اندر حکایت پول بده و نقش بگیر این روزهای تئاتر

exittheatre
  • No tags were found...

چگونه خاک صحنه بخوریم
به قلم مجید اصغری، منتقد گروه تئاتر اگزیت
بیست و چهار شهریور ۱۳۹۸



اندر حکایت پول بده و نقش بگبریبرر این روزهای تئاتر

چگونه خا ک صحنه ‏بجببجخور ‏بمیبمم؟!‏

به قلم ‏مجممججید اصغری،‏ منتقد گروه تئاتر ا گزیت


چند سالىللىی می شود که دولت ها به ‏بهببههانه های ‏مجممجختلف تلاش کرده اند تا سهم ناچبریبرز فرهنگ و هبرنبرر در

بودجه سالانه کشور را تقلیل دهند و به امورات مهم تر کشور ببرپبرردازند!‏ وزارت ارشاد با چراغ

سبرببرز نشان دادن به خصوصی سازی ‏بجببجخش های ‏مجممجختلف فرهنگی و هبرنبرری،‏ رسمسسمما این پیغام را ببنیبنن

هبرنبررمندان گسبرتبررش داد که نه از پول خبرببرری هست و نه از ردیف بودجه ای.‏ در عوض ویبرتبررین

اختتامیه دو جشنواره تئاتر و سینمای فجر را رنگارنگ کرده که بیشبرتبرر مقابل دورببنیبنن رسانه ها

قرار دارند.‏ با این راهکار دولت به برخی از مقاصد خود می رسد.‏ اول این که پول کمبرتبرری

هزینه می کند.‏ دوم این که ‏همھهممچنان قدرت ‏ممممممبریبرزی و سانسور خود را حفظ می کند.‏ سوم این که

ناخواسته دست به تربیت پیاده نظام های وفادار زده است.‏ بسیاری از این سالن های ریز و

درشت خصوصی که در هر کوی و برزبىنبىی پیدا می شود با چرتکه زدن های زیادی به افتتاح

رسیده اند.‏ صاحب فلان ‏بمتبمماشاخانه روی مبالغ اجاره،‏ درآمد زندگی و ‏همھهممچنبنیبنن کسب سود جهت

تولید آثار ‏بمنبممایشی خود،‏ روی گیشه و پیش پرداخت ‏بمنبممایش های ‏مجممجختلفی که در آن جا اجرا می روند

حساب باز کرده است.‏ پس هر مانعی که بر سر زندگی و این رویای حضرات قرار گبریبررد،‏ سم

است و باید کنار گذاشته شود.‏ از نظر این دوستان مدیری لایق و پیشرو است که اجراهای

سالنش در کمال آرامش و امنیت مالىللىی به روی صحنه روند و دل ‏همھهممه را شاد و خوشحال کنند.‏

اما حکایت دوستابىنبىی که حال و حوصله سالن داری و سر و کله زدن با سایر گروه های هبرنبرری را

ندارند چه می شود؟!‏ آن ها چطور می توانند از این سفره نابىنبىی به دست آورده و به حیات هبرنبرری

خود ادامه دهند؟!‏ سرمایه داری خود وضعیت پایداری اش را پیدا کرده و به آن ‏سمسسممت و سو

می دهد.‏ برایش فرهنگ و عرف می سازد و آن را قالبىببىی می کند برای اجتماع.‏ گو ‏بىیبىی ‏همھهممبنیبنن است

راه رستگاری و بس.‏ این فرمول در نوچهره های امروز تئاتر ما کاملا جواب داده است.‏ قصه

‏همھهممان قصه یک سال ‏بجببجخور نان و تره،‏ صد سال ‏بجببجخور نان و کره است.‏ قدبمیبمم ها می گفتند باید خا ک

صحنه را ‏بجببجخوری تا هبرنبررمند کاردرسبىتبىی از آب درآبىیبىی.‏ قاعده نوچه پروری زیر سایه ی چنبنیبنن عبارابىتبىی

رشد کرده است.‏ یعبىنبىی تو برای رسیدن به موفقیت باید گام های متعددی را برداری که اولبنیبنن

قدمش،‏ چسبیدن به یک فرد مطرح در عرصه تئاتر است.‏ این فرد مطرح می تواند سی ساله

باشد یا نود ساله.‏ فوتبالیست باشد یا خواننده.‏ مهم مطرح بودنش است که از چسبیدن به آن

هویت تازه ات شکل می گبریبررد.‏ در این مسبریبرر ‏ممممممکن است بسیار ‏بجتبجحقبریبرر شوی،‏ توهبنیبنن بشنوی و حبىتبىی

از جیب خرج کبىنبىی اما خیالىللىی نیست.‏ چرا که قرار است در آینده ای نه چندان دور ‏همھهممه این


کاسبىتبىی ها را جبرببرران کبىنبىی و پول کلابىنبىی به جیب بزبىنبىی.‏ دومبنیبنن قدم کسب جایزه،‏ مقام و یا منصب

است.‏ این مهم اعتبار را دوچندان کرده و تو را نزد تازه از راه رسیده ها مطرح می کند.‏ آن ها

فعلا دست شان به سوپرسلبرببرریبىتبىی ها که ‏بمنبممی رسد اما چندصباحی می توانند با سلفی گرفبنتبنن با تو

دلت را خوش کنند و کم کم جیبت را سر و سامابىنبىی بدهند.‏ آخر تو نبریبرز دلت ویلای ‏سمشسممال

می خواهد.‏ دوست داری شلوار جینت را از ایران مال ‏بجببجخری و ‏همھهممچنان قیافه ی اپوزیسیون

خودت را حفظ کبىنبىی.‏ چبریبرزی که عجیب است این است که این افراد حق خود می دانند که از

نسل های بعدی پول بگبریبررند تا با ورک شاپ های کذابىیبىی این گونه به گذران زندگی خود ادامه

دهند.‏ دوستان قرار است از چنبنیبنن هبرنبررمندابىنبىی چه آثاری تراوش کند که هم منافع خود را در

اولویت قرار می دهند و هم به این طریق به چهارچوب های پوسیده نظام نبریبرز وفادار بافىقفىی

می مانند.‏ این نوظهوران مانند زالو،‏ خون واقعی ای که می شد به روی صحنه آورد(‏ خوبىنبىی که از

خیابان ها به صحنه آمده)‏ را می مکند و خود را باد می کنند.‏ در مصاحبه هایشان با وقاحت ‏بمتبممام

از کارگران،‏ زنان،‏ فعالان سیاسی و هبرنبررمندان در بند می گویند اما در درون آثارشان ‏همھهممه را

انکار می کنند و یک غلط کردبمیبمم هم رویش!‏ در روزهای جالبىببىی به سر می بر ‏بمیبمم که صحنه را

فروشی کرده اند.‏ هر که صحنه در دست اوست حق سخن گفبنتبنن دارد.‏ صحنه از آن کیست؟ آن

که پول دارد.‏ با این حساب تعداد بسیار زیادی از دانشجویان و هبرنبررمندان ‏مجممجحروم از صحنه

خارج می شوند.‏ ‏ممممممبریبرزی از این قدربمتبممندتر دیگر چه می خواهید؟!‏ عرض کردم که سرمایه داری

و لیبرببررالیسم خود پله های بسط و گسبرتبررشش را بنیاد می ‏بهنبههد.‏ هر که پولش بیش نقشش بیشبرتبرر،‏

معروف تر و لابد ‏مجممجحبوب تر.‏ اینان که امروز برای خریدن نقش ها پول می پردازند،‏ چرا در

آینده ای نه چندان دور خود نبریبرز از تازه واردها پول نگبریبررند و روش های ‏«چگونه خا ک صحنه را

‏بجببجخور ‏بمیبمم تا استاد شو ‏بمیبمم»‏ را نیاموزند.‏ این که هبرنبررمند از چه طرق و وسیله ای می تواند به حفظ و

دوام خود کمک کند ‏بجببجحث دیگری است که مفصل می شود به آن پرداخت.‏ اما روش

نقش فروشی شاید نوعی دوام موقبىتبىی به ‏همھهممراه داشته باشد اما قطعا پایدار نیست و از طرفىففىی

لطمات جدی به آن چه تئاتر می نامیمش وارد می آورد.‏ ‏همھهممان تئاتری که عمیقا اعتقاد دار ‏بمیبمم باید

برای توده باشد و به بسبرتبرری برای بیان معضلات اجتماعی و سیاسی به خلاق ترین شکل ‏ممممممکن

تبدیل شود.‏ نگذار ‏بمیبمم اوضاع نابسامان اقتصادی توجیه گر برخی ناهنجاری های ما شود.‏

نگذار ‏بمیبمم آمال و آرزوهای پوچ و گذرا ریشه ی حقیقت گرابمنبممایه ‏بهنبههفته در تئاتر را ‏بجببجخشکاند.‏


موفقیت در این مسبریبرر در وهله اول نیازمند ارتباطی درست و پایدار با توده مردم و

مشکلاتشان است.‏ فرودستابىنبىی که از ا کبرثبرر حقوق مادی و معنوی خود غافل اند و این دردی

است که به شدت به رسیدگی نیاز دارد.‏ تئاتر طبقه بندی شده مفت هم ‏بمنبممی ارزد.‏ این نوع تئاتر

از هر گونه دغدغه نسبت به اوضاع سیاسی و اجتماعی روز ‏بهتبههی است و آن چه تولید می کند،‏

یا تارتحیتحخ گذشته است و یا عاری از هویت.‏ این ‏جمججمماعت ا گر یک صدا سرفه کنند،‏ ‏بمتبممام شهر زیر

خا ک صحنه مانده در گلویشان دفن می شود.‏ و چه افتخاری از این بالاتر استااااد...‏

بیست و چهار شهریور ١٣٩٨

More magazines by this user
Similar magazines