نقد و بررسی نمایش «تالاب هشیلان» به نویسندگی و کارگردانی نوشین تبریزی

exittheatre
  • No tags were found...

فقیر در شخصیت‌پردازی

به قلم مجید اصغری، منتقد گروه تئاتراگزیت
ارزش‌گذاری منتقد: یک ستاره- قابل تحمل

«تالاب هشیلان»‏ با ‏همھهممه ی فراز و فرودهابىیبىی که در ‏بمنبممایشنامه از خود بروز می دهد اما گبریبرر و

گورهابىیبىی نبریبرز در پرداخت روایت خود دارد که ‏همھهممبنیبنن موضوع کیفیت ‏بمنبممایش را نشانه رفته و از

وقار و صلابتش کاسته است.‏ این ‏بجببجحث بسیار مهمی است که در این بلبشو بازار تئاتر ما،‏ چرا

‏بمنبممایشنامه ای به روی صحنه می آید که این پتانسیل را دارد که به اثری خوب و حبىتبىی درخشان

تبدیل شود اما چنبنیبنن ‏بمنبممی شود.‏ پتانسیلی که از آن سخن به میان آورده ام در خودِ‏ ‏بمنبممایشنامه

بهنبههفته و کاملا از زیست مؤلف در آن جاری شده است.‏ نوشبنیبنن تبرببرریزی به صورت دغدغه مندانه

اثرش را به رشته ‏بجتبجحریر درآورده،‏ آدم های داخل ‏بمنبممایشنامه اش را می شناخته و کاملا آ گاه بوده

که چه می خواسته است.‏ ‏بمنبممایشی به واقع ایرابىنبىی که گرفتاری های ناشی از ‏بىببىی پولىللىی و عدم

‏بمثبممربجببجخشی عشق و عاشقی در آن کاملا مشهود است.‏ این که اثر از گوشت و پوست خودمان

باشد و تلاشش این باشد که در سطح استانداردهای دراماتیک ‏بمنبممایشنامه نویسی عرض اندام

کند بسیار اتفاق مبارک و خوشایندی است.‏ ذلیل ترین آثار ا گر از چهارچوب این دو خصلت

‏بجتبججاوز نکنند،‏ قابل احبرتبررام هستند چرا که قصد ‏بجتبجخریب و توهبنیبنن به ‏مجممجخاطب را در سر ‏بمنبممی پرورانند.‏

کنار هم قرار دادن سه نسل برای آن چه تبرببرریزی قصد مطرح کردنش را داشت ‏بمتبممهیدی لازم

بود.‏ یک پدربزرگ،‏ دخبرتبرر و دامادش و سه نوه در یک خانه.‏ پدربزرگ طعم عشق را چشیده و

تاب دوری معشوق را ندارد.‏ شب ها به این امید به بسبرتبرر می رود تا خواب ‏همھهممسرش که از دنیا

رفته است را ببیند.‏ دخبرتبرر وی با بازی نوشبنیبنن تبرببرریزی ‏بهببههره ای از این عشق نبرببررده و ‏بىپبىی در ‏بىپبىی به

شوهر یک لاقبا و اقبال بدش متلک می اندازد.‏ سینا پسر آن ها از عدم عدالت در فضابىیبىی که کار

می کند رتحنتحج برده و از ‏بىببىی پولىللىی و ‏بىببىی اعتباری پدرش می نالد.‏ او معتقد است که چون پول ندارد

‏بمنبممی تواند در بازیگری رشد کرده و یا دست نازلىللىی ‏(دوست دخبرتبررش)‏ را گرفته و با هم زیر یک

سقف زندگی کنند.‏ سالومه دخبرتبرر کوچک این خانواده است که دل به پسرخاله اش بسته که او

نبریبرز در این خانه زندگی می کند.‏ اما پسرخاله اش او را طرد کرده و با وجود اصرارهای سالومه

تن به وصلت با وی ‏بمنبممی دهد.‏ سالومه در این شرایط و با اصرارهای مادرش به عقد یوسف،‏ یکی

از خواستگارانش درمی آید.‏ ‏همھهممان طور که می بینید تبرببرریزی وضعیت و بسبرتبرر مناسبىببىی را برای خلق

و بروز یک ‏بجببجحران تدارک دیده است.‏ این یک سوم ابتدابىیبىی ‏بمنبممایش بهبهببههبرتبررین شکل ‏ممممممکن

وضعیت را شرح داده و زمینه ورود ‏مجممجخاطب به جهان اثر را فراهم می کند.‏ ورود ‏مجممجخاطب به اثر

فرصت برای انتقال ‏بجتبججربه حسی به وی را شکل می دهد.‏ درگبریبرری ببنیبنن سالومه و شوهرش و

More magazines by this user
Similar magazines