تئاتر مستند؛ ورباتیم

exittheatre

آرمان عزیزی


از مجموعه گفت‌وگوهای گروه تئاتر اگزیت
بیست و چهار دی ماه هزار و سیصد و نود و هفت

تئاتر مستند؛ ورباتیم

زمابىنبىی که از تئاتر مستند سخن به میان می آید ناخودآ گاه به یاد سینمای مستند می افتیم،‏ فرمی از

مستندسازی که غالبا با آن آشناتر ‏بمیبمم.‏ اما با کمی دقیق تر شدن در موضوع می توان نقاط مبهمی در

تعریف و چرابىیبىی مستندسازی بیابیم.‏ در این موضوع خاص،‏ یعبىنبىی تئاتر مستند و به طور اخص

تئاتر ورباتیم،‏ این سوال ها یک ذهن پرسش گر را درگبریبرر می کند:‏ تئاتر مستند اصولا به چه نوع

تئاتری می گویند؟ این تئاتر چه تفاوت هابىیبىی در مبنتبنن و اجرا با تئاترهای ساختگی دارد؟ چه تفاوت ها

و چه اشبرتبررا کابىتبىی میان ‏بمنبممایشنامه های تئاتر مستند با ‏بمنبممایشنامه های تاربجیبجخی ‏همھهممچون ربجیبجچارد سوم اثر

ویلیام شکسپبریبرر است؟ و اساسا تئاتر مستند چه کارکردهابىیبىی در جامعه یا سیاست دارد؟

بعضی شروع تئاتر مستند را با ‏بمنبممایشنامه ی ‏«مرگ دانتون»‏ اثر گئورگ بوخبرنبرر[‏‎١‎‏]‏ در ١٨٣۵ می دانند

زیرا ‏بمنبممایشی با سند های تاربجیبجخی و ارجاعات معتبرببرر به حساب می آمد.‏ بعدها نبریبرز در سال ‎١٩١٨‎کارل


کرواس[‏‎٢‎‏]‏ ‏بمنبممایشنامه ی ‏«آخرین روزهای بشر»‏ را در ٨٠٠ صفحه و با بیش از ۵٠٠ شخصیت

واقعی می نویسد تا پایه های ‏بمنبممایشنامه نویسی مستند مستحکم شود.‏ در دهه ی بیست قرن بیستم

نبریبرز اروین پیسکاتور [٣] با اجراهابىیبىی به نام ‏«روزنامه های زنده»‏ و نبریبرز کمی بعد با ‏همھهممکاری برتولت

برشت[‏‎۴‎‏]‏ توانست در استفاده از عکس،‏ اسلاید و ‏بمنبممایش اسناد شیوه های اجرای یک ‏بمنبممایش

مستند را وارد مرحله ی نویبىنبىی کند.‏ اما در واقع این پیبرتبرر وایس[‏‎۵‎‏]‏ بود که در سال ‎١٩١٧‎با نوشبنتبنن

مقاله ای با نام ‏«چهارده اصل تئاتر مستند»‏ این سبک ‏بمنبممایشی را برای اولبنیبنن بار به شکل اختصاصی

صورت بندی کرد.‏

از نگاه ‏مجممجحمد منعم ‏بمنبممایش تاربجیبجخی تفاوت های اساسی با ‏بمنبممایش مستند دارد.‏ از نگاه او در ‏بمنبممایش

تاربجیبجخی به تارتحیتحخ نزدیک می شو ‏بمیبمم اما تارتحیتحخ را حاضر ‏بمنبممی بینیم.‏ به این معبىنبىی که در ‏بمنبممایش تاربجیبجخی

صحنه هابىیبىی برای موقعیت سازی تنها بر اساس ‏بجتبجخیل ‏بمنبممایشنامه نویس یا با ترکیب ‏بجتبجخیل و اسناد

پرا کنده حضور دارد در صوربىتبىی که در ‏بمنبممایش مستند ‏بجتبجخیل اجازه ی صحنه سازی ‏بجنبجخواهد داشت.‏

‏بمنبممایش مستند مبتبىنبىی بر اسناد قابل دفاع است و جابىیبىی برای خیال پردازی ‏بمنبممایشنامه نویس یا اسناد

غبریبررمعتبرببرر نیست.‏ ‏بجتبجخیل نویسنده تنها در ترتیب دادن و چیدمان اسناد در یک روایت به کار می آید

اما هیچ خطی از ‏بمنبممایشنامه بدون ارجاع به سند یا منبع معتبرببرر نوشته ‏بمنبممی شود.‏ از طرفىففىی ‏بمنبممایشنامه ی

تاربجیبجخی نگاهی منفعل به تارتحیتحخ دارند؛ گو ‏بىیبىی شخصیت های تاربجیبجخی زیر فشار جبرببرر و سرنوشت ‏مجممجحتوم

انتخابىببىی به جز آبجنبجچه اتفاق افتاده،‏ نداشته اند.‏ اما در ‏بمنبممایش مستند شخصیت ها مسئول سرنوشت خود

هستند که چه به انتخاب یا اشتباهشان آن را رقم زده اند.‏

‏همھهممانطور که گفتیم در ‏بمنبممایش مستند نویسنده می تواند با ‏بجتبجخیل و خلاقیت خود اسناد را ‏«تدوین»‏

کند.‏ چبریبرزی شبیه ‏همھهممان تدوین یا مونتاژ سینمابىیبىی.‏ اینکه روایت از کدام اسناد شروع شود و به کجا

ختم شود،‏ کدام روایت ها موازی پیش بروند و کدامیک ‏همھهممدیگر را قطع کنند،‏ حاصل تدوین و

نظر ‏بمنبممایشنامه نویس است و دقیقا در ‏همھهممینجاست که ‏بمنبممایش مستند می تواند ‏بمنبممایشی سیاسی شود و

در میان فکت های تاربجیبجخی دیالکتیک ابجیبججاد کند تا معنا از میان این تقابل ساخته شود.‏ برای مثال

فرض کنیم قرار است ‏بمنبممایشی مستند در مورد کودکان مهاجر بنویسیم.‏ طبق اسناد ‏جمججممع آوری شده

و مصاحبه هابىیبىی که ابجنبججام داده ابمیبمم به دو کودک مهاجر رسیده ابمیبمم که یکی به دلیل فرصت های

خانواده شرایط مطلوب و مرفه تری نسبت به کودک دیگر دارد که ‏مجممججبور شده است به دلیل فقر

فروشندگی کند.‏ اینکه ‏بمنبممایشنامه نویس برای روایت آبجنبجچه بر این دو کودک گذشته،‏ تصمیم بگبریبررد

ابتدا از زندگی کدام شروع کند و به روایت را با کدام ‏بمتبممام کند،‏ یا اینکه برای مثال در مورد

تفربجیبجحات این دو کودک روایت را با قطع و برش،‏ به صورت متقاطع پیش ببرببررد تا تضاد این دو بیشبرتبرر

به چشم بیاید ‏همھهممه معنای ‏بمنبممایشنامه و هدف ‏بمنبممایشنامه را تغیبریبرر می دهد.‏

در واقع در تئاتر مستند اهمھهممیت ‏بمنبممایشنامه نویس بسیار بیشبرتبرر از کارگردان است،‏ به طوری که بعضی

از این ‏بمنبممایش ها در واقع کارگردابىنبىی هم نداشتند.‏ در اینگونه ‏بمنبممایش ها نویسنده یا گروه نویسندگان


موضوع را برای بازیگران شرح می دهند و هر بازیگر موظف است تا با مصاحبه با شخصیت حقیقی

یا با مطالعه ی اسناد،‏ ‏بمتبممام مستندات شخصیبىتبىی که باید بازی کند را ‏جمججممع آوری کند.‏ سپس گروه،‏

‏همھهممراه با نویسنده ‏بمنبممایشنامه را بر اساس مستندات ‏جمججممع آوری شده آماده می کنند.‏ مستندات ترتیب

پیدا کرده و تدوین مورد نظر ‏بمنبممایشنامه نویس برای شکل گرفبنتبنن روایت ابجنبججام می شود.‏ پس از آن

هر بازیگر مسئول و مالک شخصیبىتبىی است که به عهده گرفته و از آبجنبججا که خود ‏بمتبممام ‏بجتبجحقیقات مورد

نظر را در مورد آن ابجنبججام داده است هیچ کس ‏بهببههبرتبرر از او شایسته ی بازی آن ‏بجنبجخواهد بود.‏

اما در ‏بهنبههایت امر این ‏بمنبممایشنامه نویس است که تشخیص می دهد کدام سند قابل ارجاع و کدام

نامعتبرببرر است.‏ کدام سند را می تواند کنار بگذارد و کدام سند اهمھهممیت بیشبرتبرری داشته و می تواند

بیشبرتبرر در ‏بمنبممایش مورد توجه قرار بگبریبررد.‏ در واقع این موضوع ‏بمنبممایش و هدف ‏بمنبممایشنامه نویس است

که مستندات را مشخص می کند.‏ باز به مثال قبلی یعبىنبىی مستند کودکان مهاجر برگردبمیبمم،‏ ا گر این

‏بمنبممایشنامه ‏بجببجخواهد از طرف یک فرد مهاجر نوشته شود احتمالا اعداد و ارقام گزارش هابىیبىی که

‏مجممجخالفان مهاجرت در یک کشور در مورد آسیب های مهاجران به کشور ارائه می دهند کمبرتبرر معتبرببرر

خواهد بود تا مصاحبه با خود مهاجران.‏

در ‏بمنبممایش های مستند عموما منبع نیازمند حضور است،‏ یعبىنبىی به نوعی تنها ادعای مستند بودن کافىففىی

نیست بلکه باید به ‏بجنبجحوی به منابع و مراجع استفاده شده در مبنتبنن اشاره شود.‏ مساله ی مهم دیگر

تفاوت سند و منبع است.‏ سند آن واقعیات کتبىببىی یا ضبط شده ای هستند که بیشبرتبرر بر جزئیات یک

واقعه اشاره دارند،‏ مانند گزارش پزشک قانوبىنبىی از مرگ یک فرد یا گزارش پلیس یا حبىتبىی عکسی از

‏مجممجحل انفجار یک ‏بمببممب.‏ اما منبع آن واقعیات شفاهی یا بر اساس حافظه هستند که بیشبرتبرر بر کلیات

واقعه تا کید دارند،‏ مانند مصاحبه با ‏مجممججرم یا خودزندگی نامه ی یک نویسنده.‏ اهمھهممیت تفاوت این دو

زمابىنبىی مشخص می شود که بدانیم از ترکیب منبع و سند می توانیم به نتاتحیتحج ‏بهببههبرتبرری برای نگارش یک

‏بمنبممایشنامه ی مستند دست یابیم؛ چرا که تا کید صرف بر سندها می تواند کلیت یک موضوع را دچار

خدشه کند یا حبىتبىی امکان سواستفاده از اسناد واقعی در جهت نیل به یک هدف کلی غبریبررمعتبرببرر

فراهم شود و برعکس ‏بمنبممایش هابىیبىی که تنها بر منابع استوارند می توانند جزئیات متناقضی در خود

داشته باشند.‏

تئاتر مستند از آن جا که معطوف به مبنتبنن است زیبابىیبىی شناسی خاص خود را خلق می کند.‏ یک

‏بمنبممایشنامه ی مستند مرزهای اجرا را در می نوردد و در اجرا مداخله می کند و این مبنتبنن ‏بمتبممهیدات

اجرابىیبىی را برای نوعی زیبابىیبىی شناسی که بر میل به حقیقت استوار است شکل می دهد.‏ در مقابل نبریبرز

‏مجممجخاطب این ‏بمنبممایش با پذیرفبنتبنن این مساله که در حال مشاهده ی واقعیت یا ‏بجببجخشی از واقعیت است،‏

این تفاوت زیبابىیبىی شناسانه را می پذیرد و به دنبال زیبابىیبىی به معنای عام تئاتر ‏بجنبجخواهد بود،‏ بلکه این

تشنگی حقیقت است که او را تا انتها پای ‏بمنبممایش ثابت نگاه می دارد.‏


در مقاله ای با نام ‏«شهادت بدن ها»‏ از کارول مارتبنیبنن[‏‎۶‎‏]‏ کارکردهای تئاتر مستند اینگونه عنوان

شده اند:‏

١. به جریان انداخبنتبنن دوباره ی ‏مجممجحا کمه ها برای نقد عدالت،‏ مانند ‏بمنبممایشنامه ی ‏«مجممجحا کمه ی

معبرتبررض»‏‎٢٠٠۴‎ نوشته ی ایگال ازرابىتبىی

٢. خلق روایت های تاربجیبجخی بیشبرتبرر،‏ مانند ‏بمنبممایشنامه ی ‏«من ‏همھهممسر خودم هستم»‏ ٢٠٠٣ اثر داگ

رایت

٣. بازسازی یک رویداد،‏ مانند ‏بمنبممایشنامه ی ‏«سه پوسبرتبرر؛ یک اجرا/ویدئو»‏ از الیاس خوری و ربیح

مورو

۴. درآمیخبنتبنن خودزندگی نامه ها با تارتحیتحخ،‏ مانند ‏بمنبممایشنامه ی مستند ‏«روی کوهن/جک اسمسسممیت»‏

١٩٩۴ از رون واوتر

۵. نقد عمل کردهای مستند و داستان،‏ مانند ‏بمنبممایشنامه ی ‏«گروه اطلس»‏ از ولید راد که در آن

آرشیوهای واقعی،‏ ساختگی و ابداع شده را با هم به کار می گبریبررد.‏

۶. گسبرتبررش فرهنگ شفاهی تئاتر که در آن ابمیبمما و اشاره ها،‏ شیوه های رفتاری و منش ها و نگرش ها از

طریق تکنولوژی نشان داده و تکثبریبرر شده است.‏ ‏همھهممانگونه که شیوه ی آنا دیور اسمسسممیت اینگونه

است.‏

در تئاتر مستند معاصر یکی از موضوعات جذاب مورد ‏بجببجحث ‏همھهممان نقد عملکرد های مستند است و

به پرسش کشیدن مبریبرزان اعتماد یا خوانش های متفاوت ‏مجممجخاطب از یک سند.‏ در واقع اشکالات یک

‏بمنبممایش مستند می تواند واقعیت ‏بمنبممابىیبىی ظاهری آن در عبنیبنن پنهان کردن ‏بجببجخشی از واقعیت باشد که در

تئاتر مستند معاصر مورد پرسش قرار می گبریبررد.‏ ‏همھهممینطور شیوه ای از ‏بمنبممایش به نام مستندبمنبممابىیبىی نبریبرز به

‏همھهممبنیبنن طریق با استفاده از اسناد غبریبررمعتبرببرر یا ساخبىتبىی مبریبرزان باورپذیری و اعتماد ‏مجممجخاطب را به ‏بمنبممایش

مستند به بازی می گبریبررد تا از این طریق با سواستفاده های سیاسی از باور و اعتماد ‏مجممجخاطب به

مستندسازی مقابله کند.‏

ورباتیم

ورباتیم اشاره به خاستگاه مبنتبنن ‏بمنبممایشنامه دارد.‏ در این شیوه سخنان مردم واقعی از طریق

مصاحبه و یا در طی یک فرآیند ‏بجتبجحقیقی ضبط یا رونویسی می شود و یا از اسنادی ‏همھهممچون رونوشت

یک ‏بجتبجحقیق رسمسسممی ببریبررون آورده می شوند.‏ ورباتیم در واقع گونه ای از تئاتر مستند بوده و خاستگاه

آن در انگلستان است.‏ اشاره ای که امبریبرررضا کوهستابىنبىی در مصاحبه با کیوان سررشته در کتاب

ورباتیم می کند این نکته آمده است که واژه ی ورباتیم در گذشته در کشور انگلستان به سخنان

‏بجتبجحریرشده ی شا کیان،‏ وکلا و ‏مجممججرمان در دادگاه گفته می شد و از ‏همھهممبنیبنن طریق به تئاتر راه پیدا کرده

است.‏ ورباتیم که در فارسی به ‏«کلمه به کلمه»‏ نبریبرز مشهور است نوعی از ‏بمنبممایش مستند است که


بازیگران نقش هابىیبىی را بازی می کنند که ‏همھهممچون مصاحبه در حال صحبت کردن با ‏مجممجخاطب اند و ‏بمتبممام

این سخنان کلمه به کلمه دارای منبع یا سند هستند.‏

‏همھهممانطور که در توضیح ‏بجنبجحوه ی چینش روایات و مستندات در تئاتر مستند گفتیم در تئاتر ورباتیم

نبریبرز تدوین و مونتاژ سخنان شخصیت ها بسیار اهمھهممیت دارد.‏ راببنیبنن سونز [٧] یکی از کارگردانان و

‏بمنبممایشنامه نویسان مشهور ورباتیم در انگلستان می گوید او بارها برای تاثبریبررگذاری بیشبرتبرر بر ‏مجممجخاطب

صحبت های شخصیت هایش را مقطع یا موازی پیش برده یا برای مثال گاهی که قرار نبوده نام

شخصیت ذکر شود چند شخصیت در یک شخصیت ادغام می کرده تا بتواند تاثبریبرر مورد نظرش را

بگذارد.‏ شاید در این مورد آخر بگویید که این دیگر مستندسازی نیست اما ‏همھهممانطور که گفتیم

تئاتر مستند می تواند مرزهای تعاریف پیش ساخته را بشکند تا هدف مولف را پیش ببرببررد.‏ در واقع

آبجنبجچه سونز ابجنبججام می دهد ‏همھهممانطور که خودش بارها اشاره کرده استفاده ی از ورباتیم به عنوان یک

تکنیک است تا هدف خودش را پیش ببرببررد.‏ در ‏همھهممبنیبنن مورد اشاره می کند که بارها از او پرسیده اند

پس فرق کار تو با گزارش های دولبىتبىی چیست؟ آن ها هم به ‏بجنبجحوی برای مقاصد دولت ‏بجتبجحریف یا

‏بجتبجخلیص شده اند.‏ اما سونز در جواب ‏همھهممیشه می گوید هدف دولت،‏ پنهان کاری،‏ دور کردن توجه از

حقیقت و ‏مجممجحدود کردن دانش است.‏ اما من هدفم آشکار کردن،‏ به فکر واداشبنتبنن و گسبرتبررش

دانش است.‏

در واقع سونز به خو ‏بىببىی می داند که دستیابىببىی ‏بمتبممام واقعیت به شکل ١٠٠ درصد بر صحنه شدبىنبىی

نیست.‏ چرا که در دقیقبرتبررین ارجاعات و حبىتبىی حضور شخصیت های واقعی به جای خودشان،‏ باز

هم باید قبول کنیم که واقعه ای که بر صحنه ‏بمنبممود پیدا کرده متعلق به گذشته است و احضار آن

‏همھهممچون روحی بر صحنه ‏بجببجخشی از بافتار واقعیت را دچار اعوجاج یا مداخله می کند.‏ پس به ‏همھهممبنیبنن

ترتیب ‏همھهممان ‏بهببههبرتبرر که این مداخله به نفع روشنگری باشد.‏

در ‏بمنبممایش ورباتیم ‏مجممجخاطب توقع دارد که دروغ نشنود و از منظر ادعابىیبىی که پشت ‏بمنبممایش ورباتیم

است مولف باید بکوشد تا این انتظار ‏مجممجخاطب را تا جای ‏ممممممکن برآورده کند.‏ این اتفاق دقیقا مانند

شرایط یک روزنامه نگار است که گزارشی را می نویسد.‏ او متعهد به اصول اخلافىقفىی است اما

گزارش را از منظر خود و بر اساس سیاست های روزنامه تنظیم می کند.‏ اما از نگاه دیوید هر[‏‎٨‎‏]‏

‏بمنبممایش مستند جابىیبىی اتفاق می افتد که روزنامه نگاری شکست می خورد.‏ از این منظر ‏بمنبممایش مستند

می تواند به جنبه های واقعی تری از یک شخصیت ببرپبرردازد و این میل به حقیقت را چه در مولف و

چه در ‏مجممجخاطب بیشبرتبرر سبریبرراب کند.‏

در ‏بجتبججربه های که الکی بلیث[‏‎٩‎‏]‏ در ‏بمنبممایش های مستند داشته است گاهی بازیگران در حبنیبنن اجرا نبریبرز

هدست هابىیبىی به گوش داشتند که مصاحبه ی حقیقی شخصیت ها در گوشی ‏بجپبجخش می شده و بازیگران

پس از کسری از ثانیه آن حرف ها را ادا می کردند تا حبىتبىی المللممکان حبىتبىی ‏لحللححن بازیگر نبریبرز ‏بجتبجحت تاثبریبرر


بازی یا اغراق نباشد.‏ ‏همھهممینطور در این میان می توان به حضور واقعی آدم ها در شخصیت

خودشان اشاره کرد که می تواند تا آبجنبججا که ‏ممممممکن است به اثبات حقیقت کمک کند.‏

در بسیاری موارد ‏بمنبممایش های ورباتیم توانسته اند موفقیت هابىیبىی در تغیبریبرر قوانبنیبنن بوجود آورند.‏ برای

مثال در ‏بمنبممایش های دادگاهی که در ‏مجممججلس اعیان انگلستان اجرا شده بسیاری از قوانبنیبنن مهاجرت یا

قوانبنیبنن حقوفىقفىی زنان با استفاده از ‏بمنبممایش ورباتیم و مصاحبه های شخصیت های واقعی در برابر

‏بمنبممایندگان ‏مجممججلس به پرسش کشیده شده است و موجب تغیبریبرر این قوانبنیبنن شده است.‏

تئاتر ورباتیم به دلیل حضور شخصیت در برابر ‏بمتبمماشا گر و خطابه ی مستقیم و ‏بىببىی واسطه اش

می تواند تاثبریبرری به مراتب بیشبرتبرر بر ‏بمتبمماشا گران بگذارد و به ‏همھهممبنیبنن دلیل تکنیکی بسیار سیاسی

خواهد بود برای روشنگری و مواجهه به دولت.‏ برای مثال راببنیبنن سونز در مورد یکی از

‏بمنبممایش هایش می گوید زمابىنبىی که با یک عکاس پاپاراتزی مصاحبه می کردم او گفت:‏ ‏«ا گه یکی داره

کوکائبنیبنن می کشه یا دست کرده تو دماغش من ‏بهببههش کاری ندارم،‏ ولىللىی خیلی از عکاسا می رن

سراغش،‏ با شلوارای عرقوی تنگ مزخرفشون زوم می کبننبنن روی زیربغل یارو».‏ سونز معتقد است

که عبارت ‏«شلوارای عرقوی تنگ مزخرفشون»‏ حامل نوعی حقیقت متعلق به آن عکاس است.‏

اینکه هیچکس دیگر اینگونه از این عبارت استفاده ‏بمنبممی کند و ‏مجممجخاطب نبریبرز در اولبنیبنن مواجهه با این

‏لحللححن و گفتار آن را درک می کند.‏ ‏همھهممبنیبنن ‏لحللححن های متفاوت و کاملا خاص می تواند حامل معنا شود.‏

اما به ‏همھهممان مقدار که این اعتماد و انتظار را در ‏مجممجخاطب بالا می برد می تواند ‏مجممجحملی برای

سواستفاده های سیاسی نبریبرز باشد.‏ آبجنبجچه در ‏بمنبممایش های ورباتیم اهمھهممیت بسیاری پیدا کرده است

موضوع اخلاق است.‏ اینکه مولف چقدر به اهداف خود آ گاه است و برای نیل به این اهداف

چقدر تصویر را به دست خود تغیبریبرر می دهد مساله ایست که هنوز بسیار جای پرداخت خواهد

داشت.‏

آرمان عزیزی‏

از ‏مجممججموعه گفت وگوهای گروه تئاتر ا گزیت‏

٢۴ دی ماه ١٣٩٧


منابع:‏

کتاب تئاتر مستند؛ ‏مجممججموعه مقالات،‏ گردآورنده ‏مجممجحمد منعم،‏ نشر بیدگل

کتاب ورباتیم؛ تئاتر مستند معاصر در انگلستان،‏ گردآوری ویل ‏همھهمموند و دن استوارد،‏ مبرتبررجم

کیوان سررشته،‏ ناشر موسسه ی فرهنگی هبرنبرری نوروز هبرنبرر

Saying it right : creating ethical verbatim theatre by Gibson, Janet

Publisher: Faculty of Arts, Macquarie University 2011

Karl Georg Büchner [١]

Karl Kraus [٢]

Erwin Piscator [٣]

Bertolt Brecht [۴]

Peter Weiss [۵]

Carol Martin [۶]

Rabin Soans [٧]

David Hare [٨]

Alecky Blythe [٩]

More magazines by this user
Similar magazines