نقد و بررسی نمایش «اسمش این نیست» به کارگردانی آرزو خرم‌نیا

exittheatre
  • No tags were found...

بودن درغیاب نبودن و نبودن درغیاب بودن

به قلم مجید اصغری منتقد گروه تئاتر اگزیت
ارزش گذاری منتقد: یک‌ونیم ستاره - قابل تامل



خود است.‏ ‏همھهممان قدر تکراری و ‏همھهممان قدر مضحک.‏ کارگردان این امور را در آوانسن ابجنبججام

می دهد تا در ‏بمنبممابىیبىی نزدیک و واضح نسبت به ‏مجممجخاطبان،‏ تا کیدی بر این عمل تکراری و

خسته کننده داشته باشد.‏ دستفروش وارد مبرتبررو شده و به مسافران شال عرضه می کند اما به

جای تبلیغ برای ‏مجممجحصولاتش،‏ از احساسات دروبىنبىی اش نسبت به شرایط اسف باری که در آن قرار

گرفته می گوید.‏ دلش می خواهد از این روزمرگی خلاص شود و حبىتبىی به خودکشی هم فکر

می کند.‏ مسافران نبریبرز به سرعت شال های او را خریداری می کنند.‏ در این صحنه یک رخداد

خلاقانه با ساده ترین مبریبرزانسن و ابزار صورت گرفته است.‏ ‏همھهممان طور که عارض شدم،‏ ما در

طول ‏بمنبممایش در حال ‏بمتبمماشای پیچیدگی های دروبىنبىی یک فرد هستیم.‏ در درون این فرد فرآیندی

ملموس و روزمره مانند مبرتبررو،‏ مسافران و دستفروشان ساخته شده است.‏ ما از این ساختار نبریبرز

گذار کرده و وارد ذهنیات و درونیات زن دستفروش می شو ‏بمیبمم.‏ اما این ساختار پایدار ‏بمنبممی ماند

چرا که درونیات جوان سست و ناپایدار است.‏ ‏بجببجخشی از وجود او به دنبال ساختاری تازه و

نظمی پایدار است.‏ ‏همھهممان بازی قطعه ها که روی هم چیده می شود و باز فرو می ریزد.‏ ‏بجببجخشی

دیگر طالب رقص و حبىتبىی نوعی خودبمنبممابىیبىی است.‏ ‏بجببجخشی دیگر طالب آموزش است مانند دستور

آشبرپبرزی و ‏بجببجخشی دیگر طالب پبریبرروزی مانند بازی اسم فامیل.‏ در بازی هم از دغدغه ها دور

نیست و ‏بمنبممی تواند پنهانش کند.‏ پانتومیم بازی می کند و عناویبىنبىی که باید با ‏بمنبممایش آن ها را القا

دهد بدین شرح هستند:«مجممججرم،‏ قربابىنبىی،‏ ناظر»‏ یا ‏«هیچ چبریبرز بافىقفىی ‏بمنبممی ماند جز هیچی».‏ گروه

بازیگران این فرصت را داشته اند که خود را بیان کرده و ‏بجببجخشی از این کل و پیکر واحد

باشند.‏ اساسا قرار نیست چشمگبریبرر باشند و از طرفىففىی قرار نیست وقت ‏مجممجخاطب را تلف کنند.‏ آن ها

در فرآیندی ا کسبرپبرر ‏بمیبممنتال قرار گرفته اند که در صحنه برایشان بسیار تازه و جدید است اما در

زندگی روزمره بسیار خسته کننده و تکراری.‏ این فرآیند تکراری به نوعی خود را در پوسبرتبرر اثر

هم به ‏بمنبممایش می گذارد.‏ ‏بمنبممایشی از بودن ها و نبودن ها در یک پیکر واحد که خود به سه انسان

‏مجممججزا بدل گشته است.‏ هم مفرد است و هم ‏جمججممع.‏ هم هست و هم نیست و این سرآغازی است

بر یافبنتبنن هویبىتبىی جدید و تلاشی است بر تثبیت آن.‏ ثبات مساله است گرچه ‏همھهممه ی تلاش ها برای

دستیابىببىی به آن،‏ بیهوده و عبث جلوه می کند.‏ سادگی در پرداخت چنبنیبنن اثری که در شرایطی

سخت برای دانشجویان به روی صحنه آمده،‏ نشانگر ‏بمتبممرینات زیاد و ابجتبجحاد میان عوامل گروه

است.‏ کاری ‏جمججممعی برای رسیدن به یک پیکر واحد و مستقل.‏ بدون تردید ‏جمحجممایت و هدایت

More magazines by this user
Similar magazines