یادداشتی درباره مصوبه جدید معاونت هنرهای نمایشی وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامی

exittheatre
  • No tags were found...

چه کسی خودی است و چه کسی نخودی

به قلم مجید اصغری منتقد گروه تئاتر اگزیت

یادداشبىتبىی درباره مصوبه جدید معاونت هبرنبررهای ‏بمنبممایشی وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامی

چه کسی خودی است و چه کسی ‏بجنبجخودی!‏

به قلم ‏مجممججید اصغری منتقد گروه تئاتر ا گزیت


این روزها که کشمکش میان موافقان و ‏مجممجخالفان مصوبه جدید معاونت هبرنبررهای ‏بمنبممایشی مببىنبىی بر

صلاحیت هبرنبرری کارگردانان تئاتر بالا گرفته،‏ لازم می دابمنبمم که به نکته ای کوچک اشاره کرده و

اتفاقا نرخ تازه ای در این مناقشه تعیبنیبنن کنم.‏ دوستان دانشجو ‏ممممممکن است به یاد نداشته باشند

اما قدبمیبممی ترها می دانند که تئاتر ما ‏همھهممیشه اینقدرها هم بدبجببجخت و روسیاه نبوده و زمانه ای هم

داشته ابمیبمم که هبرنبررمندان و برخی منتقدان از مصوبات معاونت هبرنبررهای ‏بمنبممایشی بشکن ها می زدند و

سلام و صلوات ها بر مقام شامخ وزیر وقت ارشاد می فرستادند.‏ از آن دوران سال های زیادی

هم نگذشته که فکر کنیم ‏فىففىی الحللححال آن مصوبات در بایگابىنبىی مرکز لای پوشه ها و پرونده های

دیگر خفته و انبوهی از گرد و خا ک و تارعنکبوت هم نشینش شده است.‏ دوران،‏ دوران

مدیریت جناب شاه آبادی و آقای آشنا بود که شعار زیبا و پرطمطراق ‏«تئاتر برای ‏همھهممه»‏ مدام در

رسانه های ‏مجممجختلف نقل زبان ها شده بود.‏ ‏بمببمماند که ما هیچ وقت نفهمیدبمیبمم که منظور دوستان از این

تئاتر دقیقا کدام است و این ‏همھهممه کدام.‏ اما ‏بجببجحث اصلی بر سر خصوصی سازی فرهنگ و شاخه

مهم آن یعبىنبىی تئاتر است که در آن دوران،‏ نقاط اوج خود را سبرپبرری می کرد و ‏مجممججوزهای

سالن های خصوصی فرت و فرت داده می شد و این روند حبىتبىی یک معبرتبررض هم نداشت.‏ چرا آن

موقع کسی متعرض به این سیاست ها نبود یا ا گر بود صدایش به جابىیبىی ‏بمنبممی رسید چرا که اساسا

گوش شنوابىیبىی برای نقد آن وضعیت وجود نداشت.‏ برخی دوستان چنبنیبنن می پنداشتند که با این

سیاست ها می توان با یک تبریبرر چند نشان را هدف قرار داد.‏ اول این که فکر می کردند با این

سیاست ها رفته رفته از توان دخالت های نسنجیده دولت ها در عرصه فرهنگ و هبرنبرر کاسته شده

و عملا مدیریت اجرابىیبىی سالن ها،‏ ‏بمنبممایش ها و...‏ به دست خواهران و برادران مؤمن به این هبرنبرر

والا خواهد افتاد.‏ در زبان ساده تر یعبىنبىی با خصوصی سازی تئاتر،‏ دست های پنهان سانسور عملا

قطع گردیده و از حضور ‏بهنبههادهای غبریبررفرهنگی در این میدان هبرنبرر جلوگبریبرری می شود.‏ دوم این

که می پنداشتند با ازدیاد سالن ها به صورت خصوصی،‏ ‏مجممججالىللىی برای حضور هر چه بیشبرتبرر

دانشجویان و فارغ التحصیلان تئاتر پیش می آید که مشق تئاتر کرده و کم کم پا به عرصه

حرفه ای این هبرنبرر ارزسمشسممند گذارند.‏ سوم این که می پنداشتند با این سیاست ها،‏ هبرنبررمندان از نظر

اقتصادی خودکفا شده و دیگر دست گدابىیبىی مقابل هر مدیر و صاحب منصبىببىی دراز ‏بمنبممی کنند.‏


این افکار نه مبالغه،‏ بلکه عبنیبنن واقعیت آن زمان بوده است.‏ برخی آن دوران را ‏بجتبجحولىللىی تازه و

بنیادی در عرصه تئاتر قلمداد کرده و برخی دیگر ‏بهتبههران را با پاریس و لندن مقایسه می کردند!‏

حال از دانشجویان و نوبهنبههالان تئاتر می پرسم که کدام یک از تلقینابىتبىی که ذکر شد را ‏فىففىی الحللححال

در تئاتر ما می بینید و اینک ‏سمشسمما وارث آن هستید؟!‏ آیا دست سانسوری کوتاه شده،‏ فضابىیبىی برای

اجراهای دانشجو ‏بىیبىی بنا شده و یا اقتصاد تئاتر و هبرنبررمندانش سروسامان گرفته که ‏بجیبجحتمل ما ازآن

‏بىببىی خبرببرر ‏بمیبمم!‏ چرا و چگونه ‏بجتبجحلیل دوستان از وضعیت آن روز و آن مصوبات تا این حد عقیم و

عقب افتاده بوده است؟ چه کسی اینک پاسخگوست؟ وعده های دروغبنیبنن و دم انتخابابىتبىی

دولت ها درباره اداره فرهنگ و هبرنبرر لافىففىی بیش نبوده و نیست.‏ چون برای این مدیریت به تامبنیبنن

بودجه نیاز است که ‏فىففىی الحللححال دولت مردان الزامی ‏بمنبممی بینند که پول ‏بىببىی زبان را در این وادی خرج

کرده و اساسا چرا باید چنبنیبنن کنند.‏ هر ساله سهم تئاتر از بودجه کشور کاسته شده و به مراتب

ذلیل تر از قبل شده است.‏ به رنگ ولعاب خصوصی پرستان که ظاهر تر و ‏بمتبممبریبرز و شیک بر خود

می گبریبررند نگاه نکنید،‏ اینان چون طبل تو خالىللىی ‏بهتبههی هستند و به زودی صدای ترکیدنش هم به

گوش ها خواهد رسید.‏ آیا دولت دست از نظارت های سلبىببىی خود برداشته است؟!‏ دولت با

تاسیس سالن های خصوصی نه تنها خود را از دادن بودجه کافىففىی کنار کشیده،‏ بلکه نظارت ها و

دخالت های خود در اجراها را چندبرابر کرده است.‏ به طوری که ‏بجنبجحوه اداره سالن ها و ‏بمنبممایش ها

را به عهده داشته و سالن دار را موظف کرده تا ‏همھهممچون یک مامور نظاربىتبىی حکم چشم و گوش

حضرات را بازی کند.‏ ‏بجببجحث ابجیبججاد فضا برای دانشجویان نبریبرز که اینک کمدی روز است.‏ هر که پول

بدهد می تواند از نعمت سالن برخوردار بوده و آن که ندارد باید سر بر بالبنیبنن گذاشته و ‏بمببممبریبررد.‏

تازه آن که سالن گبریبررش می آید باید با چند اجرابىیبىی در یک روز موافقت کند و این گونه است که

عناصری چون طراحی صحنه و علم آن به باد فراموشی سبرپبررده شده است.‏ کارگردان برای

تامبنیبنن هزینه ها باید از قید بسیاری از مسائل بگذرد تا اجرایش در صحنه اجرابىیبىی شده و در

روزمه اش ثبت و ضبط گردد.‏ این روزها رزومه هبرنبرری حکم نان و روغن را دارد.‏ ‏بجببجحث خودکفا

شدن هبرنبررمندان هم چون داغ می ماند بر دل ما.‏ از این یکی بگذر ‏بمیبمم ‏بهببههبرتبرر است.‏

اما مصوبه جدید نوعی ماله کشی است بر اشتباهات سیاست های خصوصی سازی.‏ این سیاست نه

تنها دوای درد نیست بلکه استخوان لای زخم است و سرابجنبججامش به فساد و رانت خواری


کشیده خواهد شد.‏ این سیاست ها چبریبرزی جز جناح بندی و سوا کردن خودی از ‏بجنبجخودی نبریبرز در

‏بىپبىی ‏بجنبجخواهد داشت.‏ آیا دوستان به واقع نگران تئاتر و اوضاع و احوال آن هستند که چنبنیبنن

تصمیمابىتبىی را ابجتبجخاذ کرده و باید ها ونبایدها برایش تبیبنیبنن می کنند؟ در این روزها که اوضاع

هبرنبررمندان و زیست ا کبرثبرر آن ها بسیار اسفبار و رقت انگبریبرز است،‏ این بایدها و نبایدها چه پیامدی

دارد؟ دیر نباشد که بنگاه هابىیبىی در کوچه هابىیبىی بن بست سردرآورده و در ازای دریافت مبلغی و یا

عمل نیکو ‏بىیبىی!‏ ‏مجممججوزهای کارگردابىنبىی صادر کرده و گل را به سبرببرزه نبریبرز مزین می کنند.‏ دیگر بر هیچ

کس پوشیده نیست که نظام آموزشی ما در عرصه هبرنبرر تا چه اندازه پیش پا افتاده و مبتدی

است تا جابىیبىی که داشبنتبنن مدرک از این دانشکده ها و مرا کز آموزشی خصوصی پشبریبرزی هم ارزش

نداشته و اساسا کسی برای این مدارک تره هم خرد ‏بمنبممی کند.‏ پس چگونه معاونت هبرنبررهای

‏بمنبممایشی در جهت ‏«شفاف سازی»‏ سیاست های وزارت ارشاد چنبنیبنن شرطی را برای تایید صلاحیت

افراد برگزیده است؟!‏ تایید از سه پیشکسوت تئاتری جهت کارگردابىنبىی نبریبرز بسیار جالب است.‏

یعبىنبىی کسی که صنوف ‏مجممجختلف تاییدش نکرده و مدرکی هم از دانشکده های پفکی نداشته باشد،‏

چگونه می تواند رضایت سه استاد برجسته تئاتری را برای خود اخذ کند؟!‏ بدترین حالتش را

که کنار بگذار ‏بمیبمم،‏ در ‏بهببههبرتبررین حالتش به نوچه پروری برخی دوستان منجر خواهد شد که با این

دست تفربجیبجحات سرگرم شده و دست از تقاضاهای بیجا از مرکز و معاونت بردارند.‏ بازار

استادپروری چه داغ شود در این ایام عجیب.‏ چه ببریبرزینس ها و معاملابىتبىی که این وسط صورت

نگبریبررد.‏ مبارک کسابىنبىی باشد که به امید چنبنیبنن روزهابىیبىی در ‏بىپبىی نان و نوابىیبىی بوده اند.‏ علی برکت الله!‏

١٠ آبان ١٣٩٨

More magazines by this user
Similar magazines