نقد و بررسی نمایش «پینوکیو» به نویسندگی و کارگردانی محمدرضا محمودی

exittheatre
  • No tags were found...

مقتولی به نام فروپاشی


به قلم مجید اصغری، منتقد گروه تئاتراگزیت
ارزش‌گذاری منتقد: یک‌‌ونیم ستاره- قابل تامل

و اما نقد این هفته:‏

‏بىببىی تردید شنیدن عنوان ‏«پینوکیو»‏ ما را به یاد ‏همھهممان شخصیت ‏مجممجحبوب و دوست داشتبىنبىی کارتوبىنبىی

می اندازد که از چوب ساخته شده و کم کم مراحل انسان واقعی شدن را طی می کند.‏ در این

مسبریبرر هم دوستابىنبىی دارد و هم دسمشسممنابىنبىی که دوستان او را به مسبریبرری درست و شریف هدایت

کرده و دسمشسممنان به نبریبررنگ و دغل بازی.‏ اما این شخصیت یک ویژگی جالب دارد که آن را از ‏همھهممه

متمایز می کند و آن این که هر گاه دروغ می گوید،‏ بیبىنبىی چو ‏بىببىی اش درازتر از حد معمول شده و

رسوایش می کند.‏ در ‏بمنبممایش ‏مجممجحمودی نه پینوکیو ‏بىیبىی هست و نه انسان هابىیبىی چو ‏بىببىی اما مؤلفه های آن

روایت در اثرش کارساز شده اند.‏ به عنوان مثال دروغ و پنهان کاری در موقعیت های ‏مجممجختلف

از زبان افراد گونا گون گفته شده اما عامل رسوا کننده ای مانند بزرگ شدن بیبىنبىی نیست که

هدایت گر باشد.‏ فرم تو در توی روایت نبریبرز وضعیت را هم برای ‏مجممجخاطب و هم برای بازیگران

پیچیده تر می کند.‏ در این شرایط امید به رستگاری به حداقل خود رسیده و اساسا کارکردش

را از ببنیبنن می برد.‏ چبریبرزی که در انتهای این هزارتو می ماند چبریبرزی نیست جز روزمرگی و عادت.‏

‏همھهممان مساله ای که ‏مجممجحمودی به آن آ گاهی داشته و از زبان یکی از بازیگران به آن اشاره

می کند.‏ گو ‏بىیبىی ‏مجممجحمودی می خواهد تذکری به ‏مجممجخاطب دهد که خودش را در دام این هزارتو

نینداخته و به وضعیت موجود عادت نکند.‏ نقش ها مدام میان بازیگران عوض می شود.‏ یکی

گاه در جایگاه پلیسی سرکوب گر و مداخله جو در امور شخصی مردم قرار می گبریبررد و در

‏لحللححظه ای بعد می شود متهمی که باید در مورد مسائل شخصی خود به یک بازجو جواب پس

بدهد.‏ بارها صحبت از قتل و کشته شدن فردی به میان می آید اما آیا فرم اجرابىیبىی در ‏بىپبىی پیدا

کردن قاتل دست و پا می زند؟ به هیچ وجه.‏ آن چه برای مؤلف اهمھهممیت داشته ‏«روابط»‏ است تا

جنجال در ‏بىپبىی یک ماجرای جنابىیبىی.‏ یکی ظلم می کند و دیگری ظلم می پذیرد.‏ یکی کمک

می کند و در جواب ‏مجممجحبت می بیند.‏ یکی توپ می اندازد و توقع بازپس گبریبرری آن را دارد.‏ ‏همھهممه

این ها در دو لاین نوری در ‏بمنبممایش رخ می دهند.‏ لایه ای نزدیک به ‏مجممجخاطب و لایه ای دورتر از

آن.‏ مانند یک بزرگراه که دو لاین رفت و برگشت دارد.‏ صحنه عمق نداشته و ‏همھهممه چبریبرز در

سطح اتفاق می افتد.‏ مبریبرزانسن های تک بعدی جریان می یابند و فعل عادت سازی را به جریان

می اندازند.‏ دیالوگ ها در سطحی ترین حالات روزمره بیان شده و قرار نیست اطلاعات خاصی

More magazines by this user
Similar magazines