مدیریت «غیر» خصوصی در خانه‌موزه استاد عزت‌الله انتظامی

exittheatre
  • No tags were found...

نقد و نظری به مدیریت تئاتر/اگر این هشدار جدی گرفته شود
گروه تئاتر اگزیت

مدیریت ‏«غبریبرر»‏ خصوصی در خانه موزه استاد عزت الله انتظامی

نقد و نظری به مدیریت تئاتر/ا گر این هشدار جدی گرفته شود

گروه تئاتر ا گزیت

مبرنبرزل استاد عزت الله انتظامی در سال ١٣٩٠ به شهرداری ‏بهتبههران وا گذار شد تا تبدیل به مرکزی

فرهنگی شده و درهای آن به روی شهروندان گشوده شود.‏ در سال ١٣٩٣ خانه موزه ی استاد

انتظامی توسط شرکت توسعه ی فضاهای فرهنگی شهرداری ‏بهتبههران آماده ی ‏بهببههره برداری شد و در ابتدا

زیر نظر این شرکت و با مدیریت آقای مهدی رفیع زاده فعالیت می کرد.‏ این ‏مجممججموعه شامل موزه در


ساختمان اصلی،‏ یک سالن تئاتر بلک با کس با ظرفیت حدوداً‏ ٨٣ نفر ‏بمتبمماشاچی در زیرزمبنیبنن و یک کافه

در طبقه ی فوقابىنبىی بود.‏ در سال ١٣٩۵ با ‏همھهممان مدیریت و با تغیبریبررابىتبىی جزبىئبىی در کارکنان آن،‏ مستقیماً‏

زیرمجممججموعه ی سازمان فرهنگی هبرنبرری شهرداری ‏بهتبههران و به عنوان ‏بجببجخشی از فرهنگسرای ملل واقع در

بوستان قیطریه قرار گرفت.‏ نوشتار حاضر یادداشت‐گزارشی است از مشاهدات و ‏بجتبججربه ی مداوم سه

ساله و ده اجرای صحنه ای گروه تئاتر ا گزیت در این ‏مجممججموعه تا به امروز .

دیروز

پیش از پرداخبنتبنن به فرصت ها و چالش هابىیبىی که پیش روی این ‏مجممججموعه و گروه هابىیبىی که با آن ‏همھهممکاری

می کردند قرار داشت،‏ نگاهی داشته باشیم به اساسنامه ی سازمان فرهنگی هبرنبرری شهرداری ‏بهتبههران.‏

طبق این اساسنامه که در سال ١٣٨۶ مورد بازبیبىنبىی و تصویب قرار گرفته،‏ ‏«سازمان فرهنگی هبرنبرری

شهرداری ‏بهتبههران سازمابىنبىی است با تابعيت ايرابىنبىی،‏ عمومی و غبريبرردولبىتبىی مستقل دارای شخصيت حقوفىقفىی»‏

که ‏«بجتبجحت ارکان هيأت امنا و هيأت مديره فعاليت می ‏بمنبممايد».‏ ‏مجممجحل درآمد این سازمان اما کن ‏بجتبجحت

مالکیت و نظارت آن و نبریبرز سهم ۴ درصدی از درآمدهای شهرداری ‏بهتبههران است.‏ ‏بجببجخشی از اهداف و

سیاست های این سازمان ‏«ابجيبججاد و تقويت جريان های هدايت گر فرهنگی هبرنبرری در حوزه شهر ‏بهتبههران بر

مبنای الگوسازی،‏ توليد و توزيع خدمات و آثار مطلوب فرهنگی و هبرنبرری و ساير فعاليت های موثر و

فرا گبريبرر فرهنگی و هبرنبرری و ‏...؛»،‏ ‏«ارتقا سطح آ گاهی و بينش و نگرش و ذائقه و کنش فرهنگی هبرنبرری

شهروندان؛»،‏ ‏«ارايه خدمات و توليد و عرضه ‏مجممجحصولات فرهنگی مناسب و مطلوب در راستای

پاسخ گو ‏بىيبىی به نيازها،‏ مشکلات،‏ خلاها و معضلات فرهنگی شهر ‏بهتبههران؛»‏ و…‏ است.‏

سالن تئاتر خانه موزه استاد عزت الله انتظامی یکی از معدود سالن های تئاتر ‏سمشسممال شهر ‏بهتبههران است و از

این جهت موقعیت منحصربه فردی را داراست.‏ موزه ی این ‏مجممججموعه خود به تنهابىیبىی جاذبه ای فرهنگی

است که در کنار دیگر امکانات موجود می تواند زمینه ساز جذب شهروندان به این ‏مجممججموعه باشد.‏ در

اساسنامه سازمان فرهنگی هبرنبرری شهرداری ‏بهتبههران در تعریف ‏بجببجخشی از اهداف این سازمان آمده است:‏

‏«اجرای طرح های غبىنبىی سازی اوقات فراغت و کمک به روحيه نشاط و شادابىببىی شهروندان با استفاده از

روش ها و ابزارهای فرهنگی و هبرنبرری؛»‏ و ‏«توليد ‏مجممجحصولات و آثار فاخر و ارزسمشسممند فرهنگی و هبرنبرری با

‏بهببههره گبريبرری از ‏مجممججموعه عوامل کارآمد به ويژه فن آوری های نوين؛»‏ در ‏همھهممبنیبنن راستا برنامه های اولیه ی این

‏مجممججموعه شامل فعالیت موزه،‏ تئاتر،‏ ‏بمنبممایش فیلم،‏ کارگاه ها و کلاس های آموزشی می شد.‏


این موقعیت جغرافیابىیبىی علبریبررغم فرصت ویژه ای که به ‏همھهممراه داشت،‏ از طرفىففىی چالشی برای ‏مجممججموعه و

گروه های تئاتری به ‏سمشسممار می آمد،‏ چرا که فاصله ی آن از مرکز شهر هم به خاطر دوری از مرا کز تئاتر و

هم به خاطر مسئله ی سهولت دسبرتبررسی ‏‐حبىتبىی با وجود چند اجرای موفق‐‏ در ابتدا چندان مورد

استقبال گروه های تئاتری نبریبرز نبود و از سو ‏بىیبىی برای بسیاری از ‏مجممجخاطبان تئاتر نبریبرز دافعه داشت.‏ ‏بجنبجحوه ی

زمان بندی برنامه ها نبریبرز در این مسئله مزید بر علت بود.‏ در هر بازه ی زمابىنبىی دست کم دو ‏بمنبممایش به روی

صحنه می رفت که البته این امر در سالن هابىیبىی با امکانات و فضای مناسب کاملاً‏ معقول و منطقی است.‏

اما فضای ‏مجممجحدود برای نگهداری آ کسسوار و وجود تنها یک اتاق کوچک فاقد سرویس ‏بهببههداشبىتبىی در

پشت صحنه به عنوان اتاق گر ‏بمیبمم و تعویض لباس که میان گروه هابىیبىی که هم زمان مشغول اجرا بودند

مشبرتبررک بود،‏ مشکلابىتبىی را به ‏همھهممراه داشت.‏ از طرفىففىی زمان کوتاه میان دو اجرا،‏ فرصبىتبىی نا کافىففىی برای

آمادگی بازیگران و دست اندرکاران ‏بمنبممایش جهت اجرا بافىقفىی می گذاشت.‏ این مسئله در نیمه ی دوم

سال با کوتاه شدن روزها تشدید می شد.‏ ا گر اجرابىیبىی اول قرار می گرفت ‏(مثلاً‏ ساعت شش عصر)‏

کارمندان و دانشجویان به ‏بمتبمماشای آن ‏بمنبممی رسیدند و اجرابىیبىی که پس از آن قرار می گرفت به ناچار

می بایست ٨ شب آغاز می شد که پایانش زمابىنبىی بود که دسبرتبررسی به وسائل نقلیه ی عمومی بسیار دشوار

می شد.‏ حال مسئله ی نبود فضای پارک کردن خودروی شخصی در ساعات اوج ترافیک و درکوچه ی

باریک سالن را هم بر این مسئله ی غامض باید افزود.‏ با این حال با ‏همھهمماهنگی هابىیبىی که میان گروه های

اجرابىیبىی صورت گرفت،‏ اجراها با وجود دشواری های عملی ادامه پیدا کرد.‏

در ادامه ی این اجراهای هم زمان،‏ مشکلات دیگری نبریبرز پدیدار شد که ‏بجببجخشی از آن به ظرفیت ‏مجممجحدود

امکانات تکنیکی سالن و نبریبرز استهلا ک سریع لوازم مصرفىففىی بازمی گشت.‏ تعداد و نوع پروژکتورهای

سالن به صوربىتبىی بود که امکان تقسیم آن میان گروه ها و بسبنتبنن نور ‏مجممججزا وجود نداشت.‏ روشن ماندن

پروژکتور به مدت طولابىنبىی و اسبرتبرراحت کوتاه،‏ از عمر لامپ آن به شدت می کاست و در میانه ی اجرا هر

آن امکان سوخبنتبنن لامپ وجود داشت،‏ چنان که بارها نبریبرز چنبنیبنن پیشامدی رخ داد.‏ وانگهی،‏ حبىتبىی ا گر

یکی از این لامپ ها ببنیبنن دو اجرا می سوخت باز هم فرصت کافىففىی برای تعویض آن وجود نداشت.‏

موجود بودن لوازم یدکی در سالن خود چالشی دیگر بود،‏ که ا گر موجود نبود،‏ خرید آن به خاطر

مسائل اداری می توانست روزها به تعویق افتاده و اجرا را به تعلیق درآورد.‏ علبریبررغم اشاره ی

مشخص به وظایف سازمان در اساسنامه مببىنبىی بر ‏«تعمبريبرر،‏ نگهداری،‏ ‏بجتبججهبريبرز و پشتيبابىنبىی مرا کز تابعه

سازمان و ارايه تسهيلات لازم به آن ها و ‏همھهممکاری در توسعه ‏مجممججموعه های فرهنگی و هبرنبرری مورد نياز

شهر؛»،‏ گاه مسائل بوروکراتیک چنان دست وپا گبریبرر می شد که در نتیجه لوازم معمولاً‏ به هزینه ی


شخصی گروه یا مدیریت سالن خریداری می شد تا بعد سر فرصت روال اداری طی شده و هزینه ی

پرداخت شده بازگردانده شود.‏

‏بهنبههایتاً‏ پس از مدبىتبىی مدیریت سالن بر آن شد که سالن را به یک اجرای تئاتر در عصر اختصاص دهد و

در طول روز به سایر برنامه های فرهنگی چون ‏بجپبجخش فیلم و کارگاه های آموزشی پرداخته شود.‏ با رفع

این موانع،‏ فعالیت تئاتری در این سالن سهولت بیشبرتبرری یافت و اجراها در ساعت مناسب تری برای

‏مجممجخاطبان صورت می گرفت.‏ در ادامه،‏ با تداوم اجرای تئاترها این ‏مجممججموعه به تدرتحیتحج جایگاه خود را به

عنوان یکی از مرا کز تئاتری تثبیت کرد و گروه هابىیبىی که به طور مداوم در این سالن به اجرای تئاتر

می پرداختند نبریبرز ‏مجممجخاطب خاص خود را پیدا کردند.‏

یکی از عواملی که دسبرتبررسی ‏مجممجخاطبان را در این ‏مجممججموعه تسهیل کرد،‏ ‏همھهممکاری مدیریت در ‏بجنبجحوه ی

قیمت گذاری بلیت بود.‏ در اساسنامه ی سازمان فرهنگی هبرنبرری شهرداری ‏بهتبههران،‏ ‏بجببجخشی از وظایف

سازمان این گونه تعریف شده است:‏ ‏«ابجيبججاد بسبرتبرر لازم برای توسعه مشارکت شهروندان در

فعاليت های ‏مجممجختلف فرهنگی و هبرنبرری و تلاش در جهت افزايش سهم مصرف خدمات و کالاهای

فرهنگی در سبد خانوار؛»‏ و ‏«ابجيبججاد بسبرتبرر و فضای مناسب برای حضور شهروندان و خانواده ها به ويژه

جوانان در مرا کز و برنامه های فرهنگی و فراهم سازی ‏مجممجحيط مساعد برای رشد و تعالىللىی فرهنگی آنان؛»‏

در ‏همھهممبنیبنن راستا از نیمه ی دوم سال ١٣٩۵ به پیشنهاد گروه تئاتر ا گزیت و با موافقت مدیریت ‏مجممججموعه،‏

سیستم ‏بهببههای بلیت جدیدی برای ‏بمنبممایش های این گروه برقرار شد که در آن انتخاب ‏بهببههای بلیت از ببنیبنن

چند گزینه بر عهده ی ‏مجممجخاطب بود و این انتخاب تاثبریبرری در جایگاه او در سالن و یا سانس ‏بمنبممایش

نداشت.‏ به این ترتیب امکان خرید بلیت برای افراد از هر قشر و با هر سطح درآمد میسر شد و با

موفقیت این طرح،‏ اجرای آن ‏همھهممچنان ادامه یافت.‏

امروز

خانه موزه ی استاد انتظامی در تابستان سال ١٣٩٧ دومبنیبنن تغیبریبرر عمده را پس از انتقال به سازمان

فرهنگی هبرنبرری شهرداری ‏بهتبههران به خود دید.‏ مدیر جدید این ‏مجممججموعه آقای شکرخدا گودرزی خود

یکی از فعالان عرصه ی تئاتر بودند که با رویکرد رونق ‏بجببجخشیدن به تئاتر در این ‏مجممججموعه فعالیت خود

را آغاز کردند.‏ ایشان در ‏بجنبجخستبنیبنن گام،‏ با سازمان زیباسازی شهرداری ‏بهتبههران وارد مذا کره شدند تا


ببرنبررهابىیبىی در سطح منطقه برای اطلاع رسابىنبىی ‏بمنبممایش های روی صحنه در خانه موزه استاد انتظامی در

اختیار این ‏مجممججموعه قرار بگبریبررد.‏ این گام ‏بجنبجخست برای گروه های تئاتری بسیار امیدبجببجخش بود.‏ ایشان در

هفته های ابتدابىیبىی حضور خود در پشت مبریبرز مدیریت پیشنهاد جلسه ای با ‏بمتبممامی اعضای گروه تئاتر ا گزیت

را مطرح کردند که تصور می شد موضوع آن برنامه های آینده ی ایشان و ‏بجنبجحوه ی ‏همھهممکاری گروه در این

‏مجممججموعه باشد،‏ که این امر نبریبرز بسیار امیدبجببجخش بود.‏ اما این جلسه ی دوساعته تنها سخبرنبررابىنبىی ایشان را

در مورد هبرنبرر تئاتر و فن بازیگری و ردیف های موسیقی ایرابىنبىی در بر داشت و تنها نکته ی مدیریبىتبىی

مطرح شده از طرف ایشان عدم استعمال دخانیات در ‏مجممجحوطه ی موزه بود و جلسه نبریبرز به این ترتیب

پایان یافت.‏ در ادامه سیاست های ایشان در راستای هدف رونق ‏بجببجخشیدن به تئاتر معرفىففىی شد:‏ اجرای

‏بمنبممایش تا ۴ اجرا در هر روز،‏ با دو ‏بمنبممایش در نوبت صبح و دو ‏بمنبممایش در نوبت عصر.‏ در ابتدا عنوان

شده بود که مطابق قراردادهای گذشته هر گروهی قطعاً‏ دو ساعت پیش از اجرا سالن را در اختیار

خواهد داشت و پیش از اجرای عمومی نبریبرز سه جلسه در سالن ‏بمتبممرین خواهد کرد.‏ در اجرای این

سیاست ها برنامه های جدیدی مقرر شده و به گروه هابىیبىی که پیش تر برای نیمه ی دوم سال نوبت اجرا

داشتند اعلام شد.‏ اما برنامه ای که قرار بود رونق ‏بجببجخش تئاتر در این ‏مجممججموعه باشد،‏ ظاهراً‏ در عمل

شکل دیگری به خود می گبریبررد.‏ طی ‏بمتبمماس مدیریت با سرپرست گروه تئاتر ا گزیت عنوان می شود که

فاصله ی دو ساعته میان دو اجرای عصر ‏ممممممکن نیست و پیشنهاد می شود اجرای این گروه دیرتر از

ساعت مقرر آغاز شود.‏ بعد از شنیدن استدلال هابىیبىی که گروه طبق ‏بجتبججربه به آن رسیده،‏ پیشنهاد

می شود که ‏بمنبممایش را کوتاه کنید.‏ این در حالىللىی است که ‏بمتبممام توافقات بر سر این اجرا از نظر تارتحیتحخ و

زمان در پایان سال ٩۶ ابجنبججام شده و برنامه ریزی های گروه بر این مبنا قرار گرفته است.‏ ایشان در

پاسخ به این مسئله عنوان می کنند که قرار گروه با مدیریت پیشبنیبنن بوده است و پافشاری سرپرست

گروه بر روی توافقات گذشته را ‏«ابجنبجحصارطلبىببىی»‏ می خوانند.‏

حال در این جا چند پرسش مطرح می شود:‏ ایشان به عنوان یک بازیگر باسابقه چطور پیشنهاد

می کنند که سالن تنها نیم ساعت قبل از اجرا ‏بجتبجحویل گروه داده شود،‏ در حالىللىی که گذشته از پوشیدن

لباس و گر ‏بمیبمم،‏ برای بازیگر این طبیعی ترین امر است که پیش از اجرا دست کم نیاز به نیم ساعت

آمادگی و ‏بمتبممرکز دارد،‏ بگذر ‏بمیبمم از بازیگرابىنبىی که دو ساعت پیش از اجرا به گرم کردن و ‏بمتبممرکز

می پردازند؛ نکته ای که خود ایشان نبریبرز در بدو ورودشان طی ‏همھهممان جلسه ای گروهی به آن اشاره

کردند.‏ به عنوان یک کارگردان چطور پیشنهاد می کنند که ‏بمنبممایش کوتاه تر شود وقبىتبىی خود با ظرافت ها،‏

ضروریات و دشواری های کار کارگردابىنبىی آشنا هستند؟ به عنوان یک فعال صنفی ‏(عضو کانون

کارگردانان خانه تئاتر)‏ چطور به جای ارتقاء استاندارد کاری،‏ حداقل امکانات لازم برای حفظ

استاندارد کاری موجود را از گروه ها دریغ می کنند؟ آیا قرارها و توافقات با مدیر ‏مجممججموعه با شخص مدیر


صورت می گبریبررد و با تغیبریبرر مدیریت توافقات قابل چشم پوشی هستند؟ و پرسش ‏بهنبههابىیبىی اینکه آیا چنبنیبنن

سیاسبىتبىی در راستای رونق ‏بجببجخشیدن به فعالیت تئاتری یک ‏مجممججموعه است یا صرفاً‏ رونق ‏بجببجخشیدن به

بیلان کاری سالانه ی آن ‏مجممججموعه ‏بجتبجحت مدیریت ایشان؟

آبجنبجچه روشن است،‏ چنان که در ‏بجتبججربیات پیشبنیبنن این ‏مجممججموعه و گروه های تئاتری فعال در آن نبریبرز ‏بمنبممایان

بوده،‏ ابجتبجخاذ چنبنیبنن سیاسبىتبىی برابر است با افت کیفیت کاری در ازای افزایش کمّی.‏ چرا که در سالبىنبىی با

ظرفیت های ‏مجممجحدود که دو اجرای هم زمان چنان چالش هابىیبىی را برایش در بر داشت،‏ افزایش تعداد

اجرا قطعاً‏ بر روی کیفیت کاری گروه ها از هر نظر موثر خواهد بود.‏ مسئله ی تا کید این مدیر بر کمیّت

زمابىنبىی روشن تر می شود که دو ‏بمنبممایش از دو گروه متفاوت با یک مبنتبنن مشابه در یک بازه ی زمابىنبىی مشبرتبررک

برنامه ریزی می شود.‏ آیا این تا کید بر کمیت به جای تلاش برای ارتقاء استاندارد کاری و فدا کردن

کیفیت در مقابل آن،‏ تلاش برای ‏بهببههبود ‏بجببجخشیدن به زیست کارمندی به وسیله ی پر کردن بیلان کاری و

به قیمت ‏بجتبجحت فشار قرار دادن هبرنبررمندان نیست؟ بدبهیبههی است که در توان و ‏بجتبجخصص تئاتری ایشان به

عنوان مدیر ‏بجببجحبىثبىی نیست.‏ آبجنبجچه مطرح است اولویت های ایشان در جایگاه مدیر در مقابل اولویت هایشان

در جایگاه یک تئاتری است.‏

سازمان فرهنگی هبرنبرری شهرداری ‏بهتبههران سازمابىنبىی عمومی و غبریبرر دولبىتبىی و یکی از ‏بهنبههادهابىیبىی است که تئاتر

را در زمره ی فعالیت های خود قرار داده است و با در اختیار داشبنتبنن سالن های تئاترِ‏ فرهنگسراها و

دیگر مرا کز فرهنگی تابعه،‏ امکان مناسبىببىی برای تروتحیتحج و گسبرتبررش تئاتر در میان شهروندان در دست

دارد.‏ از سوی دیگر صرف نظر از سیاست های کلان فرهنگی و مبریبرزان و ‏بجنبجحوه ی اختصاص بودجه به

تئاتر،‏ یکی از چالش های مهم تئاتر امروز مسئله ی مدیریت آن است که به نظر می رسد به این سازمان

نبریبرز سرایت کرده باشد.‏ ‏بجنبجحوه ی مدیریت در این سازمان علبریبررغم خطوط مشخص بیان شده در

اساسنامه،‏ عملاً‏ شکل سلیقه ای به خود می گبریبررد.‏ به عنوان مثال یکی از دیگر مرا کز وابسته به این

سازمان را در نظر بگبریبرر ‏بمیبمم.‏ فرهنگسرای ارسباران با داشبنتبنن امکانات نسبتاً‏ مناسب،‏ می توانست به یکی

از مرا کز فعال تئاتری خارج از مرکز تبدیل شود.‏ اما علبریبررغم تلاش و پیگبریبرری کارشناسان تئاتر آن

‏مجممججموعه آقای رضا امامی و خابمنبمم سوسن مقصودلو برای استمرار اجراهای تئاتر در دو سالن اصلی و

بلک با کس این فرهنگسرا،‏ در ‏بىپبىی پافشاری مدیریت بر تضمبنیبنن حداقل فروش گیشه از سوی گروه های

تئاتری،‏ به مرور فعالیت تئاتری در این سالن ها کمرنگ شده و به تدرتحیتحج ‏مجممجحو شد.‏ از سوی دیگر

‏همھهممزمان فعالیت ‏بجببجخش موسیقی رونق بیشبرتبرری می گرفت،‏ چرا که برنامه های مربوط به آن در مدت کوتاه تر

درآمدزابىیبىی بیشبرتبرری را برای این فرهنگسرا به ‏همھهممراه داشت.‏


فردا

اینکه این مرا کز تا چه حد پایبند به اساسنامه ی سازمان و سیاست هابىیبىی که به شکل دوره ای اعلام

می شود هستند در این مقال ‏بمنبممی گنجد،‏ اما آبجنبجچه روشن است رویه ی عملی آبهنبهها ‏همھهمماهنگی چندابىنبىی با

یکدیگر ندارد و ‏بهنبههایتاً‏ این تئاتر و فعالان این عرصه است که از این عدم ‏همھهمماهنگی ضربه می خورد.‏

در واقع به نظر می رسد که رویکرد مسئولان امر بیشبرتبرر ریاسبىتبىی باشد تا مدیریبىتبىی.‏

مسلماً‏ ا گر بند اساسنامه ی سازمان که ‏«تعامل و ‏همھهممکاری هدفمند با هبرنبررمندان و فرهيختگان متعهد و

‏بهببههره گبريبرری از توان و ‏بجتبجخصص آنان در پيشبرببررد مأموريت ها و وظايف؛»‏ را جزء وظایف سازمان تعریف

می کند نادیده گرفته شود و مدیریت به معنای ریاست فرد تلقی شود،‏ ‏بهنبههایتاً‏ پیشرفبىتبىی حاصل ‏بجنبجخواهد

شد مگر در راستای منافع فردی و نه اهداف هبرنبرری و فرهنگی.‏ ریاست می تواند در سلسله مراتب

اداری اعمال شود،‏ اما مدیریت به معنای اداره کردن نبریبرروها و منابع موجود است و گروه های هبرنبرری که

در مرا کز فرهنگی فعالیت می کنند به مدیرابىنبىی نیاز دارند که با ‏همھهممکاری آبهنبهها در ارتقاء فرهنگ بکوشند.‏

‏بىببىی شک تعامل و توجه به ‏بجتبججربیات کسابىنبىی که علبریبررغم دشواری ها و مسائل گونا گون تلاش کرده اند

استاندارد کاری و در نتیجه وجهه ی مرا کز فرهنگی را حفظ ‏بمنبمموده و ارتقاء ببخشند،‏ می تواند ‏بجببجخش

مهمی از این شیوه مدیریبىتبىی باشد.‏ بدبهیبههی است که هیچ هبرنبررمندِ‏ پایبند به اصول حرفه ای و استاندارد

کاری ‏بجنبجخواهد پذیرفت کیفیت کاری،‏ احبرتبررام به خود و احبرتبررام به ‏مجممجخاطبش را فدای ملاحظات و

مناسبات اداری کند و ‏بىببىی شک از ادامه ی ‏همھهممکاری ‏بجتبجحت چنبنیبنن شرایطی خودداری خواهد کرد.‏

آبان ماه ١٣٩٧

گروه تئاتر ا گزیت

More magazines by this user
Similar magazines