نقد و بررسی نمایش «تایم لپس» به کارگردانی صالح علوی‌زاده

exittheatre
  • No tags were found...

سردرگمی در مواجهه با یک مسأله

به قلم مجید اصغری منتقد گروه تئاتر اگزیت
ارزش‌گذاری منتقد: نیم‌ستاره- ضعیف

نقد و بررسی ‏بمنبممایش ‏«تابمیبمم لپس»به کارگردابىنبىی صالجللجح علوی زاده

سردرگمی در مواجهه با یک مسأله...‏

به قلم ‏مجممججید اصغری منتقد گروه تئاتر ا گزیت

ارزش گذاری منتقد:‏ نیم ستاره‐‏ ضعیف


عنوان یک ‏بمنبممایش اولبنیبنن و مهم ترین پل ارتباطی ببنیبنن ‏مجممجخاطب و اثر بوده که مانند سایر اجزای یک

پدیده ‏بمنبممایشی از اهمھهممیت بالابىیبىی برخوردار است.‏ عنوان ‏«تابمیبمم لپس»‏ این جذابیت را در خود

دارد تا ما را از یک مفهوم تکنیکال در عرصه تصویربرداری به مرور زمان برای فرد یا افرادی

بکشاند که در آن مرور قرار است اتفاقابىتبىی بیفتد یا مناسبات جدیدی ببنیبنن آن ها شکل گبریبررد.‏ اما

تابمیبمم لپس و کارکرد آن به توجه به جزئیات اهمھهممیت ‏بمنبممی دهد.‏ از طرفىففىی آن چبریبرزی که به مرور زمان

در آن ساخته و پرداخته می شود است اهمھهممیت پیدا کرده و مهم جلوه داده می شود.‏ به عنوان

مثال مراحل ساخت یک ساختمان یا برج را در نظر بگبریبررید.‏ ا گر ما مراحل عمرابىنبىی ساخت این

پروژه ها را در یک دقیقه ببینیم،‏ زیبابىیبىی شکل گبریبرری پدیده در ظرف مدت کوتاه است که تابمیبمم

لپس را جذاب می کند و به طبع جزئیات در آن دیده ‏بمنبممی شود.‏ درست است که عنوان جذاب

‏«تابمیبمم لپس»به مرور زمان اشاره دارد و چنبنیبنن ‏بجببجحبىثبىی در ‏بمنبممایش نبریبرز مطرح می شود اما بُعد

روانشناسانه اثر به واسطه فرمی که ارائه می دهد بر ‏همھهممه ابعاد دیگر ‏بمنبممایش غالب بوده و به

پردازش آن می پردازد.‏ وا کاوی در مسأله ای روانشناسانه بسیار مهم و کلیدی است و این نوع

وا کاوی به ریزترین،‏ جزبىئبىی ترین و حبىتبىی تاریک ترین نقاط یک مساله می پردازد.‏ آیا این ریزبیبىنبىی

که در ‏بمنبممایش ‏«تابمیبمم لپس»‏ تلاش می شود به یک عنصر دراماتیک تبدیل شود،‏ می تواند ارتباطی

با مفهوم تابمیبمم لپس از ‏لحللححاظ کارکردی پیدا کند؟ ا گر بپذیر ‏بمیبمم که ‏بمنبممایش در یک سردرگمی ای به

سر می برد پاسخ سوال مثبت خواهد بود.‏ البته که انتظار ما از مرور زمان در ‏بمنبممایش چبریبرزی است

ورای آن چه که مؤلف به ‏بمنبممایش می گذارد اما با این وصف،‏ اثر با عنوان خود هم خوابىنبىی پیدا

می کند و این به معنای یک نقد مثبت نیست چرا که این هم خوابىنبىی به معنای تقلیل یافبنتبنن

پرداخت روانشناسانه اثر است.‏ باری پوسبرتبرر ‏بمنبممایش اما ساز دیگری می نوازد و به این مفهوم

مرور زمان که ‏بمنبممایش جان می کند که به آن جان ببخشد نبریبرز پشت پا می زند.‏ یک وان لبرببرریز از

خون و سه مرد که کنار آن ایستاده اند!‏ این تصویری است از یک مقصد که مرور زمان و

خاطرات قرار است ما را به آن برساند.‏ مرور زمان،‏ گذار از دالان های ذهبىنبىی است نه تصویری

از مقصد آن.‏ راه آن و تا کید رسیدن به آن مقصد است که مهم جلوه می کند.‏ پس پرواضح

است که طراح پوسبرتبرر به دم دسبىتبىی ترین شکل ‏ممممممکن به ‏بمنبممایش نگاه کرده و خط مسبریبرری که

کارگردان تلاش به ‏بمنبممایشی کردنش را داشته را ندیده است.‏ البته این فقط ضعف طراح پوسبرتبرر

نیست،‏ خودِ‏ ‏بمنبممایش از ‏همھهممان اول تصویری از مقصد ارائه داده و سپس به مسبریبرر رسیدن به آن

می پردازد.‏ این نوع پردازش به شکل یک آزمایش روانکاوانه ‏(به شکلی که ما دیدبمیبمم)‏ بسیار

ضعیف و الکن بوده و از هیچ نظام ساختاری تبعیت ‏بمنبممی کند.‏ سه فرد در سبریبرزده سال پیش


جرمی را به اشتباه مرتکب می شوند و تا کنون با عذاب وجدان آن دست و پنجه نرم می کنند.‏

آن ها در ‏بىپبىی درمان خود در یک آزمایش شرکت می کنند تا شاید دردی از درد آن ها را دوا

کند.‏ آن ها قصه جنایت خود را به مدل های گونا گون ‏(هیجابىنبىی،‏ غمگبنیبنن،‏ خندان و...)‏ تعریف

کرده و ا گر دروغ و ‏بجتبجخطی از آن ها سر بزند توسط یک ربات مورد بازخواست قرار می گبریبررند.‏ اما

آیا می توان این فرم اجرابىیبىی را به پرداخبنتبنن به جزئیات روانکاوانه نسبت داد؟!‏ قطعا خبریبرر.‏ چرا

که ‏بمنبممایش و فرمت اجرابىیبىی آن قادر نیست به عمق ناخودآ گاه سه شخصیت خود نفوذ کرده و

مطالبىببىی را در راستای درام خود از آن جا استخراج کند.‏ قطعا ‏بجببجخش عمده ای از این ضعف که

مرتبط با ‏بمنبممایشنامه است به یک نگاه تولیدی و اقتصادی در تئاترمفلوک و بیمار این روزهای ما

برمی گردد.‏ مؤلف تلاش می کند تا ایده های خلاقانه خود را با کمبرتبررین هزینه و وقت ‏ممممممکن به

روی صحنه بیاورد.‏ از ‏همھهممه چبریبرز ‏(حبىتبىی کیفیت)‏ می زند تا فقط امر به روی صحنه آمدن ‏مجممجحقق شود.‏

ا گر ‏همھهممبنیبنن امر به روی صحنه آمدن به یک اصل بنیادی تبدیل شود ‏(که متاسفانه این گونه شده

است)‏ ‏همھهممه چبریبرز را ‏بجتبجحت الشعاع خود قرار داده و صرفا به ماهیت وجودی خود می پردازد.‏ در

این صورت نقد،‏ احبرتبررام به ‏مجممجخاطب،‏ توجه به مردم،‏ زمانه و اجتماع رفته رفته از ببنیبنن خواهد

رفت و جای خود را به چگونه و در کمبرتبررین زمان به صحنه آمدن خواهد داد.‏ طبیعی است که

توضیح بنده به معنای پول هنگفت خرج کردن برای یک ‏بمنبممایش نیست،‏ این که ما به هر قیمبىتبىی

‏بجببجخواهیم خود را به صحنه برسانیم است که به اثرمان لطمه می زند.‏ ا گر دقت کرده باشید به

تازگی در فضای تئاتر نبریبرز مُد شده که به اسم تئاتر مستند،‏ چند بازیگر(معمولا سلبرببرریبىتبىی)‏ به روی

صحنه آمده و با یک مونولوگ و سخبرنبررابىنبىی ‏بىببىی مزه و حوصله سربر،‏ سر و ته ‏بمنبممایش را هم می آورند و

به این شیوه اقتصادی نبریبرز افتخار می کنند!‏ دوستان این به معنای زنده نگه داشبنتبنن تئاتر نیست،‏

این به معنای روشن نگاه داشبنتبنن چراغ تئاتر نیست.‏ این شیوه های ببریبرزینسی دسبىتبىی است که در

خفا به کمک دست حکومت در سانسور پدیده های فرهنگی و اجتماعی از جیب به برون آمده

است.‏ در فضای دانشجو ‏بىیبىی ما که افراد باذوق و خلافىقفىی حضور دارند،‏ باید بتوانند با کنش گری

مناسب و به جا شیوه های راتحیتحج مثلا اقتصادی در بدنه اصلی تئاتر را به چالش بکشند نه این که

خود نبریبرز دنباله رو آن ها شده و از آن ها در به روی صحنه آمدن به هر قیمبىتبىی پیشی بگبریبررند.‏

١۴ تبریبرر ١٣٩٨


تابمیبمم لپس

تئاتر هامون

٠٩ تبریبرر تا ٠۵ مرداد

زمان:‏ ١٩:٠٠

مدت:‏ ساعت ١

بهببهها:‏ ۴٠,٠٠٠ تومان

طراح و کارگردان:‏ صالجللجح علوی زاده

بهتبههیه کننده:‏ هادی حجازی فر

نویسنده:‏ امبریبرر نوروزی

بازیگران:‏ ‏(به ترتیب ورود)‏ امبنیبنن اسفندیار،‏ امبریبرر

نوروزی،‏ وحید منتظری

با حضور:‏ نیما سیاری،‏ پگاه زارعیان

گروه کارگردابىنبىی:‏ پگاه زارعیان،‏ آرمبنیبنن صیاد

مشاور پروژه:‏ پویا سعیدی

طراح نور:‏ نیلوفر نقیب سادابىتبىی

طراح لباس:‏ سارا مژده

طراح صحنه:‏ حامد جلالىللىی

دستیار صحنه:‏ امبریبررحسبنیبنن اجمحجممدی

موسیقی:‏ پویا نوروزی

طراح گرافیک:‏ مر ‏بمیبمم برادران

موشن و تبریبرزر:‏ ‏مجممجحمدرضا نوحی

عکاس:‏ کیارش مسیبىببىی

‏همھهمماهنگی:‏ شادی خواجه

More magazines by this user
Similar magazines