نقد و بررسی نمایش «حسن بدری برنده خوشبخت یک عدد مزدا۳» به نویسندگی و کارگردانی هامون قاپچی

exittheatre

تکاپو میان رویا و واقعیت

به قلم مجید اصغری، منتقد گروه تئاتراگزیت
ارزش‌گذاری منتقد: یک و نیم ستاره- قابل‌ تأمل

نقد و بررسی ‏بمنبممایش ‏«حسن بدری برنده خوشبخت یک عدد مزدا‎٣‎‏»‏

به نویسندگی و کارگردابىنبىی هامون قابجپبجچی

تکاپو میان رویا و واقعیت

به قلم ‏مجممججید اصغری،‏ منتقد گروه تئاترا گزیت

ارزش گذاری منتقد:‏ یک و نیم ستاره‐‏ قابل تأمل


اولبنیبنن چبریبرزی که نظر ‏مجممجخاطب را نسبت به اثر جلب می کند،‏ عنوان آن است که برای یک اثر

‏بمنبممایشی ‏ممممممکن است عجیب و نامتعارف تلقی شود.‏ البته که عنوان بسیار بدی است چرا که از

نگاه آن چه مؤلف در اثر به نقدش می پردازد وام گرفته شده است.‏ به تعببریبرر دیگر ‏بمنبممایش

«حسن بدری...»‏ و جهان بیبىنبىی مؤلف آن،‏ ‏بمتبممبریبرز دادن و شفافیت ‏بجببجخشیدن ببنیبنن زندگی واقعی

کارگران است با آن چه رسانه ها درباره آن می پردازند.‏ دیالوگی که هم ا کنون برای عنوان

‏بمنبممایش انتخاب شده از جانب رسانه ی مسموم تبلیغ می شود که مؤلف به آن نگاهی سخت

انتقادی دارد.‏ به ‏همھهممبنیبنن دلیل عنوان ‏بمنبممایش باید از دل ‏همھهممبنیبنن نگاه انتقادی انتخاب شود نه از

موضع ضد آن.‏ با این حال تبریبرزبیبىنبىی صاحب اثر در طراحی بروشور خودبمنبممابىیبىی می کند.‏ طراحی

بروشور از شناخت دقیق از جغرافیا و ‏مجممجحلی که قصه ‏بمنبممایش در آن جا صورت می گبریبررد،‏ الهللهھام

گرفته است.‏ کوچه مهران،‏ خیابان ‏جمججممهوری،‏ کارگاه ها و تولیدی های لباس مردانه و زنانه و

بروشورهای ‏بىببىی رنگ و لعابىببىی که در پیاده روهای این فضا به دست آدم می دهند کاملا انطباق

دارند با آن چه در ورودی سالن حافظ به دست می گبریبرر ‏بمیبمم.‏ انگار این ‏بمتبممهید ما را به یکی از این

کارگاه ها هدایت می کند.‏ این مقدمه را بروشور اثر به حیات رسانده و ادامه اش را طراحی

صحنه درست و به جا ‏بىپبىی می گبریبررد.‏ طراحی صحنه به ظاهر ساده اما دقیق ‏مجممجحسن خویبىنبىی و هامون

قابجپبجچی از یک کارگاه تولیدی،‏ نفس گبریبرر می شود و گو ‏بىیبىی بازسازی ای از یک جهنم ‏بمتبممام عیار است

که کارگران را در خود حبس کرده.‏ کار دشواری است که با طراحی خود،‏ سالن حافظ با آن

گل وگشادی را به چنبنیبنن تنگنابىیبىی بدل کبىنبىی که نفس کشیدن را برایت سخت و دشوار کند.‏ اپبریبرزود

اول که حسن بدری را در وسط سالن زیر نور موضعی نشان می دهد،‏ به آتش جهنمی که

طراحی صحنه به وجود آورده می افزاید.‏ اساسا حسن بدری را باید با ناخودآ گاهش معرفىففىی

کرد چرا که تاثبریبررات عدم رضایت مندی او از شرایطی که در آن قرار گرفته،‏ در این فضای

هولنا ک قابل ‏لمللممس و مشاهده است.‏ حسن به طور ‏همھهممزمان در چند فضا و مکان ‏مجممجختلف قرار

دارد.‏ اول در تلویزیون به عنوان برنده مزدا‎٣‎‏،‏ دوم در روستا و زادگاهش،‏ سوم فضابىیبىی که

‏همھهممواره مایه ی آرامش و خوشبخبىتبىی او بوده است.‏ گرایش بیش از اندازه او به این رویای

کابوس وار،‏ ‏همھهممواره او را به عنوان برنده ماشبنیبنن ‏(فضای اول)،‏ تبدیل شدن به قورباغه ‏(فضای

دوم)‏ و سرخوشی ناشی از ورزش ‏(فضای سوم)‏ قرار می دهد.‏ سبریبرر فرآیند حسن بدری و


گذارش از این سه فضا در زمابىنبىی ‏مجممجحدود در اپبریبرزود اول،‏ مسبریبرر شناخت ما از کارا کبرتبرر اصلی و

مسائل پبریبررامون آن را به خو ‏بىببىی و با فرمبىتبىی ‏بمنبممایشی تشرتحیتحح کرده و ‏بجتبجحویلمان می دهد.‏

وقبىتبىی نور عمومی،‏ کارگاه تولیدی را روشن می کند،‏ ‏بجتبججهبریبرزات کارگاهی اعم از چرخ های دوخت و

خیاطی،‏ ماده های خام و پارچه ها،‏ بسته های آماده ‏بجتبجحویل و...‏ را در عمق صحنه و تلویزیون

فکسبىنبىی که ‏بمنبمماینده رسانه است را در وسط صحنه ‏بمنبممایان می سازد.‏ کارگران از صبح تا شب ماببنیبنن

فضای عمق ‏(همھهممان فضای کارگاه که با نور کاملا سرد طراحی شده که واقعیت اصلی زندگی آن ها

را نشان می دهد)‏ و وسط صحنه،‏ مقابل تلویزیون ‏(که تصویری جعلی و دروغبنیبنن از وضعیت

روزمره مردم را به تصویر می کشد)‏ در رفت وآمد هستند.‏ این رفت وآمدها مرز میان واقعیت و

رویای کارگران را کم کم ‏مجممجحو کرده و ضمبریبرری جعلی برای آن ها به وجود می آورد تا جابىیبىی که

رفبنتبنن و حضور داشبنتبنن در استودیوی برنامه خندوانه برای یکی از کارگران به یک آرزو بدل

می شود.‏ چنبنیبنن افرادی باید فضای واقعی خود مانند کار در کارگاه را نبریبرز با رویا بپوشانند.‏

کشیدن تریا ک می تواند برطرف کننده این معضل برای آن ها باشد.‏ در دنیای واقعی آن ها از

صاحب کار خود طلب دارند و یکی به سکوت رضایت داده و دیگری مدام حرص و جوش

می خورد.‏ حرص و جوش زدن،‏ عاملی است که رویا و افیون ساختگی را برهم می زند.‏

می بینید که ‏بمنبممایشنامه و اثر چگونه قدم به قدم پیش رفته و در ‏بىپبىی تدارک یک کشمکش جدی

و مهیج است.‏ این مساله به وضوح بیانگر زیست مؤلف و آشنابىیبىی دقیق او از این ‏مجممجحیط و آدم های

آن است.‏ زیسبىتبىی که با این فضا آمیخته و رشد کرده است.‏ اما متاسفانه ‏بمنبممایشنامه و درام اثر در

‏همھهممبنیبنن نقطه با یک ایست و سکته ناهمھهممگون با خود مواجه می شود.‏ خلاقیت دراماتیک افول

کرده و درجا می زند.‏ نویسنده ماببنیبنن فضای میابىنبىی تا پایابىنبىی اثر چبریبرزی ندارد که به کار خود اضافه

کند و ناچار است وضعیت ‏بمنبممایشی را در یک حالت فریز قرار داده تا از ‏مجممجخاطب زمان ‏بجببجخرد.‏ بعضا

این مشکل از عدم ‏بجتبججربه و دانش در خلق کامل یک درام قرص و ‏مجممجحکم ناشی می شود و گاه

به دلیل ملاحظات ‏ممممممبریبرزی جهت به اجرا درآمدن اثر.‏ قسمت پایابىنبىی اثر کمی فضا از آن حالت

ایستابىیبىی خود جدا شده و در ‏بهنبههایت حسن بدری نقشه خود مببىنبىی بر دزدی از کارگاه به ازای

طلبىببىی که از صاحب کارش دارد را عملی می کند.‏ مبریبرزانسن دستگبریبرری و بازجو ‏بىیبىی از حسن بسیار

خلاقانه جلوه می کند چرا که کارگردان دقیقا او را در مبریبرزانسبىنبىی قرار می دهد که در ابتدای


‏بمنبممایش در جایگاه برنده یک دستگاه مزدا‎٣‎ گذاشته بود.‏ ‏همھهممان ‏مجممججری با ‏همھهممان ‏لحللححن لوس و

فریبنده خود به بازجو ‏بىیبىی از حسن می پردازد اما دوباره و در ‏همھهممان شرایط نبریبرز فضای واقعی با

رویابىیبىی در هم تنیده شده و ‏لحللححن بازجو به ‏مجممججری تلویزیون و باز از ‏مجممججری به بازجو تغیبریبرر می کند

و ما صدای موزیک شاد و تشویق ‏بمتبمماشا گران حاضر در استودیو را می شنو ‏بمیبمم.‏ در ‏بهنبههایت،‏ تبدیل

شدن به ‏بجببجخشی از کمال و خوشبخبىتبىی ذهبىنبىی حسن ‏(طبیعت آرام روستا در کنار ننه حاجی)‏ او را

به سرمبرنبرزلگاه خود می رساند.‏ زیسبىتبىی ‏همھهممچون یک قورباغه که تا ابد قرار است میان برگ ها و آب

زلال دشتستان جَست بزند و از چبریبرزی که هست لذت ببرببررد.‏ اما این یک واقعیت است یا یک

رویا؟ آیا سرنوشت کارگران امروزی ما به ‏بجتبجحقق رویای شان گره می خورد؟ آیا نتیجه

سرنوشت شان در دست خودشان است یا جبرببرر زمانه؟ چگونه و با چه ‏بمتبممهیدی می توانند از

جهنمی که برای خود و خانواده هایشان ساخته شده رهابىیبىی یابند؟

٢۵ مرداد ١٣٩٨


حسن بدری برنده خوشبخت یک

عدد مزدا‎٣‎

تالار حافظ

تبریبرر تا ٣٠ مرداد ٢٧

زمان:‏ ٢١:٠٠

مدت:‏ ساعت ١

بهببهها:‏ ٠٠٠,٣۵ تومان

نویسنده و کارگردان:‏ هامون قابجپبجچی

بازیگران:‏ ‏مجممجحسن خویبىنبىی ها،‏ ماهان

خورشیدی،‏ آبتبنیبنن یاری

موسیقی:‏ وحید صالحللححی

طراح و ترکیب صدا:‏ مرال حسبنیبنن زاده

طراح صحنه:‏ هامون قابجپبجچی،‏ ‏مجممجحسن

خوییبىنبىی ها

ویدیو:‏ میثاق ‏بجببجحرالعلومیان

تولید:‏ آرش نبریبررانداز

طراحی گرافیک:‏ استودیو کارگاه،‏ مر ‏بمیبمم شریفی

تبریبرزر:‏ ‏مجممجحمود فدوی

عکاس:‏ عمید فرحی،‏ مهرداد متجلی

ساخت تبریبرزر:‏ میثاق ‏بجببجحرالعلومیان،‏ مهرداد متجلی

More magazines by this user
Similar magazines