نقد و بررسی نمایش «بیگانه در خانه» به نویسندگی و کارگردانی سیدمحمد مساوات

exittheatre

گذار از تئاتر و باز پیوستن به آن


به قلم مجید اصغری، منتقد گروه تئاتراگزیت
ارزش‌گذاری منتقد: چهارستاره- درخشان


دو مهاجر را بازی می کنند).‏ این جابه جابىیبىی شخصیبىتبىی،‏ ارثیه ی دوران مدرن است و نوعی ‏بمتبممهید که

روایت را با تعلیق های گونا گون پیش ببرببررند ‏(به یاد بیاورید فیلم روابىنبىی هیچکا ک را که در این

‏بمنبممایش هم به آن اشاره می شود.‏ در آن جا نبریبرز با چنبنیبنن ‏بمتبممهیدی روبه رو هستیم).‏ با این حال اثر به

این ‏بمتبممهید خود وفادار ‏بمنبممی ماند و با بازیگوشی و حبىتبىی آذین کاری با کلیشه ها که در ادامه به آن

می پرداز ‏بمیبمم سعی در ‏مجممجخفی کاری این مساله دارد.‏ پس باید هم زن و مرد به مرد فیلمبرببرردار اعتنا

نکنند و آن را نبینند چرا که به عقیده بنده اساسا مرد فیلمبرببررداری ‏(در مقام بیگانه)‏ وجود ندارد!‏

مرد فیلمبرببرردار ‏مجممججاز این واقعیت است که دار ‏بمیبمم می بینیم،‏ آن چه روی پرده می بینیم ‏مجممججاز است؟

بعید می دابمنبمم.‏

دو روایت به طور موازی در اثر در پیش است.‏ اول روایت پبریبررزن و شوهرش که کشته شده و

دوم روایت زن و مرد صاحب.‏ روایت هر دو ‏(در ظاهر)‏ پر است از کلیشه ها و ارجاعات دوران

کلاسیک.‏ روایت زبىنبىی وفادار به شوهرش که در جنگ کشته شده و روایت زن و مردی که در

ادامه زن با مردی ناشناس رابطه برقرار کرده و ‏بجیبجحتمل منجر به سردی رابطه با شوهرش می ابجنبججامد.‏

از این کلیشه ای تر مگر ‏ممممممکن است؟!‏ این کلیشه ‏بجتبججلی ‏همھهممان ‏بمتبمم وفا و خیانت است اما در ادامه

رنگ باخته و به جستجوگری تغیبریبرر می یابد.‏ یعبىنبىی ‏بمتبمم و بسبرتبرر ‏بمنبممایش از کلاسیک ترین روایات گذار

کرده و نه به شکلی مدرن ‏(چرا که مساله در جهان مدرن به پاسخی قاطع در برابر پوسیدگی

کلاسیک بدل می شود)‏ به پسامدرن می رسد.‏ جوابىببىی ندارد و خود نقش جستجوگری را پیش

می برد.‏ پبریبررزن در ‏بىپبىی شوهر و زن و مرد در جستجوی واقعیت خود در دنیای ‏مجممججازی.‏ از ‏همھهممان

ابتدا مشخص بود که ای ال سون نامی در کار نیست و برخی در تلاش هستند که این مساله را به

ضعف ‏بمنبممایش معرفىففىی کنند اما این عزیزان ‏بمنبممی دانند که در خدعه کارگردان گبریبررافتاده اند.‏ چرا که

اساسا مساله ای ال سون نیست.‏ این موضوع را زن ‏بمنبممایش هم می دانست اما بروز ‏بمنبممی داد چرا که با

وجه بیگانه و تازه ای از شوهرش آشنا شده و حبىتبىی به آن دل بسته است.‏ اینک عشق به بیگانه که

تناقضی آشکار در دوران روایات کلاسیک و حبىتبىی مدرن شناخته می شد به اصل ‏بمنبممایش بدل

می شود.‏ زن در دوران خلا یک ماهه رابطه با ای ال سون عصبىببىی و پرخاشگر است.‏ او طالب

بازگشت بیگانه است و بدون او زندگی اش از رنگ و رو افتاده.‏ این عشق به خیانت معنا

می شود؟ و این خیانت به عذاب وجدان منتج می شود؟ هرگز!‏ چرا که بیگانه ‏همھهممان شوهر است و

شوهر بیگانه.‏ پس وصله های عناصر شکل دهنده ی کلاسیک و مدرن به اثر ‏بمنبممی چسبد و پدیده ای

مستقل و جدید را می آفریند.‏ مساوات در این امر موفق عمل کرده است.‏ در جهان پسامدرن با

تکه تکه شدن روبه رو هستیم.‏ تکه ای از شخصیت،‏ تکه ای از روایت،‏ تکه ای خاطره و تکه ای

رو به آینده.‏ با هزاران هزار دایره.‏ برای کشیدن یک دایره از نقطه ای آغاز کرده و به ‏همھهممان نقطه

می رسیم.‏ درست است که حرکت کرده ابمیبمم اما باز به نقطه ی ابتدابىیبىی خود می رسیم.‏ ما به دنبال

بیگانه می گردبمیبمم اما آن را در خانه می یابیم.‏ به دنبال شوهر می گردبمیبمم اما آن را در صندوقچه ی

More magazines by this user
Similar magazines