نقد و بررسی نمایش «مردی که...» به کارگردانی رضا مولایی

exittheatre
  • No tags were found...

آسیب‌شناسی با طعم شیرینی‌زبان


به قلم مجید اصغری، منتقد گروه تئاتراگزیت
ارزش‌گذاری منتقد: بدون ستاره- فاقد ارزش

که زبان به سخن باز کند،‏ خون و پاره جگر بالا خواهد آورد.‏ حال این فرد ا گر در قامت

کارگردان قرار گبریبررد،‏ چگونه باید انتظار داشت که اثرش خوبىنبىی نباشد.‏ این اثر ناخواسته

سکوت شکن است و رهگشا.‏ چه جابىیبىی به چه می اندیشیم و چه می کنیم،‏ گوشه ای از هویت ما را

می سازد.‏ حال تصور کنید چقدر یک کارگردان باید از اوضاع پرت باشد که در این دوران

بسیارحساس و خاص دست بر روی هذیان های پیبرتبرربروک بگذارد و ‏بمنبممایشی به صحنه بیاورد که

هیچ ربطی به ‏مجممجخاطب ندارد.‏ نا گفته پیداست چرا توده مردم از این نوع تئاتر ‏جمحجممایت ‏بمنبممی کنند و به

قول برخی دوستان ‏همھهممیشه هشت اش گرو نه اش است.‏ بروک در یادداشبىتبىی که در بروشور آمده

گفته است:«‏ امروز جهان سوژه مورد علاقه اش را پیدا کرده و آن مغز آدمی است».‏

بروک نه تنها خود را توجیه بلکه برای جهان امروز نبریبرز تعیبنیبنن تکلیف می کند.‏ مغز آدمی!‏ عالىللىی ست.‏

به واقع چه کشف بزرگی .

‏بمنبممایش با صدای موزیک مبنتبنن اصلی انیمیشن پلنگ صوربىتبىی!‏ آغاز می شود ‏(البته تنها نکته مثبت اثر

هم ‏همھهممبنیبنن موزیک است که هر از گاهی فضای تنفس به ‏مجممجخاطب می دهد تا به یاد شاهکار هبرنبرری

مابجنبجچیبىنبىی و فریز فرلنگ بیفتد).‏

‏بمنبممایش درباره پزشکی ست که تلاش می کند رفتارهای چند بیمار اختلال مغزی و عصبىببىی را بررسی

و حبىتبىی درمان کند.‏ در ‏بهنبههایت پزشک به یک تردید می رسد که آیا خود در وضعیت سالمللمم و صحیح

مغزی قرار دارد یا بیمارانش.‏ او در ‏بهنبههایت این تردید را کنار گذاشته و به ‏جمججممع بیماران می پیوندد و

در دنیای آن ها قرار می گبریبررد.‏ در این شرایط مکروه است ا گر ‏بجببجخواهیم درباره مبریبرزانسن و

کارگردابىنبىی صحبت کنیم.‏ نگاه حقبریبرر به تئاتر آن قدر ساده لوحانه نیست که از هر خابمنبمم یا آقای

کارگردابىنبىی توقع تولید اثری شاهکار را داشته باشم.‏ می دابمنبمم که هر کس به قدر بضاعتش به فرم

می رسد.‏ اما برای فردی چون رضا مولابىیبىی باید بگو ‏بمیبمم که متاسفم.‏ تاسفم از این است که چرا

مساله یک کارگردان می تواند تا این حد نازل باشد.‏ آیا این مساله ریشه در خود صاحب اثر دارد

یا دوباره بیانداز ‏بمیبمم به گردن تیغ تبریبرز سانسورچیان؟!‏ ا گر ‏بمنبممایشی در سی شب ‏بمتبممام می شود،‏ خدا را

سپاس که با نقد افشا شده و خو ‏بىببىی و بدی اش ماندگار می شود.‏ این دست از نقدهای ا گزیت

خواهد ماند تا بعدها بدانند که اوضاع و احوال تئاتر و تئاتری های ما در این سال ها چه بوده است.‏

کاش می شد که بعد از هر یک از این اجراها با یک چای و شبریبرریبىنبىی زبان ناقابل هم از ما پذیرابىیبىی

می کردند.‏ آخر عمری است که ما هم آسیب شناس این تئاتر و اوضاع و احوالش هستیم.‏

۶ دی ١٣٩٨

More magazines by this user
Similar magazines