نقد و بررسی نمایش «رومئو و ژانت» به کارگردانی پویان احمدی

exittheatre
  • No tags were found...

نمایشی آغشته به صداقت و سادگی

به قلم مجید اصغری، منتقد گروه تئاتراگزیت
ارزش‌گذاری منتقد: یک‌ونیم ستاره- قابل تأمل

نقد و بررسی ‏بمنبممایش ‏«رومئو و ژانت»به کارگردابىنبىی پویان اجمحجممدی

‏بمنبممایشی آغشته به صداقت و سادگی...‏

به قلم ‏مجممججید اصغری،‏ منتقد گروه تئاترا گزیت

ارزش گذاری منتقد:‏ یک ونیم ستاره‐‏ قابل تأمل


اقتباس سارا اجمحجممدی که منتسب است به ‏«رومئو و ژانت»‏ ژان آنوی،‏ به شکلی کاملا تولیدی

دراماتورژی شده است.‏ این نگاه تولیدی بنا به شرایط نابسامان اقتصاد تئاتر ما دور از انتظار

نیست.‏ البته این نگاه تولیدی خودش را در کارگردابىنبىی پویان اجمحجممدی نبریبرز نشان داده و نه به یک

نقطه ضعف بلکه به یک عنصر مثبت در اجرا بدل گشته است.‏ این که بتوابىنبىی با حداقل

امکانات،‏ شرایطی را به وجود بیاوری که قصه ات درست اجرا شود،‏ به ببریبرراهه نرود و از ادا و

اطوار به دور باشد،‏ یعبىنبىی نصف مسبریبرر را در کارگردابىنبىی اثرت به درسبىتبىی طی کرده ای.‏ این گزاره

به این معبىنبىی نیست که ضعف در کار اجمحجممدی دیده ‏بمنبممی شود اما نگاه درست او به ماجرای ژان

آنوی،‏ او را در نقطه ای قرار داده تا از ناچبریبرزترین امکانات در جهت پیشبرببررد اهدافش در

کارگردابىنبىی به ‏بجنبجحو احسن استفاده درست را داشته باشد.‏ من این روحیه در آثار دانشجو ‏بىیبىی را

بسیار پسندیده و خلاقیت به کار رفته در روند شکل گبریبرری اثر را ستایش می کنم.‏ گاهی این

‏بجتبججریبات با شکست ‏همھهممراه است اما چه با ک.‏ کارگردابىنبىی که قصد توهبنیبنن به ‏مجممجخاطب را نداشته و

تلاش می کند برای هر یک از عناصر اثرش فکر کند و ‏بىببىی ‏مجممجحابا به صحنه نفرستد،‏ ا گر گره ای در

کارش هم بیفتد باز هم جذابیت خود را حفظ می کند.‏ چرا که عنصر صداقت در اثر موجب

گرمای آن شده و این حرارت و انرژی از دید ‏مجممجخاطب فهیم پوشیده ‏بمنبممی ماند.‏ ا گر این اثر را

دیده باشید،‏ حتما حرف بنده را تصدیق می کنید که امکانات گروه اجرابىیبىی برای به روی صحنه

آوردن ‏بمنبممایش شان بسیار ناچبریبرز و ابتدابىیبىی است.‏ اثر گو ‏بىیبىی یک اتود از کلاس کارگردابىنبىی است و

استاد چنبنیبنن ‏بجتبججویز کرده که باید به اجرای عموم درآمده تا کارگردان اولبنیبنن ‏بجتبججربه مواجهه با

‏مجممجخاطب را درک کرده و از آن درس و ‏بجتبججربه بگبریبررد.‏ با این حال اثر آزاردهنده نیست،‏ گنگ و

افلیج نیست.‏ زبان خاص خودش را در طول ‏بمنبممایش پیدا کرده و هر چند به زجمحجممت اما می تواند

‏مجممجخاطب را تا انتها با خود ‏همھهممراه سازد.‏ سارا اجمحجممدی به تأسی از ژان آنوی به نقد عشق و ناپایداری

آن در این برهه از زمان می پردازد.‏ عشقی که تعاریفش را ‏همھهممچون خانواده،‏ دین،‏ مذهب و

اعتماد از دست داده و حال نگاه متفاوت تری باید به آن ها صورت داد.‏ نویسنده عشق واقعی

را کمی دور از دسبرتبررس می پندارد و رسیدن به آن به واسطه احساسابىتبىی ‏لحللححظه ای که زاییده

شرایط است را به سخره می گبریبررد.‏ نویسنده برای این مقصود ‏بمتبممهیدابىتبىی را اندیشیده که در

کارگردابىنبىی پویان اجمحجممدی نبریبرز به فرم می رسد.‏ پدر خانواده را به یاد بیاورید.‏ فردی لاابالىللىی و

خوش گذران است که با بازی خوب بازیگرش به یک کارا کبرتبرر نسبتا سرخوش و کمیک تبدیل


می شود.‏ در صحنه ای که پسر جوان با خواهر نامزد خود در پذیرابىیبىی تنها می ماند و کم کم قرار

است احساسابىتبىی غریب از نوع عاشقانه در آن ها شکل بگبریبررد،‏ پدر با آن هیبت و سروشکل

روی ‏بجتبجخت پذیرابىیبىی دراز کشیده و تلاش می کند تا ‏بجببجخوابد.‏ ترکیب بندی این صحنه به قدری

استهزا برانگبریبرز است که هر آن چه در آن اتفاق بیفتد را به مضحکه ای پیش پاافتاده تبدیل

می کند.‏ برای ‏همھهممبنیبنن است که عشق پسرجوان با خواهرزنش کاملا کودکانه و زودگذر جلوه

می کند.‏ این مهم در ‏لحللححظه اعبرتبرراف پسر جوان به علاقه اش نسبت به خواهرزنش به اوج خود

می رسد.‏ نا گفته ‏بمنبمماند که بازی سرد وی نبریبرز دقیق،‏ درست و هوسمشسممندانه است.‏ خجالبىتبىی بودن او از

ابتدای ‏بمنبممایش و حبىتبىی رتحنتحج کشیدنش در پایان تفاوبىتبىی با یکدیگر ندارد و این نه از ناتوابىنبىی بلکه از

توانابىیبىی بازیگر است که در جهت خواسته های نویسنده و کارگردابىنبىی پیش رفته تا فضای مد نظر

آن ها را با بازی خود به ‏مجممجخاطب القاء کند.‏ اساسا بازیگران ‏بمنبممایش عنصر موفقیت و شادابىببىی این اثر

هستند که تلاش دارند در این فضای بسیار کوچک،‏ خلاقیت خود را به نقطه نظرات کارگردان

و نویسنده گره زده و اثری شایسته را مقابل چشمان ‏مجممجخاطب به ‏بمنبممایش بگذارند.‏ کارا کبرتبرر لوسبنیبنن

‏(پسر خانواده)‏ را در نظر بیاورید.‏ کسی که سال ها پیش با یک شکست عشقی مواجه شده و

حالا هیچ چبریبرزی برایش مهم نیست جز این که مابقی عمرش را در آفریقا بگذراند.‏ بازی خوب

بازیگر این نقش نه تنها از او فردی افسرده و دپرس درنیاورده بلکه او را به کارا کبرتبرری کمیک و

مضحک تبدیل کرده است.‏ سردی او حبىتبىی نسبت به خودکشی خواهرش نبریبرز خلاقانه و جالب

است.‏ نویسنده با اندرزهای این شخصیت در باب عشق و وفاداری و گاه حبىتبىی تفکرات ضدزنانه

‏همھهممراه شده و تلاش می کند تا حرف او را به کرسی بنشاند.‏ البته نویسنده مسبریبررش را از این

شخصیت جدا کرده و او را نبریبرز به باد نقد می گبریبررد.‏ کارگردان نبریبرز با او و پستچی که فقط صدایش

را می شنو ‏بمیبمم رابطه ای سطحی و کمیک می سازد.‏ این در سطح بودن نوعی ‏بىببىی اعتمادی نسبت به

شخصیت را درما برمی انگبریبرزد.‏ طوری که حبىتبىی ا گر حرفش پایه ی علمی،‏ ‏بجتبججر ‏بىببىی و خردمندانه نبریبرز

داشته باشد،‏ مایل به پذیرشش نیستیم.‏ او خنده دار است اما دوست داشتبىنبىی نیست.‏ ‏بمتبممایز این

دو ویژگی در اثر درمی آید و مهم نیست که چه اندازه از این تلاش سهم کارگردان است و

چه اندازه سهم بازیگر.‏ نتیجه ‏همھهممواره چبریبرزی است که از خروجی اثر درمی آید و این بار نتیجه

رضایت ‏بجببجخش بوده است.‏ بنده هیچ یک از اعضا گروه اجرابىیبىی ‏«رومئو و ژانت»‏ را ‏بمنبممی شناسم اما


آن ها با ‏بىببىی ادعا بودن شان اثری هرچند کوچک اما آبرومند به صحنه آورده اند.‏ امید که در آینده

این آبرو را هیچ گاه و به هیچ قیمت و پیشنهادی از دست ندهند.‏

٣ آبان ١٣٩٨

رومئو و ژانت‏

More magazines by this user
Similar magazines