تاریخ سرخ: ولادیمیر ایلیچ لنین

exittheatre
  • No tags were found...

به قلم: شیرین میرزانژاد
فیلمنامه مستند
شهریور ‌ماه ۱۳۹۸

ولادیمیر ایلیچ لنین

تاریخ سرخ شیرین میرزانژاد

Copyright © 2019 Khameneh Multimedia All rights reserved.


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد ولادبمیبممبریبرر ایلیچ لنبنیبنن تارتحیتحخ سرخ

تاریخ سرخ

ولادیمیر ایلیچ لنین

به قلم:‏ شیرین میرزانژاد

فیلمنامه مستند

شهریور ماه ١٣٩٨

٢


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد ولادبمیبممبریبرر ایلیچ لنبنیبنن تارتحیتحخ سرخ

٣


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد ولادبمیبممبریبرر ایلیچ لنبنیبنن تارتحیتحخ سرخ

در تارتحیتحخ بیستم می ١٨٨٧، الکساندر ایلیچ اولیانوف به ‏همھهممراه چهار تن دیگر به جرم سوءقصد به جان

الکساندر سوم،‏ امبرپبرراتور روسیه به دار آوبجیبجخته شد.‏ او که بیست و دو سال بیشبرتبرر نداشت،‏ ایدئولوژیست

گروه سیاسی خود و سازنده ی ‏بمببممب هابىیبىی بود که قرار بود جان تزار را بگبریبررد.‏ مرگ او تاثبریبرر عمیقی بر

خانواده اش و خصوصاً‏ برادر کوچک ترش ولودیا گذاشت.‏ ولودیا که تا پیش از آن نبریبرز تا حدی به فعالیت

سیاسی توجه نشان می داد،‏ در این مسبریبرر عزم راسخ تری پیشه کرد و رفت تا با نامی جدید،‏ تاربجیبجخی نو را

رقم بزند:‏ ولادبمیبممبریبرر ایلیچ لنبنیبنن.‏

‏*من کاری می کنم که تقاص این کارشان را بدهند.‏ قسم می خورم!‏

ولادبمیبممبریبرر که ولودیا صدایش می کردند،‏ فرزند سوم خانواده بود.‏ روحیه ی رقابت جو و گاه ‏جمچجمموش و

ستبریبرزه جو ‏بىیبىی داشت.‏ با این حال ‏همھهممیشه در مدرسه ‏بمنبممرات خو ‏بىببىی می گرفت و حبىتبىی مرگ پدر و سپس

برادرش تاثبریبرری بر این روند نگذاشت؛ گرچه پس از مرگ پدرش،‏ رفتار ‏مجممججادله آمبریبرز پیدا کرد و از

اعتقادش به خدا روی گرداند.‏ در ١٧ سالگی در صدر کلاس با مدال طلا برای عملکرد استثنابىیبىی خود

از مدرسه فارغ التحصیل شد و در ادامه برای ‏بجتبجحصیل در رشته ی حقوق راهی دانشگاه کازان شد.‏ بر

خلاف پدر و مادرش که سلطنت طلب و لیبرببررال ‏مجممجحافظه کار بودند و از فعالیت های سیاسی رادیکال دوری

می جستند،‏ او و خواهرانش آنا و ماریا و برادرش دمیبرتبرری،‏ راه ساشا برادر بزرگ تر را در پیش گرفتند.‏

‏*هر تشکلی بالقوه انقلابىببىی است.‏

چند ماه پس از مرگ برادرش در سال ١٨٨٧، در دانشگاه کازان به یکی از گروه های ‏مجممجحلی پیوست که

از نواحی گونا گون بودند.‏ گروهی که ولادبمیبممبریبرر عضو آن بود،‏ او را ‏بمنبمماینده ی خود در شورای گروه های ‏مجممجحلی

٤


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد ولادبمیبممبریبرر ایلیچ لنبنیبنن تارتحیتحخ سرخ

کرد.‏ در ماه دسامبرببرر ‏همھهممان سال،‏ در تظاهرابىتبىی علیه ‏ممممممنوعیت فعالیت شوراهای دانشجو ‏بىیبىی شرکت کرد و به

ابهتبههام رهبرببرری این تظاهرات دستگبریبرر شد.‏ در ‏بىپبىی این حادثه از دانشگاه کازان اخراج و سپس به

کوکوشکینو که املا ک خانوادگی شان در آبجنبججا بود تبعید شد.‏ در آبجنبججا دیوانه وار شروع به مطالعه کرد و

شیفته ی رمان انقلابىببىی ‏«چه باید کرد»‏ چرنیشفسکی شد.‏ چندی بعد مادرش که یک فرزندش را به خاطر

فعالیت سیاسی اش از دست داده بود،‏ نگران از گرایشات رادیکال او با استفاده از نفوذ خود بازگشت او

به کازان را مهیا کرد.‏ اما با بازگشت به کازان،‏ ولادبمیبممبریبرر جوان عضو حلقه ی انقلابىببىی نیکلای فدوسیف شد

که باب آشنابىیبىی او با کتاب ‏«سرمایه»ی کارل مارکس را باز کرد.‏ اینجا بود که علاقه ای او به مارکسبریبرزم

شکل گرفت.‏ مادرش که می خواست او را از این گرایشات دور کند،‏ با خرید ملکی سعی کرد توجه او را

به کشاورزی معطوف دارد،‏ اما او علاقه ای به مدیریت املا ک زراعی نشان نداد و چندی بعد مادرش

زمبنیبنن های زراعی را فروخت.‏ با نقل مکان خانواده ی اولیانوف به شهر سامارا،‏ ولادبمیبممبریبرر به حلقه ی مباحثات

سیاسی سوسیالیسبىتبىی اسکلیارنکو پیوست و مارکسبریبرزم را به ‏بمتبممامی پذیرفت؛ نظریه ای اقتصادی‐اجتماعی

که می گفت جوامع در مراحل ‏مجممجختلف رشد می کنند و این رشد نتیجه ی مبارزه ی طبقابىتبىی است،‏ و جامعه ی

سرمایه داری ‏بهنبههایتاً‏ منتهی به جامعه ی سوسیالیسبىتبىی و سپس جامعه ی کمونیسبىتبىی خواهد شد.‏ در ‏همھهممان

زمان مانیفست کمونیست مارکس و انگلس را به زبان روسی ترجمججممه کرد و به مطالعه ی آثار مارکسیست

روس گئورگی پلخانوف پرداخت.‏ او با پلخانوف موافق بود که روسیه از فئودالیسم به سرمایه داری در

حرکت است و سوسیالیسم به دست پرولتاریا یا طبقه ی کارگر صنعبىتبىی شهری برپا خواهد شد و نه

دهقانان.‏ این نقطه ی اختلاف او با جنبش سوسیالیست ‏‐دهقابىنبىی نارودنیک بود که معتقد بودند این اتفاق

می تواند از طریق کمون های دهقابىنبىی صورت گبریبررد و با میان بر زدن از دوران سرمایه داری،‏ می شود

مستقیماً‏ از فئودالیسم وارد سوسیالیسم شد.‏

٥


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد ولادبمیبممبریبرر ایلیچ لنبنیبنن تارتحیتحخ سرخ

در سال ١٨٩٠، مادر ولادبمیبممبریبرر ‏مجممججدداً‏ از نفوذ خود استفاده کرد تا پسرش بتواند به صورت غبریبررحضوری در

دانشگاه سن پبرتبررزبورگ امتحان دهد.‏ او پس از گذراندن امتحانات،‏ با مدرک درجه عالىللىی فارغ الحللححصیل شد

و به کار در زمینه ی مرتبط با رشته ی حقوق پرداخت.‏ با این حال مادرش هرگز نتوانست او را از فعالیت

سیاسی باز دارد و ولادبمیبممبریبرر با رفبنتبنن به سن پبرتبررزبورگ در سال ١٨٩٣، یک انقلابىببىی ‏بمتبممام وقت شد.‏

‏*بدون تئوری انقلابىببىی،‏ جنبش انقلابىببىی در کار ‏بجنبجخواهد بود.‏

‏‐چه باید کرد؟ (١٩٠٢)

مدت کوتاهی پس از رفبنتبنن به سن پبرتبرربورگ،‏ ولادبمیبممبریبرر که عضو یک هسته ی انقلابىببىی مارکسیست با عنوان

‏«سوسیال‐دموکرات»‏ بود،‏ به رده های بالای این هسته ارتقاء یافت.‏ آشکارا مدافع مارکسبریبرزم بود و

تلاش می کرد تشکیل هسته های انقلابىببىی را در میان مرا کز صنعبىتبىی روسیه تروتحیتحج کند.‏ کم کم رهبرببرر یکی از

حلقه های کارگران مارکسیست شد و به خاطر نظارت شدید پلیس،‏ به دقت فعالیت های خود را پنهان

می کرد.‏ در ‏همھهممبنیبنن دوران بود که با نادیژدا کروپسکایا که یک معلم مارکسیست بود آشنا شد و رابطه ای

عاشقانه را با او آغاز کرد که منجر به ازدواج شان شد و تا پایان عمر او ادامه داشت.‏

ولادبمیبممبریبرر به امید ارتباط با دیگر مارکسیست ها و گروه های مارکسیسبىتبىی و نبریبرز مطالعه و پژوهش با ‏جمحجممایت

مالىللىی مادرش راهی سوییس،‏ فرانسه و آلمللممان شد.‏ در بازگشت به روسیه،‏ تعداد زیادی از نشریات و

کتاب های انقلابىببىی ‏ممممممنوعه را ‏همھهممراه با خود آورد که در ادامه با سفر به شهرهای ‏مجممجختلف،‏ آبهنبهها را میان کارگران

معبرتبررض توزیع می کرد.‏ در تدارک نشریه ای کارگری بود که به ‏همھهممراه ۴٠ فعال دیگر در سن پبرتبررزبورگ به

جرم ‏بجتبجحریک به شورش دستگبریبرر شد.‏ به دلیل امتناع از سبرپبرردن وثیقه و گرفبنتبنن وکیل،‏ یک سال بدون

‏مجممجحکومیت در بازداشت بود.‏ در ‏همھهممبنیبنن دوران به نوشبنتبنن و تئوریزه کردن اندیشه های خود پرداخت.‏ در

٦


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد ولادبمیبممبریبرر ایلیچ لنبنیبنن تارتحیتحخ سرخ

سال ١٨٩٧ بدون برگزاری دادگاه به سه سال تبعید در سیبرببرری شرفىقفىی ‏مجممجحکوم شد و به ‏همھهممراه خواهر و

مادرش راهی آبجنبججا شد.‏ کروپسکایا که خود پیش از او دستگبریبرر شده بود،‏ حکم به تبعید به نقطه ای دیگر

را دریافت کرده بود اما طبق نقشه ای که با ولادبمیبممبریبرر کشیده بودند،‏ مقامات را ‏بجتبجحت این عنوان که با او نامزد

است راضی کرد تا او را هم به ‏همھهممان جا بفرستند.‏ یک سال پس از استقرار ولادبمیبممبریبرر در روستابىیبىی دورافتاده

به او پیوست و در ‏همھهممان سال ازدواج کردند.‏ آبهنبهها هر دو به ترجمججممه ی آثار انگلیسی سوسیالیسبىتبىی به زبان

روسی مشغول شدند و ولادبمیبممبریبرر کتاب ‏«رشد سرمایه داری در روسیه»‏ را به پایان رساند که طولابىنبىی ترین

اثرش تا آن زمان بود و آن را با نام مستعار ولادبمیبممبریبرر ایلبنیبنن منتشر کرد.‏ کروپسکایا درباره ی آن دوران

می گوید:«حبىتبىی کاری مثل ترجمججممه هم در کنار او کاری عاشقانه بود.»‏

‏*مطبوعات نه تنها باید عامل پروپا گاندای ‏جمججممعی و آشوب گر ‏جمججممعی،‏ بلکه باید

سازمان دهنده ی ‏جمججممعی توده ها نبریبرز باشند.‏

چه باید کرد؟ (١٩٠٢)

‏‐از یک اخگر،‏ آتشی به پا خواهد خاست.‏ ‏(شعار روزنامه ایسکرا)‏

پس از تبعید،‏ ولادبمیبممبریبرر شروع به ‏جمججممع آوری سرمایه برای روزنامه ی ایسکرا ‏(اخگر)‏ کرد که ‏بجببجخش جدیدی

از حزب سوسیال دموکراتیک کارگری روسیه بود.‏ چندی بعد ولادبمیبممبریبرر به مونیخ که قرار بود دفبرتبرر روزنامه

در آبجنبججا مستقر شود نقل مکان کرد.‏ گئورگی پلخانوف و دمیبرتبرری برادر کوچک تر لنبنیبنن که در آن زمان

دانشجوی سال آخر پزشکی بود،‏ از ‏جمججممله بنیان گذاران و نویسندگان این روزنامه بودند.‏ این روزنامه به

داخل روسیه قاچاق می شد و تبدیل به موفق ترین روزنامه ی زیرزمیبىنبىی روسیه شد.‏ مدبىتبىی بعد کروپسکایا

٧


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد ولادبمیبممبریبرر ایلیچ لنبنیبنن تارتحیتحخ سرخ

هم به ولادبمیبممبریبرر در مونیخ پیوست و منشی شخصی او شد.‏ در ‏همھهممبنیبنن دوران ولادبمیبممبریبرر اولیانوف نام مستعار

لنبنیبنن را برگزید.‏ جزوه ی سیاسی ‏«چه باید کرد؟»‏ با ‏همھهممبنیبنن نام منتشر شد.‏

‏«این مبارزه باید مطابق ‏ٰبمتبممام قواعد این هبرنبرر ٰ به دست کسابىنبىی سازماندهی شود که به طور حرفه ای درگبریبرر

فعالیت انقلابىببىی هستند.»‏

‏«توجه می بایست اصولاً‏ وقف ارتقاء کارگران به سطح انقلابیون شود؛ به هیچ وجه وظیفه ی ما این نیست

که به سطح ‏ٰتوده های کارگرٰ‏ تبرنبرزل یابیم.»‏

‏«ا کیداً‏ لازم است در ‏بمتبممام کسابىنبىی که در کار عملی شرکت می کنند یا آماده ی آن می شوند،‏ نارضایبىتبىی از

آماتوریسم در حال غلبه در میان مان و نبریبرز عزم راسخ برای رهابىیبىی از آن را برانگبریبرز ‏بمیبمم.»‏

‏‐چه باید کرد؟ (١٩٠٢)

فعالیت سیاسی آبهنبهها ادامه داشت،‏ لنبنیبنن برای ایسکرا می نوشت و برنامه ی حزب سوسیال دموکراتیک

کارگری روسیه را تدوین می کرد که در آن به ‏مجممجخالفبنیبنن و منتقدان می تاخت،‏ خصوصاً‏ حزب سوسیالیست

انقلابىببىی،‏ که یک گروه سوسیالیست ‏‐دهقابىنبىی نارودنیک تازه تاسیس بود.‏ در این زمان،‏ لنبنیبنن با وجود

پایبندی به مارکسبریبرزم،‏ قدرت انقلابىببىی دهقانان روسیه را پذیرفته بود.‏

در سال ١٩٠٢، در ‏بىپبىی تعقیب پلیس باواریا،‏ لنبنیبنن ایسکرا را به لندن منتقل کرد و در آبجنبججا با لئون

تروتسکی،‏ مارکسیست روس آشنا شد.‏ با ابتلای لنبنیبنن به بیماری سخبىتبىی که فعالیتش را در ایسکرا دشوار

می کرد،‏ ‏بجتبجحریریه به مقر اصلی آن یعبىنبىی ژنو منتقل شد و چندی بعد در سال ١٩٠٣ به دنبال کنگره ی

دوم حزب،‏ لنبنیبنن از ‏بجتبجحریریه استعفا کرد.‏

در این کنگره،‏ اختلافىففىی شدید میان لنبنیبنن و جولیوس مارتوف و حامیانشان درباره ی رهبرببرری حزب در

گرفت.‏ مارتوف معتقد بود که اعضاء می بایست بتوانند مستقل از دیدگاه رهبرببرری حزب،‏ ابراز نظر کنند،‏ اما

٨


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد ولادبمیبممبریبرر ایلیچ لنبنیبنن تارتحیتحخ سرخ

لنبنیبنن تا کید می کرد که حزب به رهبرببرری قدربمتبممند با کنبرتبررل کامل بر آن نیاز دارد.‏ طرفداران لنبنیبنن در ا کبرثبرریت

بودند و لنبنیبنن نام ‏«بلشویک»‏ یا ا کبرثبرریت را بر آبهنبهها گذاشت.‏ در پاسخ،‏ مارتوف هم پبریبرروانش را اقلیت یا

‏«منشویک»‏ نامید.‏ در سال ١٩٠۴ اثری ضدمنشویک را با عنوان ‏«یک گام به پیش،‏ دو گام به پس»‏

منتشر کرد.‏ فرا کسیون بلشویک قدرت گرفت،‏ ‏بمتبممام کمیته ی مرکزی حزب را از آن خود کرد و روزنامه ی

‏«وپریود»‏ ‏(به پیش)‏ را تاسیس کردند.‏

‏*یا مرگ،‏ یا آزادی!‏

در یکی از یکشنبه های ماه دسامبرببرر سال ١٩٠۵، نبریبرروهای گارد سلطنبىتبىی بر روی ‏جمججممعیت معبرتبررض غبریبررمسلح

که به سوی کاخ زمستابىنبىی در سن پبرتبررزبورگ در حرکت بودند،‏ آتش گشودند.‏ این واقعه،‏ موجب ناآرامی

گسبرتبررده در سرتاسر امبرپبرراتوری روسیه شد.‏ لنبنیبنن بلشویک ها را ترغیب می کرد که با قیام مسلحانه،‏ نقش

پررنگ تری را در این جریان ایفاء کنند.‏ منشویک ها او را به ابجنبجحراف از مارکسبریبرزم ارتودوکس متهم

کردند.‏ لنبنیبنن هم در مقابل خواستار جدابىیبىی کامل از منشویک ها شد،‏ اما بسیاری از بلشویک ها نپذیرفتند.‏

او نظرات خود را در این رابطه در جزوه ی ‏«دو تا کتیک سوسیال دموکراسی در انقلاب دموکراتیک»‏

تبیبنیبنن کرد.‏ او پیش بیبىنبىی می کرد که بورژوازی لیبرببررال به سلطنت مشروطه راضی خواهد شد و به انقلاب

خیانت خواهد کرد؛ در عوض پرولتاریا باید با دهقانان متحد شده و رژ ‏بمیبمم را سرنگون سازد و

‏«دیکتاتوری دموکراتیک انقلابىببىی موقت کارگری و دهقابىنبىی»‏ را تشکیل دهد.‏

‏«قیام آغاز شده است.‏ نبریبررو در برابر نبریبررو.‏ جنگ خیابابىنبىی شدت می گبریبررد،‏ سنگرها برپا می شوند،‏ تفنگ ها

شلیک می کنند و توپ ها غرش می کنند.‏ رودهای خون جاری است،‏ جنگ داخلی برای آزادی شعله

می کشد.‏ مسکو و جنوب،‏ قفقاز و ‏لهللهھستان آماده ی پیوسبنتبنن به پرولتاریای سن پبرتبررزبورگ هستند.‏ این است

شعار کارگران:‏ یا مرگ،‏ یا آزادی!»‏ ‐ آغاز انقلاب در روسیه،‏ روزنامه ی وپریود (١٩٠۵)

٩


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد ولادبمیبممبریبرر ایلیچ لنبنیبنن تارتحیتحخ سرخ

انقلاب ١٩٠۵ موفق نشد رژ ‏بمیبمم را سرنگون سازد.‏ تزار نیکلای دوم در ‏بىپبىی این وقایع ‏مجممججموعه ای از

اصلاحات را در قالب ‏«مانیفست ا کتبرببرر»‏ اعمال کرد.‏ لنبنیبنن در این فضا توانست به سن پبرتبررزبورگ برگردد و

وارد ‏بجتبجحریریه ی روزنامه ی ‏«نوایا ژیزن»‏ ‏(زندگی نو)‏ شد که روزنامه ای رادیکال اما قانوبىنبىی بود و از آن به

عنوان تریبوبىنبىی برای طرح مسائل حزب استفاده کرد.‏ او حزب را تشویق به عضوگبریبرری گسبرتبررده و تشدید

مداوم برخورد خشونت آمبریبرز می کرد و این دو را برای پبریبرروزی انقلاب ضروری می دانست.‏ در شرایطی که

منابع مالىللىی برای فعالیت بلشویک ها کافىففىی نبود،‏ لنبنیبنن با طرح سرقت از ادارات پست،‏ ایستگاه های راه آهن و

بانک ها موافقت کرد.‏ مشهورترین این اقدامات،‏ سرقت مسلحانه ی بانک دولبىتبىی گرجستان در سال

‎١٩٠٧‎بود که به رهبرببرری ژوزف استالبنیبنن ابجنبججام شد.‏ منشویک ها این اعمال را به شدت ‏مجممجحکوم کردند.‏

دولت تزار دوباره فشارها را بر اپوزیسیون افزایش داد و ‏همھهممبنیبنن امر موجب شد تا بسیاری از انقلابیون از

‏جمججممله لنبنیبنن برای فرار از دستگبریبرری،‏ کشور را ترک کنند.‏

لنبنیبنن به سوییس رفت و علبریبررغم ببریبرزاری اش از پاریس که آن را ‏«چاله ای پلید»‏ می دانست،‏ با تصمیم

الکساندر بوگدانوف و دیگران مببىنبىی بر انتقال مرکز بلشویک ها به آن شهر موافقت کرد و به پاریس رفت.‏

در این مدت به شدت منتقد بوگدانوف شد که معتقد بود پرولتاریای روسیه باید فرهنگی سوسیالیسبىتبىی

داشته باشد تا ‏مجممجحمل مناسبىببىی برای انقلاب شود اما لنبنیبنن می گفت که روشنفکران سوسیالیست پیشرو

می توانند طبقه کارگر را در انقلاب رهبرببرری کنند.‏ بر ‏همھهممبنیبنن مبنا لنبنیبنن جدابىیبىی طرفداران خود از طرفداران

بوگدانوف را در میان بلشویک ها ترغیب می کرد،‏ چون معتقد بود آبهنبهها از مارکسبریبرزم منحرف شده اند.‏ او

به لندن رفت و در آبجنبججا ‏«ماتریالسیم و امبرپبرریو‐کریتیسبریبرزم»‏ را در نقد بوگدانوف نوشت.‏ بسیاری از

حامیان او به خاطر جدابىیبىی طلبىببىی لنبنیبنن از او فاصله گرفتند.‏ پلیس ‏مجممجخفی روسیه هم از این فرصت استفاده

١٠


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد ولادبمیبممبریبرر ایلیچ لنبنیبنن تارتحیتحخ سرخ

کرد و جاسوسی را در ظاهرِ‏ مدافع لنبنیبنن به میان بلشویک ها فرستاد.‏ بسیاری از آبهنبهها ظن خود را به لنبنیبنن

ابراز کردند.‏ احتمالاً‏ لنبنیبنن از این جاسوس استفاده کرده است تا اطلاعات غلط به پلیس ‏مجممجخفی برساند.‏

‏*هیچ موسیقی ‏بهببههبرتبرری از آپاسیونات ‏بمنبممی شناسم.‏

‐ به نقل از خاطرات ما کسیم گورکی

لنبنیبنن در سال ١٩١٠ به ‏همھهممراه ‏همھهممسر و خواهرانش دوباره به فرانسه رفت.‏ در آبجنبججا با اینسا آرماند،‏ بلشویک

فرانسوی آشنا شد و دوسبىتبىی نزدیکی میان آبهنبهها شکل گرفت که پس از مدبىتبىی تبدیل به رابطه ای عاشقانه

شد.‏ در آن زمان یازده سال از ازدواج او با نادیژدا کروپسکایا می گذشت،‏ اما علبریبررغم ماهیت بالقوه

چالش برانگبریبرز این موقعیت،‏ رابطه ی این سه نفر با هم آمیخته با علاقه،‏ احبرتبررام و ‏مجممجحبت بود و رابطه ی

عاشقانه ی لنبنیبنن و آرماند تنشی میان آبهنبهها ابجیبججاد نکرد.‏ آرماند در سال ١٩١٢ به روسیه رفت و در آبجنبججا

دستگبریبرر شد.‏ پس از آزادی به قید وثیقه،‏ به طور غبریبررقانوبىنبىی از روسیه خارج شد و در شهر کرا کف واقع

در گالیتسیا ‏(لهللهھستان کنوبىنبىی)‏ به لنبنیبنن و کروپسکایا پیوست.‏ کروپسکایا در این رابطه نوشته است:«از

رسیدن او به غایت خوشحال بودبمیبمم…‏ ‏همھهممه ی ما به اینسا نزدیک شده بودبمیبمم.‏ شادی و شور زندگی در او

جریان داشت.‏ اینسا را از پاریس می شناختیم،‏ اما در کرا کف یک کولوبىنبىی بزرگ بودبمیبمم….‏ حبىتبىی مادرم به

او وابسته شده بود و اینسا ‏همھهممیشه پیش او می رفت و با هم صحبت می کردند…‏ ‏همھهممه ی زندگی مان مسائل

حزب بود،‏ بیشبرتبرر شبیه کمون دانشجو ‏بىیبىی بود تا زندگی خانوادگی و خوشحال بودبمیبمم که او هم پیش

ماست…‏ گرمای خاصی از صحبت هایش ساطع می شد.»‏

ابجنبججلیکا بالابانوف کمونیست روس که از نزدیکان آبهنبهها بود درباره ی آبهنبهها می نویسد:‏

١١


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد ولادبمیبممبریبرر ایلیچ لنبنیبنن تارتحیتحخ سرخ

‏«لنبنیبنن عاشق اینسا بود.‏ به هیچ وجه غبریبرراخلافىقفىی نبود،‏ چرا که ‏همھهممه چبریبرز را به کروپسکایا گفته بود.‏ او

عاشق موسیقی بود و این یکی را کروپسکایا ‏بمنبممی توانست به او بدهد.‏ اینسا به زیبابىیبىی می نواخت:‏ بتهوون

‏مجممجحبوبش و دیگر قطعات را…»‏

گورکی در خاطراتش می نویسد شبىببىی که لنبنیبنن و ایسای دوبروون آهنگساز و نوازنده ی روس‐نروژی

مهمانش بودند،‏ لنبنیبنن از دوبروون خواست آپاسیونات را بنوازد.‏ پس از پایان قطعه،‏ لنبنیبنن گفت:«هیچ چبریبرزی

‏بهببههبرتبرر از آپاسیونات ‏بمنبممی شناسم.‏ دوست دارم هر روز به آن گوش کنم.‏ موسیقی ای عالىللىی و فراانسابىنبىی است.‏

‏همھهممیشه مفتخرم،‏ و شاید ساده دل،‏ که فکر می کنم انسان ها می توانند چنبنیبنن معجزابىتبىی بیافرینند…‏

‏بمنبممی توابمنبمم زیاد به موسیقی گوش کنم.‏ چنان تاثبریبرری رو ‏بمیبمم می گذارد که می خواهم حرف های خوب بزبمنبمم و

‏همھهممنوعابمنبمم را که قادرند چنبنیبنن زیبابىیبىی ای را بیافرینند،‏ نوازش کنم،‏ در حالىللىی که دار ‏بمیبمم در این جهنم منفور

زندگی می کنیم…»‏

‏*جنگ امبرپبرریالیسبىتبىی را به جنگی داخلی بدل کنیم.‏

‐ سوسیالبریبرزم و جنگ (١٩١۵)

در آغاز جنگ جهابىنبىی اول،‏ لنبنیبنن هنوز در گالیتسیا بود.‏ جنگ،‏ روسیه را در مقابل امبرپبرراتوری اتریش‐‏

‏مجممججارستان قرار داده بود و لنبنیبنن مدت کوتاهی به خاطر ملیتش دستگبریبرر شد،‏ تا اینکه موضع ضدتزارش

‏مجممجحرز شد.‏ لنبنیبنن و کروپسکایا به برن و سپس به زورتحیتحخ رفتند.‏ لنبنیبنن از ‏جمحجممایت حزب سوسیال‐دموکرات

آلمللممان از جنگ عصبابىنبىی بود و آن را نقض صرتحیتحح قطعنامه ی اشتوتگارت انبرتبررناسیونال دوم می دانست که

احزاب سوسیالیست می بایست با جنگ ‏مجممجخالفت می کردند.‏ او در دو کنفرانس ز ‏بمیبممروالد اول و دوم شرکت

١٢


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد ولادبمیبممبریبرر ایلیچ لنبنیبنن تارتحیتحخ سرخ

کرد و سوسیالیست ها را تشویق کرد که این جنگ امبرپبرریالیسبىتبىی را به جنگی داخلی در سرتاسر اروپا میان

پرولتاریا در مقابل بورژوازی و اشرافیت تبدیل کنند.‏

در سال ١٩١۶، مادر لنبنیبنن که علبریبررغم رضایت باطبىنبىی از فعالیت سیاسی فرزندانش،‏ ‏همھهممواره آبهنبهها را ‏جمحجممایت

می کرد،‏ درگذشت.‏ لنبنیبنن نتوانست در تشییع جنازه ی او شرکت کنند و از فکر اینکه مبادا خودش هم

پیش از وقوع انقلاب پرولبرتبرری ‏بمببممبریبررد،‏ افسرده شده بود.‏ مدبىتبىی بعد کتاب ‏«امبرپبرریالیسم،‏ بالاترین مرحله ی

سرمایه داری»‏ را منتشر کرد که در آن توضیح می داد امبرپبرریالیسم نتیجه ی ابجنبجحصار سرمایه داری است و

سرمایه داران از طریق فتح قلمروهای جدید با مبریبرزان دستمزد پایبنیبنن تر و مواد خام ارزان تر به دنبال

کسب سود بیشبرتبرر هستند.‏ او معتقد بود جنگ میان قدرت های امبرپبرریالیسبىتبىی آن قدر ادامه خواهد داشت تا

به دست انقلاب پرولبرتبرری سرنگون شده و سوسیالبریبرزم جایگزین آن شود.‏ او به مطالعه ی آثار هگل،‏

فوئرباخ و ارسطو پرداخت که ‏همھهممگی تاثبریبرر بسیاری بر مارکس داشتند و تفسبریبررش از مارکسبریبرزم تغیبریبرر کرد.‏

او ‏همھهممچنان خود را مارکسیست می دانست اما بر خلاف مارکس که می گفت پیش از انقلاب سوسیالیسبىتبىی

پرولتاریا،‏ می بایست یک انقلاب بورژوابىیبىی‐دموکراتیک رخ دهد،‏ معتقد بود در روسیه پرولتاریا می تواند

بدون یک انقلاب میابجنبججی،‏ رژ ‏بمیبمم تزاری را سرنگون سازد.‏ پیش از آن لنبنیبنن در سال ١٩١٣، به مناسبت

سی امبنیبنن سالگرد مرگ مارکس،‏ ‏«سه منبع و سه جزء مارکسبریبرزم»‏ را نوشته بود و در آن با کسابىنبىی که

مارکسبریبرزم را ‏«فرقه ضاله»‏ می ‏سمشسممردند ‏مجممجخالفت کرده بود.‏ او تا کید داشت که مارکسبریبرزم نتیجه ی طبیعی

تارتحیتحخ پیش از خود بوده است.‏

‏«مادامی که افراد فرا نگبریبررند در پس هر یک از ‏جمججمملات،‏ اظهارات و وعده و وعیدهای اخلافىقفىی،‏ دیبىنبىی،‏

سیاسی و اجتماعی منافع طبقات ‏مجممجختلف را جستجو کنند،‏ در سیاست ‏همھهممواره قربابىنبىی سفیهانه ی فریب و

خودفریبىببىی بوده و خواهند بود.»‏

١٣


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد ولادبمیبممبریبرر ایلیچ لنبنیبنن تارتحیتحخ سرخ

‏‐سه منبع و سه جزء مارکسبریبرزم (١٩١٣)

بعدها تفسبریبرر او از مارکسبریبرزم به لنینیسم مشهور شد و اندیشه های او مارکسبریبرزم‐لنینیسم نام گرفت.‏

‏*«آزادی در جامعه ی سرمایه داری کمابیش ‏همھهممابىنبىی بافىقفىی خواهد ماند که در ‏جمججممهوری های

یونان باستان بود:‏ آزادی برده داران.»‏

‐ دولت و انقلاب (١٩١٧)

فوریه تا مارس ١٩١٧

انقلاب در پبرتبرروگراد آغاز شد.‏ کارگران صنعبىتبىی پبرتبرروگراد برای کمبود غذا و شرایط وخیم کارخانه ها دست

به اعتصاب سراسری زدند.‏ ناآرامی به دیگر نقاط روسیه نبریبرز سرایت کرد.‏ تزار نیکولای دوم از ترس

سرنگوبىنبىی خشونت آمبریبرز،‏ از سلطنت استعفا داد.‏

‏مجممججلس دوما کنبرتبررل کشور را به دست گرفت،‏ دولت موقت تشکیل داد و امبرپبرراتوری را به ‏«جمججممهوری روسیه»‏

تغیبریبرر داد.‏ لنبنیبنن در صدد بازگشت به کشور برآمد تا رهبرببرری بلشویک ها را به دست بگبریبررد،‏ اما به خاطر

جنگ،‏ ‏بمتبممام مرزها بسته بود.‏ او به ‏همھهممراه دیگر ‏مجممجخالفان تلاش کرد تا برای گذر از آلمللممان به روسیه که در

آن زمان با هم در جنگ بودند مذا کره کند.‏ دولت آلمللممان به این دلیل که این ‏مجممجخالفان می توانند برای

دسمشسممنان روسش ابجیبججاد مشکل کنند،‏ اجازه داد که ٣٢ نفر از این روس ها در قطاری مهروموم شده از

قلمرو آلمللممان گذر کرده و به سوی روسیه بروند.‏

١٤


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد ولادبمیبممبریبرر ایلیچ لنبنیبنن تارتحیتحخ سرخ

آوریل تا ژوئن ١٩١٧

لنبنیبنن در طول سفر خود دست به کار نوشبنتبنن برنامه ای برای بلشویک ها شد که عنوان آن ‏«تزهای آوریل»‏

بود.‏ با ورود لنبنیبنن به پبرتبرروگراد استقبال گسبرتبررده ای از او شد.‏ در سخبرنبررابىنبىی ایستگاه راه آهن فنلاد پبرتبرروگراد،‏

دولت موقت را ‏مجممجحکوم کرد و دوباره فراخوان انقلاب پرولبرتبرری اروپابىیبىی را داد.‏

پس از آن ‏«تزهای آوریل»‏ را منتشر کرد.‏

‏«الغای پلیس،‏ ارتش و بوروکراسی.‏ حقوق مقامات رسمسسممی که منتخب و قابل برکناری هستند نباید از

متوسط دستمزد کارگر ماهر بیشبرتبرر باشد.»‏

‏«وظیفه ی آبىنبىی ما پیاده کردن سوسیالبریبرزم نیست،‏ بلکه قرار دادن فوری تولید اجتماعی و توزیع ‏مجممجحصولات

آن ‏بجتبجحت کنبرتبررل ‏بمنبممایندگان شوراهای کارگری است.»‏

در روزهای آبىتبىی در جلسات بلشویک ها سخبرنبررابىنبىی کرد و منشویک ها و سوسیالیست های انقلابىببىی را که در آن

زمان بر شورای پبرتبرروگراد سلطه داشتند،‏ به خاطر ‏جمحجممایت از دولت موقت ‏مجممجحکوم کرد و آبهنبهها را خائن به

سوسیالبریبرزم خواند.‏ او دولت موقت را به ‏همھهممان اندازه ی رژ ‏بمیبمم تزاری امبرپبرریالیسبىتبىی می دانست و مدافع صلح

فوری با آلمللممان و اتریش‐مجممججارستان،‏ حا کمیت شوراها،‏ ملی شدن صنایع و بانک ها و سلب مالکیت زمبنیبنن ها

‏همھهممگی با هدف برپابىیبىی دولت پرولبرتبرری و پیشبرببررد آن به سوی جامعه ی سوسیالیسبىتبىی بود.‏ منشویک ها معتقد

بودند که روسیه برای گذار به سوسیالبریبرزم به قدر کافىففىی پیشرفته نیست و لنبنیبنن را متهم به تلاش برای

گرفتار کردن ‏جمججممهوری جدید به جنگ داخلی می کردند.‏ او هم از طریق نوشبنتبنن در روزنامه ی بلشویک

پراودا و سخبرنبررابىنبىی،‏ تلاش می کرد کارگران،‏ دهقانان،‏ سربازان و ملوانان پبرتبرروگراد را با خود ‏همھهممسو کند.‏

١٥


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد ولادبمیبممبریبرر ایلیچ لنبنیبنن تارتحیتحخ سرخ

ژوئیه ١٩١٧

لنبنیبنن برای آزمودن وا کنش دولت،‏ تظاهرات سیاسی مسلحانه در پبرتبرروگراد را به بلشویک ها پیشنهاد کرد.‏

خودش به خاطر بیماری از پبرتبرروگراد رفت تا در روستابىیبىی سلامت خود را بازیابد،‏ اما با شنیدن خبرببرر

درگبریبرری خشونت آمبریبرز معبرتبررضان با نبریبرروهای دولت موقت به سرعت بازگشت تا اوضاع را آرام کند.‏ در

وا کنش به این درگبریبرری ها،‏ دولت موقت دستور بازداشت لنبنیبنن و دیگر بلشویک های برجسته را داد و لنبنیبنن

برای اجتناب از بازداشت،‏ به زندگی ‏مجممجخفی در خانه های امن در پبرتبرروگراد روی آورد و سپس از پبرتبرروگراد

خارج شد.‏ در این دوران مشغول نوشبنتبنن ‏«دولت و انقلاب»‏ شد که در آن توضیح می داد پس از انقلاب

پرولبرتبرری دولت سوسیالیست چطور پیش خواهد رفت و سپس به تدرتحیتحج منحل شده تا به جامعه ی

کمونیسبىتبىی ‏مجممجحض دست یابد.‏

اوت تا سپتامبرببرر ١٩١٧

لنبنیبنن طرح قیام مسلحانه با رهبرببرری بلشویک ها را برای سرنگوبىنبىی دولت موقت مطرح کرد،‏ اما این پیشنهاد

در جلسه ی ‏مجممجخفی کمیته مرکزی حزب رد شد.‏ پس از آن لنبنیبنن راهی هلسینکی شد و در خانه های امن

طرفداران بلشویک ها به زندگی ‏مجممجخفی ادامه داد.‏ در ‏همھهممبنیبنن زمان،‏ ژنرال کورنیلوف،‏ فرمانده ارشد ارتش

روسیه با ارسال نبریبررو به پبرتبرروگراد اقدام به کودتا علیه دولت موقت کرد.‏ الکساندر کرنسکی رئیس دولت

موقت دست به دامان شورای پبرتبرروگراد شد که شامل اعضای بلشویک نبریبرز می شد.‏ انقلابیون،‏ کارگران را

در قالب گارد سرخ سازماندهی کردند تا از شهر دفاع کنند.‏ کودتا پیش از رسیدن نبریبرروها به پبرتبرروگراد

شکست خورد،‏ اما این رویدادها موجب شد که بلشویک ها بتوانند دوباره به فضای باز سیاسی بازگردند.‏

منشویک ها و سوسیالیست های انقلابىببىی نقش مهمی در فشار بر روی دولت موقت برای عادی سازی روابط با

١٦


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد ولادبمیبممبریبرر ایلیچ لنبنیبنن تارتحیتحخ سرخ

بلشویک ها داشتند.‏ از سوی دیگر به خاطر روابط شان با دولت موقت که جنگ را علبریبررغم ‏مجممجخالفت

عمومی ادامه می داد،‏ هر دوی این گروه ها ‏مجممجحبوبیت عام خود را از دست داده بودند.‏ بلشویک ها از این

فرصت استفاده کردند و کمی بعد لئون تروتسکی به عنوان رهبرببرر شورای پبرتبرروگراد انتخاب شد.‏

بلشویک ها ا کبرثبرریت را در شورای پبرتبرروگراد به دست آوردند و لنبنیبنن که می دید اوضاع امن تر شده است،‏ به

پبرتبرروگراد بازگشت.‏

ا کتبرببرر ١٩١٧

لنبنیبنن در جلسه ١٠ ا کتبرببرر ‏مجممججدداً‏ موضوع قیام مسلحانه را در کمیته ی مرکزی بلشویک ها مطرح کرد.‏ این

بار با ١٠ رای موافق در برابر ٢ رای ‏مجممجخالف ا کبرثبرریت را به دست آورد.‏ حزب شروع به سازماندهی ‏جمحجممله

کرد و آخرین جلسه ی خود را در ٢۴ ا کتبرببرر در موسسه اسمسسممولبىنبىی برگزار کرد که مقر کمیته ی انقلابىببىی نظامی

بود،‏ شبه نظامیابىنبىی وفادار به بلشویک ها که در زمان کودتای کورنیلوف سازماندهی شده بودند.‏ کمیته

دستور داشت که کنبرتبررل ‏جمحجممل ونقل،‏ ارتباطات،‏ چاپ و مرا کز خدمابىتبىی را به دست بگبریبررد.‏ این کار بدون

قطره ای خونریزی ابجنبججام شد.‏ بلشویک ها هیئت دولت را در کاخ زمستابىنبىی ‏مجممجحاصره و وزرا را دستگبریبرر

کردند.‏ در ‏همھهممبنیبنن حبنیبنن لنبنیبنن در شورای پبرتبرروگراد طی یک سخبرنبررابىنبىی اعلام کرد که دولت موقت سرنگون

شده است.‏ بلشویک ها تشکیل دولت جدید را با عنوان ‏«شورای کمیسرهای خلق»‏ یا ساونارکوم اعلام

کردند.‏ لنبنیبنن ابتدا ریاست دولت را رد کرد و تروتسکی را برای این ‏سمسسممت پیشنهاد کرد،‏ اما دیگر

بلشویک ها اصرار بر ریاست لنبنیبنن داشتند و ‏بهنبههایتاً‏ لنبنیبنن پذیرفت.‏ اواخر ا کتبرببرر ١٩١٧، تشکیل دولت جدید

رسمسسمماً‏ اعلام شد.‏

١٧


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد ولادبمیبممبریبرر ایلیچ لنبنیبنن تارتحیتحخ سرخ

‏«به ‏بمتبممام کارگران،‏ سربازان و دهقانان!‏ قدرت شورابىیبىی فوراً‏ با ‏بمتبممام ملت ها صلحی دموکراتیک را پیشنهاد

خواهد کرد و آتش بس فوری در ‏بمتبممام جبهه ها اعلام خواهد شد.‏ انتقال بلاعوض ‏بمتبممام زمبنیبنن ها‐ی

بزرگ مالکان،‏ سلطنبىتبىی و کلیسابىیبىی‐‏ به کمیته های دهقابىنبىی را تضمبنیبنن خواهد کرد؛ از حق سربازان مببىنبىی بر

دموکراتبریبرزه کردن کامل ‏بمتبممام ارتش دفاع خواهد کرد؛ کنبرتبررل کارگران بر صنایع را برقرار خواهد کرد…‏

‏…حق ‏بمتبممام اقوام و ملیت های داخل روسیه را تضمبنیبنن خواهد کرد…‏

زنده باد انقلاب!»‏

‏‐برنامه ی سیاسی لنبنیبنن،‏ ا کتبرببرر ١٩١٧

‏*در طول دو سال،‏ قدرت شورابىیبىی در یکی از عقب مانده ترین کشورهای اروپا برای رهابىیبىی

زنان و برابری جایگاه آنان با جنس ‏«قوی»‏ بیشبرتبرر از آبجنبجچه ‏بمتبممام ‏جمججممهوری های

‏«دموکراتیک»‏ پیشرفته و آ گاه جهان در طول ١٣٠ سال ابجنبججام داده اند،‏ قدم برداشته

است.‏

‐ قدرت شورابىیبىی و جایگاه زنان (١٩١٩)

پس از به دست گرفبنتبنن قدرت،‏ لنبنیبنن ‏مجممججموعه ای از فرمان ها را صادر کرد که ‏بجنبجخستبنیبنن آبهنبهها فرمان صلح،‏ فرمان

زمبنیبنن و فرمان کنبرتبررل کارگری بود.‏

فرمان صلح،‏ اقدامابىتبىی را مطرح می کرد که طی آن روسیه از جنگ جهابىنبىی اول خارج می شد و در جهت

‏جمحجممایت از سربازابىنبىی بود که در جبهه ها می جنگیدند.‏ این صلح ابتدا به صورت موقت و ‏بىببىی قید و شرط با

آلمللممان منعقد شد و سپس طی معاهده ی برست‐لیتوفسک دابمئبممی شد،‏ اما ‏بجببجخش هابىیبىی از خا ک کشور به

١٨


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد ولادبمیبممبریبرر ایلیچ لنبنیبنن تارتحیتحخ سرخ

اصرار آلمللممان جدا شد؛ گرچه پس از پایان جنگ و شکست آلمللممان،‏ دولت شورابىیبىی خواستار لغو معاهده و

بازگشت این ‏بجببجخش ها به خا ک خود شد.‏

فرمان زمبنیبنن مربوط به ابجنبجحلال مالکیت زمبنیبنن داران بزرگ به دست نبریبرروهای دهقابىنبىی بود که موجب افزایش

‏مجممجحبوبیت بلشویک ها میان دهقانان شد.‏

فرمان کنبرتبررل کارگری به کارگران اجازه می داد کمیته ای انتخابىببىی را برای نظارت بر اداره ی تشکیلابىتبىی که

در آن کار می کردند تعیبنیبنن ‏بمنبممایند.‏

در ‏همھهممان زمان اعلامیه ی حقوق مردم روسیه نبریبرز صادر شد که چهار بند اصلی داشت:‏

١. برابری و حا کمیت ‏بمتبممام مردم روسیه

٢. حق مردم روسیه بر تعیبنیبنن سرنوشت شان،‏ از ‏جمججممله جدابىیبىی و تشکیل دولت مستقل

٣. لغو ‏بمتبممام امتیازات و ‏مجممجحدودیت های ملی و مذهبىببىی

۴. رشد آزادانه ی اقلیت های ملی و گروه های قومی در قلمرو روسیه.‏

در ‏بىپبىی این اعلامیه،‏ تعدادی از نواحی اعلام استقلال کردند.‏

در ادامه نظام حقوفىقفىی روسیه ملغی شد و دادگاه ها به سیستم دوگانه ای بدل شدند:‏ ‏مجممجحا کمات انقلابىببىی که

به جرابمئبمم ضدانقلاب می پرداخت و دادگاه های خلقی که به امور حقوفىقفىی و کیفری رسیدگی می کرد.‏

فرمان آموزش سکولار ‏همھهممگابىنبىی و رایگان برای کودکان روسیه صادر شد،‏ کودکان ‏بىببىی سرپرست ‏بجتبجحت

‏جمحجممایت دولت قرار گرفتند و به این ترتیب دیگر تفاوبىتبىی میان کودکان مشروع و نامشروع وجود نداشت.‏

کمپبنیبنن مبارزه با ‏بىببىی سوادی ابجیبججاد شد و طی سال های ١٩٢٠ تا ۵ ١٩٢۶، میلیون نفر در دوره های

فشرده ی سوادآموزی شرکت کردند.‏

١٩


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد ولادبمیبممبریبرر ایلیچ لنبنیبنن تارتحیتحخ سرخ

در ‏بىپبىی صدور فرمان جدابىیبىی دولت از کلیسا،‏ تشریفات ازدواج از ابجنبجحصار کلیسا در آمد و حقوق و قوانبنیبنن

ازدواج و خانواده اصلاح شد.‏ ازدواج مدبىنبىی طی یک روند اداری ساده ‏ممممممکن شد و ‏مجممجحدودیت های

مربوط به طلاق نبریبرز برداشته شد.‏ پس از ازدواج هر دو طرف در انتخاب نام خانوادگی دیگری آزاد

بودند.‏ حقوق زن به طور مستقل و برابر با مرد به رسمسسممیت شناخته شد.‏ زنان حق رای پیدا کردند.‏

دستمزد برابر برای کار یکسان با مردان تصویب شد و زنان حق استقلال مالىللىی از شوهران شان پیدا

کردند.‏ حق سقط جنبنیبنن به رسمسسممیت شناخته شد.‏ ‏مجممججازات هم جنس گرابىیبىی و تن فروشی نبریبرز که در دوران تزار

وجود داشت،‏ لغو شد.‏

کار روزانه برای ‏همھهممه به هشت ساعت ‏مجممجحدود شد و فرمان بیمه ی اجتماعی نبریبرز صادر شد.‏ بانک ها و صنایع

بزرگ،‏ ‏بجتبججارت خارجی،‏ خدمات عمومی،‏ راه آهن،‏ نساجی،‏ معادن و فلزات ‏همھهممگی ملی شدند.‏

آزادی مذاهب نبریبرز به رسمسسممیت شناخته شد.‏ لنبنیبنن ‏بهیبههودستبریبرزی را به شدت ‏مجممجحکوم کرد و در اعلامیه ای

خطاب به مسلمانان روسیه و شرق،‏ صراحتاً‏ بر آزادی شان در امور مذهبىببىی تا کید کرد.‏ در ادامه نبریبرز

قرارداد دولت تزار با انگلیس مببىنبىی بر تقسیم خا ک ایران را ملغی اعلام کرد.‏ چندی بعد نبریبرروهای

روس از خا ک ایران خارج شدند.‏

اقدام اخبریبرر لنبنیبنن،‏ تاثبریبرر عمیقی بر بسیاری از ایرانیان گذاشت.‏ به گفته ی سفبریبرر دولت ‏جمججممهوری شورابىیبىی در

‏بهتبههران،‏ شادی مردم از شنیدن این خبرببرر غبریبرر قابل وصف بود،‏ به دیدارش می رفتند تا خوشحالىللىی خود را

ابراز کنند و حبىتبىی مردم عادی در خیابان ‏جمججممع می شدند و برایش کف می زدند.‏

تأسیس ‏«حزب کمونیست ایران»‏ یکی دیگر از اتفاقابىتبىی است که ‏بجتبجحت تاثبریبرر انقلاب ا کتبرببرر و اقدامات پس از

آن رخ داد.‏ حزب کمونیست ایران در سال ١٩٢٠ برپایه ی ‏«حزب عدالت»‏ شکل گرفت.‏ ‏«حزب

عدالت»‏ پس از انقلاب ا کتبرببرر و در سال ١٩١٨ از طرف سوسیال دموکرات های انقلابىببىی طرفدار بلشویسم

٢٠


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد ولادبمیبممبریبرر ایلیچ لنبنیبنن تارتحیتحخ سرخ

در با کو تاسیس شده بود.‏ تقریبا ‏همھهممه ی رهبرببرران این حزب روشنفکران آذربابجیبججابىنبىی بودند که از بعد از

انقلاب سال ١٩٠۵ در روسیه با سوسیال دموکرات های روسیه ‏همھهممکاری می کردند.‏ این حزب در آن

زمان در ‏بهتبههران،‏ تبرببرریز،‏ مشهد،‏ رشت،‏ انزلىللىی،‏ زبجنبججان و اردبیل دارای تشکیلات و حدود دو هزار عضو بود.‏

در خردادماه (٢٢ ١٢٩٩ تا ٢۴ ژوئن ١٩٢٠) دومبنیبنن کنگره ی حزب عدالت با شرکت ۴٨ ‏بمنبمماینده در

انزلىللىی تشکیل شد و در این کنگره نام این حزب،‏ به حزب کمونیست ایران تغیبریبرر یافت.‏ این حزب

روزنامه ای به نام ‏«حقیقت»‏ منتشر می کرد.‏ در رأس برنامه ی این حزب ‏«مبارزه با امبرپبرریالیسم انگلیس»،‏

‏«واژگوبىنبىی خاندان قاجار»،‏ ‏«لغو فئودالیسم»‏ و ‏«برقراری ‏جمججممهوری ملی در ایران»‏ قرار داشت.‏

بازتاب این جریان را در نوشته های شعرا و نویسندگان و حبىتبىی در روایات مردمی هم می توان دید.‏

ملک الشعرای ‏بهببههار در این رابطه نوشته است:‏

‏«دو دسمشسممن از دو سو ریسمابىنبىی به گلوی کسی انداختند که او را خفه کنند.‏ هر کدام یک سر ریسمان را

گرفته می کشیدند و آن بدبجببجخت در میانه تقلا می کرد،‏ آنگاه یکی از آن دو خصم،‏ سر ریسمان را رها کرد

و گفت:‏ ای بیچاره!‏ من با تو برادرم و مرد بدبجببجخت ‏بجنبججات یافت.‏ آن مرد که ریسمان گلوی ما را رها کرده

لنبنیبنن است!»‏

عارف قزویبىنبىی نبریبرز این شعر را در وصف لنبنیبنن سروده است:‏

‏«ای لنبنیبنن ای فرشته رجمحجممت

قدمی ربجنبججه کن تو ‏بىببىی زجمحجممت

‏بجتبجخم چشم من آشیانه توست

پس کَرَم کن که خانه خانۀ توست

یا خرابش بکن و یا آباد

٢١


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد ولادبمیبممبریبرر ایلیچ لنبنیبنن تارتحیتحخ سرخ

رجمحجممت حق به امتحان تو باد

بلشویک است خضر راه ‏بجنبججات

بر ‏مجممجحمد و آل او صلوات!»‏

این سطرها را شخصی روایت می کند که پدرش دوست دار و شیفته ی لنبنیبنن بود:‏

‏«پدرم بسیار فردی متدین بود.‏ حلال و حرام می فهمید.‏ من حبىتبىی یک بار هم از دهان او ‏«لنبنیبنن»‏

نشنیدم و ‏همھهممیشه می گفت:«لنبنیبنن آتامبریبرز»‏ ‏(پدرمان لنبنیبنن).‏ خیلی وقت ها که تعریفش را می کرد ‏بمتبممام

خو ‏بىببىی هایِ‏ عالمللمم را به لنبنیبنن نسبت می داد.‏ حبىتبىی قسم جلاله هم می خورد و به نقل از یکی از مهاجرین

روستابمیبممان که برای ِ کار به با کو رفته بود قد لنبنیبنن را حداقل سه مبرتبرر و مقدار غذابىیبىی که هر وعده می خورد

نصف یک گاو می دانست.‏ منشویک ها از ترسش جیک ‏بمنبممی توانستند بزنند اما آنارشیست ها را دوست

داشت.‏ پدر با روحابىنبىی ‏مجممجحل مان خیلی صمیمی بود.‏ یک بار در مسجد خطاب به روحابىنبىی بالای منبرببرر گفته

بود:«حاجی شیخ از لنبنیبنن آتامبریبرز هم بگو که فرموده نابىنبىی که این دست با زجمحجممت بدست آورده برای این

یکی دست که زجمحجممت نکشیده حرام است.»‏

‏*موجودیت ‏جمججممهوری شوراها در کنار دولت های امبرپبرریالیسبىتبىی در طولابىنبىی مدت غبریبررقابل تصور

است.‏ در پایان یکی بر دیگری پبریبرروز می شود.‏ و تا زمابىنبىی که آن پایان فرا برسد،‏ ‏مجممججموعه ای

از درگبریبرری های نا گوار میان ‏جمججممهوری شوراها و دولت بورژوابىیبىی اجتناب ناپذیر است.‏ این

یعبىنبىی که طبقه ی حا کم،‏ پرولتاریا،‏ ا گر می خواهد حا کم باشد و باید حا کم باشد،‏

می بایست آن را در سازماندهی نظامی اش نبریبرز نشان دهد.‏

‐ لنبنیبنن درباره ی هم جواری کشورها،‏ اسناد کنگره حزب کمونیست

٢٢


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد ولادبمیبممبریبرر ایلیچ لنبنیبنن تارتحیتحخ سرخ

در سال ١٩١٨، به خاطر نگرابىنبىی از ‏بهتبههدید ارتش آلمللممان،‏ مقر ساونارکوم به مسکو منتقل شد.‏ لنبنیبنن،‏

تروتسکی و دیگر رهبرببرران بلشویک در کرملبنیبنن سا کن شدند.‏ لنبنیبنن که یک بار در پبرتبرروگراد مورد سوءقصد

قرار گرفته و جان به در برده بود،‏ بار دیگر نبریبرز در مسکو پس از یک سخبرنبررابىنبىی هدف گلوله قرار گرفت و

به شدت زجمخجممی شد.‏ پوشش گسبرتبررده ی این موضوع توسط رسانه ها کمابیش بر ‏مجممجحبوبیت او افزود.‏ از سوی

دیگر این حوادث و اقدامات دیگر ضدانقلاب،‏ موجب ابجیبججاد فضابىیبىی امنیبىتبىی شد و چکا یا پلیس ‏مجممجخفی به

فرماندهی کمیسر فلیکس درژینسکی فضابىیبىی یافت که بر مبنای این سیاست ها دست به اعمال فشار

گسبرتبررده و اقدامات ‏مجممجحدودکننده و خشونت آمبریبرز علیه ‏مجممجخالفان بزند.‏

در این دوران کشور درگبریبرر جنگ داخلی شده بود.‏ لنبنیبنن پیش بیبىنبىی ‏مجممجخالفت اشراف و بورژوازی روسیه را با

دولتش کرده بود و تصور می کرد با برتری نفرات طبقه فرودست و قدرت بلشویک ها در سازماندهی شان،‏

به راحبىتبىی آبهنبهها را شکست خواهد داد.‏ اما شدت ‏مجممجخالفت با حا کمیت بلشویک ها را پیش بیبىنبىی ‏بمنبممی کرد.‏ در

این جنگ در یک سو ارتش سرخ بلشویک ها قرار داشت و در سوی دیگر ارتش سفید که شامل

سلطنت طلبان و دیگر ‏مجممجخالفان بلشویک ها می شد.‏ طرف سوم این جنگ،‏ ارتش سبرببرز متشکل از گروه های

دهقابىنبىی بود که با هر دوی این ها می جنگید.‏ این جنگ در جبهه های جنوب،‏ سیبرببرری و بالتیک در جریان

بود.‏ سفیدها توانستند در سامارا دولبىتبىی ضدبلشویک تشکیل دهند و از سوی دولت های غر ‏بىببىی نبریبرز ‏جمحجممایت

می شدند.‏ انگلستان،‏ آمریکا،‏ کانادا،‏ ایتالیا،‏ صربستان و ژاپن نبریبرروهای خود را در خا ک روسیه پیاده

کردند و توانستند پیشروی کنند.‏ مدبىتبىی بعد این نبریبرروها جنگ داخلی را ترک کردند و سفیدها را از طریق

افسران،‏ تکنیسبنیبنن ها و مهمات ‏جمحجممایت می کردند،‏ اما ارتش ژاپن به امید کشورگشابىیبىی بافىقفىی ماند.‏ لنبنیبنن

٢٣


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد ولادبمیبممبریبرر ایلیچ لنبنیبنن تارتحیتحخ سرخ

تروتسکی را مامور سازماندهی ارتش کرد و موافقت کرد که از افسران ‏مجممججرب سابق ارتش تزار ‏بجتبجحت

نظارت دقیق استفاده شود.‏

پس از معاهده ی برست‐لیتوفسک،‏ سوسیالیست های انقلابىببىی چپ هم به ‏مجممجخالفت با دولت بلشویک

درآمده بودند و کودتابىیبىی را علیه آن ترتیب دادند که توسط نبریبرروهای تروتسکی متوقف شد.‏ پس از این

واقعه رهبرببرران و بسیاری از اعضای این حزب دستگبریبرر و زندابىنبىی شدند.‏

بلشویک ها دو شهر مهم مسکو و پبرتبرروگراد و بیشبرتبرر قلمرو روسیه را ‏بجتبجحت کنبرتبررل داشتند و سفید ها در

نواحی اطراف و حاشیه ها حضور داشتند.‏ سفیدها به خاطر پرا کندگی جغرافیابىیبىی در موضع ضعف بودند و

به خاطر برتری طلبىببىی ملی خود،‏ از اقلیت های ملی ‏مجممجحلی فاصله داشتند.‏ در ‏بهنبههایت تا سال ١٩٢٠، در هر

سه جبهه از ارتش سرخ شکست کامل خوردند.‏ پس از این دوران قلمرو کشور کوچک تر شده بود،‏ چرا

که ‏بجببجخش های زیادی از آن در میان ناآرامی ها جدا شده و استقلال یافته بودند.‏

‏*بمتبممام تلاش ها ا کنون می بایست بر گام بعدی متمرکز باشد:‏ جستجوی اشکال گذار یا

رسیدن به انقلاب پرولبرتبرری.‏

‐ بیماری کود کی ‏«چپ روی»‏ در کمونبریبرزم (١٩٢٠)

لنبنیبنن پس از آتش بس در جبهه ی غرب معتقد بود که وقوع انقلاب اروپا نزدیک است.‏ در ‏همھهممبنیبنن راستا،‏

ساونارکوم از تشکیل دولت کمونیست در ‏مجممججارستان و سپس در باواریا و نبریبرز قیام های سوسیالیسبىتبىی در

‏بجببجخش های دیگر آلمللممان از ‏جمججممله لیگ اسپارتا کوس ‏جمحجممایت می کرد.‏ در ‏بجببجخش های استقلال یافته از روسیه نبریبرز

دولت های سوسیالیسبىتبىی تشکیل شده بودند،‏ از ‏جمججممله استوبىنبىی،‏ لاتویا،‏ لیتوانیا،‏ بلاروس و اوکراین.‏ در شرق

نبریبرز گرجستان و مغولستان وضعیت مشابهببههی داشتند.‏ با وجود وضعیت اقتصادی و سیاسی مبرتبرزلزل اروپای

٢٤


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد ولادبمیبممبریبرر ایلیچ لنبنیبنن تارتحیتحخ سرخ

پس از کشتار و جنگ جهابىنبىی اول،‏ احساسات انقلابىببىی فرا گبریبرر شده بود.‏ بلشویک ها معتقد بودند که ا گر

انقلاب سوسیالیسبىتبىی اروپا را فرا نگبریبررد،‏ آبهنبهها هم مانند کمون پاریس توسط نبریبرروهای سرمایه داری جهابىنبىی

نابود خواهند شد.‏ به ‏همھهممبنیبنن علت بر این باور بودند که انبرتبررناسیونال جدیدی برای تسریع انقلاب در اروپا و

سایر جهان لازم است.‏

در مارس ١٩١٩ لنبنیبنن با کمک تبىنبىی چند از بلشویک ها از ‏جمججممله بالابانوف و تروتسکی کنگره ی اول

انبرتبررناسیونال کمونیست را در مسکو برگزار کرد که به عنوان انبرتبررناسیونال سوم یا به اختصار کمینبرتبررن

شناخته می شود.‏ اولبنیبنن جلسه با یادبود رزا لوگزامبورگ و کارل لیبکنشت از لیگ اسپارتا کوس آغاز شد

که به تازگی کشته شده بودند.‏ با وجود جنگ داخلی روسیه،‏ ۵٢ ‏بمنبمماینده از ٣۴ حزب حاضر بودند.‏

کنگره ی دوم در اوت ١٩٢٠ برگزار شد و لنبنیبنن متوبىنبىی را در آن منتشر کرد،‏ از ‏جمججممله ‏«بیست و یک شرط

پذیرش در انبرتبررناسیونال کمونیست»‏ که مرز میان احزاب کمونیست و دیگر گروه های سوسیالیست را

روشن می کرد.‏ او کتاب ‏«بیماری کودکی ‏«چپ روی»‏ در کمونبریبرزم»‏ را نبریبرز برای این کنگره نوشت و آن

دسته از احزاب سوسیالیست اروپابىیبىی را که از فعالیت پارلمللممابىنبىی و سندیکابىیبىی در کشورشان خودداری

می کردند در آن نقد کرده بود.‏

در زمان حیات لنبنیبنن کنگره ی سوم و چهارم کمینبرتبررن نبریبرز برگزار شد.‏

‏*سیاست اقتصادی جدید

در فوریه سال ١٩٢١، به دنبال خشکسالىللىی شدید،‏ قحطی و شرایط پس از جنگ داخلی که موجب

نارضایبىتبىی و اعبرتبرراض در ‏بجببجخش های ‏مجممجختلف شده بود،‏ لنبنیبنن ‏«سیاست اقتصادی جدید»‏ یا نپ را معرفىففىی کرد و

اصرار داشت تا ماه مارس تصویب شود.‏ این برنامه را در جزوه ای با عنوان ‏«درباره ی مالیات غذا»‏ تشرتحیتحح

کرد و توضیح داد که نپ در واقع برنامه اقتصادی اصلی بولشویک ها بوده است که به خاطر جنگ داخلی

٢٥


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد ولادبمیبممبریبرر ایلیچ لنبنیبنن تارتحیتحخ سرخ

از مسبریبرر خارج شده و ساونارکوم ‏مجممججبور به اجرای سیاست های اقتصادی ‏«کمونبریبرزم جنگ»‏ بوده است.‏ نپ

به برخی تشکیلات خصوصی اجازه ی فعالیت می داد،‏ سیستم مزدی را دوباره برپا می کرد و به دهقانان

اجازه می داد که ‏مجممجحصولات خود را در بازار آزاد بفروشند و مالیات بر درآمدشان را پرداخت کنند.‏ نپ به

برخی صنایع کوچک نبریبرز اجازه فعالیت در ‏بجببجخش خصوصی می داد.‏ او این وضعیت را ‏«سرمایه داری

دولبىتبىی»‏ می خواند.‏ برخی از بلشویک ها آن را خیانت به سوسیالبریبرزم می دانستند،‏ اما این برنامه توانست

کشور را سر پا نگه دارد.‏

پیش از آن،‏ دولت طرح کار ‏همھهممگابىنبىی را نبریبرز مطرح کرده بود که تضمبنیبنن می کرد ‏بمتبممام افراد ببنیبنن ١۶ تا ۵٠

سال مشغول به کار باشند.‏ لنبنیبنن پروژه ی برق رسابىنبىی سراسری را نبریبرز مطرح کرد که در سال ١٩٢٠ آغاز

شد.‏

‏*رفیق استالبنیبنن با قرار گرفبنتبنن در ‏سمسسممت دببریبرر کل حزب،‏ قدرت نامجممجحدودی یافته است که مطمبنئبنن

نیستم ‏همھهممیشه قادر باشد از آن با احتیاط لازم و کافىففىی استفاده کند.‏

‐ نامه به کنگره (١٩٢٢)

لنبنیبنن در ‏بمتبممام طول حیات سیاسی اش در حزب،‏ چه پیش از انقلاب و چه پس از آن در جایگاه رئیس

دولت،‏ ‏همھهممواره در میان منشویک ها،‏ سوسیالیست های انقلابىببىی،‏ آنارشیست ها و حبىتبىی خود بلشویک ها

منتقدابىنبىی داشت که ‏بجنبجحوه ی عملکرد او را ‏بمنبممی پذیرفتند؛ از جدابىیبىی بلشویک ها از منشویک ها و اسبرتبرراتژی های

مبارزه با رژ ‏بمیبمم تزاری گرفته تا سرنگوبىنبىی دولت موقت کرنسکی و گرفبنتبنن قدرت به دست بلشویک ها و ‏بجنبجحوه

برخورد با ‏مجممجخالفان.‏ در بسیاری از موارد،‏ حبىتبىی در میان بلشویک ها نبریبرز موضع و دیدگاه او در اقلیت قرار

داشت.‏ اما با بینش قوی و شناخت و تشخیص هوسمشسممندانه از شرایط،‏ ‏همھهممواره راهی به پیش می یافت.‏ از

٢٦


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد ولادبمیبممبریبرر ایلیچ لنبنیبنن تارتحیتحخ سرخ

طرفىففىی به نقد و خصوصاً‏ انتقاد از خود و اذعان به اشتباهات به طور جدی پایبند و معتقد بود و این امر در

نوشته های او نبریبرز بازتاب یافته است.‏

‏«بجنبجحوه ی برخورد یک حزب سیاسی با اشتباهاتش یکی از مهم ترین و قطعی ترین راه ها

برای قضاوت این امر است که حزب چقدر جدی است و چگونه در عمل وظایفش را در

مقابل طبقه اش و توده های زجمحجممتکش به جا می آورد.‏ اذعان صر ‏تحیتحح به یک اشتباه،‏ یافبنتبنن

قطعی دلایل آن،‏ ‏بجتبجحلیل شرایطی که موجب آن شده،‏ و ‏بجببجحث دقیق درباره ی راه های اصلاح

آن؛ این مشخصه ی بارز حزب جدی است.‏ به این شیوه است که باید وظایف خود را ابجنبججام

دهد،‏ به این شیوه است که باید طبقه را و پس از آن توده ها را آموزش داده و تربیت کند.»‏

‏‐بیماری کود کی ‏«چپ روی»‏ در کمونبریبرزم (١٩٢٠)

لنبنیبنن در پایان سال ١٩٢١، به شدت بیمار بود و از ‏بىببىی خوابىببىی و سردردهای مکرر رتحنتحج می برد.‏ به اصرار

پولیت بورو یا هیئت سیاسی حزب،‏ به ‏همھهممراه ‏همھهممسر و خواهرش مدبىتبىی به مرخصی رفت.‏ لنبنیبنن به فکر

خودکشی افتاده بود و از کروپسکایا و استالبنیبنن خواسته بود که برایش پتاسیم سیانید ‏بهتبههیه کنند.‏ برخی از

پزشکان احتمال دادند که علابمئبمم بیماری او به علت ا کسیده شدن گلوله ای است که از سوءقصد ١٩١٨

در بدنش بافىقفىی مانده است.‏ در آوریل ١٩٢٢ طی عمل جراحی گلوله از بدنش خارج شد،‏ اما علابمئبمم

‏همھهممچنان بافىقفىی ماند.‏ پس از آن دو بار سکته ی مغزی کرد که بار اول موقتاً‏ قدرت تکلم و ‏بجتبجحرک ‏سمسسممت چپ

بدنش را از دست داد.‏ علبریبررغم بیماری،‏ ‏همھهممچنان مشتاقانه به امور سیاسی علاقه نشان می داد.‏

در پایان سال ١٩٢٢ لنبنیبنن متبىنبىی را به کمک کروپسکایا تنظیم کرد که به ‏«وصیت نامه لنبنیبنن»‏ مشهور است.‏

این مبنتبنن را لنبنیبنن دیکته کرده و کروپسکایا نوشته بود.‏ از ‏جمججممله مسائلی که در آن طرح شده بود،‏

٢٧


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد ولادبمیبممبریبرر ایلیچ لنبنیبنن تارتحیتحخ سرخ

خصلت های رفقای حزب خصوصاً‏ تروتسکی و استالبنیبنن بود و پیشنهاد شده بود که استالبنیبنن از ‏سمسسممت دببریبررکل

حزب برکنار شود و تروتسکی جای او را بگبریبررد که به گفته ی او ‏«تواناترین فرد در کمیته ی مرکزی فعلی»‏

است.‏

در غیاب لنبنیبنن،‏ استالبنیبنن از طریق گماشبنتبنن حامیانش در مناصب مهم و مطرح کردن خود به عنوان

نزدیک ترین فرد به لنبنیبنن و شایسته ترین جانشبنیبنن او،‏ شروع به تقویت قدرت خود کرد.‏ سپس مسئولیت

رژ ‏بمیبمم و روند درمان لنبنیبنن را شخصاً‏ به عهده گرفت و بر اینکه چه کسابىنبىی به لنبنیبنن دسبرتبررسی داشته باشند

نظارت می کرد.‏

لنبنیبنن در مارس ١٩٢٣ برای سومبنیبنن بار سکته کرد و روند ‏بهببههبود او این بار بسیار کند بود.‏ کمبرتبرر از یک سال

بعد،‏ در روز ٢۴ ژانویه ١٩٢۴ به کما رفت و در ‏همھهممان روز درگذشت.‏ بدن لنبنیبنن علبریبررغم خواست

خودش و ‏مجممجخالفت کروپسکایا،‏ مومیابىیبىی شد و در مقبرببرره ای در میدان سرخ در معرض ‏بمنبممایش عمومی قرار

گرفت.‏

پایان

٢٨


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد ولادبمیبممبریبرر ایلیچ لنبنیبنن تارتحیتحخ سرخ

منابع:‏

1. V.L. Lenin: Collected Works, Progress publications, 1976

2. Volkogonov, Dmitri (1994). Lenin: Life and Legacy. Translated by

Shukman, Harold. London.

3. Service, Robert (2000). Lenin: A Biography. London: Macmillan.

4. Read, Christopher (2005). Lenin: A Revolutionary Life. Routledge

Historical Biographies. London: Routledge.

5. White, James D. (2001). Lenin: The Practice and Theory of

Revolution. European History in Perspective. Basingstoke, England:

Palgrave.

6. Rappaport, Helen (2010). Conspirator: Lenin in Exile. New York:

Basic Books.

7. Rice, Christopher (1990). Lenin: Portrait of a Professional

Revolutionary. London: Cassell.

8. Rigby, T. H. (1979). Lenin's Government: Sovnarkom 1917–1922.

Cambridge, England: Cambridge University Press.

٩. ‏بهببههار،‏ ‏مجممجحمدتقی،‏ تارتحیتحخ ‏مجممجختصر احزاب سیاسی ایران،‏ ١٣۵٧، شرکت سهامی کتاب های جیبىببىی ‏(با ‏همھهممکاری

انتشارات امبریبررکببریبرر)‏

٢٩


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد ولادبمیبممبریبرر ایلیچ لنبنیبنن تارتحیتحخ سرخ




















شبریبررین مبریبررزانژاد حقوق دان،‏ مبرتبررجم،‏ پژوهشگر و دببریبرر ‏بجتبجحریه گروه

تئاتر ا گزیت است.‏

ترجمججممه اندیشه های کارل مارکس اثر الن وودز

آثار وی تا کنون عبارتند از:‏

‏•تله تئاتر آموزگاران اقتباس از اثر ‏مجممجحسن یلفابىنبىی

‏•مجممججموعه مقالات تئاتر در ساختار نظام سرمایه داری

‏•پژوهش کمپابىنبىی تئاتر:‏ راه حل یا سرپوشی برمعضل تئاتر

‏•تله تئاتر مستند اِما گلدمن : آن گونه که من زیستم

‏•ترجمججممه سندیکاها در دوران ‏بجببجحران سرمایه داری و نیاز به

اسبرتبرراتژی انقلابىببىی اثر راب سول

‏•ترجمججممه شکسپبریبرر،‏ یک انقلابىببىی در ادبیات اثر الن وودز

‏•ترجمججممه هبرنبرر و مبارزه طبقابىتبىی اثر الن وودز

• ترجمججممه ٣ ‏بمنبممایشنامه ‏(اما،‏ مارکس در سوهو،‏ دخبرتبرر ونوس)‏ اثر هاوارد زین

ترجمججممه ‏بمنبممایشنامه یک خاطره،‏ یک مونولوگ،‏ یک فریاد و یک نیایش گردآوری ایو انسلر و مالىللىی دویل

ترجمججممه ‏بمنبممایشنامه من موجودی احساسابىتبىی هسم اثر ایو انسلر

ترجمججممه شازده کوچولو اثر آنتوان دوسنت ا گزوپری

ترجمججممه ارج ‏بهنبههادن به مقاومت ‐ چگونه زنان در روابط خصوصی در برابر آزار مقاوت می کنند ،

‏بهتبههیه شده توسط سرپناه اضطراری زنان کلگری ) کانادا)‏

ترجمججممه درباره دو برداشت روانکاوانه از شازده کوچولو اثر آنتوان دوسنت ا گزوپری به قلم کریستبنیبنن

دولاروش کوداما

ترجمججممه باز هم مبنتبنن و بسبرتبرر آن ‐ اجرای ‏بمنبممایش ‏«مهاجران»‏ اسلاومبریبرر مروژک در استودیو ‐ تئاتر ‏«چلاوک»‏

مسکو به قلم سوزان کوستانزو

ترجمججممه ۶٢ مقاله ‏بجتبجخصصی تئاتر برای ۴ ‏سمشسمماره ‏مجممججله ‏«صحنه معاصر»‏ گروه تئاتر ا گزیت

وی برنده رتبه اول ترجمججممه در مسابقه مطبوعابىتبىی ابجنبججمن منتقدان،‏ نویسندگان و پژوهشگران خانه تئاتر ایران در

سال ١٣٩۶ گردیده است.‏

از سال ١٣٩٢ بعنوان دستیار کارگردان در هفده اجرای صحنه ای رپرتوار گروه تئاتر ا گزیت ‏همھهممکاری داشته

است که عبارتند از:‏

مهاجران اثر اسلاویر مروژک

‏بمنبممایش ‏همھهمملت در روستای مردوش سفلی اثر ایوو برشان

مارکس در سوهو اثر هاوارد زین

یک خاطره،‏ یک مونولوگ،‏ یک فریاد و یک نیایش گردآوری ایو انسلر و مالىللىی دویل

شازده کوچولو اثر آنتوان دوسنت ا گزوپری

ماهی سیاه کوچولو اثر صمد ‏بهببههرنگی

مبرتبررسک ‏(چهار صندوق)‏ اثر ‏بهببههرام بیضابىیبىی

نردبان ‏(زاویه)‏ اثر غلامجممجحسبنیبنن ساعدی

من موجودی احساسابىتبىی هستم اثر ایو انسلر

تله تئاتر مستند اِما گلدمن : آن گونه که من زیستم نوشته شبریبررین مبریبررزانژاد

تله تئاتر آموزگاران اقتباس شبریبررین مبریبررزانژاد از اثر ‏مجممجحسن یلفابىنبىی

٣٠


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد ولادبمیبممبریبرر ایلیچ لنبنیبنن تارتحیتحخ سرخ

٣١


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد ولادبمیبممبریبرر ایلیچ لنبنیبنن تارتحیتحخ سرخ

دیگر انتشارات گروه تئاتر اگزیت

هفت گفتار

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

تئاتر در ساختار نظام سرمایه داری

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

گروه تئاتر ا گزیت

ش:‏‎9‎ین م:‏‎9‎زانژاد

٣٢

www.exittheatre.ir

More magazines by this user
Similar magazines