مترجمانی از جنس دیگر

exittheatre
  • No tags were found...

نگاهی به فعالیت‌های ترجمه‌ای امیر پرویز پویان و بهروز دهقانی

به قلم: مسعود پرتوی
کارشناس ارشد مطالعات فرهنگی و مدرس

اگر به این نکته که استوارت هال بدان اشاره دارد ؛ توجه داشته باشیم :

» به بیان کوتاه ؛ بازنمایی یعنی تولید معنا از طریق زبان . «

) هال – معنا ، فرهنگ و زندگی اجتماعی – ١٣٩١ ( ٣٣ :

آنگاه در خواهیم یافت که در کل ؛ ترجمه نمی تواند چیزی جز بازنمایی یک متن در

‏"زبانی دیگر " باشد . و این در حالی ست که در رویکرد ترجمه خوانشگر ؛ ما نه با

بازنمایی که با وانمودگی روبرویم . یعنی با باژگونگی معنایی ای روبرویم که فقط و

فقط بر آورنندۀ نیاز مترجم برای باز تولید بینشی اوست ؛ یا دست کم برای باز تولید

‏"سبکی " مترجم .

و این دقیقا همان چیزی ست که پویان و دهقانی از آن پرهیز می کردند ؛ چنان که

بهروز دهقانی خود در نامه ای به صمد بهرنگی در مورد ترجمه اش به نام " شاعر و

قصه گوی سیاه " ) دربارۀ لنگستون هیوز ( ، می نویسد :

» نمی دانم چرا نوشتۀ یک آدم سیاه پوست را حتما باید با زبان مشدی

های چاله میدان ترجمه کرد!‏ حتی اگر داستان دربارۀ پیر دختر سفید

پوست یا استاد دانشگاه سیاه پوست هم باشد . به هر حال من بیشتر

لحن خود داستان را در نظر گرفته ام . هر جا خودش شکسته بسته

نوشته من هم ترجمه کرده ام ؛ والا چرا باید یک جملۀ معمولی انگلیسی

را به یک جملۀ شکستۀ فارسی ترجمه کرد . «

) اورنگ خدیوی – من مرگ را سرودی کردم – ١٣٨۴ ) ۴٣٧ :

اما ؛ رویکرد ‏"تدقیق معنا " ، درواقع گونۀ تکامل یافتۀ رویکرد بازنمایی ست . بدین

معنا که : گرچه مترجم در کلیت ، به رویکرد بازنمایی متعهد می ماند اما اگر در روند

ترجمه به نقاط گنگ برخورد کند ، می کوشد آن بخش را در واقع بازآفرینی اینجایی

) زبان مقصد)‏ کند.‏ چراکه به این آموزه ، باور دارد که:‏

More magazines by this user
Similar magazines