نقد و بررسی نمایش «افرای ژاپنی» به کارگردانی حسین کشفی‌اصل

exittheatre

پیچ و خم‌های پنهان رئالیسم

به قلم مجید اصغری، منتقد گروه تئاتراگزیت
ارزش‌گذاری منتقد: یک ستاره- قابل تحمل

‏(شاید چبریبرزی که از رحیمی دیدبمیبمم ده درصد توانابىیبىی های او در بازیگری هم نیست)‏ یا طرز بیان

بد زری کر ‏بمیبممی که بسیاری از واژه ها را می خورد و یا منقبض بودن کیمیا جواهری را بشود به

‏بجنبجحوی ‏بجتبجحمل کرد اما این که بازیگران تا این حد ناچبریبرز از زبان بدن خود غافل هستند را

‏بمنبممی شود.‏ برخلاف نظر برخی دوستان بنده معتقدم که در این دست آثار،‏ بازیگر به شدت

می تواند صحنه را مال خود کرده وبهنبههایت توابمنبممندی خود در نشان دادن یک کارا کبرتبرر متفاوت از

بقیه را بروز دهد.‏ البته که نقش نویسنده و کارگردان نبریبرز در این بروزرسابىنبىی از اهمھهممیت زیادی

برخوردار است اما خود بازیگر نقش کلیدی ای را ایفا می کند چرا که نه تنها باید ‏بمنبمماینده ای خوب

برای نتیجه کار نویسنده و کارگردان باشد،‏ بلکه باید وظیفه ای که در قبال خودش به عنوان

بازیگر قائل است را به ‏بجنبجحو احسن ابجنبججام دهد.‏ این غفلت ناشی از بازی،‏ مبریبرزان لذت ‏مجممجخاطب از

اثر را تا حد زیادی کاهش می دهد.‏ به این صحنه توجه کنید:‏ اینس و آنری به پشت صحنه رفته

و ‏مجممجحیط پذیرابىیبىی خانه را برای اوبر و سونیا خالىللىی می کنند.‏ پشت سونیا به اوبر است.‏ اوبر با سرعت

به ‏سمسسممت سونیا رفته و ا کبىتبىی ابجنبججام می دهد شبیه به بوسیدن گردن سونیا.‏ سونیا اما وا کنشی

ندارد.‏ به ‏سمسسممت اوبر بازگشته و لبخندی میان آن دو رد و بدل می شود.‏ آن ها سال ها پیش با هم

رابطه ای داشتند و تا این جای ‏بمنبممایش کسی از این رابطه خبرببرر ندارد و این اطلاعات هم ا کنون

برای ‏مجممجخاطب فاش می شود.‏ در ادامه این اطلاعات داده می شود که اوبر در تلاش است تا

دوباره رابطه خود با سونیا را احیا کند اما سونیا با متلک های خود به او می فهماند که از وی

گذار کرده و هم ا کنون زندگی خو ‏بىببىی را در کنار آنری سبرپبرری می کند.‏ البته این اطلاعات به

طریق دیالوگ بر ما فاش شده اما وا کنش ها و گاه زبان بدن بازیگران چبریبرز دیگری می گوید.‏ آن

عدم وا کنش سونیا و لبخندش به اوبر وجه دیگری را جدای از دیالوگ هابىیبىی که بر زبان

می آورد به ما نشان می دهد.‏ یا در صحنه آخر که می توانست اوج درخشش آنری باشد با بازی

بد و ابتدابىیبىی ‏جمحجممید رحیمی به یأس نشسته در اثر بیشبرتبرر دامن می زند!‏ فردی که ‏همھهممواره به واسطه

‏همھهممسرش متهم است به ترسو ‏بىیبىی و ‏مجممجحاظه کاری،‏ به یک باره از کوره در می رود و کنبرتبررلش را به

کلی از دست می دهد.‏ بر مهمانان خود ‏سمشسممشبریبرر کشیده و بر سر آن ها فریاد می کشد و بسیار

خشمگبنیبنن است.‏ شوک پایابىنبىی آنری نبریبرز دربمنبممی آید و مضحک می شود چرا که او از قبل می دانسته

که سال ها پیش زنش با اوبر که اینک به عنوان یک ‏مجممجحقق با او ‏همھهممکاری می کند رابطه داشته و

حبىتبىی از این هم خبرببرر دارد که ‏بجببجچه ای که او را پدر صدا می زند در اصل حاصل مشبرتبررک رابطه

More magazines by this user
Similar magazines