نقد و بررسی نمایش «مگس» به دراماتوژی ایوب آقاخانی و کارگردانی توحید معصومی

exittheatre

آشِ کشکِ مرکز هنرهای نمایشی
به قلم مجید اصغری، منتقد گروه تئاتر اگزیت
ارزش‌گذاری منتقد: بدون ستاره- فاقد ارزش

نقد و بررسی ‏بمنبممایش ‏«مگس»به دراماتوژی ایوب آقاخابىنبىی و کارگردابىنبىی توحید معصومی

آشِ‏ کشکِ‏ مرکز هبرنبررهای ‏بمنبممایشی

به قلم ‏مجممججید اصغری،‏ منتقد گروه تئاتر ا گزیت

ارزش گذاری منتقد:‏ بدون ستاره‐‏ فاقد ارزش


پیش نقد:‏

هر وضعیت و ساختار اقتصادی ای،‏ فرهنگ مرتبط با خود را می سازد.‏ به عنوان مثال ا گر ما

درباره اوضاع اسفنا ک تئاتر خصوصی در کشور صحبت به میان می آور ‏بمیبمم،‏ صرفا نوک پیکان

نقدمان به تعاملات سیستماتیک اقتصادی این پدیده ضدفرهنگی نیست بلکه ادا و اطوار و

منش تو خالىللىی اش است که مورد عنایت ما نبریبرز قرار می گبریبررد.‏ یکی از ‏همھهممبنیبنن جنگولک بازی ها،‏

دورهمھهممی های بیخودکی در افتتاحیه های ‏بمنبممایش هاست.‏ تئاتر وقبىتبىی به معنای بد کلمه به کالا تبدیل

شود،‏ جولان گاه تبلیغابجتبجچی هابىیبىی می شود که از نظرات حضرات و اساتید و ملیجک ها و ‏جمججممیع

فسیل ها و خاله خان باجی های تئاتری درباره نیمچه ‏بمنبممایشی فیلم می گبریبررند و در صفحه ‏مجممججازی

‏همھهممان اثر به انتشار می رسانند.‏ سرآخر در حلق و گوش و چشم ‏همھهممه می کنند تا ملت ‏همھهممیشه در

صحنه تئاتر به شکل متعالىللىی دریابند که ‏بمنبممایش شان با چه استقبال حدا کبرثبرری ای مواجه شده

است.‏ راستش برای افتتاحیه ‏بمنبممایش ‏«مگس»‏ نبریبرز خود را آماده کرده بودم تا با چنبنیبنن رسم و

رسومابىتبىی مواجه شوم اما این طور نشد.‏ نه دورهمھهممی ای بود و نه سخبرنبررابىنبىی ای.‏ هیچ کس مزاحم

‏مجممجخاطبان نشده و در پایان اجرا به هیچ فردی تقدبمیبمم نشد.‏ بازیگران آمدند،‏ تعظیم شان را

کردند و رفتند و ما نبریبرز رفتیم ‏بىپبىی کارمان.‏ این نوع برخورد با ‏مجممجخاطب دو نتیجه را با خود به

‏همھهممراه می آورد.‏ اول این که ‏مجممجخاطب احساس آرامش بیشبرتبرری کرده و حس ‏بمنبممی کند که قرار است

به سبب حضورش در شب اول ‏بمنبممایش از وی سوء استفاده تبلیغابىتبىی شود.‏ دوم ‏بىببىی هیچ حاشیه و

مقدمه سازی و...‏ ‏مجممجخاطب را با اثر مواجه می سازد.‏ گو ‏بىیبىی هیچ قصد و غرضی در فریب ‏مجممجخاطب

وجود نداشته و کارگردان ‏بىببىی پرده اثرش را با ‏همھهممه عیوب و ایرادات احتمالىللىی ای که دارد مقابل

چشمان ‏مجممجخاطب قرار می دهد.‏ این رویکرد یک حال خوب تولید می کند که متاسفانه با یک

سهل انگاری به باد فنا می رود.‏ این در و پیکر چنان برای ‏مجممجخاطب باز می شود که خود را در

سالن گم می کند.‏ از بروشور هم که خبرببرری نیست!‏ این ‏بىببىی نظمی ا گر توهبنیبنن به ‏مجممجخاطب نیست

پس چیست دوستان؟!‏ وضعیت مالىللىی خراب است که چهارتا بروشور کف دست ‏مجممجخاطب

‏بمنبممی گذارید؟!‏ این توجیه برای چهارتا دانشجو و هبرنبررآموز که با هزار مصیبت و بدبجببجخبىتبىی پول جور

کرده و در یک اتاقک ‏بمنبممور به اسم بلک با کس اجرا می روند نبریبرز قابل قبول نیست چه رسد به


دوستابىنبىی که در سالن های دولبىتبىی اجرا رفته و بودجه ‏مجممجخصوص خود را از مرکزهبرنبررهای ‏بمنبممایشی

دریافت می کنند.‏

واقعا خنده ام نگبریبررد وقبىتبىی برخی عزیزان دل به اسم ‏جمحجممایت از ‏مجممجحیط زیست و آسیب نرساندن

به درختان،‏ از چاپ بروشور و هزینه کردن در این راستا سرباز می زنند؟!‏

و اما نقد:‏

عجایب این روزهای تئاتر ما ‏بمتبممامی ندارد.‏ این نبریبرز پدیده عجیبىببىی است که ‏همھهممه در تئوری

صاحب نظر و صاحب سبک هستند اما در عمل و در صحنه هیچ چبریبرز برای عرضه ندارند.‏ فقط

کافىففىی است از دوستان ببرپبررسید که گروتسک یعبىنبىی چه.‏ از سبریبرر تا پیازش برایتان تعریف کرده و

آباء و اجدادش را برایتان ببریبررون می ریزند اما در پیاده سازی اش به شدت لنگ می زنند.‏ این

روزها هم مد شده که بلاتکلیفی مان در مواجه با اثر را با کمی چاشبىنبىی کمدی لاله زاری و کمی

ترس و اضطراب مدرن شبه روشنفکری قاطی کرده و به اسم گروتسک به ‏مجممجخاطب مان ‏بجتبجحویل

دهیم.‏ این ا گر تقلیل در سبک و گونه نیست پس چیست؟!‏ با این وصف وای به حال

دانشجویان این بزرگواران که چه ها که نصیب شان ‏بمنبممی شود.‏ این موارد به ویژه در تئاترهای

دولبىتبىی ‏همھهممواره با نوعی رخوت و کم حوصلگی در کارگردابىنبىی ‏همھهممراه است.‏ وقبىتبىی پویابىیبىی از تئاتر

گرفته شود،‏ آزمون و خطا و جرأت ریسک پذیری از آن سلب شود،‏ ته آن می ماند ‏بمنبممایشی به

سان ‏«مگس»‏ که به معنای واقعی کلمه می تواند یک تنه ‏بمنبمماینده ای ویژه برای تئاتر اخته این

روزهای ما باشد.‏ این نوع تئاتر به شدت ‏مجممجحافظه کارانه و به دور از مردم و اجتماع،‏ چنبنیبنن

می ‏بمنبممایاند که عده ای فقط برای این که حق بیمه شان در ارشاد رد شود در این عرصه فعالیت

می کنند.‏ اصلا نه توجهی به زمانه دارند،‏ نه ملزومات اجتماع را درک می کنند و نه تلاشی در

این راستا صورت می دهند.‏ سازوکار معیوب چنبنیبنن است.‏ مبنتبنن را حضرات بالادست تایید

می کنند ‏(آن هم نه مبنتبنن ‏«خانواده تت»‏ اثر اشتفان اُرکبىنبىی بلکه مبنتبنن بازنویسی و دراماتورژی شده

آن به نام ایوب آقاخابىنبىی و توحید معصومی را)،‏ برایش بودجه تعیبنیبنن کرده و به روی صحنه

می آورند.‏ البته که از صدقه سر اقتصاد مقاومبىتبىی دولت ‏مجممجحبرتبررم و مدبر،‏ مرکز این روزها به گدا


گشنه بازی افتاده و کمبرتبررین حد بودجه را برای گروه ها ‏لحللححاظ می کند.‏ اما این نبریبرز خود به مثابه مو

کندن از خرس می ماند.‏ ‏همھهممه چبریبرز هلو در گلوست.‏ پول هست،‏ سالن هست،‏ مبنتبنن قیچی شده

هست،‏ خبرببررنگار برای مصاحبه هست و صدالبته ‏مجممجخاطبان حرفه ای و پیگبریبرر هبرنبرر وزین ‏بمنبممایش نبریبرز

موجود هستند.‏ دیگر یک تئاتری از این دنیا چه می خواهد؟!‏ به خدا هبرنبررمند ا گر در این

شرایط غرغر کند ناشکری کرده و قدر نعمبىتبىی که عطایش شده را ندانسته است.‏

‏بجببجحث ما دیگر بر سر دراماتورژی معیوب آقاخابىنبىی نیست که آن را به شیوه ‏بمنبممایشنامه های رادیو ‏بىیبىی

برگردانده،‏ یا طراحی به شدت تیپیکال از یک خانه که سرتاسرش پرده پیچی شده،‏ یا بازی هابىیبىی

که در غیاب رهبرببررارکسبرتبرر هر که ساز خودش را می زند و چه فالش می زند.‏ یا کارگردابىنبىی که یک

مبریبرزانسن درست و درمان در کارش دیده ‏بمنبممی شود و با ‏بمتبممهیدابىتبىی ابتدابىیبىی مانند قرمز شدن پشت

صحنه و کشبنتبنن تعلیق،‏ اوج توانابىیبىی اش در به تصویر کشیدن صحنه ای به قول خودش گروتسک

را برابمیبممان رقم می زند.‏ ‏بجببجحث بر سر معایب ساختار تولید اثر ‏بمنبممایشی در ایران است.‏ بررسی این

مساله به عهده کدام ‏بهنبههاد یا مسئول است؟ آیا با طومارنویسی و ‏بجتبججمیع مقابل خانه تئاتر حل

می شود؟ با نقدنویسی در ‏بجتبجحریریه ی ا گزیت چطور؟!‏

و حالا پس نقد:‏

ا گر ‏بمنبممایش ‏«مگس»‏ را ندیدید فدای سرتان،‏ اما به شدت توصیه می کنم که تبریبرزر ‏بمنبممایش را از

دست ندهید.‏

٢٨ تبریبررماه ١٣٩٨


مگس

تئاترشهر ‐ سالن سایه

٢٣ تبریبرر تا ١٨ مرداد

زمان:‏ ١٨:٣٠

مدت:‏ ١ ساعت و ١٠ دقیقه

بهببهها:‏ ٣٠,٠٠٠ تومان

نویسنده:‏ اشتفان اُرکبىنبىی

مبرتبررجم:‏ کمال ظاهری

دراماتورژ:‏ ایوب آقاخابىنبىی،‏ توحید معصومی

کارگردان:‏ توحید معصومی

بازیگران:‏ ایوب آقاخابىنبىی،‏ سامان دارابىببىی،‏

مرضیه صدرابىیبىی،‏ الهللهھه زجمحجممبىتبىی

بهتبههیه کننده:‏ امبریبررحسبنیبنن شفیعی،‏ مهدی

ا کبرببرری زاده

بازنویسی:‏ ایوب آقاخابىنبىی،‏ توحید معصومی

طراح صحنه:‏ سینا ییلاق بیگی

طراح لباس:‏ الهللهھام شعبابىنبىی

طراح نور:‏ رضا خضرابىیبىی

طراح صدا و انتخاب موسیقی:‏ علی

مست علی

مدیر تولید،‏ دستیار کارگردان و برنامه

ریز:‏ میلاد حاجی زاده

منشی صحنه:‏ مرجان برات

مدیر صحنه:‏ ‏مجممجحمدحسن درباغی فر

گروه تولید:‏ حسبنیبنن بنیاد،‏ علبریبررضا فتاحی،‏ کیانوش ایازی

دستیار طراح صدا:‏ مهرنوش بیگ زاده

طراح گرافیک:‏ خورشید آزادی

موشن گرافىففىی:‏ اِروین معصومی

مدیر تبلیغات و روابط عمومی:‏ امبریبرر قالیچی

عکاس و ساخت تبریبرزر:‏ مصطفی قاهری

More magazines by this user
Similar magazines