نقد و بررسی نمایش «تالاب هشیلان» به نویسندگی و کارگردانی نوشین تبریزی

exittheatre
  • No tags were found...

فقیر در شخصیت‌پردازی

به قلم مجید اصغری، منتقد گروه تئاتراگزیت
ارزش‌گذاری منتقد: یک ستاره- قابل تحمل

افشای سقط جنبنیبنن او پیش از ازدواج با یوسف،‏ خانواده را در وضعیبىتبىی ‏بجببجحرابىنبىی قرار داده و

شبریبررازه آن را از هم می پاشد.‏ در کلیشه ای ترین حالت ‏ممممممکن،‏ می شد تصور کرد که این نقطه

‏بجببجحران باید در انتهای ‏بمنبممایش شکل می گرفت اما نه در اواسط ‏بمنبممایش.‏ اما تبرببرریزی نیمه اول روایت

خود را کنار ‏بهنبههاده و به روابط این خانواده پس از ‏بجببجحران می پردازد.‏ پای ‏بهنبههادن به زیست پس

از ‏بجببجحران به یک مسئولیت پذیری از جانب مؤلف گرایش دارد که ستودبىنبىی است.‏ اما این نیمه

خود به ‏بجببجحرابىنبىی برای ‏بمنبممایشنامه تبدیل می شود.‏ چرا که با شخصیت هابىیبىی که از حد و اندازه تیپ

فراتر نرفته اند ‏بمنبممی شود جهان پس از ‏بجببجحران را ‏بمنبممایشی کرد.‏ تیپیکال بودن پدربزرگ،‏ مادر و پدر

از قوت درام کاسته و ویلچرنشیبىنبىی سالومه و افشای عشق متقابل پسرخاله اش به وی ‏بمنبممی تواند

دردی را از اثر دوا کند.‏ گو ‏بىیبىی اثر به یک ایستابىیبىی ای رسیده و کاملا با نیمه ‏بجنبجخست که از پویابىیبىی و

‏بجتبجحرک برخوردار بود تفاوت می کند.‏ شخصیبىتبىی که اساسا پرداخت درسبىتبىی روی آن صورت نگرفته

کارا کبرتبرر سینا است.‏ رابطه او با نازلىللىی و جدا شدن از وی به دلیل مهاجرت نازلىللىی از ایران نبریبرز به

بن بست های درام می افزاید طوری که با حذف شخصیت سینا اساسا اتفاق خاصی در بنیاد

‏بمنبممایش روی ‏بمنبممی دهد.‏ ‏همھهممبنیبنن مورد در رابطه با عاصی شدن پدر خانواده و قهر کردنش از خانه نبریبرز

صدق می کند.‏ اما کار از این نبریبرز بدتر شده و ‏همھهممه رشته های خود را پنبه می کند.‏ دانسبنتبنن

پدربزرگ به عشق میان سالومه و پسرخاله اش نبریبرز کار را از بیخ و بن متلاشی می کند.‏ او که

می دانسته سالومه علاقه ای به یوسف ندارد پس چرا مانع ازدواج آن دو نشده؟ او که از علاقه

آتشبنیبنن سالومه به پسرخاله اش که در یک خانه با هم بزرگ شده بودند باخبرببرر بوده پس چرا

پادرمیابىنبىی نکرده تا مسبریبرر وصال آن ها به یکدیگر را تسهیل کند؟ در این وضعیت که سالومه

ویلچرنشبنیبنن شده با چه رو ‏بىیبىی می تواند نوه اش را از بابت بر زبان نیاوردن علاقه اش به سالومه

‏سمشسمماتت کند؟!‏ و آن صدای تار که هر از گاهی به گوش می رسد و ‏بمتبممام فضاسازی ناشی از

کارگردابىنبىی و گاه مبریبرزانسن های خوب را به کل نابود می کند از برای چیست؟ ‏جمججممیع این مشکلات

سطح اثر را بسیار پایبنیبنن آورده و از مسبریبرر درست خود منحرف کرده است.‏ باز کردن رادیو و

رمزگشابىیبىی معنابىیبىی از ‏«تالاب هشیلان»‏ از زبان کارشناس برنامه که دیگر نورعلی نور است.‏

‏بمتبممهیدی که ذره ای امید بهبهببههبود وضعیت نگذاشته و گو ‏بىیبىی اثر را به قعر سیاه چالىللىی تاریک و

عاری از نور می افکند.‏ این ناامیدی اساسا ‏بمنبممود بیشبرتبرری در پوسبرتبرر دارد.‏ تصویر یک ماهی قرمز

در تنگی پر از سنگ ریزه!‏ آیا امیدی به زیست این ماهی در این تنگ وجود دارد؟!‏ قطعا نظر

More magazines by this user
Similar magazines