نقد و بررسی نمایش «پارتی» به نویسندگی و کارگردانی آرش عباسی


exittheatre
  • No tags were found...

آیندگان، وارثان ابتذال

به قلم مجید اصغری، منتقد گروه تئاتراگزیت
ارزش‌گذاری منتقد: نیم‌ستاره- ضعیف

نقد و بررسی ‏بمنبممایش ‏«پاربىتبىی»‏ به نویسندگی و کارگردابىنبىی آرش عباسی‏

آیندگان،‏ وارثان ابتذال...‏

به قلم ‏مجممججید اصغری،‏ منتقد گروه تئاترا گزیت

ارزش گذاری منتقد:‏ نیم ستاره‐‏ ضعیف


پیش نقد:‏

گاه عملکرد هیئت انتخاب آثار برای اجرا در ‏مجممججموعه تئاترشهر متحبریبررم می کند.‏ البته این ‏بجتبجحبریبرر

نشان از ناآشنا بودن با سیاست های دوستان نیست.‏ مثلا آرش عباسی که هم ا کنون سخت و

فشرده درگبریبرر جشنواره فیلم کوتاه ‏بهتبههران است،‏ ‏بمنبممایش ‏«پاربىتبىی»‏ را نبریبرز روی صحنه دارد.‏ وی در

بهببههبرتبررین حالت باید نیمی از حواسش را در اجرا گذاشته و نیمی دیگر را در جشنواره فیلم که

در هر صورت جفابىیبىی است به هر دوی آن ها.‏ یک بام و دو هوا کار کردن نتیجه اش چه

می شود؟!‏ ایشان که می دانستند که در این ایام چه برنامه ای در پیش داشته و قبول چه

مسئولیبىتبىی را کرده اند،‏ برای چه اجرا در تئاترشهر را پذیرفتند؟!‏ برای حقبریبرر این مورد نشان از

‏بىببىی اهمھهممیبىتبىی نسبت به اجرا و ‏مجممجخاطب را به ‏همھهممراه دارد.‏ کارگردان یک ‏بمنبممایش به مراتب باید حاضرتر

از بازیگران روی صحنه باشد تا هر شب ببیند که چه گلی به سر ‏مجممجخاطب زده و یا چه گندی

روی صحنه بالا آورده است.‏

و اما نقد:‏

از قرار معلوم مبنتبنن ‏بمنبممایش ‏«پاربىتبىی»‏ حدود ده سال پیش نگارش شده است.‏ کاری به حواشی

پبریبررامون ‏بمنبممایش که پیش آمده ندارم،‏ مبنتبنن دزدی باشد یا اصالتش به عباسی منتسب باشد برابمیبمم

علی السویه است.‏ ‏بجببجحث این جاست که مبنتبنن پیش پاافتاده ای چون ‏«پاربىتبىی»‏ بر چه اساس باید پس

از ده سال دوباره روی صحنه رود؟!‏ من با ‏بمنبممایش ‏«هفت دقیقه»‏ با آرش عباسی دیگری مواجه

شده بودم.‏ اساسا عباسی در آن ‏بمنبممایش سطح توقع و معیارهای حقبریبرر را در مورد خودش تا حد

زیادی بالا برد و به طبع احبرتبررام و ستایش بنده نالایق را برانگیخت.‏ حال خودش باید در

خلوت خود یک دو دوتا چهارتابىیبىی کند و ببیند عباسی ‏بمنبممایش ‏«هفت دقیقه»‏ چه سنخیبىتبىی با ‏بمنبممایش

‏«پاربىتبىی»‏ دارد.‏ برای بنده کاملا طبیعی و قابل قبول است که یک نویسنده و یا یک کارگردان در

طول مدت کاری خود،‏ کارهابىیبىی را نوشته و به روی صحنه ببرببررد که ضعیف باشد،‏ یا در فرم

نا کارآمد باشد و یا حبىتبىی نظر هیچ ‏مجممجخاطبىببىی را به خود جلب نکرده باشد،‏ اما این که جهابىنبىی متفاوت

داشته و یا در بدبهیبههی ترین مسائل اختلافات فاحشی داشته باشد را ‏بمنبممی توابمنبمم بپذیرم.‏ مبنتبنن

‏«پاربىتبىی»‏ حبىتبىی برای نویسنده ای چون عباسی می تواند در حکم یک مشق ‏بمنبممایشنامه نویسی باشد


که اشتباهات زیادی در آن ساخته و بیشبرتبرر مبنتبنن را برای یادگاری دوران دانشجو ‏بىیبىی نگاه داشته

تا کار دیگر.‏ این که چنبنیبنن متبىنبىی را بعد از ده سال و بعد از این ‏همھهممه ‏بجتبججربه های موفق و ناموفق

در نگارش داستان،‏ ‏بمنبممایش نامه و فیلمنامه به صحنه بیاورد چه معنابىیبىی دارد؟!‏ پایان ‏بمنبممایش از

‏همھهممان ‏لحللححظه ‏بجنبجخست این مهمابىنبىی کاملا مشخص و عیان است و غافلگبریبرری هایش بیش از اندازه

ابتدابىیبىی و حبىتبىی مشمبرئبرزکننده.‏ وجود سه زوج در یک مهمابىنبىی و سرآغاز کشف گوه مالىللىی هایشان.‏ این

به آن یکی نظر دارد،‏ آن یکی از ‏همھهممسرش دلسرد شده،‏ آن یکی آماده طلاق است و مشبىتبىی

خزعبلات دیگر از این دست.‏ اثر حبىتبىی به درد ‏بمنبممایشنامه خوابىنبىی و یا حبىتبىی اجرای رادیو ‏بىیبىی نبریبرز

‏بمنبممی خورد.‏ مسبریبرر طی شده در ‏بمنبممایشنامه به قدری دم دسبىتبىی و قابل حدس است که حقبریبرر در ‏همھهممان

ابتدای ‏بمنبممایش با خود گفتم که زودتر خیانت ها را برملا کنید تا ما هم زودتر برو ‏بمیبمم دنبال کار و

زندگی مان!‏ کاش عباسی با خود این موضوع را مطرح کند که دستاورد چنبنیبنن ابتذالىللىی برای وی

چه می تواند باشد.‏ ‏بمنبممایش در ‏بهببههبرتبررین حالت اشاره ای رو به روابط دوستانه و زناشو ‏بىیبىی در دنیای

امروز دارد.‏ در ‏بهنبههایت ‏همھهممه را با این گزاره روبه رو می سازد که ما ‏همھهممبنیبنن هستیم که می بینید.‏

عجب دستاورد خفبىنبىی!‏

‏بمنبممایش ‏«پاربىتبىی»‏ در ‏همھهممه عناصر خود لنگ می زند و پر از عیب و ایراد است.‏ از طراحی پوسبرتبرر

بگبریبررید تا شیوه بازی ها و کارگردابىنبىی.‏ معمولا ‏بمنبممایش هابىیبىی به چنبنیبنن مصیببىتبىی دچار می شوند که

تکلیف شان با خودشان مشخص نیست و اصلا وصله ناجوری هستند به روی صحنه.‏ وقبىتبىی

جهان اثر به ‏همھهممان اندازه خود کوچک و ابتدابىیبىی باشد،‏ کیفیت کار نبریبرز از این ‏بهببههبرتبرر ‏بمنبممی شود.‏ شش

نفر زن و مرد از مراسم پاربىتبىی خود فیلم می گبریبررند تا بعدا به یادگار برای فرزندان خود ‏بجپبجخش

کنند.‏ آیندگان وارثان چنبنیبنن ابتذالىللىی هستند.‏ اثر نه تنها امید را در این دوران بلکه در نسل های

آینده نبریبرز کور می کند.‏ این سیاه بیبىنبىی عارضه چیست و از کجا پیدایش شده؟!‏ کارگردابىنبىی که ‏همھهممبنیبنن

چند ماه پیش ‏بمنبممایش قرص و ‏مجممجحکم و با جهابىنبىی امیدوارکننده به نام ‏«هفت دقیقه»‏ را به روی

صحنه آورده،‏ چطور شده که حالا به ‏همھهممان سیاه بیبىنبىی ده سال پیش خود رجعت کرده است؟!‏

خلاصه این تئاتر و کارگردانانش باز از این دست معجزات زیاد در آستبنیبنن دارند تا موجبات ‏بجتبجحبریبرر

منتقدان چشم و گوش بسته ای چون حقبریبرر را فراهم کنند.‏ آن ستایش بنده از ‏بمنبممایش ‏«هفت

دقیقه»‏ کجا این خزعبلابىتبىی که در وصف ‏«پاربىتبىی»‏ می گو ‏بمیبمم کجا.‏ سوزش این دل از چرخش


نا گهابىنبىی دوستان است که معلوم نیست برای چه و به چه منظور رنگ می بازند و گونه ای دیگر

از خود را به ‏بمنبممایش می گذارند.‏ مرد باشند تندی نقد را به جان می خرند تا چرت شان را پاره

کرده و از این باتلافىقفىی که برای خود ساخته اند ‏بجنبججات یابند.‏ ‏بمنبممی دابمنبمم عباسی ‏بمنبممایش نامه نویسی هم

درس می دهد یا نه ‏(که خدا کند ‏همھهممان نه درست باشد).‏ ا گر چنبنیبنن باشد خدا کند که مبنتبنن

‏«پاربىتبىی»‏ را به منظور تشرتحیتحح مسائلی چون شخصیت پردازی،‏ ابجیبججاد روابط ببنیبنن شخصیت ها،‏

دیالوگ نویسی،‏ تعلیق و گره گشابىیبىی به شا گردان مطرح نکند.‏ چون یقینا در آینده ای نه چندان

دور ‏همھهممبنیبنن شا گردان می شوند ‏همھهممان آیندگان ‏بمنبممایش ‏«پاربىتبىی»‏ که بعدها قرار است برای مان

بنویسند و کارگردابىنبىی کنند.‏ کاش عباسی بداند که دارد چه می کند و کاش بتواند آن خودِ‏

خلاقش را از زیر این دست آفت ها ‏بجنبججات دهد.‏ آمبنیبنن.‏

٢۴ آبان ١٣٩٨


پاربىتبىی

More magazines by this user
Similar magazines