cultural-revolution

vahedkhezri1

cultural-revolution

‎1‎‏/درباره انقلاب فرهنگیدر بارهانقلابفرهنگیبی نام‏[منتسب به لوئی آلتوسر]‏5میر


بی نام || منتسب به لوئی آلتوسر/‏‎2‎


م[‏‎3‎‏/درباره انقلاب فرهنگیدرباره انقلاب فرهنگیانتشارات میربی نامنتسب به لوئی آلتوسر]‏ترجمه ي شهاب آتشکار


بی نام || منتسب به لوئی آلتوسر/‏‎4‎


‎5‎‏/درباره انقلاب فرهنگیفهرست7سخنی با خواننده11مقدمه ي مترجم انگلیسی131627درباره ي انقلاب فرهنگی1- تحلیل سیاسی انقلاب فرهنگی2- انقلاب فرهنگی و اصول تئوریک مارکسیستی41یادداشت ها44منابع و مراجع


بی نام || منتسب به لوئی آلتوسر/‏‎6‎


بی نام || منتسب به لوئی آلتوسر/‏‎8‎امپریالیستی نسبت به انقلاب فرهنگی واکنش نشان دادند.‏ انقلاب فرهنگیبواسطه ي تاکتیک ها و روش ها و سیاست کلان مسلط بر آن،‏ جایگاهی خاص در میانمبارزان کمونیستی یافت که چندي پیش بواسطه ي پلمیک هاي حزب کمونیست چینعلیه رویزیونیسم حزب کمونیست شوروي و انشعاب در جنبش کمونیستی هر چهرادیکال تر شده بودند.‏ انقلاب فرهنگی فراتر از مرزهاي چین مهر خود را بر پیشانیجنبش هاي مترقی و حق خواهانه ي اجتماعی سال هاي60و علی الخصوصجنبش هاي رادیکال و انقلابی اروپا و امریکاي شمالی کوبید و الهام بخش مبارزات آنانشد.‏ به همین واسطه متفکرین و فعالین کمونیست خود را ملزم یافتند تا به بررسی ومداقه در این ‏«واقعیت تاریخی بی سابقه»‏ دست بزنند.‏متنی که در ادامه خواهید خواند پیش از هر چیز گویاي واقعیت و اهمیت تاریخیانقلاب فرهنگی و واقعیت و اهمیت واکنش ها و مواضع سیاسی نسبت به آن در قلباروپا و در آستانه ي اوج گیري جنبش هاي رادیکال و انقلابی دهه 60 است.‏‏«درباره ي انقلاب فرهنگی»‏ براي اولین بار در سال1966در اولین شماره يدفاتر مارکسیستی لنینیستی ارگان اتحادیه دانشجویان کمونیست ‏(م.ل)‏ منتشر شد.‏ اینسازمان از اتحادیه ي دانشجویی وابسته به حزب کمونیست فرانسه که خط رویزیونیستیبر آن مسلط شده بود،‏ منشعب گردید.‏ نفس نگارش و انتشار این اثر نمایانگر اهمیتحیاتی موضع گیري کمونیست هاي انقلابی له یا علیه انقلاب فرهنگی چین،‏ در مبارزه يآنها در برابر جریان هاي رویزیونیستی و سازشکار است.‏ موضع گیري اي که نمی تواند‏«بطریقی ساده و اتوماتیک وار و بدون هر گونه بررسی»‏ رقم بخورد و از این رو است کهاین نوشته سعی می کند تا با تحلیل دقیق و همه جانبه ي سازوکارها و تضادهايانقلاب فرهنگی بر مبناي اصول مارکسیسم،‏ درکی درست از آن ارائه دهد.‏ می توان گفتاین تحلیل کوتاه که یکی از اولین واکنش هاي تئوریک به واقعیت انقلاب فرهنگی است


‎9‎‏/درباره انقلاب فرهنگینه تنها در کلیت خود به طرز درخشانی صحیح و راهگشا به حقیقت است،‏ بلکه بر مبناياصول مارکسیستی و با اشاره اي تیز بینانه به مسائل کلیدي ‏«ادامه ي انقلاب تحتسوسیالیسم»،‏ شناخت هر چه عمیق تر و صحیح تر از انقلاب فرهنگی را میسر می سازدو بالاتر از آن،‏ از علم کمونیسم دربرابر تفاسیر اکونومیستی،‏ دترمینیستی و غیره ازمارکسیسم که انقلاب فرهنگی را بواسطه ي درگیري در حوزه هاي مشخصِ‏ مبارزه يطبقاتی،‏ اساساً‏ مغایر مارکسیسم می دانند،‏ دفاع می کند.‏ شاید امروز و با رجوع بهتحلیل هاي هر چه عمیق تر،‏ کامل تر و مبسوط تر از انقلاب فرهنگی بتوان بدرستی ادعاکرد برخی از جوانب و جزئیات بحث ها و تحلیل هاي نویسنده ي ‏«درباره ي انقلابفرهنگی»‏ قابل نقد،‏ داراي کمبود و حتی کهنه و منقضی است.‏ اما به همین نسبتمی توان مدعی شد که تحلیل هاي صحیح تر،‏ کامل تر و مبسوط تر متاخر نه تنهادر خصوص انقلاب فرهنگی بلکه کلیت مبحث ‏«ادامه ي انقلاب تحت سوسیالیسم»‏اساس مشترکی با ‏«درباره ي انقلاب فرهنگی»‏ داشته و چه بسا حاصل ادامه ودر عین حال تکامل مفاهیم و مباحث ‏«درباره ي انقلاب فرهنگی»‏ و نوشته هایی از ایندست بوده و خواهند بود.‏انتشاراتDécalagesبه تازگی مقاله ي ‏«درباره ي انقلاب فرهنگی»‏ را همراه باترجمه ي انگلیسی آن منتشر کرده که در برابر نام مولف اثر،‏ ‏«بی نام»‏ و ‏«منتسب بهلوئی آلتوسر»‏ درج شده است.‏ منابع دیگر تاریخی،‏ طرز تفکر،‏ موضع گیري هاي سیاسی وهمچنین شیوه ي نگارش این متفکر و فیلسوف کمونیست نیز حاکی از احتمال قوينگارش این اثر به دست او است.‏ در میان منابع فارسی در این رابطه تنها می توان به‏«واقع بین باش،‏ آنچه را ممکن نیست طلب کن!‏ / جنبش مه6841و مائوئیسم/‏ مصاحبه باامیر حسن پور»‏ از ‏«انتشارات نشریه دانشجویی بذر»‏ اشاره کرد.‏ حسن پور در صفحه يمی گوید:‏ ‏«بیوگرافی نویسان آلتوسر گفته اند که نفوذ او در بین جوانان چپ فرانسه


بی نام || منتسب به لوئی آلتوسر/‏‎10‎1968 تا مه 1965 بویژه ازبسیار وسیع بود.‏ در واقع بلافاصله بعد از شروعانقلاب فرهنگی در 1966، آلتوسر مقاله اي تحت عنوان ‏«درباره ي انقلاب فرهنگی»‏نوشت که در مجله ي گروه مائوئیستی اتحادیه ي جوانان کمونیست منتشر شد واعلام کرد که این انقلاب یک فاکت ‏«تاریخی بدون سابقه»‏ و ‏«داراي اهمیت عظیمتئوریک است.»‏ با این وجود،‏ نظر به اینکه نگارش این اثر توسط آلتوسر قطعی نیست،‏ترجیح دادیم در اینجا اختصاصاً‏ به سیستم فکري و نقطه نظرات او در رابطه با انشعاب درجنبش کمونیستی بین الملل،‏ ضدیت با رویزیونیسم و دفاع از مارکسیسم،‏ لنینیسم،‏اندیشه ها و آموزه هاي مائو تسه تونگ،‏ رادیکالیسم انقلابی و سایر حوزه ها نپردازیم.‏ امادر همین حین گفتنی است که تاثیر سیستم فکري و فلسفی آلتوسر،‏ تاکید او بررادیکالیسم انقلابی و حتی مسائل فرعی تر نظیر شیوه ي مباحثه ي او بر متفکرین وفعالین انقلابی جوان تر این دوره انکار ناپذیر است.‏ بر فرض اینکه این نوشته نه توسطآلتوسر بلکه توسط دیگري نوشته شده باشد نیز نمی توان نادیده گرفت که نویسندهچه بسیار تحت تاثیر بنیان هاي تئوریک و سیاسی آثار و اندیشه هاي او و نیز شیوه ياستدلالی و مباحثه ي او بوده است.‏‏«درباره ي انقلاب فرهنگی»‏ از ترجمه ي انگلیسی به فارسی برگردانده شده و سپسجهت تطبیق به متن اصلی مراجعه شده و بدین واسطه پاره اي از نواقص که درترجمه ي انگلیسی موجود بود،‏ رفع گردیده است.‏ عبارات فارسی درون کروشه یا پرانتز«- که با پسوندم»‏ مشخص شده اند از مترجم فارسی بوده و عبارات لاتین ‏(فرانسوي)‏درون کروشه از مترجم انگلیسی است.‏ در قسمت منابع و مراجع لینک دسترسی بهنسخه ي اصلی اثر و ترجمه ي انگلیسی درج گردیده است.‏ در پایان گفتنی است هر گونهانتشار این اثر،‏ بی اعتنا به حق کپی رایت و چیزهایی نظیر آن،‏ آزاد آزاد است و نیزهرگونه دخل و تصرف در ترجمه که به انتقال بهتر و دقیق تر مفاهیم یاري رساند،‏


‎11‎‏/درباره انقلاب فرهنگیمایه ي خرسندي و استقبال ما خواهد بود.‏ از دوستان و همراهان ‏«انتشارات میر»‏می خواهیم که ما را از انتقادات و پیشنهادات و کمک هاي خود محروم نسازند.‏92 بهمن - انتشارات میر


بی نام || منتسب به لوئی آلتوسر/‏‎12‎1966پیشگفتار مترجم انگلیسیمتنی که پیش رو دارید ترجمه ي مقاله اي است که در شماره ي نوامبر-دسامبر1دفاتر مارکسیستی لنینیستی ،دانشجویان بخشدر اواخردسامبرÉcole Normale Supérieureبدون امضا منتشر گردید.‏این مجله توسطاتحادیه ي دانشجویان کمونیست(UEC)1964آغاز به کار کرد.‏ اولین شماره ي آن در دسامبر19641966این نشریه‏«ارگان تئوریک و سیاسی»‏‏(مارکسیست لنینیست)‏ شد؛ گروهی که پس از انشعاب ازطی شماره ي نوامبر-دسامبربهبیرون آمد.‏ دراتحادیه جوانان کمونیستUEC1966تشکیل شده بود.‏ مجلهموضع آنتاگونیستی فزاینده اي علیه ‏«رویزیونیسم»‏حزب کمونیست فرانسه اتخاذ کرد.‏ دو شماره ي اول مجله پس از انشعاب،‏ به نوبه ي خود‏«انقلاب کبیر فرهنگی پرولتاریایی»‏اختصاص یافته است.‏درپیش رو به چشم می خورد که بعد ها به لوئی آلتوسر نسبت داده شد.‏اول،‏ متن ي شمارهجِیسن اي.‏ اسمیت


‎13‎‏/درباره انقلاب فرهنگی


بی نام || منتسب به لوئی آلتوسر/‏‎14‎درباره ي انقلاب فرهنگیبی نام‏[منتسب به لوئی آلتوسر]‏یک کمونیست هر موضعی هم که در رابطه با انقلاب فرهنگی چین اتخاذ کند امامحق نیستبا این امر،‏بطریقیبه مثابه ي واقعیتی در میان واقعیت هاکند.»‏مقدم بر هر چیز،‏انقلاب فرهنگیساده و اتوماتیک وار وهر بدونگونه بررسی و تنهاو به مثابه ي بحثی در میان بحث ها ‏«برخوردیک بحث نیست:‏نخست یک واقعیت تاریخی است؛ یک واقعیت بی سابقه در تاریخ.‏‏[انقلاب فرهنگی-انقلاب فرهنگیي در درجهم]‏ یک واقعیت تاریخی قابل تقلیل به شرایطش نیست،‏ تصمیمینیست که ‏«در پرتو»ي مبارزه ي حزب کمونیست چین بر علیه ‏«رویزیونیسم مدرن»‏ یادر پاسخ به محاصره ي سیاسی و نظامی چین اتخاذ شده باشد.‏ یک واقعیت تاریخیبا افقی دراز مدت و داراي اهمیتی عظیم است؛ بخشی از سیر تحول انقلاب چین است؛نمایشگر یکی ازگذشتهي انقلاب چینمراحل آن،‏ یکی از جهش هاي آن است؛فرو رفته ودهنده تداركریشه هایشدر عمیقاً‏ي آینده ي آن است.‏ همچنین،‏


‎15‎‏/درباره انقلاب فرهنگی‏[انقلاب فرهنگیم]‏ -به همان ترتیبجنبش کمونیستی بین المللی است.‏خود وکه به انقلاب چین تعلق دارد،‏ متعلق بهبنابراین انقلاب فرهنگی یک واقعیت تاریخی است که باید لنفسه،‏ در استقلال و عمق2بدون تقلیل پراگماتیک به این یا آن جنبه از تلاقی جاري مورد بررسی قرار گیرد.‏علاوه بر این،‏ انقلاب فرهنگی یک واقعیتواقعیت تاریخی بی سابقه است و از سوي دیگر،‏تاریخی استثنایی است.‏ از یک سو یکاز لحاظ تئوریک بسیار قابل توجه است.‏مارکس،‏ انگلس و لنین همواره صریحاً‏ گفته اند مطلقاً‏ ضروري است که بهسوسیالیستی که بوسیله ي انقلاب سیاسی بنا شده،‏ یککه سوسیالیستی است3زیرساختی-بخشید.‏ براي اینکه این امر رخ دهد،‏4روساخت ایدئولوژیک متناظر -انقلابی ایدئولوژیک،‏ انقلابیدر ایدئولوژي توده ها لازم است.‏ این تز بیانگر یک اصل بنیادین در تئوري مارکسیستیاست.‏لنین بشدت به این ضرورت آگاه بود و حزب بلشویکدر این زمینهتلاش هايعظیمی را بکار بست.‏ اما شرایط به اتحاد شوروي سوسیالیستی این مجال را نداد تا یکانقلاب ایدئولوژیک توده اي را در دستور کار بگذارد.‏حزب کمونیست چین اولین حزبی است که بواسطه ي کاربست ابزارهایی نوین،‏ خودو توده ها را در این مسیر قرار داده و اولین حزبی است که این انقلاب ایدئولوژیکعبارت ‏«انقلاب فرهنگی»‏ بدان اختصاص یافته5این همگراییو باقی ماندهمیان--را در دستور کار گذاشته است.‏یک تز تئوریک مارکسیستی که تا کنونیک واقعیت تاریخی جدید که تحققاین تز است،‏کهدر سطح تئوریکبدیهتاً‏نباید هیچکمونیستی را بی تفاوت بگذارد.‏ این همگرایی نمی تواند جز جلب توجه عظیم سیاسی ونیز تئوریک را برانگیزد.‏


يهابی نام || منتسب به لوئی آلتوسر/‏‎16‎نوظهوري،‏ البتهاصالت و فرم هاي غیر منتظره اي کهاین رویداد بخود گرفتهنمی تواند شگفت انگیز و مبهوت کننده نباشد و انواع و اقسام پرسش ها را بر نیانگیزد.‏خلاف این مایه ي تعجب است.‏در چنین شرایطی،‏ اتخاذ موضع بدون یک بررسی مقدماتی جدي جایز نیست.‏ یککمونیست از فاصله اي که ما با انقلاب فرهنگی داریم،‏ نمی تواند درباره ي آن اظهارعقیده و بنابراین قضاوت کند بدون آنکه لا اقلبطور کلی،‏ رئوس سیاسی و تئوریکانقلاب فرهنگی را بر مبناي اسناد اصلیِ‏ در دسترس و در پرتوي اصول مارکسیستی موردتحلیل قرار داده باشد.‏یعنی اینکه:‏-1-ما باید قبل از هرچیز انقلاب فرهنگی را به مثابه یک فاکت سیاسی تحلیل کنیمکه این نیازمند توجه توامان به موارد زیر است.‏کهتلاقی سیاسی که ‏[انقلاب فرهنگی----26وظایف سیاسی که ایجاد می کند.‏م]‏ در خلال آن روي می دهد.‏ابزارها و روش هایی که بدست می آورد و بکار می بندد.‏ما باید سپساین فاکت سیاسی را در پرتو اصول تئوریک مارکسیستی‏(ماتریالیسم تاریخی و ماتریالیسم دیالکتیک)‏ بررسی کنیم و از خود بپرسیم که آیا اینفاکت سیاسی در تطابق با این اصول تئوریک هست یا نه.‏بدون این تحلیل دوگانه که در آن واحد،‏ همدرکمونیستاز خلاصه شمائی توانیم می تنها اینجاسیاسی و هم تئوریک است - تحلیلی- دهیم ارائه آنفرانسوي ممکن نیست که درباره انقلاب فرهنگی قضاوت کنند.‏براي حقیقتاً‏


‎17‎‏/درباره انقلاب فرهنگی1- تحلیل سیاسی انقلاب فرهنگیالف)‏ تلاقی انقلاب فرهنگیحزب کمونیست چین در اعلامیه هاي رسمی خود بر علل سیاسی بنیادین براي ‏[بهراه انداختن-‏م]‏انقلاب فرهنگی تاکید داشته است.‏ ‏(همچنین7خلاصه برداري حزب کمونیست،‏ سرمقالات رن مین ریبائو ).سوالبر مالکیتنکته»‏ «16 به نک.‏در کشورهاي سوسیالیستی،‏ بعد از تکمیل کم و بیشِ‏ تحول سوسیالیستیِ‏ابزار تولید،‏ هنوز این مسئله باقی می ماند:‏چه راهی را بایددر پیش گرفت؟ آیا باید تمام مسیر را تا انتهاي انقلاب سوسیالیستی پیمود ورفته رفته به کمونیسم گذار نمود؟ یا برعکس،‏ در نیمه ي راه متوقف شد و بهسوي سرمایه داريبازگشت؟ این سوالی است که به شکلی حاد در برابر ما قرارگرفته است.‏ ‏(سرمقاله رنمین ریبائو،‏ 15 آگوست 1966)بنابراین انقلاب فرهنگی بطور روشن و صریح،‏ به مثابه ي یک پاسخ سیاسی به یکبی نهایت‏«قاطع»‏ تبیین گردیده است.‏دقیق سیاسی پیش گذاشته شدهاست.‏سوالی کهو ‏«حاد»‏ بشکلیاین سوال قاطع،‏ سوالی مبتنی بر واقعیت است که در یک تلاقی سیاسیِ‏ معین،‏ دربرابر حزب کمونیست چین قرار گفته است.‏


بی نام || منتسب به لوئی آلتوسر/‏‎18‎کدام تلاقی؟این تلاقی،‏آنچنان که بعضی مفسرین معتقدند،‏ در اساس خود یک تلاقی ‏«جهانی»،‏یعنی درگیري جدي اي که به واسطه ي حمله ي امریکا بر علیه جنبش رهایی بخشویتنام جنوبی و دولت سوسیالیست جمهوري دموکراتیک ویتنام و تهدیدهاي نشانه رفتهعلیه چینتحریک گردیده،‏ نیست.‏در اساس خود،‏ امر داخلی سوسیالیسم است.‏همچنینتلاقی اي که انقلاب فرهنگی را توضیح می دهداین تلاقی در اساس خود،‏ حاصل ‏«کشمکش»‏ بین حزب کمونیست چین وحزب کمونیست اتحاد شوروي نیست.‏ این کشمکش تا آنجا که به انقلاب فرهنگی مربوطمی شود،‏‏«کشمکش»‏نسبتاً‏ فرعی است.‏وعلی الخصوصمجادله اي براه افتادهکمونیست اتحاد شوروي نیست.‏اینکهکه این کشمکش تنها جنبه یا تاثیري از آن است.‏است.‏انقلاب فرهنگی‏«پاسخ»يبه اینتوسط حزب کمونیست چین بر علیه حزبانقلاب فرهنگی به پرسش بنیادین دیگري پاسخ می دهدتلاقی انقلاب فرهنگی حاصل مسائل جاري سیر تحول انقلاب سوسیالیستی چینحزب کمونیستچین آنگاه کهمی گوید‏«این سوالی است که به شکلی حاددر برابر ما قرار گرفته است»‏ درباره ي چین صحبت می کند.‏ در واقع،‏ حزب کمونیستچین این ‏«راه حل»‏ را به دیگر کشور هاي سوسیالیستی پیشنهاد نمی دهد و آن ها رادعوت نمی کند تا درگیر انقلاب فرهنگی خود شوند.‏ اما کاملاً‏ واضح است که تلاقیانقلاب فرهنگی تنهامحدودبه مسائلسیر تحولانقلاب چین نیست.‏تلاقی تمامکشورهاي سوسیالیستی بطور مستقیم یا غیر مستقیم در درون تلاقی چینی درگیر است.‏تلاقی چینی در واقع به مثابه ي مورد مشخص تلاقی کشورهاي سوسیالیستی به مفهومعام،‏ نمودار می شود.‏


‎19‎‏/درباره انقلاب فرهنگیما براي فهم مسئله ي بنیادین و قاطعی که مبناي تلاقی سیاسی انقلاب فرهنگی راتشکیل می دهد،‏ باید به دنبال این بگردیم که این مسئلهدر کجا بروز کرده است.‏ مانباید درباره ي این تلاقی دچار اشتباه شویم.‏ نباید این مسئله را در تلاقی جهانی ‏(تجاوزامپریالیستی)‏‏[بلکه-‏ م]‏ باید آن رایا در تلاقی‏«کشمکش احزابکمونیست چین و شوروي»‏بجوئیم.‏در تلاقی انقلاب سوسیالیستی چین و بطور عام تر،‏ در حدود تلاقیدرونی کشور هاي سوسیالیستی جستجو کنیم.‏بگذارید بیاد آوریم‏[کشور سوسیالیستی-که یک کشور سوسیالیستی چیست.‏م]‏ کشورياست که در آن یک انقلاب سیاسی سوسیالیستی‏(کسب قدرت در شرایط تاریخی متفاوت،‏ اما در راستاي دیکتاتوري پرولتاریا)‏ و سپس یکانقلاب اقتصادي ‏(اجتماعی کردن ابزار تولید،‏ برقراري مناسبات تولیدي سوسیالیستی)‏رخ داده است.‏سوسیالیسم»‏بنابراین کشور سوسیالیستی،‏ تحتدیکتاتوري پرولتاریا،‏را عملی می سازد و براي انتقال به کمونیسم در موعد مناسبمی یابد.‏ این پروسه اي بسیار طولانی مدت است.‏اینکاز دیدگاه حزب کمونیست چین،‏انقلاب هاي سوسیالیستیها آن-بررسی انتقاديِ‏‏«ساختمانتداركتجارب مثبت و منفیپیروزي ها و شکست ها،‏ مشکلات،‏ پیشرفت و درجه ي تعالی‏(در اتحاد شوروي،‏ کشورهاي سوسیالیستی اروپاي مرکزي،‏ یوگوسلاوي،‏ چین،‏کره شمالی،‏ ویتنام شمالی و کوبا)-‏ نمایانگر این است که هر کشور سوسیالیستی،‏ حتیاگر پیش تراجتماعی کردن ابزار تولید را ‏«کمابیش»‏ به انجام رسانده باشد،‏ خود را بایک مسئله ي قاطع رو در رو یافته،‏ می یابد یا خواهد یافت:‏ دو ‏«راه»‏ ‏[پیش رو-‏ م].‏این مسئله در ادامه شرح داده خواهد شد.‏ ما آن را به شکل پرسش هایی تبیینخواهیم کرد.‏


بی نام || منتسب به لوئی آلتوسر/‏‎20‎آیا در هیچ یک از مراحل مختلف گذار انقلابییکسرمایه داري به سوسیالیسم و سپس به کمونیسم،‏ خطر واقعی و عینیوجود ندارد؟آیا این خطر نتیجهي سیاست هايفرماسیون اجتماعیاتخاذي حزب انقلابی،‏از8‏«پس رفت «درستی ونادرستی آن ها نه تنها در خط عمومی،‏ بلکه همچنین در جزئیات کاربست آن نیست؟بوسیله ي این سیاست ها چگونه109سلسله مراتب و مفصل بندي وظایف تعیین می شود11و سازوکارهاي وظایف ‏(اقتصادي،‏ سیاسی و ایدئولوژیک)‏ برقرار می گردد؟ آیا منطق وضرورتی در این سازوکارها وجود ندارد،‏ چنانکه بتوانند کشور سوسیالیستی را وادار به‏«پس رفت»‏ ‏«به سوي سرمایه داري»‏ نمایند؟ بعلاوه آیا این خطر به واسطه ي وجودامپریالیسم،‏ ابزار هاي ‏(اقتصادي،‏ سیاسی،‏ نظامی و ایدئولوژیک)‏ آن،‏ حمایت هایی کهمی تواند از برخی عناصر مشخص درونی یک کشور سوسیالیستی بعمل آورد،‏ قبضه ي12برخی خلاء ها ي کشور ) کن.به ایدئولوژي)‏ وخنثی سازي و بهره برداري سیاسی از آننمی شود؟متداولاً‏سیاسیبهره گیري از سازوکارهاي آن در راستايو سپس تسلط اقتصادي بر آن تشدیدبا توجه به این خطر عمومی و با بهره گیري از عبارت هایی که حزب کمونیست چینبکار می بندد،‏آیاصرفاً‏ بر اساس این فاکتو اقتصادي خود را تکمیل کرده،‏که یک کشورانقلاب دوگانهيمی توان گفت که آینده سوسیالیسم در آنکشوري قطعاً،‏ بطور برگشت ناپذیر و صد درصد تضمین شده است؟ آیا نمی تواند به سويسرمایه داري پس رفت کند؟آیا ما تا کنون نمونه اي از چنین ‏«پس رفتی»‏ را در یوگوسلاوي نداشته ایم؟پس آیا امکان ندارد یک کشور سوسیالیستی که شاید حتییا اشکالظاهريمحتواي اقتصادي،‏‏(اقتصادي،‏ سیاسی)‏سوسیالیسمسیاسی و ایدئولوژیکی کاملاً‏ متفاوترا حفظ کرده،‏دادهبراي مدتی طولانی شکلباشدتمام مدت بدانها‏(سازوکار احیاي


πρέπει να μπορεί να μένει εντελώς κρεμασμένος για αρκετή ώρα, χωρίς ουσιαστικά νακινείται. Χρειάζεται άριστη φυσική κατάσταση, η οποία τον βοηθάει να μένειξεκούραστος. Οι αγώνες, ιδιαίτερα με ισχυρό άνεμο μπορεί να είναι εξαντλητικοί. Αν έχειςκαλή φυσική κατάσταση θα μπορείς να κρέμεσαι καλύτερα και για περισσότερο χρόνοκαι θα μπορείς να είσαι συγκεντρωμένος στον αγώνα. Το άθλημα έχει μεγάλη χρονικήδιάρκεια. Η καλή φυσική κατάσταση θα σε βοηθήσει να ξεκουραστείς καλά μεταξύ τωνδιαδοχικών ιστιοδρομιών, αλλά και των ημερών ενός πρωταθλήματος.Τέλος, η καλή φυσική κατάσταση βοηθάει στην αποφυγή των τραυματισμών. Κατάτην περίοδο της ραγδαίας ανάπτυξης, ο αθλητής είναι επιρρεπής σε τραυματισμούς, γιατί ηανάπτυξη του ερειστικού συστήματος (οστά), δεν συμβαδίζει πάντοτε απόλυτα με τηνανάπτυξη του μυϊκού και του νευρικού συστήματος. Αυτό είναι προφανές σε ορισμέναψηλά και ισχνά παιδιά τα οποία δεν φαίνεται να ελέγχουν απόλυτα τις κινήσεις τους. Όλατα παιδιά που προπονούνται εντατικά είναι πιθανόν να τραυματίσουν τις αναπτυσσόμενεςάκρες των οστών τους. Η συνηθέστερη μορφή τραυματισμού προκαλείται από τοδυναμικό κρέμασμα, και είναι η φλεγμονή του πάνω μέρους της κνήμης, όπου ήεπιγονατίδα εφάπτεται στο αναπτυσσόμενο οστό.Τα παραπάνω ισχύουν για όλους τους ιστιοπλόους. Είναι όμως ευνόητο ότι οιελαφριοί ιστιοπλόοι θα πρέπει να αναπτύξουν διαφορετικές ικανότητες από τους βαριούς.Οι ελαφριοί ιστιοπλόοι πρέπει να έχουν μεγάλη αντοχή και δύναμη στα πόδια και τα χέρια.Οι βαριοί ιστιοπλόοι πρέπει να αναπτύξουν την ευλυγισία τους, την αίσθηση τηςισορροπίας και του συντονισμού, και χρειάζονται και αυτοί αντοχή για τις μέρες με πολύισχυρό άνεμο.ΒΙΒΛΙΟΓΡΑΦΙΑ1. Sonnema Marjolijn & Fedde, Kemper Theo, Heijnen Karel, 1987, “Sailing theOptimist”, 2 nd edition, Nautical Books by Witwell Ltd., Liverpool, Great Britain.2. Ειδικό ένθετο «Learn in a Weekend - Ιστιοπλοΐα» της εφημερίδας: Καθημερινή.3. Κανονισμοί Αγώνων Ιστιοπλοΐας 1997 – 2000, I.S.A.F., Ελληνική ΙστιοπλοϊκήΟμοσπονδία.4. Σημειώσεις για μαθήματα Optimist του Ιστιοπλοϊκού Ομίλου Πειραιώς.5. Σημειώσεις μαθημάτων Σχολής Ιστιοπλοΐας Ανοιχτής Θαλάσσης του ΛεσβιακούΟμίλου Ιστιοπλοΐας Ανοιχτής Θαλάσσης.21


بی نام || منتسب به لوئی آلتوسر/‏‎22‎ب)‏ وظایف سیاسی انقلاب فرهنگیانقلاب فرهنگی در چین،‏ پاسخی به این پرسش و راه حلی براي این مسئله ارائهمی دهد.‏این در رابطه با چین؛ اما واضح است که راه حل به اندازه ي مسئله،‏ چه درمحدوده و چه در تاثیراتش،‏ به مراتب از تلاقی چینی فراتر می رود.‏حزب کمونیست چین می گوید:‏ ما بر سر یک دوراهی قرار داریم.‏ باید انتخاب کنیم:‏یا در میانه ي راه متوقف می شویم،‏ که در این صورت در واقع و حتی اگر خلاف این راادعا کنیم،‏ راه پس رفت،‏ ‏«راه سرمایه داري»‏ را در پیش گرفته ایم و یا تصمیم می گیریمکه به پیش حرکت کنیم،‏ گام هاي ضروري را بر داریم و رهرو ‏«راه انقلابی»‏ باشیم.‏دقیقاً‏ در این نقطه ي تلاقی چینی است که انقلاب فرهنگی پا به میدان می گذارد.‏حزب کمونیست چین اعلام می کند که به منظور تحکیم و پیشروي سوسیالیسم درچین،‏ به منظور تضمین آینده ي آن و حفاظت از آن در برابر هرگونه خطر پس رفت دردراز مدت،‏ باید به دو انقلاب پیشین،‏ یعنی انقلاب هاي سیاسی و اقتصادي،‏ انقلاب سومیرا افزود:‏ یک انقلاب ایدئولوژیک توده اي.‏حزب کمونیست چین این انقلاب ایدئولوژیک توده اي را انقلاب فرهنگی پرولتريمی نامد.‏هدف نهایی انقلاب فرهنگی تحول ایدئولوژي توده ها و جایگزینی ایدئولوژي فئودالی،‏بورژوایی و خرده بورژوایی که هنوز در توده هاي جامعه ي چین نفوذ دارد،‏ با ایدئولوژينوین توده ها،‏ ایدئولوژي پرولتري و سوسیالیستیاین-و بدین ترتیب،‏اعطاي روساختایدئولوژیک متناظر به زیر ساخت اقتصادي و روساخت سیاسی سوسیالیستی - است.‏نهایی،‏ هدفوظیفه يبلند مدتانقلاب فرهنگیانقلاب فرهنگی تنها می تواند یک پروسه ي بسیار طولانی مدت باشد.‏را تعیین می کند.‏


‎23‎‏/درباره انقلاب فرهنگیاما هدفنهایی،‏ از این پس،‏ منوط به مسئله ي اساسی حاکم بر این تلاقی است:‏مسئله ي تقاطع پیش رو،‏ مسئله ي دو راه.‏هدفدر تمام متون رسمی چینیروشن وبرجسته می گردد:‏با ایجاد سلسله مراتبی از وظایف جاري،‏ مفصل بندي اینجنبش درحرکت سیرخود،‏ مقدمتاً‏کسانی راهدف می گیرد که موقعیت هاي رهبري را در حزب اشغال کرده و راه سرمایه داري رادر پیش گرفته اند.‏ بنابراین از درون حزب که همه چیز بدان وابسته است،‏ از درون خودحزب است که انقلاب فرهنگی باید آغاز شود،‏ در حالیکه بطور همزمان در تمامقلمرو هاي دیگر نیز بسط و گسترش می یابد.‏ انقلاب فرهنگی بشکلی فوري و بلاواسطهیک پرسش را در برابر رهبران قرار می دهد.‏همان پرسش اساسی؛ این که کدام راه رادر پیش خواهند گرفت و قصد دارند کدام راه را در پیش بگیرند:‏ ‏«راه سرمایه داري»‏ یا‏«راه انقلابی».‏اینوظیفه ي اساسی بدور از هر ابهامی،‏ مسئله اي اساسی که انقلاب فرهنگی بدانپاسخ می دهد را نمایان می سازد.‏البته،‏ انقلاب فرهنگی از این نقطه به بعد اهداف دیگريرا دنبال می کند.‏نظر به اینکه ایدئولوژي در تمام پراتیک هاي یک جامعه ي معین حاضر است،‏ انقلابفرهنگی نیز بیش تر به آن فرم هاي ایدئولوژي که در پراتیک هاي اقتصادي،‏ سیاسی،‏پداگوژیک و غیره درگیرند،‏ مربوط می گردد.‏در تمام این حوزه ها،‏ انقلاب فرهنگی در چشم اندازِ‏ وظایف بلند مدت خود،‏ وظایفیکوتاه مدت تعیین می کند.‏ تمام این ها در وهله ي نهایی،‏ در راستاي حل مسئله ياساسی به هم متصل می شوند:‏ مسئله ي دو راه.‏


بی نام || منتسب به لوئی آلتوسر/‏‎24‎ج)‏ ابزار ها و روش هاي انقلاب فرهنگیتا آنجا کهبه ابزار و روش هاي انقلاب فرهنگی بر می گردد،‏بر این اصلمتکیهستند که انقلاب فرهنگی می بایست انقلابی توده اي باشد که ایدئولوژي توده ها رامتحول می کند و این،‏ کارِ‏ خود توده هاست.‏مسئله تنها تحول ایدئولوژي یا اصلاحِ‏ درك برخی روشنفکران یا معدودي از رهبراننیست؛ مسئله حتی تحول ایدئولوژي،‏ صرفاً‏ در حزب کمونیست هم نیست.‏ با وجودي کهچنین کارهایی ضروري است،‏ ‏[اماسنت هاياست.‏-[moeurs]چنین تحولی درم]‏ مسئله تحول ایده ها،‏ طرز تفکر،‏ روش عمل وتوده هاي کل کشور یعنی صد ها میلیون دهقان،‏ کارگر و روشنفکرایدئولوژي توده ها تنها می تواند کار خود توده ها باشد که در و ازطریق سازمان هاي توده اي دست به عمل می زنند.‏پس سیاستتوده ها وحزب کمونیست چین مشتمل است برداشتن حداکثر اطمینان بهوسیع ترین امکان توسل بهآنها و دعوت تمام رهبران سیاسی به پیرويبدون درنگ و حتی بدون هرگونه تخطی گستاخانه از این ‏«مشی توده اي».‏ لازم است بهتوده ها اجازه دهیم سخن بگویند و به ابتکار عمل آن ها اعتماد داشته باشیم.‏ در هرجنبشی اشتباهاتبطور اجتناب ناپذیرياشتباهات افتد:‏ اتفاق میدر طی جنبشتصحیح می شوند،‏ توده ها در عمل و بواسطه ي عمل،‏ خود را آموزش می دهند.‏ اما بایدبه هر قیمتی که شده از تحدید یاوقفه ي پیشاپیش در جنبش،‏ به این بهانه که ‏«امکان»‏اشتباه و افراط وجود دارد،‏ اجتناب کنیم:‏ این امر می تواند جنبش را به شکست بکشاند.‏همچنین لازم است از قبل پیش بینی شود که مقاومت هایی بعضاً‏ جدي در برابر جنبشتوده ايبوجود خواهد آمد:‏طبیعی است.‏چرا که انقلاب فرهنگی شکلی ازمبارزه ي طبقاتی است.‏ این مقاومت ها ممکن است از سوي نمایندگان طبقات حاکم


‎25‎‏/درباره انقلاب فرهنگیسابق و همچنین در موارد مشخص از سوي توده هایی که گمراه یا مورد سوء استفادهواقع شدند و حتی از سوي برخی رهبران حزبی سر بزند.‏ لازم است که با هر کدام از اینموارد به طریق متفاوت برخورد گردد،‏ دشمنان از دوستان تمیز داده شوند و در میانمخالفین،‏ مابین عناصر متخاصم و تزلزل ناپذیر،‏ رهبرانی که به راه خود چسبیده اند یادچار اشتباه شدند،‏ کسانی که مردد و کسانی که سست عنصر هستند تمایز قائل شد.‏14در هیچ موردي حتی علیه دشمن طبقاتی بورژوا ‏(جنایت ها باید طبق قانون مجازاتگردد)،‏ نه به ‏«ضرب»‏ و خشونت،‏ بلکه همواره باید به استدلال و اقناع متوسل گردید.‏خلاقانهتوده ها تنها در سازمان هاي توده اي می توانند دست به عمل بزنند.‏ اصیل ترین وترین ابزارهاي انقلاب فرهنگیدرسازمان هاي ویژه براي انقلاب فرهنگی،‏سازمان هایی مجزي از دیگر سازمان هاي مبارزه ي طبقاتی ‏(اتحادیه و حزب)‏ نمود یافت.‏سازمان هاي ویژه براي انقلاب فرهنگی،‏هستند.‏سازمان هاي مبارزه ي طبقاتی ایدئولوژیکبه نظر می رسد این سازمان ها اساساً‏ در نتیجه ي ابتکارهایی از پائین ‏(ایجاد محافل،‏گروه هاي مطالعه،‏ کمیته هاي مردمی)‏ بوجود آمده اند.‏ همانند آنچه لنین در رابطه باشوراها انجام داد،‏ حزب کمونیست چین نیز اهمیتآن هاحمایت کرد والگوي آندهقانان،‏ روشنفکران و جوانان بسط و گسترش داد.‏این سازمانها را تصدیق کرد،‏ ازها را براي کل انقلاب فرهنگی و در میان کارگران،‏حزب کمونیست چین در پیوند دادن این سازمان هاي جدید با سازمان هايقدیمی تر و این وظایف جدید با وظایف قدیمی تر،‏ بسیار دقیق و محتاط است.‏ این بدانعلت است که ما باید دائماً‏ بیاد داشته باشیم که انقلاب فرهنگی تحت هدایت حزب انجاممی گیرد و اینکه اهداف انقلاب فرهنگی هم در کارخانه و هم در مزارع،‏ باید بطور مداومبا اهداف از پیش تعیین شده براي‏«آموزش سوسیالیستی»‏ترکیب شود؛اینکه


بی نام || منتسب به لوئی آلتوسر/‏‎26‎سازمان هاي دانشجویی نباید نه در کارخانه ها و نهکارگران و دهقانان انقلاب فرهنگی خود را بهدربخش هاي دهقانی،‏ آنجا کهاجرا در می آورند دخالت کنند؛ اینکهانقلاب فرهنگی نباید مانعی بر تولید باشد بلکه باید بدان کمک کند و قس علیهذا.‏در همین حین،‏ حزب کمونیست چین اعلاممی کند که این سازمان هاي توده ايجوانان،‏ اصولاً‏ جوانان شهري و از این رو عمدتاً‏ متشکل از محصلین دبیرستان و دانشگاههستندکه غالباً‏ پیشگامی جنبش را بر دوش دارند.‏ این واقعیت ماجراست،‏ اما اهمیتسیاسی آن واضح است.‏ از یک سو،‏ در چین سیستم آموزشی که جوانان در آن تعلیممی یافتند ‏(نباید فراموش کنیم که مدرسه همواره،‏ حتی در ادوار جهش هاي تاریخیعمیقاً‏ تاثیر خود را بر انسان ها گذاشته است)‏ در واقع برج و باروي ایدئولوژي بورژوایی وبود.‏ بورژوایی خردهجنگ هاي انقلابیاز سوي دیگررا تجربه نکرده اند،‏در یک کشور سوسیالیستی،‏ظریف و بسیار مقوله ايجوانانکه مبارزاتحساس راوتشکیلمی دهند که سهمی عمده در رقم خوردن آینده دارد.‏ جوان،‏ نه به صرف این واقعیت کهدر یک کشور سوسیالیستی بدنیا می آید و نه تنها با بزرگ شدن و شنیدن داستان هاياستثمار اسلاف خود،‏ انقلابی نمی شود.‏ او اگر علیرغم تمام انرژي هاي جوانی اش،‏ به علتنارسایی هاي سیاسی به ورطه ي اغتشاش یا ‏«خلاء»‏ ایدئولوژیک بیافتد،‏ تسلیم فرم هايایدئولوژیک15‏«خودبخودي « می شود که بشکلی لاینقطع این ‏«خلاء»‏ را پر می کنند:‏ایدئولوژي هاي بورژوایی و خرده بورژوایی،‏ خواه به ارث رسیده از گذشته ي ملی خودي وخواه وارداتی از خارج.‏این فرم ها نقاط اتکايطبیعیخود را در16پوزیتیویسم ،191817امپریسیسم و تکنیک گراییِ‏ ‏«سیاست گریز « نخبگان و دیگر متخصصین می یابند.‏در عوض اگر کشور سوسیالیستی یک انقلاب کبیر را به جوانانش محول کند و اگر آنها رادر این امر آموزش دهد،‏ جوانان نه تنها براي تحول ایدئولوژي موجود در انقلاب فرهنگیشرکت خواهند کرد بلکه با مبارزه علیه ایدئولوژي بورژوایی خود را ارتقاء داده و ایدئولوژي


‎27‎‏/درباره انقلاب فرهنگیخود را نیز متحول خواهند کرد.‏ ایدئولوژي،‏ از هر نوعش بر جوانان بیشترین تاثیر را دارد.‏پرسش این استکه کدام ایدئولوژي باید بر جوانان یک کشور سوسیالیستی تاثیر گذارد.‏این یک پرسش مهم سیاسی است که انقلاب فرهنگی بطور کلی،‏ بدان پاسخ می دهد.‏سازمان هاي جوانان انقلاب فرهنگی پاسخگوي این پرسش نزد جوانان هستند.‏در نهایت،‏ باید گوشزد کردکه فراخوان براي انقلاب فرهنگی،‏ توسل به توده ها،‏فراخوان براي ایجاد سازمان هاي توده اي انقلاب فرهنگی و روش هاي آن منجمله شرایطانتقاد از رهبرانی که‏«راه سرمایه داري را در پیش گرفته اند»‏ ساخته و پرداخته يحزب کمونیست است و از این رو ‏[است که حزبانقلاب چین باقی می ماند.‏-م]‏ سازمان اساسی،‏ مرکزي و رهبرياین نیز باید مورد توجه قرار گیرد که حزب با بیشترینتاکیدها،‏ قانون تئوریک و پراتیک انقلاب فرهنگی،‏ قانون عالیحاکمبر آن را چنینتعیین کرده است:‏ ‏«اندیشه ي مائو تسه تونگ»،‏ که کاربست مارکسیسم لنینیسم برايتجربه ي انقلاب و سوسیالیسم در چین و مارکسیسم لنینیسمِ‏ غنی شده بواسطه يتجربه است و در شکل مستقیماً‏ قابل دسترس براي توده ها تبیین شده است.‏بنابراین انقلاب فرهنگی نه ستایش‏«خودانگیختگی»‏کورتوده هاست و نه یک‏«ماجراجویی»‏ سیاسی.‏ توسل به توده ها،‏ اعتماد به توده ها و ایجاد سازمان هاي توده ايبا نیازها و امکانات توده ها در تطابق است.‏ اما در همان حین،‏ انقلاب فرهنگی تصمیمآگاهانه ي حزب است؛ بر یک تحلیل علمی از شرایط،‏ و بنابراین بر اصول تئوري و پراتیکمارکسیستی متکی است.‏ قانون عالی انقلاب فرهنگی،‏ هم در تئوري و هم در پراتیکمارکسیسم لنینیسم است.‏چنین است تلاقی،‏ اهداف،‏ ابزار و روش هاي انقلاب فرهنگی.‏


بی نام || منتسب به لوئی آلتوسر/‏‎28‎‎2‎‏-انقلاب فرهنگی و اصول تئوریک مارکسیستیطبعاً،‏ این تحلیل سیاسی از انقلاب فرهنگی مجموعه اي تام و تمامرا پیش می گذارد.‏از مسائل تئوریکانقلاب فرهنگی طی تصمیماتش،‏ پاره اي تزهاي تئوریک جدید را پیش می گذارد:‏خطر پس رفت یک کشور سوسیالیستی به سوي سرمایه داري،‏ ادامه مبارزه ي طبقاتی دررژیم سوسیالیستی بعد از تحول کمابیشِ‏مناسبات تولیدي،‏ ضرورت یک انقلابایدئولوژیک توده اي و سازمان هاي توده اي ویژه براي این انقلاب و غیره.‏آیا این تزهاي سیاسی جدید مطابق تئوري مارکسیستی است یا خیر؟الف)‏ تز محوريکه مهمترین مسائل تئوریک را طرح می کند تز مربوط به امکان‏«پس رفت»‏ یک جامعه سوسیالیستی به سوي سرمایه داري است.‏ این تز با بسیاري ازباورهايتثبیت شدهدر تفاسیر ایدئولوژیک از مارکسیسم2120اولوسیونیستی و اکونومیستی ( در تعارض است.‏‏(تفاسیر مذهبی،‏در واقع فکر کردن به این تز محال بود اگر مارکسیسم اساساً‏ فلسفه ي مذهبیِ‏ تاریخبود که با نمایشحرکتسوسیالیسم به مثابه هدفی که تاریخ بشري همواره در راستاي آنکرده،‏ آن را تضمین می نمود.‏ اما مارکسیسم فلسفه ي تاریخ نیست و سوسیالیسمهم ‏«پایان»‏ تاریخ نیست.‏


‎29‎‏/درباره انقلاب فرهنگیهب(‏فکر کردن به این تز محال بود همچنین اگر مارکسیسم نوعی اولوسیونیسم بود.‏ درتفسیر اولوسیونیستی از مارکسیسم،‏ ترتیب توالیشیوه هاي تولیديو الزامیتضمین شده است:‏ براي مثال شما نمی توانید از فراز یک شیوه تولیدي ‏«بجهید».‏ اینتفسیر اصولاً‏ با خط کشیدن دور هر گونه خطر ‏«پس رفت»‏ به ما تضمین می دهد کههمواره داریم به پیش حرکت می کنیم:‏ از سرمایه داري تنها می توانیم به پیش،‏ به سويسوسیالیسم و از سوسیالیسم به سوي کمونیسم و نه به عقب،‏ به سوي سرمایه داريگام برداریم.‏کهو وقتی اولوسیونیسم بنا به ضرورت ناچار است ‏«پس رفت»‏ را بپذیرد،‏ فکر می کندپس رفت،‏ بازگشت به فرم هاي کهنه ياند.‏ باقی ماندهاما مارکسیسم،‏ اولوسیونیسم نیست.‏گذشته است که فی نفسه بلاتغییربرداشتآن از دیالکتیکتاریخ،‏242321عقب افتادگی ها ،[décalages] اعوجاج ها ، پس رفت هاي بی تکرار ، جهش ها وغیرهامراز نظر وصف با این تابد.‏ را بر میمارکسیسم کشورهاي معینی می توانند‏«به سوسیالیسم گذار کنند»‏ بدون آنکه نیازي به ‏«عبور»‏ از سرمایه داري داشته باشند.‏براي همین است که پس رفت به یک شیوه تولیديِ‏ اصولاً‏ سپري شدهنیز ممکن استیوگوسلاوي نگاه کنید).‏ اما باز هم به همین علت،‏ این پس رفت یک بازگشت ناب وساده به گذشته،‏ به یک گذشته ي دست نخورده و بسوي فرم هاي کهنه تر نیست:‏ این‏(پس رفت به سرمایه داريم)‏ -از طریقی متفاوت انجام می گیرد،‏ گنجانیدنفرم هاي نوین ‏(ظاهراً‏ سوسیالیستی)‏ در نظامی مبتنی بر شیوه ي تولید سرمایه داري وایجاد یک فرم سرمایه داري ناب تحت ‏«ظاهر»‏ سوسیالیستی.‏و سر انجام تز‏«پس رفت»‏محالبود اگر مارکسیسمنوعی اکونومیسمدر بود.‏تفسیري اکونومیستی از مارکسیسم،‏ صرفاً‏ با الغاي بنیان هاي اقتصاديِ‏ طبقات اجتماعیمی توانیم بگوییم که طبقات اجتماعی،‏ بهمراه آن مبارزه ي طبقاتی،‏ ضرورت دیکتاتوري


بی نام || منتسب به لوئی آلتوسر/‏‎30‎پرولتاریا و بنابراین ماهیت طبقاتی حزب و دولت از میان رفته اند.‏-به عبارت دیگرمی توانیم اعلام کنیم که پیروزي سوسیالیسم ‏«بطور قاطع تضمین»‏ گردیده است.‏ امامارکسیسم،‏ اکونومیسم نیست.‏ب)‏ یک طبقه ي اجتماعی در واقع نه تنها بواسطه ي موقعیت اعضاي آن در مناسباتتولیدي و بنابراین بواسطه ي مناسبات تولیدي بلکه در همین حین بواسطه ي جایگاهاعضایشدر مناسبات سیاسی و ایدئولوژیک،‏ که تا مدتیطولانی بعد از تحولاتسوسیالیستی مناسبات تولیدي،‏ همچنان مناسبات طبقاتی باقی می مانند،‏ تعیینمی گردد.‏شکی نیست که اقتصاد25‏(مناسبات تولیدي)‏ در وهله ي نهایی تعیین کننده ي یکطبقه اجتماعی است،‏ اما مبارزه ي طبقاتی یک سیستم را تشکیل می دهد و در سطوحمختلف ‏(اقتصادي،‏ سیاسی و ایدئولوژیک)‏ عمل می کند؛ تحول یک سطح باعث نمی شودکه اشکال مبارزه ي طبقاتی در دیگر سطوح از میان بروند.‏ بدین ترتیب مبارزه ي طبقاتیمی تواند مدتی طولانی پس از نابودي کمابیش کاملِ‏ بنیان هاي اقتصادي طبقات دارا درجامعه ي سوسیالیستی،‏ در سطح سیاسی و بیش از همه در سطح ایدئولوژیک به شکلیواقعاً‏ حاد ادامه یابد.‏پس اساساً‏ در رابطه با فرم هاي سیاسی و بویژه ایدئولوژیک مبارزه ي طبقاتی استکه طبقات اجتماعی تعیین می شوند:‏ بسته به اینکه در مبارزات سیاسی و ایدئولوژیک درکدام صف قرار می گیرند.‏این بدان معنا نیست که تعیین طبقات اجتماعی بوسیله ي اقتصاد معلق می ماند.‏ درکشورهاي سوسیالیستی و بنا به مرحله ي تاریخی شان،‏ مناسبات اقتصادي معینی پا برجامی مانند ‏(لا اقل تولید کالاییِ‏ کوچک مقیاس که لنین را بسیار به خود مشغول کرده


‎31‎‏/درباره انقلاب فرهنگیبود)‏ که موجد پایه اي اقتصادي براي تمایز میان طبقات و براي مبارزه ي طبقاتیهستند.‏ همچنین تفاوت هاي قابل توجه در میزان درآمد می تواند به مثابه ي حمایتاقتصادي از تمایزات لازم براي بقاي مبارزه ي طبقاتی که اساساً‏ در خارج از حوزه ياقتصادي یعنی در حوزه سیاسی،‏ و بیش از همه در حوزه ي ایدئولوژیک رقم می خورد،‏نقش ایفا کنند.‏ج)‏ این نکته اي اساسی است:‏ تز ‏«پس رفت»‏ بدین اشاره می کند که در یک تلاقیمعین در تاریخ کشور سوسیالیستی،‏ حوزه ي ایدئولوژیک می تواند نقطه اي استراتژیکباشد که همه چیز در آنجا حل و فصل می گردد.‏ پس در حوزه ي ایدئولوژیک است کهدو راهی واقع شده است.‏ آینده به امر ایدئولوژیک وابسته است.‏ در مبارزه ي طبقاتیایدئولوژیک است که سرنوشتمی خورد.‏تاکیداین تز بر‏(پیشرفت یا پسرفت)‏امکان غالب بودن نقشامرجنبش کارگران تنها می تواند در تعارض بااولوسیونیست ویک کشور سوسیالیستی رقمایدئولوژیک در تلاقی سیاسیِ‏‏«مارکسیست ها»يتاریخِ‏اکونومیست،‏26مکانیک گرا قرار گیرد که در واقع هیچ چیز از دیالکتیک مارکسیستینمی دانند.‏ براي آن ها که تضاد اصلی و فرعی،‏ جوانب اصلی و فرعی تضاد،‏ جابجاییتضادهاي فرعی و اصلی و جابجایی جوانب اصلی و فرعی تضاد و غیره را با هم اشتباه27می گیرندتعیین کنندگیو خلاصه براي آن هاي یک وهلهکه تعیین کنندگی اقتصاد در وهله ي نهایی را بامشخص‏(اقتصادي،‏ سیاسی،‏ ایدئولوژیک)‏در یکشیوه ي تولیدي مشخص یا تلاقی سیاسی مشخص اشتباه می گیرند،‏ این امر تنها مایه يبهت و حیرت است.‏بنابراین تصمیم و اقدام به انقلاب فرهنگی،‏ به تصریح دو تز منجر می شود:‏


بی نام || منتسب به لوئی آلتوسر/‏‎32‎(1 -در یک کشور سوسیالیستی،‏ سیر ‏«پس رفت»‏ می تواند از قلمروي ایدئولوژیکآغاز شود؛ تاثیري که به شکلی فزاینده بر قلمروي سیاسی و سپس بر قلمروي اقتصادياعمال خواهد گردید،‏ از قلمروي ایدئولوژیک می گذرد.‏(2 -با به راه انداختن انقلاب در حوزه ي ایدئولوژیک و با رهبري مبارزه ي طبقاتیدر حوزه ي ایدئولوژیک است که می توان مانع این پروسه شد و آن را به ضد خود تبدیلکرد و یک کشور سوسیالیستی را به مسیري دیگر،‏ به ‏«راه انقلابی»‏ هدایت کرد.‏تز اول صریحاً‏ بدین معناست:‏طبقات اجتماعی کهن راملغیوقتی یک کشور سوسیالیستینمود،‏ ممکن است گمانکه بردبنیان هاي اقتصاديطبقات و بنابراینمبارزه ي طبقاتی را برانداخته است.‏ ممکن است گمان برد که مبارزه ي طبقاتی را باپیروزي به سرانجام رسانده است،‏ در حالیکه مبارزه ي طبقاتی در قلمروي سیاسی و بیشاز همه در قلمرويخود[par excellence]درایدئولوژیک ادامه می یابد.‏ ندیدنِ‏ مبارزه ي طبقاتی در ناب ترین شکلقلمرويایدئولوژیکبه معناي واگذار کردنحوزه ي ایدئولوژیک به ایدئولوژي بورژوایی و واگذار کردن زمین و میدان به رقیب است.‏اگر رقیب در میدان باشد،‏ بدون اینکه به عنوان رقیب شناخته شود و با آن به عنوانرقیب برخورد شود،‏ پس این اوست که بازي را می برد و نباید از این که او بر زمین ومیدان چیره است تعجب کنیم.‏ این امر می تواند به برقراري سازوکارهاي ایدئولوژیک،‏سیاسی و اقتصادي که به احیاي سرمایه داري رهنمون می شود،‏ منتج گردد.‏ می تواند بهخنثی سازي سیاسی،‏ آنگاه بهره برداري سیاسی از و سپس سلطه ي اقتصادي بر کشورسوسیالیستی توسط امپریالیسممنتج گردد.‏در واقع محال است که یک کشورسوسیالیستی بتواند براي مدتی طولانی سوسیالیستی باقی بماند،‏ اگر عملاً‏ بر این تضاداستوار شده باشد:‏ زیرساخت سوسیالیستی و روساخت ایدئولوژیک بورژوایی.‏


‎33‎‏/درباره انقلاب فرهنگیانقلاب فرهنگی برایدئولوژیکانقلابی رامبناي این تضاد چنین استنتاج می کند:‏به انجامرسانیم تا به کشورسوسیالیستی،‏ یک روساخت ایدئولوژیک سوسیالیستی ببخشیم.‏این تزهاچیز تازه اي‏[آثار-‏ در به کرّات و نیستندسوسیالیستیِ‏م]‏ي حوزه باید درداراي زیرساختمارکس و لنین یادآوريشده اند.‏ مارکس می گفت که براي هر زیرساختی می بایست روساختی متناظر با آنوجودداشته باشدو در یک انقلاب سوسیالیستیتنها حوزه هاي سیاسی و اقتصادينیستند که باید بنیان ها و فرم هاي خود را تغییر دهند بلکه علاوه بر آن،‏ حوزه يایدئولوژیک نیز باید چنین کند.‏ لنین به روشنی از ضرورت حیاتی یک انقلاب فرهنگیسخن می گفت.‏آنچه تازه است،‏ این است که این تز تئوریک،‏ امروز در دستور کار سیاست عملی یککشور سوسیالیستی قرار گرفته است.‏ براي اولین بار در تاریخِ‏ جنبش کارگران،‏ یک کشورسوسیالیستی عملی کردنکافی نیست بگوییم که این تزاین تز را ضروري و خود را توانا به انجام آن یافته است.‏یک هسته ي کلاسیک دارد.‏ پراتیک اجرایی کردن آنکه به نوبه ي خود،‏ این تزِ‏ تئوریک و اصولی که بر شالوده ي آن بنا گردیده را توضیحمی دهد،‏امري کاملاً‏ نویناست.‏به راه انداختن یک انقلاب توده اي بدون آموختنچیز هاي جدید هم درباره ي ایدئولوژي و هم درباره ي توده ها غیر ممکن است.‏ ما شروعبه درك این قضیه می کنیم که انقلاب فرهنگی تنها بر مبناي تزهاي تئوریک موجودپدید نمی آید:‏ انقلاب فرهنگی ما را متوجه دانش هاي تئوریکی می کند که پراتیکانقلاب به آن ها نیاز دارد و آن ها را تولید می کند.‏بدینسان د)‏است کهانقلاب فرهنگی اصول مارکسیستی رادر خصوصامر ماهیتایدئولوژیک بکار می بندد.‏


بی نام || منتسب به لوئی آلتوسر/‏‎34‎-انقلاب فرهنگی در حقیقت به معنی انقلاب در قلمروي ایدئولوژیک است.‏قلمروي ایدئولوژیک چیست؟تئوري مارکسیستی نشان می دهد که همهقلمروي مشخص را شامل می شوند.‏اقتصادي- سیاسیایدئولوژیک -يجوامع سه سطح،‏ وهله یااین ‏«سطوح»‏ به ترتیبی پیچیده به یکدیگر متصل شده اند.‏ این سطح اقتصادي استکه در وهله ي نهایی تعیین کننده است.‏ وقتی ما از تشبیه معماري استفاده می کنیم‏(مثلوخانه:‏زیرساخت/‏روساخت)‏می گوئیم که یکیاز سطوحِ‏روساخت،‏سطحایدئولوژیک است.‏ این کار را می کنیم تا به موقعیت آن در ساختار اجتماعی ‏(روساخت ونه زیرساخت)،‏ استقلال نسبی آن نسبت به سطوح سیاسی و اقتصادي،‏ و در همین حینوابستگی هاي آن به سطوح سیاسی و اقتصادي اشاره کنیم.‏در عوض اگر بخواهیم شکل کنکرت وجود سطح ایدئولوژیک را نشان دهیم،‏ بهتراست که آن را با سیمان مقایسه کنیم تا با طبقه اي از یک ساختمان.‏ سطح ایدئولوژیکدر تمام فضاهاي خانه نفوذ می کند:‏در رابطه ي افراد با تمام پراتیک هایشان،‏ با تمامابژه هایشان،‏ در رابطه ي آنها با علم،‏ تکنولوژي،‏ هنر،‏ در رابطه شان با پراتیک اقتصادي وپراتیک سیاسی،‏ در مناسبات ‏«شخصی»‏ آنها و غیره.‏ سطح ایدئولوژیک آن چیزي استکه در یک جامعه،‏ جداگانگی هاي خواه تکنیکی و خواه طبقاتیاست.‏زیر ساختروساخترا از هم متمایز می کندبه هم می چسباند.‏ سطح ایدئولوژیک،‏ واقعیت عینیِ‏ واجب براي وجود همه ي جوامع


‎35‎‏/درباره انقلاب فرهنگیمادامیکه کهپراتیک ها،‏ابژه ها،‏سطحایدئولوژیک،‏طبقاتمناسبات28‏«تجربی «،مبارزات،‏ تاریخدر ماهیت خود فردي یا سوبژکتیو نیست.‏مانند تمام‏«سطوح»‏اجتماع،‏ سطحوایدئولوژیکدنیاي آنهانیزرا افرادبا شرایط وجودي،‏و غیره تنظیم می کند،‏از مناسبات عینی اجتماعیساخته شده است.‏ درست به این علت که مناسبات اجتماعی ‏(اقتصادي)‏ تولیدي وجوددارد،‏ مناسبات اجتماعی سیاسی واین‏«مناسبات اجتماعی ایدئولوژیک»‏نیز وجود دارند.‏عبارت اخیر توسط لنین ‏(«در دوستان مردم چه کسانی هستند؟»)‏ استفاده شده است.‏باید دقیقاً‏ م]‏ - ‏[عبارتاخذ گردد.‏براي شناختنمناسبات اجتماعی و آنچه این مناسبات از آن ساخته شده اند را بشناسیم.‏واقعاً‏ این مناسبات از چه ساخته شده اند؟بلکه علاوه بر آن از نظام هاي‏«پراتیک»‏‏(ایدئولوژي هاساخته شده اند.‏سطح ایدئولوژیک،‏ باید این29آن ها نه تنها از نظام هاي ایده-ارائه ،30کردار-رفتار و بنابراین هم نظام هاي ‏«تئوریک»‏ و هماز این رو،‏ سطح ایدئولوژیک نه تنها نظام هاي ایده هابه مفهوم دقیق کلمه)،‏ بلکه همچنین نظام هاي پراتیک‏(سنت ها ([moeurs] را شامل می شود.‏کردار-رفتارایده ها و سنت ها به شکل دیالکتیکی به هم مرتبط هستند.‏ بنا به موقعیت و تلاقیطبقاتی،‏ ممکن استمابین ایده ها و سنت ها31اینهمانی[décalage]ایده ها و سنت هاییکهنسبی یا32تام،‏ ناهمخوانییا تضاد وجود داشته باشد.‏ در مبارزه ي ایدئولوژیک،‏ بسیار مهم است کهرقیبِ‏ صفایدئولوژیکبدانهاتجسم بخشیده،‏به رسمیتشناخته شود،‏ درست همانطور که بسیار مهم است بفهمیم چگونه در میان ایده ها،‏ یاایده فیمابینها و سنت هاتفکیک هايکنیم.‏ ایجاد لازم راانقلابیون کبیر هم درقلمروي ایده ها و هم در قلمروي سنت ها،‏ همواره می دانستند چگونه این تفکیک ها راایجاد کرده و از گذشته آنچه ‏«خوب»‏ است را نگاه دارند و در همین حین آنچه» دب «


بی نام || منتسب به لوئی آلتوسر/‏‎36‎است را دور بریزند.‏ به هر ترتیب،‏ یک انقلاب ایدئولوژیک الزاماً‏ باید نه تنها انقلابی درایده هاسنت ها-یا ایدئولوژي ها-بلکه همچنین انقلابی در کردارها و رفتارهاي عملی-باشد.‏ -یااین ماهیت دوگانه ي انقلاب ایدئولوژیک به ما اجازه می دهد دریابیم که گرایشاتایدئولوژیک می تواند علاوه بر ایده ها،‏ در کردارها و رفتارهاي پراتیک نیز ثبت گردد؛اجازه می دهد دریابیم که ‏«سنت ها»‏ و ‏«عادات کار»‏ و ‏«عادات رهبري»‏ و یک سبک‏«رهبري»‏مشخص،‏ حتی زمانی کهمعنایی ایدئولوژیک داشتهبورژواییمی تواندتوسط رهبران سوسیالیستو در تخالف با ایدئولوژي انقلابی باشد.‏از سوي پراتیک هایی مشخصمشخص سیاسی،‏ تکنیک گرایانه،‏ بروکراتیک واینو ‏«عادات کار»‏‏«عادات رهبري»‏...وفزونی یابند،‏ دیگربه عبارتاتخاذ شود،‏دقیقبنابراینمی تواندایدئولوژيتر،‏ سنت هايرهبران سوسیالیست حمایت یابد.‏ اگر33‏«تزلزلات «یا نقاط ضعفشخصی نیستند بلکه می توانند نشانه هایی بر تمایز طبقاتی و ایستادن ‏(آگاهانه یا نه)‏ درصف یکی از طرفینِ‏ مبارزه ي ایدئولوژیک طبقاتی باشند یا بدان بدل شوند.‏ براي مثال،‏کردار بروکراتیک یا تکنوکراتیک رهبران یک کشور سوسیالیستی،‏ خواه رهبران اقتصاديیا سیاسی یا نظامی،‏ می تواند تکیه گاه هاي بسیاري را براي تهاجم ایدئولوژیک بورژواییدر حدود قلمروي ایدئولوژیک ایجاد کند.‏اگر انقلاب فرهنگی این خطر را جدي گرفته به این علت است که این امر در تطابقبا تئوري مارکسیستی ایدئولوژي است.‏ اما در همین حین و همراه با جدي گرفتن این‏[خطر ‏-م]‏ لازم است تئوري را تعمیق نمود و بدین ترتیب آن را ارتقا داد.‏ه)‏ سرانجام اینکه انقلاب فرهنگی اصول مارکسیسم را در خصوص فرم سازمان هايخود بکار می بندد.‏


‎37‎‏/درباره انقلاب فرهنگیتز حزب کمونیست چین در واقع بر این فرض استوار است کهسازمان هایی ویژه34براي انقلاب فرهنگی وجود دارند و از این رو،‏ این سازمان ها مجزي از حزب هستند.‏آنچه که به وضوح براي بسیاري از کمونیست ها مسئله است،‏ وجود این سازمان هايتازه است که از حزب مجزي هستند.‏ي مسئلهسازمان هاي مبارزهمسئله ي قدیمی جنبش کارگري است.‏ي مبارزهطبقاتی و يآنها بودن مجزياز یکدیگر،‏این مسئله تا آنجا که موضوع،‏ سازمان مبارزه ي طبقاتی اقتصادي ‏(اتحادیه)‏ و سازمانحل و فصلطبقاتیشدهسیاسی و ایدئولوژیکجداگانگی این بود.‏‏(حزب)‏مبتنی بربود،‏توسط مارکس،‏ انگلس و لنینکارکرد باجداگانگی به لحاظ فرمِ‏سازماندهی منطبق بود.‏ اتحادیه یک سازمان توده اي ‏(بدون سانترالیسم دموکراتیک)‏ بود.‏حزب یک سازمان پیشگام ‏(با سانترالیسم دموکراتیک)‏ بود.‏تا اینجا،‏ مسئولیت هم مبارزه ي سیاسی و هم مبارزه ي ایدئولوژیک بر عهده ي حزببوده است.‏انقلاب فرهنگی این ابداع متحیر کننده یعنینوع ایجادجدید،‏ نوع سومسازمان را اضافه می کند:‏ سازمانی ویژه براي مبارزات ایدئولوژیک توده اي.‏ شکی نیستکه ‏[این سازماناین نوع سازمان-متمایز می سازد.‏ ‏(این ‏[سازمان-م]‏ مسئول اجراي تصمیمات حزب است اما از آن مجزي است.‏ بعلاوه،‏تا آنجا که مانند اتحادیه ها،‏ یک سازمان توده اي است،‏ خود را از حزبم]‏ بر اساس سانترالیسم دموکراتیک کنترل نمی شود:‏گفته می شود که رهبران سازمان هاي انقلاب فرهنگی بایدپاریس»‏ از طریق راي گیري انتخاب شوند.)‏اما آیا این ابداع حیرت انگیز در تطابق با اصول تئوري مارکسیسم است؟‏«مانند نمایندگان کمونبه لحاظ فرمی می توان گفت مجزي بودن سازمان ها از یکدیگر بازتاب مجزي بودنوهله ها یا سطوحِ‏ واقعیت اجتماعی از یکدیگر است.‏ یک سازمان توده اي براي سطح


بی نام || منتسب به لوئی آلتوسر/‏‎38‎اقتصادي‏(اتحادیه)؛ یک سازمان پیشگام براي سطح سیاسیتوده اي براي سطح ایدئولوژیک ‏(سازمان هاي انقلاب فرهنگی).‏اما شاید نیاز باشد‏(حزب)؛ و یک سازمانکه جلو تر برویم و بپرسیم چرا این نوع سوم سازمان که پیش ازاین وجود نداشته و ظاهراً‏ نه مارکس و نه لنین انتظار آن را نداشتند،‏ درسوسیالیستی واجب و ضروري گردیده است.‏کشورمحتاطانه اما نه بدون علت هاي قوي،‏ می توان بحث کرد که پاسخ به این سوال رامی شوددر تغییرو تحولرژیم سوسیالیستی یافت.‏اتحادیه هم حزب و هم موقعیتیک دولت با در ارتباطبعد از تسخیر انقلابی قدرت،‏ طی دیکتاتوري پرولتاریا،‏ حزب باید رهبري دولت،‏ قدرتدولتی و دستگاه دولتی را بر عهده بگیرد.‏ در چنین شرایطی میان حزب و دستگاه دولتییک آمیختگی قسمی اما غیر قابل اجتناب رخ می دهد.‏بدین ترتیبمسئله اي جدي مطرح است،‏ مسئله اي که لنینآن را با عباراتیدراماتیک در متون مربوط به اواخر زندگی اش ‏(«تصفیه ي حزب»،‏ ‏«چگونه باید بازرسیکارگران و دهقانان را تجدید سازمان دهیم؟»)‏برجسته ساخت:‏ چگونه مناسبات میانحزب و دولت را تنظیم کنیم تا از افتادن در دام هاي بروکراسی و تکنوکراسی و همچنینتاثیرات جدي سیاسی که بهمراه دارند،‏ اجتناب کنیم؟لنین راه حل این مسئله رادر یک ارگانیسم می جست:‏ بازرسی کارگران و دهقانان.‏این ارگانیسم شاخه اي از حزب بود.‏ یک سازمان درست و حسابی نبود،‏ تا چه برسد بهاینکه سازمانی توده اي باشد.‏مسئله اي که لنین آن را بشکلی دراماتیک مطرح کرد ‏(او آگاه بود که این راه حلفراتر از نیروهاي تاریخی بود که آن زمان در اتحاد جماهیر شوروي موجود بودند)‏ چهلسال بعد توسط حزب کمونیست چین و از طریق انقلاب فرهنگی پاسخ یافت.‏


‎39‎‏/درباره انقلاب فرهنگیانقلاب فرهنگی نهبا ایجاد یک جنبشداد.‏با ایجاد ارگانیسمی براي کنترل مناسبات بین حزب و دولت،‏ بلکهو سازمان توده اي که وظیفه ‏«اساسی»‏ اش امروز در انقلاب فرهنگیعبارت است از تشخیص و انتقاد از رهبرانی که از توده ها بریده اند،‏ بشیوه اي بروکراتیکیا تکنوکراتیک رفتار می کنند،‏ با ایده ها،‏ ‏«سنت ها»‏ و عادات زندگی و کار و رهبري خود‏«راه انقلابی»‏ را ترك کرده و ‏«راه سرمایه داري»‏ را در پیش گرفته اند،‏ به این سوال پاسخانقلاب فرهنگی به مسئله اي که لنین مطرح کرد راه حلی کاملاً‏ نوین ارائه می دهد.‏نوع سوم سازمان،‏ مسئول انقلاب سوم،‏ باید ‏(هم در وجود و هم در فرم سازمان یابی اش)‏از حزب مجزي باشد تا حزب را در دوره اي که طی آن تا حدودي مجبور و تا حدودياغوا شده که بادولت ادغام شود،‏ وادار کند تا خود را از آن متمایز سازد.‏اگر این تحلیل ها علیرغم ماهیت شماتیک شان،‏ در اساس صحیح باشند،‏ واضح استکه انقلاب فرهنگی بطور مستقیماست.‏ازو غیر مستقیم،‏براي تمام کمونیست ها قابل توجهاهمیت عظیم سیاسی و تئوریک انقلابی فرهنگی این است که یادمانی موقر و باشکوهدرك مارکسیستی از مبارزهيطبقاتی و انقلاببرپا می کند.‏انقلاب ي مسئلهسوسیالیستی،‏ با تسخیر قدرت و اجتماعی کردن ابزار تولید بطور قطعی حل نمی شود.‏مبارزه ي طبقاتی تحت سوسیالیسم و در دنیایی که تهدیدهاي امپریالیسم بر آن سایهافکنده ادامهبیش و یابد.‏ میاز همه در حوزهيایدئولوژیک است که سرنوشتمبارزه ي طبقاتی تعیین می شود:‏ پیش رفت یا پس رفت؛ راه انقلابی یا راه سرمایه داري.‏


بی نام || منتسب به لوئی آلتوسر/‏‎40‎عظیم ترین درس هاي انقلاب فرهنگی از چین و نیز دیگر کشور هاي سوسیالیستیفراتر می رود.‏ ‏[این درس هااست.‏‏[این درس ها-م]‏ -اولوسیونیسم و نه اکونومیسم.‏م]‏ براي تمام جنبش کمونیستی بین المللی قابل توجهبه یاد ما می آورند که مارکسیسم نه مذهب تاریخ است،‏ نهبه یاد ما می آورند که قلمرويایدئولوژیک یکی اززمینه هاي مبارزه ي طبقاتی است و اینکه می تواند نقطه ي استراتژیکی باشد که تحتشرایط مشخص،‏ سرنوشت مبارزه ي میان طبقات در آنجا رقم می خورد.‏به یاد ما می آورند که رابطه اي به غایت تنگاتنگ میان درك تئوریک از مارکسیسم ومبارزه ي طبقاتی ایدئولوژیک وجود دارد.‏رهبرانوبه یاد ما می آورند که هر انقلاب کبیر تنها می تواند کار توده ها باشد و آنکه نقشدر همان حین کهبه توده ها ابزار جهت گیري و خود سازماندهیشان رامی دهند و به آنها مارکسیسم لنینیسم را به مثابه ي قطب نما و قانون اعطا می کنند،‏این است که در مکتب توده ها بیاموزند تا به آنها کمک کنند که اراده شان را بیان کردهمسائل شان را حل کنند.‏مسئله،‏ صدور انقلاب فرهنگی نیست.‏ انقلاب فرهنگی به انقلاب چین،‏ اما درس هايتئوریک و سیاسی آن به تمام کمونیست ها تعلق دارد.‏ کمونیست هااز انقلاب فرهنگی وام گرفته و بخوبی به کار ببندند.‏باید این درس ها را


‎41‎‏/درباره انقلاب فرهنگی


بی نام || منتسب به لوئی آلتوسر/‏‎42‎یادداشت هااین عبارت در ترجمه انگلیسی به1) Cahiers marxistes-léninistes2) conjuncture3) Infrastructure4) Superstructure5) Convergence6) Objectives7) Renmin Ribao8) Regression9) Hierarchy10) Articulationobjective mechanismsبرگردانده شده که در فارسی به(11سازوکارهاي عینی قابل ترجمه است اما با توجه به اینکه این عبارت در متن اصلی به ترتیبMécanismes objectifsگردد.‏آمده است به نظر صحیح تر می آید اگر سازوکارهاي وظایف ترجمه12) voids13) digestion15) Spontaneous14) نک.‏ درباره مسئله حل صحیح تضاد هاي درون خلق-‏ مائو تسه تونگ.‏


‎43‎‏/درباره انقلاب فرهنگی16) Positivism17) Empiricism18) Technicism19) Apolotical20) Evolutionist21) Economist22) Lags23) Distortions24) regressions without repetition25) the last instance26) mechanistic28) Lived29) systems of ideas-representations30) systems of conducts-behaviors31) identity32) discrepancy33) quirks34) Distinct27) نک.‏ درباره ي تضاد - مائو تسه تونگ.‏


بی نام || منتسب به لوئی آلتوسر/‏‎44‎منابع و مراجع- Sur la révolution culturellehp://scholar.oxy.edu/cgi/viewcontent.cgi?arcle=1002&context=decalages- On the Cultural Revolutionhp://scholar.oxy.edu/cgi/viewcontent.cgi?arcle=1003&context=decalages&seiredir=1&referer=hp%3A%2F%2Fwww.google.com%2Furl%3Fsa%3Dt%26rct%3Dj%26q%3DOn%2520the%2520Cultural%2520Revoluon%252Balthusser%26source%3Dweb%26cd%3D1%26cad%3Drja%26ved%3D0CCkQFjAA%26url%3Dhp%253A%252F%252Fscholar.oxy.edu%252Fcgi%252Fviewcontent.cgi%253Farcle%253D1003%2526context%253Ddecalages%26ei%3D1JC0UsryJ9DqoASg64HoDw%26usg%3DAFQjCNFT201XlvkI3Z1cLCJ5VR3HE8ue6A%26sig2%3DY-r7w7l3bpe39d1jsQmeQ%26bvm%3Dbv.58187178%2Cd.cGU


‎45‎‏/درباره انقلاب فرهنگی


بی نام || منتسب به لوئی آلتوسر/‏‎46‎‏((پیشتر منتشر شد))‏مایاکوفسکی را دریاب،‏ کهنگی را بسوزان!‏مایاکوفسکی و دیگرانشهاب آتشکارمایاکوفسکی دیگرولادیمیر مایاکوفسکی ‏(گزیده اشعار)‏شهاب آتشکارداستان واقعی انقلاب مائوئیستی در تبتمایک ایلیشهاب آتشکارچه کاره شوم؟و.‏ مایاکوفسکی ‏(شعري براي کودکان و نوجوانان شوروي)‏شهاب آتشکاربراي دریافت کتاب ها و همچنین ارائه نظرات و انتقادات با آدرس ایمیل زیر تماس بگیرید.‏MIR_PUBLICATION@YAHOO.COM


‎47‎‏/درباره انقلاب فرهنگیانتشاراتمیر


||...مارکس،‏ انگلس و لنین همواره صریحاً‏ گفته اندبی نام منتسب به لوئی آلتوسر/‏‎48‎مطلقاً‏ ضروري است که به زیرساختی سوسیالیستیکه بوسیله ي انقلاب سیاسی بنا شده،‏ یک روساخت-ایدئولوژیک متناظر -که سوسیالیستی استبخشید.‏براي اینکه این امر رخ دهد،‏ انقلابیایدئولوژیک،‏ انقلابی در ایدئولوژي توده ها لازم است.‏این تز بیانگر یک اصل بنیادین در تئوريمارکسیستی است.‏لنین بشدت به این ضرورت آگاه بود و حزبرا بکاربلشویک در این زمینه تلاش هاي عظیمیاما شرایط به اتحاد شوروي سوسیالیستی مجالبست.‏نداد تا یک انقلاب ایدئولوژیک توده اي را در دستورکار بگذارد.‏حزب کمونیست چین اولین حزبی است کهبواسطه ي کاربست ابزارهایی نوین،‏ خود و توده ها رادر این مسیر قرار داده و اولین حزبی است که اینایدئولوژیکانقلابکه عبارت -فرهنگی»‏‏«انقلاببدان اختصاص یافته -را در دستور کار گذاشتهاست...‏انتشاراتمیر

More magazines by this user
Similar magazines