نقد و بررسی نمایش «بیگانه در خانه» به نویسندگی و کارگردانی سیدمحمد مساوات

exittheatre

گذار از تئاتر و باز پیوستن به آن


به قلم مجید اصغری، منتقد گروه تئاتراگزیت
ارزش‌گذاری منتقد: چهارستاره- درخشان


دقت و وسواس ‏بمتبممام به توازن این دو وزنه پرداخته و در ‏بمتبممام طول ‏بمنبممایش به تثبیت آن

می پردازد.‏ این حساب وکتاب حبىتبىی در پوسبرتبرر ‏بمنبممایش نبریبرز خودبمنبممابىیبىی می کند.‏ خانه ای با طراحی

نقاشی های ساده و کودکانه که نیم تنه ی موجودی موذی و خبیث را در خود جای داده است.‏ این

موجود موذی حالبىتبىی متجاوزانه دارد که چنبنیبنن امری نه از آشنا بلکه از عنصری ناشناخته و بیگانه

برمی آید.‏ در کنار خانه،‏ چرک نویس کارگردان و خط خطی هایش هویداست که گو ‏بىیبىی پشت صحنه

طراحی و حساب وکتاب هایش را نبریبرز به ‏بمنبممایش گذاشته است ‏(چبریبرزی شبیه به کارکرد فیلمبرببرردار در

‏بمنبممایش).‏ رنگ سبرببرزش نبریبرز نشابىنبىی از برخی نقاشی های دوران کلاسیسبریبرزم دارد و رنگی که معمولا

تثبیت دهنده ی شرایط است،‏ حال از آن در خط خطی های کارگردان استفاده شده.‏ این موجودی

درست و دقیق از ‏مجممججموع تناقض ها و رویارو ‏بىیبىی های دوران گذشته و حال در عنوان و پوسبرتبرر اثر

است.‏ این رویارو ‏بىیبىی را آیا در مواجهه ی سینما و تئاتر در ‏بمنبممایش می بینید؟ یکی هبرنبرری با پیشینه ی

چندهزارساله و یکی هبرنبرر زاییده ی عصر مدرن و ‏بجتبجحولات سریع انقلاب صنعبىتبىی.‏ اما هر دو مربوط به

گذشته ای ست که ما از آن گذار کرده ابمیبمم چرا که اینک نه تئاترمان آن قواعد دوران کلاسیک را

دارد و نه سینمای مان در بند اصول لومبریبرر و گریفیث گبریبرر افتاده است.‏ اما این ها ‏همھهممه پوسته ای از

ظاهر ماجراست.‏ ما به ‏بمتبمماشای ‏بمنبممایش آمده ابمیبمم و از سایت تیوال بلیت ‏بهتبههیه کرده ابمیبمم نه از سینماتیکت!‏

اما ‏بمنبممایش با هر تعریف و معیاری که می خواهد داشته باشد یا به آن ‏بجببجچسبانید،‏ یک ویژگی ای دارد

که ‏بمنبممی توان آن را انکار کرد.‏ ‏بمنبممایش هر چه هست مقابل چشمان ‏مجممجخاطب روی می دهد.‏ آن چه

روی پرده می بینیم ریشه در ‏بمنبممایشی دارد که در ‏همھهممان ‏لحللححظه مقابل چشمان مان اتفاق می افتد.‏

استفاده از ابزار سینما الزاما ‏بمنبممی دهد سینما و ماهیت پیچیده ی آن.‏ با این حساب بنده معتقدم که

سینمابىیبىی در اثر وجود ندارد ا گر قائل بر این قاعده باشیم که هر تصویری بر هر پرده ای ‏بمنبممایش یابد

نامش الزاما سینما نیست.‏ مساوات ابزار سینما را در ‏بمنبممایش به کار می گبریبررد تا زاویه دیدی پنهان به

ما نشان دهد.‏ این زاویه ی دید در یک سوم ابتدابىیبىی خود ما ‏(مجممجخاطب)‏ را در مقام بیگانه قرار

می دهد.‏ به یاد بیاورید ‏بمنبممای ‏بىپبىی اووی را که معمولا از پشت پرده یا دیوار نظاره گر زن و مرد خانه

است.‏ ما ‏همھهممان عنصر ناشناخته ی حاضر در خانه هستیم.‏ نه زن و مرد ما را می شناسند و نه ما

آن ها را.‏ ما به خانه ای که توصیفش را کردبمیبمم حس عاطفی ندار ‏بمیبمم اما زن و مرد چرا.‏ اما این یک

تناقض دروبىنبىی در ‏مجممجخاطب به وجود می آورد.‏ اول این که ‏همھهممواره ‏مجممجخاطب در تلاش است تا با

شخصیت های ‏بمنبممایش ‏همھهممذات پنداری کرده و حبىتبىی خود را در غم،‏ شادی و ‏بجتبججربیاتش سهیم کند.‏

دوم این که هر چه ‏بمنبممایش پیش می رود ما به شناخت مسائل زن و مرد می رسیم اما آن ها نسبت

به عنصر بیگانه ‏(ما)‏ آ گاهی ‏بمنبممی یابند.‏ در این جا آن اتفاق طلابىیبىی و درخشان که به فرم رسیده

روی می دهد که هویت در کارا کبرتبررها در طول ‏بمنبممایش تثبیت ‏بمنبممی شود.‏ آن ها ‏(زن و مرد)‏ در حبنیبنن

این که مالک خانه هستند اما نقش بیگانه را برای یکدیگر بازی می کنند.‏ ‏(حال این نکته هم

فراموش نشود که در پوسته ی ظاهری نبریبرز آن ها به معنای واقعی کلمه نبریبرز مالک نیستند چرا که نقش

More magazines by this user
Similar magazines