل انان در می آیند.‏

از ج لۀ ایرا،‏ ‏"صَفیّه"‏ دختر بسیار زیراا ‏"حُیَیِّ‏ بش اَخشطَشب"‏ رئشیشس قشوم

بنی نضیر بود.‏ بنی نضیر پس از اینکه تویط مح د از مدینه بشیشرون رانشدد

شدند به خیرر کو کردد و در میان قلعه هاا آنان ت شسشیشم ششدد بشودنشد.‏

دیدیم که چرونه ‏"حُیِّی ب اخطب"‏ هنرامی که بشنشی قُشرَیشرشه در مشحشاصشرد

مسل انان بود،‏ به خاطر قولی که به رئیس بنی قُرَیره دادد بود،‏ داوطلرانه و

شجابانه به میان آنان میرود و پس از ایارت،‏ به دیتور مح شد گشردن زدد

می شود.‏ اکنون نیز مح د بر زن و فرزندان او چنگ انداخته،‏ از ه ان اول

بر روا صفیه دیت می گذارد.‏ به دیتور مح د،‏ ‏"کَنانَشة بش رَبشیش را کشه

رئیس یهودیان و شوهر صفیه بود به جشرم افرشا نشکشردن مشحشل گشنشج هشاا

امانتی مردم،‏ گردن می زنند و مح د پس از کرت شوهر صشفشیشه،‏ ایش زن

بی گناد را براا کامروائی به چادر خود می فریتد.‏

دایتان قهرمانانۀ کنانه از ای قرار بودد ایت که او در برابر اصرار مح شد

در افراا محل اموال و دارائی هایی که مردم به امانت نزد او گذاردد بودند

تا آخری لحره م اومت میکند و ایایا منکر وجود چنی چیشزا مشی ششود.‏

تا اینکه یکی از یهودیان خرابه اا را که کنانه دارائی و پول هاا مشردم را

در آن مخفی ن ودد بود به مح د نران دادد و مح د مش شدارا از آنشهشا را از

زیر خاز در می آورد.‏ آنراد مح د مجددا کنانه را براا افراا مشحشل بش شیشۀ

دارائی ها به نزد خود آوردد از او یئوال میکند.‏ کنانه طر،‏ مشعش شول انشکشار

می ن اید.‏ مح د مجددا دیتور شکنجۀ او را میدهد و به ‏"زُبِشیشر بش اَلشعَشوام"‏

می گوید:‏ ‏"تا او را بذا دهد تشا آنشوقشت کشه اقشرار بشکشنشد.‏ و زبشیشر او را

ب وبت ‏]شکنجه[‏ می کرد و هیچ اقرارا ن ی کرد.‏ پس یید بلیه السش م او

را به مح د ب مَسلَ‏ ه داد تشا وا را بشه بشو بشرادر خشود ‏"مشحش شود بش

مَسلَ‏ ه"‏ باز کرد.‏ پس مَسل ه برخایت و وا را در حشال گشردن بشزد".‏

بخارا نیز شرح ماجرا را ای طور تعری می کند:‏

‏"پیامرر در مورد شکنجه کنانه به زبیر دیتور داد و گفت:‏ او را آن قدر —

شکنجه بدد تا آنچه را که دارد از او در آورا و بیرون

بکری.‏ لذا زبیر روا یینۀ کنانه آتری روش کرد،‏ و

آن را با چو کرریت پخش کرد تا کنانه به حال مرگ

افتاد.‏ آنراد پیامرر او را به مَسل ه داد تا یر از تنش جدا

کند

به ای ترتیب کشنشانشه بشه خشاطشر امشانشت دارا اک،‏ بشه

دیتور مح د شکنجه میرود و به قتل میرید در حالشیشکشه

خود مح د در آیه هاا قرآن مکررا دیرران را به داشت

ه ی خصوصیت تروی،‏ و ترزیب می کرد.‏

جالب ایت که صفیه را ‏"دِحرَة بش خشلشیشفَشة اَلشکَشلشرشی"‏ از

اصحا مح د می خوایته ایت،‏ ولی مح شد وا را بشه

او ن ی دهد.‏ اب براق می گوید:‏

‏"وقتی دحرَه که خوایتار نرهدارا صفیشه بشراا خشودک

بودد ابترا می کند،‏ پیامرر به جاا صشفشیشه دو دخشتشر

ب وا او را به دحره می دهد."‏

پس از آن،‏ ب یه زنان خیرر میان مسشلش شانشان تش شسشیشم مشی

شوند.‏ اما مشحش شد در کشام

گرفت از صفشیشه آنشچشنشان

بشی تشا مشیشرشود کشه در

ک ال بی پروائشی قشوانشیش

قرآنی خود را نیز زیر پشا

می گذارد.‏ چرا کشه طشرش،‏

قششششابششششدک ایشششش مششششی و

مششردیششاالرانششۀ بششدّد،‏ کششه

خود مشحش شد آن را تشایشیشد

کردد بود و ما آن را قشرش ً

مفص شرح دادیشم،‏ فشرد

مسششلشش ششان نشش ششیششتششوانسششت

ب فاصله و بدون ربایشت

مدت چند مشاهشۀ بشدد،‏ بشا

زنی که به وایطۀ طش ق

یشا هشر دلشیشل دیشرشرا از

شوهر قرلی اک جشدا ششدد

باشد وحشال درتش شلشک او

قرارگرفته،‏ هم خوابری کند.‏ ولی مح د کشه در زیشر پشا

گذاردن قوانی خدائیِ!‏ به وقت ضشرورت خشود،‏ یشابش شۀ

درخرانی داشته ایت،‏ تح ل چنی انترارا را نداشت و

در ه ان میانۀ رادِ‏ بازگرت،‏ از زن بشیشچشارد و بشزادار

کام دل میریرد.‏

ای در حالی ایت که در ه ان روز مح د مسل انان را

از نزدیکی فورا با اییرا کشه آبسشتش بشاششد،‏ تشا زمشان

وض ح ل،‏ من می ن ایشد ولشی خشودک ایش قشانشون را

ربایت ن ی ن اید.‏ چرا که ظاهرا به چرم ن شی آمشدد کشه

صفیه آبست باشد.‏ در حالیکه می بشایسشت بشراا روشش

شدن مسئله حد اقشل تشا قشابشدگشی بشعشدا وا صشرشر مشی

کردند.‏ از ای رو،‏ قشانشون جشدیشد مشحش شد کشه بشه خشاطشر

پوشاندن اب ال زیر انسانی اک در ت لشک و تشجشاوز بشه

زنان وض می شود،‏ در ب ل نه تنها خ فکارا و گشنشاد

او را پاز ن ی کند بلکه آن را بیرتر برجسته می ن اید.‏

با ای حال،‏ به تدریج که قدرت مح شد بشیشرشتشر مشی ششد

مطل،‏ العنانی وا در اب ال اک و به مشوازات آن تشرس

از انت اد از وا نیز در میان مسل انان افزایش می یافشت.‏

به ه ی دلیل،‏ بربکس گذشته که بعشضشی از پشیشروانشش

گه گاد تخلفات او را مورد انت اد قرار می دادنشد،‏ هشرچشه

جلوتر می رویم ک تر نغ ۀ مخالفت و انتش شادا بشه گشوک

مان میرید.‏ در ای مورد نیز کسشی چشیشزا بشربشلشیشه او

هللا

ن ی گوید.‏ در هر حال مح د در آن روز،‏ مسشلش شانشان را

از چهار چیز نهی می کند:‏

‏"از کنیزکی که او را به ملک خود آورند و آبست باششد،‏

نزدیکی با وا نکنند تا حَ‏ ل بنهد؛ و از گوشت خر نشهشی

کرد و پیش از آن ح ل بود و ه چنی از گشوششت دَدهشا

که گزندد باشند نهی کرد و ازبی زنی ت پیش از آن کشه

قس ت کنند".‏

ادلمه در ص 52

قشرش ً

"


1 27 Rowshangar Publication Vol. 4, Issue No. 65 DEC 2012

برنامه های تلویزیونی

8.11

9

سیامک ستوده

هر شنبه

تا 9.11 شب بوقت ایران

تا 31 صبح بوقت لس آنجلس

و ساعت

تکرار:‏ دوشنبه ها

جمعه

بعد از ظهر 6

به وقت اروپا

1.11

4

8.15

بامداد بوقت لس آنجلس

: تکرار

جمعه 1.11

در کانال

پارس

در کانال

پیام افغان

عصر بوقت ایران

و یکشنبه 1 شب بوقت ایران

پنج شنبه 3.11

عصر بوقت ایران

تکرار همه برنامه ها در طول هفته

www.mardomtv .com

-

(

7

".

در ض مح د که در راد بازگرت به مشدیشنشه،‏ ششب را در راد

اطراق می کند،‏ به ه راد دیرران به خوا رفته ن از شب خشود

را فراموک می کند.‏ او با خواندن آن ن از در روز بشعشد،‏ بشراا

اولی بار ن از قضا را با می کند.‏

پس از فتح قلعه هاا نابم و قش شوص کشه بشدون زحش شت بشودنشد

نوبت به قلعه صعب ب معاذ ریید که در آن ثروت بیرترا نیز

نهفته بود.‏ ای قلعه نیز پس از مختصر جنری باز ششد و ثشروت

آن که دیترنج یالیان یال کار و زح ت یاکنشان آن بشود مشیشان

زارترران مسلش شان تش شسشیشم گرشت.‏ بشه هش شراد آن،‏ قشلشعشه هشاب

ش،ِ،‏ ‏ِنطاد و كتیره نیز به تصرف در آمدند.‏

آنراد نوبت به دو قلعه وَطی و یُ‏ لِم که ‏"از هش شه حِصش هشاا

خیرر...‏ محکم تر بود و مردم بسیار در آن هر دو حِص بودند"‏

می رید.‏ یرانجام ای دو قلعه نیز پس از جنگ هاا ت به تنشی

که قرل از آزاز جنگ،‏ در بیرتر جنگ ها رایج بود و پس از دد

روز محاصرد و جنگ و زد و خورد به تصرف مسشلش شانشان در

می آید.‏

بعد از آن نوبت به قلعۀ خیرر می رید.‏ محش شد ابشتشدا ابشوبشکشر و

روز بعد ب ر را براا فتح آن می فریتد.‏ ولی آنها هشریشک بشی

نتیجه باز میرردند.‏ یرانجام،‏ بلی را ابزام می دارد که وا بنا

به روایات راویان ازراق گوا مسل ان درِ‏ آن را با بازوا خود

از جا کندد،‏ قلعه را به تصرف خود در می آورد.‏

به دنرال گرودد شدن خیرر به دیت بلی،‏ ‏"پیامرر شروک کرد

به گرفت خانه ها و ام کی که از ه ه نزدیک تر به او

بودند.".‏ به ب ود،‏ ‏"بعضی که زینهار خوایتند ایران را

زینهار داد و بعضی که زینهار نخوایتند آن ها را به قتل آورد"‏

در واق آن ها که زینهار خوایته بودند نشیشز بشه گشونشه اا

اییر و بردک مح د بودند زیرا آنان ‏"گفتند که:‏ ما ب ارت ضیشاک

هاا خیرر بهتر توانیم کردن و الت اس کردند ییشد بشلشیشه السش م

ایران را رها کند و هم در خیرر می باشند و ب ارت و زرابشت

زمی خیرر می کنند ب ابدد خود و ایران را نی ه اا از ث ار آن

باشد و دیرر ارتفاک ها می دهند و یید بلیه الس م بدی موجشب

رضا داد و ت ریر با ایران نررت بشه ششرط آن کشه هشر گشاد کشه

خواهد ایران را از خیرر بیرون کند."‏

به ای ترتیب یهودیان خیرر که تا دیشروز صشاحشب زمشیش هشاا

خود بودند،‏ اکنون ناچار بودنشد بشر روا زمشیش هشاا خشود بشه

بنوان یرف و ربیت مشحش شد و اطشرافشیشان او کشار نش شودد بشه

ایتث ار وا در آیند.‏ ای نیز مجازات خداا مح د بشراا انسشان

هشائشی بشود کشه قصشدششان زنشدگشی از طشریش،‏ کشار و زحش شت

شرافت ندانه بر روا زمی هایران بود و چون حاضر به قشرشول

بردگی او نردد بودند اکنون ناچشار بشودنشد بشه بشردگشی فشئشودالشی

براا ن ایندد او مح د ت در دهند.‏

ای فئودالیسم بریرتی که مح د شخصاً‏ بانی آن و یا اگر هشم از

قرل وجود داشت وا ادامه دهندک آن در بربستان بود،‏ حشتشی از

بردگی فئودالی مع ولی که بعداً‏ در اروپا و ن اط دیرر رایج ششد

خر تر و ب ب افتادد تر بود.‏ زیرا اربا در فئشودالشیشسشم،‏ حش،‏

بیرون کردن ربیت و حتی فرزندان او از زمشیش را در تش شام

ب ر و حتی پس از آن نداشت،‏ ولی در ای جا مشحش شد بشه خشود

ح،‏ می داد و آن را کترا در قرارداد نیز قشیشد مشی کشرد کشه هشر

زمان که می خوایت آن ها را از روا زمی بیرون بیاندازد .

ب ود بر ای ، اموال و ثروت هاا من ول نیز بعنوان زنائم

جنری میان مح د و اطرافیان زارترر وا به شرح زیر ت سیم

می گردد.‏ چنان که اب هرام توضیح می دهد،‏ ‏"یید بلیه

الس م چون خیرر بررود،‏ خ سی از زنائم خود را برگرفت و

باقی میان مسل انان به هزار و هرتصد یهم قس ت کرد،‏ از

بهر آن که هردد امیر بودند و هر امیرا صد یوار و پیادد

داشت.‏ و چند امیر از مهاجران بودند مثل ب ر و بلی و طلحه

و زبیر و بردالرح ان ب بوف.‏ و باقی از انصار بودند.‏ و

خ سی که خود برگرفت میان زنان خود و خویران و اهل بیت

قس ت کرد

اهل فدز نیز که رویتاا بسیار آباد و حاصلخیزا بود،‏ وقتی

که پایان کار یهودیان و خیرر را دیدند،‏ پیش دیتی کردد،‏ قرل از

آن که یپاهیان مح د به مرزهاا آنها بریند،‏ تسلیم مح د شدد،-‏

خواهان برقرارا ه ان قرار فئودالی مشحش شد بشا خشیشرشریشان مشی

شوند.‏ با ای حال از آنجا که فدز،‏ خود را داوطلرانه بشه مشحش شد

تسلیم کردد بود و یربازان مح د در فتح آن ن شرشی ایشفشا نشکشردد

بودند،‏ یک کایشه،‏ بشا زمشیش هشاا آبشاد و حشاصشل خشیشزک کشه

بربکس زمی هاا خیرر حتی از لردکو یم یواران نشیشز در

امان ماندد بود،‏ به شخ مح د تعل،‏ می گیرد.‏

‏"و فدز خاص ازآنِ‏ پیغ رر بلیشه السش م بشود،‏ از بشهشر آن کشه

جنری نکردد بودند و آن را بدادد بودند."‏

اب براق نیز مى گوید وقتى در جنگ خیرر قرار شد كه نشیش شى

از محصول به مح د تعل،‏ گیرد.‏ ‏"بنابرای فدك ‏]نشیشز[‏ بشه مشلش

شخصى مح د تردیل شد چون مورد ح شلشه ششتشر و ایشب قشرار

نررفته بود".‏ وا در ض می گوید:‏

‏"وقتیکه زنائم خیرر ت سیم شد،‏ شَ،‏ و نَطا به مسل انان دادد ششد،‏

در حالیکه کَتیرَه به قس ت من سم گرت:‏ خ س یهشم خشدا ‏)کشه

تحت نرارت مح د قرارمیررفت(؛ خ س یشهشم پشیشامشرشر؛ یشهشم

نزدیکان وا ‏)خاندان و ترار مح د(؛ یه ی که براا نره دارا

زنان او اختصاص می یافت که در ای مورد اکشنشون گشزارک

دقی ی موجود ایت(؛ و مرلغی که به کسانی که بشعشنشوان وایشطشه

در مذاکرات صلح با فدکیان بش شل کشردد و پشیشامشرشر را قشادر

یاخته بودند تا بر کل زنائم چنگ اندازد(‏ تعل،‏ می گرفت.‏

الرته ای ها ه ه بنا به میل مح د و خوایت و یلی ۀ او انشجشام

می گیرد.‏ چنانکه خدا در آیه اا نحود ت شسشیشم زشنشائشم را بشطشور

کامل در اختیار او گذاردد و مسل انان را به پیروا بی چشون و

چرا در ای مورد دبوت ن ودد ایت.‏

‏"و آنچه را که خدا از مال آنها ‏)یعنی یهودیان بشنشی نضشیشر(‏ بشه

ریم زنی ت باز داد متعل،‏ به ریشول ایشت کشه شش شا یشپشاهشیشان

ای م بر آن هشیشچ ایشب و ایشتشرا نشتشاخشتشیشد ‏)و آزار کشارزار

نکریدید(‏ ولیک خدا ریوالنش را بر هر که خواهد مسشلشط مشی

گرداند و خدا بر هر چیز توانایت"‏

اب براق ادامه می دهد:‏

‏"آنراد پیامررزنائم را میان اقوام خویش،‏ زنانش ومردان وزنشان

دیررت سیم کرد.‏ او به دخترک فاط ه 111 یهم،‏ به بلی

به بث ان 171، به بایره 111، به بکر ‎111‎یشهشم و...‏ داد.‏ بشه

نام خدا ای صورت آنچه ایت که مح دِ‏ پیامرر به زنشان اک از

خرما و آرد داد:‏ بار."‏

به ای ترتیب اموال مردم بی گناد میان اقوام مح د تش شسشیشم مشی

گردد و ب ود بر آن ام ز و زمی هاا آن ها منجش شلشه فشدز،‏

ت اما به مالکیت شخ مح د در می آید.‏ الرته بعداً‏ ب ر،‏ وقتشی

به خ فت می رید،‏ بنا به ایتناد مح د كه زمانى گفته بشود ‏"در

جزیرة العر دو دی با هم نراشند"‏ یرانجام یهودیان را کشه بشه

دیت مح د،‏ ربیت زمشیش هشاا خشودششان ششدد بشودنشد،‏ بشراا

ه یره از ای زمی هشا بشیشرون مشی ریشزد،‏ و بشه ایش تشرتشیشب

دایتان یهودیان در بربستان مرکزا به پایان خود می رید.‏

در روز فتح خیرر،‏ ت از مسل انان که به حرشرشه مشهشاجشرت

کردد بودند به مدینه باز می گردند.‏ بی شک باز گرت آن ها بشه

خاطر یهم بردن از چپاول هاا یشود آورا بشود کشه مشحش شد و

یارانش به آن مرغول بودند.‏

پس از فتح خیرر مح د به وادا ال ‏ُرا می رود.‏ در آن جا واقعۀ

جالری ر می دهد که نران دهندک ب ، شیادا مح د و یعی او

در تح ی،‏ مردم ایت.‏ موضوک به ای صورت بشودد کشه تشیشرا

ناشناس،‏ ز م مح د را هنرامی که او مرشغشول پشائشیش گشذاردن

بارهاا شترها بودد،‏ به خاز مشی انشدازد.‏ اطشرافشیشان بشه دنشرشال

مرگ ز م بی چارد می گویند:‏ ‏"بهرت بر او خوک باد".‏ مح د

ابترا می کند و ز م بی چارد را متهم به دزدیدن یک قطعه

ش له ‏)پارچه کوتاهی که به دور خود می پیچیدد اند،‏ شاید شَ‏ ‏َشد(‏

از بار شترها می کند و می گوید:‏

‏"نه چنی ایت که ش ا می گوئید.‏ بدان خدائی که جان مح د در

دیت وا ایت که ش له که وا به خشیشانشت از زشنشیش شت خشیشرشر

برگرفته،‏ ای یابت آتش در آن افتادد ایشت و وا در آن مشی

یوزد".‏

آن گاد یکی از صحابه نیز ابشتشراف مشی کشنشد کشه او نشیشز دو

شِراز نعلی از زنائم خیرر بدون اجازد مح شد بشرداششتشه ایشت.‏

مح د به او نیز می گوید:‏ ‏"اگرت باز پس نیاوردا،‏ بشه بشو

آن دو شراز،‏ فرداا قیامت ترا دو شراز آتری بر بُریدَندا".‏

الرته آتش جهنم،‏ ف ط دایتانی براا فریب و تریاندن مردم —

بادا بودد ایشت.‏ زیشرا آن هش شه زشارت و تشجشاوز بشه امشوال

دیرران و زن و فرزندان آن ها،‏ به دیت مح د و اطرافیشانشش،‏

دزدا به حسا ن ی آمدد،‏ ولی برداشت یک ش د و نعشلشیش از

اموال زارتی تویط یک بردک بی چارد مستشوجشب آتشش جشهشنشم

بودد ایت.‏

ابن هشام،‏ جلد دوم،‏ فارسی،‏ ص

- طبری،‏ جلد سوم،‏ فارسی،‏ ص

ابن هشام،‏ جلد دوم،‏ فارسی،‏ ص

. 055

. 9912

009

-

-Tabari VIII:122; Ibne Ushaq, The life of

Muhammad, English, p. 515.

-Ibne Ishaq, p. 511.

ابن هشام،‏ جلد دوم،‏ ص

. 050

-

-Bukhari, V5B59N512.

. 009

-

-

02

-

520

. 011

-

. 009 -

-Ibne Ushaq, The life of Muhammad, English, p. 523.

-Ibid, p. 521.

.6

-

-Ibne Ushaq, The life of Muhammad, English, p. 522.

- . 9922

-

.9929-9923

-

ابن هشام،‏ جلد دوم،‏ ص

ابن هشام،‏ جلد دوم،‏ ص ‎005‎؛ طبری،‏ جلد ساوم،‏ فاارسای،‏ ص ‎9911‎؛

بالذوری،‏ فتوح البلدان،‏ ص

برای اطالع بیشتر در این مورد به کتاب دیگر نویسنده،‏ ‏"زن و ساکاس

در تاریخ"،‏ جلد اول،‏ چاپ چهارم،‏ ص مراجعه نمائید.‏

ابن هشام،‏ جلد دوم،‏ فارسی،‏ ص

همان جا،‏ ص

سوره الحشر،‏ آیه

طبری،‏ جلد سوم،‏ ص

همان جا،‏ صص

،111

(

111

11


28 ماهنامۀ روشنگر . شماره شصت وپنج دسامبر 2012

ادامه مطلب از ص

16

اولی قدم ای ایت که بدانیم بر،‏ یک هنر ایت،‏ ه شانشطشور کشه

زیست هم یک هنر ایت.‏ اگر ما بخواهیم یاد بریریم کشه چشرشونشه

میتوان بر،‏ ورزید،‏ باید ه ان راهی را انتخا کنیم کشه بشراا

آموخت هر هنر دیرر چون مویی ی،‏ ن شاششی،‏ نشجشارا،‏ یشا هشنشر

طرابت،‏ یا مهندیی-‏ بدان نیازمندیم .

مراحل الزم براا فرا گرفت یک هنر چیست؟

براا آموخت هر هنر مع وال باید دو مرحله را پی ود:‏ اول تسلط

بر جنره نررا و دوم تسلط به جنره ب لی آن.‏ اگشر مش بشخشواهشم

هنر پزشکی را بیاموزم،‏ بایشد اول بشدن انسشان و بشیش شارا هشاا

گوناگون را برنایم:‏ اما پس از آنکه ه شه مشعشلشومشات نشرشرا را

کسب کردن،‏ هنوز به هیچ وجه شایستری پشزششکشی نشدارم.‏ تشنشهشا

پس از تجربه زیاد م ک ایت در ایش کشار مسشلشط ششوم.‏ یشعشنشی

وقتی که نتیجه معلومات نررا مش بشا آنشچشه از راد تشجشربشه بشه

دیت آوردد ام،‏ با هم یکی شوند و بیامیزند،‏ در م بصیرت،‏ کشه

ایاس تسلط بر هر هنرا ایت،‏ به وجشود مشیآیشد.‏ ولشی زشیشر از

یادگیرا نررا و ب لی،‏ بامل یومینشیشز بشراا تسشلشط بشر هشر

هنرا الزم ایت-‏ تسلط بر هشنشر مشورد نشرشر بشایشد هشدف زشایشی

شخ باشد،‏ یعنی در جهان چیزا نراید در نرشر او مشهش شتشر از

هنر جلود کند.‏ ای در مورد مویی ی و طشب و نشجشارا و برش،‏

صدق میکند.‏ در اینجا شاید بتوان جوا ای یئوال را پیشدا کشرد

که چرا ه ه مردم زمان ما،‏ بلی رزم شکستهاا آشکارشان،‏ بشه

ندرت براا آموخت ای هشنشر کشوششش مشیکشنشنشد،‏ و بشلشی رزشم

اشتیاق ب ی،‏ و بی پایانی که به بر،‏ دارند،‏ ت ریرا ه ه چیزهشاا

دیشرشر-‏ مشوفش شیشت،‏ مش شام،‏ پشول و قشدرت را مشهش شتشر از برش،‏

میش ارند و ت ریرا ه ه نیروا آنان صرف ای مشیششود کشه راد

رییدن به ای هدفها را بیاموزند و هرگز ذرد اا از آن را بشراا

آموخت هنر بر،‏ ورزیدن به کار ن یبرند .

آیا میتوان تصور کرد که ف ط چیزهایی که ما را به پول و مش شام

میریانند،‏ ارزک آموخت دارند و بر،‏ که ف ط براا روح مفید

ایت و به مفهوم امروزا یودا بایدمان ن یکند،‏ ف ط یک امشر

تفننی ایت که ما ح،‏ نداریم نیروا چندانی بدان تخصی دهیم؟

به هر صورت که باشد،‏ ما هنر بر،‏ ورزیدن را از دو دیشدگشاد

مورد برریی قرار میدهیم:‏ اول به بحث دربشارد جشنشرشه نشرشرا

بر،‏ که قس ت ابرم کتا را ترکیل میدهد،‏ میپردازیم و بعشد

از ‏»جنره«‏ ب لی آن یخ خواهیم گفت.‏ گرچه باید افزود کشه در

مورد جنره ب لی بر،،‏ مانند هر رشته دیشرشر،‏ کش شتشر مشیتشوان

گفترو کرد.‏

از کتاب هنر عشق ورزیدن

سایت دیباچه

ادامه مقاله آسیب شناسی عرفان از ص

6

در مررق زمی نیز با ظهورای م و تسلط آن برامپراتشورا

فشارس و مصشر..‏ جشزم انشدیرشی و مشطشلش،‏ گشرایشی مشذهشرشی

دریرایر کرورهاا ای می حاکم شد.‏ فشلشسشفشه بشراا بش شاا

خود و ابراز وجود دوبارد خود و چالش طلرشیشدن مشذهشب بشه

ناگزیر درشکل وقالب برفان مشذهشرشی یشا بشرفشان ایش مشی

متجلی شد.‏ برونه اا کشه ترشخشیش وجشداکشردن آنشهشا ازهشم

دشوار وزیرم ک گردید.‏ به شیش یشرشب در ایش دوران مشا

شاهد فیلسوفانی در کسوت بارف،‏ اما درقامت فیلسوف مشی

باشیم.‏ تا جاییکه به یختی میتوان گشفشت فشیشلشسشوفشان بشزرگشی

چون یهروردا و فلسفه اششراقشی او ادامشۀ صشوفشیشرشرا و

برفان ایت،‏ یا ادامه تفکر وفلسفه قدیم ایران و یشونشان؟!‏ یشا

مولوا،‏ پدر فلسشفشه دیشالشکشتشیشک و مشلش شب بشه هشرشل ششرق،‏

فیلسوف ایت یا درویش و صوفی ؟ از ح تشا حشافشظ و

یعدا و دد ها اندیر ند و صاحرنرران بشرجسشتشه دیشرشر کشه

آنها را هم درویش و هم فیلسوف میتوان در نرر گرفت ‏.ایش

تناقضات در یرایر ای دوران دربرصۀ فلسفۀ شرق دیشدد

میرود.‏ تنها تعدادا محدود هستند مثل خیام و ابشو ریشحشان

بیرونی،‏ زکریاا رازا و...‏ که جدا از برفشان و بشاورهشاا

دینی به م والت و مراحث مست ل فلسفی پرداختند.‏

دامنۀ یت ررا و یرکو حکومت ها و مشتشولشیشان مشذهشرشی،‏

تنها دامنریر اهل بلم و فلسفه و دانش نرشود،‏ بشلشکشه بشیشش از

پیش دام مشیشلشیشونشهشا مشردم ایشتشثش شارششدد و مشردمشانشی کشه

یرزمی شان به اشغال در آمدد و تردیل به انسانهشاا خشرا

گشذارِ‏ اششغشالشرشران ششدد بشودنشد را نشیشز در بشر مشیشرشرفشت.‏

اشغالررانی که چه بسا ابت اد و باورا یا حتی آشنشایشی بشه

ای مذاهب نداشتند و چه بسا که روزگارا از بش شرششان را

به یتیز با پیروان ای مذاهب گذراندد بودند،‏ اما بشه یشکشرشارد

از معجزد قدرت و ثروت زشارتشرشرانشه بشهشرد مشنشد ششدد،‏ و

جهت ایت رار یرکو و ان یاد مردم یرزمینهاا اشغالی به

کیش ای م درآمدد بودند.‏ براا ن ونه خشانشدان خشلشفشاا بشنشی

امیه که از ابتدا دش ش ارد یک پیغ رر ای م بودد و بعدهشا

نیز خانوادد او را قتل بشام کشردنشد،‏ و قشریشب یشک قشرن بشر

امپراطورا پهناور ای مشی خش فشت کشردنشد.‏ یشا مشغشولشهشا و

تی وریان بعداز کامیابی هاا جنری وزشارت و آدمشکشرشی و

جنایشت،‏ دیش ایش م را ابشزارا مشنشایشب بشراا ایشتش شرار

یرکو و ایتث ارمردم خرا گزار دیدند .

در زر نیز متولیان و نوکیرشان مسشیشحشی نشیشز بشه هش شیش

منوال توانستند قرون ویطی را در یرایر اروپا نره دارند .

از ای جهت برفان در ایش دوران یشیشاد تشاریشک انشدیرشی،‏

زبان بی زبانان و مردم دیت و دهان بسته،‏ و به ویشیشلشه اا

براا واکنش تودد هاا شکست خوردد و یرکو شدد بشدل

شد.‏ به ی یرب بسیشارا از جشنشرشرشهشاا اجشتش شابشی در ایش

دوران ییاد تاریخی از زبان و اندیره ها و تفشکشر بشرفشانشی

تاثیر گرفتند.‏ بعرارت دیرر ای نوک تشفشکشر بشه ایشدئشولشوزا

جنررها ا ابتراضی بشدل ششد.‏ جشنشرشش یشربشداران نش شونشۀ

شناخته شدد از ای دیت می باششد.‏ در اروپشا نشیشز در پشایشان

قرون ویطی و آزاز بصر روشنررا،‏ فلسفه و خشردورزا

با برفان ه راد شد.‏ دانته زبان و بیان گویاا برفان زشربشی

ایت که با نرارک ک دا خدایان ناقوس پایان قشرون ویشطشی

را به صدا درآورد.‏ از یشوا دیشرشرتشفشکشر و ششیشود زنشدگشی

برفانی و صوفیررا و درویری خشلشوتشکشدد اا آرام بشراا

تسکی دردها و رنجها و مشرارتشهشا و بسشتشر مشنشایشرشی بشراا

تسکی یرشکستکی وشکشسشت وبشافشیشت طشلشرشی بشود.‏ ازایش

جهت حاک ان نیز تا جایی که برفان شورشی در میان نشرشود،‏

و تهدیدا به حسا ن ی آمد،‏ هم بارف و صوفی را تشحش شل

میکردند،‏ هم خان اد و برفان را.‏ چه بسیارا از حاک ان و

پادشاهان خرقه پوک و درویش مسلک که خشود بشرگشردک مشردم

حکومت کردند و براا دنیاا فانشی،‏ هش شچشون جشانشی،‏ جشان از

مردم یتاندند.‏ حکومت صفویان ن ونه بارز آن بود .

ای دوگانری یا چندگانری که در ذات برفان ای دورد نهادینشه

شدد ایت.‏ در واق بیش از پیش نتیجه و واکنش اجتنا نشاپشذیشر

شرایط تح یلی و وضعیت جامعه بود،‏ که خود را در قشالشرشهشاا

گوناگون و اشکال مختل و چندگانه ایتتار مشی کشرد.‏ بشرفشان

به ای شکل و به ای شیود در جامعه ای می و ایرانی ریشو

کرد.‏ به ی جهت گاد متولیان مذاهب و آخوندها بربلیه آن فتشوا

دادد،‏ پیروان آنرا بی دی خواندند ن ونه دشش شنشی امشام مشحش شد

ززالی با یهروردا که منجر به کرت یهروردا شد.‏

با ه ۀ اینها از آنجایی که ریره مادَا ای نررک در زندگشی و

شرایط جامعه بود،‏ در نتیجه بشرفشان نشاگشزیشر گسشتشرک یشافشت.‏

یرانجام برفان حل ه وایط جهان الهوتی و جشهشان نشایشوتشی

مسل ان شد.‏ اگر ای م با بر،‏ و باش ی میانه خشوبشی نشدارد،‏

و شُر شرا ، میخانه ، خرابات و کامیابی با نا محرمان خشط

قرمزا براا کسانی که بشه آن بشپشردازنشد مشوجشب حشدّ‏ ششربشی

خشواهشد ششد،‏ دربشو ، بشرفشان چشراغ یشرشزا ایشت کشه هشم

مسل ان و هم بی دی و زیرمسل ان را آشتی کنان،‏ و با شور و

صفا،‏ به کعره و میخانه و مسجد و خرابات مشی بشرد.‏ بشرفشان

پل بی کعره و بشت خشانشه ایشت.‏ ایش کشار بشا چشنشان رنشدا و

زیرکی صورت می گیرد که خال لب و خال ابشروا مشعشرشوق

را به بر،‏ ی ا وا و الهی بخیه می زند،‏ و در ه ی رابطشه

زیرایی را می آفریند که خال،‏ ملکوت نیز شیفته برش،‏ زمشیشنشی

می شود.‏ به جرات می توان گشفشت ایشرانشیشان یشرآمشد ایش هشنشر

رندانه می شوند.‏ براا ه ی هش شیشرشه هشم بشادد و مشیشخشانشه و

خرابات در کشنشارد مسشجشد و یش شاخشانشه و خشانش شاد،‏ بشه جشان،‏

خدمترزار طالران مسل ان و زیر مسل ان بودد اند،‏ و در کشنشار

کتا قرآن کتا خیام و حشافشظ هشم جشوار هشم زیسشتشه انشد.‏ بشه

جرات می توان گفت که نه تنها هیچ قاضی و حاکم نشتشوانسشت

مُچ حافظ و مولوا و بطّار و یایر بُرفاا بزرگ را بریشرد،‏

حتی هیچ مح ّ ی هم نتوانست پردد ازیرّ‏ ای مع ‏ّاا متشنشاقش

برراید.‏ به ه ی یرب ای بزرگان ادیب،‏ هم درمیان مذهرشیشون

دوآتره،‏ و هم در میان خدا ناباوران م رولشیشت ویشژد اا دارنشد.‏

شعر و ک م زیرا و هنرمندانۀ آنها هم نجواا بشاشش شانشه و آواز

شورانریزمطربان خرابات ایت،‏ وهم ذکشر و دبشا و مشنشاجشات

زاهدان مسجد خوا ‏،هرکسی براحتی می تواند ‏"از ظش خشود

با آن یار شود ".

اگرچه ای بیاران،‏ هنرمندانه،‏ بشا زیشرکشی خشاص،‏ دو جشهشان

متناق را با هم آشتی دادد و فرصت و امشکشانشی بشراا ابشراز

وجود جهان واقعی فراهم آوردند،‏ اما در بشطش جشامشعشه و در

اخ ق و فرهنگ اجت ابی تاثیر مخربی نیز بشرجشاا گشذاششتشنشد.‏

در بخش دوم به جنره هایی از آیشیشب ششنشایشی ایش پشدیشدد مشی

پردازیم.‏

ادامه دارد.......‏

.

aliazad_2000@yahoo.com


1 29 Rowshangar Publication Vol. 4, Issue No. 65 DEC 2012

ادامه مطلب ازدواج کودکان از ص

5

"

-

فرهنگ چه چیزا را ترویج می کند جز حش شه بشازا،‏ دروغ،‏

ریاکارا،‏ مفت خورا،‏ فشرصشت طشلشرشی و خش شصشه تش شامشی

خصائل ح یرانه و ضد انسانی را؟

ای گوشه اا کوچک از وضعیت اجتش شابشی در ‏"یشرزمشیش

اهورایی"‏ ایران ، و مردمان ‏"آریایی نژاد"‏ آن در قرن بیشسشت

و یکم با یاب ه ت دنی هفت هزار یاله ایت.‏ ننگ بشر چشنشیش

یاب ه ا تاریخی ، بر چنی نژادبرتر"‏ و بر چنی یشرزمشیش

اهورایی ایی که ای ه ه یال و کوپال و آن ه ه ادبا و بنشوان

پر ط طراق،‏ مان از آن نرشدد کشه در قشرن بشیشسشت و یشکشم،‏

فرهنگ ب ومی جامعه ا ایران ای چنی بشاششد و بشاالتشریش

آمار تجاوز به کودکان را داشته باشد.‏ و در مورد چنی تش شدن

و خاز ‏"م دس"ا که بعضی ها براا حفشظ تش شامشیشت اک

ترجیح می دهند ج هورا ای می مشانشدگشار ششود ششایسشتشه

ایت ک م آن بازجوا وزارت اط بات را به کار بریم که

براا دیت انداخت زندانیان مذهری در مسخرد ا امام هرتم

می گفت:‏ " آن نفله ا خاز بر یشر بشا آن هش شه طش ، هرشتشم

شدد".‏ کرور نفله ا هفت هزار یاله مشا هشم کشه بشا ایش هش شه

ال ا و بناوی ده پرک ، اکنون وضعیت به مراتب بشدتشرا

از کرورهایی دارد که میه پریتان ایرانی با وقاحت مع ول

خود،‏ آنان را ‏"بر یوی ار خور"‏ می نامند!‏

-

-

-

*******

-

ادامه مقاله انیشتین از ص

21

.

کار کند مستفیم وا با افراد معاصر خود و ه چنی نسلهاا

قرل از خود ایت.‏ فرد قادر ایت به تنهایی فکر کند،‏ حس کند،‏

ت ک و کار کند،‏ اما وجود فیزیکی،‏ ب لی و احسایی وا

آنچنان وابسته به جامعه ایت که فکر کردن به وا و یا

شناخت وا در خار ازچارچو جامعه امکان ناپذیر ایت.‏

ای ‏»جامعه«‏ ایت که خوراز،‏ لراس،‏ یرپناد،‏ ابزار کار،‏

زبان،‏ چارچو فکرا،‏ و ازلب مضامی فکرا را براا فرد

تامی میکند؛ زندگی وا به خاطر ت ک و دیتاوردهاا

میلیونها زندد و مردد که کل ه ‏»جامعه«‏ را میسازند امکان

پذیر میرود

بنابر ای ، وابستری فرد به جامعه یک واقعیت طریعی ایت

که ن یتوان آنرا از بی برد،‏ دریت مثل مورچه ها و

زنرورهاا بسل،‏ هر چند که ت امی پرویه زندگی مورچه ها

و زنرورهاا بسل تا جزیی تری مؤلفه ها به وییله زرایز

طریعی و جزمی مرخ شدد ایت،‏ اما الروا زندگی

اجت ابی و روابط انسانها متنوک و قابل تغییر هستند.‏ توانایی

و خ قیت انسان در نوآورا و وجود ارتراطات جدید

پیررفتهایی را بابث شدد ایت که به وییله نیازهاا

بیولوزیکی دیکته نردد اند.‏ ای پیررفتها در قالب ینتها،‏

نهادها و یازمانها؛ فرهنگ و مطروبات؛ دیتاوردهاا بل ی

و مهندیی؛ و هنر متجلی میروند.‏ چنی نتیجه گیرا میرود

که فرد میتواند به نوبی زندگی خود را به وییله رفتار خود

تحت تاثیر قرار دهد و در ای پرویه،‏ خوایت و آگاهانه فکر

کردن ن ش ایفا میکنند .

انسان از بدو تولد بطور ذاتی داراا یک یاختار بیولوزیکی

زیر قابل تغییر میباشد که ای یاختار شامل انریزدهاا

طریعی تعری کنندد گونههاا متفاوت بررا ایت.‏ ب ود بر

ای ، در طول زندگی،‏ هویت فرهنری وا با تاثیرپذیرا از

جامعه شکل میگیرد.‏ هویت فرهنری در گذر زمان قابل تغییر

ایت و به نسرت بسیار زیادا رابطه انسان و جامعه را معی

میکند.‏ بلم انسان شنایی مدرن با پژوهش در فرهنرهاا

گذشته و م ایسه آنها ثابت کردد ایت که رفتار اجت ابی

انسانها به نسرت بسیار زیادا تاب الروهاا فرهنری

وترکی تی زالب در جامعه ایت.‏ به ه ی بلت انریزد

کسانی که در راد بهرودا زندگی انسان ت ک میکنند ای ایت

که انسانها به دلیل یاختار بیولوزیکی خود محکوم نردداند که

ه دیرر را نابود کنند و یا اینکه یرنوشت بیرحم و محتومی

در انترار آنها باشد.‏

اگر از خود بپرییم چرونه یاختار جامعه و رفتار فرهنری

باید تغییر یابند تا زندگی برر به حداکثر م ک رضایتبخش

گردد،‏ باید به ای واقعیت آگاد باشیم که شرایط معینی وجود

دارند که اص ح آنها از بهدد ما خار ایت.‏ ه انطور که

قر هم اشارد شد،‏ طریعت بیولوزیکی انسان،‏ در ب ل قابل

تغییر نیست.‏ ب ود بر ای ، در چند قرن اخیر پیررفتهاا

آمارا و تکنولوزیکی شرایط زیر قابل تغییرا را ایجاد کردد

اند.‏ در دنیاا نسرتا پر ج عیت امروز و ن ش بی بدیل کاالها

در ادامه زندگی،‏ به یک لرکر بریم نیروا کار و ییستم

مت رکز کارآ نیاز ایت.‏ زمان آنکه افراد و یا گروهاا

کوچک میتوانستند خودکفا باشند به یر رییدد ایت.‏ ازراق

آمیز نیست اگر گفته شود که برر اکنون در حال ایت رار یک

جامعه جهانی تولید و مصرف میباشد

بنابرآنچه که گفته شد میتوان ریره بحران کنونی را

درچرونری رابطه فرد وجامعه جستجوکرد.‏ فرد بیش

ازهرزمانی به وابستری خودبه جامعه اگاد شدد ایت.‏ اما نه

تنها ای وابستری را یک رابطه مفید،‏ ارگانیک و حامی خود

ن یریند بلکه آنرا تهدیدا براا آزادیهاا طریعی ویا حتی مناف

اقتصادا خود میریند.‏ ب ود بر ای ، حس خود محورا وا

ت ویت،‏ و حس جامعه گرایانه اک که بطورطریعی هم ضعی

تر هست،‏ بردت تضعی میرود.‏

ه ه انسانها،‏ صرفنرر از موقعیتران در جامعه از ای روند رنج

میررند.‏ انسانها زندانیان خود محورا خود احساس بدم

امنیت،‏ تنهایی و محروم بودن از لذتهاا زندگی میکنند.‏ انسان،‏

اگر خودرا وق جامعه انسانی کند میتواند به زندگی هرچند

کوتاد خود معنی برخرد

به نرر م منرا ه ه بدیها،‏ هر و مر موجود در ییستم

اقتصادا جامعه یرمایه دارا امروز ایت.‏ ما در م ابل خود

یک جامعه تولیدا را نرارد گریم که ابضاا آن بطور ییرا

ناپذیرا در ت ک محروم کردن یکدیرر از ث رد کار ج عی نه

از طری،‏ زور،‏ بلکه از طری،‏ قوانی جارا هستند.‏ به ای

ترتیب،‏ مهم ایت که دریابی که ابزار تولید مورد نیاز براا تولید

کاالهاا مصرفی و ه چنی کاالهاا مازاد در مالکیت

خصوصی افراد قرار دارند

را کسانی مینامم که در مالکیت ‏«کارگران»در بحث جارا م

ابزارتولید شریک نیستند هرچند که ای تعری با مفهوم

مریوم معادل نیست.‏ مالک ابزار تولید در موقعیتی ایت که

میتواند نیروا کار کارگر را بخرد.‏ کارگر،‏ با بکارگیرا ابزار

تولید،‏ کاالهاا جدید تولید میکند که در مالکیت یرمایه دار

قرارمیریرد.‏ نکته اصلی رابطه بی ارزک واقعی کاالیی ایت

که کارگر تولیدمیکند وارزک واقعی مزدا که دریافت میکند.‏

مزد دریافتی کارگر نه با ارزک واقعی کاالیی که تولید میکند

بلکه با حداقل نیاز وا براا ادامه زندگی و میزان نیروا کار

در جستجوا کار تعیی میرود.‏ مهم اینست که بدانیم که حتی در

تئورا هم مزد دریافتی کارگر با ارزک کاالا تولید شدد تعیی

ن یرود

بعلت رقابت بی یرمایه داران،‏ پیررفت تکنولوزا وافزایش

روزافزون اردوا نیروا کار در جهت تولید انرود با هزینه

بسیار ک تر،‏ یرمایه خصوصی در اختیار تعداد محدودا قرار

میگیرد.‏ در نتیجه پیررفت تکنولوزا چنان الیرارشی یرمایه

خصوصی ایجاد میرود که قدرت فوق العادد آن حتی تویط

دمکراتیک تری جامعه هم قابل کنترل نیست.‏ و ای یک ح ی ت

مح ایت،چونکه ابضاا نهادهاا قانونرذارا تویط احزا

ییایی انتخا میروند،‏ که به نوبه خود ب دتا تویط یرمایه

داران خصوصی ح ایت مالی میروند و تحت تاثیر قرار

میگیرند.‏ ای امر بابث میرود که انتخا کنندگان و انتخا

شوندگان از هم فاصله بریرند.‏ در نتیجه ن ایندگان مردم در

ح ی ت از مناف اقرار محروم جامعه بطور مؤثر دفاک ن یکنند.‏

ب ود بر ای ، در شرایط کنونی،‏ مالکان ابزار تولید مست یم و یا

زیرمست یم مناب اصلی اط بات ‏)مطروبات،‏ رادیو،‏ آموزک(‏

را در کنترل دارند.‏ بنا بر ای ، براا یک هروند بسیار مرکل و

در ح ی ت در بیرتر موارد کام زیرم ک میرود که از ح وق

ییایی خود آگاهانه بهرد بریرد

بنا برای ، ییستم اقتصادا مرتنی بر مالکیت خصوصی یرمایه

با دو ویژگی مرخ میرود:‏ اول،‏ ابزار تولید ‏)یرمایه(‏ در

مالکیت یرمایه دار ایت؛ دوم،‏ قرارداد کار بی کارگر و

یرمایه دار آزادانه بسته میرود.‏ مسل ا،‏ هیچ جامعه یرمایه

دارا بطور نا وجود ندارد.‏ باید در نرر داشت که کارگران،‏

طی مرارزات طوالنی و پیریر ییایی خود موف،‏ شدداند نوبی

را براا اقرار معینی از خود تض ی ‏«قرارداد کار آزاد»از

کنند.‏ اما در مج وک،‏ ییستم اقتصادا امروز تفاوت چندانی با

یرمایه دارا خال ندارد

امر تولید به هدف یوداندوزا انجام میگیرد نه به هدف تامی

نیازهاا جامعه.‏ هیچ تض ینی وجود ندارد که ه ه کسانی که

قادرند و مایلند کار کنند بتوانند شازل شوند؛ ت ریرا ه یره یک

وجود دارد کارگر ه یره در بیم از دیت ‏«لرکر بریم بیکار»‏

دادن شغل خود به یر میررد.‏ از آنجاییکه کارگران بیکار و

کارگران با دیت زد پایی ن یتوانند یک بازار یودآورا را براا

کاالهاا تولیدا ایجاد کنند،‏ تولید کاالهاا مصرفی محدود میرود

و پیامد آن فرار بیرتر بر دوک اقرار کم درآمد جامعه ایت.‏

پیررفت تکنولوزیکی زالرا به جاا آیانتر کردن شرایط کار

براا ه ه،‏ بابث بیکارا روزافزون میرود.‏ انریزد یوداندوزا

و رقابت بی یرمایه داران،‏ بامل بی ثراتی در انراشت و کاربرد

یرمایه میباشد که خود جامعه را به یوا رکود شدید یوق

میدهد.‏ رقابت لجام گسیخته بابث به هدر رفت نیروا کار،‏ و

فلج کردن آگاهی اجت ابی افراد که قر به ان اشارد شد

میرود.‏ فلج کردن آگاهی اجت ابی افراد را م مخر

تری دیتاورد ییستم یرمایه دارا میدانم.‏ کلیت ییستم

آموزشی ما از ای یی اا زشت یرمایه دارا رنج میررد.‏ به

دانش آموز نوبی اخ ق رقابتی ازراق آمیز ال ا میرود تا

دانش اکتسابی خود را تنها براا موف یت فردا خود در آیندد

مورد یتایش قرار دهد.‏ م مت ابد شدد ام که براا از بردن

ای یی اا زشت یرمایه دارا تنها یک راد وجود دارد،‏ و آن

ایت راراقتصاد یوییالیستی ه راد با یک ییستم آموزشی با

اهداف اجت ابی و یوییالیستی میباشد.‏ در چنی ییستم

اقتصادا،‏ ابزار تولید در مالکیت جامعه ایت و به شیود

برنامه ریزا شدد بکار گرفته میرود.‏ ییستم اقتصاد برنامه

اا،‏ تولید را بر ایاس نیاز جامعه تنریم میکند،‏ کار را بی

ه ه کسانی که توانایی کار کردن را دارند ت سیم میکند

ومعیرت ه ه مردان،‏ زنان و کودکان را تض ی میکند.‏

آموزک فردا،‏ ب ود براینکه شکوفایی ایتعدادهاا ذاتی را

تروی،‏ میکند،‏ ت ک میکند تا به جاا تکریم و یتایش قدرت

و موف یت فردا،‏ احساس مسؤلیت نسرت به دیرر ه نوبان در

جامعه را ایجاد کند.‏

.

.

اما باید به یاد داشته باشیم که اقتصاد برنامهاا هنوز به معنی

یوییالیسم نیست.‏ اقتصاد برنامهاا به خودا خود میتواند با

ایتث ار کامل افراد ه راد باشد.‏ دیتیابی به یوییالیسم مستلزم

حل مسایل بغرنج ییایی اقتصادا میباشد:‏ چرونه م ک

ایت در ییستم مت رکز اقتصادا ییایی از رشد

بوروکرایی و بواقب مخر آن جلوگیرا کرد؟

چرونه میتوان ح وق فردا را پاس داشت و دمکرایی را

در م ابل بوروکرایی بی ه کرد؟ شفافیت شیدن به اهداف و

مرک ت یوییالیسم در دوران گذار حایز اه یت بسیار باالیی

ایت.‏ در شرایطی که،‏ بحث آزاد در مورد معض ت جامعه

بررا به تابویی تردیل شدد ایت،‏ م فکر میکنم شروک کار

ای مجله میتواند خدمت قابل م حرهاا به افکار ب ومی

باشد

مجله هفته

**************

.



-

-

.

.


.

.

.

.

.

.

.


30 ماهنامۀ روشنگر . شماره شصت وپنج دسامبر 2012



، ص .۱۰



----------------------------------------

دنباله مقاله فاشیسم از ص

7

.

آی ان یرمایه دوختهاند.‏ هر چند که ای خرافهها در

پوششهاا زیراا فلسفی،‏ ادبی،‏ هنرا و مذهری پیچیدد شدد

باشند.‏ شناخت ای خرافههاا خطرناز نژادپریتانه،‏ خوانندد

را هرچه بیرتر براا مرارزدا فرهنری با آن هریار و آگاد

مییازد

در کشتشا فشاششیشسشم و بشنشرشادهشاا کش ن اقشتشصشادا هشمچشنشیش

میخوانیم که چرونه فاشیسم چهار نعل به ک ک یشرمشایشهدارا

در حشال احشتشضشار مشیآیشد و بشا چشه ششیشودهشایشی ترشکشیش ت

ورشکستها بشنشرشادهشاا کش ن اقشتشصشادا را نشجشات مشیدهشد.‏

فاشیسم،‏ ای قدیس مالکیت خصوصی بشازگرشت امشنشیشت بشراا

یرمایهدارا خصوصی را حتا در صنای کلیدا و بشانشکهشاا

اصلی تامی میکند.‏ دولشت فشاششیشسشتشی تشا آنجشا کشه مشیتشوانشد

انراششت یشرمشایشه و نشرشم را بشراا اَبَشر یشرمشایشهدار ششدن و

یازماندهی واحدهاا بشزرگ یشرمشایشه فشراهشم و یشودهشا را

تض ی میکند.‏ بنابرای میبینیم که دولت فشاششیشسشتشی پشیشونشدا

حیاتی و انداموار با خصوصییشازا دوبشاردا یشرمشایشهدارا

در فضاا ام دارد.‏

دانیل گرن به شکلی ویژد و کام بهجا به توهمهاا خطرناکشی

که درباردا فاشیسم وجود دارد میپردازد و در پژوهش بل ی

خود بر ای اوهام خط بط ن میکرد.‏ متشایشفشانشه حشتشا امشروزد

نیز چشنشیش تشوهشمهشاا خشطشرنشاکشی کشه از جشانشب ریشانشههشاا

بورزوایی دام زدد میشود در اذهشان نشاآگشاد تشوددهشا ریشو

میکند و دفاک از ای اوهام هنوز شامل تاریخ نردد ایت.‏

یکی از ای توهمها آن ایت که گویا فاشیشسشم مشرحشلشهاا ایشت

ضرورا از تکامل یرمایهدارا و زمان ان پرولشتشرا را

تسشریش مشیکشنشد.‏ ایش تشوهشم بشر آن ایشت کشه:‏ ‏»فشاششیشسشم بشا

ت رکزگرایی حداکثر در جهت انش ش حشرکشت کشردد ایشت«‏

حال آن که رزیم توتالیتر فاشیسم هشمزمشان بشا تش شرکشزگشرایشی،‏

دیکتاتورا پلیسی را به حداکثر ریانیدد و به یرکو طشرش شها

کارگر و دیرر نیشروهشاا انش ش بشی مشیپشردازد.‏ از آن گشذششتشه

فاشیسم،‏ شستروا مغزا کودکشان را از هش شان اوان کشودکشی

شروک میکند تا تصور ب یددا یوییالیستی و ک ونشیشسشتشی در

مغز دورانِ‏ جوانی وا هم نرنجد.‏ پس فاشیشسشم نشه تشنشهشا رونشد

ان پرولترا را شتا ن یبخرد،‏ بلکه ه انگشونشه کشه رزا

لوکزامرورگ به گونهاا موجز آن را در برارت ‏»سوسیالیسم

یا بربریت!«‏ پیشبینی میکند،‏ دش یشریشخشت و بشیچشون و

چراا یوییالیسم ان بی و خواهان بازگرت کامل به بربریشت

بهش ار میآید.‏ اما بنا به روایت نویسندد نرشایشد از یشاد بشرد کشه

جذ بیکاران در طرحهاا بشرشیشم رادیشازا و تسشلشیشحشاتشی،‏

نشرشارت دیشکشتشاتشورا بشر صشادرات یشرمشایشه و طشرحهشاا

زولآیاا ‏»رفاد اجشتش شابشی«‏ زمشیشنشههشاا مشادا بشوامفشریشرشی

فاشیسم براا کسب ح ایت تودداا هر چند اجرارا ش ششد.‏ بشا

ای ه ه اط ق حکومت مردمی به فاشیسم از جانب نویسنشدد

هر چند گذرا و چه بسا از روا زفلت میتواند یورتشفشاهشمهشاا

زیادا را برانریزد که با نرریات طشرش شاتشی دانشیشل گشرن هشیشچ

یازگارا ندارد.‏ چرا که آنچه مردمی بودن یک حکشومشت را

تعیی میکشنشد نشه کسشب حش شایشت تشودداا و نشه حشتشا هش شیشرشه

شیودهاا به قدرت رییدن بلکه افزون بر آن،‏ ماهیت طشرش شاتشی

و به طر برنامه و کارکرد طر اتی آن حشکشومشت خشواهشد بشود.‏

توهم دیرر مربوط به تضاد میان بنرادهاا کش ن اقشتشصشادا و

دولت فاشیستی ایت.‏ ای تضاد تنها بهخاطر منافش کش ن آنشان

در یودهاا حاصله از جنگ بود.‏ ایش انشحشصشارهشا از آن در

هراس بودند که مرادا رهرران فاشیستی،‏ جنگ زودهنرامشی را

شروک کنند و یودهاا یرشار تسلیحاتی آنان بشهخشطشر بشیشفشتشد.‏

چنی تضادا به هیچبنوان ناشی از اخت ف ماهوا میشان ایش

بنرادهاا ک ن اقتصادا و دولت فاشیستشی نشرشود.‏ دانشیشل گشرن

بهدریتی بر آن ایت که ای انشحشصشارهشاا بشزرگ بشودنشد کشه

رزیم توتالیتر فاشیستی را به یک دیشکشتشاتشورا کشامش نشرشامشی

تردیل کردند.‏ چرا که باز هم بر ایاس پیشبینی حیرتآور رزا

لوکزامرورگ ‏»برای طبقهی سرمایهدار،‏ نظامیگاری باه یاک

۱

ضرورت تبدیل شده است.«‏

توهم خطرناز دیررا که درباردا فاشیسم وجود دارد،‏ ای ایت

که فاشیسم را یرمایهیتیز و یک ان دانستهاند.‏ حال آن که

فاشیسم چنان که ک را زتکی به آن اشارد میکند:‏ ‏»توصیف

زوال اقتصاد سرمایهداری است.«‏ بنابرای فاشیسم نه از نرر

اقتصادا و نه از نرر ییایی به هیچوجه پیررفتهتر و فراتر از

یرمایهدارا نیست.‏ بلکه دولت فاشیستی همچون پریتارا براا

طوالنی کردن ب ر زددا چرکی و بدخیم یرمایهدارا ب ل

میکند؛ یعنی به جاا مالکیت اشتراکی بر ابزار تولید،‏ ت امی

نیرویش را صرف یرکو جنرش خودانریختهاا میکند که

خواهان یوییالیسم ایت

پس فاشیسم با تمامی بربریت خویش برای حفظ مالکیت

خصوصی و سرمایهداری و در یک عبارت،‏ بقای شیوهی تولید

سرمایهداری مبتنی بر کارِمزدی به سوسیالیسم یورش میبرد و

هیچگونه سازگاری با انقالب ندارد

دانیل گرن همچنی به ای ح ی ت میپرازد که فاشیسم تنشاقش هشاا

ناشی از پیررفت ناموزن نرام یرمایهدارا را ترشدیشد مشیکشنشد و

براا ت سیم دوباردا جهان به زور ایلحه متویل میشود.‏

اما بر آن ایت که فاشیسم به معناا جنگ نیست و تنها راد پشیشکشار

با آن را نیز گرودن جرهها نررد طر اتی درونی مشیدانشد.‏ حشال آن

که فاشیسم نه تویط کارگران آل ان و ایتالیا،‏ که در جرهها جنگ،‏

در یرزمی شوراهاا ان بی شکست خورد و منهدم شد.‏

آخری توهم که بسیار یاددانرارانه به نرر مشیریشد.‏ فشاششیشسشم را

پدیدداا محلی و ناشی از شرایط خاص آن مشیدانشد در حشالشی کشه

فاشیسم همچون خود یرمایه،‏ پدیدداا جهانگستر ایشت و ویشژدا

آل ان و ایتالیا نیست و میتواند به یایر ن اط جهان نیز یشرایشت و

رشد کند.‏

چنان که فاشیسم بشه کش شک نشیشروا یشرمشایشها جشهشانشی،‏ انش ش

کارگرا ایپانیا را یرکو کشرد.‏ مشتشایشفشانشه در ایش کشتشا حشتشا

اشارداا هم به آن ن یشود.‏

یرانجام دانیل گرن،‏ نویسنددا کتا فاشیسشم و بشنشرشادهشاا کش ن

اقتصادا پژوهش بسیار ارزندد و بیه تاا خود را چنی به پایشان

میبرد که فاشیسم از بنیاد پدیدداا محتوم نشیشسشت و یشویشیشالشیشسشم

ان بی میتوانست فاشیسم را برای همیشاه در تااریاخ ریشاهکان

کند،‏ اگر جنبش سوسیالیستی به وظیفهی خود عمل میکرد.‏

اگر به جاا آویخت بر ریس ان پوییددا دموکرایشی بشورزوایشی

و رفرمیسم،‏ بنرادهاا ک ن اقشتشصشادا را خشلش یش ح اقشتشصشادا

میکرد،‏ یعنی ابزار تولید را اششتشراکشی و زمشیش هشاا بشزرگ را

مصادرد میکرد.‏

اگر طر ها کارگر بالندد را با ت ام قواا ان بی خویش هش شراد بشا

یایر زح تکران به میدان مشرشارزداا طشرش شاتشی و یشرنشوششتیشاز

براا وازگونی یرمایهدارا و بشرپشایشی دمشوکشرایشی ششورایشی و

یوییالیسم فرا میخواند و اگر میان یوییالیشسشم و یشرمشایشهدارا

در نویان نرود و در یک ک م به رفرمیسم در نغلطیشدد بشود؛ چشرا

که انتخا دیررا میان یوییالیسم و فاشیسم وجود نداشته،‏ نشدارد

و نخواهد داشت.‏

با توجه به ای که یشلشول یشرطشانشی فشاششیشسشم پشیشویشتشه در نشرشام

یرمایهدارا وجود دارد و خطر فاشیسم ه شوارد زیسشت برشر را

تهدید میکند؛ بهویژد که به تئوراهاا نژادپشریشتشانشها آن بسشیشار

آگاهشانشه از طشرف ریشانشههشاا هش شرشانشی بشورزوازا دامش زدد

میشود و مشتشایشفشانشه اذهشان نشاآگشاد،‏ ایش خشرافشههشاا خشطشرنشاز

ضدبررا را جذ و تکرار میکنند،‏ فاشیسم و بشنشرشادهشاا کش ن

اقتصادا کتابی بسیار باارزک،‏ خواندنی و پر از نکات آموخشتشنشی

براا شناخت بل ی و ریرهاا از خرافها فاشیسم و مشرشارزدا بشا

آن محسو میشود.‏ خواندن ای کتا را به تش شامشی خشوانشنشدگشان

فارییزبان و بهویژد جوانان پیرنهاد میکنم.‏

۷

.

.

پینوشت

ای م اله پیشتر در مادنامها ناقادناو،‏ یشال دوم،‏ شش شاردا

آبان و آذر ۸۲ چاپ شددایت.‏

مرخصات کتا به شرح زیر ایت:‏ فاشیسم و بنرشادهشاا کش ن

اقتصادا،‏ دانیل گرن،‏ ترج ها رضا مرادا ایپیلی،‏ تهران،‏ نرر

،۵


قطرد،‏ ۵۰۸۰.



ه ان منر ، ص ۵۶.

اصش ح یشا انش ش ، رزا لشوکشزامشرشورگ،‏ بشرگشردان ایشدهللا

کراورزا،‏ تهران،‏ نرر آزادمهر،‏ ۵۰۸۵ ص ۵۱.

ه ان منر ، ص ۵۶.

فاشیسم و بنرادهاا ک ن اقتصادا،‏ ص ۰۵۵.

اص ح یا ان

فاشیسم و بنرادهاا ک ن اقتصادا،‏ ص ۲۵۳.

با آنکه نویسنده مقاله باال در چند جا به درستای بار باعاضای

توهمات نویسنده انگشت می گذارد،‏ ولی متاسفاناه خاود در

یکی دو جا با اطالق نادرست عنوان ‏"سارزمایان شاوراهاای

انقالبی"‏ به رژیم ضد کارگری استالین دچار توهمی هولناک

تر می شود و باین ترتیب ناآگاهی خود نسبت به ماهیت ایان

رژیم و غفلت از این واقعیت را که نظام شوروی انقالبای در

روسیه شوروی مدتها قبل جای خود را به نظام سارکاوباگار

ضد خود داده بود،‏ به نمایش می گذارد.‏ سیامک ستوده

.

.

ما کارگران روتمندان را نمی خواهیم

حاکمین و کشیشان را نمی خواهیم

ستمگرانی که کارگران را است مار میکنند

را نیز نمیخواهیم

باندهای بیشرمی را که با قانون از است مار

کنندگان دفاع می کنند نمی خواهیم

پدر سوخته هایی که با اسامی مختلف مذهبی

مارا به گوسفندانی مبدل می کنند که بدون

هیچ مقاومتی میگذارند توسط شغال ها

خورده شویم را نیز نمی خواهیم

چرا که هر کسی که یک ذره باال ی سر ما

باشد را دشمن خود میدانیم

.

.

;

” ریکاردو فلورس مه گون “

مبارزی مکزیکی که در زندان و

زیر شکنجه جان سپرد

۲


1 31 Rowshangar Publication Vol. 4, Issue No. 65 DEC 2012

بنگالدش :

بهشت جهان سرمایه داری

و جهنم کارگران

احمد پرتوی

ا دسامبر

2012

10

1.7

11

حواده کار تردیل به اخرار روزمرد کارخانجات،‏ کارگاد هاا تولیدا و یاختش شانشی

شدد ایت.‏ یوخت کارگران کارگاد هاا تولید لراس از ششایش تشریش آنشش یشوزا

هایت.‏ ف ط گزارک آتش یوزا هاا بزرگ در ریشانشه هشاا جشهشانشی مشنشعشکشس

میرود.‏ با ک ی جستجو در اینترنت میتوان بشه بشرخشی اخشرشار اتشش یشوزا هشا در

کارگاهها دیت یافت.‏

ازلب ای کارگاد ها در فضائی بسته ایجاد ششدد و کشارگشران بشطشور فرشردد پرشت

چرخها و میزهاا خیاطی مرغول تولید لرایهائی هستند که حتی با پرداخت یشکش شاد

ح وق خویش هم توان خرید آن را ندارند.‏

ای کارگران که بیرترشان را زنان و دختران جوان ترکشیشل مشیشدهشنشد بشا دیشتش شزد

بسیار ک ی در ای کارگاد ها مرغول کار هستند.‏ درصد زنشان از تشا

یال در بنر دک بیکار هستند.‏ کرورا که برابر آمار ریش شی درصشد مشردان

بیکار و از ای تعداد بیش از درصد برایران شغل ت ام وقشت وجشود نشدارد،‏ و

به ی دلیل از ح وقران هم به نسرت یابت کار از م دار حداقل تعیی ششدد تشویشط

دولت هم ک تر ایت.‏ و در چنی شرایطی،‏ نیاز به تشامشیش مشعشاک خشانشوادد تشویشط

زنان به مسئلۀ حیاتی تردیل شدد ایت.‏

دیت زد ناچیز،‏ دیتهاا ظری زنانه و دقت و حوصله مادرانه ، جشنشس مشؤنشث را

به بهتری شکار براا تولید پوشاز مشارز هشاا مشعشروف ‏"ا انشد ام"،‏ ‏"وال

مارت"،‏ ‏"تسکو"،‏ ‏"مارکس اند اکسپنسر"،‏ ‏"یی یرز"،‏ ‏"جی یی پشنشی"،‏ ‏"دیسشنشی

پیکسار"،‏ ‏"تدا ای یت"‏ و ‏"وول میل"‏ تردیل کردد ایت.‏ مادرانی که بشراا تشهشیشه

قوت الی وت فرزندان،‏ و تامی معاک خانوادد یابات کار طوالنی و هر خشطشرا

را به جان میخرند.‏

11

17

11

17

11

11

11

آتش یوزا در کارگاد هاا تولیدا بنر دک اولی بار نیست که اتفاق مشیشافشتشد.‏ در

دیامرر هم نفر از کارگران شرکت تولید پوشاز ‏"ها-‏ میی گروپ"‏

در منط ه صنعتی آشولیا،‏ در اتش یوزا کارگاد تولید لراس،‏ جانران را از دیشت

دادند.‏ بلت کم بودن تلفات یال گذشته ای بود که آتش یوزا در طر ه دهم ر داد

و کارگر آن شرکت توانستند با فرار از در هاا اضطرارا جان خود را

نجات دهند.‏ کارفرمایان در بنر دک براا کنترل کامل کاال و محدود کشردن تشردد

کارگران،‏ در هاا اضطرارا را قشفشل مشیشکشنشنشد.‏ آتشش یشوزا کشارگشاد پشوششاز

‏"تزری که در نوامرر اتفاق افتاد،‏ بابث کرته شدن نفر از کارگشران

که بیررشان زن و دختر بودند شد.‏ هنرام آتش یوزا،‏ در هاا اضطرارا کارگاد

قفل بود و در راهروهاا منتهی به خروجی،‏ انواک لرایهشاا دوخشتشه ششدد و مشواد

اولیۀ انرار شدد،‏ مانعی بر یر راد کارگران ایجاد کردد بطورا که تشخشلشیشه یشریش

یاخت ان زیر م ک شدد بود.‏ ماموران دولتی میرویند که ای یاخت ان فاقد خشرو

اضطرارا بودد و هنوز یاخت ان آن تک یل نردد بود.‏ و مالک آن چنشد یشال ایشت

که از یاخت ان براا تولید پوشاز ایتفادد میکند.‏ انرار کردن کشاالا یشرمشایشه دار

صاحب گارگاد در راهروها و پله ها،‏ فرصت فرار را از کارگشران گشرفشت.‏ تش شام

پنجرد ها براا جلوگیرا از با میله هاا آهنی حفاظت شدد و راد فشرار

کارگران از پنجرد ها هم مسدود شدد بود.‏ و به ه ی دلیل بود که روا بشیشرقشهشاا

کارگران معتر نوشته شدد بود:‏ " کارخانه زندان نیست."‏

یود یرمایه دار آن در م دس ایت که در خطرِ‏ مرگ قرار دادن کارگران برایرشان

به یک امر روزمرد تردیل شدد ایت.‏

در کشوری که در صورت داشتن کار تمام وقت،‏ حداقل دستمزد ماهیانه دالر است و خیلای از کاارگااه هاا

حتی همان را هم نمی پردازند ، آیا چنین جائی بهشت سرمایه داران و جهنم کارگران نیست.‏ در کرشورا کشه

ک تر از درصد از درآمد ناخال ملی صرف خدمات اجت ابشی مشیشرشود و هشیشچشرشونشه امشکشان رفشاهشی

ب ومی در جامعه براا کارگران فراهم نیست قطعا دیتش شزد کشارگشر هشم پشائشیش خشواهشد بشود.‏ در مش شایسشه بشا

بنر دک،‏ زاپ درصد درآمد ناخاص ملی را صرف خدمات اجت ابی میکند.‏ پائی نرهداش یطح زندگشی

در کرورهائی مثل بنر دک جدا از طرح جهانی برنامه ریزان اقتصادا یرمایه دارا براا حفظ نیروا کشار

بسیار ارزان نیست.‏ برنامه هایی که یودهاا نجومی را براا شرکتهاا زول پشیشکشر نشامشرشردد در بشاال تشامشیش

میکند.‏ شرکت ‏"ا اند ام"‏ به تنهائی یاالنه میلیارد دالر صادرات پوشاز از بنرادک را بخود اختصشاص

دادد ایت که با احتسا یادک حداقل بیست برابر قی ت،‏ فروک هنرفت مشیشلشیشارد دالرا در یشال را بشایشد

یهامداران خود میکند.‏ ای ثروتِ‏ ‏"قانونی و حالل"‏ ف ط بشا یشرکشو کشارگشران مشعشتشر بشه وضش مشوجشود

بنر دک و ریخت خون آنها در خیابانها میتواند بدیت بیاید.‏ ای ثروت هنرفت فش شط بشا فشراهشم کشردنِ‏ کشارگشاد

هایی که از حداقل امکانات ای نی هم برخودار نیستند میتواند بوجود بشیشایشد.‏ ایش یشود بشا وجشود اتشحشادیشه هشاا

کارگرا که هم و ز ران حفظ رابطۀ کار مزدا و نه براندازا رابطۀ مزد و دیشتش شزد ایشت مشیشتشوانشد فشراهشم

شود،‏ ه ان سیاست های سندیکالسیتی که فقط بدنبال افزایش تا درصدی دساتامازدهاا در باناگاالدش

هستند،‏ یعنی اتحادیه هایی که کارگران بنگالدش را فقط الیق حقوق ماهی دالر میدانند.‏ اتحادیه هشایشی کشه

وقتی فعالی پیریر کارگرا بضو خودشان،‏ بدیت بوامل یرمایه داران ربودد میروند و اجساد شکشنشجشه ششدک

آنان پیدا میروند،‏ ف ط به دادن بیانیه و یا ابتراضی کوچک بسندد میکنند.‏ و در مذاکرات با دولت،‏ مصلحشت

یرمایه گذارا خارجی که حفظ ه ان ف ر و نکرت شدید جامعه ایت را می پذیرند.‏

صنای پوشاز بنر دک میلیشارد دالر از کشل مشیشلشیشارد دالر صشادرات یشاالنشه بشنشرش دک را بشخشود

اختصاص دادد که ای ثروت محصول کار کارگرانی ایت که در کارخانه پوشاز از جشان خشویشش هشم

مایه میرذارند.‏ بدی ترتیب ایت که بنر دک را به کرورا که شدیدا به صادرات پوشاز محتا ایشت تشرشدیشل

کردد ایت.‏ کرورا با ج عیت میلیون نفر و ف ر شدید،‏ مط ئ تری فراهم کنندد نیروا کار ارزان بشراا

صنای پوشاز ایت.‏ صنعتی که هنوز ب ود بر چرخهاا مدرن خشیشاطشی نشیشاز بشه کشار یشدا زیشادا دارد.‏ و

کارگران بنر دک با ح وق ماهی دالر،‏ کود هاا ثروت را براا یرمایه داران بر پا می کنند.‏

صحرتها و حرافی هاا ح وق بررا هیچ فصلی در کتا خود براا ایتث ار کارگران بنر دک نشدارد.‏ بشلشتشش

هم ای ایت که " بنگالدش صاحب دموکراسی سرمایه داریست ‏"پارلمان دارد"‏ و رئشیشس جش شهشورک هشم

یک زن ایت.‏ ویرمایه داران میتوانند هر بی قانونی را با پرداخت پولی بسیار ناچیز براا خود بخرند.‏ دولشت

بنر دک میخواهد با پرداخت مرل دالر به خانوادد جانرشخشتشرشان و دالر بشه مشجشروحشیش بشابشت

خسارت واردد پرداخت کند.‏ و ب ود بر آن بنراد صاحران صنای پوشاز بنر دک هم تا یشال مشاهشی

دالر به خانوادها جانراختران پرداخت خواهد کرد.‏ با یک ج یادد خسارت پرداخت ششدد بشه بشازمشانشدگشان بشا

احتسا ماهیانه دالر طی 11 یال میرود دالر.‏ ک تری متویط حداقل ح شوق در امشریشکشا یشابشتشی

دالر ایت که کل خسارت پرداختی به خانوادد هاا کارگران کرته شدد ک تر ازمجش شوک مشاد حش شوق

دالر در ماد ایت.‏ از ای محایره میتوانید متوجه شوید که چرا ‏"باناگاالدش باهاشات سارماایاه داران و

جهنم کارگران است".‏

گارگران بنر دک راهی بجز دور ریخت اوهام پیررفت بوییله تویعه یرمایه دارا ندارند.‏ تشویشعشه اا کشه

بجز پای ال کردن زندگی انسانها هیچ ارمغان دیررا نخواهد داشت.‏

11

5

11

03

117

11

03

1711

03

،"

11

5111

171

11

1711

11

11

1.11

5.17

1111

ا اث کشی

ا اث کشی با نازلترین قیمت در هر کجای آلمان

تلفن

01577 5423267

111

" سرقت "

1111

1111

7111

"


32 ماهنامۀ روشنگر . شماره شصت وپنج دسامبر 2012

ریتسوس شاعر آزادی و لحظههای ناب

:

-

:

.

یانییس ریتسوس را که میخوانی تازد میفه ی کجاا دنشیشا

ایستادداا،‏ ایش ششابشر مشارکسشیشسشت یشونشانشی بسشیشارا از

ترانههاا ان بی و زمزمههاا امروز مردم یتشم کرشیشددا

یشونشان را یشرودد ایشت،‏ ریشتشسشوس از یشال بشه

بضویت حز ک ونیست یونان در آمد و یالهاا طشوالنشی

را در زنششششدان و یششششپششششس تششششرششششعششششیششششد گششششذرانششششیششششد.‏

ریتسوس شابري ایت كه دنیا را ذرد ذرد لش شس كشرد.‏ از

كوچكتری لحرات و دقای،‏ آن گرفته،‏ از كوچكتری مسائل

و چیزها گرفته،‏ تا منشایشرشات كش ن،‏ یشیشایشي و مشرشارزات

اجشششتششش شششابشششي.‏

ریتسوس در یال در آخری یالهاي پایشان بش شرک

در شعري به نام واپسی ك م مينویسد:‏

.

۵۵۰۵

:

۵۵۸۶

...

و این آخرین حسرت را بر من ببخشید.‏

.

ميخواهم یك بار دیگر،‏ با داس تیز ماه ذرت درو كنم.‏

.

در آستانه در بایستم با شاخه نازك گندمي میان دندانها،‏

،

خیره در دوردست.‏

.

در ستایش دنیایي كه تركش ميكنم.‏

در ستایش آنكه در باران طالیي غروباي از تاپاه اا بااال

ميرود.‏

د

با وصله اا ارغواني بر بازوا چپش.‏

نميشود به آساني دیدش.‏

.

ميخواستم تنها همین را نشانتان دهم.‏

م

و شاید بهتر باشد بیش از هر چیز مرا به ایان خااطار یااد

كنید.‏

د

یانیس ریتسوس ميخوایت تنها هش شیش را نرشانش شان دهشد.‏

مرارزي كه دنیا را چنی شابرانه ميبیند و چنی شابشرانشه

كردد ایت.‏ پر از شور و بر،‏ و پر از زیرایي.‏

این را ۰۲ خرداد ۱۸۳۱ در هفاتاه نااماهی صادا ماناتاشار

کردم.‏

امیرمحسن محمدی

بر یونانیّت گریه مكن

ترجمه احمد شاملو

بر یونانیان اشك مریز

هنگامى كه اندیشناكشان مىیابى.‏

بر یونانیّت اشك مریز

هنگامى كه به زانو درمىآید

كارد در استخوان و بند بر گردن.‏

بر یونانیت اشك مریز،‏

نگاه كن:‏ اینك،‏ اوست كه خیز برمىدارد!‏

نگاه كن:‏ اوست كه دیگر باره خیز برمىدارد!‏

شهامتش را بازمىیابد

مىغریود

و درندهى وحشى را

به نیزهى آتشین

فرو مىكوبد

-————————

-

بنا

ترجمه : احمد شاملو

آن خانه را چه گونه پى خواهند افكند؟

درهایش را چه كسى بر جاى خواهد نشاند؟

نه مگر بازوى كار

چنین اندك است

و مصالح و سنگ

چندان سنگین

كه از جاى

حركت نمىتوان داد؟

- خاموش باش!‏

دستها

به هنگام كار

نیرو خواهد یافت

و شمار شان

افزون خواهد شد.‏

و از یاد مبر كه در سراسر شب

مردهگان بىشمارشان نیز

به یارى ِ ما خواهند آمد.‏

—————————

:

تعمید دیگر

ترجمه احمد شاملو

كلمات بینوا

غرقهى اشك و خیس ِ مرارت

تعمید دوباره مىیابند.‏

پرندهگانى كه بالهاى خود را باز

مىآفرینند

به پرواز درمىآیند

به نغمه سرایى مىپردازند

و كلماتى كه نهان مىكنند

كلمات آزادىست.‏

بالهاى آنان شمشیرهایىست

كه باد را از هم مىدرد.‏

توده

ترجمه : احمد شاملو

تودهى كوچك

بىشمشیر و بىگلوله مىجنگد

براى نان ِ همه

براى نور و براى سرود.‏

در گلو پنهان مىكند

فریادهاى شادى و دردش را،‏

چرا كه اگر دهان بگشاید

صخرهها از هم بخواهد شكافت.‏

———————————

گفتوگویى با گلى

ترجمه احمد شاملو

پنجهى مریم،‏ رُسته در شكاف صخرهیى!‏

این همه رنگ از كجا آوردهاى تا

بشكوفى؟

ساقهیى چنین از كجا آوردهاى تا بر آن

تاب خورى؟

قطره قطره خون از سر صخرهها گرد

آوردهام،‏

از گلبرگهاى سرخ دستمالى بافتهام

و اكنون آفتاب خرمن مىكنم*‏

-————————

More magazines by this user
Similar magazines