تئاتر در ساختار نظام سرمايه دارى

exittheatre
  • No tags were found...

هفت گفتار به قلم شيرين ميرزانژاد
تاملى در پديده سانسور، حفظ ارزش ها يا معامله دو سر باخت
چه كسى از فمينيسم مى ترسد، سكسيزم در هنر تئاتر
تئاتر در غياب طبقه كارگر
نقد، هنر، اجتماع
سانسور اقتصادى و سيطره پول بر تئاتر امروز
چوب حراج بر بدن نحيف تئاتر، نگاهى به تبليغات تئاتر امروز ايران
هنر زنده، هنر زندگى، جايگاه تئاتر در اجتماع انسانى

تئاتر در ساختار نظام سرمایه داری

هفت گفتار

گروه تئاتر ا گزیت

شبریبررین مبریبررزانژاد


گروه تئاتر ا گزیت تئاتر در ساختار نظام سرمایه داری شبریبررین مبریبررزانژاد


!2


گروه تئاتر ا گزیت تئاتر در ساختار نظام سرمایه داری شبریبررین مبریبررزانژاد

فهرست مطالب

✮ گفتار اول ‐ تاملی در پدیدهی سانسور:‏ حفظ ارزشها یا معاملهی دو سر باخت؟.….….صفحه ۴

✮ گفتار دوم ‐ چه کسی از فمینیسم میترسد؟ سکسبریبرزم در هبرنبرر تئاتر.….……….……صفحه ١٠

✮ گفتار سوم ‐ تئاتر در غیاب طبقه کارگر…………………….……………….………صفحه ١۵

✮ گفتار چهارم ‐ نقد،‏ هبرنبرر،‏ اجتماع……………………….……..…………….….……صفحه ١٩

✮ گفتار پنجم ‐ سانسور اقتصادی و سیطرهی پول بر تئاتر امروز…….………….….……صفحه ٢۶

✮ گفتار ششم ‐ چوب حراج بر بدن ‏بجنبجحیف تئاتر ‐ نگاهی به تبلیغات تئاتر امروز ایران.…صفحه ٣٢

✮ گفتار هفتم ‐ هبرنبرر زنده،‏ هبرنبرر زندگی - جایگاه تئاتر در اجتماع انسابىنبىی…………………صفحه ٣٩

خرداد ١٣٩۶

!3


گروه تئاتر ا گزیت تئاتر در ساختار نظام سرمایه داری شبریبررین مبریبررزانژاد

تاملی در پدیدهی سانسور:‏

حفظ ارزشها یا معاملهی دو سر باخت؟

سانسور پدیدهی تازهای نیست.‏ قرنها قدمت دارد و شاید به قدمت تارتحیتحخ شکلگبریبرری حکومتها باشد.‏

واژهی سانسور (Censorship) برگرفته از واژهی لاتبنیبنن censere ریشه در رم باستان دارد.‏ از

سال ۴۴٣ پیش از میلاد مسیح ماموران دولبىتبىی رم باستان که به آبهنبهها ‏«سانسور»‏ (Censor) میگفتند،‏

به سرسمشسمماری (Census) ‏جمججممعیت میپرداختند.‏ این واژه در ابتدا معنابىیبىی خنبىثبىی داشت اما به مرور زمان

و در طول تارتحیتحخ ‏بجتبجحول یافته و معنایش به ‏«ممممممنوعیت ایدهها یا تصاویر به دست دولت یا سایر مقامات»‏

تغیبریبرر پیدا کرد.‏ ١

تعریف سانسور

در لغتنامهی دهخدا در معنای کلمهی سانسور آمده است:‏ ‏«ممممممبریبرزی و تفتیش مطبوعات و مکاتیب و

‏بمنبممایشها.»‏

تعریف جامعتر سانسور عبارت است از ‏«ممممممنوعیت بیان آزادانه،‏ ارتباط ‏همھهممگابىنبىی و یا اشکال دیگر تبادل

اطلاعات که از دید دولتها،‏ رسانهها،‏ مقامات یا دیگر گروهها و ‏بهنبههادها ناشایست،‏ زیانبار،‏ حساس،‏

٢

نادرست از ‏لحللححاظ سیاسی و یا نامناسب تلقی میشود.»‏ سانسور در طول تارتحیتحخ بر اساس این باور که

دولت به ‏بمنبممایندگی از جامعه مسئول پرورش و تربیت افراد است،‏ به اشکال ‏مجممجختلف اعمال شده است.‏

یکی از قدبمیبممیترین مصادیق سانسور به سال ٣٩٩ پیش از میلاد مسیح بازمیگردد.‏ در این زمان

سقراط به ‏مجممجخالفت با دولت یونان پرداخت چرا که دولت در تلاش بود تا آموزههای فلسفی او را سانسور

کند و ‏بهنبههایتاً‏ او را به مرگ با نوشیدن شوکران ‏مجممجحکوم کرد.‏ شا گرد وی افلاطون در کتاب ‏جمججممهوری از

سانسور دفاع میکند که عملاً‏ در تضاد با دموکراسی است.‏ از سوی دیگر اوریپید ‏بمنبممایشنامهنویس یونابىنبىی

از آزادی حقیقی انسان از ‏جمججممله آزادی بیان دفاع میکند.‏

West's Encyclopedia of American Law ١

COPYRIGHT 2005 The Gale Group, Inc.

Censorship – Definition and More from the Free Merriam-Webster Dictionary ٢

!4


گروه تئاتر ا گزیت تئاتر در ساختار نظام سرمایه داری شبریبررین مبریبررزانژاد

سانسور در طول تارتحیتحخ به اشکال ‏مجممجختلف و به انگبریبرزههای ‏مجممجختلف اعمال شده است و امروز هم در

بسیاری از کشورها شاهد اعمال آن در زمینههای گونا گون هستیم.‏

مهمترین دلیل برسمشسممرده شده برای سانسور و گسبرتبرردهترین مصداق آن،‏ سانسور به دلایل اخلافىقفىی است

که بر اساس آن انتشار ‏مجممجحتوای مستهجن و غبریبرراخلافىقفىی نادرست ‏سمشسممرده میشود.‏ راتحیتحجترین مصداق

سانسور اخلافىقفىی،‏ ‏ممممممنوعیت پورنوگرافىففىی و خصوصاً‏ پورنوگرافىففىی کودکان است که مورد اخبریبرر در اغلب

کشورها غبریبررقانوبىنبىی ‏سمشسممرده شده و هر گونه فعالیت مرتبط با آن ‏‐ساخت،‏ انتشار،‏ در اختیار داشبنتبنن،‏ تروتحیتحج

و…‐‏ ‏مجممججازات سنگیبىنبىی به دنبال دارد.‏

از دیگر انواع سانسور میتوان به سانسور مذهبىببىی ‏(حذف و ‏ممممممنوعیت مواردی که بر اساس یک مذهب

مشخص نادرست ‏سمشسممرده میشود)،‏ سانسور نظامی ‏(حفظ و ‏مجممجحرمانه نگه داشبنتبنن اطلاعات نظامی)‏ و

سانسور سیاسی ‏(ممممممانعت از دسبرتبررسی شهروندان به اطلاعات توسط دولت با هدف کنبرتبررل و سلطهی

کامل بر تودهی مردم و ‏ممممممنوعیت آزادی بیان برای جلوگبریبرری از شورش)‏ اشاره کرد.‏

اخبار،‏ فیلم،‏ تئاتر،‏ کتاب،‏ نقشه،‏ منابع درسی،‏ موسیقی،‏ کلمات،‏ تصاویر،‏ اینبرتبررنت،‏ شبکههای اجتماعی،‏

بازیهای کامپیوتری از ‏جمججممله مواردی هستند که میتوانند موضوع سانسور قرار گبریبررند.‏

سانسور میتواند به صورت مستقیم و غبریبررمستقیم ‏(نرم)‏ اعمال شود.‏ گاه نبریبرز سانسور توسط خود افراد

اعمال میشود که به آن خودسانسوری گفته میشود.‏

سانسور عموماً‏ بر اساس قوانبنیبنن مشخص و از سوی ‏بهنبههادهابىیبىی که این امر را به عهده دارند ابجنبججام میشود.‏

این قوانبنیبنن گاه کاملاً‏ موردی و مشخص بوده و موارد ‏مجممجحدودی را ‏ممممممنوع میکنند و گاه گسبرتبررهی وسیعی از

موارد را پوشش میدهند.‏ آبجنبجچه بدبهیبههی است،‏ در کشورهای ‏مجممجختلف بسته به ساختار نظام حا کم و

سیاستهای موجود و نبریبرز دوران،‏ از قوانبنیبنن منعکننده تفسبریبرر موسع یا مضیق میشود.‏ حال آنکه ‏ممممممکن

است سانسور در برخی نظامها کاملاً‏ بر اساس نظر و سلیقهی ‏بهنبههاد ناظر صورت گرفته و مبتبىنبىی بر موارد

مصرح قانوبىنبىی نباشد.‏ به عبارت دیگر این ‏بهنبههاد ناظر است که به طور مطلق تشخیص میدهد ‏مجممجحتوابىیبىی

مناسب انتشار هست یا خبریبرر.‏

نکتهای که نباید از نظر دور داشت این است که نظارت و سانسور لازم و ملزوم یکدیگر نیستند.‏ به

این معنا که سانسور مستلزم نظارت مستمر و دقیق است اما نظارت لزوماً‏ منجر به سانسور ‏بمنبممیشود.‏

‏همھهممچنبنیبنن ‏بهنبههاد ناظر نبریبرز در ‏بمتبممام نظامها مسئولیت رد یا تایید آثار پیش از انتشار را ندارد و گاه تنها پس از

انتشار در صورت وقوع ‏بجتبجخلف از قوانبنیبنن با آن برخورد میکند.‏ امروزه سانسور در بسیاری از کشورها لغو

شده و تنها ‏بجببجحث نظارت در آبهنبهها مطرح است.‏ سوئد در سال ١٧۶۶ اولبنیبنن کشوری بود که رسمسسمماً‏ سانسور را

لغو کرد.‏

!5


گروه تئاتر ا گزیت تئاتر در ساختار نظام سرمایه داری شبریبررین مبریبررزانژاد

شیوهی اعمال سانسور

در رابطه با انتشار ‏مجممجحتوای ‏«نامناسب»‏ که پدیدهی سانسور بر آن بنا شده است کشورها به دو دسته

تقسیم میشوند:‏

١. کشورهابىیبىی که در آبهنبهها نظارت بر ‏مجممجحتوا پیش از انتشار صورت میگبریبررد:‏

در این کشورها انتشار ‏مجممجحتوا پیش از نظارت و تایید ‏بهنبههاد ناظر ‏ممممممنوع است و انتشار بدون ‏مجممججوز صرفنظر

از ‏همھهمماهنگی یا عدم ‏همھهمماهنگی با قواعد و معیارهای مربوطه به خودی خود غبریبررقانوبىنبىی و جرم است.‏ در

این کشورها انتشار چنبنیبنن ‏مجممجحتوابىیبىی عملاً‏ ‏ممممممکن نیست.‏ هر ‏مجممجحتوابىیبىی از فیلبرتبرر ‏بهنبههاد ناظر رد میشود و

مسئولیت تشخیص این امر به عهدهی این ‏بهنبههاد است.‏

٢. کشورهابىیبىی که در آبهنبهها نظارت بر ‏مجممجحتوا پس از انتشار صورت میگبریبررد

در این کشورها انتشار هر ‏مجممجحتوابىیبىی عملاً‏ امکانپذیر است اما تبعات انتشار ‏مجممجحتوا متوجه افراد است.‏

افراد و گروهها بابت انتشار ‏مجممجحتوا در برابر قانون مربوطه مسئول هستند.‏ در ‏بهنبههایت این افراد هستند که به

واسطهی وجود قوانبنیبنن ‏مجممجحدود کننده از تولید و انتشار ‏مجممجحتوای مشخصی خودداری میکنند.‏

سانسور در هبرنبرر

سانسور به هر شکل و عنوابىنبىی که اعمال شود،‏ آزادی بیان و عمل افراد را ‏مجممجحدود میکند و افراد را از

بازگو کردن اطلاعابىتبىی مشخص به هر شیوهای باز میدارد.‏

در اعلامیهی جهابىنبىی حقوق بشر آمده است:‏

‏«مادۀ ١٩: هر انسابىنبىی ‏مجممجحق به آزادی عقیده و بیان است؛ و این حق شامل آزادی داشبنتبنن باور و عقیدهای

بدون ‏[نگرابىنبىی]‏ از مداخله ‏[و مزاجمحجممت]،‏ و حق جستجو،‏ دریافت و انتشار اطلاعات و افکار از طریق هر

رسانهای بدون ملاحظات مرزی است.»‏

‏«مادۀ ١. ٢٧: هر شخصی حق دارد آزادانه در زندگی فرهنگی اجتماع خویش ‏همھهممکاری کند،‏ از

گونههای ‏مجممجختلف هبرنبررها برخوردار گردد و در پیشرفت علمی سهیم گشته و از منافع آن ‏بهببههرهمند شود.‏ ٢.

هر شخصی به عنوان آفرینشگر،‏ حق حفاظت از منافع مادی و معنوی حاصل از تولیدات علمی،‏

ادبىببىی یا هبرنبرری خویش را داراست.»‏

کار خلاقهی هبرنبرری بنا بر ماهیت خود اساساً‏ مستلزم آزادی بیان است که از حقوق اولیهی انسابىنبىی به

‏سمشسممار میآید.‏ در واقع آزادی برای هبرنبرر عاملی حیابىتبىی به ‏سمشسممار میآید.‏ سانسور با مداخله در این امر،‏ آزادی

هبرنبررمند را در خلق اثر هبرنبرری ‏مجممجحدود میسازد و دست هبرنبررمند را در کار خلاقه کوتاه میکند.‏ از سوی

دیگر سانسور ‏بمتبممامیت معنوی اثر هبرنبرری را نبریبرز ‏مجممجخدوش میکند.‏ بر ‏همھهممبنیبنن اساس،‏ سانسور به نوعی افراد را

از حقوق اولیهی خود ‏مجممجحروم میسازد.‏

!6


گروه تئاتر ا گزیت تئاتر در ساختار نظام سرمایه داری شبریبررین مبریبررزانژاد

در اینجا لازم است به اشتباهی راتحیتحج دربارهی آزادی اشاره شود.‏ در توجیه پدیدهی سانسور،‏ معمولاً‏

اینگونه استدلال میشود که چنبنیبنن کنبرتبررلىللىی ضرورت دارد،‏ چرا که آزادی میتواند منجر به هرجومرج

شود و ا گر هر کس هر اثری را که ‏بجببجخواهد بدون کنبرتبررل و نظارت منتشر کند،‏ چنبنیبنن امری مطلوب جامعه

‏بجنبجخواهد بود.‏ در پاسخ به این استدلال به دو نکته میتوان اشاره کرد.‏

یک:‏ چنبنیبنن تعریفی از آزادی،‏ مفهومی قلب شده است.‏ چرا که اولاً‏ آزادی فرد در جامعه است که معنا

پیدا میکند و وجود جامعه مستلزم ‏همھهممزیسبىتبىی مسالمللممتآمبریبرز انسانها و احبرتبررام متقابل به حقوق افراد

است و ثانیاً‏ آزادی ‏همھهممواره مفهوم دیگری به نام مسئولیت را به ‏همھهممراه دارد.‏ بنابراین آزادی و مسئولیت

دو مفهوم جدانشدبىنبىی هستند.‏

دو:‏ قوانبنیبنن در هر جامعه اساساً‏ برای حفظ نظم و امنیت اجتماع و حقوق افراد جامعه وضع میشود.‏

قانون اساسی هر کشور علاوه بر تعریف ساختار سیاسی حکومت،‏ حقوق اساسی مردم را تضمبنیبنن

میکند؛ قوانبنیبنن مدبىنبىی به تنظیم ارتباط شهروندان با یکدیگر میپردازد و قوانبنیبنن کیفری با تعریف جرابمئبمم

و وضع ‏مجممججازات نقش بازدارندگی و نبریبرز ‏مجممججازات ‏مجممججرمان را بر عهده دارد.‏ با وجود این قوانبنیبنن و آ گاهی

شهروندان و از ‏جمججممله هبرنبررمندان از حقوق و تکالیف خود،‏ افراد یا مطابق قانون عمل میکنند و یا در

صورت ‏بجتبجخلف از قوانبنیبنن،‏ تبعات ناشی از آن را ‏بجتبجحمل میکنند.‏

بنا بر دو نکتهای که به آن اشاره شد،‏ چگونه میتوان آزادی را به گونهای تصور کرد که منجر به

هرجومرج شود؟

در این معادلات،‏ سانسور و ‏بهنبههاد اعمال کنندهی آن اهرمی اضافه بر سازمان به نظر میرسد که با

عملکرد کنبرتبررلکنندهی خود،‏ مسئولیت فرد و اجتماع را هم در مقابل یکدیگر و هم در مقابل قانون

نادیده میگبریبررد.‏

پتانسیل هبرنبررمند در تغیبریبررات اجتماعی

هبرنبررمند به واسطهی ماهیت حرفهاش یعبىنبىی کار خلاقه و تولید آثار هبرنبرری جدید ‏همھهممواره این امکان را

دارد که در جامعهی خود خواه از ‏لحللححاظ اجتماعی یا سیاسی یا صرفاً‏ هبرنبرری پیشرو باشد.‏ میتواند در

‏بجتبجحولات اجتماعی و معرفىففىی پدیدههای نو به اجتماع خود پیشگام بوده و به شکل موثری عمل کند.‏ اما

این امر بستگی به شرایطی که هبرنبررمند ‏بجتبجحت آن فعالیت میکند و ‏بجنبجحوهی پذیرش آن از سوی او دارد.‏

هبرنبررمندی که تن به چهارچوبهای وضعشدهی موجود ‏‐خواه به دست عرف و اجتماع و خواه ‏بهنبههاد

سانسور کننده یا حا کمیت‐‏ بدهد،‏ هبرنبررمند هژمونیک است که نقش موثری در تغیبریبررات مثبت اجتماع

خود ‏(چه اجتماعی،‏ چه سیاسی و یا حبىتبىی صرفاً‏ هبرنبرری)‏ ندارد.‏ ‏(هر چند این هبرنبررمند میتواند در تغیبریبررات

نامطلوب و منفی اجتماع نقش موثری ایفا کند که در ادامه به آن اشاره خواهد شد.)‏

!7


گروه تئاتر ا گزیت تئاتر در ساختار نظام سرمایه داری شبریبررین مبریبررزانژاد

گونهی دیگری را نبریبرز میتوان متصور شد که ‏همھهممواره در تلاش است چهارچوبهای ساختاری هژمونیک

را شکسته و مرزها را جابجببججا کند.‏ چنبنیبنن هبرنبررمندی هبرنبررمند غبریبررهژمونیک است که ‏بجتبجحت هر شرایطی

میتواند گامی هرچند کوچک در جهت تغیبریبرر و ‏بجتبجحول برای جامعهی خود بردارد.‏

سانسور در هبرنبرر و نقش آن در ارتباط هبرنبررمند با جامعه

حال به این پرسش میرسیم که سانسور اساساً‏ چه ضروربىتبىی در اجتماع دارد؟

چهارچوبهای وضع شده برای آثار هبرنبرری تقریباً‏ بدون تغیبریبرر چشمگبریبرر ‏همھهممواره یکسان بافىقفىی میمانند.‏

‏همھهممانطور که پیشتر گفته شد،‏ این هبرنبررمند است که چهارچوبها را تغیبریبرر میدهد.‏ در روند طبیعی

ارتباط هبرنبررمند با جامعه گام اول اجتماع در برخورد با افکار و عقاید جدید و پدیدهی عرضه شده

توسط هبرنبررمند پیشگام ‏همھهممواره مقاومت و برخورد است.‏ این پدیدهی نو ا گر بتواند به تدرتحیتحج بر افکار

تاثبریبرر گذاشته و مطلوب تلقی شود،‏ رفته رفته موجب تغیبریبرر عرف حا کم بر جامعه میشود.‏ اما در صوربىتبىی

که منفی تلقی شود،‏ پذیرفته نشده و فراموش میشود.‏ این نکته هم از نظر دور ‏بمنبمماند که در چرخهی

طبیعی و سالمللمم اجتماع،‏ هبرنبررمند برآمده از جامعهی خود و بازگو کنندهی مسائل آن است.‏ پس چنبنیبنن

تعاملی برای ارتباط سالمللمم و سازندهی هبرنبررمند با اجتماع ضروری و حیابىتبىی تلقی میشود.‏

سانسور به عنوان عامل خارجی دخالت کننده در این نظم طبیعی مانع ارتباط سالمللمم هبرنبررمند با اجتماع

خود میشود.‏ در نتیجه پدیدهها بر اساس سیاستهای سانسور تثبیت یا حذف میشوند نه روند طبیعی

‏بجتبجحولات اجتماعی و عرضه و تقاضای هبرنبررمند و اجتماع.‏ وقبىتبىی فرد و ‏بهنبههاد دیگری مسئول نظارت و برخورد

با پدیدهها باشد،‏ افراد جامعه نبریبرز رفته رفته مبرتبرر و معیار و شاقول را کنار میگذارند.‏ ‏مجممجحدودیتها و مرزها

از ببریبررون دیکته میشود و افراد دیگر اصول،‏ مرز و ارزشهای فردی و اخلافىقفىی ندارند.‏

در این فرآیند،‏ در ‏بهنبههایت ناآ گاهی از حقوق،‏ مسئولیتها و آزادیها در اجتماع بیشبرتبرر و بیشبرتبرر میشود و

‏بمتبممامی مسئولیت به ‏بهنبههاد ناظر سبرپبررده میشود.‏ هبرنبررمند نبریبرز به طریق اولىللىی شامل این جریان میشود،‏ با این

تفاوت که تاثبریبرر این فرآیند بر هبرنبررمند به صورت مضاعف دیده میشود،‏ هم به عنوان عامل پیشرو و هم

به عنوان عضو جامعه.‏

به دنبال آن،‏ مسئولیت فردی و اجتماعی و مشارکت عمومی کاهش مییابد و در نتیجه مسئولیت ‏بهنبههاد

ناظر سنگبنیبنن تر میشود.‏ از سوی دیگر به دلیل عدم احساس مسئولیت،‏ قانونپذیری افراد جامعه

کاهش مییابد.‏ ‏بهنبههاد ناظر نبریبرز که عملاً‏ امکان کنبرتبررل ‏همھهممهی افراد در ‏همھهممهی موارد را ندارد،‏ در ‏بهنبههایت به

ناچار نظارت را ‏مجممجحدود به موارد مشخص میکند.‏ در سایر عرصهها نبریبرز در غیاب ‏بهنبههاد ناظر افراد

عنانگسیخته عمل میکنند.‏

تناقض ماجرا اینجاست که آبجنبجچه به زعم گروهی بنا بوده از آزادی ‏بىببىی قید و بند و هرج و مرج جلوگبریبرری

کند،‏ خود سبب هرج و مرج می شود.‏ بدون داشبنتبنن پایه و زیرساخت مناسب اجتماعی عرفهای

عجیب و نامطلو ‏بىببىی راتحیتحج میشود که صرفاً‏ به دلیل ‏ممممممنوع نبودن و یا غیاب ناظر شکل میگبریبررند.‏ به عنوان

!8


گروه تئاتر ا گزیت تئاتر در ساختار نظام سرمایه داری شبریبررین مبریبررزانژاد

مثال در شبکههای اجتماعی شاهد پابمیبممال شدن حقوق افراد از ‏جمججممله حر ‏بمیبمم خصوصی افراد،‏ برخوردهای

ناشایست و زیر پا گذاشبنتبنن حقوق کودکان و….‏ هستیم؛ صرفاً‏ به این دلیل که ‏ممممممنوع نیست،‏ ‏همھهممه دنبال

میکنند و به اشبرتبررا ک میگذارند.‏ اینجا نه مسئولیت فردی و اصول و ارزشهای شخصی وجود دارد و

نه مسئولیت اجتماعی که مانع انتشار پدیده شود.‏ در ‏بهنبههایت آبهنبهها هم که برایشان ناخوشایند است به

دنبال ‏«مسئول»‏ مربوطه و برخورد ‏بهنبههاد ناظر هستند نه برخورد فردی و اجتماعی صحیح از سوی توده

مردم.‏

با سلب آزادی هبرنبررمند و نبریبرز سلب مسئولیت هبرنبررمند و جامعه،‏ هبرنبررمند کارکرد خود را در جامعه از دست

میدهد.‏ با اجبار هبرنبررمند به عمل در چهارچوب مشخص و تعریف شده،‏ او عملاً‏ تبدیل به دستگاه

تکثبریبرری میشود که از خلق اثری نو ناتوان است و هر آبجنبجچه تولید میکند،‏ بازتولید دستچندمی میشود

از آبجنبجچه در ابتدا برایش تعریف شده است.‏

این در حالىللىی است که در یک چرخهی سالمللمم،‏ قانونگذار با داشبنتبنن ضمانت اجرابىیبىی قوی و قانون موثر

میتواند پشتیبان اجتماع و خواستهای او باشد و از سوی دیگر مشارکت اجتماع نبریبرز مکمل این قضیه

باشد.‏ در این شرایط هبرنبررمند نبریبرز با فراغ بال میتواند به خلق اثر و برقراری ارتباط موثر با اجتماع خود

ببرپبرردازد.‏

اما در حال حاضر متاسفانه شاهد چنبنیبنن پدیدهای نیستیم.‏ این چرخهی ناسالمللمم امروز منجر به عملکرد

ناسالمللمم اجتماع و هبرنبررمند شده است.‏ ‏مجممجحدودیت هبرنبررمند به این شکل ارتباط سالمللمم او را با اجتماع ‏مجممجختل

میکند.‏ به تدرتحیتحج سانسور را به عنوان ‏بجببجخشی طبیعی از کارش میپذیرد و سانسور برایش دروبىنبىی شده و

در او ‏بهنبههادینه میشود.‏ حامی سیستمی میشود که در ابتدا آزادی طبیعی او را سلب کرده بود و به

خدمت ‏همھهممبنیبنن سیستم درمیآید.‏ خواسته یا ناخواسته با آن همصدا شده و علاوه بر دروبىنبىی شدن

سانسور برای خودش،‏ با این ‏همھهممراهی پدیدهی سانسور را در جامعه هم ‏بهنبههادینه میکند و به این ترتیب

است که به عنوان عاملی ارگانیک از ‏همھهممان اجتماع،‏ نقشی موثر اما نامطلوب در اجتماع خود ایفا میکند.‏

در ‏بهنبههایت هبرنبررمند با از دست دادن عملکرد سالمللمم و موثر خود،‏ تبدیل به عنصری تزئیبىنبىی در اجتماع

میشود که نیازی به وجودش احساس ‏بمنبممیشود.‏

در این مرحله،‏ شکل پنهابىنبىی از سانسور وارد معادله میشود که آخرین میخ را بر تابوت هبرنبرر پیشرو

میکوبد.‏ زمابىنبىی که ضرورت وجود هبرنبررمند در جامعه احساس نشود،‏ عامل اقتصادی عرصه را بر او

تنگتر میکند.‏ چرا که بر اساس ‏همھهممبنیبنن عدم ضرورت نه ‏بجتبجحت ‏جمحجممایت مالىللىی قرار میگبریبررد و نه تقاضابىیبىی از

سوی تودهی مردم برای هبرنبرر او ‏‐به ‏همھهممان شکل که هست و نه آبجنبجچه بازار تعیبنیبنن میکند‐‏ وجود دارد

که از ‏لحللححاظ اقتصادی او را تامبنیبنن کند.‏ اینجاست که بازار ‏بجتبججارت فرهنگی و پدیدهی خصوصیسازی ‏‐که

در این مقال ‏بمنبممیگنجد‐‏ خطوط و چهارچوبهای کار هبرنبررمند را تعیبنیبنن میکند و دست او را در کار

خلاقهی خود بیش از پیش کوتاه میکند.‏

!9


گروه تئاتر ا گزیت تئاتر در ساختار نظام سرمایه داری شبریبررین مبریبررزانژاد

چه کسی از فمینیسم میترسد؟

سکسبریبرزم در هبرنبرر تئاتر

این روزها دیگر کسی نیست که کلمهی فمینیسم به گوشش ‏بجنبجخورده باشد.‏ برای خیلیها فمینیسم

هیولای یک سر و دو گوشی شده که تا با آن روبرو میشوند یا چشمها را بسته و گوشها را گرفته و

پاورچبنیبنن از کنارش رد میشوند تا پرش به آبهنبهها نگبریبررد و یا ‏سمشسممشبریبرر از نیام بر کشیده و نفسکش میطلبند

و بعد هم به سلاخی آن و گویندهاش میپردازند.‏ دستهی دیگر روشنفکربمنبمماهابىیبىی هستند که بدون

داشبنتبنن کوچکترین اطلاعی دربارهی فمینیسم با انواع و اقسام ژستهای روشنفکری به افاضهی فضل

پرداخته و ضدزنترین سخنان را بر زبان جاری میکنند چنان که خداوندگاران زنستبریبرزی انگشت به

دهان جلوی پایشان لنگ میاندازند.‏ برای بعضی هم این موضوع دستمایهی شوخیهای خنک و

خوسمشسممزگی در دورهمھهممیها شده که معمولاً‏ این دسته نه تکلیف خودشان را با ماجرا میدانند و نه اصولاً‏

میخواهند موضع خاصی در برابر آن بگبریبررند.‏ علاوه بر گروههای فوقالذکر،‏ گروهی کاملاً‏ وطبىنبىی هم

وجود دارند که با اتکا به منطق ‏«هر چبریبرزی که پاش به ایران میرسه معنیش عوض میشه،‏ یکیش

‏همھهممبنیبنن فمینیسم»،‏ دست به ارائهی ‏بجتبجحلیلهابىیبىی مندرآوردی میزنند و با نگاهی عاقل اندر سفیه در صدد

برمیآیند که فمینیسم را به خود فمینیستها توضیح بدهند که ‏«نه دوست عزیز،‏ فمینیسم این نیست

که تو میگی،‏ اجازه بده من برات توضیح بدم.»‏ من اسم این دسته را میگذارم ‏بجتبجحلیلگران

تا کسینشبنیبنن،‏ مثل ‏بجببجحثهابىیبىی که در تا کسی میان راننده و مسافران صورت میگبریبررد و در ‏بهنبههایت به اینجا

منتهی میشود که ‏«آقا قربون دستت من ‏همھهممبنیبنن بغلا پیاده میشم.»‏ اینها هم درست جابىیبىی که در پیچ و

خم ‏بجببجحث به تنگنای استدلال میافتند،‏ کرایه را داده و نداده به سرعت پیاده میشوند و در را هم

پشت سرشان میکوبند و خلاص!‏

اما فمینیسم واقعاً‏ چیست و چرا در جامعهی ما به چنبنیبنن وضعیبىتبىی دچار شده است؟ مهمتر از ‏همھهممه

اینکه چرا به فمینیسم نیاز دار ‏بمیبمم؟

فمینیسم چه نیست؟

اینجای ‏بجببجحث جابىیبىی است که معمولاً‏ به تعریف و تاربجیبجخچه و اهداف موضوع ‏بجببجحث یعبىنبىی فمینیسم پرداخته

میشود،‏ اما من به ‏همھهممبنیبنن بسنده میکنم که ‏«فمینیسم ‏مجممججموعهای از جنبشهای سیاسی و اجتماعی و

ایدئولوژیهابىیبىی با هدف مشبرتبررک برقراری حقوق سیاسی،‏ اجتماعی،‏ اقتصادی و فردی برابر برای زنان از

!10


گروه تئاتر ا گزیت تئاتر در ساختار نظام سرمایه داری شبریبررین مبریبررزانژاد

١

‏جمججممله فرصتهای برابر در ‏بجتبجحصیل و اشتغال است.‏ « بافىقفىی ماجرا را میتوانید خودتان در صدها کتاب و

دایرةالمللممعارف و صفحات وب پیدا کنید ‏(ا گر دوست داشتید).‏ اینجا ضروریتر به نظر میرسد که به این

ببرپبررداز ‏بمیبمم که فمینیسم چه نیست؟

١. آقایان عزیز،‏ کسی با ‏سمشسمما جنگ ندارد!‏ فمینیسم مبرتبررادف مردستبریبرزی نیست.‏ فمینیسم با

زنستبریبرزی مقابله میکند اما نه به قیمت چکش زدن بر سر ‏سمشسمما.‏ احتمالاً‏ آبهنبههابىیبىی که در اول ‏جمججمملهشان در

دفاع از مسائل زنان میگویند:‏ ‏«من فمینیست نیستم ولىللىی….»‏ ‏(چه مرد و چه زن)‏ بیمنا کاند که مبادا

به تیم خودشان گل زده باشند.‏ خیالتان راحت که اساساً‏ بازی ببنیبنن دو تیم متخاصم نیست.‏

٢. فمینیسم به دنبال برقراری جامعهی زنسالار نیست.‏ قرار نیست مردسالاری تبدیل به

زنسالاری شود و شکل دیگری از ‏بىببىیعدالبىتبىی جای آن را بگبریبررد.‏

٣. فمینیسم باشگاه زنانه نیست.‏ مردان هم میتوانند فمینیست باشند و با فمینیست بودن،‏ علیه

جنس خودشان ‏بمنبممیجنگند،‏ بلکه به مبارزهای عدالتطلبانه میپیوندند.‏

۴. فمینیسم به ضرر مردان نیست.‏ برابری زن و مرد،‏ نقشهای تعریفشده و کلیشههای جنسیبىتبىی

را از ببنیبنن میبرد و در ‏بهنبههایت میتواند برای ‏همھهممه رهابىیبىیبجببجخش باشد.‏ بسیاری از مردان شاید میترسند که با

رفتار خلاف عرف جامعهی مردسالار،‏ در چهارچوب تعریف شدهی مردانگی نگنجند،‏ اما خبرببرر خوب

این است که ‏همھهممبنیبنن تعریف ‏مجممجحدود و ‏تحنتحخبمنبممای مردانگی یکی از کلیشههابىیبىی است که به ‏همھهممراه دیگر

کلیشههای جنسیبىتبىی بار سفر را خواهد بست.‏

۵. فمینیسم به دنبال امتیاز ویژه برای زنان نیست.‏ فمینیسم به دنبال کرامت انسابىنبىی،‏ آزادی و

فرصتهای برابر است تا زنان هم بتوانند آزادانه انتخاب کنند و به فعالیتهای مورد نظر خود ببرپبرردازند.‏

فمینیسم آزادی انتخاب است.‏

۶. فمینیسم مسائل مردان را نادیده ‏بمنبممیگبریبررد.‏ از نظر فمینیسم،‏ مسائل مردان و زنان جدا از

هم نیستند،‏ بلکه ‏همھهممگی از یک سیستم نابرابر سرچشمه میگبریبررند و در آن ساختار نابرابر است که به

مرد و زن اجحاف میشود.‏

٧. فمینیسم ‏همھهممهی مردان و زنان را به یک چشم نگاه ‏بمنبممیکند.‏ فمینیسم متوجه تفاوت

بیولوژیک ببنیبنن زن و مرد هست اما آن را در حقوق اجتماعی آبهنبهها به عنوان انسان دخیل ‏بمنبممیداند.‏

فمینیسم دسمشسممن مردان و حامی مطلق زنان نیست بلکه ‏مجممجخالف ساختاری است که ارزشهای

مردسالارانه در آن پیاده میشود.‏ بدبهیبههی است که هم زنان و هم مردان میتوانند مدافع حقوق برابر یا

مدافع نظام مردسالار باشند.‏ جنسیت اصولاً‏ در این ماجرا تعیبنیبنن کننده نیست.‏

حال پس از این نیمچه تعریف از موضوع،‏ برو ‏بمیبمم سر ارتباط این ‏بجببجحث با هبرنبرر و حرفهی شریف تئاتر.‏

Hawkesworth, Mary E. (2006). Globalization and Feminist Activism. Rowman & Littlefield. pp. 25–27. ١

!11

ISBN 9780742537835


گروه تئاتر ا گزیت تئاتر در ساختار نظام سرمایه داری شبریبررین مبریبررزانژاد

ا گر مرد بودم چه؟

چهار سال است که به عنوان مبرتبررجم و دستیار کارگردان وارد فضای تئاتر شدهام.‏ راستش از ‏همھهممان

ابتدا در بدو ورود شوکه شدم.‏ ‏بمتبممام ‏بجتبججربهی بزرگسالىللىیام منحصر به فضای دانشگاه و بعد هم آن

شرکت و این اداره میشد که نسبت به تئاتر فضابىیبىی خشک و رسمسسممی است با مناسبات خودش.‏ چه

برخوردهای جنسیتزده و تبعیضآمبریبرزی تا پیش از آن دیده بودم ‏بمببمماند.‏ اما سادهلوحانه از فضای هبرنبرری

انتظار دیگری داشتم،‏ خصوصاً‏ اینکه در بدو ورود تنها یک ‏جمججممع صمیمی و دوستانه را دیده بودم که

از قدبمیبمم با هم آشنا بودند.‏ اما دیری نگذشت که فهمیدم کور خواندهام.‏ انگار اینجا هم ‏همھهممان خبرببررها

بود،‏ هر چه نباشد به قول یاسمسسممینا رضا تئاتر آیینهی اجتماع است.‏ فرقش این بود که برای من شخصاً‏

اینجا بیشبرتبرر توی ذوق میزد.‏ اولبنیبنن باری بود که چنبنیبنن تغیبریبرر صدوهشتاد درجهای در کارم داشتم و

خیلی از برخوردها را میگذاشتم به حساب تازهوارد بودبمنبمم.‏ برای ‏همھهممبنیبنن کفش آهبىنبىی به پا کردم.‏ اما نه،‏

ماجرا بیخدارتر از این حرفها بود.‏ شروع کردم از کلیدی استفاده کردن که مدتها پیش در کارهای

قبلیام آن را پیدا کرده بودم و پرسیدن این سوال که ا گر مرد بودم هم ‏همھهممبنیبنن اتفاق میافتاد؟

صحبتم از اتفاقات برجسته یا خشونتآمبریبرز نیست.‏ هرچند،‏ آبهنبهها را هم دیدهام و هم از دیگران

شنیدهام.‏ حرفم از اتفاقابىتبىی است که خیلیها ساده از کنارش میگذرند،‏ چبریبرزهابىیبىی که نامجممجحسوس و

زیرپوسبىتبىی در اطرافمان در جریاناند.‏ چبریبرزهابىیبىی که آنقدر دیدهابمیبمم که دیگر انگار عادی شده و به قول

بعضی ‏«ارزش فکر کردن ندارند.»‏ اما ‏همھهممبنیبننها هستند که نشانههای بارزی از نوع خاصی از تفکر

هستند.‏ به طور مثال طرف بعد از یک سال که تو را میبیند از کارت حرف ‏بمنبممیزند،‏ از ظاهرت صحبت

میکند:‏ ‏«لاغر کردی خودتو؟ چه خوب!»‏ ‏«چاق شدیها!‏ مواظب باش!»‏ انگار که مر ‏بىببىی شخصی

بدنسازی آدم هستند.‏ ‏«چقدر تو خوشگلی!‏ خواهر نداری برای من جورش کبىنبىی؟»‏ عبنیبنن جنس پشت

ویبرتبررین با تو برخورد میکنند.‏ انگار چون زبىنبىی قرار نیست جور دیگری با تو رفتار کنند و این را به

حساب توجه نشان دادن میگذارند.‏ ‏همھهممان توجهی که به عروسکهای بازبجیبجچهی دستشان میکنند.‏ اما

زن بازبجیبجچه نیست.‏ کسابىنبىی که در زمینهی ‏بجتبجخصصی کاریات سررشتهی خاصی ندارند،‏ اتوماتیک خود را

در جایگاهی میبینند که در نتیجهی کارت اعمال نظر کرده و حبىتبىی بدون اجازه در آن دست ببرببررند.‏

بارها شنیدهام از بازیگرابىنبىی که از دست فلان ‏همھهممکار بازیگر یا کارگردان در پشت صحنه آسایش

ندارند،‏ چون مدام دوربرشان میپلکد و یا به شکل لفظی و یا حبىتبىی فبریبرزیکی به آزارشان میپردازد و

اسمسسممش را هم میگذارد ابراز علاقه.‏ این ایستگاه آخر ‏همھهممان رفتار عروسکی است با زن که در فضای

حرفهای ‏بمنبممود پیدا میکند.‏ جرات هم ندارند صدایشان دربیاید چون طرف اسم و رسمسسممی دارد و با یک

اشاره میتواند کاری کند که بازیگر بینوا با حرفهاش خداحافظی کند و یا بدنام دو عالمللمم شود.‏

‏بمنبممایشهای ضدزبىنبىی که با عنوان ‏بمنبممایش فمینیسبىتبىی به روی صحنه میآیند که دیگر ‏بمببمماند.‏

!12


گروه تئاتر ا گزیت تئاتر در ساختار نظام سرمایه داری شبریبررین مبریبررزانژاد

این مثالها را ‏بمنبممیزبمنبمم که بگو ‏بمیبمم ‏همھهممه بد هستند و هیچ رفتار انسابىنبىی و شایستهای وجود ندارد،‏ رفتارهای

شایسته فراوانند.‏ اما قرار نیست که میان خوب و بد تعادل ابجیبججاد شود و چون خوب هست بشود بد را

هم نادیده گرفت.‏

نباید عادت کرد

مثالهابىیبىی که زدم،‏ ‏همھهممه برخوردهای«سکسیسبىتبىی»‏ بودند.‏ یعبىنبىی برخوردهابىیبىی تبعیضآمبریبرز مبتبىنبىی بر جنسیت

فرد.‏ برخوردی که کمابیش در ‏بمتبممام عرصهها با افرادی میشود که نیمی از جامعه را تشکیل میدهند.‏

افرادی که بنا بر جنسیت خود چه به واسطهی قوانبنیبنن و چه به واسطهی عرف پایبنیبنن دست قرار گرفته و

از ‏بجببجخشی از حقوق خود ‏مجممجحروم شدهاند.‏ بر اساس تعاریف کلیشهای در چهارچو ‏بىببىی مشخص قرار

گرفتهاند.‏ زن ناز است،‏ لوند و تو دل برو است،‏ خوشگل است و ‏همھهممبنیبنن تعریف به ظاهر شیک و ‏بىببىیآزار

سرچشمهاش به ‏همھهممان نگاه جنسیبىتبىی و سکسیسبىتبىی برمیگردد که زن را متفکر،‏ پرقدرت،‏ سازنده و برابر

با مرد ‏بمنبممیداند.‏

ا گر زیبا هستم به تو چه؟ لوندی و تو دل برو ‏بىیبىی من یا چافىقفىی و لاغریام اصولاً‏ موضوع ‏بمنبممره دادن هیچ

مرد و زبىنبىی نیست.‏ ‏بمنبممرهی من به کارابىیبىیام در اجتماع،‏ فعالیتم و ‏بمثبممربجببجخش بودبمنبمم به عنوان یک انسان

بازمیگردد.‏ این را باید در ذهن مردان و زنان این سرزمبنیبنن حک کرد که در دنیای امروز،‏ روابط

انسابىنبىی بر اساس این تعارفات جنسیبىتبىی قابل قبول نیست.‏ زن امروز نیازی به شنیدن این تعاریف

سکسیسبىتبىی از خود ندارد و باید قادر باشد که تفاوت ببنیبنن فضای شخصی و اجتماعی خود را در درجهی

اول متوجه باشد و سپس بتواند جلوی تعرض به آن را بگبریبررد.‏ این موضوعات در حیطهی فضای کاملاً‏

خصوصی اوست و تنها افراد مشخصی که به آن حیطه راه دارند اجازهی چنبنیبنن ابراز نظرهابىیبىی دارند.‏ اما

در اجتماع،‏ این فضای خصوصی به هیچ عنوان نباید شکسته شود،‏ علیالحللحخصوص در فضای حرفهای.‏

جالب است بدانید که در بسیاری از کشورها چنبنیبنن برخوردها و ابراز نظرهابىیبىی از نظر حقوفىقفىی میتواند

پیگبریبرری شود و ‏ممممممکن است به قیمت از دست دادن شغل فرد متعرض و پرداخت غرامتهای سنگبنیبنن

‏بمتبممام شود.‏

چنبنیبنن امری غبریبرر ‏ممممممکن نیست.‏ من به شخصه در ‏همھهممبنیبنن فضای تئاتری ‏بمنبممونههای عملی مثبت چنبنیبنن

برخوردهابىیبىی را دیدهام.‏ زنابىنبىی را در تئاتر ایران میشناسم که به پشتوانهی سالها تلاش و ‏بجتبججربه و از

پای نایستادن جایگاهی برای خود ساختهاند که به هیچ مرد یا زبىنبىی اجازه ‏بمنبممیدهد حرمت کار

حرفهایشان را زیر پا بگذارد.‏

!13


گروه تئاتر ا گزیت تئاتر در ساختار نظام سرمایه داری شبریبررین مبریبررزانژاد

چگونه میتوان این راه را ‏همھهمموار کرد؟

با نگاهی به ساختار اجتماعی میتوان دریافت که ‏بمتبممام تقسیمبندیهای اجتماع از ‏جمججممله ‏همھهممبنیبنن

تقسیمبندی زن و مرد به گونهای مبتبىنبىی بر قدرت است،‏ خطی که افراد را به فرادست و فرودست و

اقلیت و ا کبرثبرریت تقسیم میکند و شکافىففىی که در غیاب عدالت اجتماعی میان آبهنبهها فاصله میاندازد.‏ از

سوی دیگر در طول تارتحیتحخ بسیار جنبشها و مبارزات عدالتطلبانه و آزادبجیبجخواهانه را دیدهابمیبمم که در

تلاش بوده تا این شکافها را از میان برده و خطوط را از ببنیبنن ببرببررد.‏ دستکم تارتحیتحخ دویست سال

گذشتهی ایران و جهان پر از این ‏بمنبممونه هاست:‏ کمون پاریس،‏ انقلاب ا کتبرببرر،‏ جنبش مشروطه،‏

جنبشهای کارگری برای حقوق سندیکابىیبىی،‏ جنبش حقوق مدبىنبىی آمریکا،‏ جنبش بر ضد آپارتاید و….‏ این

جنبشها بر اساس حقوق طبیعی و اولیهی انسانها و در مطالبهی این حقوق شکل گرفتند و زنان به

عنوان نیمی از اجتماع در ‏بمتبممام این جنبشها نقشی اساسی ایفا کردهاند و موضوع حقوق برابر زنان نبریبرز

در بسیاری از این جنبشها در کنار حقوق دیگر اجتماعی مطرح شده است.‏ معیار آزادی و عدالت در

اجتماع با حقوق برابر زن و مرد سنجیده میشود.‏ پس چگونه میتوان حقوق زن را از ‏بجببجحث عدالت

اجتماعی در کلیت خود جدا کرد و یا نادیده گرفت؟ چگونه میتوان نقش زنابىنبىی چون رزا لوکزامبورگ،‏

اما گلدمن و سردار ‏بىببىیبىببىی مر ‏بمیبمم ‏بجببجختیاری را در مبارزه برای احقاق حقوق اجتماعی ‏همھهممگان نادیده گرفت و

آبهنبهها را در ویبرتبرریبىنبىی به عنوان زیبا و لوند و خواستبىنبىی به سخره گرفت؟ در ‏همھهممبنیبنن هبرنبرر تئاتر،‏ چطور میتوان

زنابىنبىی چون سارا برنار ‏مجممجحبوبترین بازیگر زن ‏بمتبممام دورانها ، بانو لرتا اولبنیبنن بازیگر زن تئاتر ایران،‏ مهبنیبنن

اسکو ‏بىیبىی اولبنیبنن زن کارگردان تئاتر ایران و بسیاری دیگر که در عرصهی تئاتر تاثبریبررگذار بودهاند را

فرودست خواند؟ تئاتر به عنوان هبرنبرری که به صورت زنده با مردم در ارتباط است میتواند پیشگام

باشد تا ‏بمتبممام این چهارچوبها و کلیشهها را در هم ربجیبجخته و الگو ‏بىیبىی از برابری را ارائه دهد.‏ هر چه

نباشد،‏ به قول برشت،‏ ‏«هبرنبرر آیینهای نیست که در مقابل اجتماع قرار داده شود،‏ بلکه چکشی است که با

آن به اجتماع شکل داده میشود.»‏

!14


گروه تئاتر ا گزیت تئاتر در ساختار نظام سرمایه داری شبریبررین مبریبررزانژاد

تئاتر در غیاب طبقه کارگر

تئاتر کارگری در ایران نه پیشینهای طولابىنبىی دارد و نه در ‏همھهممبنیبنن دوران کوتاه مصادیق پرسمشسمماری را در بر

گرفته است.‏ صحبت از تئاتر کارگری ایران که به میان میآید،‏ جز چند ‏بمنبممونه انگشتسمشسممار نام دیگری

‏بمنبممیشنو ‏بمیبمم.‏ از ‏جمججمملهی این آثار ‏«عباسآقا کارگر ایران ناسیونال»‏ سعید سلطانپور یا ‏«معدن»‏ و ‏«پتک»‏

‏بهببههزاد فراهابىنبىی است.‏ در خبرببررها نبریبرز جسته و گربجیبجخته از اینجا و آبجنبججا صحبت از زنده کردن تئاتر کارگری

میشود اما اینها هم مثالهابىیبىی است که در حد ‏بمنبممونه بافىقفىی مانده و در ‏مجممججموع گسبرتبررش نیافته است.‏ این

در حالىللىی است که تئاتر کارگری در بسیاری کشورها در کنار اشکال دیگر تئاتر بسته به دوران و

ضرورتهای روز زنده بوده و نقش مهمی در ‏بجتبجحولات اجتماعی ایفاء کرده است.‏ حبىتبىی ‏بمنبممونههابىیبىی را

میتوان یافت که در دورههابىیبىی بدون دریافت کوچکترین ‏جمحجممایبىتبىی از سوی ‏بهنبههادهای دولبىتبىی یا خصوصی

یکتنه تئاتر کارگری را زنده نگه داشته و حبىتبىی فصل جدیدی را در

١

این مقوله آغاز کردهاند که از ‏جمججمملهی آبهنبهها میتوان به تئاتر رویال در اسبرتبرراتفورد لندن اشاره کرد.‏ سوال

اینجاست که چرا در تئاتر ما به این فرم ‏بمنبممایشی پرداخته ‏بمنبممیشود و تئاتر کارگری تا این حد مهجور

مانده است؟

هبرنبرر در خدمت کارگر

برای رسیدن به پاسخ پرسش مطرح شده ابتدا باید روشن شود که تئاتر کارگری اساساً‏ چیست؟

سادهترین تعریفی که میتوان از تئاتر کارگری ارائه کرد ‏‐فارغ از دوران و زمانهی شکلگبریبرری آن و

‏بهنبههادهابىیبىی که به این امر پرداختهاند‐‏ این است که تئاتر کارگری تئاتری با موضوع دغدغهها و مسائل

معیشبىتبىی و صنفی کارگران است که برای کارگران ‏(و گاه به دست خود کارگران)‏ اجرا میشود.‏

از آبجنبججا که تئاتر کارگری در بسیاری از ‏بمنبممودهای عیبىنبىی خود در مقاطع ‏مجممجختلف با جنبشهای کارگری و

فعالیتهای سندیکابىیبىی عجبنیبنن بوده است،‏ گاه در تعریف این نوع تئاتر آن را منحصر به تئاتر مستند و

‏بهتبههییجی‐تبلیغی دانستهاند،‏ حال آنکه این دایرهی ‏سمشسممول تنها ‏بجببجخشی از تئاتر کارگری را پوشش میدهد

و تعریف تئاتر کارگری میتواند مفهوم گسبرتبرردهتری را در بر داشته باشد.‏ به عنوان مثال در این رابطه

میتوان به تئاتر آموزشی برشت اشاره کرد.‏

١ تاسیس شده توسط جون لیتلوود و گروهش در حاشیهی لندن

!15


گروه تئاتر ا گزیت تئاتر در ساختار نظام سرمایه داری شبریبررین مبریبررزانژاد

تئاتر کارگری تئاتری است که برآمده از ضرورت اجتماعی است.‏ بر ‏همھهممبنیبنن اساس برخی آن را از مقولهی

هبرنبرر جدا کرده و آن را مسئلهای صرفاً‏ اجتماعی یا سیاسی میدانند.‏ این برداشت نبریبرز نادرست است،‏ چرا

که با وجود اینکه تئاتر کارگری با اهداف اجتماعی عمل میکند،‏ اما به این معنا نیست که وجه هبرنبرری در

چنبنیبنن تئاترهابىیبىی الزاماً‏ مغفول میماند.‏ به عنوان مثال ‏بمنبممایش ‏«در انتظار چپ»‏ اثر کلیفورد اودتس ‏‐یکی

از برجستهترین آثار تئاتر کارگری آمریکا که دربارهی سندیکای رانندگان تا کسی است‐‏ به ‏همھهممان

اندازه که به مسائل اجتماعی کارگران میپردازد،‏ وجه هبرنبرری خود را نبریبرز داراست و به عنوان یک اثر

هبرنبرری ماندگار در تئاتر آمریکا تا امروز اعتبار خود را حفظ کرده است.‏ ‏بمنبممونهی دیگر آن ‏بمنبممایش ‏«اما»‏ اثر

هاوارد زین است که اثری واجد ارزشهای هبرنبرری است و با پرداخبنتبنن به برههای از زندگی اما گلدمن

آنارشیست آمریکابىیبىی موضوعابىتبىی چون جنبشهای کارگری،‏ تشکلهای صنفی و تاربجیبجخچهی مبارزات

کارگری را مطرح میکند.‏

تئاتر در ویبرتبررین فرهنگ و هبرنبرر

بدبهیبههی است که فقدان تئاتر کارگری در ایران هرگز ناشی از عدم ضرورت نبوده است.‏ چرا که حبىتبىی در

کشورهابىیبىی که از ‏لحللححاظ حقوق سندیکابىیبىی و استانداردهای معیشبىتبىی و صنفی کارگران در بالاترین سطوح

قرار دارند هم تئاتر کارگری ‏همھهممچنان موضوعی به روز است که توان و ظرفیت پرداخبنتبنن به آن وجود

دارد.‏ با این حساب علت این فقدان در تئاتر ایران را باید در جابىیبىی دیگر جست.‏ پرداخبنتبنن به تئاتر

کارگری عموماً‏ با هدفىففىی دوسویه ابجنبججام میشود.‏ از سو ‏بىیبىی طرح مشکلات و مسائل کارگران و از سوی

دیگر آشنا کردن طبقهی کارگر با هبرنبرر تئاتر.‏ هدف ‏بهنبههابىیبىی چنبنیبنن رویهای ‏بهببههبود ‏بجببجخشیدن به وضعیت آبهنبههاست.‏

تئاتر به طور مطلق در شرایطی چنبنیبنن کارکردی خواهد داشت که بتواند نقشی موثر در اجتماع خود

داشته باشد.‏ حال باید دید که اصولاً‏ نقش تئاتر در جامعهی ما و زندگی افراد آن چیست.‏

با نگاهی به برنامهی تئاترهای روی صحنه،‏ طیف به ظاهر گسبرتبرردهای از ‏بمنبممایشها را میبینیم که در

سالنهای کوچک و بزرگ خصوصی و دولبىتبىی اجرا میشوند.‏ از سوی دیگر با موجی از تبلیغات رنگارنگ

روبرو هستیم که هر روز شکل جدیدی به خود میگبریبررند و گاه حبىتبىی به ابتذالىللىی وصف ناشدبىنبىی کشیده

میشوند که هرگز در خور هبرنبرر تئاتر نیست.‏ اما ‏بمتبممام این تبلیغات یک هدف مشخص دارند:‏ کشاندن

‏مجممجخاطبان به سالنها و پر کردن صندلىللىیها و فروش هر چه بیشبرتبرر بلیت.‏

‏مجممجخاطب این تبلیغات چه کسابىنبىی هستند؟ گروهی که میتوانند از عهدهی خرید بلیتهابىیبىی بر بیایند که از

٢٠ هزار تومان شروع شده و گاه تا ١٠٠ هزار تومان هم میرسند،‏ گروهی که طبقهی کارگر در آن

جای ‏بمنبممیگبریبررد.‏ به عبارت دیگر ‏مجممجخاطب ‏بمنبممایشهای روی صحنه عموماً‏ قشر بالای طبقهی متوسط است و بر

‏همھهممبنیبنن اساس ‏مجممجحتوای این ‏بمنبممایشها نبریبرز مطابق سلیقهی ‏همھهممبنیبنن قشر تنظیم میشود.‏

!16


گروه تئاتر ا گزیت تئاتر در ساختار نظام سرمایه داری شبریبررین مبریبررزانژاد

تئاتر در سبد کالای فرهنگی

اینجاست که میبینیم این طیف به ظاهر گسبرتبرردهی موضوعات ‏بمنبممایشهای روی صحنه در حقیقت ‏همھهممگی

در ‏مجممجحدودهی مشخصی قرار دارند و طیف بسیار مشخصی را هدف قرار میدهند و تنها یک نتیجه را

دنبال میکنند:‏ فروش هر چه بیشبرتبرر.‏ اجرای چنبنیبنن سیستم عرضه و تقاضابىیبىی در تئاتر،‏ آن را به کالابىیبىی

‏بجتبججاری تبدیل میکند که از ‏همھهممان قواعد بازار پبریبرروی میکند:‏ فلان چهره به دیدن ‏بمنبممایشی آمد،‏ پس ‏سمشسمما

هم بیایید.‏ درست مثل تبلیغ فلان چای گیاهی که چون فلان بازیگر کنار آن ‏جمچجممبابمتبممه زده پس ‏سمشسمما هم

آن را بنوشید؛ یا استفاده از عبارابىتبىی در تبلیغات ‏همھهممچون ‏«استقبال پرشور»،‏ ‏«تشویق طولابىنبىی»،‏ ‏«خیل

‏جمججممعیت»‏ که تا جابىیبىی پیش میرود که به تدرتحیتحج زبان فارسی از بیان آن قاصر میماند.‏

از سوی دیگر مسائل و مشکلات طبقهی کارگر موضوعی نیست که فوج ‏جمججممعیت را به گیشهی تئاترها

بکشاند و ‏مجممجخاطبانش را مبهوت و غرق در شادی و لذت از سالن ببریبررون بفرستد.‏ هر چند ا گر امروز با

شرایط موجود ‏بمنبممایشی کارگری بر روی صحنه اجرا شود و از سوی طیف موجود ‏مجممجخاطبان هم مورد

استقبال قرار گبریبررد باز هم به سخبىتبىی می توان آن را تئاتر کارگری نامید،‏ چرا که در غیاب کارگران به

عنوان ‏مجممجخاطب،‏ چنبنیبنن ‏بمنبممایشی کارکرد مورد نظر خود را ‏بجنبجخواهد داشت.‏ چنبنیبنن تئاتری در ‏بهببههبرتبررین حالت

خود کالای لوکسی برای طبقهی متوسط خواهد بود که با چاشبىنبىی مسائل طبقهی کارگر ‏مجممجخاطبان را به

دلسوزی شبهروشنفکرانه وامیدارد.‏

حال در وانفسای ‏بجببجحران اقتصادی در تئاتر و روند ‏بجتبججاری شدن تئاتر که در کنار مسئلهی خصوصیسازی

این روزها به سرعت در حال پیشروی است تئاتر کارگری چطور میتواند فضابىیبىی برای مطرح شدن پیدا

کند؟

تئاتر برای کارگر،‏ تئاتر برای ‏همھهممه

روزگاری تئاتر سرگرمی قشر خاصی از جامعه بود،‏ اما تئاتر مدرن در جهان امروز،‏ هبرنبرری مردمی است

که ‏مجممجخاطب آن ‏بمتبممامی اقشار جامعه هستند.‏ ‏مجممجخاطبابىنبىی که خواستها و مسائل متفاوبىتبىی دارند و تئاتر برای

داشبنتبنن نقش موثر در اجتماع میبایست پاسخگوی نیازهای ‏بمتبممامی این اقشار باشد.‏ در غبریبرر این صورت با

از دست دادن ‏بجببجخش عظیمی از ‏مجممجخاطبان خود تعامل مستقیم با اجتماع را از دست خواهد داد و تبدیل

به هبرنبرری عقیم خواهد شد.‏ هبرنبرری که شاید به چشم زیبا بیاید،‏ اما قطعاً‏ به کار ‏بجنبجخواهد آمد.‏

امروز در تئاتر ما خلابىئبىی در طیف ‏مجممجخاطبان آن وجود دارد که با ‏«شعار تئاتر برای ‏همھهممه»‏ پر ‏بمنبممیشود.‏

چگونه میتوان دم از تئاتر برای ‏همھهممه زد در حالىللىی که ‏بجببجخش اعظم جامعهی ما عملاً‏ امکان ورود به

سالنهای تئاتر را ندارند؟ تئاتر ما در عمل نشان داده است که چنبنیبنن دغدغهای ندارد،‏ چرا که بر

اساس آبجنبجچه گفته شد،‏ داشبنتبنن چنبنیبنن دغدغهای در تناقض با هدفىففىی که تئاترها امروز در ‏بىپبىی آن هستند یعبىنبىی

فروش حدا کبرثبرری قرار دارد.‏ تئاتر امروز کالابىیبىی ‏بجتبججاری است و نه ‏بهنبههادی فرهنگی.‏ نکتهی تاسفبار

!17


گروه تئاتر ا گزیت تئاتر در ساختار نظام سرمایه داری شبریبررین مبریبررزانژاد

اینجاست که بسیاری از ‏بمنبممایشها هم با وجود تلاش بسیار،‏ به هدف غابىیبىی خود آبجنبجچنان که میخواهند

‏بمنبممیرسند،‏ از اینجا مانده میشوند و از آبجنبججا رانده.‏

به این ترتیب تئاتر برای ‏همھهممه شعاری بزرگ و توخالىللىی بافىقفىی میماند که فرسنگها دور از واقعیت به نظر

میرسد.‏ واقعیت این است که تئاتر کارگری ‏همھهممچون عدالت اجتماعی برای کارگران و دیگر اقشار

اجتماع،‏ شانه به شانهی هم رشد میکنند و عدم وجود یکی،‏ منجر به فقدان دیگری خواهد شد.‏ در

این راه طولابىنبىی،‏ مسلماً‏ تئاتر چبریبرزی برای از دست دادن ندارد،‏ جز زبجنبججبریبررهای دست و پایش.‏

!18


گروه تئاتر ا گزیت تئاتر در ساختار نظام سرمایه داری شبریبررین مبریبررزانژاد

نقد،‏ هبرنبرر،‏ اجتماع

در زندگی روزمره با واژههابىیبىی چون نقد،‏ انتقاد و منتقد بسیار روبرو میشو ‏بمیبمم.‏ امروزه گسبرتبررش وسایل

ارتباطی و دسبرتبررسی آسان و ‏همھهممگابىنبىی به رسانهی ‏مجممججازی شرایطی ابجیبججاد کرده است که ‏همھهممه میتوانند نظرات

خود را بیان کنند و به تبع آن به نوشبنتبنن نقد در هر زمینهای ببرپبرردازند.‏ هر شغلی که داشته باشیم و به هر

فعالیبىتبىی که مشغول باشیم،‏ به نوعی با پدیدهی نقد روبرو هستیم.‏ پدیدهای که برای برخی ناخوشایند

است و از آن اجتناب میکنند،‏ چه از پذیرش آن و چه از ارائه کردنش،‏ چرا که آن را عیبجو ‏بىیبىی و

ایرادگبریبرری ‏مجممجحض میدانند و ‏بمنبممیخواهند در هیچ سو ‏بىیبىی از این رابطه قرار گبریبررند.‏ اخبریبرراً‏ در وبلا گی ١

میخواندم که ‏«…من به نقد هیچ اعتقادی ندارم…‏ منتقد عموماً‏ کسی است که چون خودش کار

خاصی ابجنبججام نداده،‏ از ٰ کار خاصٰ‏ دیگران ایراد میگبریبررد…»‏ از قضا چنبنیبنن باوری بسیار هم راتحیتحج است.‏

اما با ‏بمتبممام مواضعی که در رابطه با مسئلهی نقد وجود دارد،‏ نقد ‏بجببجخشی فعال در ‏بمتبممام زمینههای

اجتماعی بوده و خصوصاً‏ در فعالیتهای هبرنبرری و فرهنگی ‏بجببجخشی اساسی به حساب می آید که در طول

تارتحیتحخ،‏ خود تبدیل به یک سبک نوشتاری شده است.‏ به قول ارسطو ‏«به راحبىتبىی میتوان از نقد اجتناب

کرد،‏ ا گر هیچ نگوییم،‏ هیچ نکنیم و هیچ نباشیم.»‏

مبابىنبىی نقد

نقد در اصطلاح به معنای تشخیص و ‏بمتبممیبریبرز ‏مجممجحاسن و معایب یک پدیده است.‏ اما چنبنیبنن تعریفی بسیار

‏مجممجحدود بوده و نقد چبریبرزی فراتر از این تعریف است.‏ نقد بررسی،‏ ‏بجتبجحلیل و ارزیابىببىی یک پدیده با توجه به

‏بمتبممامی جوانب آن است و میتواند بر روی هر پدیدهای در هسبىتبىی ابجنبججام شود.‏ نقد ‏ممممممکن است از

دیدگاهی مشخص نگارش شود و از آن نقطهنظر مشخص پدیده را بررسی کند.‏ نقد غالباً‏ شکلی از

دیالوگ را چه مستقیم و چه غبریبررمستقیم به وجود میآورد و بر ‏همھهممبنیبنن اساس ماهیتاً‏ فعالیبىتبىی اجتماعی

‏مجممجحسوب میشود.‏ صرف نظر از نوع نقد و رویکرد آن،‏ عمل نقد فرآیندی پیچیده و متشکل از ‏بجببجخشهای

گونا گوبىنبىی است که ا گر به درسبىتبىی در کنار هم قرار گبریبررند،‏ میتوانند نقدی سالمللمم و سازنده را تشکیل

دهند.‏ برای نقد معیارهای بسیاری برسمشسممردهاند،‏ اما یک نقد سالمللمم سه شا کلهی اصلی دارد که در صورت

رعایت شدن میتواند ‏بمتبممامی معیارها را پوشش دهد.‏

١ شعبانعلی،‏ محمدرضا.‏ روزنوشتهها.‏

‏/من-و-نقد-من/‏http://mrshabanali.com

!19


گروه تئاتر ا گزیت تئاتر در ساختار نظام سرمایه داری شبریبررین مبریبررزانژاد

١. مشاهده و ارزیابىببىی

مشاهده و ارزیابىببىی ‏بجببجخشی از فرآیند نقد است که جنبهی توصیفی دارد.‏ در این مرحله آبجنبجچه که با حواس

پنجگانه از یک پدیده به صورت مستقیم و ‏بىببىیواسطه درک میشود گردآوری و بیان میشود.‏ ‏بجببجخش

توصیفی نقد از این جهت حائز اهمھهممیت است که ‏مجممجخاطب نقد با پدیده به درسبىتبىی آشنا شود و یا بداند که نقد

کننده مشخصاً‏ کدام پدیده را با چه خصوصیابىتبىی نقد میکند.‏ ارزیابىببىی حکمی صادر ‏بمنبممیکند و صرفاً‏ حقایق

را دربارهی یک پدیده بیان میکند.‏ راسل بیشاپ روانشناس آموزشی ارزیابىببىی را ‏(در مقابل قضاوت)‏ با

١

این مثال توضیح میدهد ‏:«ا گر چند منبع نور را در نظر بگبریبرر ‏بمیبمم،‏ مثلاً‏ یک ‏سمشسممع،‏ یک لامپ صد وات و

خورشید،‏ میتوان تفاوت نسبىببىی میان نور ساطع شده از آبهنبهها را متوجه شد.‏ ارزیابىببىی تنها بیان میکند که

یکی از دیگری روشنتر است.‏ قضاوت یکی را بیش از اندازه روشن میداند و دیگری را به اندازهی

کافىففىی روشن ‏بمنبممیداند.»‏ ارزیابىببىی تفسبریبرر هم نیست.‏ تفسبریبرر به علت،‏ معنا و مقصود پدیدهها میپردازد و

اساساً‏ با آن ‏بجببجخش از پدیده در ارتباط است که با مشاهدهی مستقیم ‏بمنبممیتوان آن را دریافت.‏ تنها با ‏بجتبجحلیل

و استدلال و استفاده از گزارهها و فرضیات ذهبىنبىی است که میتوان تفسبریبرر ارائه کرد،‏ در حالىللىی که ارزیابىببىی

مرتبط با مشاهدات عیبىنبىی است.‏ ارزیابىببىی و توصیف با وجود اینکه ‏بجببجخش مهمی از نقد را تشکیل میدهد

اما ‏بمنبممیتوان به تنهابىیبىی بر آن نام نقد گذاشت.‏

٢. تفسبریبرر و قضاوت

قضاوت معمولاً‏ معنابىيبىى منفى را در ذهن تداعى مىكند و ‏همھهممبنیبنن تبدیل به یکی از عوامل دافعهی نقد

میشود.‏ اما ا گر بر اساس معيارهاى صحيح و بر پايهى استدلال منطقى عمل شود،‏ مىتوان قضاوبىتبىى

صحيح ارائه كرد كه ‏بجببجخش مهمى از نقد را تشكيل مىدهد.‏

لازم به ذکر است که صرف ‏مجممجخالفت نقد نیست.‏ ‏بمنبممیتوان هر گزاره و اظهار نظری را صرفاً‏ به دلیل منفی یا

‏مجممجخالف بودن به عنوان نقد در نظر گرفت و عدم پذیرش آن را به حساب عدم نقدپذیری گذاشت.‏

در این مرحله از نقد،‏ میتوان شرایط و زمینهی به وجود آمدن یک پدیده را بررسی کرد و با استفاده

از آن در کنار مشاهدات،‏ تفسبریبرری از پدیده را ارائه ‏بمنبممود و بر این اساس به قضاوبىتبىی از پدیده دست یافت.‏

در اینجاست که کاسبىتبىیها و برجستگیهای پدیده روشن میشود.‏ باید در نظر داشت که توجه به بسبرتبرر

اجتماعی و سایر زمینههابىیبىی که یک پدیده یا اثر در آن به وجود آمده به معنای توجیه شرایط و در

نتیجه توجیه اشکالات آن نیست.‏ بلکه برعکس،‏ چنبنیبنن امری میتواند شرایط و بسبرتبررها را به چالش

بکشد.‏

استفاده از گزارههابىيبىى چون خوب يا بد،‏ قضاوتهای کیفی ‏بىببىیپایه و سطحی هستند.‏ چنبنیبنن گزارههابىیبىی

چبریبرزی مشابه قضاوتهای اخلافىقفىی را به دست مىدهد كه كاملاً‏ نسبىببىى و غبريبررقابل استناد است.‏ در حالىللىى كه

Bishop, Russell (06/28/2010). Are you Criticizing, Evaluating or Judging? ١

www.Huffingtonpost.com

!20


گروه تئاتر ا گزیت تئاتر در ساختار نظام سرمایه داری شبریبررین مبریبررزانژاد

هدف نقد،‏ قياس يك پديده با معيارهاى اصولىللىى و سنجش مبريبرزان ‏همھهممخوابىنبىى با اين معيارهاست.‏ بر ‏همھهممبنيبنن

اساس،‏ در نقد بايد از ‏لحللححاظ كردن احساس و نظرات شخصى اجتناب كرد و رويكردى عقلابىنبىى و

خردگرايانه در پيش گرفت.‏

از سوی دیگر نقد یک اثر یا رفتار،‏ نقد شخصیت خالق یا فاعل آن نیست.‏ چرا که اصولاً‏ نقد مسئلهی

شخصی نیست.‏ در روانشناسی نقد به این رویکرد تفکیک فاعل از فعل گفته میشود.‏ نقد نوعی تفکر

را زیر سوال میبرد نه شخص را.‏ شخص ‏بمنبممایندهی نوع خاصی از تفکر است و نقد گسبرتبرردهتر از

پرداخبنتبنن به فرد است.‏ ا گر به ‏لحللححاظ اجتماعی بر اساس مشاهدات و مستندات و با استدلال صحیح

گزارهای به فرد نسبت داده میشود،‏ به معنای صدور حکم له یا علیه فرد و شخصیت او نیست.‏ تنها

بیان گزارهای علمی است دربارهی اثر یا پدیدهای در بسبرتبرر اجتماعی.‏ این اصل یک استثناء دارد و آن

زمابىنبىی است که به دلایلی نتوان فاعل را از فعلش جدا کرد.‏

بر ‏همھهممبنیبنن اساس شاید بتوان علت شخصی شدن نقد برای برخی هبرنبررمندان و علت ربجنبججش آنان را دریافت.‏

تاثبریبرری که هبرنبرر میتواند بر روی اجتماع داشته باشد به قدری گسبرتبررده و حائز اهمھهممیت است که در مبحث

نقد شخص هبرنبررمند چنبنیبنن درجهای از اهمھهممیت را ندارد.‏ هبرنبرر هبرنبررمند تنها مصداق و ‏بجتبججسم نوع خاصی از

تفکر است.‏ اینکه هبرنبررمند در برخورد با نقد میربجنبججد در ارتباط با این مسئله است که خود را تا چه حد

١

مهم میپندارد و مهمتر از آن اینکه ‏«هبرنبرر را در خود دوست دارد و یا خود را در هبرنبرر»‏ . زمابىنبىی که هبرنبرر

وسیلهای قرار گبریبررد برای مطرح شدن اشخاص ‏(و نه خود اثر و مفهوم آن)،‏ بدبهیبههی است که هبرنبررمند خود

را در پیوندی عمیق و نا گسستبىنبىی با هبرنبررش میبیند و نقد برایش تبدیل به مسئلهای بسیار شخصی

میشود.‏

٣. تفکر انتقادی

سومبنیبنن و شاید مهمترین پایهی نقد،‏ تفکر انتقادی است.‏ تفکر انتقادی از مراحل نقد نیست،‏ بلکه

ابزاری است که در ‏بمتبممام ‏بجببجخشهای نقد باید مورد استفاده قرار گبریبررد.‏ تفکر انتقادی در تعریفی ساده

‏«فرآیند اندیشمندانهی ذهبىنبىی فعالانه و ماهرانهی تصور،‏ اِعمال،‏ ‏بجتبجحلیل،‏ ترکیب،‏ و/یا ارزیابىببىی اطلاعابىتبىی

است که از طریق مشاهده،‏ ‏بجتبججربه،‏ استدلال منطقی یا ارتباطات گردآوری یا تولید شده است تا به عنوان

٢

راهنمابىیبىی برای اعتقاد و عمل مورد استفاده قرار گبریبررد.‏ « است.‏ ذهن بشر بالقوه ظرفیت بالابىیبىی برای تفکر

و استدلال دارد،‏ اما این ظرفیت برای به فعل رسیدن نیازمند رشد است.‏ تفکر ویژگی منحصربهفرد

نوع بشر است،‏ اما اولبنیبنن غریزهی او نیست.‏ طبیعت انسابىنبىی در وهلهی اول به سوی منافعشخصی گرایش

١ اشاره به سخن کنستانتین استانیسالوسکی دربارهی هنر:«هنر را در خود دوست بدارید،‏ نه خود را در هنر.»‏

Critical Thinking as Defined by the National Council for Excellence in Critical Thinking, 1987 ٢

http://www.criticalthinking.org/

!21


گروه تئاتر ا گزیت تئاتر در ساختار نظام سرمایه داری شبریبررین مبریبررزانژاد

١

دارد که خصیصهای ماهوی و به زعم بسیاری برای بقاء ضروری است.‏ این طبیعت انسابىنبىی مانعی بر سر

گسبرتبررش تفکر انتقادی و به تبع آن نقدپذیری است.‏ تفکر انتقادی است که به ما کمک میکند تا بتوانیم

نظرات ‏همھهممه،‏ خصوصاً‏ ‏مجممجخالفان را درک کنیم.‏ تفکر انتقادی ابزاری است که ذهن پرسشگر را پرورش

میدهد و به ما میآموزد که خود فکر کنیم به جای آنکه ‏بىببىی چون و چرا تفکرات دیگران را بپذیر ‏بمیبمم.‏

روشن است که چنبنیبنن تفکری تا چه حد میتواند وضعیت نقد را ‏بهببههبود ‏بجببجخشیده و ما را در جهت ارائهی

نقدی صحیح و سالمللمم یاری دهد و از سوی دیگر نقدپذیری را گسبرتبررش دهد.‏

دیگر ویژگی تفکر انتقادی این است که با شناخت و ارزیابىببىی جامع یک وضعیت مشخص،‏ میتواند

راههای جایگزین پیشنهاد کند و از این طریق نبریبرز به ‏بهببههبود شرایط کمکی شایان میبمنبمماید.‏

نقد هبرنبرری،‏ نقد اجتماعی

نقد ‏همھهممواره جایگاه ویژهای در هبرنبرر و ادبیات داشته است.‏ بر اساس شواهدی که در آثار افلاطون،‏

ویبرتبرروویوس و سنتآ گوستبنیبنن دیده میشود میتوان گفت که قدمت آن به قدمت آثار هبرنبرری و ادبىببىی باز

٢

میگردد و این دو پا به پای هم رشد کردهاند و نقد موجب شکوفابىیبىی هبرنبرر شده است.‏ نقد به عنوان

٣

یک سبک نوشتاری در قرن ١٨ شکل مدرن به خود گرفت . نقد ادبىببىی نبریبرز تاربجیبجخی مشابه نقد هبرنبرری

دارد.‏ بوطیقای ارسطو در قرن چهارم قبل از میلاد به دستهبندی و تعریف انواع ادبىببىی میپردازد و

مشخصاً‏ آثار هبرنبرری معاصر خود را مورد نقد قرار میدهد.‏ در ‏همھهممان دوران ‏بهببههارات موبىنبىی در ناتیاشاسبرتبررا

نقدی بر ادبیات هند باستان و ادبیات ‏بمنبممایشی سانسکریت نوشته است.‏ در عصر روشنگری با اخبرتبرراع و

گسبرتبررش صنعت چاپ،‏ نقد ادبىببىی عمومیت و ‏مجممجحبوبیت بیشبرتبرری یافت.‏ سطح سواد عمومی ارتقاء یافت و

مطالعه دیگر منحصر به دانشگاهیان یا اشراف نبود و تنها برای مقاصد ‏بجتبجحصیلی یا مذهبىببىی ابجنبججام ‏بمنبممیشد

بلکه نوعی تفرتحیتحح نبریبرز به حساب میآمد.‏ ٤

از اواخر قرن نوزده و اوایل قرن بیستم جهان شاهد ‏بجتبجحولات اجتماعی و سیاسی گسبرتبرردهای بود و در

‏بىپبىی آن میان هبرنبرر و ادبیات با اجتماع و ‏بجتبجحولات آن پیوندی عمیق ابجیبججاد شد.‏ با پیدایش جنبش رئالیسم

٥

اجتماعی که زندگی طبقهی کارگر و ‏مجممجحروم اجتماع را به تصویر میکشید،‏ بعد جدیدی وارد هبرنبرر و

Elder,Linda. Cosgrove,Rush. Critical Societies: Thoughts from the Past Critical Thinking, the ١

…Educated Mind, and the Creation of Critical Societies

Thoughts from the Past

www.criticalthinking.org

Elkins, James (1996). "Art Criticism". In Jane Turner. Grove Dictionary of Art. Oxford University ٢

Press

٣ همان

Murray, Stuart A.P. (2009). The Library: An Illustrated History. Skyhorse Publishing, Inc ٤

p. 132-133. ISBN 978-1-61608-453-0

،Social realism ٥ با رئالیسم سوسیالیستی Socialist realism متفاوت است

!22


گروه تئاتر ا گزیت تئاتر در ساختار نظام سرمایه داری شبریبررین مبریبررزانژاد

ادبیات جهان شد که تا پیش از آن به ندرت دیده میشد.‏ چنبنیبنن هبرنبررمندابىنبىی منتقد ساختار اجتماعی به

وجود آورندهی چنبنیبنن شرایطی بودند.‏ ١

امروز نقد هبرنبرری بدون در نظر گرفبنتبنن مسائل اجتماعی ا گر غبریبررممممممکن هم نباشد،‏ غبریبرر اصولىللىی و ناقص به

نظر میرسد.‏ گذشته از این،‏ هبرنبررمند برآمده از اجتماع خود و هبرنبررش بازتاب دهندهی آن است.‏ یک اثر

هبرنبرری ‏مجممجحصول ‏بمتبممام شرایط و احوالابىتبىی است که در آن خلق شده است.‏ یک اثر ادبىببىی یا ‏بمنبممایشی حبىتبىی ا گر

به ظاهر موضوعی اجتماعی نداشته باشد و اصولاً‏ در ‏بىپبىی طرح مسائل اجتماعی هم نباشد،‏ باز میتواند

از منظر اجتماعی مورد نقد و بررسی قرار گبریبررد:‏ چرا چنبنیبنن اثری با چنبنیبنن مشخصابىتبىی خلق شده است؟ در

چه شرایطی؟ چه تفکری در اجتماع موجب خلق چنبنیبنن آثاری میشود و چرا مورد استقبال قرار

میگبریبررد یا ‏بمنبممیگبریبررد؟ چرا به مسائل مشخصی پرداخته میشود و چرا برخی موضوعات مهجور میمانند؟

بر این اساس ‏بمنبممیتوان اثری را موشکافانه مورد نقد و ‏بجتبجحلیل قرار داد و بسبرتبرر اجتماعی آن و شرایطی که

اثر در آن شکل گرفته است را نادیده گرفت،‏ یا اثری را آسیبشناسی کرد بدون آنکه به آسیبشناسی

بسبرتبرری که اثر در آن شکل گرفته است یعبىنبىی اجتماع پرداخت.‏

نقد و هژموبىنبىی فرهنگی

با توجه به آبجنبجچه گفته شد،‏ نقد در هر زمینهای میتواند با پرداخبنتبنن به مشکلات و نقائص یک اثر یا

پدیده،‏ در ‏بهببههبود و پیشرفت آن در درازمدت موثر باشد.‏ نقد با نکتهسنجی و موشکافىففىی میتواند موجب

ارتقاء استانداردهای موجود شود.‏

بر این اساس اهمھهممیت نقد روشن و غبریبررقابل انکار است.‏ اما آبجنبجچه نقد را امری ضروری و حیابىتبىی میسازد،‏

مفهومی است به نام ‏«هژموبىنبىی فرهنگی»‏ که معنای آن ‏«چبریبررگی و حکمرابىنبىی به دست آمده از طریق

٢

روشهای ایدئولوژیک ‏(فرهنگی)»‏ است.‏ این واژه به قابلیت گروهی از مردم برای قدرت یافبنتبنن بر

‏بهنبههادهای اجتماعی و به دنبال آن تاثبريبررگذارى شديد بر افكار روزمره،‏ انتظارات و رفتارهاى ساير افراد

جامعه اطلاق مىشود كه از طريق هدايت هنجارهاى فكرى،‏ ارزشها و باورهابىيبىى كه بر جهانبيبىنبىى

جامعه مسلط مىشوند صورت مىگبريبررد.‏

هژموبىنبىى فرهنگى از طريق دستيابىببىى به رضايت تودههاى مردم به اطاعت از هنجارهاى اجتماعى و قواعد

قانوبىنبىى عمل مىكند.‏ این امر از راه سازماندهى چهارچو ‏بىببىی مشخص بر اساس جهان بيبىنبىى طبقه حا كم و

به دنبال آن ساختار اقتصادى و اجتماعى كه مشروع و در راستاى منافع ‏همھهممگابىنبىى است ‏مجممجحقق میشود.‏

گرامشى اين مفهوم را بر اساس اين نظريه كارل ماركس توسعه داد كه مىگويد ايدئولوژى حا كم بر

جامعه بازتاب عقايد و منافع طبقه حا كم است.‏ رضايت تودهها به حكمرابىنبىى گروه مسلط به وسيله انتشار

Todd, James G. (2009). "Social Realism". Art Terms. Museum of Modern Art. Retrieved 6 ١

February 2013

Selections from the Prison Notebooks of Antonio Gramsci (1971), Quentin Hoare and Geoffrey ٢

Nowell Smith, eds

!23


گروه تئاتر ا گزیت تئاتر در ساختار نظام سرمایه داری شبریبررین مبریبررزانژاد

ايدئولوژى حا كم از طريق ‏بهنبههادهاى اجتماعى ‏همھهممچون سيستم آموزشى،‏ رسانه،‏ خانواده،‏ مذهب،‏

سياست،‏ قانون و غبريبرره ‏مجممجحقق مىشود.‏ از آبجنبججابىيبىی كه كار ‏بهنبههادهاى اجتماعى،‏ دروبىنبىى كردن هنجارها،‏

ارزشها و باورهاى گروه اجتماعى حا كم است،‏ لذا ا گر گروهى آن ‏بهنبههادهاى اجتماعى را كه نظم

اجتماع را برقرار مىسازند كنبرتبررل كند،‏ آن گاه بر ساير گروهها و ‏بهنبههادها نبريبرز مسلط خواهد بود.‏ هژموبىنبىى

فرهنگى زمابىنبىى بيشبرتبررين ‏بمنبممود خود را پيدا مىكند كه افرادى كه گروه حا كم بر آبهنبهها حكمرابىنبىى مىكند به

اين باور برسند كه شرايط اجتماعى و اقتصادى آبهنبهها طبيعى و اجتناب ناپذير است،‏ نه اينكه توسط

افرادى بوجود آمده باشد كه منافعشان در نظم اجتماعى مشخصى تامبنيبنن مىشود.‏

گرامشى دريافت كه تسلط نظام سرمايهدارى فراتر از رابطه مادى توليد و ‏بهببههرهكشى اقتصادى از

كارگران است.‏ ماركس اهمھهمميت نقش ايدئولوژى را در بازتوليد نظام اقتصادى و ساختار فرهنگى كه آن

را ‏جمحجممايت مىكند،‏ به خو ‏بىببىى تشخيص داده بود؛ اما گرامشى معتقد بود كه ماركس به طور كامل قدرت

١

ايدئولوژى را نپذيرفته بود.‏ او استدلال مىكرد كه روشنفكران ارگانیک جامعه،‏ كه اغلب به عنوان

ناظران مبرنبرزوى زندگى اجتماعى ديده مىشوند،‏ در طبقه اجتماعى ‏ممممممتاز،‏ جايگاه ‏مجممجحكمى دارند و از

وجهه اجتماعى بالابىيبىى برخوردارند.‏ بنابراين،‏ آبهنبهها با ‏بهنبههادينه كردن اطاعت مردم از هنجارها و قوانبنيبنن

مدون شده توسط طبقه حا كم،‏ در واقع به عنوان ‏"ماموران"‏ اين طبقه عمل مىكنند.‏ ٢

در چنبنیبنن شرایطی نقد و تفکر انتقادی به عنوان پرورشدهندهی ذهن پرسشگر است که میتواند به

عنوان تنها ابزار مقابله با هژموبىنبىی فرهنگی عمل کند.‏ هژموبىنبىی فرهنگی اطاعت کور و ‏بىببىی چون و چرا را

میطلبد و تفکر انتقادی هیچ گزارهای را بدون ‏بجتبجحلیل و بررسی و پرسش قبول ‏بمنبممیکند.‏ هژموبىنبىی فرهنگی

با مسلط ساخبنتبنن نظم موجود،‏ پویابىیبىی را از ببنیبنن برده و سکون ابجیبججاد میکند.‏ تفکر انتقادی تلاش میکند تا

سکون را بر هم زده و نظم موجود را زیر سوال ببرببررد.‏ پیشتر اشاره شد که تفکر طبیعت ثانوی بشر

است و غریزهی اولیه انسان به سوی خودخواهی در جهت بقاء گرایش دارد،‏ اما تفاوت انسان با سایر

پستانداران کرهی خا کی هم در ‏همھهممبنیبنن قدرت تفکر است.‏ قویترین سلاح هژموبىنبىی فرهنگی تکیه بر

‏همھهممبنیبنن ابتدابىیبىیترین ویژگی طبیعی بشر یعبىنبىی عادت و ‏بمتبممایل به تطبیق با شرایط است و نقد مبتبىنبىی بر تفکر

انتقادی تنها و تنها بر تعقل و پرسشگری متکی است و با سلاح تفکر به جنگ عادت میرود.‏ به عبارت

دیگر هژموبىنبىی فرهنگی جزء پست روان آدمی را هدف قرار میدهد و تفکر انتقادی جزء والای آن یعبىنبىی

خردورزی را.‏ ٣

در هبرنبرر نبریبرز نقد عملکرد مشابهببههی دارد.‏ نقدی که با ابزار تفکر انتقادی و با رویکرد اجتماعی صورت

بگبریبررد،‏ میتواند بر روی کاسبىتبىیها انگشت بگذارد و مدام مشکلات را به ما یادآوری کند.‏ نقد به ما

١ همان

٢ بولنت اگزیت-شماره یک-‏ سرمقاله

http://exittheatre.ir/Exit/nshryat/Entries/2015/7/23_awlyn_shmarh_bwltn_agzyt.html

٣ اشاره به نظریهی افالطون دربارهی روان آدمی در کتاب نهم جمهوری.‏

!24


گروه تئاتر ا گزیت تئاتر در ساختار نظام سرمایه داری شبریبررین مبریبررزانژاد

میآموزد که شرایط موجود هر چه که هست،‏ بدبهیبههی و مسلم نیست و میتواند تغیبریبرر کند.‏ به ما کمک

میکند به کاسبىتبىیها و نقائص خو نگبریبرر ‏بمیبمم و مهمتر از ‏همھهممه فراموش نکنیم شرایط چگونه میتواند باشد،‏

هرچند ا گر تا وضعیت ایدهآل راهی طولابىنبىی در پیش داشته باشیم.‏

!25


گروه تئاتر ا گزیت تئاتر در ساختار نظام سرمایه داری شبریبررین مبریبررزانژاد

سانسور اقتصادی و سیطرهی پول بر تئاتر امروز

این روزها هنگامی که صحبت از اجرای تئاتر میشود،‏ بیش از هر موضوع دیگری پرسشهابىیبىی را به

اشکال گونا گون میشنو ‏بمیبمم که ‏همھهممگی حول ‏مجممجحور یک موضوع اصلی هستند:‏ چند نفر ‏بمتبمماشا گر؟ یا به

عبارت دیگر چند بلیت و چه مبریبرزان فروش؟ در وهلهی اول شاید چنبنیبنن موضوعی عجیب به نظر برسد،‏

اما با نگاهی به وضعیت امروز سالنها و گروههای تئاتری میتوان دید که چرا این موضوع به دغدغهی

تئاتریها تبدیل شده است.‏

در ابتدای سال ٩۴ پس از پذیرش مبنتبنن ‏بمنبممایشی پیشنهادیمان برای اجرا در سالن خلیج فارس ‏(سالن

بزرگ)‏ در فرهنگسرای نیاوران،‏ در ‏بىپبىی ‏بمتبمماس مسئولبنیبنن این سالن در جلسهای برای مذا کره دربارهی ‏بجنبجحوه

و زمان اجرا با مدیر سالن به گفتگو نشستیم.‏ در این جلسه روشن شد که پذیرش مبنتبنن تنها اولبنیبنن قدم

در بررسی درخواست ما بوده و تا دادن نوبت اجرا هنوز راه بافىقفىی است.‏ پرسش اصلی که در این جلسه

مطرح شد این بود که ‏«در میان بازیگرانتان چند ‏«چهره»‏ دارید؟ و اسبرتبرراتژی فروش و تبلیغاتتان

چیست؟ متقابلاً‏ در ذهن من این پرسش شکل گرفته بود که مگر ما شرکت بازاریابىببىی هستیم و چرا

اصولاً‏ اول کار به جای ‏بمتبممرکز بر ‏بمتبممرین و آمادهسازی ‏بمنبممایش باید به تبلیغات فکر کنیم که بلافاصله در

توجیه پرسششان عنوان شد که باید عاملی وجود داشته باشد که فروش گیشه را تضمبنیبنن کند.‏ در

‏بهنبههایت پیشنهاد شد که ا گر ‏«چهره»‏ ندارید،‏ میتوانید اجرا را به سالن ‏«گوشه»ی ‏همھهممبنیبنن ‏مجممججموعه ببرببررید،‏ اما

اجرا در سالن اصلی تنها با حضور ‏«چهرهها»‏ ‏ممممممکن است.‏

در سال ٩۵ به توصیهی ‏همھهممکاران به سالن کنش معاصر که یک سالن خصوصی است مراجعه کردم تا

با مسئول سالن گفتگو کرده و دربارهی شرایط اجرا اطلاعابىتبىی کسب کنم.‏ در این گفتگو مشخص شد

که ضمانت مبلغ کف فروش از گروه پیشاپیش دریافت شده و در صورت فراتر رفبنتبنن درآمد گیشه از مبلغ

کف فروش،‏ درصدی از آن مبلغ اضافىففىی هم اخذ میشود.‏ انتخاب مبنتبنن و اختصاص دادن سالن و زمان

اجرا به گروهها نبریبرز بر اساس توانابىیبىی گروههای اجرابىیبىی در پر کردن سالن و نبریبرز درآمد حدا کبرثبرری گیشه

صورت میگبریبررد.‏ ١

١ منت کامل این گزارش در بخش نشریات گروه اگزیت با عنوان ‏«جذابیتهای پنهان و آشکار بورژوازی در تئاتر ایران یا اسبها

را میکشند،‏ مگر نه؟»‏ منتشر شده است.‏ مشروح این گزارش را میتوانید در اینجا بخوانید:‏

http://exittheatre.ir/Exit/nshryat/Entries/

2016/9/22_jdhabythay_pnhan_w_ashkar_bwrzhwazy_dr_tyatr_ayran.html

!26


گروه تئاتر ا گزیت تئاتر در ساختار نظام سرمایه داری شبریبررین مبریبررزانژاد

در اردیبهشت سال ٩۵ ‏بمنبممایش ‏«راه مهر،‏ راز سپهر»‏ به کارگردابىنبىی شکرخدا گودرزی در سالن اصلی

تئاتر شهر به روی صحنه رفت،‏ داستان رستم و اسفندیار از شاهنامهی فردوسی.‏ اجرای این ‏بمنبممایش پس

از ٢۴ شب متوقف شد،‏ در حالىللىی که قرار بود دست کم یک هفتهی دیگر به اجرای خود ادامه دهد و

١

علتش هم عدم استقبال ‏مجممجخاطبان عنوان شده بود.‏ پیشتر از آن در شهریور سال ٩۴، ‏مجممجحمد مساوات

‏بمنبممایش ‏«بیضابىیبىی»‏ را در سالن سنگلج به روی صحنه آورد،‏ روایبىتبىی از اسطورههای ایران که به شیوهای

مدرن بر روی صحنه اجرا میشد.‏ در آن زمان در گبىپبىی دوستانه با احسان ‏بهببههلولىللىی از بازیگران این

‏بمنبممایش،‏ شنیدم که مسئولان سالن در اواسط دورهی اجرا ندا دادهاند که به دلیل عدم برآورده شدن

انتظار در زمینهی مبریبرزان ‏مجممجخاطب و فروش،‏ احتمال دارد که اجرا متوقف شود.‏ دو اجرای متفاوت با دو

شیوهی گونا گون،‏ هر دو اثری ایرابىنبىی،‏ هر دو بر اساس داستانهای شاهنامه اثر استاد سخن فارسی،‏ هر

دو در سالنهای دولبىتبىی و هر دو روبرو با یک مسئلهی مشبرتبررک:‏ فروش.‏

گیشه،‏ گیشه و باز هم گیشه

به هر حال باید پذیرفت که مسئلهی مبریبرزان فروش در اجراهای تئاتر مهم است،‏ اما درجهی اهمھهممیت آن

به این مسئله برمیگردد که یک اجرای تئاتری تا چه مبریبرزان وابسته به گیشه است و مبریبرزان درآمد یک

اجرا از فروش بلیت تا چه حد در کل جریان تعیبنیبنن کننده است.‏ پرداخبنتبنن به مسئلهی فروش به خودی

خود مشکلی ندارد،‏ اما مشکل از جابىیبىی آغاز میشود که فروش تبدیل به مهمترین عامل در تئاتر

میشود.‏ اما چگونه چنبنیبنن میشود؟

گیشه در سالنهای خصوصی به گفتهی مسئولان این سالنها فا کتوری اساسی و تعیبنیبنن کننده است،‏

چرا که علاوه بر تامبنیبنن درآمد گروه اجرابىیبىی و پوشش هزینههای تولید،‏ بایسبىتبىی قادر باشد هزینهی سالن را

هم پوشش دهد و بنا به ماهیت مستقل این سالنها از نظر اقتصادی این امر منطقی به نظر میرسد.‏ حال

در عمل چنبنیبنن مقصودی تا چه مبریبرزان و چگونه ‏مجممجحقق میشود،‏ در ادامه به آن خواهیم پرداخت.‏

در مقابل این گروه از سالنها سالنهای دولبىتبىی وجود دارند که قاعدتاً‏ میبایست جهت تامبنیبنن هزینههای

خود بودجهی دولبىتبىی دریافت کنند و حبىتبىی ا گر قرار نباشد که دستمزد و هزینهی تولید را به گروه اجرابىیبىی

ببرپبرردازند،‏ دست کم هزینههای نگهداری،‏ نوسازی و ‏بجتبججهبریبرز سالن و درآمد پرسنل آن از ‏مجممجحل بودجهی

دریافبىتبىی تامبنیبنن میشود.‏ این بودجه نبریبرز از ‏مجممجحل ردیف بودجهی ثاببىتبىی تامبنیبنن میشود که سالانه در لابجیبجحهی

بودجهی کشور تصویب میشود.‏ با ‏بمتبممام این اوصاف باز هم شاهد تاخبریبرر و تعلل در پرداخت

کمکهزینهها و بودجههای دولبىتبىی هستیم.‏ چندی پیش هیئت رئیسه ابجنبججمن هبرنبررهای ‏بمنبممایشی در نامهای

خطاب به مدیر کل اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی استان ‏بهتبههران از وضعیت مغشوش مالىللىی و عدم تعهد

‏بهنبههاد مربوطه به ‏جمحجممایتهای مالىللىی گلایه کرده بودند.‏ در این نامه به کمک هزینهای اشاره شده بود که مرکز

١

‏!شکرخدا-گودرزی:-می-گویند-شاهنامه-مخاطب-ندارد/‏http://www.iscanews.ir/news/652202‎

!27


گروه تئاتر ا گزیت تئاتر در ساختار نظام سرمایه داری شبریبررین مبریبررزانژاد

هبرنبررهای ‏بمنبممایشی به معاونت مالىللىی اداره فرهنگ استان داده؛ اما این هزینه به ابجنبججمن هبرنبررهای ‏بمنبممایشی

اختصاص نیافته بود.‏

١

تنها پس از انتشار این نامه بود که کمکهزینهی مذکور ‏بهنبههایتاً‏ با تاخبریبرر پرداخت

شد.‏ اخبریبرراً‏ نبریبرز در جریان بیستمبنیبنن جشنوارهی دانشجو ‏بىیبىی،‏ سجاد امبریبررمجممججاهدی کارگردان ‏بمنبممایش ‏«قضیه»‏

عنوان کرد که ‏«تا به امروز هیچ کمک هزینهای به گروهها پرداخت نشده است.»‏ و ‏«مبریبرزان کمک هزینه

هم مشخص نشده است.‏ گویا ‏همھهممانند دوره هجدهم جشنواره که با تأخبریبرر بسیار زیاد توانستیم کمک

هزینه کار خود را دریافت کنیم،‏ این دوره نبریبرز چنبنیبنن اتفافىقفىی رخ خواهد داد.»‏ ٢

چرا تئاتر خصوصی؟

سالنهای دولبىتبىی به دلیل کمبود منابع مالىللىی و عدم مدیریت صحیح دچار کاسبىتبىیهابىیبىی هستند که از ‏جمججمملهی

آن میتوان به فروربجیبجخبنتبنن پیشابىنبىی سالن اصلی تئاتر شهر در مهر ماه ٩۴ به دلیل فرسودگی ‏بجتبججهبریبرزات و

٣

عدم رسیدگی به مدت طولابىنبىی اشاره کرد.‏ از سوی دیگر این سالنها ظرفیت ‏مجممجحدودی دارند و با

وجود تعداد زیاد گروههای تئاتری و درخواستهای پرسمشسممار برای اجرا،‏ تنها میتوانند پذیرای تعداد

‏مجممجحدودی از گروهها باشند.‏ این عوامل در کنار هم موجب میشود که گروهها به سوی تئاترهای

خصوصی گرایش پیدا کنند.‏

تا به اینجا هم ظاهراً‏ مشکل خاصی نیست:‏ تئاتر خصوصی تلاش میکند کاسبىتبىیهای تئاتر دولبىتبىی را

پوشش دهد.‏ اما مسئله اینجاست که تئاتر خصوصی بنا به ماهیت خود رویکردی خاص دارد؛ تئاتر

خصوصی متکی بر درآمد خود است و باید قادر باشد ‏بمتبممامی هزینههایش را پوشش دهد.‏ به ‏همھهممبنیبنن جهت

‏بجنبجحوهی عملکرد آن هم در ‏همھهممبنیبنن راستا قرار میگبریبررد.‏ آثار و موضوعابىتبىی انتخاب میشوند که فارغ از

ارزش هبرنبرری و اهمھهممیت آن،‏ ‏مجممجخاطب را میخندانند یا میگریانند،‏ سرگرم میکنند،‏ احساساتش را

برمیانگبریبرزند و در ‏بهنبههایت ‏«خریدار»‏ بیشبرتبرری دارند.‏ اما این به تنهابىیبىی کافىففىی نیست.‏ شیوهی دیگر تبلیغات

گسبرتبررده است که گاه به مرز ‏بهتبههاجمججممی شدن میرسد،‏ یا به روشهای نامتعارف و گاه نامتناسب با ماهیت

تئاتر ابجنبججام میشود.‏ جالب اینجاست که ‏همھهممیشه هم ‏مجممجخاطب مقصر است و هبرنبررمند را زیرکانه در مقابل او

قرار میدهند که ببینید!‏ از کارتان استقبال نشد و هر دو طرف را در منگنهای قرار میدهند که اصولاً‏

حق انتخاب از او گرفته شود.‏ از سو ‏بىیبىی هبرنبررمند را به دریوزگی جلب ‏مجممجخاطب میاندازند و از سوی دیگر

با سیل تبلیغات به ‏مجممجخاطب چنان میقبولانند که ا گر کاری را نبیبىنبىی،‏ عمرت بر فنا رفته است.‏ هبرنبررمند را

در جایگاهی قرار میدهند که گو ‏بىیبىی ‏مجممجخاطب از سر لطف و احسان به ‏بمتبمماشای ‏بمنبممایشش نشسته و از او

١ شاید-مجبور-باشیم-امسال-جشن-روز-جهانی-/‏https://www.tasnimnews.com/fa/news/1395/12/30/1361329‎

تئاتر-را-در-خیابان-برگزار-کنیم

http://theateronline.ir/?p=20449 ٢

٣ پیشانی-تاالر-اصلی-تئاترشهر-فروریخت-مصدومیت-یک-نفر/‏http://www.mehrnews.com/news/2942900‎

!28


گروه تئاتر ا گزیت تئاتر در ساختار نظام سرمایه داری شبریبررین مبریبررزانژاد

‏«جمحجممایت»‏ کرده است.‏ تنها چبریبرزی که در این میان مطرح نیست،‏ ‏مجممجحتوای ‏بمنبممایش است.‏ راهکار ‏بهنبههابىیبىی برای

فروش بیشبرتبرر که البته برای ‏همھهممه ‏ممممممکن نیست،‏ استفاده از ‏«چهره»‏ در اجرای ‏بمنبممایش است؛ بازیگر یا

نابازیگری که طیف گسبرتبرردهای از ‏مجممجخاطبان با او آشنا هستند و صرف حضور او در یک ‏بمنبممایش،‏ تئاترببنیبننها و

غبریبررتئاترببنیبننها را برای مشرّف شدن به دیدار او به سالنهای تئاتر میکشاند.‏

لازم به ذکر است که تئاتر خصوصیای که امروز در کشورمان میبینیم غالباً‏ در ا کبرثبرر موارد شباهبىتبىی به

کمپابىنبىیهای تئاتری خارجی ندارد که نقش ‏بهتبههیهکنندگی را بر عهده بگبریبررد و به واقع گروهها را برای تولید

یک ‏بمنبممایش ‏«استخدام»‏ کند.‏ این تئاترها در واقع در حد ‏همھهممان سالن تئاتر هستند که عملاً‏ فضا و

امکانات خود را به گروهها ‏«اجاره»‏ میدهند و عموماً‏ جز این نقش دیگری در تولید هبرنبرری ندارند.‏ تئاتر

دولبىتبىی در این شرایط از یک سو از شکلگبریبرری و توسعهی تئاتر خصوصی استقبال میکند و از سوی

دیگر خود نبریبرز رویکرد مشابهببههی را در پیش میگبریبررد.‏ در نتیجه شاهد هستیم که امروز تئاترها ‏‐چه

خصوصی و چه دولبىتبىی‐‏ تنها به اجاره دادن امکانات خود میپردازند و از این جهت است که درآمد

گیشه تا این اندازه مهم جلوه میکند.‏ به این ترتیب،‏ این شیوه تبدیل به جریان غالب فرهنگی میشود

و ساختار اصلی تئاتر امروز ما را تشکیل میدهد.‏ تئاتری که در آن فروش،‏ حرف اول را میزند.‏

هبرنبرر در مقابل ‏بجتبججارت

تئاتر امروز ما،‏ بیشبرتبرر و بیشبرتبرر به سوی ‏بجتبججاری شدن پیش میرود؛ جریابىنبىی که در آن هبرنبرر به عنوان کالابىیبىی

‏بجتبججاری به فروش میرسد و چنان که پیشتر اشاره شد،‏ نا گزیر است الگوی عرضه و تقاضای بازار را

دنبال کند تا بتواند به سودآوری برسد.‏ در واقع بر مبنای این رویکرد،‏ تئاتر یک ‏بهنبههاد فرهنگی نیست،‏

بلکه یک بنگاه اقتصادی است که در آن عدم سودآوری منجر به تعطیلی آن خواهد شد؛ ‏همھهممانطور که

شاهد تعطیلی برخی از سالنهای تئاتر خصوصی بودهابمیبمم.‏

از سوی دیگر نقش پول را در هبرنبرر ‏بمنبممیتوان نادیده گرفت.‏ هبرنبررمند برای خلق آزادانهی اثرش به فراغت

بال نیاز دارد.‏ نداشبنتبنن دغدغهی اقتصادی و ‏«غم نان»‏ طبیعتاً‏ برای هبرنبررمند آزادی عمل میآورد.‏

‏بهببههبرتبررین شرایطی که برای هبرنبررمند میتوان در نظر گرفت،‏ زمابىنبىی است که بدون داشبنتبنن دغدغهی مالىللىی و

فشار اقتصادی،‏ به خلق اثر ببرپبرردازد.‏ شاید در نگاه اول به نظر برسد که تئاتر ‏بجتبججاری میتواند چنبنیبنن

شرایطی را فراهم کند،‏ اما نباید فراموش کرد که سودآوری تئاتر منوط به حرکت در راستا و چهارچو ‏بىببىی

مشخص است که هبرنبررمند را ‏مجممجحکوم به تولید ‏«کالا»بىیبىی با ویژگیهابىیبىی تعریف شده میبمنبمماید.‏ در ‏بهببههبرتبررین

حالت که فرض کنیم تئاتر به سودآوری کامل رسیده باشد،‏ هبرنبررمند از رفاهی نسبىببىی برخوردار میشود،‏

ابزار کار در اختیار دارد و دغدغهی مالىللىی نبریبرز ندارد.‏ اما حرکت در چهارچوب مشخص او را درگبریبرر

نوعی دیگری از سانسور که سانسور اقتصادی است میبمنبمماید.‏ به این ترتیب آزادی عمل او سلب شده و

‏همھهممبنیبنن منجر به عدم پویابىیبىی و در نتیجه عدم پیشرفت و شکوفابىیبىی آن میشود.‏ هبرنبررش تبدیل به هبرنبرری

باسمسسممهای و سریدوزی میشود تا در بازار هبرنبرر به فروش برسد.‏

!29


گروه تئاتر ا گزیت تئاتر در ساختار نظام سرمایه داری شبریبررین مبریبررزانژاد

روی دیگر سکه

آموزش و پرورش یکی از حقوفىقفىی است که در اعلامیهی جهابىنبىی حقوق بشر برسمشسممرده شده است که ‏همھهممگان

باید به آن دسبرتبررسی داشته باشند.‏ آموزش به عنوان ابزار پرورش نسلهای آینده،‏ در برنامه و بودجهی

‏بمتبممام دولتها جایگاه مهمی دارد.‏ هزینهای که برای آموزش و پرورش صرف میشود،‏ یک سرمایهگذاری

بلند مدت در جهت پیشرفت و توسعه است و از ‏بهنبههادهای آموزشی انتظار بازگشت سرمایه ‏بمنبممیرود.‏

درست است که مدارس،‏ موسسات و آموزشگاههای خصوصی در ازای دریافت شهریه به امر آموزش

میپردازند،‏ اما ‏بجتبجحصیلات ابتدابىیبىی و متوسطه به طور رایگان در دسبرتبررس ‏همھهممه قرار دارد ‏(یا باید قرار

داشته باشد)‏ و ‏بجتبجحصیلات دانشگاهی نبریبرز ‏بجتبجحت شرایطی مشخص وضعیت مشابهببههی دارند.‏ ‏همھهممبنیبنن امر در

حوزهی سلامت نبریبرز صادق است.‏ ‏بهببههبود وضعیت سلامت و ‏بهببههداشت به ‏بهببههبود وضعیت افراد جامعه در

درازمدت میابجنبججامد.‏ آموزش و پرورش و ‏بهببههداشت و سلامت قرار نیست پولساز باشند،‏ بلکه ضروربىتبىی

انسابىنبىی در جوامع به ‏سمشسممار میآیند و از معیارهای توسعهیافتگی هستند که دولتها موظفند با

سیاستگذاری صحیح در راستای گسبرتبررش آن گام بردارند.‏ فرهنگ نبریبرز به عنوان یکی از عوامل موثر

٢ ١

در توسعه نیازمند برخوردی مشابه است و هبرنبرر به عنوان یکی از عناصر فرهنگ در ‏همھهممبنیبنن ردیف

قرار میگبریبررد.‏ از سوی دیگر گسبرتبررش هبرنبرر میتواند با تامبنیبنن خورا ک فکری برای عموم افراد اجتماع

سلامت فکری و پویابىیبىی آن را تضمبنیبنن کند.‏ به این ترتیب پویابىیبىی هبرنبرر به پویابىیبىی فکری جامعه ابجنبججامیده و به

ارتقاء سطح دانش عمومی کمک خواهد کرد.‏ به علاوه مبریبرزان دسبرتبررسی افراد جامعه به آثار و

رویدادهای فرهنگی و هبرنبرری و سهمی که در سبد هزینههای خانوار دارد،‏ یکی از شاخصهای سنجش

٣

توسعهی پایدار ‏مجممجحسوب میشود.‏

بنا بر گزارش کمیساریای دولت فدرال آلمللممان برای فرهنگ و رسانه منتشر شده در سال ٢٠١۴، در سال

٩٬١ ٢٠٠٩، میلیارد یورو از بودجهی دولبىتبىی از سوی دولت فدرال،‏ دولت ایالبىتبىی و مقامات ‏مجممجحلی صرف

فرهنگ شده است که سهم هر یک به ترتیب ٪، ١٣٬۴ ۴٢٬٢ ٪ و ٪ ۴۴٬۴ بوده است.‏ در ابتدای این

١ ماکس وبر در کتاب اخالق پروتستان و روح کاپیتالیسم به موضوع ارتباط فرهنگ و مذهب با توسعه به تفصیل پرداخته است.‏

٢ نمادها،‏ زبان،‏ ارزشها،‏ اعتقادات،‏ هنجارها،‏ الگوهای رفتاری،‏ آثار هنری و نهادهای اجتماعی همگی عناصر فرهنگ را

تشکیل میدهند.‏

Gerber, John J., and Linda M. Macionis. Sociology (7th Canadian ed.). Toronto: Pearson Canada.

.pp. 59–65. ISBN 978-0-13-700161-3

٣ سند یونسکو درباره ی شاخصهای تاثیر فرهنگ بر توسعه

http://en.unesco.org/creativity/sites/creativity/files/cdis/economy_dimension.pdf

!30


گروه تئاتر ا گزیت تئاتر در ساختار نظام سرمایه داری شبریبررین مبریبررزانژاد

گزارش به نقل از وزیر کشور ‏(مونیکا گروترز)‏ آمده است:«هبرنبرر و فرهنگ به بیشبرتبررین مبریبرزان آزادی

نیازمند هستند تا بتوانند شکوفا شوند.»‏ ١

تئاترهای مستقل نبریبرز در این کشور از بودجهی دولبىتبىی برخوردار هستند.‏ اغلب این گروهها هزینههای

خود را از طریق سوبسید ‏بجببجخش دولبىتبىی با ابجنبججام پروژههای واحد تامبنیبنن میکنند.‏ موسسات بزرگتر نبریبرز

بودجههای سوبسیدی دریافت میکنند تا عملکرد اجرابىیبىی تئاتر در حد ضرورت تضمبنیبنن شود و گروههای

٢

دعوت شده و تئاترها برای کار هبرنبرری بنا به درخواست میتوانند بودجهای جدا گانه دریافت کنند.‏ در

مثالهای بالا میتوان رویکرد کشوری مانند آلمللممان را که از پایتختهای تئاتر جهان به ‏سمشسممار میآید نسبت

به تئاتر به روشبىنبىی دید که حبىتبىی در دوران ‏بجببجحران اقتصادی اروپا،‏ تئاتر به عنوان یک ‏بهنبههاد فرهنگی

اولویت خود را از دست نداده و از ‏جمحجممایت ‏بجببجخش دولبىتبىی ‏مجممجحروم نشده است.‏

نتیجه

‏«خودکفابىیبىی تئاتر»،‏ ‏«درآمدزابىیبىی»،‏ ‏«سودآوری»‏ و…‏ ‏همھهممگی عناویبىنبىی خوش رنگ و لعاب و فریبنده

هستند،‏ اما در ‏بهنبههایت برای تئاتر چبریبرزی جز ایستابىیبىی و سکون به ‏همھهممراه ندارند.‏ اینها ‏همھهممه ‏بمتبممهیدابىتبىی است که

نظام ‏بجتبججاری به کار میگبریبررد تا در واقع تئاتر را ‏همھهممچون دیگر اجزاء ساختار سرمایهمجممجحور،‏ به عنوان کالابىیبىی

قابل عرضه برای سود و درآمد قشری خاص،‏ هدف گرفته و آن را دستاویزی برای ‏بجتبجحکیم منافع خود

قرار دهد.‏ برای این دلالان تفاوت چندابىنبىی ندارد که آیا این سود از لاستیک باشد،‏ فروش دلار و یا

چبریبرزی به نام هبرنبرر.‏ رویکرد ‏بجتبججاری به تئاتر آن را به ورطهی ابتذال میکشاند،‏ هبرنبررمند را استثمار میکند،‏

در حالىللىی که کمبرتبررین توجهی به خواستهای صنفی ا کبرثبرریت قریب به اتفاق هبرنبررمندان برای رسیدن به

استانداردهای معقول حرفهای و معیشبىتبىی این صنف ندارد،‏ به ستاره سازی میپردازد و جیب اقلیت

بسیار ‏مجممجحدودی را مدام پرپول میکند و راحبىتبىی ایشان را ملا ک عمل قرار میدهد.‏ در ‏بهنبههایت نه تنها

تئاتر را از ماهیت اصلی خود که هبرنبرری اجتماعی و مردمی است ‏بهتبههی میسازد،‏ بلکه سانسور اقتصادی را

بر آن ‏بجتبجحمیل میکند و از این آشفتگی بازار حدا کبرثبرر استفاده را میبرد.‏ آیندهی چنبنیبنن رویکردی که هم

ا کنون نبریبرز بذر آن در حال به بار نشسبنتبنن است،‏ تئاتری است که در آن به جای هبرنبررمندان،‏ دلالان حرف

اول را میزنند.‏

The Federal Government Commissioner for Culture and the Media ١

THE CULTURE AND MEDIA POLICY OF THE GERMAN FEDERAL GOVERNMENT

english-summary-2014-11-06

Rakow, Christian ٢

THEATRE FUNDING

INDEPENDENT THEATRE IN GERMANY

https://www.goethe.de/en/kul/tut/gen/tup/20364715.html

!31


گروه تئاتر ا گزیت تئاتر در ساختار نظام سرمایه داری شبریبررین مبریبررزانژاد

چوب حراج بر بدن ‏بجنبجحیف تئاتر

نگاهی به تبلیغات تئاتر امروز ایران

سالهاست که تبلیغات ‏بجببجخش قابل توجهی از فضای ‏سمسسممعی و بصری زندگی ما را اشغال کرده است و با

گسبرتبررش وسایل ارتباطی و دسبرتبررسی ‏همھهممگابىنبىی به فضای ‏مجممججازی و ابزارهای ارتباط ‏جمججممعی،‏ هر روز نبریبرز شاهد

اشکال جدیدتری از تبلیغات هستیم.‏ در هر ردهی سبىنبىی که باشیم و به هر شغل و فعالیبىتبىی مشغول

باشیم،‏ هر روزه با حجم گسبرتبررده و غبریبررقابل چشمپوشی از تبلیغات به اشکال گونا گون روبرو هستیم.‏

از اشکال قدبمیبممیتر تبلیغات مانند بیلبوردها و تابلوها،‏ تبلیغات کاغذی که در خیابان به دستمان

میدهند یا به در و دیوار و ماشبنیبننها میزنند،‏ به اصطلاح ‏«دادزن»ها و ‏«بفرمازن»ها که صدایشان را

در خیابان میشنو ‏بمیبمم و ما را به خرید از فروشگاهی یا دستفروشی یا خوردن در رستورابىنبىی دعوت

میکنند و اشکال نسبتاً‏ جدیدتر مانند تبلیغات رادیو ‏بىیبىی و تلویزیوبىنبىی گرفته تا تبلیغات جدیدتر مانند

پیامک،‏ ابمیبممیل،‏ ببرنبررهابىیبىی که در گوشهی وبسایتها جا خوش کردهاند و جدیدتر از ‏همھهممه تبلیغابىتبىی که از

طریق رسانههابىیبىی چون اینستا گرام،‏ تلگرام و…‏ منتشر میشوند.‏ تبلیغابىتبىی که به ما میگویند چه

‏بجببجخور ‏بمیبمم،‏ چه بپوشیم،‏ چه ماشیبىنبىی سوار شو ‏بمیبمم،‏ کجا برو ‏بمیبمم و در یک کلام،‏ چطور زندگی کنیم.‏ به

موازات این جریان در تئاتر نبریبرز شاهد ورود انواع تبلیغات ‏مجممجختلف برای جلب ‏مجممجخاطب هستیم.‏ ا گر به

تئاتر علاقمند باشید و یا به این حرفه مشغول باشید،‏ احتمالاً‏ در فضای ‏مجممججازی عضو خبرببررنامهها و

گروههای اطلاعرسابىنبىی رویدادهای تئاتری هستید و از این طریق اخبار و اطلاعات دنیای تئاتر را دنبال

میکنید.‏ در این صورت حتماً‏ هر روزه با سیل عظیم انواع و اقسام تبلیغات پیامکی،‏ پستهای

اینستا گرام،‏ گروههای تلگرامی،‏ ابمیبممیل و…‏ مواجه میشوید که قرار است اطلاعرسابىنبىی کنند،‏ اما گاه تا

حدی تکراری و بیش از اندازه میشوند که ‏ممممممکن است ‏بجنبجخوانده از کنارشان رد شوید.‏ اما این تبلیغات

چه میگویند؟ از ما چه میخواهند؟ چه هدفىففىی دارند؟ و چرا به این شکل عمل میکنند؟

ترو ‏تحیتحج تئاتر:‏ تبلیغات یا روابط عمومی؟

برای روشن شدن این ‏بجببجحث ‏بهببههبرتبرر است ابتدا به تعریف این دو مقوله ببرپبررداز ‏بمیبمم.‏ تبلیغات نوعی وسیلهی

دیداری یا شنیداری ارتباطی برای بازاریابىببىی است که پیامی غبریبررشخصی و پشتیبابىنبىی شده به شکل علبىنبىی

١

را به کار میگبریبررد تا کالا،‏ خدمات و یا ایدهای را تروتحیتحج کرده و یا به فروش برساند.‏ تبلیغات ‏ممممممکن است

‏بجتبججاری باشد که از طریق برندسازی با ابجیبججاد ارتباط میان نام یا تصویر یک ‏مجممجحصول با کیفیابىتبىی مشخص در

ذهن مصرف کننده به دنبال افزایش مصرف آن کالا یا خدمات است؛ یا میتواند غبریبرربجتبججاری و برای تروتحیتحج

William J. Stanton. Fundamentals of Marketing. McGraw-Hill (1984) ١

!32


گروه تئاتر ا گزیت تئاتر در ساختار نظام سرمایه داری شبریبررین مبریبررزانژاد

مواردی غبریبرر از کالاها و خدمات مصرفىففىی از ‏جمججممله احزاب،‏ گروهها،‏ سازمانها،‏ رویدادها و…‏ باشد.‏ هدف

تبلیغات ‏بجتبججاری به طور کلی این است که مصرف کننده را متقاعد سازد که کالا یا خدمات ارائه شده از

سوی یک شرکت ‏بهببههبرتبررین گزینه است.‏ ‏همھهممچنبنیبنن ‏بهببههبود و ارتقاء وجههی یک شرکت،‏ برجسته سازی و ابجیبججاد

نیاز به کالا یا خدمات،‏ نشان دادن نیازهای جدید به یک ‏مجممجحصول موجود،‏ معرفىففىی برنامهها و ‏مجممجحصولات

جدید،‏ تقویت پیام انفرادی فروشندگان،‏ جلب مشبرتبرریان جدید و حفظ مشبرتبرریان فعلی از دیگر اهداف

١

تبلیغات ‏بجتبججاری است.‏ از سوی دیگر تبلیغات غبریبرربجتبججاری با اهدافىففىی چون اطلاع رسابىنبىی،‏ تروتحیتحج آ گاهی،‏

ابجیبججاد پرسش،‏ تروتحیتحج جنبشها،‏ ابجیبججاد تغیبریبرر و ‏بهببههبود در رفتارها و عادات عمومی و…‏ ابجنبججام میشود.‏

٢

روابط عمومی مدیریت جریان انتشار اطلاعات میان افراد یا سازمانها و مردم است.‏ روابط عمومی

میتواند شامل جلب توجه مردم با استفاده از اخبار و موضوعات جالب برای آبهنبهها و مواردی باشد که

٣

نیازمند پرداخت مستقیم نیستند.‏ مورد اخبریبرر تفاوت اصلی میان روابط عمومی و تبلیغات ‏(به عنوان

شکلی از بازاریابىببىی)‏ است.‏ تبلیغات ‏بجتبججاری بر فروش متمرکز است و رویکرد آن نسبتاً‏ کوتاه مدت است،‏

در حالىللىی که روابط عمومی بیشبرتبرر بر ارائهی تصویری مثبت ‏بمتبممرکز دارد،‏ هر چند فعالیت آن در شرکتهای

‏بجتبججاری میتواند منجر به افزایش فروش و سود مالىللىی نبریبرز بشود،‏ اما به طور کلی فروش الزاماً‏ هدف روابط

عمومی به ‏سمشسممار ‏بمنبممیآید.‏ حال بر اساس این ‏بمتبممایز،‏ اینکه برای تروتحیتحج تئاتر چه رویکردی در پیش گرفته

میشود و کدام روش مورد استفاده قرار میگبریبررد،‏ در وهلهی اول به این موضوع بستگی دارد که آیا

تئاتر را کالای ‏بجتبججاری بدانیم و یا ‏بهنبههاد فرهنگی.‏ ٤

عملکرد تبلیغات و روابط عمومی در تئاتر

گروههای تئاتری،‏ سالنهای تئاتر و مرا کز فرهنگی ‏همھهممگی فرد یا افرادی را در اختیار یا استخدام خود

دارند که وظیفهشان برقراری ارتباطی سازماندهی شده با دنیای ببریبررون است.‏ وظیفهی اصلی این افراد

انتقال اخبار و اطلاعات گروه یا سازمان به ببریبررون و نبریبرز انتقال بازخورد عمومی به آبهنبههاست.‏ استمرار و

سلامت این ارتباط میتواند نتاتحیتحج مثببىتبىی به دنبال داشته باشد که از ‏جمججمملهی آبهنبهها جلب توجه عمومی به

فعالیت آبهنبهها،‏ تروتحیتحج اهداف و جلب ‏مجممجخاطب است.‏

.Taylor, John (1978). How to start and succeed in a business of your own. p. 293 ١

Grunig, James E; Hunt, Todd (1984), Managing Public Relations (6th ed.), Orlando, FL: ٢

Harcourt Brace Jovanovich

Seitel, Fraser P. (2007), The Practice of Public Relations. (10th ed.), Upper Saddle River NJ: ٣

Pearson Prentice Hall

٤ در مقالهی پیشین گروه اگزیت با عنوان ‏«سانسور اقتصادی و سیطرهی پول بر تئاتر امروز»‏ به تفصیل به این مطلب پرداخته

شده است.‏

!33


گروه تئاتر ا گزیت تئاتر در ساختار نظام سرمایه داری شبریبررین مبریبررزانژاد

فرآیند جلب ‏مجممجخاطب در این جریان به شکلی غبریبررمستقیم و از طریق آ گاهسازی ‏مجممجخاطب صورت میگبریبررد.‏

معرفىففىی گروه یا سازمان،‏ انتشار اخبار درون گروهی یا درون سازمابىنبىی،‏ انتشار نقد آثار و فعالیتها و

گفتگو با عوامل و دستاندرکاران روشهابىیبىی موثر در این جریان هستند که از سوی روابط عمومی به

کار گرفته میشود.‏ یکی از عناصر اساسی در این فرآیند رسانهها و مطبوعات هستند که روابط عمومی

گروهها به طور مستمر با آبهنبهها در ارتباطند.‏

تبلیغات عامل مهم دیگری در معرفىففىی گروه یا سازمان و فعالیتهای آن است که بر خلاف روابط

عمومی رویکردی کوتاه مدت و مقطعی دارد.‏ هدف تبلیغات جلب توجه عموم مردم و دعوت آبهنبهها به

رویداد یا فعالیبىتبىی مشخص است که توسط گروه یا سازمان ابجنبججام میشود.‏

در واقع در مقایسهای کلی میتوان گفت که تبلیغات و روابط عمومی هر دو هدفىففىی واحد را با روشهابىیبىی

متفاوت دنبال میکنند.‏ تبلیغات به شکلی مستقیم،‏ ‏بهتبههاجمججممی و کوتاهمدت عمل میکند در حالىللىی که

عملکرد روابط عمومی غبریبررمستقیم،‏ مستمر و غبریبرربهتبههاجمججممی است.‏ روابط عمومی با تداوم عمل بسبرتبرر و

زمینهی کار تبلیغات را که به طور مقطعی ابجنبججام میشود فراهم میکند.‏ در گذشته رویدادهای تئاتری

به وسیلهی پوسبرتبرر و ترا کت اطلاعرسابىنبىی میشد،‏ اما امروزه با گسبرتبررش وسایل ارتباطی امکانات

گسبرتبرردهتری برای نیل به این منظور در اختیارگروهها قرار دارد که امتیاز بزرگی در جهت تروتحیتحج تئاتر در

میان اقشار ‏مجممجختلف ‏مجممجحسوب میشود.‏

بنابراین تبلیغات در کنار روابط عمومی در حالت کلی میتواند بسیار مثبت و موثر باشد.‏ تئاتر هبرنبرری زنده

و مردمی است و با جلب ‏مجممجخاطب است که به حیات خود ادامه میدهد.‏ تبلیغات وسیلهای است که

میتواند با قدرت این امر را تسهیل کند.‏ چه میتواند ‏بهببههبرتبرر از این باشد که مردم هر چه بیشبرتبرر از

اجراهای تئاتر مطلع شوند،‏ نقد آبهنبهها را ‏بجببجخوانند،‏ به ‏بمتبمماشای ‏بمنبممایشها بنشینند و ‏بمتبمماشای تئاتر را به هم توصیه

کنند؟

وضعیت امروز

فرآیندی که توصیف شد کارآمد و ایدهآل به نظر میرسد،‏ اما ساختار تبلیغات و روابط عمومی در تئاتر

ایران از این فرآیند فاصله گرفته است.‏ امروز در تئاتر ما مرز مشخصی میان این دو وجود ندارد.‏ این

‏بمتبممایز از چند جهت حائز اهمھهممیت است که مهمترین آن ‏مجممجحتوابىیبىی است که در آبهنبهها مورد استفاده قرار

میگبریبررد.‏ در عملکرد روابط عمومی مبریبرزان اطلاعابىتبىی که به ‏مجممجخاطب منتقل میشود به مراتب بیشبرتبرر از

تبلیغات است و میتواند برای ‏مجممجخاطب مفید و آموزنده باشد و به علاوه امکان انتخابىببىی مبتبىنبىی بر آ گاهی و

تفکر را ابجیبججاد میکند.‏ برای مثال ‏مجممجخاطب نقد،‏ گزارش یا گفتگو ‏بىیبىی را دربارهی ‏بمنبممایشی میخواند که خود

این مطلب میتواند آموزنده باشد و در ‏بهنبههایت منجر به انتخاب ‏مجممجخاطب مببىنبىی بر دیدن آن ‏بمنبممایش شود.‏ به

‏همھهممبنیبنن دلیل،‏ عملکرد روابط عمومی بر اساس منفعبىتبىی دوسویه است.‏ تبلیغ نه زمان و نه امکان چنبنیبنن

عملکردی را دارد.‏

!34


گروه تئاتر ا گزیت تئاتر در ساختار نظام سرمایه داری شبریبررین مبریبررزانژاد

وجه مهم دیگر در این ‏بمتبممایز در ‏بجنبجحوهی عملکرد است.‏ تبلیغ برای دستیابىببىی به هدف خود در کوتاهترین

زمان و کارآمدترین شکل ‏ممممممکن میانبرببرر میزند اما روابط عمومی آهسته و پیوسته عمل میکند.‏ در

نتیجه در تئاتر ما بسیار دیده میشود که نام روابط عمومی بافىقفىی مانده اما در عمل نقش آن بسیار

کمرنگ میشود و تبلیغات با حجم چند برابر در صدد جبرببرران آن برمیآید و عملاً‏ این دو با هم یکی

میشوند،‏ چرا که عملکرد درازمدت روابط عمومی نیازمند برنامهریزی،‏ تداوم،‏ پشتکار و صبرببرر،‏ منابع

مالىللىی و انسابىنبىی است و از طرفىففىی نتاتحیتحج مشهود آبىنبىی ندارد.‏ از سوی دیگر خود گروه نبریبرز میبایست در طول

زمان انسجام داشته باشد تا عملاً‏ زمینهی کار برای روابط عمومی وجود داشته باشد.‏ در نتیجه

گروههای تئاتری گاه ترجیح میدهند از آن چشمپوشی کنند و روابط عمومی در معنای کاملش

‏(صرفنظر از اینکه آیا به شکل حرفهای و صحیح ابجنبججام میشود یا نه)‏ تنها در سالنهای تئاتر و ‏بهنبههادهای

مشابه دیده میشود.‏

پرسشی که در اینجا مطرح میشود این است که چنبنیبنن تئاتری به دنبال جذب چه ‏مجممجخاطبىببىی است؟ وقبىتبىی

‏مجممجخاطب تئاتر با تبلیغابىتبىی سطحی و عاری از ‏مجممجحتوا روبروست،‏ چه چبریبرزی او را به سالن تئاتر میکشاند؟

آبجنبجچه روشن است،‏ این است که چنبنیبنن شکلی از تبلیغات قطعاً‏ ‏مجممجخاطب را به تفکر وابمنبممیدارد.‏ تبلیغابىتبىی که

حبىتبىی دربارهی موضوع مورد تبلیغ خود اطلاعابىتبىی به ‏مجممجخاطب ‏بمنبممیدهند و شاید صرفاً‏ به ‏لحللححاظ بصری جذاب

هستند.‏ پرسش ‏بهنبههابىیبىی اینکه این کدام ‏مجممجخاطب است که با چنبنیبنن تبلیغابىتبىی پا به سالن تئاتر میگذارد؟

تئاتر ‏بجتبججاری،‏ تبلیغات ‏بجتبججاری

عاملی که به وضعیت موجود دامن زده و آن را وخیمتر میسازد،‏ روند ‏بجتبججاری شدن تئاتر است.‏

هنگامی که تئاتر به کالابىیبىی ‏بجتبججاری تبدیل میشود،‏ به ناچار تبلیغات آن هم شکل ‏بجتبججاری پیدا میکند.‏

تبلیغات امروز بیشبرتبرر به ظواهر میپردازند و ‏مجممجحتوای چندابىنبىی ندارند.‏ این در حالىللىی است که با وجود

امکانات ارتباطی کنوبىنبىی،‏ ظرفیت بالابىیبىی برای انتقال اطلاعات و ‏مجممجحتوای مفید وجود دارد.‏ اما چرا از این

امکانات وسیع،‏ کمبرتبررین استفاده صورت میگبریبررد؟ علت را باید در مقایسهی تبلیغ ‏بجتبججاری و غبریبرربجتبججاری

جست.‏ تبلیغ ‏بجتبججاری بسیار مستقیم عمل میکند و حامل این پیام است که این ‏«کالا»‏ ‏بهببههبرتبررین کالای

موجود در بازار است و ‏«مصرف کننده»‏ را به ‏«خرید»‏ آن کالا دعوت میکند.‏ تبلیغ ‏بجتبججاری مصرف کننده

را به دیالوگ دعوت ‏بمنبممیکند بلکه به او امر میکند که کالای مشخصی را ‏بجببجخرد.‏ جز در نشریات زرد،‏

هیچ گاه در روزنامهها دربارهی یک برند پوشا ک،‏ شوینده یا خورا کی مطلبىببىی نوشته ‏بمنبممیشود.‏ هرگز نقد یا

مقالهای ‏بجتبجحلیلی دربارهی صابون گلنار یا آبمببممیوهی سناتحیتحچ ‏بمنبممیبینیم،‏ چرا که اساساً‏ از ‏لحللححاظ ‏مجممجحتوابىیبىی

موضوعیبىتبىی ندارد.‏ تنها در صفحات و ‏بجببجخشهای تبلیغات است که به چنبنیبنن عناویبىنبىی بر میخور ‏بمیبمم.‏ هدف

تبلیغ ‏بجتبججاری بازاریابىببىی و جلب مشبرتبرری و در یک کلام سودآوری است.‏ این سرنوشبىتبىی است که در انتظار

تئاتر ماست،‏ تئاتری که در حال تبدیل شدن به کالابىیبىی ‏بجتبججاری است.‏

!35


گروه تئاتر ا گزیت تئاتر در ساختار نظام سرمایه داری شبریبررین مبریبررزانژاد

از سو ‏بىیبىی ‏مجممجخاطب تبلیغات را نبریبرز نباید از نظر دور داشت.‏ تبلیغات ‏بجتبججاری قشری از اجتماع را هدف قرار

میدهند که اصولاً‏ توانابىیبىی مالىللىی خرید کالای مورد نظر و امکان چنبنیبنن انتخابىببىی را داشته باشد.‏ ‏مجممجحتوای

بیلبوردها،‏ تبلیغات ‏مجممجحیطی و حبىتبىی پیامکها بر اساس وضعیت اقتصادی ‏جمججممعیت سا کن مناطق ‏مجممجختلف،‏

نیازها و توانابىیبىی مالىللىی آبهنبهها مدیریت میشود.‏ تبلیغات ‏بجتبججاری تئاتر نبریبرز از این اصل مستثبىنبىی نیست.‏ ‏مجممجخاطب

تئاتر امروز قشر بالابىیبىی طبقه متوسط است و با توجه به شرایط اقتصادی تئاتر و جامعه،‏ تئاتر کالابىیبىی لوکس

١

به ‏سمشسممار میآید که اقشار پایبنیبننتر به آن دسبرتبررسی ندارند.‏ تولید تئاتر و شیوهی تبلیغی آن نبریبرز بر ‏همھهممبنیبنن

اساس تنظیم میشود و در عمل میبینیم که تبلیغات تئاتر به کل تغیبریبرر ماهیت داده و نه در صدد تروتحیتحج

تئاتر به عنوان ‏بهنبههاد فرهنگی میان ‏بمتبممام اقشار،‏ بلکه به دنبال تولید کالای مورد نیاز قشری مشخص

است.‏

روابط عمومی گروههای تئاتری امروز عملاً‏ به شکلهای ‏مجممجختلف به تبلیغ میپردازند.‏ وسائل ارتباطی

کنوبىنبىی امکان برقراری دیالوگ را فراهم کردهاند.‏ فضاهابىیبىی که علاوه بر اطلاعرسابىنبىی دربارهی

رویدادهای تئاتری،‏ امکان برقراری ارتباط ‏مجممجخاطبان با گروهها را نبریبرز فراهم میکنند در حال گسبرتبررش

هستند.‏ چنبنیبنن شرایطی منطقاً‏ باید برای گروههای تئاتری ایدهآل باشد و حدا کبرثبرر استفاده را از آن بکنند.‏

اما در عمل شاهد حداقل استفاده هستیم.‏ در اغلب گروههای تلگرامی گفتگو میان اعضا و یا اظهار

نظر دربارهی کارها ‏ممممممنوع است و به سرعت پا ک میشود.‏ در وبسایتهای فروش بلیت،‏ نظرات و

نقدهای منفی دربارهی ‏بمنبممایشها به درخواست روابط عمومی گروهها حذف میشود.‏ در این شرایط حبىتبىی

نقد هم عملاً‏ به ابزار تبلیغی تبدیل میشود و به تعریف و ‏بمتبممجید از اثر و عواملش میپردازد.‏ از سوی

دیگر تبریبرزرهابىیبىی از ‏بمنبممایشها منتشر میشود که حاوی هیچگونه اطلاعابىتبىی دربارهی ‏بمنبممایش نیستند.‏ تصاویری

تزئیبىنبىی ضمیمهی خبرببرری یک خطی مببىنبىی بر آغاز ‏بمتبممرین ‏بمنبممایش میشوند.‏ اخبار حول ‏مجممجحور تعداد ‏بمتبمماشاچیان

و خیل ‏جمججممعیت هجوم آورده به سوی سالن ‏بمنبممایش یا حضور این چهره و آن شخصیت میگردد.‏ بر

خلاف عملکرد سالمللمم ابزارهای روابط عمومی و تبلیغات غبریبرر ‏بجتبججاری که کنجکاوی سازنده و تفکر برانگبریبرز

را در ‏مجممجخاطب ‏بجتبجحریک میکنند،‏ این ابزارهای تبلیغ ‏بجتبججاری گو ‏بىیبىی روی به اصطلاح حس ‏«فضولىللىی»‏ ‏مجممجخاطب

مانوور میدهند.‏ ا گر در میان عوامل ‏بمنبممایش ‏«چهره»ای وجود داشته باشد،‏ تبدیل به مهمترین ‏بجببجخش

اثر ‏بمنبممایشی میشود و تبلیغات بر اسامی و چهرهها متمرکز میشود.‏ این درست است که سابقهی کاری

یک بازیگر یا کارگردان بابجتبججربه و باسابقه عامل مهمی است که میتواند بر انتخاب ‏مجممجخاطب تاثبریبررگذار

باشد،‏ اما به تنهابىیبىی ‏بمنبممیتواند ملا ک قرار گبریبررد و نقطهی ‏بمتبممرکز تبلیغات باشد،‏ خصوصاً‏ اینکه ‏«چهره»‏ بودن

و سابقه،‏ ‏بجتبججربه و به ویژه توانابىیبىی یک بازیگر،‏ لازم و ملزوم یکدیگر نیستند.‏ اصولاً‏ در تبلیغات ‏بجتبججاری

‏‐که امروز در تئاتر هم شاهد آن هستیم‐‏ بر نقاط قوت موضوع تبلیغ ‏بمتبممرکز میشود.‏ حال،‏ وضعیت

‏بمنبممایشی که تنها بر روی ‏«چهره»ها ‏بمتبممرکز دارد معلوم است و نیاز به توضیح بیشبرتبرری ندارد.‏ پدیدهی

دیگری که در این جریان تبلیغات دیده میشود،‏ تصویر افراد سرشناسی است که به ‏بمتبمماشای ‏بمنبممایش

١ در مقالهی گروه اگزیت با عنوان ‏«تئاتر در غیاب طبقه کارگر»‏ به این موضوع با جزئیات بیشتری پرداخته شده است.‏

!36


گروه تئاتر ا گزیت تئاتر در ساختار نظام سرمایه داری شبریبررین مبریبررزانژاد

نشستهاند که گاه ضمیمهی نظرات این افراد دربارهی ‏بمنبممایش میشود و از قضا ‏بمتبممامی نظرات هم مثبت

است.‏ اخبریبرراً‏ در ‏همھهممبنیبنن راستا ویدیوهابىیبىی کوتاه منتشر میشود که فرد مورد نظر پس از پایان ‏بمنبممایش

دربارهی آن چند ‏جمججمملهای میگوید.‏ کمی شبیه به تصویر بازیگری که ‏بمتبممام سال بر روی بیلبوردهای شهر

است و ‏مجممجحصولات چرمی را تبلیغ میکند که انتخاب اوست!‏ تبلیغات تئاتر در مسبریبرری است که از سطح

تبلیغات تلویزیوبىنبىی و رادیو ‏بىیبىی نبریبرز تبرنبرزل کرده و رفته رفته شبیه ‏«دادزن»ها و ‏«بفرمازن»هابىیبىی میشود که

مردم را به داخل چلوکبابىببىیها یا خرید ‏«ششتا هزار تومابىنبىی»ها دعوت میکنند و صدایشان در

خیابانهای شهر گوش را میخراشد.‏

معیار چیست؟

طبیعی است که در یک جامعهی سرمایهمدار که ارزشهای مصرفىففىی بر آن حا کم است،‏ ارزشهای

‏مجممجحتوابىیبىی به راحبىتبىی کمرنگ شده و کنار میروند.‏ تبلیغات ‏مجممجحتوابىیبىی به سادگی جای خود را به تبلیغات

بازاری و سطحی میدهند.‏ اما آیا عملاً‏ ابزار و اهداف تبلیغات ‏بجتبججاری با تئاتر به مفهوم واقعی کلمه قابل

انطباق است؟ تبلیغ ‏بجتبججاری میگوید کالای من ‏بهببههبرتبررین است،‏ اما آیا در تئاتر میتوان واقعاً‏ ‏بهببههبرتبررین را

برگزید؟ آیا در کار خلاقهی هبرنبرری میتوان معیاری برای ‏بهببههبرتبررین تعیبنیبنن کرد؟ بدبهیبههی است که در اینجا

تئاتر ‏بجتبججاری معیارهای خود را تعیبنیبنن میکند و در تبلیغات نبریبرز از ‏همھهممبنیبنن معیارها استفاده میکند:‏ ‏همھهممه

آمدهاند،‏ ‏سمشسمما هم بیایید.‏ فلابىنبىی خوشش آمده است،‏ پس ‏سمشسمما هم خوشتان میآید،‏ از دست ندهید!‏ زیر

هجده سال ‏ممممممنوع است،‏ فضولىللىیتان گل کرد؟ بیایید!‏ فلان بازیگر را دوست دارید ببینید؟ بیایید.‏ اما

اینها ‏همھهممه معیارهابىیبىی کاذب است.‏ برای هبرنبرر ‏بمنبممیتوان معیاری ثابت تعیبنیبنن کرد و ‏همھهممبنیبنن است که باعث

شکوفابىیبىی هبرنبرر میشود،‏ ‏همھهممبنیبنن است که قرنها تارتحیتحخ تئاتر را ساخته است.‏

تبلیغابىتبىی که هدفش فروش کالای تئاتری است،‏ نقش تفکر را نادیده گرفته و در واقع ناآ گاهی ‏بمتبمماشا گر را

میفروشد.‏ در سالهای ١٩٢٠، دو روانشناس با نامهای والبرتبرر دی.اسکات و جان ‏بىببىی.واتسون

روانشناسی کاربردی را وارد حوزهی تبلیغات کردند.‏ اسکات میگوید:«انسان را حیوان منطقی

نامیدهاند،‏ اما انسان را در حقیقت بیشبرتبرر میتوان موجود تلقبنیبنن نامید.‏ انسان منطقی است،‏ اما بسیار

١

بیشبرتبرر از آن تلقبنیبننپذیر است.»‏ او این نظریه را از طریق تکنیک تبلیغابىتبىی فرمان مستقیم به مصرف

کننده نشان داد که تا امروز هم کاربرد زیادی در تبلیغات دارد.‏ شکل تبلیغات امروز تئاتر ایران به

سادگی در این فرمول مینشیند.‏ نقش تفکر و انتخاب کمرنگ شده و پبریبرروی از جریان جای آن را

میگبریبررد.‏ این روند جزبىئبىی از ساختار هژموبىنبىی فرهنگی و در واقع مبلّغ آن است که در خط مقدم آن قرار

دارد.‏

Benjamin, L.T., & Baker, D.B. 2004. Industrial-organizational psychology: The new psychology ١

and the business of advertising. From Séance to Science: A History of the Profession of

Psychology in America. 118–121. California: Wadsworth/Thomson Learning

!37


گروه تئاتر ا گزیت تئاتر در ساختار نظام سرمایه داری شبریبررین مبریبررزانژاد

آخر کلام

‏بمتبممامی این معیارها و روشها ‏ممممممکن است تا مدبىتبىی جوابگو باشند،‏ اما ‏بمنبممیتوانند برای ‏همھهممیشه موثر واقع

شوند،‏ چرا که تنها منافع گروهی خاص را تامبنیبنن میکنند.‏ روشهابىیبىی که نقش تفکر را نادیده گرفته و بر

‏مجممجحور پبریبرروی حرکت میکنند،‏ شعور ‏مجممجخاطب را زیر سوال برده و او را در حد موجودی مقلد تبرنبرزل

میدهند و از سوی دیگر به ساختار تئاتر نبریبرز ضربه میزنند.‏ ‏بمتبممام اینها جوّی کاذب را میسازند که

‏مجممجخاطب در ‏بهنبههایت آن را پس خواهد زد،‏ چرا که به قول آبراهام لینکلن ‏«بمنبممیتوان ‏همھهممهی مردم را برای

‏همھهممیشه فریب داد.»‏ این روشها ‏ممممممکن است معیارها را تغیبریبرر دهند و حبىتبىی از دل این جریان پدیدهی

جدیدی خلق کنند و آن را با نام تئاتر بفروشند،‏ اما ‏بمنبممیتوانند ماهیت واقعی تئاتر را تغیبریبرر دهند.‏ در

میان این آشفته بازار جریانهابىیبىی هر چند کوچک نبریبرز هستند که بر خلاف جریان غالب حرکت میکنند و

وارد بازیهای بازاری راتحیتحج در ساختار موجود ‏بمنبممیشوند.‏ این جریانها ‏بجتبججربهای مثبت را به ما یادآور

میشوند که با مقاومت خود در برابر هژموبىنبىی حا کم بر تئاتر،‏ جلوی تسلط کامل و ‏همھهممهجانبهی آن را

میگبریبررند.‏ این جریانها نشان میدهند که وضعیت موجود تنها وضعیت ‏ممممممکن نیست و میتوان به

گونهی دیگری نبریبرز عمل کرد.‏ تئاتری که به گفتهی آ گوستو بوال میتواند به ما کمک کند که آینده را

بساز ‏بمیبمم،‏ به جای آنکه منتظر آن ‏بمببممانیم.‏

!38


گروه تئاتر ا گزیت تئاتر در ساختار نظام سرمایه داری شبریبررین مبریبررزانژاد

هبرنبرر زنده،‏ هبرنبرر زندگی

جایگاه تئاتر در اجتماع انسابىنبىی

تئاتر در طول تارتحیتحخ اهداف و کارکردهای گونا گوبىنبىی داشته و به اقتضای شرایط و دوران،‏ فرم و ‏مجممجحتوای

آن نبریبرز متفاوت بوده،‏ اما یک امر ‏همھهممواره در آن ثابت بوده است:‏ با ‏بمتبممام فراز و نشیبها ‏همھهممواره به حیات

خود ادامه داده و ‏مجممجخاطبانش را به سوی خود کشیده است،‏ یا به عبارت دیگر ‏همھهممواره ‏مجممجخاطبابىنبىی داشته.‏

اما امروز تئاتر دستخوش نوعی از تغیبریبرر شده که نظبریبرر آن را در گذشته ‏بمنبممیتوان یافت.‏ به طور مشخص

در کشور ما تئاتر علبریبررغم رشد ظاهریاش،‏ عملاً‏ رو به انزوا و انفعال است.‏ ‏مجممجخاطب ‏مجممجحدودی دارد و

عملکرد آن نبریبرز تغیبریبرر شکل یافته است.‏ اما ‏مجممجخاطب امروز تئاتر ما کیست و چرا به تئاتر میآید؟ اساساً‏

تئاتر چه ظرفیتهابىیبىی دارد و چگونه این ظرفیتها امروز مورد استفاده قرار میگبریبررد؟

کارکرد بالقوه تئاتر

تئاتر در میان هبرنبررها به دلیل زنده و ‏بىببىیواسطه بودن از یک سو جذابیت خاصی برای ‏مجممجخاطب داشته و از

سوی دیگر پتانسیلهای بسیاری دارد و ‏همھهممبنیبنن امرجایگاه ویژهای به تئاتر ‏بجببجخشیده است.‏ این پتانسیل به

شیوههای گونا گون و با اهداف متفاوبىتبىی به کار گرفته میشود.‏

تئاتر به عنوان یک هبرنبرر فارغ از مباحث زیبابىیبىیشناسی،‏ وسیلهای ارتباطی است که مفاهیم و اطلاعابىتبىی را

به ‏مجممجخاطب خود منتقل میکند و از این جهت نسبت به هبرنبررهای دیگر پیشرفتهتر است.‏ چرا که تنها به

خلق یک قاب تصویر مشخص ‏بمنبممیپردازد،‏ بلکه در یک مقطع زمابىنبىی مشخص،‏ فضابىیبىی را ابجیبججاد میکند و با

کمک ابزارهابىیبىی که در اختیار دارد چبریبرزی را روایت میکند و به این ترتیب چند حس از حواس انسان

را درگبریبرر خود میکند.‏ این در حالىللىی است که مثلاً‏ یک تابلوی نقاشی یا یک ‏مجممججسمه تنها بینابىیبىی انسان را

درگبریبرر میکند و یا موسیقی تنها شنوابىیبىی را.‏ به علاوه در دیگر هبرنبررها انسان هبرنبررمند از طریق اثر خود ابجیبججاد

ارتباط میکند،‏ اما در تئاتر مهمترین عامل انسابىنبىی است؛ به این معنا که با بازی بازیگران بر روی صحنه

و پیش چشم ‏مجممجخاطب،‏ ارتباطی انسابىنبىی و منحصر به فرد شکل میگبریبررد.‏ تا جابىیبىی که میتوان گفت تئاتر در

میان هبرنبررها انسابىنبىیترین شکل هبرنبرر است.‏ تئاتر در این راستا از هبرنبررهای دیگر نبریبرز کمک میگبریبررد،‏ اما بدون

کمک آبهنبهها باز هم عملکرد منحصر به فرد خود را خواهد داشت.‏ تئاتر با داشبنتبنن چنبنیبنن توانابىیبىی ‏بىببىی نظبریبرری به

موضوعات ‏مجممجختلفی میپردازد.‏ گاه موضوع تئاتر بیان حال است،‏ داستانهای مردم از طبقات ‏مجممجختلف و

شرایط و مسائل اجتماعی آبهنبهها.‏ گاه به بیان تارتحیتحخ و اسطورهها و ‏جمحجمماسهها میپردازد.‏ گاه شکل و ‏سمشسممایل

مذهبىببىی دارد و مانند تعزیه به بازگو ‏بىیبىی وقایع مذهبىببىی تاربجیبجخی میپردازد،‏ یا ‏بمنبممایشهای کلیسابىیبىی قرون

!39


گروه تئاتر ا گزیت تئاتر در ساختار نظام سرمایه داری شبریبررین مبریبررزانژاد

وسطی دربارهی تولد مسیح که تا امروز هم ادامه دارد و ‏بمنبممایشهای خیابابىنبىی کلیسا با موضوع غلبهی

قدیسان بر شیطان.‏ گاه نبریبرز موضوع ‏بمنبممایش دربارهی آینده و یا جایگزین و احتمالات وضعیت امروزی و یا

بسیاری موضوعات دیگر است.‏ اما در میان این ‏همھهممه،‏ تئاتر به عنوان ‏بجببجخشی از فرهنگ میتواند ابزار

تروتحیتحج و تثبیت ایدهها و باورهای غالب باشد،‏ ‏همھهممچنان که از سوی کلیسا برای تروتحیتحج باورهای مسیحیت به

کار میرفت.‏ این توانابىیبىی تئاتر دوسویه است و میتواند ابزار طرح ایدههای جدید و مقاومت در برابر

جریان غالب نبریبرز قرار گبریبررد.‏ ‏بمتبممامی اشکال تئاتر میتوانند جنبهی آموزشی،‏ آ گاهیبجببجخش و یا صرفاً‏

سرگرمکننده داشته باشند،‏ ‏همھهممچنان که در دورانهای ‏مجممجختلف به شیوههای گونا گون عمل کردهاند.‏

اندیشه و تولید

سرمایهداری اصولاً‏ به این سو گرایش دارد که ‏همھهممه چبریبرز را به کالا تبدیل کرده و به ابجنبجحصار خود

دربیاورد.‏ اندیشه نبریبرز از این اصل مستثبىنبىی نیست.‏ علوم ‏مجممجختلف ‏همھهممواره کمک شایابىنبىی به پیشرفت

سرمایهداری میکنند و متقابلاً‏ هم مورد ‏جمحجممایت قرار میگبریبررند،‏ خصوصاً‏ شاخههابىیبىی که به طور مشخص و

مستقیم به افزایش تولید و ‏بهنبههایتاً‏ انباشت سرمایه کمک میکنند مورد ‏جمحجممایت ‏بىببىیچون و چرای نظام

سرمایهداری هستند.‏ فرهنگ از سوی دیگر،‏ هم ‏بجتبجحت تاثبریبرر این ساختار بوده و هم به عنوان ابزاری در

دل آن به کار گرفته میشود تا هنجارها و عرف ‏همھهمماهنگ با این ساختار ‏بجتبجحکیم و تثبیت شود.‏ در

ساختاری که جامعهی سرمایهمجممجحور به تدرتحیتحج ساخته و ‏بجتبجحکیم میکند،‏ هبرنبرر نبریبرز رفته رفته یا با آن ‏همھهممسو

شده و یا به حاشیه رانده میشود،‏ ‏همھهممچنان که امروز شاهد پیوسبنتبنن تئاتر به جرگهی بازار کالاهای ‏بجتبججاری

١

هستیم.‏ اما هبرنبرر چگونه در معادلات جریان تولید سرمایهداری جای میگبریبررد؟ مهمترین عامل در

فرآیند تولید سرمایهداری کار کارگران است که به شکل ارزش اضافىففىی در این معادله ‏بهنبههایتاً‏ موجب

سودآوری و انباشت سرمایه میشود.‏ اثر هبرنبرری هبرنبررمند نبریبرز حاصل کار فکری اوست و از این جهت

هبرنبررمند را میتوان کارگر فکری یا فرهنگی نامید.‏ اما تفاوبىتبىی که میان این دو وجود دارد این است که بر

خلاف کارگر صنعبىتبىی،‏ ابزار تولید هبرنبررمند به طور مطلق نزد سرمایهدار نیست.‏ ابزار تولید هبرنبررمند در

وهلهی اول اندیشهی اوست که به خودی خود در تصاحب هیچ کسی جز خود هبرنبررمند نیست.‏ اما این

ابزار تولید هم میتواند به وسیلهی ابجنبجحصار فرهنگی به کنبرتبررل در بیاید و در نتیجه نبریبرروی کار هبرنبررمند در

چهارچوب و راستای تولید به شیوهی سرمایهداری به کار گرفته شود.‏ به دنبال این جریان است که اثر

هبرنبرری تبدیل به کالای ‏بجتبججاری میشود.‏ تفاوت دیگر میان کار کارگر و هبرنبررمند در اینجا روشن میشود:‏

کارگر ‏بمنبممیتواند منفرداً‏ و رأساً‏ نبریبرروی کار خود را از ساختار تولید سرمایهداری جدا کند،‏ چرا که برای

تامبنیبنن معاش به ابزار تولید که در اختیار سرمایهدار است نیاز دارد و نا گزیر است که تا ابجیبججاد تغیبریبرری

١ پیشتر دربارهی این موضوع در یکی از مقاالت گروه اگزیت با عنوان ‏«سانسور اقتصادی و سیطرهی پول بر تئاتر امروز»‏

دربارهی این روند توضیح داده شده است.‏

!40


گروه تئاتر ا گزیت تئاتر در ساختار نظام سرمایه داری شبریبررین مبریبررزانژاد

بنیادین و ساختاری،‏ تن به شرایط موجود دهد.‏ اما هبرنبررمند این امکان را دارد که رأساً‏ عمل کرده و

عنان اندیشهی خود را به دست گرفته و ‏‐هر چند با دشواری‐‏ در ساختار موجود جای نگبریبررد.‏

هبرنبرری که به شکل کالای ‏بجتبججاری تولید میشود مصرفکنندهی خاص خود را نبریبرز داراست.‏ چنبنیبنن هبرنبرری

کالابىیبىی لوکس است که مصرفکنندهی اصلی آن بورژوازی است.‏ در نتیجه تئاتری که در چنبنیبنن ساختاری

و با چنبنیبنن الگو ‏بىیبىی تولید شود،‏ وسیلهای برای تفرتحیتحح و سرگرمی این طبقه است.‏ اقشار بالابىیبىی طبقه متوسط

نبریبرز در این گروه قرار میگبریبررند،‏ چرا که طبقهی متوسط از ‏لحللححاظ فرهنگی به سوی بالادست خود یعبىنبىی

بورژوازی گرایش دارد اما از سوی دیگر از آبجنبججا که وضعیت اقتصادی این طبقه به سوی پایبنیبنن یعبىنبىی

طبقهی کارگر گرایش دارد،‏ هر چه به لایههای پایبنیبننتر میرسیم به اقتضای شرایط اقتصادی عملاً‏ ‏بمتبممایل

به این نوع تفرتحیتحح کمبرتبرر میشود.‏

حال با توجه به طیف ‏مجممجخاطب تئاتر در ساختار سرمایهمجممجحور و نبریبرز با در نظر گرفبنتبنن شرایطی که این ساختار

به تئاتر ‏بجتبجحمیل میکند،‏ موضوعات نبریبرز ‏مجممجحدود به مواردی میشوند که مطابق میل و سلیقهی این گروه

است.‏ از سوی دیگر معیارها در این تئاتر به کلی تغیبریبرر کرده و استانداردهای هبرنبرری نبریبرز ‏بجتبجحریف میشوند.‏

تئاتری خوب است که خوب بفروشد،‏ یا از منظر دیگر،‏ تئاتری خوب است که بلیتش گرانتر باشد تا

نشاندهندهی ‏«مبریبرزان توجه و علاقه به فرهنگ و هبرنبرر»‏ از سوی این گروه باشد،‏ حال موضوع و کیفیتش

هر چه میخواهد باشد.‏ در چنبنیبنن فضابىیبىی حبىتبىی ا گر تئاتر به موضوعات مهم و اساسی اجتماعی که به سایر

اقشار جامعه مرتبط باشد هم ببرپبرردازد،‏ به دلیل ‏مجممجحدود بودن طیف ‏مجممجخاطبانش در گسبرتبررهی اجتماع

کارکرد واقعی خود را ‏بجنبجخواهد داشت.‏ اثری هبرنبرری است که معامله میشود،‏ هبرنبرری است برای هبرنبرر.‏

شکسبنتبنن چرخه

بنا بر آبجنبجچه گفته شد،‏ میتوان وضعیت تئاتر در ساختار سرمایهمجممجحور را به مثلث آتش ‏(سوخت،‏ ا کسبریبرژن،‏

حرارت)‏ تشبیه کرد که سه عامل تشکیل دهندهی آن فروش یا تئاتر ‏بجتبججاری،‏ بازار ‏مجممجحدود ‏(تقاضا/مجممجخاطب

و عرضه/موضوعات ‏مجممجحدود)‏ و هژموبىنبىی فرهنگی هستند که شعله به جان تئاتر امروز میاندازد.‏

‏همھهممانند اطفای حریق که به وسیلهی حذف یکی از سه عامل صورت میگبریبررد،‏ وضعیت تئاتر در ساختار

موجود را نبریبرز با تغیبریبرر یکی از عوامل دخیل در فرآیند میتوان تغیبریبرر داد،‏ با این تفاوت که این عوامل

در تئاتر چنان زبجنبججبریبررهوار به هم متصل هستند که با تغیبریبرر یکی،‏ دیگری هم تغیبریبرر خواهد کرد.‏ هر چند،‏

تغیبریبرر این شرایط به سادگی اطفای حریق نیست،‏ اما هر قدمی که در این راستا برداشته شود تبدیل به

‏بجتبججربهی مثببىتبىی میشود که نشان میدهد این شرایط نه مطلق است و نه ابدی.‏ این ‏همھهممان مقاومبىتبىی است که

گرامشی در نظریهی هژموبىنبىی فرهنگی خود به آن اشاره میکند.‏ تداوم این ‏بجتبججربههای مثبت بسیار مهم

و موثر است و در بیان اهمھهممیت آن شاید بتوان مقایسهای میان ‏بجتبججربیات اجتماعی و نظریهی ویگوتسکی

در عرصهی آموزش پرداخت.‏

!41


گروه تئاتر ا گزیت تئاتر در ساختار نظام سرمایه داری شبریبررین مبریبررزانژاد

طبق نظریهی«مجممجحدودهی تقریبىببىی یادگبریبرری»‏ Developement] [ZPD: Zone of Proximal

ویگوتسکی،‏ یادگبریبرری در ‏مجممجحدودهی میان توانابىیبىی بالفعل فرد در ابجنبججام کاری به تنهابىیبىی و آبجنبجچه در تعامل با

١

مر ‏بىببىی،‏ ‏همھهممسالان یا ‏همھهممکاران تواناتر به آن دست مییابد صورت میگبریبررد.‏ این ‏مجممجحدوده،‏ ‏مجممجحدودهی تقریبىببىی

یادگبریبرری است.‏ آبجنبجچه فرد در این ‏مجممجحدوده به آن دست مییابد ‏بجتبججربهی مثببىتبىی است که به رشد او

میابجنبججامد.‏ او تا کید میکند که آبجنبجچه از فرد خواسته میشود باید در این ‏مجممجحدوده قرار داشته و نباید به

کلی خارج از ‏مجممجحدودهی توانابىیبىی او باشد،‏ در غبریبرر این صورت ‏بجتبججربهای منفی و در ‏بىپبىی آن سرخوردگی فرد

را در یادگبریبرری به دنبال خواهد داشت.‏ حال ا گر این الگو را بر اجتماعی قرار دهیم که چهارچوبهای

مشخصی توسط هژموبىنبىی فرهنگی برایش تعریف شده است،‏ این چهارچوبها را میتوان توانابىیبىی بالفعل

افراد جامعه در نظر گرفت.‏ حال ا گر یکی از افراد ‏همھهممبنیبنن جامعه گامی فراتر از چهارچوب مشخص

بگذارد،‏ عمل او تبدیل به ‏بجتبججربهی مثببىتبىی میشود که میتواند چهارچوب را جابجببججا کند یا دستکم نشان

دهد که این امر غبریبررممممممکن نیست.‏ این ‏بجنبجخستبنیبنن گامها را میتوان ‏همھهممان ‏مجممجحدودهی تقریبىببىی دانست که

میتواند به شکلی از رشد بیابجنبججامد.‏ در سالهای اخبریبرر بارها در تئاتر شاهد اتفاقابىتبىی از این دست

بودهابمیبمم.‏ آثاری بودهاند که سالها به روی صحنه نرفتهاند یا نویسندگابىنبىی که حبىتبىی بردن نامشان ‏ممممممنوع

بوده است اما به ‏مجممجحض آنکه یک بار به هر ترفندی به روی صحنه میآیند،‏ جسارت کار بر روی این آثار

در دیگران نبریبرز به وجود میآید و یکباره نامهابىیبىی را میشنو ‏بمیبمم که سالها بر زبان ‏بمنبممیآمدند.‏

وظیفه تئاتر

در مبحث تئاتر و اجتماع،‏ ‏همھهممواره شاهد در گرفبنتبنن ‏بجببجحثهابىیبىی دربارهی تئاتر و وظیفهی آن در قبال اجتماع

هستیم و اینکه آیا صرف هبرنبرر بودن تئاتر میتواند توجیهی باشد برای اینکه در فرم هبرنبرری خود غرق

شود و هبرنبرری باشد برای هبرنبرر؟ یا تئاتر رسالبىتبىی اجتماعی دارد که موظف است توان خود را در راستای

آن گذاشته تا آن را ‏مجممجحقق سازد؟ نکتهی مهم اینجاست که با توجه به توانابىیبىیهای تئاتر در اجتماع

انسابىنبىی،‏ چنبنیبنن ‏بجببجحبىثبىی بیهوده به نظر میرسد،‏ چرا که تئاتر اساساً‏ هبرنبرری اجتماعی است و در ارتباط میان

انسانها است که معنا و ماهیت خود را مییابد.‏ بنابراین بعد اجتماعی را نباید و ‏بمنبممیتوان از آن جدا

کرد،‏ در غبریبرر این صورت هبرنبرری خواهد بود که هر چه هست،‏ تئاتر نیست.‏ این ارتباط انسابىنبىی است که

جانِ‏ تئاتر است.‏ چرا که زنده بودن تئاتر تنها به معنای اجرای آن در زمان حال نیست،‏ بلکه برقراری

ارتباط انسابىنبىی در آن زمان حال است که زنده بودن آن را معنا میکند و ‏بجتبججربهای ‏بىببىینظبریبرر را برای

‏مجممجخاطبان و اجرا کنندگانش به ‏همھهممراه میآورد.‏

تئاتر قرار نیست حل کنندهی مشکلات باشد،‏ بلکه پرسشهابىیبىی را مطرح میکند و فکری را در ذهن

‏مجممجخاطب میکارد و ذهن ‏مجممجخاطب خود را پویا میکند.‏ اما فراموش نکنیم که تئاتر با ‏بمتبممام کارکردهای

Burkitt, E. (2006). Zone of proximal development. In Encyclopaedic dictionary of psychology. ١

Retrieved from Credo Reference database

!42


گروه تئاتر ا گزیت تئاتر در ساختار نظام سرمایه داری شبریبررین مبریبررزانژاد

آموزشی و آ گاهیبجببجخش خود،‏ شکلی از سرگرمی نبریبرز هست.‏ به گفتهی برشت ‏«از ‏همھهممان ابتدا کار تئاتر

سرگرم کردن مردم بوده است…‏ به هیچ کلید دیگری جز تفرتحیتحح نیاز ندارد.»‏ حال آنکه میدانیم تئاتر

برشت تا چه حد بار سیاسی،‏ اجتماعی و آموزشی نبریبرز داشته است.‏

با در نظر گرفبنتبنن ‏بمتبممام اینها میتوان گفت که تئاتر به شکل طبیعی خود در ساختاری سالمللمم عملکرد

صحیح و موثر خود را خواهد داشت و آبجنبجچه به عنوان وظیفهی تئاتر در قبال اجتماع تعریف میشود،‏ در

واقع کارکرد واقعی تئاتر است که در وضعیت صحت و سلامت خود به صورت خودکار ابجنبججام میشود.‏

آبجنبجچه مهم است،‏ بازگرداندن سلامت به تئاتر است و شرایطی که تئاتر بتواند در آن به حیات طبیعی

خود ادامه دهد.‏ تئاتر هبرنبرری زنده است که بسبنتبنن دست و پای آن منجر به مرگ و انقراض آن خواهد

شد.‏ با این اوصاف شاید آبجنبجچه امروز باید مطرح باشد،‏ وظیفهی ما در قبال تئاتر است و جابجببججا کردن

خطوط و چهارچوبهابىیبىی که تئاتر ما را به بند کشیده است.‏ شاید چنبنیبنن امری در ظاهر غبریبررممممممکن به نظر

برسد،‏ اما ‏«کسابىنبىی که آنقدر دیوانه هستند که فکر میکنند میتوانند جهان را تغیبریبرر دهند،‏ ‏همھهممان کسابىنبىی

هستند که جهان را تغیبریبرر میدهند.»‏ ‏‐راب سیلتیبننبنن

!43


گروه تئاتر ا گزیت تئاتر در ساختار نظام سرمایه داری شبریبررین مبریبررزانژاد

درباره نویسنده:‏

شبریبررین مبریبررزانژاد حقوق دان،‏ مبرتبررجم،‏ پژوهشگر و

عضو ثابت هیئت اجرابىیبىی گروه تئاتر ا گزیت می باشد.‏

آثاری که تا کنون توسط وی به فارسی ترجمججممه شده

است عبارتند از:‏

• ‏بمنبممایشنامه اما اثر هاوارد زین

• ‏بمنبممایشنامه مارکس در سوهو اثر هاوارد زین

• ‏بمنبممایشنامه یک خاطره،‏ یک مونولوگ،‏ یک فریاد

و یک نیایش ‐ گردآوری ایو انسلر و مالىللىی دویل

• شازده کوچولو اثر آنتوان دوسنت ا گزوپری

• ارج ‏بهنبههادن به مقاومت ‐ چگونه زنان در روابط

خصوصی در برابر آزار مقاوت می کنند ، ‏بهتبههیه شده توسط سرپناه اضطراری زنان کلگری ) کانادا)‏

درباره دو برداشت روانکاوانه از شازده کوچولو اثر آنتوان دوسنت ا گزوپری به قلم

کریستبنیبنن دولاروش کوداما

ترجمججممه پنجاه و دو مقاله ‏بجتبجخصصی تئاتر برای نشریه ‏«صحنه معاصر»‏ گروه تئاتر ا گزیت











وی از سال ١٣٩٢ بعنوان دستیار کارگردان در یازده اجرای صحنه ای گروه تئاتر ا گزیت ‏همھهممکاری

داشته است که عبارتند از:‏

مهاجران اثر اسلاویر مروژک

‏بمنبممایش ‏همھهمملت در روستای مردوش سفلی اثر ایوو برشان

مارکس در سوهو اثر هاوارد زین

یک خاطره،‏ یک مونولوگ،‏ یک فریاد و یک نیایش گردآوری ایو انسلر و مالىللىی دویل

شازده کوچولو اثر آنتوان دوسنت ا گزوپری

ماهی سیاه کوچولو اثر صمد ‏بهببههرنگی

مبرتبررسک ‏(چهار صندوق)‏ اثر ‏بهببههرام بیضابىیبىی

نردبان ‏(زاویه)‏ اثر غلامجممجحسبنیبنن ساعدی

!44


گروه تئاتر ا گزیت تئاتر در ساختار نظام سرمایه داری شبریبررین مبریبررزانژاد

دیگر انتشارات گروه تئاتر ا گزیت

www.exittheatre.ir

!45

More magazines by this user
Similar magazines