شورش علیه تئاتر

exittheatre
  • No tags were found...

راه حل اجتماعی کردن و موازنه‌ی قدرت‌ها در تئاتر

آرمان عزیزی

از مجموعه گفت و گو های گروه تئاتر اگزیت
۱۳ خرداد ماه ۱۳۹۸ ، تهران

شورش علیه تئاتر

راه حل اجتماعی کردن و موازنه ی قدرت ها در تئاتر

بسیار شنیده ابمیبمم از رسالت هبرنبررمند،‏ یا نویسنده،‏ از وظیفه ای که کارگردان در برابر جامعه

به عهده دارد یا از تعهدی که بازیگر باید به اثر و هبرنبرر داشته باشد.‏ کم نیستند رشته هابىیبىی که

صحنه ی تئاتر را به جامعه وصل می کنند و چه ‏بىببىی ‏سمشسممار ‏جمججمملابىتبىی که به تارتحیتحخ ارجاع می دهند تا این


رابطه ی تنگاتنگ هبرنبرر تئاتر و جامعه را به تصویر بکشند.‏ اما در این میان یافبنتبنن وظیفه ی ‏مجممجخاطب

گم شده است،‏ یا ا گر نه،‏ زیر هاله ی تقدس و پرنور صحنه در تاریکی جایگاه ‏بمتبمماشا گران به

فراموشی رفته است.‏ این تک سویه بودن گفتمان اجتماعی تئاتر؛ از بالا به پایبنیبنن،‏ از ‏سمسسممت صحنه

به صندلىللىی های ‏بمتبمماشاچیان،‏ از اتاق فرمان به ‏مجممجخاطب،‏ به شکلی تاربجیبجخی موازنه ی قدرت ‏بمتبمماشا گر‐‏

اثر یا ‏مجممجخاطب‐مولف را به نفع طرف دوم به هم زده است.‏ مگر یک پای هبرنبرر تئاتر در جایگاه

‏بمتبمماشا گران نیست؟ به شکلی دقیقبرتبرر باید پرسید،‏ تئاتری که برای موجودیتش به حداقل یک

جفت چشم برای ‏بمتبمماشا کردن نیاز دارد،‏ چه به سرش آمده که نیمه ای از هویتش را ‏بمنبممی شناسد؟

البته شاید اینطور به نظر برسد که این ‏همھهممه سخن از تعهد و رسالت و وظیفه،‏ بند و زبجنبججبریبرر بسبنتبنن

به پای هبرنبررمند است و نه قدرت دادن به او،‏ اما این تنها ظاهر ماجرا است.‏

تئاتر به شکل تاربجیبجخی با تعریف و بازتعریف صحنه و هبرنبررمند،‏ در واقع به نوعی قدرتش

را برای تسلط بر صحنه و ‏مجممجخاطب کانالبریبرزه کرده است،‏ ‏مجممجخاطبىببىی که عموماً‏ ‏همھهممچون توده ای صلب،‏

‏بجتبججزیه ناپذیر و پذیرنده نقش بسته و لایه های متفاوت قدرت و آ گاهی و هوش در او انکار شده

است.‏ تقسیم بندی ها نبریبرز در حد ‏همھهممان تقابل قلابىببىی ‏«مجممجخاطب حرفه ای/مجممجخاطب عام»‏ شکل گرفته

است که خودِ‏ این تقسیم بندی نبریبرز در کنار شخصی بودن تعریف یا وابسته بودنش به اثر روی

صحنه،‏ باز نوعی توده انگاری یا تقلیل جایگاه ‏مجممجخاطب است.‏

از دید رانسبریبرر،‏ این اصل کودن سازی در نظام آموزشی یا به نوعی در نظام

سلسله مراتبىببىی تارتحیتحخ تئاتر باعث شده ‏مجممجخاطب ‏همھهممچون پذیرنده نقش بپذیرد و ‏همھهممیشه او را به

شکلی نیازمند تبیبنیبنن مفاهیم از سوی آموزگار ‏(در اینجا مولف تئاتر)‏ کرده است.‏ اما این ‏مجممجخاطب

نیست که نیازمند تبیبنیبنن گر است،‏ بلکه برعکس این تبیبنیبنن گر ‏(آموزگار)‏ است که نیازمند شا گرد و

تبیبنیبنن پذیر است.‏ رانسبریبرر با اشاره به نظریات ژا کوتو معتقد است که با باور به هوش و ذکاوت

طبیعی ‏مجممجخاطب و شکوفا کردن خلاقیت و حساسیت،‏ می توان این بردار عمودی قدرت را در

تئاتر به برداری افقی تبدیل کرد تا در آن قدرت دو طرف هویت تئاتر،‏ یعبىنبىی تیم اجرا

‏(کارگردان،‏ نویسنده،‏ طراح و ...) و ‏مجممجخاطب ‏(هر کس که به ‏بمتبمماشای اثر ایستاده است چه منتقد و


چه ‏مجممجخاطب غبریبررمتخصص)‏ را به توازن رساند.‏ آبجنبجچه در این موقعیت اهمھهممیت دارد آن است که

تلاش های نظریه پردازان و کارگردانان تئاتر برای باز کردن پای ‏مجممجخاطب به روی صحنه،‏

تکنیک های فاصله گذاری و یا به زور درگبریبرر کردنش با بازیگران یا حبىتبىی گفتگوهای یک طرفه،‏

‏همھهممه به نوعی زیرمجممججموعه ای از ‏همھهممان نگاه تبیبنیبنن گری است که به قدرت اندیشه و هوش ‏مجممجخاطب به

تنهابىیبىی باور ندارد.‏ اما حقیقت این است که ‏مجممجخاطب تئاتر به ‏مجممجحض ‏بمتبمماشای یک اثر تئاتری آن را

می پذیرد یا پس می زند و ‏همھهممبنیبنن به نوعی آغاز قدرتنمابىیبىی ‏مجممجخاطب است.‏

تا اینجای کار ا گر بپذیر ‏بمیبمم ‏همھهممراه رانسبریبرر از این تقسیم بندی تقلیل گرایانه ی ‏مجممجخاطب

خاص/مجممجخاطب عام رها شو ‏بمیبمم،‏ می توانیم پا را یک مرحله فراتر گذاشته و ‏مجممجخاطب تئاتر و به ویژه

‏مجممجخاطب امروز تئاتر در ایران را بازشناسیم.‏ اما برای پیمودن این قدم،‏ باید از پیش،‏ تعاریفی از

تئاتر امروز و وضعیت امروز تئاتر در ایران در ذهن داشته باشیم.‏

تئاتر در وضعیت امروز ایران

این مقاله قصد ندارد برای تعریف تئاتر و شناسابىیبىی تئاتر امروز ایران درگبریبرر تعارضات

هسبىتبىی شناسانه ی تئاتر در طول تارتحیتحخ این هبرنبرر شود،‏ برعکس تلاش دارد در این مسبریبرر به شکلی

انضمامی تر به وضعیت جامعه شناسانه ی ‏مجممجخاطب و اثر ببرپبرردازد.‏ پس تعریف ساده ی پل وودراف

را در اینجا موثرتر خواهیم یافت ا گر آن را با الگوهای امروزی تئاتر ایران پیوند بزنیم.‏

وودراف در کتاب ضرورت تئاتر،‏ این تعریف را ارائه می دهد:‏ ‏«تئاتر هبرنبرری است که با

آن کرداری انسابىنبىی را در زمان و مکان معبنیبنن،‏ ‏بمتبمماشابىیبىی می کنند یا ‏بمتبمماشابىیبىی می یابند».‏ این تعریف

به ظاهر نابسنده و کلی وقبىتبىی می تواند وجهه ای انضمامی و پراتیک به خود بگبریبررد که با ‏بمتبمماشابىیبىی

یافبنتبنن صورت های ‏بمنبممایشی جامعه و سیاست امروز ایران پیوند زده شود.‏ در موقعیت امروز

کشور می توان ‏بمتبممام کردارهای انسابىنبىی را در سطح خرد و کلان به شکلی ‏بمتبمماشابىیبىی یافت و از منظر


یک تئاتر به آن نگریست و آبجنبجچه در سالن های تئاتر رخ می دهد را در ارتباط با این مبنتبنن

اجتماعی تعریف کرد.‏ تئاترهابىیبىی که امروزه در سالن های ‏بمنبممایش به اجرا در می آیند به واسطه ی

نظام خصوصی سازی،‏ رقابت سرمایه و رانت و بازتولید صنعت فرهنگی رسانه های ‏مجممجحدود

کشور،‏ تا توانسته اند از وجوه بینامتبىنبىی خودشان با جامعه گسسته و به نوعی از این تعریف

کلان تر تئاتر ‏(به زعم وودراف)‏ خود را جدا کرده اند.‏ آبجنبجچه در سالن های تئاتری ‏بهتبههران امروز

‏بمتبمماشابىیبىی می شود ‏(ا گر بتوان آن را ‏بمتبمماشابىیبىی یافت)‏ کردار انسابىنبىیِ‏ ‏بجببجخش بسیار کوچکی از جامعه ی

امروز در لازمان و لامکابىنبىی است که برای بیشبرتبرر مردم این شهر غبریبررقابل درک است؛ مردمی که

به ‏همھهممبنیبنن دلیل از حضور در سالن های تئاتر کشور پس زده شده اند،‏ اما نه به مدد نبریبرروی قهری

بلکه به کمک نبریبرروهای اقتصادی‐فرهنگی.‏

با توجه به متوسط قیمت بلیت تئاتر در شهر ‏بهتبههران که ببنیبنن ٣٠ تا ٣۵ هزار تومان است و

متوسط درآمد حداقل حقوق اداره ی کار برای یک ساعت و نیم ‏(متوسط زمان یک ‏بمنبممایش)‏ که

معادل ١٢ هزار تومان است به راحبىتبىی می توان حدس زد قسمت عظیمی از مردم ایران با

توجه به سطح درآمد خود به سخبىتبىی می توانند تئاتر را برای ساعات فراغت خود انتخاب کنند.‏

این در حالىللىی است که کمبرتبررین مبریبرزان قیمت بلیت بعضی از ‏بمنبممایش ها ‏(در صندلىللىی های بسیار دور از

صحنه و با دید حداقلی)‏ به ۵٠ تا ۶٠ هزار تومان هم می رسد.‏ در این وضعیت به راحبىتبىی تئاتر

از دسبرتبررس بسیاری از مردم خارج شده و به تفرتحیتحح درصد بسیار ‏مجممجحدودی از جامعه تبدیل شده

است.‏ اما به راسبىتبىی چرا تئاتر باید برای ‏بمتبممام اقشار جامعه در دسبرتبررس باشد؟

تئاتر به مثابه ی یک ‏بهنبههاد اجتماعی

در تارتحیتحخ معاصر هبرنبرر،‏ تئاتر یک ‏بهنبههاد اجتماعی شناخته می شود و ‏همھهممچون یک ‏بهنبههاد

اجتماعی در جوامع و شهرها عمل کرده است.‏ در یک تعریف ساده از ‏بهنبههاد اجتماعی می توان


گفت:‏ ‏«بهنبههادهای اجتماعی،‏ ساختارها و سازوکارهای نظم و ‏همھهممکاری هستند که رفتار گروه های

انسابىنبىی را در اجتماعات معبنیبنن راهبرببرری می کنند».‏ ‏(ویکی پدیا)‏ آبجنبجچه در این تعریف اهمھهممیت دارد

مفاهیم ‏«نظم و ‏همھهممکاری»‏ و ‏«گروه های انسابىنبىی در اجتماعات معبنیبنن»‏ است.‏ ارتباط میان

اجتماعات و ‏همھهممکاری و نظم در پارادابمیبمم های اجتماعی و تاربجیبجخی در تعریف به عنوان ‏بهنبههاد

اجتماعی بسیار اهمھهممیت دارد.‏ برای مثال خانواده به عنوان کوچکبرتبررین واحد ‏بهنبههاد اجتماعی

شناخته می شود و یا دانشگاه به عنوان یکی از ‏بهنبههادهای بسیار کهن اجتماعی ‏همھهممیشه در جامعه

نقش بازی می کند که در هر دو ‏همھهممکاری و درگبریبرری اجتماعی المللممان های شاخص است.‏

اینکه چرا تئاتر به عنوان یک ‏بهنبههاد خصوصی یا یک ‏بهنبههاد اقتصادی شناخته ‏بمنبممی شود به

ریشه های تاربجیبجخی تئاتر و نقش آن در اجتماعات مردمی ارتباط دارد اما تا آبجنبججا که در حیطه ی

‏بجببجحث این مقاله می گنجد باید گفت که ‏بهنبههاد اجتماعی بودن تئاتر در کشور ایران را می توان در

هبرنبرر تعزیه و یا آیبنیبنن های پیشیبىنبىی جست.‏ آبجنبجچه به عنوان تئاتر مدرن و صحنه ای در ایران جریان

دارد اما در هیچ یک از برهه های تارتحیتحخ تئاتر ایران ‏همھهممچون یک ‏بهنبههاد اجتماعی عمل نکرده است،‏

مگر دقایقی کوتاه از تارتحیتحخ مانند ابتدای انقلاب ۵٧ که دستگاه های نظاربىتبىی و دولبىتبىی تئاتر را به

حال خود رها کرده بودند.‏ در ‏بهنبههایت آبجنبجچه ما امروز به عنوان تئاتر مدرن در ایران و به خصوص

در شهر ‏بهتبههران می شناسیم بیشبرتبرر به ‏بهنبههادی خصوصی با حداقل ‏مجممجخاطب نزدیک است تا ‏بهنبههادی

اجتماعی و در دسبرتبررس عموم.‏

‏همھهممانطور که جن هاروی در کتاب تئاتر و شهر مدعی است:‏ ‏«تئاتر به طور تلوبجیبجحی و گاهی

به صراحت یکی از ‏بجتبججربه های شهری است،‏ و از این طریق خودِ‏ شهر را ‏بمنبممایش می دهد».‏ پس

می توان به ‏مجممجخاطب تئاتر ‏همھهممچون نوعی شهروند نگریست.‏ مناسبات و ‏بجتبججربه های شهری در ایران

بیشبرتبرر از هر زمان دیگری به دادوستد و فعالیت های اقتصادی فروکاسته شده است.‏ مکان های

عمومی در هجوم مارکت ها و فروشگاه ها،‏ فضابىیبىی برای مناسبات اجتماعی بافىقفىی نگذاشته اند.‏

پرسه زبىنبىی در شهر آنگونه که عباس کاظمی اشاره می کند تبدیل به پاساژگردی شده و برند ها و

رستوران ها و فست فودها و کافه ها ‏همھهممه به خلوت انسان شهری امروز ‏جمحجممله کرده اند،‏ گو ‏بىیبىی


تعریف شهروند در ایران به مشبرتبرری بدل شده است.‏ در ‏همھهممبنیبنن شرایط است که سالن های تئاتر

رفته رفته شبیه پاساژ ها شده اند.‏ در هر سالن خصوصی یا دولبىتبىی دست کم یک یا دو کافه،‏

فست فود و فروشگاه ‏مجممجحصولات فرهنگی و غبریبررفرهنگی پیدا می شود که چشم به جیب مشبرتبرریان

تئاتر دوخته اند.‏ در این وضعیت فرا رفبنتبنن از هویت مشبرتبرری به ‏مجممجخاطب به عنوان طرف دعوی

تئاتر کار چندان آسابىنبىی به نظر ‏بمنبممی آید.‏

از طرفىففىی ‏مجممجخاطب امروز نبریبرز در برابر پروسه ی تولید فرهنگی به شدت بیگانه شده است

‏همھهممانگونه که از تارتحیتحخ و سیاست بیگانه شده بود.‏ ‏مجممجخاطبىببىی که موضوعات فرهنگی را مصرف می کند

بدون آنکه کوچکبرتبررین دخالبىتبىی در آن داشته باشد.‏ این فردیت شدگیِ‏ ‏لحللحجام گسیخته و این

بیگانه شدن از جامعه در طبقه ای که بیشبرتبررین ‏مجممجخاطبان تئاتر امروز ایران را روانه ی سالن های

تئاتر می کنند،‏ به واسطه ی عدم مشارکت و ناتوابىنبىی در درک موقعیت اجتماعی خود در طبقات

اجتماعی،‏ ‏بىببىی اندازه منفعت طلبىببىی و فرصت طلبىببىی را در مناسبات خود وارد کرده اند.‏ برای یک ‏بمنبممونه

کافىففىی ست اشاره ای به کمپبنیبنن ‏#باموبایل_خاموش_وارد_سالن_شو ‏بمیبمم کنیم.‏ ‏مجممجخاطب بیگانه شده

از اجتماع آبجنبجچنان درگبریبرر منفعت طلبىببىی است که ساده ترین ‏بمنبممودهای اخلاق شهروندی را باید در او

به زور تزریق کرد تا گوشی ‏همھهممراه خود را در سالن تاریک تئاتر روشن نکند و باعث آزار دیگر

‏مجممجخاطبان نشود.‏

اما در میان ‏مجممجخاطبان تئاتر،‏ کم نیستند اقشاری از جامعه که به نوعی ارتباط خود با تئاتر

را قطع نکرده اند،‏ دانشجویان هبرنبرر،‏ جوانان طبقات پایبنیبنن تر جامعه که ‏همھهممچنان امیدی به

صحنه گردابىنبىی صحنه ی تئاتر در عرصه ی اجتماعی دارند،‏ یا علاقمندابىنبىی که از فرصت های

‏بىببىی فایده ای که شهر در اختیارشان قرار داده است به ملال رسیده اند و هنوز می توان آن ها را

‏مجممجخاطبان تئاتر امروز به حساب آورد.‏ افرادی که به نوعی ‏بمنبممی توان در یک طبقه یا یک دسته ی

به خصوص جایشان داد اما وجه مشبرتبررک آن ها شاید برخورداری از نوعی آ گاهی طبقابىتبىی باشد و

هوشیاری نسبت به وضعیت امروز اجتماعی.‏ این گروه اما از وضعیت تئاتر امروز بسیار

ناراضی اند.‏ نارضایبىتبىی شان را می توان در جلسات نقد،‏ نظرات نوشته شده در شبکه های


اجتماعی یا سایت های فروش بلیط تئاتر یافت.‏ اما این نارضایبىتبىی ها عمدتاً‏ جدا جدا و بدون

اثرگذاری فراموش می شوند،‏ چرا که در وهله ی اول بسیاری از این ‏مجممجخاطبان،‏ نارضایبىتبىی شان را

بیان ‏بمنبممی کنند یا ا گر بیان کنند نبریبرز،‏ با ‏جمحجممایبىتبىی از طرف دیگر ‏مجممجخاطبان مواجه ‏بمنبممی شوند.‏ این

وضعیت برای ‏مجممجخاطب امروز باوری به وجود خواهد آورد که گو ‏بىیبىی شرایط نابسامان تئاتر امروز

تغیبریبرری ‏بجنبجخواهد کرد.‏ این خود وجه دیگری از بیگانگی ‏مجممجخاطب از مناسبات تولید فرهنگی

است.‏

رسالت ‏مجممجخاطب امروز

اینکه تئاتر امروز از وضعیت جامعه جدا شده و در فرآیندها و ضرورت های اجتماعی

موثر نیست نیازی به ثابت کردن ندارد.‏ درست است که تئاتر امروز تبدیل به نوعی سرگرمی و

تفرتحیتحح مورد پسند قشر اندکی از جامعه شده است اما به نوعی می توان در ‏همھهممبنیبنن اوضاع و احوال

با وجود تئاترها و اجراهای ضعیف و بازاری شده نبریبرز نوعی از اجتماعی بودن را ‏بجتبججربه کرد.‏ پل

وودراف معتقد است،‏ آن هابىیبىی که در ‏بمتبمماشا کردن خبرببرره اند در زندگی کردن نبریبرز خبرببرره اند.‏ آن ها

در اجتماع نبریبرز ‏بمتبمماشا کردن و ‏بمتبمماشابىیبىی شدن را اجرا می کنند و به ‏همھهممبنیبنن طریق در جامعه اثر

می گذارند.‏ در واقع می توان اینطور تفسبریبرر کرد که در یک اجرای بد نبریبرز می توان ‏بمتبمماشا کردن را

آموخت،‏ اینکه کجا را باید ‏بمتبمماشا کرد و کجا را نباید.‏ و اینگونه بر نارضایبىتبىی از ‏بمتبمماشای یک تئاتر بد

مسلط شد.‏ مهم آن است که بر این مناسبات بازاری شده شورید.‏

رسالت ‏مجممجخاطب ناراضی امروز نپذیرفبنتبنن این مناسبات و تلاش برای ‏جمججممعی کردن نارضایبىتبىی

است.‏ تشکیل گروه های ‏همھهممفکر برای ‏بمتبمماشای گروهی تئاترها،‏ برگزاری جلسات هم اندیشی و نقد

تئاتر،‏ به اشبرتبررا ک گذاشبنتبنن ‏جمججممعی نظرات در شبکه های اجتماعی و برگزاری کمپبنیبنن ها یا ‏جمحجممایت از

آبهنبهها برای اعبرتبرراض به وضعیت تئاتر،‏ وجوهی از اجتماعی عمل کردن در قبال رسالت ‏مجممجخاطبان

است.‏ کمپبنیبنن هابىیبىی که ریشه های اصلی وضعیت تئاتر امروز را هدف بگبریبررند،‏ ‏همھهممچون کمپبنیبنن علیه

خصوصی سازی تئاتر و علیه سانسور.‏ از طرف دیگر تن ندادن به تبلیغات گول زننده،‏ نوشبنتبنن


نقد و اعبرتبرراض رودررو به تیم اجرابىیبىی و به نوعی وارد ‏بجببجحث شدن و وارد ‏بجببجحث کردن ‏بمنبممونه های

دیگری از راه های اجتماعی کردن ‏بجتبججربه ی ‏بمتبمماشای تئاتر است.‏ این روش ها به نوعی می توانند

مناسبات تولید یک طرفه را هدف قرار دهند و در بدترین حالت ا گر بر تئاتر امروز تاثبریبرری

نگذارند،‏ ‏بجتبججربه هابىیبىی برای اجتماعی کردن مناسبات میان ‏مجممجخاطبان تئاتر هستند.‏

در عبنیبنن حال،‏ ‏جمحجممایت از تئاترهای به حاشیه رانده شده و ‏بجتبجحر ‏بمیبمم تئاترهابىیبىی که در بازتولید

وضعیت اسف بار تئاتر امروز دخیل اند روش های دیگر شورش علیه تئاتر امروز است که

می تواند توجه بسیاری از ‏مجممجخاطبان دیگر را جلب کند.‏ به طور خلاصه آبجنبجچه اهمھهممیت دارد ‏بمتبممرین

‏بجتبججربه های اجتماعی ‏مجممجخاطب بودن و جلوگبریبرری از خفه شدن تئاتر در سالن ها و باز کردن راهی از

صحنه به جامعه است.‏

آرمان عزیزی

از ‏مجممججموعه گفت و گو های گروه تئاتر ا گزیت

١٣ خرداد ماه ، ١٣٩٨ ‏بهتبههران


منابع:‏

١. ضرورت تئاتر،‏ پل وودراف،‏ ترجمججممه ی ‏بهببههزاد قادری،‏ نشر مینوی خرد‏

٢. تئاتر و شهر،‏ جن هاروی،‏ ترجمججممه ی سپیده ‏جمخجممسه نژاد،‏ نشر مروارید‏

٣. پرسه زبىنبىی در جامعه ی پساانقلابىببىی،‏ عباس کاظمی،‏ نشر جاوید‏

۴. بوطیقای صحنه،‏ ‏بمتبمماشا گر رهابىیبىی یافته،‏ ژا ک رانسبریبرر،‏ ترجمججممه ی صالجللجح ‏بجنبججفی و مهدی امبریبررخوانلو،‏

نشر آ گاه‏

۵. ‏بجتبججلی قدرت ‏مجممجخاطب در عواطف سیاسی،‏ آرمان عزیزی،‏ گروه تئاتر ا گزیت،‏ سایت میدان

More magazines by this user
Similar magazines