تاریخ سرخ: رُزا لوکزامبورگ

exittheatre

نوشته: شیرین میرزانژاد
فیلمنامه مستند
دی ماه ۱۳۹۸

گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد رُزا لوکزامبورگ تارتحیتحخ سرخ

راوی:‏

در سال ‎١٨٩٣‎به ‏همھهممراه یوگیش و چند تن دیگر از ‏جمججممله یولیوس کارسکی‎١‎ و فلیکس درژینسکی‎٢‎ ‏(که

بعدها رئیس چکا یا ‏همھهممان پلیس امنیت بلشویک ها شد)،‏ در ‏مجممجخالفت با گرایشات ناسیونالیسبىتبىی روزافزون

حزب سوسیالیست ‏لهللهھستان،‏ حزب سوسیال دموکرات ‏لهللهھستان را تاسیس کردند که بعداً‏ با ادغام در حزب

کمونیست کارگری ‏لهللهھستان،‏ به حزب ‏«سوسیال دموکرات پادشاهی ‏لهللهھستان و لیتوابىنبىی»‏ تغیبریبرر نام داد.‏ در

ادامه نبریبرز نشریه ی ‏«اسبرپبرراوا روبوتنیچا»‏‎٣‎ ‏(راه کارگر)‏ را تاسیس کردند.‏ رزا بر این باور بود که ‏لهللهھستان

مستقل تنها از طریق انقلاب سوسیالیسبىتبىی در آلمللممان،‏ اتریش‐هنگری و روسیه می تواند وجود داشته

باشد.‏ او به طور مطلق با خود ‏مجممجختاری و حق تعیبنیبنن سرنوشت ملت ها ‏مجممجخالف نبود.‏ در واقع درباره ی

مسئله ی جنبش ملی اسلاوهای جنوب علیه سلطه ی ترک ها آرابىیبىی کاملاً‏ متفاوت داشت.‏ او ‏بجتبجحلیل می کرد

که رهابىیبىی ملت های بالکان که زیر سلطه ی ترک ها هستند وضعیت ملت های اتریش‐هنگری را هم به هم

می زنند و معتقد بود که رهابىیبىی بالکان از یوغ ترک ها نفوذ تزاریسم را شدت ‏بمنبممی ‏بجببجخشد،‏ بلکه آن را تضعیف

می کند.‏ اما درباره ی ‏لهللهھستان تا کید می کرد که مبارزه می بایست علیه سرمایه داری باشد و نه صرفاً‏

استقلال ‏لهللهھستان.‏ به عقیده ی او در سرمایه داری شعار استقلال ملی ارزش ترفىقفىی خواهانه نداشت و

نبریبرروهای داخلی ملت ‏لهللهھستان ‏بمنبممی توانست آن را متحقق کند؛ تنها دخالت این یا آن نبریبرروی امبرپبرریالیسبىتبىی

می توانست به آن دامن بزند.‏ او استدلال می کرد که شعار استقلال ملی دیگر در سوسیالبریبرزم جابىیبىی ندارد

زیرا دیگر ستم ملی وجود ‏بجنبجخواهد داشت و وحدت ببنیبنن المللممللی نوع بشر به ‏بجتبجحقق خواهد پیوست.‏

رزا:‏

از نامه به ماتیلد وورم

١۶ فوریه ١٩١٧

ورونکه

با این موضوع ‏«رتحنتحج ویژه ی ‏بهیبههودیان»‏ چه کار داری؟ قربانیان بیچاره ی مزارع کائوچوی پوتومایو و

سیاه پوستان در آفریقا که اروپابىیبىی ها با جنازه هایشان بازی می کنند هم به ‏همھهممان اندازه به من نزدیک

هستند.‏ یادت می آید که درباره ی کار ستاد کل ارتش،‏ درباره ی کمپبنیبنن ژنرال تروتا در صحرای کالاهاری

چه نوشته اند:«و مرگ از ‏مجممجحتضران به لرزه درمی آید،‏ از فریادهای دیوانه وار کسابىنبىی که از تشنگی به

جنون کشانده شده اند که در سکوت شکوهمھهممند ابدیت ‏مجممجحو می شد.»‏ آه،‏ آن ‏«سکوت شکوهمھهممند ابدیت»،‏

که در آن بسیار فریادهای رتحنتحج،‏ ناشنیده ‏مجممجحو شده اند،‏ آبهنبهها چنان قوی در دروبمنبمم طنبنیبنن می اندازند که در

Julian Marchlewski یا Julius Karski ١

Felix Dzerzhinsky ٢

٨

Sprawa Robotnicza ٣

More magazines by this user
Similar magazines