نمایش و ارزش: کار تئاتر در نقد اقتصاد سیاسی کارل مارکس

exittheatre

به قلم: مایکل شین بویل
۲۰۱۷
ترجمه: شیرین میرزانژاد
خردادماه ۱۳۹۸

گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد ‏بمنبممایش و ارزش | کار تئاتر در نقد اقتصاد سیاسی کارل مارکس مایکل شبنیبنن بویل

سوءبرداشت های آبهنبهها از مارکس حالت عمدی به خود می گبریبررد،‏ علی الحللحخصوص در آثار ویرنو.‏ به

گفته ی ویرنو،‏ مارکس ‏«غالباً»،‏ ‏«عملاً»‏ و ‏«تقریباً‏ ‏همھهممیشه»‏ ‏بمنبممایش را به عنوان کار تولیدی رد کرده

است.‏ (۴۴) قیدهای این چنیبىنبىی جالب هستند؛ ویرنو می داند که تفسبریبررش نشان گر موضع مارکس

درباره ی ‏بمنبممایش یا کار تولیدی نیست.‏ (۴۵) آبجنبجچه مارکس آن را ‏«تعریف صحیح»‏ کار تولیدی

می نامد ‏‐که تعریف سرمایه نبریبرز هست‐‏ نه مشخص کننده ی مادیت کار است و نه مادیت کالا،‏

بلکه تنها مناسبات اجتماعی میان کارِ‏ مزدی و سرمایه که ‏«ارزش اضافىففىی برای سرمایه دار تولید

می کند».‏ (۴۶) چنان که در بالا اشاره شد،‏ مارکس هیچ دلیلی ارائه ‏بمنبممی کند که بتوان فرض کرد

‏بمنبممایش ‏بمنبممی تواند ارزش اضافىففىی تولید کند ا گر در انطباق با سرمایه سازماندهی شده باشد.‏ این

نشان گر جدابىیبىی قطعی از اسمسسممیت و نبریبرز موضعی است که ویرنو به مارکس نسبت می دهد.‏ ادعای

ویرنو مببىنبىی بر این که مارکس ‏بمنبممایش را در زمره ی کار غبریبررتولیدی قرار می دهد،‏ تا کید مارکس را بر

مناسبات اجتماعی نادیده می گبریبررد و در عوض ‏‐همھهممچون اسمسسممیت‐‏ ‏مجممجحتوای ‏(غبریبرر)مادی ‏بمنبممایش را

برجسته می سازد.‏ مارکس غبریبررمادی بودن ‏بمنبممایش را نادیده ‏بمنبممی گبریبررد،‏ اما این مادیت نیست که تولید

ارزش اضافىففىی توسط ‏بمنبممایش را تعیبنیبنن می کند.‏ ناپایداری کالای تئاتر ارتباطی به این امر ندارد که آیا

کار تئاتری می تواند به عنوان کار تولیدی مورد ‏بهببههره کشی قرار گبریبررد یا نه.‏ چنان که مارکس در

گروندریسه می نویسد:«بازیگران کارگران تولیدی هستند،‏ نه به این خاطر که ‏بمنبممایش تولید

می کنند،‏ بلکه چون بر ثروت کارفرمای خود می افزایند.»‏ (۴٧) گرچه این که کار تئاتر می تواند

منشاء ارزش اضافىففىی باشد و تئاتر می تواند ‏مجممجحل تولید سرمایه داری باشد،‏ موجب خوشحالىللىی نیست.‏

چنان که سیان نگایi به ما یادآور می شود،‏ ‏سمشسممرده شدن در زمره ی کار غبریبرر تولیدی ‏«تضعیف

روحیه»‏ نیست.‏ (۴٨) مارکس نبریبرز استدلال می کند که ‏«بنابراین کارگر تولیدی بودن ‏بجببجخت نیست،‏

بلکه شوربجببجخبىتبىی است.»‏ (۴٩)

برای مارکس،‏ تئاتر چندان متفاوت از کارخانه نیست،‏ تا جابىیبىی که در بر گبریبررنده ی ‏مجممججموعه ای از

مناسبات اجتماعی باشد که به کار ابجنبججام شده در آن فرمی اجتماعی ‏مجممجختص به سرمایه داری بدهد،‏

فرم کالای سرمایه داری.‏ اما تئاتر تنها ‏مجممجحل تولید نیست؛ معمولاً‏ نقش دومی را نبریبرز به عنوان ‏مجممجحل

مصرف ایفاء می کند.‏ پژوهش گران ‏بمنبممایش با هم زمابىنبىی تولید و مصرف در تئاتر آشنا هستند،‏ اما این

برای خوانندگان مارکس ابجیبججاد سردرگمی کرده است.‏ حبىتبىی تئوریسن برجسته ارنست مندلii در

مقدمه اش بر جلد دوم کاپیتال ‏«تضادهای جالبىببىی»‏ در تئوری های ارزش اضافىففىی دقیقاً‏ درباره ی ‏همھهممبنیبنن

مسئله یافته است.‏ دردسر مندل جابىیبىی شروع می شود که مارکس ادعا می کند ‏«کار بازیگر»‏ در

تئاتر می تواند به طور هم زمان تولیدی و غبریبررتولیدی باشد.‏ (۵٠) با این حال آبجنبجچه مندل آن را

Sianne Ngai i

٢٠

Ernst Mandel ii

More magazines by this user
Similar magazines