نقد و بررسی نمایش «لرز» به نویسندگی و کارگردانی داریوش علیزاده

exittheatre
  • No tags were found...

کوبنده به مثابه لرز


به قلم مجید اصغری، منتقد گروه تئاتراگزیت
ارزش‌گذاری منتقد: دو ستاره- متوسط

با جهان ببریبررون را ‏ممممممنوع کرده اند.‏ از طرفىففىی آن ها در آموزش او اختلال ورزیده و نام هر چبریبرزی را

اشتباهی به وی آموخته اند.‏ به عنوان مثال پسربجببجچه به هدفون می گوید خر پلاستیکی یا به توالت

می گوید ‏بجیبجخچال و قص علی هذا.‏ به وضوح پسربجببجچه نسل جدید را ‏بمنبممایندگی کرده و پدر و مادر وی

که قدرت بر خانه ‏(وضعیت حا کم)‏ را در دست دارند ‏بمنبمماینده نسل پیشبنیبنن هستند.‏ مادر در

سودای بازیگری و پدر در سودای شهرت نویسنده شدن است.‏ آن ها از وضعیت پسر خود

سوءاستفاده کرده و بر اساس وی رمابىنبىی نوشته اند که برایشان از نظر مادی سودآور بوده و سفارش

قسمت دوم رمان را نبریبرز از ناشر گرفته اند.‏ مادر نبریبرز پسرش را سوژه ‏بمتبممرینات بازیگری خود کرده و

خشم خود را بر وی فرود می آورد.‏ پسربجببجچه از شرایطی که در آن قرار گرفته شکایبىتبىی ندارد و

مدام سراغ خواهران دوقلوی خود را از مادر می گبریبررد.‏ مادر افلیج است و باردار.‏ کارگردابىنبىی در

این ‏بجببجخش عاری از ظرافت و دقت است.‏ ‏همھهممه چبریبرز ‏بمنبممادین ساخته و پرداخته شده و به طبع

مبریبرزانسن ها بر ‏همھهممبنیبنن اساس انتخاب و اجرابىیبىی شده اند.‏ در شروع ‏بمنبممایش یک پستچی چند دفبرتبرر برای

خانه می آورد که احتمالا سفارش پدر است برای نگارش رمان دوم بر اساس سوژه پسربجببجچه.‏ مادر

به شدت نگران است که موقع باز شدن در،‏ پسربجببجچه دنیای ببریبررون را ببیند و نسبت به آن کنجکاو

شود.‏ از این رو تلاش می کند تا با ‏بمتبممهیدابىتبىی ویژه مانع این رویارو ‏بىیبىی شود و سخت به پستچی اخطار

می دهد که پس از ‏بجتبجحویل دفاتر از آن ‏مجممجحل دور شود.‏ در این جا هیچ ‏بمتبممهیدی از جانب کارگردان

دیده ‏بمنبممی شود که نشان دهد،‏ بار اطلاعابىتبىی جهان ببریبررون به درون خانه و اعضا آن فشار می آورد

چرا که ما به روزهای طغیان پسرک نزدیک شده ابمیبمم و این خطری است که مادر و پدر را ‏بهتبههدید

می کند.‏ به عنوان مثال می شد این وضعیت را بر اساس آب وهوای کاملا متفاوت دنیای درون خانه

با ببریبررون از آن را پرداخت و اجرابىیبىی کرد.‏ گذار از این جزییات،‏ زیبابىیبىی و جلا را از اثر گرفته و

باعث شده تا کارگردان برخی موقعیت هابىیبىی که در ‏بمنبممایشنامه موجود است را تباه کند.‏ در مرحله

دوم مادر،‏ فرزندان خود را به صورت کاملا ‏بمنبممادین به دنیا می آورد اما تنها یک دخبرتبرر با بازی آذین

نظری به صحنه می آید و از آن یکی خبرببرری نیست و کاشف به عمل می آید که آن یکی توسط

خواهرش بلعیده شده است.‏ شکم مادر در این ‏بمنبممایش به مثابه صندوق انتخابات می ماند اما از این

صندوق یک نفر خارج می شود.‏ آن یک نفر در ابتدا تلاش دارد تا برخی تابو ها را شکسته و

حقایقی را برای پسربجببجچه فاش کند.‏ در این جا پدر و مادر برای حفظ بقاء خود دست به اقدامی

می زنند که در ابتدا نسبت به آن ا کراه داشته اما در ‏بهنبههایت به آن جامه عمل می پوشانند.‏ آن ها

دخبرتبررشان را کالبدشکافىففىی کرده و آن یکی دخبرتبررشان که بلعیده شده بود را ببریبررون می کشند.‏ این

یکی کاملا نظرش منطبق با نظر پدر و مادر است و ‏همھهممان مسبریبرری را طی می کند که آن ها

خواستارش هستند.‏ به ظاهر ‏همھهممه چبریبرز رو به ‏بهببههبودی است اما این مهمان تازه وارد پا را فراتر از حد

خود گذاشته و مرحله سوم ‏بمنبممایش را شکل می دهد.‏ او قدرت را از پدر و مادر پس گرفته و در

شیوه حکمرابىنبىی آن ها افراط می ورزد.‏ او اعضا خانواده را گرسنه نگاه داشته و با خشم به آنان

More magazines by this user
Similar magazines