Views
2 years ago

اقتصاد سیاسی

اقتصاد سیاسی

جوانشیرم.‏

جوانشیرم.‏ ف.‏ 108 میکنند.‏دفاع شخصی کار به متکی خصوصی مالکیت علیه سرمایهداری غصبی خصوصی خصوصیمالکیت مقابل در شخصی کار بر مبتنی خصوصی مالکیت از دفاع به تنها مارکس تجاوزمقابل در هم کوچک سرمایهدار مالکیت از بلکه نکرده،‏ اکتفا سرمایهداری غارتگرانهٔ‏ میکند.‏دفاع بزرگ سرمایهداری غارتگرانهٔ‏ هنگامیگرفت،‏ فرا را کهن جامعهٔ‏ درازای و ژرفا کافی بهقدر تحولی روند این که هنگامی تولیدشیوهٔ‏ که هنگامی شد،‏ مبدل سرمایه به کارشان وسایل و پرولتاریا به کارگران که مبدلو کار بیشتر هم باز شدن اجتماعی آنگاه شد،‏ استوار خویش پای بهروی سرمایهداری بهصورتلذا و اجتماعی،‏ بهرهبرداری بهصورت تولید وسایل دیگر و زمین بیشتر هم باز شدن گرفت.‏بهخود جدیدی شکل خصوصی،‏ مالکین از بعدی ید خلع بنابراین و جمعی تولید وسایل هزارانکه سرمایهداری از بلکه میشود،‏ ید خلع که نیست سرخود اقتصاد کارگر دیگر آنگاه خودعملکرد راه از مالکیت سلب این میشود.‏ مالکیت سلب هم میکند استثمار را کارگر بسیاریسرمایهداری،‏ هر میشود؛ پذیر انجام سرمایهها تمرکز راه از سرمایهداری،‏ ذاتی قوانین احزاببرنامههای اساسی پایههای از یکی مارکس نظریات این میکند.‏ نابود را دیگر سرمایهدار میدهد.‏تشکیل را سوسیالیستی دولتهای اقتصادی سیاست و دنیا در مارکسیستی توسطکوچک سرمایههای نابودی که است این مارکس نظر از دقیق بسیار نکتهٔ‏ هب بنا امر،‏ این یعنی میگیرد،‏ انجام سرمایهداری ذاتی قوانین عملکرد راه از بزرگ سرمایههای میکنندادعا سرمایه مدافع عامیگرای اقتصاددانان است.‏ الزامی سرمایهداری،‏ ذاتی قوانین مارکسنظر این پس هست،‏ کوچک سرمایهدار تعدادی هنوز سرمایهداری جوامع در چون که شبیهعیناً‏ استدالل این است.‏ نادرست میشود خورده بزرگ سرمایهٔ‏ توسط کوچک سرمایهٔ‏ که ماهیهایبزرگ ماهیهای پس دارد وجود کوچک ماهی دریا در چون بگوییم که است آن میشود،‏زاده مدام سرمایه جوشش؛ حال در است نظامی سرمایهداری نمیخورند.‏ را کوچک اقتصاددرون از هم باز و میرود؛ میان از و شده ادغام بزرگتر سرمایهٔ‏ در و میکند رشد میشوند.‏بلعیده و میکنند رشد میزنند،‏ جوانه دیگری سرمایههای سرمایهداری،‏ موردو میکند تأیید را شخصی کار بر مبتنی خصوصی مالکیت مارکس که گفتیم اینصورت،‏ این در است.‏ مخالف سرمایهداری غصبی مالکیت با و میدهد،‏ قرار حمایت رااجتماعی تولید میتوان آیا چیست؟ اجتماعی پیشرفت تکلیف که میشود مطرح سؤال ابتدااست الزم پرسش این به پاسخ برای داشت؟ نگاه خردهکاالیی و پیشهوری سطح در پیشهوریبر سرمایهداری غلبهٔ‏ علت و خردهکاالیی شیوهٔ‏ نابودی اجتماعی اقتصادی زمینهٔ‏ کنیم.‏بررسی را کاالییخرده تولید شیوه نابودی اقتصادی – اجتماعی زمینهٔ‏ مه بهزور حتی بود،‏ خردهکاالیی تولید شیوهٔ‏ از عقبماندهتر سرمایهداری تولید شیوهٔ‏ اگر

اقتصاد سیاسی ‏)درسنامه(‏ 109نمیتوانست جانشین آن بشود.‏ البته سیر قهقرایی در تاریخ عجیب نیست.‏ بارها پیش آمدهکه اقوامی با تمدنی پست به مناطق متمدن هجوم برده و برای مدتی پیشرفت آن اجتماع رامتوقف کرده و حتی جامعه را عقبتر بردهاند.‏ پس قهقرا عجیب نیست و نمیتواند استمرارداشته باشد.‏ جامعهٔ‏ بشری رو بهجلو میرود و موانع پیشرفت را هرقدر هم جانسخت باشنداز پیش پای خود برمیدارد.‏ در طول تاریخ،‏ آن نظامی ماندگار است که پیشرفتهتر باشد،‏به این معنا که بتواند بارآوری کار را بیشتر باال ببرد.‏ تولید خردهکاالیی،‏ در عین حال که برمالکیت خصوصی ناشی از کار شخصی متکی است و از این حیث دارای ماهیتی عادالنه وانسانی است،‏ از نظر تاریخی محدود است.‏ در این شیوهٔ‏ تولید نمیتوان از ابزارهای پیشرفته وبهطریق اولی از ماشینآالت بزرگ استفاده کرد،‏ زیرا خصوصیت این نظام پراکندگی و کوچکیواحدهای تولیدی آن است.‏ وقتی تولید بزرگتر شد،‏ قالب پیشهوری و خردهدهقانی برای آنتنگ است.‏ مارکس میگوید:‏شیوهٔ‏ تولید خردهکاالیی متضمن تکهپاره شدن زمین و دیگر وسایل تولید است.‏ شیو ‏ٔهتولید مزبور همچنان که نافی گردآوری وسایل تولید است،‏ همکاری،‏ تقسیم کار در درونهمان پروسهٔ‏ تولید،‏ تسلط اجتماعی بر طبیعت و منظم نمودن آن و تکامل نیروی اجتماعیتولید را نیز نفی میکند.‏ این شیوه فقط در درون مرزهای تنگ خودرویی از تولید جامعهمیگنجد....‏ شیوهٔ‏ مزبور،‏ هنگامی که به درجهٔ‏ معینی از تکامل خود برسد،‏ وسایل مادیانهدام خویشتن را بهوجود میآورد.‏ از این لحظه به بعد،‏ نیروها و هوسهایی که خویشتنرا در قید زنجیر آن شیوه میدیدند در درون جامعه بهحرکت در می آیند.‏ این شیوه بایدمنهدم گردد و منهدم میشود.‏در چنین شرایطی است که مناسبات سرمایهداری پدید میآید.‏ ویژگی این مناسباتاین است که اجتماعیشدن تولید را می پذیرد،‏ پراکندگی را از میان میبرد و میدان وسیعیبرای گسترش تولید و کاربرد علوم و فنون میگشاید.‏ با پیدایش و استقرار مالکیت خصوصیسرمایهداری،‏ تمرکز سرمایه نیز انجام میگیرد.‏ مارکس میگوید:‏همراه با تمرکز سرمایه،‏ یا به عبارت دیگر،‏ همراه با سلب مالکیت بسیاری ازسرمایهداران توسط عدهٔ‏ کمی از آنها،‏ شکل روند کار نیز همواره بهمقیاس وسیعتریگسترش مییابد و استفادهٔ‏ آگاهانه از دانش در امور فنی و بهرهبرداری منظم از زمین،‏تبدیل وسایل کار به وسایلی که تنها بهصورت جمعی بهکار میروند،‏ صرفهجویی در موادو کلیهٔ‏ وسایل تولید از طریق استفاده از آنها بهمثابه وسایل کار بههمپیوستهٔ‏ اجتماعی،‏بههم پیوستگی همهٔ‏ ملتها در شبکهٔ‏ بازار جهانی.‏ لذا خصلت بینالمللی رژیم سرمایهداریتکامل مییابد.‏

عادت میکنیم
اینجا - نانو
آدمیان که در...
أتصرف؟
تربیت بدنی
دریافت فایل
کیمیا