نقد و بررسی نمایش «۳/۱۴» به نویسندگی و کارگردانی امیرموسی کاظمی

exittheatre
  • No tags were found...

نشستن در مجلس عزای یک خیانتکار
به قلم مجید اصغری، منتقد گروه تئاتراگزیت
ارزش‌گذاری منتقد: بدون ستاره- فاقد ‌ارزش

نقد و بررسی ‏بمنبممایش «٣/١۴» به نویسندگی و کارگردابىنبىی امبریبررموسی کاظمی

نشسبنتبنن در ‏مجممججلس عزای یک خیانتکار

به قلم ‏مجممججید اصغری،‏ منتقد گروه تئاترا گزیت

ارزش گذاری منتقد:‏ بدون ستاره‐‏ فاقد ارزش


برخی آثار هستند که از نظر فبىنبىی و تکنیکی ضعف دارند و برخی از نظر ایده و ‏مجممجحتوا.‏ این را هم اضافه

کنم که بنده ‏همھهممواره با نگاهی خوشبینانه وارد سالن ها می شوم و توقعم از آقای ایکس یا خابمنبمم ایگرگ

یک سطح ماورابىئبىی نیست و تلاش می کنم هر فرد را بسته به بضاعتش ارزیابىببىی کنم.‏ ‏بمنبممایش «٣/١۴»

یک چبریبرزی آن طرف تر از این حرف هاست چرا که از بنیان ‏بمنبممایشی سخیف و توهبنیبنن آمبریبرز است.‏ وقبىتبىی

‏بمنبممایشی چنبنیبنن می شود دیگر تلاش برای رصد جزییات اجرا و بررسی عناصر بصری آن را کمرنگ

می کند و ‏بمتبممرکز بر مسائلی گذاشته می شود که چرا چنبنیبنن است و ریشه این توهبنیبنن در کجاست.‏ پیدا

کردن این ریشه و خشک کردن آن در نقد،‏ نه تنها برای ‏مجممجخاطب بلکه برای سازندگان اثر نبریبرز مفید و

موثر است چرا که در ا کبرثبرر مواقع این اتفاقات ناخواسته روی می دهد.‏ مساله زن در تئاتر ما یک مساله

تقریبا حساس و پیچیده است که حبىتبىی در ا کبرثبرر آثار زنان کارگردان ما نبریبرز از جایگاه درست و موجهی

برخوردار نیست.‏ اول این که مؤلفان ما ا کبرثبررا نگاه مشخص و دقیقی درباره زنان و نقش درست و

دقیق آن ها در جامعه را ندارند.‏ این دوستان یک شعار کلیشه ای دارند که زن در جامعه ما چنبنیبنن

است و ما نبریبرز آیینه ی این جامعه هستیم و زن و جایگاهش را ‏همھهممبنیبنن طور که هستند به روی صحنه

می آور ‏بمیبمم.‏ در نقد های پیشبنیبنن به شکل مبسوط درباره تفاوت های واقعیت در بسبرتبررجامعه با واقعیت در

بسبرتبرر صحنه پرداخته ابمیبمم پس بیش از این وارد این ‏بجببجحث ‏بمنبممی شوم.‏ اما در برابر این شعارسخیف باید

گفت که زن در جامعه ا گر چنبنیبنن است ‏بجببجحث دیگری است اما ‏سمشسمما به عنوان مؤلف نبریبرز دوست دارید

نگاه تان به زنان این چنبنیبنن نازل و حقبریبرر باشد.‏ دقیقا ‏همھهممبنیبنن میل و تثبیت نگاه نازل به زنان است که

توهبنیبنن آمبریبرز است چون جامعه با ‏همھهممه کژی ها و کاسبىتبىی ها و عقب ماندگی هایش،‏ پیش به سوی آزادی و

وارستگی حقیقی زنان حرکت می کند حبىتبىی ا گر این حرکت کند و آرام باشد اما نگاه دوستان ‏همھهممچنان

در ‏همھهممان نگاه ده،‏ بیست،‏ سی و چهل سال پیش گبریبرر افتاده است.‏ این که نگاه جامعه به زنان چطور

است را شاید نتوان در یک ‏بمنبممایش گنجاند اما نگاه خود به زنان را چطور؟!‏ قطعا این مهم تر و دقیق تر

است و اساسا ما به ‏بمنبممایش ‏سمشسمما می آییم که از دید جناب تان به این واقعه بنگر ‏بمیبمم وگرنه ناسلامبىتبىی خود

ما نبریبرز دار ‏بمیبمم در ببنیبنن ‏همھهممبنیبنن مردم و اجتماع زندگی می کنیم.‏ پس کار آیینه را به آیینه بسپار ‏بمیبمم.‏ کار ما

تولید تئاتر با نگاه و اندیشه خودمان است که در تشکیل یک جامعه مدبىنبىی می تواند تاثبریبررگذار باشد.‏

«٣/١۴» تلاش دارد تا روایت خیانت یک مرد به ‏همھهممسر و حبىتبىی دوست دخبرتبررش را ‏بمنبممایش دهد اما

مشکل این جاست که مؤلف نه تنها به قبح این مساله اشاره کرده بلکه پشت مرد می ایستد و گو ‏بىیبىی آن

را در مقام یک مظلوم قرار می دهد.‏ ‏بمنبممایش از ورود زن نصاب ماهواره خوب پیش می رود و حبىتبىی با

ورود دوست دخبرتبررش اثر قابل ‏بجتبجحمل است اما با ورود ‏همھهممسر واقعی او،‏ ‏بمنبممایش به یک سقوط آزاد تبدیل


می شود.‏ موزیک هابىیبىی که در میان هر اپبریبرزود در سالن ‏بجپبجخش می شود و ترانه ای که خواننده می خواند،‏

‏همھهممواره از زاویه نگاه مرد مطرح می شود و به نوعی قصد دارد وی را از این اشتباه مسلم تبرببررئه کند.‏

ظاهرا سه زن در ‏بمنبممایش حضور دارند اما تعداد زنابىنبىی که مرد از نظر عشقی ‏(سمشسمما ‏بجببجخوانید جنسی)‏ به آبهنبهها

کشش دارد بیش از این حرف هاست.‏ خرده روایت پایابىنبىی ‏بمنبممایش تثبیت یک توهبنیبنن ‏بمتبممام عیار است.‏

برای ‏مجممجخاطب فاش می شود که علت اصلی ورود زن نصاب ماهواره به خانه مرد چه بوده و چه قصدی

داشته است.‏ گو ‏بىیبىی مؤلف جار می زند که ‏:«مردان اساسا موجودابىتبىی کثیف هستند و حال ‏سمشسمما ‏بجببججورید

جایگاه کسابىنبىی ‏(زنان)‏ که عاشق چنان موجودی شوند».‏ از سالن که ببریبررون می آبىیبىی صدای قرآن

عبدالباسط که معمولا در مراسم عزا و ختم ‏بجپبجخش می کنند در لابىببىی فرا گبریبرر می شود.‏ عکس مرد به

‏همھهممراه یک دیس حلوا در خروجی ‏بمنبممایش گذاشته شده است.‏ گو ‏بىیبىی ‏همھهممه ما در مراسم ختم مرد شرکت

کرده بودبمیبمم.‏ مؤلف نه تنها نگاهی درست و واضح درباره زنان ندارد بلکه خود را عزادار جنس مرد

می داند.‏ مردی که به زن نصاب ماهواره ‏بجتبججاوز و به زن و حبىتبىی دوست دخبرتبررش هم خیانت کرده و در

کمال وقاحت این عزاداری را به ‏مجممجخاطب نبریبرز ‏بجتبجحمیل کرده است.‏ مرد از زندگی خود خسته و گرفته

است؟!‏ کجای ‏بمنبممایش چنبنیبنن چبریبرزی را نشان می دهد؟!‏ اساسا چگونه می توان به کارا کبرتبرری حق داد در

حالىللىی که نه او را به خو ‏بىببىی می شناسیم و نه پرداخت درست و دقیقی در قبال آن صورت گرفته است.‏

‏بمنبممایش نه فضا می سازد و نه کارا کبرتبرر را در وضعیبىتبىی قرار می دهد که ‏سمسسممپابىتبىی ما را به خود جلب کند.‏ با

این وجود کارگردان اصرار دارد که ما را در مراسم عزاداری چنبنیبنن موجود عجیب الحللحخلقه ای بنشاند.‏

پوسبرتبرر ‏بمنبممایش اما کمی بیشبرتبرر از اثر با ما روراست است.‏ بشقابىببىی از غذاهای کاملا متفاوت در بسبرتبرری

قرمزرنگ،‏ اشاره به تنوع طلبىببىی و پیامدهای بعضا ‏مجممجخرب آن دارد.‏ خوردن قرمه سبرببرزی با زرشک پلو با

پیبرتبرزا قطعا نتیجه ای مشمبرئبرزکننده به ‏همھهممراه دارد اما چرا کارگردان پشت حرفش در پوسبرتبرر ‏بمنبممی ایستد؟!‏

بعد از این که دروغ و پنهان کاری مرد در پرده آخر لو می رود،‏ نه تنها از کارش پشیمان ‏بمنبممی شود بلکه

در کمال وقاحت کار خود را عادی و معمول جلوه می دهد،‏ بر سر ‏همھهممسرش فریاد کشیده و حبىتبىی

‏بجتبجحقبریبررش می کند ‏(البته در راستای وظیفه ی آیینه بودن جامعه در تئاتر!).‏ ا گر چنبنیبنن است پس چرا از

ابتدای ‏بمنبممایش مرد از افشای خیانت خود در هراس بوده است؟ ‏بمنبممی دانیم.‏ چرا تا این حد تقلا در

ارضای جنسی خود با زنان ‏مجممجختلف را دارد؟!‏ ‏بمنبممی دانیم.‏ ظاهرا گفته می شود که مرد حدود پنج سال

است که به زبىنبىی دیگر هم فکر می کند.‏ پس چرا این زندگی را ‏بجتبجحمل کرده است؟!‏ ‏بمنبممی دانیم.‏ چبریبرزی

که ‏بمنبممایش نشان می دهد،‏ مردی ست عیاش،‏ دروغگو و هوسباز با بیماری روابىنبىی و جنسی که ‏بجیبجحتمل

خود نبریبرز به این وجوه خود مشرف نیست.‏ این که چرا چنبنیبنن است،‏ مساله ای ست که کارگردان نبریبرز مانند


مرد ‏بمنبممایشش آن را پنهان می کند.‏ ظاهرا کارگردان در ‏بهتبههیه و تدارک مراسم ختم وعزاداری بیشبرتبرر

توانابىیبىی دارد تا ‏بمنبممایشنامه نویسی و کارگردابىنبىی!‏ خدا توفیقش دهد.‏

٢٨ دی ١٣٩٨


٣/١۴







More magazines by this user
Similar magazines