نقد و بررسی نمایش «بیگانه در خانه» به نویسندگی و کارگردانی سیدمحمد مساوات

exittheatre

گذار از تئاتر و باز پیوستن به آن


به قلم مجید اصغری، منتقد گروه تئاتراگزیت
ارزش‌گذاری منتقد: چهارستاره- درخشان


خود می یابیم.‏ این جستجو نوعی جستجوی روابىنبىی است.‏ آیا فرم اجرابىیبىی اثر نبریبرز نباید روابىنبىی

باشد؟!‏ این گذار دایره وار در جلوه های تصاویر روی پرده جلوه می کند.‏ ابتدا تصاویر به صورت

سیاه و سفید است ‏(ابتدای دایره)،‏ در اواسط رنگی می شود و در پایان ‏(انتهای دایره)‏ دوباره به

سیاه و سفید رجعت می کند.‏ مساوات هیچ فرصبىتبىی را برای ‏بمتبممسخر عناصر کلاسیک و مدرن از

دست ‏بمنبممی دهد.‏ هیچ فضابىیبىی برای رشد تعلیق ‏بمنبممی دهد و بیشبرتبرر با آن ها بازی می کند.‏ ‏همھهممه ی رازهای

‏بهنبههان در تکنیک را لو می دهد.‏ بله،‏ دوربیبىنبىی در کار هست و مرد فیلمبرببررداری.‏ ابزارش را هم به

وضوح نشان می دهد.‏ صحنه ی تکرار سیلی زن و مرد به صورت یکدیگر را به یاد بیاورید.‏ کار

فیلمبرببرردار در این صحنه عالىللىی ست.‏ او به مانند فیلمبرببررداران دوران مدرن ‏(فیلمبرببررداران یاغی

دورببنیبنن به دست)‏ در ابتدا طوری تصویربرداری می کند که گو ‏بىیبىی واقعا مرد و زن در حال سیلی

زدن به یکدیگر هستند اما در ادامه آن ها را در ‏بمنبممای توشات قرار می دهد که از یک ترفند

کلیشه ای تئاتری استفاده می کنند.‏ ‏همھهممان ترفندی که دست روی گونه می گذارند و طرف مقابل

‏مجممجحکم به دست پارتبرنبررش می کوبد و طوری بازی می کنند که انگار واقعا سیلی ‏مجممجحکمی بر صورتش

وارد آمده.‏ این رو بازی کردن با کلیشه ها از شناخت مساوات از ‏مجممجخاطبانش حکایت دارد چرا که

می داند با ترفندهای سه چهاردهه ی گذشته ‏بمنبممی توان ‏مجممجخاطب را پای ‏بمنبممایش خود نشاند.‏ ‏همھهممان طور

که دغدغه ی ‏مجممجخاطب تغیبریبرر کرده،‏ هبرنبررمند نبریبرز باید تغیبریبرر کرده باشد.‏ اما ‏همھهممه ی این ها ‏بهببههانه ای ست

برای خداحافظی با عصر نوستالژی های کلاسیک و یا تابوشکبىنبىی های مدرن؟ ا گر نگاه رو به آینده

است پس نگاه به این دو دوران برای چیست؟ در ‏بجببجخشی از ‏بمنبممایش زن و مرد درباره ‏بجنبجحوه ساخت

و تولید فیلم در دوران کلاسیک صحبت می کنند.‏ مرد شیفته ی دوران کلاسیک است و معتقد

است که رتحنتحج فیلم سازی در آن دوران باعث شکوفابىیبىی خلاقیت و نوآوری شده است.‏ به تعببریبرری

مرد دوران مدرن را نبریبرز مدیون دوران کلاسیک و حبىتبىی زاییده آن می داند.‏ اما زن نگاهی ایستا

دارد و تا کید دارد که رتحنتحج آن دوران ‏همھهممچنان وجود دارد.‏ یعبىنبىی ابزار در کار و پیشرفت آن الزاما

به معنای تغیبریبرر نیست.‏ زن از مرحله ای گذار کرده که مرد ‏همھهممچنان در آن اسبریبرر است.‏ برای ‏همھهممبنیبنن

است که این زن با این مرد ‏همھهممواره مناقشه و دعوا دارد.‏ نه مرد حرف زن را می فهمد و نه زن

حرف مرد را.‏ مرد وقبىتبىی مورد پسند زن می شود که مکملی را در کنار خود می آفریند.‏ او به

ای ال سون تبدیل می شود و به طور ‏مجممججازی از دنیای مدرن گذار کرده و به دنیای زن می رسد.‏ به

تعببریبرر ای ال سون از ماهیگبریبرری توجه کنید.‏ او به ماهیگبریبرری ‏بمنبممی رود که الزاما ماهی صید کند.‏ البته

که فعل ماهیگبریبرری با صید معنا می شود اما او از این معبىنبىی فاصله گرفته و بیشبرتبرر دلحللحخوشی به اتلاف

زمان او را راضی می کند.‏ این تعببریبرر عبث گرایانه به مرد وابسته و شیفته ی دوران کلاسیک

‏بمنبممی ماند.‏ بر این اساس است که زن حرف مرد را می فهمد و حبىتبىی از تعببریبررش خوشش می آید.‏ اما

شروع این تغیبریبرر با زن نبوده بلکه با مرد آغاز می شود.‏ مرد است که زودتر از زن به یک تکرار یا

خلا رابطه می رسد.‏ او خالق ای ال سون است و به زن پیشنهاد می کند که رابطه اش را با این ‏(به

More magazines by this user
Similar magazines