نقد و بررسی نمایش «افرای ژاپنی» به کارگردانی حسین کشفی‌اصل

exittheatre

پیچ و خم‌های پنهان رئالیسم

به قلم مجید اصغری، منتقد گروه تئاتراگزیت
ارزش‌گذاری منتقد: یک ستاره- قابل تحمل

یکی از دلایلی که این روزها کارهابىیبىی با سبک و سیاق رئالیسبىتبىی کمبرتبرر به روی صحنه می رود،‏

جدا از سخت و حساس بودن این گونه ‏بمنبممایشی،‏ طرز تفکر اشتباهی است که برخی دوستان

درباره مساله رئالیسم دارند.‏ آن طرز تفکر اشتباه این است که برخی برای این گونه ‏بمنبممایشی

سقف و حد تعیبنیبنن می کنند.‏ در واقع پتانسیل درام را تقلیل می ‏بجببجخشند و این گونه می پندارند

که عرصه رئالیسم،‏ عرصه ی مناسبىببىی برای بیان توابمنبممندی و استعدادشان نیست و ‏بمنبممی توانند با

این گونه ‏بمنبممایشی ‏بمتبممام توان و خلاقیت های خود در شاخه های ‏مجممجختلف ‏بمنبممایشی اعم از نویسندگی،‏

بازیگری و یا کارگردابىنبىی را به منصه ظهور برسانند.‏ نکته اینجاست که بر اساس این تفکرغلط و

ناشیانه،‏ تفکر اشتباه دیگری پدید آمده با این مضمون که آثاری با پرداخت واقع گرایانه،‏ فقط به

درد کار بازیگری می خورد و عرصه را بر کارگردان و طراحان دیگر می بندد.‏ ‏(بجیبجحتمل ا گر

مرحوم رادی که معمولا قیافه ای عبوس و جدی ای داشت با این گزاره مواجه می شد،‏ قاه قاه به

خنده می افتاد چرا که وی جزو معدود کسابىنبىی بود که اهمھهممیت درام در رئالیسم را شناخته و

می توانست یک شبانه روز درباره این شیوه و بسط آن در صحنه صحبت کند،‏ روحش شاد).‏

خوشبختانه ‏«افرای ژاپبىنبىی»‏ به کارگردابىنبىی کشفی اصل از این دو طرز تفکر اشتباه گذار کرده و در

تلاش است تا از لابه لای این واقعیت گرابىیبىی گزنده،‏ داستان خود را برای ‏مجممجخاطب تعریف کند.‏

این ادعا از ‏همھهممان صحنه اول و با مبریبرزانسن بازیگران،‏ طراحی صحنه و به ویژه طراحی نور به

حقبریبرر اثبات می شود.‏ پر واضح است که کارگردان بر این صحنه اندیشه ورزیده و ‏بمتبممام تلاشش

را کرده تا کدهای مورد نظر خود را به ‏مجممجخاطب معرفىففىی کند.‏ به عنوان مثال افرای ژاپبىنبىی را در

آوانسن قرار داده و نور موضعی بر آن تابانده.‏ نوری که نه خیلی واضح و نامجممجحسوس توجه را به

خود جلب می کند.‏ این دقت البته در طراحی زری کر ‏بمیبممی در نوع و رنگ لباس ها نبریبرز کاملا به

چشم می آید.‏ اما این خلاقیت ها در کار بازیگران پیش نرفته و حالت ایستابىیبىی به وجود آورده

است.‏ گو ‏بىیبىی اثر به مانند یک اتود خوش آب و رنگ درآمده تا یک اجرای حرفه ای وبهنبههایتا سه

هفته تا یک ماه برای حفظ و اجرای دیالوگ ها زمان گذاشته شده که در اصل این گونه نیست.‏

شاید می توان تصور کرد که کارگردان که در این ‏بمنبممایش نبریبرز به عنوان بازیگر به ایفای نقش

می پردازد،‏ مدام در پلاتو در قامت بازیگر و کارگردابىنبىی که از ببریبررون مشاهده گر است در

رفت وآمد بوده و برخی ظرایف کاری خود و ‏همھهممکارانش را سهوا نادیده گرفته است.‏ چون

تودماغی درآوردن کلیشه ای کارا کبرتبرر آنری توسط فرد به شدت خلافىقفىی چون ‏جمحجممید رحیمی

More magazines by this user
Similar magazines