نقد و بررسی نمایش «زیپ» به نویسندگی علی دل‌پیشه و کارگردانی کیانوش ایازی

exittheatre

جامپ‌کات از آشپزخانه‌ی جنگ تا مترو انقلاب

به قلم مجید اصغری، منتقد گروه تئاتراگزیت
ارزش‌گذاری منتقد: یک‌ونیم ستاره- قابل تأمل

وجود دارد.‏ ‏مجممجخاطبىببىی که پای ‏بمتبمماشای این ‏بمنبممایش می نشیند نبریبرز در ‏همھهممان سالىللىی زیست می کند که مر ‏بمیبمم

هست.‏ حبىتبىی کارگردان،‏ نویسنده و گروه اجرابىیبىی نبریبرز از این قاعده مستثنا نیستند و خودشان نبریبرز به

این موضوع اشراف کامل دارند.‏ به این که ما ناخواسته در گروه مر ‏بمیبمم قرار گرفته و از زاویه دید او

به ماجرا و ‏بجتبجحولات آن نگاه می کنیم.‏ در واقع این ما هستیم که به دهه ی شصت پرتاب شده و به

واسطه ی یک زیپ به آن گره خورده ابمیبمم.‏ ا گر مر ‏بمیبمم ‏بىپبىی ببرببررد که ‏سمسسممیه رفته و یا مرده،‏ درواقع ما نبریبرز

از این کشف سهمی دار ‏بمیبمم و این ‏بجتبججربه حسی به ما نبریبرز منتقل می شود.‏ از این جاست که نزاع ببنیبنن

مر ‏بمیبمم و عزیز پایان پذیرفته و به حالبىتبىی ادرا کی سوق پیدا می کند.‏ عزیز در قامت یک مظلوم در

ذهن مر ‏بمیبمم نقش می بندد و می پذیرد که در وسط جنگ در یک آشبرپبرزخانه نظامی قرار دارد.‏

سادگی و ‏بىببىی شیله پیله بودن عزیز این احساس را در ‏مجممجخاطب نبریبرز تقویت می کند.‏ نه از کر ‏بمیبمم خبرببرری

هست،‏ نه ‏سمسسممیه و نه سربازابىنبىی که برای صرف غذا به آشبرپبرزخانه می آیند.‏ آیا این نوعی فضای

توهم گونه به ‏بمنبممایش ‏بمنبممی دهد؟ قطعا ‏همھهممبنیبنن طور است.‏ در پایان ‏بمنبممایش نور می رود و دوباره

بازمی گردد.‏ مر ‏بمیبمم روی ‏بجتبجخت خود دراز کشیده و نا گهان از خواب بلند می شود.‏ گو ‏بىیبىی هر آن چه

دیده و یا شنیده خوابىببىی بیش نبوده است.‏ این خواب و بیداری بر ‏مجممجخاطب نبریبرز ‏بجتبجحمیل شده چرا که او

به ‏همھهممراه مر ‏بمیبمم وارد قصه ی ‏«زیپ»‏ شده است.‏ ‏مجممجخاطب نبریبرز برای دقایقی با آدم ساده و ‏بىببىی آلایش

خرمشهری مواجه شده که ‏بىببىی هیچ چشم داشبىتبىی در آشبرپبرزخانه جنگ مشغول به کار است و برای

سربازان غذا می پزد.‏ اما این انتها و سقف ‏بمنبممایش ‏«زیپ»‏ است.‏ اثر از این پا فراتر نگذاشته و به

عباربىتبىی اندازه دهان خود را شناخته است.‏ ‏بمنبممایش هرچند کوچک اما توانسته از پس فضای

گروتسکی که ادعا می کند بربیاید و از این بابت دل ‏مجممجخاطب را نزند.‏ ایده ی کار بسیار خوب است

اما می توانست بیشبرتبرر از این حرف ها بسط و تعمیم پیدا کند.‏ فکرش را بکنید ا گر شخصیت هابىیبىی از

هر دوجناح و از هر دو نسل به ماجرا اضافه می شدند،‏ هم پبریبررنگ اثر جان ‏بهببههبرتبرری می گرفت و هم

اثر از ابعاد بیشبرتبرری ‏بهببههره مند می شد.‏ با این حال ‏«زیپ»‏ ‏بمنبممایشی ست که می تواند ما را از فضای

آلوده ی جشنواره ی فجر و حواشی مضحک آن رهانیده و مبریبرزان اندکی را از آن چه حال خوب

می گویند به جان مان تزریق کند.‏

٢۶ ‏بهببههمن ١٣٩٨

More magazines by this user
Similar magazines