تئاتر علیه دیکتاتوری | آرژانتین ۱۹۷۶ - ۱۹۸۱

exittheatre
  • No tags were found...

روایت مارتا کوکو
۲۰۱۸
ترجمه: شیرین میرزانژاد

اردیبهشت ماه ۱۳۹۸

تئاتر علیه دیکتاتوری‏

آرژانتین - ۱۹۷۶ ۱۹۸۱

کوکو مارتا

ترجمه شیرین میرزانژاد

Copyright © 2020 Khameneh Multimedia All rights reserved.


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد تئاتر علیه دیکتاتوری | آرژانتبنیبنن ١٩٧۶-١٩٨١ مارتا کوکو

تئاتر علیه دیکتاتوری‏

آرژانتبنیبنن ١٩٧۶-١٩٨١

روایت:‏ مارتا کوکو

٢٠١٨

ترجمججممه:‏ شبریبررین مبریبررزانژاد

اردیبهشت ماه ١٣٩٩

٢


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد تئاتر علیه دیکتاتوری | آرژانتبنیبنن ١٩٧۶-١٩٨١ مارتا کوکو

٣


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد تئاتر علیه دیکتاتوری | آرژانتبنیبنن ١٩٧۶-١٩٨١ مارتا کوکو

این داستان کارگاه کاوش های تئاتریi یا ‏«تیت»‏ است،‏ گروهی ‏مجممجخفی که ببنیبنن سال های ١٩٧۶ تا ١٩٨١ از اجرای

تئاتری برای مقاومت علیه دیکتاتوری ‏بىببىی رجمحجممانه ی خورخه ویدلاii در آرژانتبنیبنن استفاده می کرد،‏ به روایت مارتا

کوکوiii یکی از بنیان گذاران گروه در نشسبىتبىی در سپتامبرببرر ٢٠١٨ در لندن.‏

مارتا نویسنده ی ‏«کارگاه کاوش های تئاتری:‏ کنش سیاسی و هبرنبرری ‏بجتبجحت آخرین دیکتاتوری نظامی آرژانتبنیبنن»‏ iv

است،‏ روایبىتبىی تاربجیبجخی از گروه.‏

به تازگی مارتا ‏«کارگاه تئاتر برای کاوش های سیاسی»‏ یا ‏«تیپا»‏ مستقر در ایتالیا را تشکیل داده است که به

شیوه ای مشابه تیت کار می کند.‏ تیپا ‏بجببجخشی از یک ‏«تعاوبىنبىی ‏بجتبججارت منصفانه»‏ با عنوان ‏«لیسولا دی آمانتابىنبىیv « است.‏

از ‏جمججممله اجراهای تیپا ‏«آنیگونه فوریوسا»‏vi اقتباسی از آنتیگونه ی سوفوکل درباره ی مبارزه ی زنان علیه دولت؛

‏«شکسبنتبنن مرزها»‏ که ‏همھهممراه با پناهندگان کار شده بود؛ و ‏«دیگر ‏بمنبممی تواند این طور ادامه داشته باشد»‏ در مقابله با

‏همھهمموفوبیا ‏(همھهممجنس گراهراسی)‏ بوده است.‏

این نسخه ی ویرایش شده ی ‏مجممجحتوای نشسبىتبىی در ‏«مِی دِی رومز»‏vii

است.‏

در لندن شامل ارائه و جلسه ی پرسش و پاسخ

ارائه

مارتا:‏ ‏ممممممنون از برگزاری این نشست.‏ می خواهم از داستابىنبىی بگو ‏بمیبمم که سال ها تقریباً‏ به طور کامل ناشناخته بود:‏

داستان گروهی ‏مجممجخفی،‏ کارگاه کاوش های تئاتری یا تیت که در سال ١٩٧۶ ‏بجتبجحت دیکتاتوری شکل گرفت.‏ کارهای

بسیاری را به سرعت ابجنبججام داد،‏ اما به سرعت هم ناپدید شد.‏ این واژه یعبىنبىی ناپدید شده،‏ برای آرژانتبنیبنن ‏همھهممیشه

در پیوند با ‏«لوس دس اَپَرِسیدوس»‏viii

‏[ناپدیدشدگان،‏ بیش از ٣٠٠٠٠ نفر کشته شده توسط دیکتاتوری ویدلا]‏

است.‏ تیت از ‏لحللححاظ فبریبرزیکی ناپدید شد،‏ چرا که دوران بسیار بسیار سخبىتبىی بود.‏ ‏همھهممه باید خود را ‏بجتبجحت شرایطی

سازماندهی می کردند که دیکتاتوری به عنوان دستگاهی بزرگ و قدربمتبممند کار می کرد.‏

TiT یا Taller de Investigaciones Teatrales i

Jorge Videla ii

Marta Cocco iii

Taller de Investigaciones Teatrales: acion political y artistica durant la ultima dictadura] iv

[militar argentina (Buenos Aires: Isla de la Luna, 2017

L’Isola di Amantani v

Antigone Furiosa vi

May Day Rooms vii

٤

los Desaparecidos viii


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد تئاتر علیه دیکتاتوری | آرژانتبنیبنن ١٩٧۶-١٩٨١ مارتا کوکو

دیکتاتوری تلاش می کرد مردم را با کشبنتبنن،‏ ناپدید کردن شان،‏ با شکنجه کردن شان،‏ با اقدامات نظامی کنبرتبررل

کند؛ اما هم زمان نیاز داشت داستابىنبىی فرهنگی،‏ دستگاهی فرهنگی بسازد تا حافظه ی ‏جمججممعی،‏ زندگی اجتماعی و

ایدئولوژی ها و تفکرها را کنبرتبررل کند.‏

در سال ١٩٧۶، فضای فرهنگی یکی از مهم ترین فضاها برای کنبرتبررل ارتش بود.‏ آبهنبهها نه تنها به سرکوب،‏ بلکه به

کنبرتبررل وجه فرهنگی سیاست نبریبرز نیاز داشتند.‏ در آن فضا مقاومبىتبىی ‏بجتبجحت دیکتاتوری وجود داشت اما هرگز توان

بالقوه اش عملی نشد.‏ تنها چبریبرزی که توانش عملی شد مبارزه ی بزرگ بر سر ناپدیدشدگان به دست جنبش حقوق

بشر با مادران ‏«پلازا دِ‏ مایو»‏i بود.‏ این زنان پیش قراول بودند:‏ پیش قراول مقاومت در برابر دیکتاتوری.‏

پس از سالیان سال،‏ حدوداً‏ در آستانه ی قرن جدید،‏ این مبارزه کم کم ‏بمنبممایان شد و مورد پذیرش قرار گرفت.‏

معلوم شد که این زنان در حال مقاومت بوده و به غلبه بر دیکتاتوری کمک کرده اند.‏ اما بسیار چبریبرزهای دیگر

‏بمنبممایان نبود:‏ ابجتبجحادیه های ‏مجممجخفی،‏ گروه های کارگری،‏ ابجنبججمن های دانشجو ‏بىیبىی،‏ ابجنبججمن های تئاتری،‏ دیگر صورت های

جامعه ی متمدن.‏

این ‏همھهممان چبریبرزی است که تلاش داشتم در پژوهشی مورد مطالعه قرار دهم که نتیجه اش کتابمببمم شد.‏ من مشغول

‏بجتبجحصیل در مقطع دکبرتبررای مطالعات فرهنگی در کینگز کالجللججii لندن بودم.‏ من این ‏بجببجخت را داشتم که به کتاب ها و

کتابجببجخانه ها دسبرتبررسی داشته باشم،‏ اما ‏همھهممواره چبریبرزی کم بود:‏ این جنبش های مردمی،‏ این تکه های اجتماع که

چبریبرزها را سازماندهی می کردند و زیرساخت مقاومت را بنا ‏بهنبههادند.‏

ما ا کنون می توانیم به روشبىنبىی ببینیم که این زیرساخت مقاومت وجود داشته اشت،‏ می توانیم شبکه های اطراف

گروه ها را ببینیم.‏ اما در آن زمان،‏ شناخبنتبنن این شبکه های کوچک بسیار دشوار بود.‏ اغلب آبهنبهها ‏مجممجخفی بودند.‏ پس

در پژوهشم تلاش کردم داستان کارگاه کاوش های تئاتری را ‏بمنبممایان کنم،‏ چرا که ‏بمنبممونه ای از این نوع جنبش

بود‐جنبشی مردمی،‏ در پیوند با سیاست چپ،‏ سیاست انقلابىببىی،‏ سیاست تروتسکیست.‏ عمدتاً‏ آمبریبرزه ای بود از

جوانابىنبىی که تلاش می کردند در برابر دیکتاتوری مقاومت کنند.‏

جلسه ی ‏بمتبممرین اعضای کارگاه کاوش های تئاتری،‏ آرژانتبنیبنن،‏ اواخر دهه ١٩٧٠

Plaza de Mayo i

٥

Kings College ii


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد تئاتر علیه دیکتاتوری | آرژانتبنیبنن ١٩٧۶-١٩٨١ مارتا کوکو

طی چند سال گذشته از زمابىنبىی که پژوهش ام را ابجنبججام دادم،‏ موجودیت این نوع جنبش کم کم مورد شناسابىیبىی

قرار گرفت.‏ بسیاری ‏بهنبههادها ‏‐بهنبههادهای تئاتری در آرژانتبنیبنن‐‏ آن را امری مهم تلقی کرده اند،‏ امری که به مقاومت

در آرژانتبنیبنن کمک کرد.‏

چرا سازمان ‏مجممجخفی بود و چطور کار می کرد؟ یکی از کارهای اصلی که دیکتاتوری ابجنبججامش داد،‏ اپراسیون

کلاریدادi ‏(عملیات تصفیه)‏ بود.‏ عملیات بزرگی بود:‏ پروژه ای برای پا کسازی ایدئولوژیک اجتماع،‏ برای پا کسازی

ایدئولوژی.‏ برای آبهنبهها معبىنبىی اش سوزاندن کتاب ها،‏ کشبنتبنن روشنفکران،‏ ناپدید کردن معلمان،‏ و ‏بهتبههیه ی لیست های

سیاه ‏(لیستاس نگراسii ( از میان هبرنبررمندان،‏ نویسندگان و بازیگران بود.‏ فهرست بلندی از افراد وارد شده به

لیست سیاه وجود داشت.‏

در این وضعیت،‏ تیت تنها می توانست خود را به صورت ‏مجممجخفی یا نیمه ‏مجممجخفی سازماندهی ‏بمنبمماید.‏ خانه هابىیبىی را شبیه به

‏همھهممبنیبنن جا ‏[می دی رومز]‏ اجاره می کردند،‏ بدون آن که کسی بداند آبجنبججا چه می گذرد.‏

معرفىففىی پدیده ی تیت بسیار دشوار است،‏ چرا که ‏همھهممواره این پرسش هست که:‏ چه بود؟ تئاتر بود یا سیاست؟

سیاست بود یا تئاتر؟ پدیده ی فرهنگی مقاومت بود که پدیدار شده بود،‏ تا حدی به این علت که بسیاری از

اشکال سازماندهی با خشونت بر هم زده شده بودند:‏ سندیکاها،‏ احزاب سیاسی،‏ ابجنبججمن های سیاسی…‏ حبىتبىی

دست راسبىتبىی ها هم منحل شده بودند.‏

‏بمتبممام فضای اجتماعی که در آن فعالیت می کردند خالىللىی بود.‏ بنابراین از نسلی که می خواستند با دیکتاتوری مبارزه

کنند این پدیده ی فرهنگی پدیدار شد که داشت فضای تئاتر را می گرفت تا کار سیاسی کند؛ نه کار تئاتری،‏ بلکه

کار سیاسی.‏ هم زمان،‏ برای کار سیاسی،‏ نیاز داشتیم که تئاتر کار کنیم.‏ اما ما عاشق تئاتر شدبمیبمم و هبرنبررمند

شدبمیبمم‐‏ پس ما هر دو بودبمیبمم:‏ هبرنبررمند و مبارز،‏ ‏همھهممان چبریبرزی که امروز ‏«آرتیویست»‏ ‏[ا کتیویست + آرتیست]‏ نامیده

می شود.‏ آبجنبجچه درکش برای برخی از مردم دشوار است این است که این پدیده ی جنون آمبریبرز راهی جدید برای

کار سیاسی بود ‏‐بىببىی هیچ چبریبرزی،‏ بدون هیچ پولىللىی،‏ بدون هیچ ساختاری.‏ در نظریه ی انتقادی،‏ برخی از افراد

آ کادمیک آن را راه جدیدی برای کار سیاسی توصیف می کنند.‏

این تصویر جلسه ای نیمه ‏مجممجخفی را نشان می دهد ‏‐یک ‏بمتبممرین‐‏ و در این ‏بمتبممرین می شد درباره ی سیاست ‏بجببجحث کرد

و هم زمان ‏بمنبممایش اجرا کرد،‏ ‏بمتبممرین کرد و تئاتر کار کرد.‏

Operación Claridad i

٦

listas negras ii


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد تئاتر علیه دیکتاتوری | آرژانتبنیبنن ١٩٧۶-١٩٨١ مارتا کوکو

تصاویر بعدی نه در زمان دیکتاتوری،‏ بلکه پیش از آن گرفته شده اند ‏‐در اواخر دهه ی ١٩۶٠ و اوایل دهه ی

١٩٧٠. جنبش تئاتری ریشه در دهه ی ١٩۶٠ داشت.‏ خیلی پیش از کودتا،‏ پیش قراولان هبرنبرری سیاسی شده

بودند.‏ در آن دوران پژوهش،‏ ‏بمنبممایش و اجرا بود.‏ پیوند میان هبرنبرر و سیاست بسیار تنگاتنگ بود،‏ و این یک نسل

پیش از ما بود،‏ پیش از تیت.‏

می بینید که تئاتر روی سن نیست،‏ روی زمبنیبنن است.‏ مردم فعال هستند و مشارکت می کنند.‏

٧


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد تئاتر علیه دیکتاتوری | آرژانتبنیبنن ١٩٧۶-١٩٨١ مارتا کوکو

٨


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد تئاتر علیه دیکتاتوری | آرژانتبنیبنن ١٩٧۶-١٩٨١ مارتا کوکو

این ها تصاویری است از اجرابىیبىی به رهبرببرری خوان اوویِدوi در مکزیک در اوایل دهه ی ١٩٧٠.

جاهای دیگری که استفاده می کردبمیبمم عمومی بودند.‏ گاهی در یک میدان عمومی کار می کردبمیبمم.‏ این تصاویر

فضاهای گونا گوبىنبىی را نشان می دهند که مردم در آن ‏بمنبممایش اجرا می کردند.‏

تصاویر بعدی اجراها و ‏بمتبممرین ها را نشان می دهد.‏ ما از فضاهای بسیار گونا گوبىنبىی استفاده می کردبمیبمم،‏ و به خو ‏بىببىی هم

از آبهنبهها استفاده می کردبمیبمم:‏ اتاق ها،‏ تئاترها،‏ میدان ها،‏ قطارها،‏ مرا کز فرهنگی مبرتبرروکه و غبریبرره.‏ تصویر زیر،‏ در یک

مرکز فرهنگی مبرتبرروکه که برای ما بسیار مهم بود گرفته شده است.‏

مائوریسیوii ‏(چپ)‏ و مائوروiii ، بازیگران تیت

Juan Uviedo i

Mauricio ii

٩

Mauro iii


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد تئاتر علیه دیکتاتوری | آرژانتبنیبنن ١٩٧۶-١٩٨١ مارتا کوکو

بازیگران تیت در مرکز فرهنگی ‏«مانسانا دِ‏ لاس لوسس»‏ i

این یک مداخله ی تئاتری در اتوبوسی در برزیل در سال ١٩٨٠ بود.‏

اجرابىیبىی در یک اتوبوس در برزیل.‏ مارتا کوکو نفر ‏سمسسممت چپ است.‏

١٠

Manzana de las Luces i


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد تئاتر علیه دیکتاتوری | آرژانتبنیبنن ١٩٧۶-١٩٨١ مارتا کوکو

گروه از مفهوم سوررئالیسبىتبىی واسوس کمونیکانتسi ‏(ظروف مرتبطه)‏ برای کار هبرنبرری و نبریبرز به عنوان استعاره ای از

سازمان شان،‏ کمیته هایشان با ‏بجببجخش های ‏مجممجختلف و شاخه های گونا گون استفاده می کرد.‏ ساختاری هرمی وجود

داشت،‏ مشابه هر حزب سیاسی،‏ اما این ساختاری هبرنبرری بود،‏ نه سیاسی:‏ کارگاه سینما بود،‏ کارگاه ادبیات،‏ کارگاه

موسیقی،‏ کمیته ی مالىللىی،‏ گروه های تبلیغات و غبریبرره.‏ جنبش سیاسی چپ این طور سازماندهی می شد،‏ گروه های

چریکی این چنبنیبنن سازماندهی می شد،‏ و ‏همھهممبنیبنن طور گروه تئاتری.‏ ما هبرنبررمند بودبمیبمم،‏ ما می خواستیم که کار سیاسی و

هبرنبرری را در کنار هم ابجنبججام بدهیم.‏ این ها بعضی از خانه های فرهنگ قدبمیبممی است که در آرژانتبنیبنن داشتیم.‏ ‏بجتبجحت

دیکتاتوری ‏بمنبممی توانستیم مرکز فرهنگی داشته باشیم،‏ ‏مجممججاز نبود،‏ به ‏همھهممبنیبنن خاطر به شکل نیمه ‏مجممجخفی اداره

می شدند.‏

کاسونا آونیدا سن خوان ii

vasos comunicantes i

١١

Casona Avenida San Juan ii


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد تئاتر علیه دیکتاتوری | آرژانتبنیبنن ١٩٧۶-١٩٨١ مارتا کوکو

کاسونا آونیدا سن خوان

١٢


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد تئاتر علیه دیکتاتوری | آرژانتبنیبنن ١٩٧۶-١٩٨١ مارتا کوکو

کاسونا آونیدا کوردوبا i

تیت فضابىیبىی خلاقه برای سازماندهی سیاسی بود.‏ به هبرنبررت می پردازی،‏ به تئاترت می پردازی و به این ترتیب

بیانیه ای سیاسی صادر می کبىنبىی.‏ مردم در مرکز اجرا هستند؛ مردم باید فعال باشند.‏ ‏[نوزادی که ‏همھهممراه یکی از

‏بمتبمماشا گران بود نا گهان با صدای بلند شروع به گریه کرد.]‏ بله،‏ درست مثل او ‏‐فعال.‏

ما ‏بمنبممی توانستیم بپذیر ‏بمیبمم که تئاتر این طور باشد:‏ من خیلی خوب بازی می کنم،‏ و ‏سمشسمما مرا تشویق می کنید،‏ و ‏همھهممه

چبریبرز خوب و زیباست.‏ این طور نیست.‏ مردم باید فعال شوند.‏ باید مردم را ‏بجتبجحریک کنید.‏ مردم باید پای چبریبرزی

بایستند.‏ ‏سمشسمما سعی می کنید مردم را از چبریبرزی آ گاه کنید.‏

١٣

Casona Avenida Córdoba i


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد تئاتر علیه دیکتاتوری | آرژانتبنیبنن ١٩٧۶-١٩٨١ مارتا کوکو

برای اغلب ما،‏ تئاتر کاوشی بر زخم های اجتماع بود.‏ ‏سمشسمما تئاتر را برای کمپبنیبنن سیاسی به کار می گبریبررید.‏ ما از آن

استفاده می کردبمیبمم تا چبریبرزهابىیبىی را ‏مجممجحکوم کنیم.‏ ما به دیکتاتوری می گفتیم:‏ ما می دانیم که ‏سمشسمما دارید مردم را

می کشید؛ ما می خواهیم تئاتر را به کار گبریبرر ‏بمیبمم تا نشان دهیم که ‏سمشسمما دارید مردم را می کشید.‏

ما تئاتر را تبدیل به یک ابجنبججمن کرده بودبمیبمم،‏ مباحثه ی دموکراتیک میان مردم،‏ که در آن ‏همھهممه حق رای دارند،‏

نظر ‏همھهممه نافذ است و ‏همھهممه مشارکت می کنند.‏ خلق ‏جمججممعی در عمل است؛ ‏همھهممه باید در تولید چبریبرزی شرکت کنند.‏

تیت تئاتری ‏بجتبجحریک برانگبریبرز،‏ هنجارشکن،‏ سیاسی و برانداز بود؛ تئاتری که برای بقاء،‏ فضاهای آلبرتبررناتیو را ترجیح

می داد و از سالن سنبىتبىی تئاتر و مبنتبنن نوشته شده فراتر می رفت.‏ ‏همھهممه ی این ها در مانیفست ها نوشته شده بود.‏

درباره ی این که چطور کارها ابجنبججام شود برنامه،‏ ایدئولوژی،‏ پارامبرتبرر و راهنما وجود داشت.‏ ما از فضاهای گونا گوبىنبىی

مثل موزه های مبرتبرروکه استفاده می کردبمیبمم.‏ بسیاری از فضاها تعطیل بودند؛ ما فضاها را پس می گرفتیم.‏ به آبجنبججا

می رفتیم،‏ ظرف پنج دقیقه اجرا می کردبمیبمم و پیش از آمدن پلیس می رفتیم.‏

درباره ی جنسیت مباحثابىتبىی داشتیم.‏ بسیاری از زنان تیت مشغول پژوهش بر روی این مسائل بودند.‏ آن دوران

بود‐دهه ی ۶٠ و ٧٠. ما می خواستیم بدانیم که چطور می شود در هبرنبرر و کار فکری استقلال زنان را به دست

آورد.‏

مارتا کوکو ‏(سمسسممت چپ جلو)‏ و دیگر زنان تیت

١٤


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد تئاتر علیه دیکتاتوری | آرژانتبنیبنن ١٩٧۶-١٩٨١ مارتا کوکو

لینا کاپ دِویاi ، از بازیگران تیت

ابتکار دیگر جنبش ‏«زانگان دونگو»‏ii بود،‏ جنبش آلبرتبررناتیو سوررئالیسبىتبىی ببنیبنن المللممللی که در سال ١٩٧٩ در

بوئنس آیرس بر پا شد.‏ هدفش ابجیبججاد پیوندهای جهابىنبىی با هبرنبررمندان مستقل در مبارزه با سرمایه داری بود.‏

Lina Capdevilla i

١٥

Zangandongo ii


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد تئاتر علیه دیکتاتوری | آرژانتبنیبنن ١٩٧۶-١٩٨١ مارتا کوکو

زانگان دونگو واژه ای ‏بجتبجحریک برانگبریبرز بود که هیچ معنابىیبىی ندارد‐به این خاطر از آن استفاده می کردبمیبمم که پلیس

آن را ‏بمنبممی فهمید.‏ آبهنبهها از هبرنبرر و زبان ما هیچ ‏بمنبممی فهمیدند.‏

یک مشکل بزرگ این بود که چطور از پلیس و ارتش فرار کنیم،‏ و از زبان برای کمک به خودمان استفاده

می کردبمیبمم.‏ آبهنبهها ‏بمتبممام نبریبررو ‏بىیبىی که می شد خواست را داشتند‐سرویس ‏مجممجخفی،‏ پلیس،‏ باز هم پلیس،‏ ارتش و ‏همھهممگی

سرّی.‏ آبجنبججا باید با وجود ‏همھهممه ی آبهنبهها کار می کردبمیبمم.‏ بنابراین زبان مان تغیبریبرر کرد.‏ شهر میلیتاریزه شده،‏ و چون

میلیتاریزه شده،‏ زبان تغیبریبرر می کند.‏ دیکتاتوری زبان خود را داشت،‏ و جنبش مقاومت هم زبان خود را.‏

زانگان دونگو یعبىنبىی چه؟ هیچ.‏ مبارزه ی ما این طور پیش می رفت.‏

اعضای جنبش زانگان دونگو،‏ ١٩٧٩

١٦


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد تئاتر علیه دیکتاتوری | آرژانتبنیبنن ١٩٧۶-١٩٨١ مارتا کوکو

این اعلامیه و این بریده ی روزنامه مربوط به ‏بجنبجخستبنیبنن فستیوال هبرنبرر آلبرتبررناتیو است،‏ علیه دیکتاتوری،‏ علیه

سانسور،‏ که در بوئنس آیرس در سال ١٩٧٩ برگزار شد.‏ یک ماه به طول ابجنبججامید و ‏مجممجخفیانه سازماندهی شده بود.‏

افراد و تولیدات بسیاری را گرد هم آورد.‏ اما بعد ناپدید شد؛ کسی چندان از آن خبرببرر نداشت تا اینکه ما

پژوهشی را ابجنبججام دادبمیبمم که ‏همھهممه ی این ها را گرد هم آورد.‏

١٧


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد تئاتر علیه دیکتاتوری | آرژانتبنیبنن ١٩٧۶-١٩٨١ مارتا کوکو

١٨


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد تئاتر علیه دیکتاتوری | آرژانتبنیبنن ١٩٧۶-١٩٨١ مارتا کوکو

این ها عکس هابىیبىی است که از اجراها در فستیوال هبرنبرر آلبرتبررناتیو گرفته شده است.‏

١٩


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد تئاتر علیه دیکتاتوری | آرژانتبنیبنن ١٩٧۶-١٩٨١ مارتا کوکو

سینما هم ‏همھهممبنیبنن طور بود.‏ این تصاویر ‏بجنبجخستبنیبنن جلسه علیه سانسور را نشان می دهد که به دست جنبش سینمای

مستقل آرژانتبنیبننi در سال ١٩٨٠ در بوئنس آیرس سازماندهی شده بود.‏ ‏همھهممه ی کسابىنبىی که آبجنبججا بودند در سینمای

آرژانتبنیبنن کاملاً‏ شناخته شده هستند:‏ آیدا بورتنیکii و دیگران،‏ کسابىنبىی که به دست دیکتاتوری به سایه رانده شده

بودند.‏

اعضای کارگاه کاوش های سینمابىیبىی

Movimiento Argentino por un cine Independiente i

٢٠

Aida bortnik ii


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد تئاتر علیه دیکتاتوری | آرژانتبنیبنن ١٩٧۶-١٩٨١ مارتا کوکو

فعالیت های مشابهببههی از سوی اهالىللىی موسیقی هم وجود داشت.‏ فعالیت زیادی علیه دیکتاتوری ابجنبججام می شد که

ناشناخته بافىقفىی ماند،‏ اما بسیاری را گرد هم آورد.‏

صحبتم را با مثالىللىی درباره ی یکی از تولیدات تئاتر تیت به پایان می برم.‏ این کار بر اساس آیبنیبنن خا کسپاری ‏(بمپبممپاس

فوئنِبرببررِس)‏i ‏بمنبممایشنامه ای از ژان ژنهii بود.‏ ما ‏بمنبممی توانستیم موضوعابىتبىی از ادبیات آرژانتبنیبنن را استفاده کنیم؛ بیش از

حد خطرنا ک بود.‏ با مراجعه به کتاب های جهابىنبىی،‏ از چبریبرزهابىیبىی استفاده می کردبمیبمم که هیچ کس در میان افراد پلیس

چبریبرزی از آن ‏بمنبممی فهمید.‏ ا گر پلیسی ‏سمشسمما را با کتابىببىی درباره ی سوررئالیسم می گرفت،‏ ‏بمنبممی دانست چیست.‏ اما ا گر ‏سمشسمما

را با کتابىببىی از نویسنده ای آرژانتیبىنبىی می گرفت ‏‐هر نویسنده ای،‏ چرا که بسیاری از نویسندگان آرژانتبنیبنن سانسور

شده بودند!‐‏ آن وقت ‏ممممممکن بود به مشکل بر خورید.‏

‏بمنبممایشنامه درباره ی سربازی بود که برای مرگ دوست پسرش سوگواری می کرد،‏ یک فعال کمونیست که به دست

یک نازی کشته شده بود.‏ داستان ژان ژنه به دست گروه اقتباس شده بود؛ ما از آن به عنوان استعاره ای از آبجنبجچه

در آرژانتبنیبنن می گذشت استفاده کردبمیبمم.‏

‏جمججممله ای مهم در ‏بمنبممایش هست:«اینجا جوابىنبىی جان داده است»‏ joven) .(Aquí cayó un شخصیت تبریبرر خورده

بود.‏ ما این ‏جمججممله را گرفتیم و روی برچسب زدبمیبمم.‏ تبلیغ این ‏بمنبممایش این بود که عصرها ‏بمتبممام شهر را با این

برچسب ها می پوشاندبمیبمم:‏ اتوبوس ها،‏ مبرتبررو،‏ دیوارها،‏ بارها.‏ هر جا که می رفتید،‏ این برچسب ها را پیدا می کردید.‏

Pompas Fúnebres i

٢١

Jean Genet ii


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد تئاتر علیه دیکتاتوری | آرژانتبنیبنن ١٩٧۶-١٩٨١ مارتا کوکو

‏همھهممه جا.‏ و در این دوران،‏ چنبنیبنن چبریبرزی ‏مجممججاز نبود ‏‐نه برچسب،‏ نه اعلامیه،‏ نه هیچ چبریبرز دیگر.‏ کار بسیار بسیار

دشواری بود.‏ سی یا چهل نفرمان با برچسب ها ببریبررون می رفتیم.‏

٢٢


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد تئاتر علیه دیکتاتوری | آرژانتبنیبنن ١٩٧۶-١٩٨١ مارتا کوکو

این تصویر از ‏بمنبممایشگاهی با عنوان ‏«از دست دادن شکل انسابىنبىی:‏ تصویر نافذ از دهه ١٩٨٠ در آمریکای لاتبنیبنن»‏ i

در ‏«موسئو رینا سوفیا»‏ii در سال ٢٠١٣ در مادرید نشان می دهد که برچسب ها چطور به ‏بمنبممایش درمی آمدند.‏

مدبىتبىی بعد در سال ٢٠١۴، ‏همھهممبنیبنن ‏بمنبممایشگاه در موزه ی ملی مهاجرت در بوئنس آیرس برگزار شد.‏

‏بمنبممایش قرار بود در سال ١٩٨١، ‏همھهممان وقبىتبىی که دیکتاتوری رو به تضعیف بود،‏ در ‏«تئاترو دل پیکادرو»‏iii ، تئاتری

مشهور در مرکز بوئنس آیرس اجرا شود.‏ وقبىتبىی که آن روز فرا رسید و ‏بمنبممایش قرار بود اجرا شود،‏ ‏همھهممه ی بلیت ها به

فروش رفته بود.‏ خبرببرر دهان به دهان گشته بود.‏ سیصد بلیت فروخته شده بود.‏ مردم داشتند ببریبررون تئاتر ‏جمججممع

می شدند و منتظر ‏بمنبممایش بودند.‏

فاشیست ها به تئاتر تلفن کردند و گفتند ا گر ‏بمنبممایش را اجرا کنید،‏ تئاتر را ‏بمببممب گذاری می کنیم.‏ پس بساط تئاترتان

را ‏جمججممع کنید و ‏همھهممه به خانه بروند.‏ صاحب تئاتر و مدیران آن نزد سازمان دهندگان آمدند و گفتند زود باشید.‏ مدیر

آبجنبججا رئیس کمیسیون ضدسانسور بود.‏ اما نزد ما آمد و خیلی روشن گفت خواهش می کنم،‏ ‏بمنبممی توانید اینجا این کار

را ابجنبججام دهید؛ ا گر این کار بکنید تئاتر را ‏بمببممب گذاری می کنند،‏ پس لطفاً‏ بروید.‏ اجازه نداد ادامه بدهیم.‏

Perder la forma humana: una imagen sísmica de los años ochenta en América Latina i

Museo Reina Sofia ii

٢٣

Teatro del Picadero iii


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد تئاتر علیه دیکتاتوری | آرژانتبنیبنن ١٩٧۶-١٩٨١ مارتا کوکو

به این ترتیب این رویداد تبدیل به تظاهرات سیاسی شد.‏ یکی از بازیگران اصلی بر روی سقف خودرو ‏بىیبىی پرید و

شروع کرد به صدور بیانیه ای علیه سانسور،‏ علیه دیکتاتوری.‏ او از نظامیان حا کم پرسید:«کی ‏بمتبممام می شود؟

مدت هاست وقت آن رسیده که ‏بمتبممام شود.»‏ مردم شروع کردند به سر دادن شعار ‏«دیکتاتوری نظامی رو به

سقوط است»‏i .

‏همھهممه ی این ها به این علت اتفاق افتاد که ‏بمنبممایش آماده بود.‏ برنامه ی ما این بود که ‏بمنبممایش با مردم در خیابان پایان

یابد که این آواز را ‏بجببجخوانند و دیکتاتوری را سرنگون کنند.‏ ما نتوانستیم ‏بمنبممایش را اجرا کنیم.‏ اما تظاهرات به هر

حال روی داد.‏

ما تظاهرات را به پایان رساندبمیبمم.‏ پلیس آمد.‏ ‏همھهممه فرار کردند.‏ شش ماه بعد تئاتر ‏بمببممب گذاری شد.‏ این یکی از

تئاترهای مستقل اصلی بوئنس آیرس بود و در کتاب های راهنمای ‏مجممجختلف می بینید که به آن اشاره شده است.‏

روی هم رفته سه بار ‏بمببممب گذاری شد.‏

٢٤

Se Va Acabar la Dictadura Militar i


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد تئاتر علیه دیکتاتوری | آرژانتبنیبنن ١٩٧۶-١٩٨١ مارتا کوکو

تئاترو پیکادرو بعد از ‏بمببممب گذاری

این نقشه مرکز شهر بوئنس آیرس را نشان می دهد.‏ تئاترو پیکادرو که ‏بمببممب گذاری شده بود آبجنبججاست.‏ در نزدیکی

آن مدرسه ی کارلوس پِلِگریبىنبىیi است.‏ چهل نفر از دانشجویان و معلمان آن به دست نبریبرروهای امنیبىتبىی ‏«ناپدید»‏

شدند.‏ و در ‏سمسسممت راست نقشه ‏مجممجحل یک بازداشتگاه است.‏ حالا یک مرکز خرید بزرگ است.‏ ‏همھهممه ی این ها

هم زمان اتفاق افتاد:‏ ‏بمببممب گذاری تئاتر،‏ آزار دانشجویان و معلمان،‏ و بازداشت و شکنجه ی ‏مجممجخالفان نظامیان

حا کم.‏ این بسبرتبرری است که فرهنگ در آن زمان در آن کار می کرد.‏ دیکتاتوری برای ابجنبججام کار کثیفش باید

‏مجممجخفی می بود.‏ مقاومت و مبارزه هم باید ‏مجممجخفی می بود.‏ این نقشه بیان گر آن است که چه در جریان بود.‏

٢٥

Carlos Pellegrini i


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد تئاتر علیه دیکتاتوری | آرژانتبنیبنن ١٩٧۶-١٩٨١ مارتا کوکو

جلسه ی پرسش و پاسخ

پرسش:‏ چه رابطه ای میان گروه هابىیبىی که ‏بجتبجحت دیکتاتوری با آبهنبهها در ارتباط بودید و ‏بجتبججربه های

پیشبنیبنن تئاتر سیاسی در آرژانتبنیبنن وجود داشت؟

مارتا:‏ تقسیمی وجود داشت،‏ شکافىففىی،‏ میان آبجنبجچه در گذشته رخ داده بود و آبجنبجچه ما می کردبمیبمم.‏ مشکل این بود که

این دیکتاتوری آخر مشخصاً‏ خشن بود.‏ به ‏همھهممبنیبنن خاطر بود.‏ در سال های پیش از ١٩٧۶، جنبش های بسیاری

بودند،‏ جبهه ای واقعاً‏ سیاسی شده در دانشگاه،‏ در تئاتر،‏ در هر وجهی از فرهنگ.‏ پس آ گاهی سیاسی و آموزش

متداول بود.‏ بسیار پویا بود.‏

در تئاتر،‏ بسیاری افراد نام ‏«دی تلا»‏i را می شناسند.‏ مرکز هبرنبرر و پژوهش مشهوری بود.‏ پژوهش ها و اجراهای

زیبای بسیاری را ابجنبججام دادند.‏ آبهنبهها پیشگام هبرنبررهای ‏بمنبممایشی،‏ موسیقی و تئاتر در بوئنس آیرس بودند.‏ این یکی از

پیوندها بود.‏

بعد،‏ ‏بجتبججربیات متفاوبىتبىی از تئاتر به شدت سیاسی شده در طبقه ی کارگر،‏ در زاغه ها،‏ در مدارس بود.‏ گرایش

آ گوستو بوالii بود،‏ برزیلی ای که به آرژانتبنیبنن تبعید شده بود.‏ دیکتاتوری دوست داشت بگوید که چنبنیبنن افرادی

حامل ‏«عفونت»‏ هستند،‏ و این دوطرفه بود،‏ از آرژانتبنیبنن به برزیل و برعکس.‏ بوال الهللهھام ‏بجببجخش جنبش تئاتر سیاسی

بزرگی شد.‏

پرسش:‏ پس این در اواخر دهه ی ١٩۶٠ و اوایل دهه ی ١٩٧٠ بود؟

مارتا:‏ بله.‏ دهه ی ۶٠ و ٧٠. پس از آن دیکتاتوری آمد تا ‏«همھهممه ی آبهنبهها را پا ک کند»،‏ چرا که جنبش داشت قوت

می گرفت.‏ بنابراین آبهنبههابىیبىی که در سال ١٩٧۶ جنبش را آغاز کردند،‏ از هیچ شروع کردند:‏ ارتباط شان قطع شده

بود.‏ ما چبریبرز زیادی از بوال و جنبش های دیگر این چنیبىنبىی ‏بمنبممی دانستیم.‏ شکافىففىی بود،‏ هیچ کس ‏بمنبممی دانست.‏

‏همھهممه خود را در حال کار هبرنبرری،‏ کار سیاسی،‏ با عزمی راسخ برای مقاومت در برابر دیکتاتوری و شکست

دیکتاتوری یافتند.‏ هیچ کس به روشبىنبىی ‏بمنبممی دانست پیش از آن چه بوده است.‏ تازه امروز است که ‏مجممجحققان دارند

این ها را گردآوری می کنند.‏ من این کتاب را نوشتم چون دیدم بسیار مهم است که این ‏همھهممه ی این ها را گرد

هم آور ‏بمیبمم:‏ تارتحیتحخ،‏ کار،‏ ‏بجتبججربه.‏ آبهنبهها قصد داشتند ‏همھهممه ی ‏بجتبججربه ی زندگی را که داشتیم نابود کنند‐نه فقط ‏بجتبججربه ی

فکری،‏ بلکه کار،‏ تئاتر و چپ سیاسی را.‏

Di Tella i

٢٦

Augusto Boal ii


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد تئاتر علیه دیکتاتوری | آرژانتبنیبنن ١٩٧۶-١٩٨١ مارتا کوکو

تبلیغ یکی از اجراهای تیت.‏ نام بازیگران به سبک آ گهی ترحیم آمده است.‏

پرسش:‏ وقبىتبىی می گویید هیچ کس ‏بمنبممی دانست،‏ منظورتان این است که آبهنبهها که در سال ١٩٧۶ کنار

هم ‏جمججممع شدند،‏ چبریبرزی از آبهنبهها که پیش تر آن کارها را می کردند ‏بمنبممی دانستند؟

مارتا:‏ ما درک روشبىنبىی نداشتیم.‏ نوعی ‏«عفونت»،‏ چنان که دیکتاتوری می گفت،‏ وجود داشت اما نه یک تداوم

روشن.‏ کارگاه کاوش های تئاتری بود که خوان اوویِدو آن را در آمریکای لاتبنیبنن پایه گذاری کرد.‏ او یک متخصص

تئاتری بود که در ‏بجببجخش های ‏مجممجختلف جهان ‏بجتبجحصیل کرده بود،‏ در آمریکا،‏ در کوبا و جاهای دیگر.‏ او نظریات

بسیاری را به بوئنس آیرس آورد.‏ این گروه از افراد با او آشنا شدند و او هر آبجنبجچه آموخته بود را به آبهنبهها منتقل

می کرد.‏

پرسش:‏ این در سال ١٩٧۶ بود که دیکتاتوری بر سر قدرت بود و او آمد و توانست با ‏سمشسمما ارتباط

برقرار کند؟

مارتا:‏ دقیقاً.‏ او به بوئنس آیرس آمد چون تبعید شده بود.‏ افراد بسیاری تبعید شده بودند!‏ و در فرآیند مهاجرت

اطلاعات را با خود به این سو و آن سو می بردند.‏ او آرژانتیبىنبىی بود،‏ اهل سانتافه بود.‏ او تروتسکیست نبود،‏ حامی

٢٧


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد تئاتر علیه دیکتاتوری | آرژانتبنیبنن ١٩٧۶-١٩٨١ مارتا کوکو

پرونیسمi بود.‏ او مشغول کار تئاتر آلبرتبررناتیو،‏ تئاتر هنجارشکن بود.‏ او در حال اجرای ‏بمنبممایشی بود در ‏جمحجممایت از

جنبش ‏همھهممجنسگرایان،‏ و به این ترتیب مقامات او را از سانتافه ببریبررون کردند.‏ این پیش از سال ١٩٧۶ بود.‏ او

بارها تبعید شد.‏ به بوئنس آیرس نقل مکان کرد و آبجنبججا گروهی از افراد را یافت که می خواستند کار سیاسی و

تئاتری کنند.‏

‏مجممججری جلسه:‏ الان او کجاست؟

مارتا:‏ درگذشته است.‏ او آنارشیست هم بود؛ ‏همھهممه جا در تبعید بود.‏

پرسش:‏ آیا این فعالیت تنها در بوئنس آیرس ابجنبججام می شد یا در شهرهای دیگر،‏ یا کشورهای دیگر

منطقه هم در جریان بود؟ چون این دوران دیکتاتوری های بسیاری بود‐شیلی،‏ پارا گوئه،‏

آرژانتبنیبنن.‏

مارتا:‏ جنبشی در استان های دیگر هم وجود داشت.‏ جنبشی در روزاریوii بود،‏ که شهری است با فرهنگ بالا و

سنت های روشنفکری قوی.‏ پیوندی بود با گروهی در روزاریو به نام ‏«کوکانیو»‏iii . آبهنبهها با تیت در بوئنس آیرس در

ارتباط بودند.‏ مثل عموزاده بودبمیبمم،‏ با هم کار می کردبمیبمم.‏ و صدها انتشارات ‏مجممجخفی بود ‐ نقد،‏ طرفدارنامه و ‏مجممججلات

دیگر.‏

پرسش:‏ به نظر می رسد که شبکه ی زیرزمیبىنبىی واقعاً‏ بزرگی وجود داشته است.‏ اما با توجه به

مبریبرزان سرکوب،‏ چطور قادر بودید که پروژه هابىیبىی را در آن مقیاس بزرگ ابجنبججام دهید؟ چطور این

گروه ها بدون آن که ظرف یک ماه نابود شوند،‏ به حیات شان ادامه دادند؟ من در تلاشم تا آن را با

شوروی مقایسه کنم که ‏‐نه در دهه ی ١٩٣٠، بلکه در دهه های ۶٠ و ٧٠‐ به نظر می رسید در

مقایسه با آبجنبجچه ‏سمشسمما توصیف می کنید شبیه مهدکود ک باشد.‏ اما با این حال،‏ در شوروی می توانستید

تنها کارهابىیبىی را ابجنبججام دهید که ‏بمتبمماماً‏ جدا از سیاست بود.‏ پلیس می دانست،‏ و ‏ممممممکن بود ‏سمشسمما را به

حال خود بگذارد‐یا نگذارد.‏ ‏سمشسمما چطور توانستید بافىقفىی ‏بمببممانید؟ تکنیک های ‏مجممجخفی تان چه بود؟

مارتا:‏ این خیلی مهم است.‏ فرض می شد که نظامیان حا کم به ‏بهنبههادهای فرهنگی،‏ و به طور کلی حیات فرهنگی

‏‐موسیقی،‏ سینما و غبریبرره‐‏ فضای بسیار و آزادی بسیار داده بودند.‏ این مفروض بود.‏ اما در حقیقت این طور نبود.‏

سرکوب بسیار شدید بود.‏

:Peronism i اصول و سیاست های ‏جمحجممایت شده از سوی خوان پرون Peron) (Juan رئیس ‏جمججممهوری سابق آرژانتبنیبنن.‏

Rosario ii

٢٨

Cucaño iii


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد تئاتر علیه دیکتاتوری | آرژانتبنیبنن ١٩٧۶-١٩٨١ مارتا کوکو

کتاب مارتا درباره ی تیت

٢٩


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد تئاتر علیه دیکتاتوری | آرژانتبنیبنن ١٩٧۶-١٩٨١ مارتا کوکو

تعداد زیادی از روشنفکران ‏«ناپدید»‏ شده بودند.‏ اما،‏ با این حال،‏ فضای کمی بود،‏ که در آن می شد کار سیاسی

و فرهنگی را در خیابان ابجنبججام دهی و اتفافىقفىی هم برایت ‏بمنبممی افتاد.‏ اما خطرنا ک بود.‏ بر عهده ی خودت بود که

ابجنبججامش بدهی یا نه.‏ این خطر بود که تعقیب ات کنند و تصمیم بگبریبررند که می توابىنبىی ‏«ناپدید»‏ بشوی یا نه.‏

به عنوان مثالىللىی کاملاً‏ ملموس،‏ زمابىنبىی بود که دیروقت شب ‏بمتبممرین می کردبمیبمم.‏ پلیس منتظرمان بود و افرادی را که آبجنبججا

را ترک می کردند دستگبریبرر می کرد.‏ آبهنبهها ‏همھهممواره به مردم فشار می آوردند و فشار می آوردند.‏ شاید در ‏بهنبههایت

‏«ناپدید»‏ ‏بمنبممی شدی.‏ اما آبهنبهها فشار می آوردند و آزار می دادند.‏ آبهنبهها اسبرتبرراتژی های گونا گون بسیاری داشتند.‏

ما در تیت یک مرکز فرهنگی داشتیم و داشتیم با لباس اجرا در آن ‏بمتبممرین می کردبمیبمم.‏ تاریک بود و هیچ نوری

نبود.‏ من روی یک صندلىللىی نشسته بودم،‏ و یادم می آید که تفنگی بزرگ را دیدم و چکمه هابىیبىی که پله ها را بالا

می آمدند.‏ آبهنبهها نا گهان وارد شدند و فریاد زدند:«یالا!‏ ‏همھهممه تان بلند شوید.»‏ حدود بیست نفر می شدند،‏ شاید

بیشبرتبرر،‏ و ما ده نفر.‏ در خیابان اتوبوس بزرگی بود که منتظر بود تا ما را ببرببررد.‏ یک ماشبنیبنن زرهی هم بود.‏

‏همھهممه ی ما را بردند،‏ با لباس صحنه،‏ شال،‏ کرست های ‏مجممجخصوص،‏ با پاهای عریان،‏ با کلاه گیس.‏ ‏همھهممه مان را به صف

کرده بودند،‏ جلوی دیوار،‏ دست ها بر روی سرمان.‏ ‏همھهممه به پاسگاه پلیس!‏ ما سوار اتوبوس شدبمیبمم.‏ به پاسگاه پلیس

رسیدبمیبمم،‏ ‏همھهممه ی افسرهای شیفت مست بودند.‏ ‏همھهممه ی ما ‏‐ردیف جلوی دیوار.‏ آبهنبهها با دست هایشان.‏ ‏«پاهایتان را باز

کنید.»‏ بعد یکی از آبهنبهها شروع کرد به گفبنتبنن:«جوانان کشورمان!‏ ‏سمشسمما ‏همھهممه فاسد هستید!‏ ‏سمشسمما ‏همھهممه آلوده اید.‏ ویروسی

دارد جامعه ی ما را می کشد:‏ ویروسی تروریست.‏ تروریسم سرطان است.‏ جوانان،‏ ‏سمشسمما باید یاد بگبریبررید که این

آواز را ‏بجببجخوانید…»‏ و شروع کرد به خواندن سرود ملی.‏ ‏«همھهممه،‏ رژه بروید!‏ رژه بروید!»‏ ‏بمتبممام شب.‏

چند بار،‏ چند دخبرتبرر روسبىپبىی،‏ روسپیابىنبىی که در خیابان کار می کردند،‏ به پاسگاه پلیس آورده شدند.‏ آبهنبهها

می خندیدند و شوخی می کردند.‏ افسران پلیس آبهنبهها را به اتاق ها می بردند.‏ ما ‏همھهممچنان آبجنبججا بودبمیبمم.‏

یکی از دخبرتبرران گروه توانست ببریبررون برود،‏ با خاطر نام خانوادگی اش‐‏ با آن نام،‏ دست کسی به آبهنبهها ‏بمنبممی رسید.‏

‏مجممججری جلسه:‏ برای روشن شدن موضوع،‏ منظورتان این است که عضو خانواده ای ‏ممممممتاز بود؟

مارتا:‏ بله،‏ برخی از نام های خانوادگی بودند،‏ از خانواده های طبقه ی بالا که به راحبىتبىی ‏بمنبممی شد کاری به آبهنبهها

داشت.‏ به این ترتیب این دخبرتبرر آزاد شد و توانست به والدین بقیه خبرببرر بدهد که چه شده است.‏ این به خودی

خود معنابىیبىی نداشت،‏ چرا که بسیاری از والدین ‏مجممجخالف آبجنبجچه ابجنبججام می دادبمیبمم بودند.‏ برخی از آبهنبهها می گفتند:«خوب

شد!‏ حالا درس عبرببررت گرفتید.‏ به حرف پلیس گوش کنید.»‏ ‏بجببجخشی از جامعه ی مدبىنبىی این ایدئولوژی را پذیرفته

بود.‏ اما به هر حال،‏ برخی مادران هم خیلی باهوش بودند،‏ می دانستند چطور رفتار کنند،‏ حبىتبىی ا گر مسائل

کلی تر را درک ‏بمنبممی کردند.‏

مدیر جلسه:‏ لطفاً‏ آخر داستان را بگویید!‏ چه شد؟ آن شب چطور به پایان رسید؟

مارتا:‏ ما ‏همھهممه ی شب را در پاسگاه پلیس گذراندبمیبمم.‏ آبهنبهها فقط ناسزا فریاد می زدند،‏ بیشبرتبرر از این چبریبرزی نبود.‏

علتش این هم بود که دیگر سال ١٩٨١ بود،‏ زمابىنبىی که سرکوب در سطح پایبنیبنن تری بود.‏ آرام تر بود.‏ در آن

زمان مردم را ‏بمنبممی کشتند یا ‏«ناپدید»شان ‏بمنبممی کردند.‏ سیاست امتیازات دموکراتیک را شروع کرده بودند.‏ برای

٣٠


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد تئاتر علیه دیکتاتوری | آرژانتبنیبنن ١٩٧۶-١٩٨١ مارتا کوکو

‏همھهممبنیبنن در امان بودبمیبمم.‏ هیچ کس ناپدید نشد.‏ اما این طور چبریبرزها هر زمان ‏ممممممکن بود اتفاق بیافتد.‏ از تئاتر ببریبررون

می آبىیبىی.‏ جلویت را می گبریبررند.‏ آبهنبهها ‏همھهممیشه در خیابان بودند،‏ حواس شان به تو بود.‏ شهر میلیتاریزه شده بود.‏

از آرشیو مارتا

پرسش:‏ به استالینیسم در شوروی که فکر می کنیم،‏ به نظر می رسد که اپوزیسیون بسیار

ضعیف بود.‏ با نگاه به این مقایسه،‏ هنوز هم فکر می کنم بسیار ‏بجتبجحسبنیبنن برانگبریبرز است که زیرساخت

اپوزیسیون در آرژانتبنیبنن توانست ‏همھهممه ی این ها را تاب بیاورد.‏

مارتا:‏ بله.‏

٣١


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد تئاتر علیه دیکتاتوری | آرژانتبنیبنن ١٩٧۶-١٩٨١ مارتا کوکو

پرسش:‏ من هم تئاتری هستم و سوالابىتبىی عملی درباره ی کمپابىنبىی دارم و این که چطور آن را

سازمان دادید؟ ‏سمشسمما کارگردان بودید؟

مارتا:‏ بله.‏

پرسش:‏ تولید هست،‏ هبرنبرر و سیاست.‏ چطور میان موقعیت های خلاقه ی گونا گون حرکت

می کردید‐فرآیند شخصی خودتان چه بود؟ و چطور آن را مستند می کردید؟ فکر می کنم

مانیفست های سیاسی نیستند،‏ اما چه شواهدی از کاری که ابجنبججام دادید وجود دارد؟ آیا برای

‏بمنبممایش ها ‏بمنبممایشنامه ای وجود داشت؟

مارتا:‏ تولیدات واقعاً‏ بزرگ بودند.‏ بدترین سال های دیکتاتوری از ١٩٧۶ بود که کودتا رخ داد،‏ تا ١٩٧٨. آن

دوران بدترین بود.‏ بعد از آن خروجی ما بسیار بالا بود.‏ ما ٣٠ یا ۴٠ اجرا ابجنبججام دادبمیبمم،‏ که در آن بازه ی زمابىنبىی

خیلی زیاد بود.‏ منظورم اجراهابىیبىی از هر نوع است.‏ سه گروه با سه سبک متفاوت بود.‏ هر گروه تصمیم می گرفت

که چه ‏بمنبممایشی را اجرا کند،‏ بر روی چه موضوعی پژوهش کند.‏ ایده این بود که درباره ی مسائل پژوهش کنیم‐‏

مسائل جنسیت،‏ مسائل سیاسی،‏ چبریبرزهابىیبىی از این قبیل.‏

پروژه،‏ خلق ‏جمججممعی بود،‏ اما کارگردابىنبىی هم بود،‏ کسی که می گفت می خواهیم این کار،‏ آن کار و آن یکی کار را

ابجنبججام بدهیم.‏ ‏بمنبممایش ها را یا گروه انتخاب می کرد یا کارگردان.‏ ما از چبریبرزی استفاده می کردبمیبمم که بوال آن را ‏«تئاتر

شورابىیبىی»‏ می خواند ‏[مفهومی کلیدی در ‏«تئاتر سرکوب شدگان»‏ بوال].‏ نه چندان در رویدادهای عمومی،‏ بلکه در

گروه ها.‏ ما در این گروه ها ‏بجببجحث دموکراتیک داشتیم،‏ ‏بجببجحث سیاسی‐‏ و سپس،‏ عمل.‏

پرسش:‏ ‏سمشسمما درباره ی مانیفست ها و اصول زیبابىیبىی شناسی صحبت کردید،‏ و درباره ی تولید.‏ چطور

این اصول در تولیدات بازتاب می یافت؟ برای مثال،‏ گفتید که مسئله ی اصلی افشاء و ‏مجممجحکوم

کردن جنایات دیکتاتوری بود.‏ این چطور در تولیدات ابجنبججام می شد؟

مارتا:‏ مثالىللىی برایتان می زبمنبمم،‏ از سفرمان به برزیل.‏ باوری مببىنبىی بر ‏«ویروس»‏ و ‏«عفونت»‏ وجود داشت.‏ این که ما

داشتیم جامعه را آلوده می کردبمیبمم،‏ و آبهنبهها،‏ دیکتاتوری،‏ داشتند ضدعفوبىنبىی می کردند.‏ بر ‏همھهممبنیبنن اساس،‏ ایده ی ما این

بود که طاعون peste) (La را به تعببریبرر آنتونن آرتوi ‏[در مانیفستش،‏ تئاتر و طاعون،‏ که فصل اول کتابش ‏«تئاتر و

‏همھهممتایانش»‏ را تشکیل می دهد]،‏ بگبریبرر ‏بمیبمم و با آن کار کنیم.‏ او یک تئاتری بود که ایده ی تئاتر قساوت را بسط داد.‏

این خیلی سیاسی بود.‏ ما طاعون را گرفتیم و آن را به چبریبرزی تبدیل کردبمیبمم که با آن به خارج از کشور می رفتیم

و به دنیا نشان می دادبمیبمم که در آرژانتبنیبنن طاعون هست.‏ این طاعون قتل عام صدها و هزاران جوان به دست

دیکتاتوری بود.‏

این طور بود که آبهنبهها،‏ دسمشسممنان مان،‏ می گفتند ویروس تروریسم هست.‏ ما می گفتیم در آرژانتبنیبنن طاعون هست،‏

دیکتاتوری.‏ پژوهش این ایده خیلی جالب بود.‏ پس چهل نفرمان،‏ هبرنبررمند و بازیگر،‏ سوار اتوبوسی شدبمیبمم و به

٣٢

Antonin Artaud i


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد تئاتر علیه دیکتاتوری | آرژانتبنیبنن ١٩٧۶-١٩٨١ مارتا کوکو

برزیل رفتیم.‏ وقبىتبىی به آبجنبججا رسیدبمیبمم،‏ به ‏«پراسا دا هپوبلیکا»‏i ‏[میدان ‏جمججممهوری]‏ رفتیم،‏ یکی از میادین بزرگ در

سائوپائولو،‏ و شروع به آشوب کردبمیبمم.‏ و گفتیم که چهل آرژانتیبىنبىی آلوده به طاعون شده اند.‏

یکشنبه صبح بود و در میدان ‏همھهممه ببریبررون آمده بودند و پیاده روی می کردند.‏ و چهل آرژانتیبىنبىی هم بودند که بیمار

شده بودند.‏ طوری رفتار می کردند که گو ‏بىیبىی درد می کشند و به روی زمبنیبنن می افتادند.‏ جنوبىنبىی پدید آورده بود.‏

مردم وحشت زده شده بودند از این که این آرژانتیبىنبىی ها ناقل عفونبىتبىی هستند.‏ جنوبىنبىی که این اجرای تئاتری ابجیبججاد

کرده بود،‏ وا کنشی ‏جمججممعی بود.‏ مردم شروع به استفراغ کردند.‏ این ‏بجنبجخستبنیبنن بار نبود که چنبنیبنن چبریبرزی پیش

می آمد:‏ آبهنبهها که تئاتر خیابابىنبىی کار می کنند این را می دانند.‏

پرفورمنس سائوپائولو به گزارش مطبوعات برزیلی

پلیس و آمبولانس خیلی زود رسیدند و به سرعت به سوی بازیگران رفتند.‏ ما می گفتیم:«در آرژانتبنیبنن طاعون

هست!»‏ مردم گریه می کردند.‏ برزیلی ها شروع کردند به نوشیدن شبریبرر و بعد آن را به آرژانتیبىنبىی ها دادند.‏ پلیس

‏بمتبممام شرکت کنندگان را به آرژانتبنیبنن پس فرستاد.‏ مقامات اصلاً‏ راضی نبودند،‏ اما کاری هم ‏بمنبممی توانستند بکنند.‏ سال

١٩٨٢ شده بود و دیکتاتوری نزدیک به پایانش بود.‏

٣٣

Praça da República i


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد تئاتر علیه دیکتاتوری | آرژانتبنیبنن ١٩٧۶-١٩٨١ مارتا کوکو

از اجراهای تیت

پرسش:‏ احتمالاً‏ میان اعضای گروه تئاتر دیدگاه های متفاوبىتبىی وجود داشت ‏‐تروتسکیست،‏

استالینیست،‏ آنارشیست.‏ ‏بجببجحث هم می شد؟ ‏مجممججادله؟ چطور بود؟

مارتا:‏ شعار اصلی این بود:‏ ما سوررئالیست هستیم،‏ ‏مجممجخالف رئالیست ها!‏ ما ‏مجممجخالف رئالیسم سوسیالیسبىتبىی بودبمیبمم و

این یعبىنبىی ‏مجممجخالف استالینیسم.‏ ما از کتاب ‏«ادبیات و انقلاب»‏ لئون تروتسکی پبریبرروی می کردبمیبمم و از ‏[آناتولىللىی]‏

٣٤


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد تئاتر علیه دیکتاتوری | آرژانتبنیبنن ١٩٧۶-١٩٨١ مارتا کوکو

لوناچارسکیi و ‏[کنستانتبنیبنن]‏ استانیسلاوسکیii می آموختیم.‏ اما هر آبجنبجچه را که به زیبابىیبىی شناسی رئالیسم

سوسیالیسبىتبىی مربوط می شد رد می کردبمیبمم.‏ ما سوررئالیسم را به عنوان متضاد آن پذیرفته بودبمیبمم.‏ ما از ‏«مانیفست

هبرنبرر مستقل»‏ پبریبرروی می کردبمیبمم که آندره برتون و دیه گو ریویرا

iv

iii

آن را امضا کرده بودند و با داده های تروتسکی

در سال ١٩٣٨ نوشته شده بود.‏ پژوهش اصول مبتبىنبىی بر آرتو،‏ ژان ژنه،‏ کومته دو لوتریامونv ، وسوولد مبریبررهولدvi

و اوژن یونسکوvii

بود.‏ روشن بود که در داخل گروه هیچ کس با استالینیسم ارتباط برقرار ‏بمنبممی کرد.‏ اما میان غبریبرر

استالینیست ها البته که گرایشات ‏مجممجختلفی بود:‏ تروتسکیست،‏ پرونیست،‏ چپ های مستقل.‏ داخل گروه ‏همھهممه چبریبرز

مورد ‏بجببجحث قرار می گرفت.‏ این سنت ما بود:‏ ‏بجببجحث،‏ تأمل،‏ صحبت،‏ ارتباط،‏ گوش کردن به هم.‏

‏مجممججری جلسه:‏ ‏بجببجخش هابىیبىی از چپ هرگز در این امور خوب نبوده،‏ اما دار ‏بمیبمم ‏بمتبممرین می کنیم.‏

پرسش:‏ برگردبمیبمم به موضوع امنیت.‏ آیا با کسابىنبىی روبرو می شدید که خبرببررچبنیبنن بودند؟ آیا با

وا کنش های خصمانه روبرو می شدید؟

مارتا:‏ منظورتان درمیان عموم است؟ یا داخل گروه؟

پرسش:‏ در ‏بمتبممام موارد.‏ چطور با موقعیت هابىیبىی کنار می آمدید که چنبنیبنن افرادی پیدایشان می شد؟

تا چه حد کنبرتبررل داشتید؟

مارتا:‏ ما یک دستورالعمل داشتیم.‏ ما فکر می کردبمیبمم که ا گر می خواهی جهان را تغیبریبرر بدهی،‏ باید قادر باشی

موقعیت هابىیبىی را مدیریت کبىنبىی که در آن ‏ممممممکن است از مرز خا کسبرتبرری به تناوب گذر کبىنبىی ‏[که در آن سویش خطر

است].‏ برای مثال،‏ ا گر الان اجرا داشتیم،‏ ‏همھهممبنیبنن جا در این اتاق،‏ و ‏بمنبممی توانستیم کنبرتبررلش کنیم،‏ و ببریبررون به

خیابان می رفت…‏ باید می توانستیم راه حلی دست و پا کنیم.‏

بیشبرتبرر تئاتر بوال این است:‏ چطور راه حل پیدا می کنید؟ این موقعیت ها درباره ی چه هستند؟ تعارضی هست.‏

چطور آن را حل می کنید؟ تئاتر بوال این است:‏ ما،‏ بازیگران،‏ مثلاً‏ یک پدوفیل را در یک خانواده می گذار ‏بمیبمم ‐

Anatoly Lunacharsky i

Konstantin Stanislavsky ii

Andre Breton iii

Diego Rivera iv

Comte de Lautréamont v

Vsevolod Meyerhold vi

٣٥

Eugène Ionesco vii


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد تئاتر علیه دیکتاتوری | آرژانتبنیبنن ١٩٧۶-١٩٨١ مارتا کوکو

عمو ‏بىیبىی که پسر خانواده را مورد آزار و سوءاستفاده قرار می دهد.‏ خانواده این تعارض را به ‏بجببجحث می گذارد.‏ ‏سمشسمما به

عنوان ‏بمتبمماشا گر،‏ چطور آن را حل و فصل می کنید؟ چه می کنید؟

پرسش:‏ ‏سمشسمما با دولبىتبىی سرکوب گر،‏ خشن و ‏همھهممبنیبنن طور فاشیست روبرو بودید.‏ هیچ وقت پیش آمد که

مثلاً‏ از سوی فردی در میان ‏بمتبمماشا گران با خصومت روبرو شوید؟

مارتا:‏ بله،‏ پیش آمد.‏ و ‏همھهممان طور بود.‏ باید حلش می کردبمیبمم.‏ یکی دو باری پیش آمد‐‏ بیش از یکی دو بار.‏ مثلاً‏

وقبىتبىی بود که یکی وسط اجرا بلند شد و گفت:«سمشسمما ‏همھهممه برانداز هستید.‏ ا گر تا پنج دقیقه ی دیگر اینجا را ترک

نکنید،‏ به نبریبرروهای امنیبىتبىی زنگ می زبمنبمم.»‏ افراد شروع به ‏بجببجحث با او کردند.‏ و در پایان ‏مجممججبور شد فرار کند.‏ اما ‏همھهممبنیبنن

که این مسئله پیش آمد،‏ ‏بجتبججمع به پایان رسید،‏ چرا که ‏همھهممه خیلی ترسیده بودند ‏[که او به نبریبرروهای امنیبىتبىی زنگ

بزند].‏

پرسش ‏سمشسمما مهم است.‏ چون می تواند خیلی پیچیده باشد.‏ گروه بزرگی از مردم را دارید که در فعالیبىتبىی ‏مجممجخفیانه

شرکت دارند.‏ به چه کسی می توانیم ظن داشته باشیم؟ چه کسی نفوذ کرده است؟ این رویدادها پر بودند از

افراد نفوذی.‏ ماموران پلیس ‏همھهممه جا بودند.‏

مثلاً،‏ من دارم با ‏سمشسمما حرف می زبمنبمم.‏ ‏سمشسمما دوست من هستید.‏ اما ‏ممممممکن است پلیس ‏مجممجخفی باشید.‏ توطئه های بسیار،‏

سوءظن های بسیار و رازهای بسیاری بود.‏ ‏سمشسمما نام مرا ‏بمنبممی دانید؛ من نام ‏سمشسمما را ‏بمنبممی دابمنبمم؛ مردم ‏بمنبممی دانند اهل

کجایید.‏ هیچ کس ‏بمنبممی داند خانواده تان دقیقاً‏ کجا هستند یا کجا زندگی می کنید.‏ هیچ کس نشابىنبىی تان را ‏بمنبممی داند.‏

هیچ کس هیچ چبریبرز ‏بمنبممی داند.‏ فقط ملاقات می کنیم،‏ بدون اینکه درباره ی هم چبریبرزی بدانیم،‏ نه نام ‏همھهممدیگر،‏ نه

هیچ چبریبرز دیگری.‏ با هم یک شعرخوابىنبىی ابجنبججام می دهیم و می رو ‏بمیبمم.‏ و ‏همھهممبنیبنن.‏ اما بار دوم،‏ دوباره ‏همھهممدیگر را

می بینیم،‏ و معلوم می شود که یکی از ما مأمور بوده است.‏

پائولا کاربایو در صحنه ای از راهبه ها،‏ فیلمی از کارگاه کاوش های سینمای

٣٦


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد تئاتر علیه دیکتاتوری | آرژانتبنیبنن ١٩٧۶-١٩٨١ مارتا کوکو

پرسش:‏ آیا ‏بمنبممونه هابىیبىی بود که الان،‏ بعد از مدت ها بدانید فلان شخص نفوذی بود؟

مارتا:‏ بله،‏ البته.‏ چند باری پیش آمد.‏ یک نفر ‏‐خیلی عجیب‐‏ به طور مشخص بود که ‏همھهممگی ما به او سوءظن

داشتیم.‏ به ‏همھهممبنیبنن خاطر به سراغش رفتیم،‏ با او حرف زدبمیبمم و ‏بهتبههدیدش کردبمیبمم،‏ و گفتیم بببنیبنن،‏ ‏بهببههبرتبرر است بروی

پیش از آن که بلابىیبىی سرت بیاور ‏بمیبمم.‏ و این پیامی بود برای آبهنبهها ‏[نبریبرروهای امنیبىتبىی]‏ که بگوییم بببنیبنن،‏ دیگر به این

راحبىتبىی ‏بمنبممی توابىنبىی به این گروه نفوذ کبىنبىی،‏ چون ما می دانیم داری چه کار می کبىنبىی.‏ و به این ترتیب پس می کشیدند.‏

یک جنگ است،‏ ‏بمتبممام مدت.‏ این طور نیست که هر روز بیایند و بوم‐بوم‐بوم بکشندشان.‏ جنگی است بر سر

هر فضا:‏ فضاها ‏بجتبجحت کنبرتبررل آبهنبهها در می آمد،‏ و ‏سمشسمما باید آبهنبهها را پس می زدید.‏ هل دادن و پس زدن است؛ ‏همھهممه اش

‏همھهممبنیبنن است.‏

پرسش:‏ به عنوان یک مورخ ، ‏سمشسمما در تلاش هستید که داستان جنبشی ‏مجممجخفی را بازگو کنید.‏ آیا

منابع آرشیوی یا مستندابىتبىی هست که از آن استفاده کنید؟ تا چه حد پژوهش ‏سمشسمما تار ‏تحیتحخ شفاهی بوده

است؟

مارتا:‏ منابع عمدتاً‏ تارتحیتحخ شفاهی هستند.‏ اما در عبنیبنن حال مردم هم آرشیو شخصی خود را دارند ‏‐که خیلی هم

ارزسمشسممند است.‏ از این ها زیرزمیبىنبىی نگهداری می شد.‏ بسیاری از مردم،‏ حبىتبىی ا گر جان خود را به خطر

می انداختند،‏ داشتند آرشیو می کردند.‏ وقبىتبىی من شروع به ‏جمججممع آوری اطلاعات کردم،‏ به منبع عظیمی برخوردم.‏

و ببنیبنن المللممللی هم هست،‏ چون بسیاری از افراد تبعید شدند.‏ برای ‏همھهممبنیبنن باید با افرادی در برزیل،‏ در آمریکا ‏بمتبمماس

می گرفتم که آرشیوهای شخصی از نامه ها و دیگر مواد داشتند.‏

وقبىتبىی خانه را ترک می کنید،‏ مادرتان چه می کند؟ در بسیاری از موارد ‏همھهممه چبریبرز را می سوزاند.‏ اما در موارد دیگر

مادران چبریبرزها را نگه می داشتند.‏ بنابراین پژوهش کتاب من درباره ی ‏جمججممع کردن تارتحیتحخ شفاهی،‏ روایات و این جور

مواد اصلی بود.‏

‏[به استیو کوشنi ، مورخ کوبا که در میان حضار بود.]‏ استیو،‏ در کوبا هم ‏همھهممبنیبنن است،‏ نه؟ که آرشیوهای رسمسسممی

وجود دارد اما مردم هم چبریبرزهای خودشان را دارند؟

استیو کوشن:‏ بله،‏ کسابىنبىی هستند که ‏مجممججموعه هایشان را به آرشیوهای رسمسسممی ‏بمنبممی دهند،‏ مال

خودشان است.‏ می خواهند نگهش دارند و ‏ممممممکن است اجازه دهند بیابىیبىی و نگاهی به آن بیندازی.‏

اما اجازه ‏بمنبممی دهند آرشیو ملی آن را داشته باشد.‏ به آرشیو ملی اعتماد ندارند.‏ آن افراد آن را به

عنوان ‏مجممججموعه ی خودشان می دیدند،‏ به عنوان ‏بجببجخش مهمی از زندگی شان.‏

پرسش:‏ مارتا،‏ آیا کتاب تان ترجمججممه خواهد شد؟

مارتا:‏ به ایتالیابىیبىی ترجمججممه شده است و پروژه ای دار ‏بمیبمم که آن را به انگلیسی هم ترجمججممه کنیم.‏

٣٧

Steve Cushion i


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد تئاتر علیه دیکتاتوری | آرژانتبنیبنن ١٩٧۶-١٩٨١ مارتا کوکو

پرسش:‏ با دانسبنتبنن این که ‏مجممجخفی بود،‏ اما به وضوح به طرق گونا گون بسیار اثرگذار،‏ آیا می توانید

بگویید فعالیت ها و کارها و گفتمان گروه هابىیبىی چون گروه ‏سمشسمما در ادامه فرهنگ را در آرژانتبنیبنن و

دیگر کشورهای آمریکای لاتبنیبنن ‏بجتبجحت تأثبریبرر قرار داد؟ آیا فیلم را هم ‏بجتبجحت تاثبریبرر قرار داد؟

مارتا:‏ فیلم را ‏بمنبممی دابمنبمم.‏ می توابمنبمم بگو ‏بمیبمم که ‏همھهممه ی آبجنبجچه که در تئاتر در ١٩٧۶ تا ١٩٨١ ابجنبججام شد بر شکوفابىیبىی

تئاتر در بوئنس آیرس که پس از پایان دیکتاتوری رخ داد تاثبریبرر گذاشت.‏ تئاتری ها کارهابىیبىی را می کردند که

دنباله روی کار تیت و گروه های دیگر بود.‏ آبهنبهها الزاماً‏ درباره ی تیت ‏بمنبممی دانستند،‏ اما انتقال رویه های فرهنگی از

طریق تغیبریبررات اجتماعی و سیاسی وجود داشت،‏ چنان که ‏همھهممیشه هست.‏

و تاثبریبررات دیگری هم هست.‏ تظاهرات سیاسی در آرژانتبنیبنن امروز ‏همھهممیشه پر از اجراهای تئاتری است.‏ به تازگی

زنان آرژانتیبىنبىی گام بزرگی را به سوی سقط جنبنیبنن قانوبىنبىی برداشته اند:‏

پس از دیکتاتوری:‏ اعضای تیت در تظاهرابىتبىی علیه ‏بهتبههاجم نظامی بریتانیا در جزایر مالویناس

در کنگره موافقت شد که قانون گذاری و تسهیل سقط جنبنیبنن در کلینیک های عمومی مطرح شود.‏ ا گر اطلاعات

درباره ی جنبشی را که به آن منجر شد جستجو کنید،‏ اول می بینید که میلیون ها نفر در خیابان ها بودند،‏ و بعد،‏

می بینید که در وسط هر تظاهرابىتبىی اجراهای تئاتری بود.‏ خیلی تاثبریبررگذار بود:‏ صدها نفر از مردم در حال اجرای

‏بمنبممایش،‏ و رقص.‏ این نوع از زبان خیابابىنبىی هم ‏بجببجخشی است از آبجنبجچه آن زمان می کردبمیبمم.‏ در سال های

.١٩٨١-١٩٧۶

پرسش:‏ امروز ما در جامعه ای زندگی می کنیم که بر خلاف آبجنبجچه ‏سمشسمما در ١٩٧۶-١٩٨١ با آن روبرو

بودید،‏ شبه سرکوب را ‏بجتبججربه می کند.‏ تفاوت در این است که پلیس ‏مجممجخفی الان چنان که آن زمان

٣٨


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد تئاتر علیه دیکتاتوری | آرژانتبنیبنن ١٩٧۶-١٩٨١ مارتا کوکو

در آرژانتبنیبنن بود،‏ کمبنیبنن ‏بمنبممی کند.‏ اما در عبنیبنن حال مردم هم آن طور که ‏سمشسمما می کردید،‏ ‏بمتبممام شب

‏بمتبممرین ‏بمنبممی کنند،‏ شاید چون کار می کنند،‏ یا به دانشگاه می روند تا مدرک عالىللىی بگبریبررند،‏ تا در ‏مجممجحیطی

فوق العاده ناامن شغلی داشته باشند.‏ فقط کسابىنبىی که والدین فوق العاده ثروبمتبممندی دارند

می توانند اطمینان خاطر داشته باشند که قادر خواهند بود از پس هزینه های زندگی در هر کجا

بر آیند.‏ پس مردم کاملاً‏ ‏بجتبججزیه شده و سرکوب شده هستند.‏ پس ‏بجتبجحت دیکتاتوری،‏ جدا از

سرکوب دولبىتبىی،‏ چرا مردم چنان انگبریبرزه داشتند که این قدر از عمرشان را فدا کنند تا آبجنبجچه را که

‏سمشسمما می کردید بکنند؟ یا این که فقط مردم طبقه ی متوسط بودند که رفاهی را پشت خود داشتند؟

چه در جامعه بود که به مردم انگبریبرزه می ‏بجببجخشید تا آبجنبجچه را که ‏سمشسمما می کردید بکنند؟

مارتا:‏ من فکر می کنم که ما در موقعیت وخیمی بودبمیبمم.‏ آن وقت ‏سمشسمما انتخاب های چندابىنبىی ندارید.‏ یا مبارزه

می کنید یا مرده اید.‏ واقعاً‏ ‏بجتبججربه ی پرخطری بود.‏ داستابىنبىی را از خودم برایتان می گو ‏بمیبمم.‏ من از این که درباره ی

خودم حرف بزبمنبمم ببریبرزارم،‏ اما گاهی ‏مجممججبورم می کنند.‏ هجده سالمللمم بود.‏ می خواستم به دانشگاه بروم و

روانشناسی ‏بجببجخوابمنبمم،‏ اما دانشگاه تعطیل شده بود.‏ پس گفتم،‏ خوب،‏ می خواهم فلسفه ‏بجببجخوابمنبمم.‏ نه،‏ تعطیل است.‏

پس گفتم،‏ خوب،‏ روزنامه نگاری.‏ ‏بمتبممام علوم انسابىنبىی تعطیل شده بود.‏ پس باید چه کار کبىنبىی؟ جامعه ی

مصرف کننده ای نبود:‏ پول چندابىنبىی نبود که صرف شود،‏ خرید چندابىنبىی ‏بمنبممی شد کرد.‏ فقر واقعاً‏ در آن زمان در

آرژانتبنیبنن بد بود.‏ پس چه می کنید؟ کار فکری می کنید،‏ و مبارزه می کنید.‏ گاهی چاره ای نیست.‏ این جان کلام

است.‏

‏مجممججری جلسه:‏ به نظرم می رسد که ‏بجببجخشی از هدف ‏بجتبججربه کردن و فکر کردن به آن،‏ انتقالش به نسل

جوان تر است.‏ داشتید به من درباره ی کارهابىیبىی می گفتید که ظرف سه چهار سال گذشته در ایتالیا

به آن مشغول بوده اید.‏ در پایان،‏ می توانید درباره ی آن صحبت کنید؟

مارتا:‏ بسیار خوب.‏ این ‏بمنبممایشی است که امسال در ایتالیا مشغول آن بودم ‏‐آنتیگونه فوریوساi نوشته ی

‏بمنبممایشنامه نویس مشهور آرژانتیبىنبىی گریسلدا گامباروii ، اقتباسی از آنتیگونه،‏ ‏بمنبممایشنامه ی سوفوکل.‏ در تصاویر می توانید

سیلوئت ها را ببینید ‏‐این ها ‏بمنبمماد ناپدید شدگان (Desaparecidos) در آرژانتبنیبنن و دیگر کشورهای آمریکای

لاتبنیبنن هستند.‏

Antigone Furiosa i

٣٩

Griselda Gambaro ii


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد تئاتر علیه دیکتاتوری | آرژانتبنیبنن ١٩٧۶-١٩٨١ مارتا کوکو

تصاویر آنتیگونه فوریوسا در ایتالیا،‏ ٢٠١٨، از تیپا با ‏همھهممکاری کمپابىنبىی تئاتری کمپانیا دی گواسکوبىنبىی i

٤٠

Compagnia dei Guasconi i


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد تئاتر علیه دیکتاتوری | آرژانتبنیبنن ١٩٧۶-١٩٨١ مارتا کوکو

‏مجممججری جلسه:‏ می توانید توضیح دهید که چطور این کار را در ایتالیا شروع کردید؟

مارتا:‏ من مشغول ابجنبججام ارائه ای درباره ی تئاتر ‏بجتبجحت دیکتاتوری آرژانتبنیبنن ‏‐شبیه ‏همھهممبنیبنن‐‏ در ابجنبججمبىنبىی با عنوان

‏«لیسولا دی آمانتابىنبىی»‏ ایتالیا بودم.‏ ‏جمججممع حاضران پر بود از جوانان،‏ کنش گران ضدسرمایه داری و فمینیست.‏ آبهنبهها از

ارائه خوششان آمد،‏ و پیش من آمدند و گفتند:‏ چرا ‏همھهممه ی این ها را به ما درس ‏بمنبممی دهید؟ آبهنبهها پیشنهاد کردند که

کارگاهی را سازماندهی کنیم و ‏همھهممبنیبنن حالا این را عملی کنیم.‏ کارگاه را برگزار کردبمیبمم‐‏ و چهار سال ادامه یافت!‏

من فکر می کردم یک بعدازظهر می شود!‏ مردم واقعاً‏ از آن لذت بردند.‏ درباره ی سیاست و فلسفه حرف

می زدبمیبمم؛ ‏بمتبممرین و اجرا می کردبمیبمم.‏ این ‏بجتبججربه مرا به این فکر واداشت که اشکال موثر مبارزه و مقاومت که در

گذشته به کار گرفته می شد باید در حال حاضر هم حفظ شود،‏ و به نسل های جدید منتقل شود.‏

‏بمنبممایشی که خوب است از آن برایتان بگو ‏بمیبمم درباره ی پناهندگان است.‏ ایتالیا پر از پناهنده است و این مسئله ی

مهمی در آبجنبججاست.‏ ما اجرابىیبىی نیم ساعته ابجنبججام دادبمیبمم که در آن هم ایتالیابىیبىی ها و هم پناهنده ها شرکت داشتند:‏

عالىللىی بود.‏ من فقط ابزار را به این جوانان دادم،‏ و آبهنبهها خودشان کار را ابجنبججام دادند.‏

٤١


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد تئاتر علیه دیکتاتوری | آرژانتبنیبنن ١٩٧۶-١٩٨١ مارتا کوکو

اجرای ‏«شکسبنتبنن مرزها»‏ که به ‏همھهممراه پناهندگان به ‏بمنبممایش درآمد،‏ ایتالیا،‏ ٢٠١٧

٤٢


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد تئاتر علیه دیکتاتوری | آرژانتبنیبنن ١٩٧۶-١٩٨١ مارتا کوکو

سیمونه ماتیناi در اجرابىیبىی از تیپا بر ضد جنگ و ‏همھهمموفوبیا

٤٣

Simone Mattina i


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد تئاتر علیه دیکتاتوری | آرژانتبنیبنن ١٩٧۶-١٩٨١ مارتا کوکو

لوئیجیا کورناچیاi در اجرا بر ضد جنگ و ‏همھهمموفوبیا

آبهنبهها به زبان ‏همھهممدیگر صحبت ‏بمنبممی کردند:‏ ترکیبىببىی بود از فرانسوی،‏ انگلیسی،‏ زبان های آفریقابىیبىی،‏ ایتالیابىیبىی و گویش های

‏مجممجحلی ایتالیابىیبىی.‏ در یک مرحله،‏ ‏بمنبممی توانستند ‏همھهممدیگر را بفهمند!‏ اما دو ماه کار متمرکز کردبمیبمم.‏ اجرای زیبابىیبىی ابجنبججام

دادبمیبمم که نشان می داد چطور در طول تارتحیتحخ مهاجران ایتالیابىیبىی از سوی مردم دیگر کشورها پذیرفته می شدند.‏

٤٤

Luigia Cornacchia i


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد تئاتر علیه دیکتاتوری | آرژانتبنیبنن ١٩٧۶-١٩٨١ مارتا کوکو

ادامه ی آبجنبجچه شروع کردبمیبمم:‏ گروه تئاتر تیپا در ایتالیا در سالروز کودتای نظامی آرژانتبنیبنن در سال ١٩٧۶، ‏بمنبممایشی را اجرا

می کند

٤٥


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد تئاتر علیه دیکتاتوری | آرژانتبنیبنن ١٩٧۶-١٩٨١ مارتا کوکو

ما از آهنگ هابىیبىی استفاده کردبمیبمم که ایتالیابىیبىی ها در کشبىتبىی موقع مهاجرت به آمریکا می خواندند،‏ وقبىتبىی که در آبجنبججا

پذیرفته ‏بمنبممی شدند.‏ ما نشان دادبمیبمم که چقدر آبجنبججا بد با آبهنبهها رفتار می شد‐و مقایسه ای ابجنبججام دادبمیبمم با آبجنبجچه ا کنون

برای پناهندگان آفریقابىیبىی و خاورمیانه که به اروپا می آیند رخ می دهد.‏

ما تارتحیتحخ را در اجراهابمیبممان گنجاندبمیبمم.‏ شگفت انگبریبرز بود که ‏همھهممه این را درک می کردند.‏ کسابىنبىی که از مرکز مهاجرت

بودند بسیار خوشحال شدند و به ما تبرببرریک گفتند.‏ جوانان خودشان به من گفتند که از زمان رسیدن شان به

ایتالیا این ‏بجنبجخستبنیبنن باری بود که به آبهنبهها خوش می گذشت.‏ آبهنبهها با قایق آمده بودند؛ زندگی سخبىتبىی را پشت سرشان

داشتند.‏

تنها مبنابىیبىی که می توانستیم با هم بر آن کار کنیم ‏«شکسبنتبنن مرزها»‏ بود.‏ تنهای چبریبرزی که می توانستیم بگوییم که

منطقی باشد ‏همھهممبنیبنن بود.‏

خیلی ‏ممممممنوبمنبمم.‏

‏مجممججری جلسه:‏ متشکرم!‏

٤٦


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد تئاتر علیه دیکتاتوری | آرژانتبنیبنن ١٩٧۶-١٩٨١ مارتا کوکو

تقدیر از کارگاه کاوش های تئاتری

در سال های اخبریبرر،‏ ‏همھهممچنان که تارتحیتحخ مبارزه با دیکتاتوری در آرژانتبنیبنن زنده شده است،‏ کارگاه کاوش های تئاتری

‏(تیت)‏ با دیپلم افتخار از سنای آرژانتبنیبنن،‏ کمیسیون فرهنگ و آموزش در سال ٢٠١۴ مورد تقدیر قرار گرفت.‏

٤٧


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد تئاتر علیه دیکتاتوری | آرژانتبنیبنن ١٩٧۶-١٩٨١ مارتا کوکو

تیت جایزه ی پودستا را هم از ابجنبججمن بازیگران آرژانتبنیبنن را هم با ‏بجتبججلیل ویژه به عنوان ‏بمنبممونه ی مبارزه ی قهرآمبریبرز و

مقاومت هبرنبرری در برابر دیکتاتوری نظامی دریافت ‏بمنبممود.‏

٤٨


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد تئاتر علیه دیکتاتوری | آرژانتبنیبنن ١٩٧۶-١٩٨١ مارتا کوکو

پایان‏

اردیبهشت ١٣٩٩

٤٩


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد تئاتر علیه دیکتاتوری | آرژانتبنیبنن ١٩٧۶-١٩٨١ مارتا کوکو

شبریبررین مبریبررزانژاد حقوق دان،‏ مبرتبررجم،‏ پژوهشگر و دببریبرر ‏بجتبجحریه گروه تئاتر ا گزیت است.‏

آثار وی تا کنون عبارتند از:‏

‏•فیلمنامه مستند رزا لوکزامبورگ

‏•فیلمنامه مستند ولادبمیبممبریبرر ایلیچ لنبنیبنن

‏•تله تئاتر آموزگاران اقتباس از اثر ‏مجممجحسن یلفابىنبىی

‏•تله تئاتر مستند اِما گلدمن : آن گونه که من زیستم

‏•مجممججموعه مقالات تئاتر در ساختار نظام سرمایه داری

‏•پژوهش کمپابىنبىی تئاتر:‏ راه حل یا سرپوشی برمعضل تئاتر

‏•ترجمججممه تئاترموج نوی نروژ:‏ استقلال و تفکر انتقادی اثر البریبرزابت لینس ‏لىللىی

‏•ترجمججممه ‏بمنبممایش و ارزش:‏ کار تئاتر در نقد اقتصاد سیاسی کارل مارکس اثر مایکل شبنیبنن بویل

‏•ترجمججممه سندیکاها در دوران ‏بجببجحران سرمایه داری و نیاز به اسبرتبرراتژی انقلابىببىی اثر راب سول

‏•ترجمججممه شکسپبریبرر،‏ یک انقلابىببىی در ادبیات اثر الن وودز

• ترجمججممه هبرنبرر و مبارزه طبقابىتبىی اثر الن وودز

ترجمججممه ٣ ‏بمنبممایشنامه ‏(اما،‏ مارکس در سوهو،‏ دخبرتبرر ونوس)‏ اثر هاوارد زین

ترجمججممه اندیشه های کارل مارکس اثر الن وودز

ترجمججممه ‏بمنبممایشنامه یک خاطره،‏ یک مونولوگ،‏ یک فریاد و یک نیایش گردآوری ایو انسلر و مالىللىی دویل

ترجمججممه ‏بمنبممایشنامه من موجودی احساسابىتبىی هسم اثر ایو انسلر

ترجمججممه شازده کوچولو اثر آنتوان دوسنت ا گزوپری

ترجمججممه ارج ‏بهنبههادن به مقاومت ‐ چگونه زنان در روابط خصوصی در برابر آزار مقاوت می کنند ، ‏بهتبههیه شده توسط سرپناه اضطراری زنان کلگری )

کانادا)‏

ترجمججممه درباره دو برداشت روانکاوانه از شازده کوچولو اثر آنتوان دوسنت ا گزوپری به قلم کریستبنیبنن دولاروش کوداما

ترجمججممه باز هم مبنتبنن و بسبرتبرر آن ‐ اجرای ‏بمنبممایش ‏«مهاجران»‏ اسلاومبریبرر مروژک در استودیو ‐ تئاتر ‏«چلاوک»‏ مسکو به قلم سوزان کوستانزو

ترجمججممه ۶٢ مقاله ‏بجتبجخصصی تئاتر برای ۴ ‏سمشسمماره ‏مجممججله ‏«صحنه معاصر»‏ گروه تئاتر ا گزیت‏

وی برنده رتبه اول ترجمججممه در مسابقه مطبوعابىتبىی ابجنبججمن منتقدان،‏ نویسندگان و پژوهشگران خانه تئاتر ایران در سال ١٣٩۶ گردیده است.‏ از

سال ١٣٩٢ بعنوان دستیار کارگردان در هجده اجرای صحنه ای رپرتوار گروه تئاتر ا گزیت ‏همھهممکاری داشته است که عبارتند از:‏

مهاجران اثر اسلاویر مروژک

‏بمنبممایش ‏همھهمملت در روستای مردوش سفلی اثر ایوو برشان

مارکس در سوهو اثر هاوارد زین

یک خاطره،‏ یک مونولوگ،‏ یک فریاد و یک نیایش گردآوری ایو انسلر و مالىللىی دویل

شازده کوچولو اثر آنتوان دوسنت ا گزوپری

ماهی سیاه کوچولو اثر صمد ‏بهببههرنگی

مبرتبررسک ‏(چهار صندوق)‏ اثر ‏بهببههرام بیضابىیبىی

نردبان ‏(زاویه)‏ اثر غلامجممجحسبنیبنن ساعدی

من موجودی احساسابىتبىی هستم اثر ایو انسلر

تله تئاتر مستند اِما گلدمن : آن گونه که من زیستم نوشته شبریبررین مبریبررزانژاد

تله تئاتر آموزگاران اقتباس شبریبررین مبریبررزانژاد از اثر ‏مجممجحسن یلفابىنبىی

فیلم مستند تارتحیتحخ سرخ:‏ ولادبمیبممبریبرر ایلیچ لنبنیبنن

فیلم مستند تارتحیتحخ سرخ:‏ رزا لوکزامبورگ

٥٠


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد تئاتر علیه دیکتاتوری | آرژانتبنیبنن ١٩٧۶-١٩٨١ مارتا کوکو

٥١


گروه تئاتر ا گزیت ‏‐شبریبررین مبریبررزانژاد تئاتر علیه دیکتاتوری | آرژانتبنیبنن ١٩٧۶-١٩٨١ مارتا کوکو

دیگر انتشارات گروه تئاتر اگزیت

هفت گفتار

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

تئاتر در ساختار نظام سرمایه داری

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

گروه تئاتر ا گزیت

ش:‏‎9‎ین م:‏‎9‎زانژاد

٥٢

www.exittheatre.ir

More magazines by this user
Similar magazines