سندیکاها در دوران بحران سرمایه‌داری و نیاز به استراتژی انقلابی

exittheatre

به قلم: راب سول
ترجمه: شیرین میرزانژاد
تقدیم به جنبش کارگری ایران
به مناسبت اجرای نمایش مترسک
تهران
مرداد ماه ۱۳۹۷

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

Copyright © 2018 Khameneh Multimedia All rights reserved.

سندیکاها در دوران ‏بجببجحران سرمایه داری

و نیاز به اسبرتبرراتژی انقلابىببىی

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

راب سول

ترجمججممه شبریبررین مبریبررزانژاد


سندیکاها در دوران ‏بجببجحران سرمایه داری گروه تئاتر ا گزیت راب سول

سندیکاها در دوران ‏بجببجحران سرمایه داری

و نیاز به اسبرتبرراتژی انقلابىببىی

به قلم:‏ راب سول

٢٠١۴

ترجمججممه:‏ شبریبررین مبریبررزانژاد

تبریبررماه ١٣٩٧

٢


سندیکاها در دوران ‏بجببجحران سرمایه داری گروه تئاتر ا گزیت راب سول

٣


سندیکاها در دوران ‏بجببجحران سرمایه داری گروه تئاتر ا گزیت راب سول

درباره نویسنده:‏

راب سول سردببریبرر سیاسی دوهفته نامه ی ‏«مطالبات سوسیالیسبىتبىی»‏ است.‏ او یکی از نویسندگابىنبىی است که به

طور مرتب برای وبسایت marxist.com می نویسد.‏ او بیش از پنجاه سال است که در جنبش

مارکسیسبىتبىی فعالیت داشته و به طور گسبرتبررده ای درباره ی جنبش کارگری بریتانیا نوشته است.‏ او

نویسنده ی دو کتاب ‏«آلمللممان،‏ از انقلاب تا ضدانقلاب»‏ و ‏«درباره ی ‏بهنبههضت کارگری:‏ تارتحیتحخ سندیکاهای

بریتانیا»‏ و نبریبرز نایب رئیس ابجتبجحادیه ی ملی روزنامه نگاران در شاخه مرکز لندن است.‏

پیشگفتار نویسنده برای ترجمججممه فارسی

‏«سندیکاها در دوران ‏بجببجحران سرمایه داری و نیاز به اسبرتبرراتژی انقلابىببىی»‏

این جزوه با این گزاره آغاز می شود که منافع سرمایه و کار سازش ناپذیرند.‏

کارگران در بریتانیا ‏همھهممچون دیگر نقاط جهان سرمایه داری با ‏جمحجممله و بدترین وجوه ‏بجببجحران سرمایه داری

روبرو هستند.‏

رهبرببرری دست راسبىتبىی سندیکاها و برخی از رهبرببرران اسمسسمماً‏ چپ ‏همھهممچون ترمزی برای جنبش عمل کرده اند.‏ به

جای پشتیبابىنبىی از مبارزه ای جدی،‏ تسلیم شده اند.‏ این به کارفرمایان قدرت داده است و اعتماد به نفس

طبقه ی کارگر را تضعیف کرده است.‏

٤


سندیکاها در دوران ‏بجببجحران سرمایه داری گروه تئاتر ا گزیت راب سول

این جزوه تلاش می کند که به طور جدی به این مشکل پرداخته و به کارگرابىنبىی که دارای آ گاهی طبقابىتبىی

بوده و به دنبال گریز از مصائب نظام سرمایه داری هستند راهی به جلو ارائه ‏بمنبمماید.‏

نبرببرردهابىیبىی جدی پیش روست.‏ ‏همھهممچون جنگ،‏ تا کتیک و اسبرتبرراتژی لازم است.‏ برای دریافبنتبنن ‏مجممجحتمل ترین

سلسله رویدادها و آمادگی برای نبرببرردهای آینده باید زجمحجممت مطالعه ی درس های گذشته را به خود بدهیم.‏

ما ا کنون تاوان شکست ها و خیانت های گذشته را می دهیم.‏

طبقه ی کارگر کشورهای ‏مجممجختلف سنت های گونا گوبىنبىی دارند که بازتاب دهنده ی خصلت های رشد تاربجیبجخی

است.‏ کارگران بریتانیابىیبىی در مقایسه با کارگران جنوب اروپا که دارای سنت قیام نا گهابىنبىی هستند،‏ عموماً‏

کندتر حرکت می کنند.‏ اما ‏همھهممبنیبنن که به حرکت درآیند،‏ مصمم هستند.‏

جناح راست ‏بمنبمماینده ی ‏بمتبممام منفی ترین وجوه سنت های کارگری بریتانیا است ‏‐که ‏بمتبممامش نوکرمآبانه،‏ بزدلانه

و جاهلانه است.‏ آبهنبهها دابمئبمماً‏ مبارزه برای پیشرفت ‏بجتبجحت نظام سرمایه داری را هم تضعیف می کنند،‏ چه رسد

به مبارزه برای تغیبریبرر اجتماع.‏

مبارزه ی طبقه ی کارگر برای ‏بهببههبود ‏بجببجخشیدن به ‏بجببجخت خود ‏بجتبجحت سلطه ی نظام سرمایه داری ‏همھهممچون مشقت

سبریبرزیف است که در اساطبریبرر یونان باستان توصیف شده است؛ که تا ابد ‏مجممجحکوم بود که سنگ گردی را به

بالای تپه ببرببررد و شاهد آن باشد که سنگ باز به پایبنیبنن بلغزد.‏

سندیکاها تشکیلات ابتدابىیبىی طبقه ی کارگر هستند.‏ آبهنبهها نطفه ی اجتماع آینده درون اجتماع گذشته اند.‏

البته از آبجنبججا که سازمان های کارگری در درون جامعه ی سرمایه داری وجود دارند،‏ در معرض فشار

طبقابىتبىی بیگانه قرار دارند.‏ این فشارها به شدت بر روی اقشار بالابىیبىی سنگیبىنبىی کرده و اغلب منجر به ابجنبجحطاط

می شود.‏

در دوره های ‏«عادی»‏ آ گاهی کارگران ‏بجتبجحت تاثبریبرر وزنه ی سنت و روال قرار دارد.‏ اما میلیون ها مرد و زن

از طریق ‏بجتبججربه شان در مبارزه،‏ به درک نیاز به سرنگوبىنبىی سرمایه داری و ابجیبججاد جامعه ی ‏بىببىی طبقه به عنوان

تنها راه دستیابىببىی به زندگی مناسب و آینده ای پررونق می رسند.‏

لنبنیبنن نوشته است:«طبقه ی کارگر به طور غریزی و خودجوش دموکراتیک است...‏ در هر قدم کارگران با

دسمشسممن اصلی خود رو در رو می شوند:‏ طبقه ی سرمایه دار.‏ در مبارزه با این دسمشسممن،‏ کارگر سوسیالیست

می شود...»‏ این ها سخنابىنبىی خردمندانه است.‏ علبریبررغم ‏بمتبممام مسائل،‏ طبقه ی کارگر میل غریزی عمیقی برای

تغیبریبرر جامعه دارد،‏ گرچه ‏ممممممکن است ‏همھهممواره بر آن آ گاه نباشد.‏ این از شرایط زندگی و تولید ‏جمججممعی

اجتماعی برمی خبریبرزد.‏

٥


سندیکاها در دوران ‏بجببجحران سرمایه داری گروه تئاتر ا گزیت راب سول

طبقه ی کارگر از طریق ‏بجتبججربه ی مبارزه ی ‏جمججممعی به تدرتحیتحج خود را به سطح درک نیاز به تغیبریبرر جامعه ارتقاء

می ‏بجببجخشد.‏ از یک طبقه ‏«به خودی خود»‏ به طبقه ای ‏«برای خود»‏ تغیبریبرر می کند.‏ این را می توان در هر

اعتصابىببىی دید.‏ مارکسیست ها خود را بر مبنای این واقعیت قرار می دهند و تلاش می کنند که این گرایش

را گسبرتبررش دهند و آن را به ‏بجتبججلی کامل برسانند.‏ نقش مارکسیست ها در سندیکاها این است که اراده ی

ناآ گاه طبقه ی کارگر برای تغیبریبرر جامعه را آ گاه سازند.‏

رویدادهای عظیمی پیش روی ماست.‏ این ‏همھهممه چبریبرز را وارونه خواهد کرد.‏ در مبارزابىتبىی که رخ می دهد،‏

مبارزات سندیکابىیبىی به مبارزات انقلابىببىی دگرگون خواهد شد.‏ ما امیدوار ‏بمیبمم که این جزوه ی ‏مجممجختصر در این

امر حیابىتبىی یاری رسان باشد.‏

راب سول

ژوئن ٢٠١٨

٦


سندیکاها در دوران ‏بجببجحران سرمایه داری گروه تئاتر ا گزیت راب سول

‏بجببجحران سرمایه داری و نیاز سندیکاها به اسبرتبرراتژی انقلابىببىی

‏«این چرخه ای شوم است که خروجی از آن وجود ندارد.‏ طبقه ی کارگر ‏همھهممابىنبىی که بود می ماند،‏ ‏همھهممابىنبىی که

پدران چارتیست مان‎١‎ از نامیدنش ترسی نداشتند:‏ طبقه ی بردگان مزدگبریبرر.‏ آیا قرار است این نتیجه ی

‏بمتبممام این مشقت ها،‏ ازخودگذشتگی ها و رتحنتحج ها باشد؟ آیا قرار است این برای ‏همھهممیشه بالاترین هدف

کارگران بریتانیابىیبىی بافىقفىی ‏بمببمماند؟ یا آنکه طبقه ی کارگر این کشور بالاخره تلاش خواهد کرد تا این چرخه ی

شوم را بشکند و در جنبشی برای لغو نظام مزد به طور کلی،‏ راه خروجی از آن بیابد؟

‏(فردریک انگلس،‏ استاندارد کار،‏ ١٨٨١)

کارگران در وضعیت مبرتبرزلزلىللىی قرار دارند،‏ چرا که استانداردهای زندگی شان هر ساله تبرنبرزل می یابد بدون

آنکه پایان آن نزدیک باشد.‏ کارگران در ‏بجببجخش های دولبىتبىی و خصوصی اخراج ناشی از عدم نیاز،‏ کاهش

دستمزد واقعی و وخامت اوضاع را در مقیاس بزرگ ‏بجتبججربه کرده اند که خوداشتغالىللىی رو به رشد،‏ کار

پاره وقت،‏ ‏«قراردادهای صفر ساعت»‏‎٢‎ و کار از طریق آژانس ها[ی واسطه]‏ ‏بمنبممود های بارز آن است.‏ ائتلاف

‏مجممجحافظه کار‐لیبرببررال مسئول بزرگ ترین ‏جمحجممله به طبقه ی کارگر ‏‐کارگران یدی و کارمندان به یک مبریبرزان‐‏

در حافظه ی زنده بوده است.‏

‏همھهممچنان که کارگران با ‏«سازش پذیریِ»‏ تشدیدیافته در ‏همھهممه جا روبرو هستند،‏ این ‏جمحجمملات در ‏مجممجحیط کار

یک ‏«ضدانقلاب»‏ را تشکیل می دهند.‏

‏همھهممزمان،‏ طبقه ی کارفرما هرگز ثروبمتبممندتر از این نبوده است.‏ ببنیبنن سال های ١٩٨۵ تا ٢٠٠٨، بریتانیا

سریع ترین افزایش نابرابری درآمد را در میان کشورهای توسعه یافته ی جهان ‏بجتبججربه کرده است.‏ ‏«طبق

جدیدترین ‏بجتبجحلیل رسمسسممی درباره ی اینکه مالک ۵/٩ تریلیون پوند از اموال،‏ حقوق و دارابىیبىی های مالىللىی

کیست،‏ ثروبمتبممندترین یک درصد ‏جمججممعیت بریتانیا به اندازه ی ٪۵۵ از فقبریبررترین ‏بجببجخش جامعه روی هم رفته

ثروت انباشته است.»‏ ‏(گاردین،‏ ١۵ می ٢٠١۴) تفاوت ها میان طبقات تبدیل به شکافىففىی شده است که

‏همھهممواره در حال بازتر شدن است.‏

گرچه،‏ این ‏جمحجممله علیه طبقه ی کارگر از سال ٢٠١٠ شروع نشده بود.‏ بلکه در طول ٣٠ سال اخبریبرر در

:Chartist ١ م$تعلق ب$ه ج$نبش م$نشورگ$رای$ی (Chartism) ؛ ج$نبشی س$یاس$ی و اج$تماع$ی ب$رای اص$الح در پ$ادش$اه$ی ب$ری$تان$یای ک$بیر

و ایرلند شمالی در اواسط سدهٔ‏ نوزدهم که نامش از ‏«منشور مردم»‏ در ۱۸۳۸ گرفته شده بود و اهداف جنبش را در بر داشت.‏

:zero-hour contracts ٢ ق$$راردادی م$$یان ک$$ارگ$$ر و ک$$ارف$$رم$$ا ک$$ه در آن ک$$ارف$$رم$$ا م$$وظ$$ف ب$$ه ارائ$$ه ی ک$$ار ب$$ه م$$یزان ح$$داق$$ل س$$اع$$ات

ک$اری نیس$ت و ک$ارگ$ر ن$یز م$وظ$ف ب$ه ان$جام ک$ار پ$یشنهاد ش$ده نیس$ت.‏ اس$تخدام ط$ی ای$ن ق$رارداده$ا م$عموالً‏ ش$ام$ل ح$قوق م$رخ$صی و

تعطیالت و نیز بیمه نمی شود.‏ این قرارداد با قرارداد کار فصلی و موقت متفاوت است.‏

٧


سندیکاها در دوران ‏بجببجحران سرمایه داری گروه تئاتر ا گزیت راب سول

جریان بوده است،‏ خصوصاً‏ در ‏بىپبىی شکست هابىیبىی که بر معدن چیان،‏ کارگران چاپ و کارگران اسکله در

اواسط دهه ی ١٩٨٠ وارد آمد.‏

امروز با ‏بهتبههدیدهای ضدسندیکابىیبىی از سوی ‏مجممجحافظه کاران،‏ جنبش با پسرفت های بیشبرتبرری روبرست.‏

طبقه ی کارگر با انتخابىببىی آشکار روبروست:‏ یا به دهه ی ١٩٣٠ کشیده شود و یا چون شبریبرر ‏بجببججنگد تا جامعه

را تغیبریبرر دهد.‏ در مواجهه با این انتخاب،‏ هرگز به این اندازه نیاز مبرببررم به جنبش سندیکابىیبىی قهرآمبریبرز مسلح

به برنامه ای جسورانه برای دفاع از طبقه ی کارگر وجود نداشته است.‏ متاسفانه رهبرببرران ‏مجممجحافظه کار سندیکا

به جای رهبرببرری چنبنیبنن مبارزه ای،‏ تبدیل به مانعی بزرگ شده اند و به عنوان ترمزی قوی برای جنبش عمل

می کنند.‏

فشار از پایبنیبنن گاه آبهنبهها را وادار به نوعی کنش سندیکابىیبىی ‏مجممجحدود کرده است اما اغلب پرا کنده و ناموثر

است.‏ این به نوبه ی خود منجر به سردرگمی بسیار شده است.‏ در حالىللىی که کارگران به مبارزه ‏بمتبممایل

دارند،‏ هیچ اسبرتبرراتژی جدی برای عمل وجود ندارد.‏ به علاوه تا کتیک اعتصابات یک روزه به جای منجر

شدن به تشدید مبارزه،‏ تنها برای تضعیف اطمینان شرکت کنندگان آن استفاده می شود.‏ باز هم ‏ممممممانعت و

تعلل از سوی رهبرببرری سندیکا در جهت تضعیف روحیه ی اعضا عمل کرده است،‏ چنان که از سطح پایبنیبنن

مشارکت در برخی رای گبریبرری های سندیکا نبریبرز مشهود است.‏

رایزبىنبىی پشت رایزبىنبىی درباره ی کنش ابجنبججام شده است،‏ اما بدون هیچ برنامه یا اسبرتبرراتژی مشخص به دست

آمده.‏ اعتصابات پرا کنده ی یک روزه خصوصاً‏ پس از دوره های طولابىنبىی عدم فعالیت،‏ حبىتبىی می تواند بذر

ناامیدی را در میان اعضا ببرپبررا کند.‏ متاسفانه ‏همھهممانند شبیه ماجرای ‏«دوک بزرگ یورک»‏‎٣‎ است که اعضا

احساس می کنند به بالا و سپس دوباره به پایبنیبنن تپه گسیل می شوند،‏ بدون هدفىففىی در ذهن شان جز اینکه

انرژی شان را ‏بجتبجخلیه کنند.‏

اما فشار در حال افزایش است.‏ این امر امسال منجر به کنش اعتصابىببىی در دهم ژوئن و چهاردهم ا کتبرببرر

شده است.‏ دیو پرنتیس‎٤‎ دببریبرر کل یونیسان‎٥‎ درباره ی مشخص کردن مرز صحبت کرده است:«پایبریبرز

امسال موضع خود را مشخص می کنیم.‏ تا ‏همھهممبنیبنن جا،‏ نه بیشبرتبرر.»‏

امیدوار ‏بمیبمم که این سخنان تبدیل به عمل شود،‏ چرا که ‏بمتبممام این ها را پیش از این از رهبرببرران سندیکاهای

‏مجممجختلف شنیده ابمیبمم.‏ گر چه سوابق شان نشان دهنده ی این است که در اولبنیبنن فرصت برای پناه گرفبنتبنن

می شتابند.‏ در سال ٢٠١١ در ‏بىپبىی اعتصاب ملی بر سر بازنشستگی مبارزه را ترک گفته و توافقی رقت انگبریبرز

:Grand Old Duke of York ٣ ش$عری ک$ودک$ان$ه در زب$ان ان$گلیسی ک$ه م$ضمون آن ب$اال و پ$ای$ین رف$نت م$ردان دوک ب$زرگ ی$ورک از

تپه است.‏ عنوان این شعر تبدیل به ض رباملثلی برای کار بیهوده شده است.‏

Dave Prentis ٤

:UNISON ٥ دومین سندیکای بزرگ بریتانیا با حدود ۱/۳ میلیون عضو

٨


سندیکاها در دوران ‏بجببجحران سرمایه داری گروه تئاتر ا گزیت راب سول

را امضاء کردند.‏

اما این وضعیت ‏بمنبممی تواند تا ابد ادامه داشته باشد.‏ انگلس در سال ١٨٩٠ نوشته بود:«هر چه موج

طولابىنبىی تر پشت سد نگه داشته شود،‏ فورانش توفنده تر خواهد بود.»‏

این ‏«فوران»‏ در سال های ١٨٨٩ و ١٨٩٠ با اعتصاب مشهور زنان و دخبرتبرران کبرببرریت سازی و اعتصاب

کارگران اسکله که راه را برای تشکیلات سندیکابىیبىی جدید باز کرد رخ داد.‏ این پس از ‏«خواب

چهل ساله»ی طبقه ی کارگر بریتانیا در ‏بىپبىی شکست چارتیسم رخ داد.‏ امروز ما دوره ی عقب نشیبىنبىی

طولابىنبىی ای را ‏بجتبججربه کرده ابمیبمم،‏ حبىتبىی ‏[می توان گفت]‏ از زمان شکست اعتصاب معدبجنبجچیان در سال های

.١٩٨۵-١٩٨۴

‏بجببجحران سرمایه داری سال ٢٠٠٨، عمیق ترین ‏بجببجحران از سال ١٩٣٠، شرایط را زیر و رو کرده است.‏

طبقه ی کارگر با عمیق ترین ‏بجببجحران در حافظه ی زنده روبروست.‏ چنبنیبنن تاخت و تازی بر مشاغل،‏

دستمزدها و شرایط و مقررات نسل هاست که دیده نشده است.‏ هدف این جزوه ‏بجتبجحلیل وضعیت پیش

روی جنبش سندیکابىیبىی امروز و ارائه ی راهی برای خروج از تنگنای کنوبىنبىی است.‏

تاربجیبجخچه ی تشکیلات سندیکابىیبىی

سندیکاها در بریتانیا تارتحیتحخ پرافتخاری دارند.‏ ریشه هایشان را می توان در انقلاب صنعبىتبىی و تولد طبقه ی

کارگر ردیابىببىی کرد.‏ آبهنبهها حبىتبىی پیش از انقلاب فرانسه به وجود آمدند.‏ سندیکاها به خاطر ضرورت به عنوان

سازمان دفاعی کارگران در جنگ طبقابىتبىی با کارفرمایان ظالمللمم به وجود آمدند.‏ اوضاع به حالت اولیه ی

خود بازگشته است.‏ امروز با ‏جمحجممله ای ببریبررجمحجممانه از طرف سرمایه روبرو هستیم.‏ ا گر زمابىنبىی باشد که کارگران

به سازمان دفاعی قدربمتبممند نیاز داشته باشند،‏ آن زمان امروز است،‏ در این دوران ریاضت اقتصادی و

‏بجببجحران عمیق سرمایه داری.‏

سندیکاها در دوران ظهور و رشد سرمایه داری ابجیبججاد شدند.‏ به مدت بیش از دو قرن سندیکاها نقشی به

غایت مبرتبررفىقفىی در بالا بردن سطح حیات مادی و فرهنگی طبقه ی کارگر ایفاء کردند.‏ آبهنبهها مدافع حقوق کارگر

نبریبرز بودند:‏ حق اعتصاب،‏ آزادی تشکل،‏ آزادی اجتماعات و نبریبرز حق رای،‏ در واقع حقوق بنیادیبىنبىی که

امروز ‏همھهممچنان از آن ‏بهببههره مندبمیبمم.‏ ‏بجتبجحت فشار از سوی کارگران تشکل یافته و نبریبرز رویدادهای انقلابىببىی در

خارج از کشور سرمایه داران وادار به پذیرش چنبنیبنن حقوفىقفىی شدند.‏ کارل مارکس در کاپیتال نوشته

است:«می بینیم که تنها بر خلاف میل خود و ‏بجتبجحت فشار از سوی توده ها ‏[بود که]‏ پارلمللممان انگلستان قوانبنیبنن

ضد اعتصاب و سندیکاها را رها کرد،‏ پس از آنکه خود برای پانصد سال با خودخواهی بیشرمانه موضع

دابمئبممی سندیکای سرمایه داران علیه کارگران را حفظ کرده بود.»‏

٩


سندیکاها در دوران ‏بجببجحران سرمایه داری گروه تئاتر ا گزیت راب سول

این پیشرفت ها در جهت تقویت سندیکاها و ابجتبجحاد طبقه ی کارگر عمل کرد.‏ طبقه ی کارگر از ماده ی خام

برای ‏بهببههره کشی صرف،‏ از طبقه ای ‏«به خودی خود»،‏ به طبقه ای ‏«برای خود»‏ تغیبریبرر شکل یافت.‏ البته تارتحیتحخ

مبارزه ی طبقابىتبىی در یک خط مستقیم پیش نرفت.‏ مبارزه ی طبقابىتبىی از پبریبرروزی ها،‏ پسروی ها و شکست ها و

حبىتبىی خیانت ها تشکیل شده است.‏

سنت جنبش کارگری بریتانیا وجوه قوت خود را از ‏لحللححاظ ‏همھهممبستگی،‏ عزم راسخ،‏ سازماندهی و جسارت

داراست،‏ چنان که به شکل توابمنبممندی در اعتصاب باشکوه معدن چیان در سال ١٩٨۴-١٩٨۵،

مهم ترین نبرببررد طبقابىتبىی نسل ها نشان داده شد.‏ این مبارزه زنابىنبىی را نبریبرز به خود کشاند که گروه های ‏جمحجممایبىتبىی

‏همھهممسران معدن چیان را سازماندهی می کردند که نقشی حیابىتبىی را در طول اعتصاب ایفاء کرد.‏

اما وجه دیگری نبریبرز وجود دارد که متاسفانه به عنوان باری سنگبنیبنن عمل می کند،‏ ما نسلی از رهبرببرران

‏مجممجحافظه کار به وجود آورده ابمیبمم که با روحیه ی نوکرمآبىببىی و تسلیم اشباع شده اند.‏ این لایه ی بوروکراتیک

چشم اندازی ‏مجممجحدود دارد که غرق در ‏همھهممدسبىتبىی طبقابىتبىی است و سندیکاها را ‏مجممجحملی برای پیشرفت شغلی

خود می بیند.‏ در دهه های ١٩۵٠ و ١٩۶٠ چنبنیبنن رهبرببرران ‏مجممجحافظه کاری آ گاهانه برای تادیب و کنبرتبررل

اعضاء به کار گرفته می شدند.‏ سپس به فراخور از سوی تشکیلات حا کم با عناوین،‏ درجات و افتخارات

مورد ‏بجتبججلیل قرار می گرفتند.‏ فهرست آبهنبهها که در برابر سرمایه داری زانو زدند طولابىنبىی است.‏ این فهرست

شامل چهره هابىیبىی چون ‏«لرد»‏ کوپر‎٦‎ رئیس کارگران خدمات عمومی و شهری،‏ ‏«سر»‏ سیدبىنبىی گرین‎٧‎ رئیس

کارگران راه آهن،‏ ‏«لرد»‏ چپل‎٨‎ رهبرببرر برقکاران،‏ ‏«لرد»‏ گورملی‎٩‎ رئیس سندیکای معدبجنبجچیان،‏ ‏«لرد»‏

هیل‎١٠‎

رئیس کنفدراسیون سندیکاهای کشبىتبىی سازی و مهندسی و غبریبرره.‏

این ‏«رهبرببرران»‏ به عنوان ماموران مستقیم طبقه ی حا کم در جنبش کارگری و سندیکابىیبىی عمل می کردند.‏

تعدادی از این شخصیت های ناخوشایند حبىتبىی از ام آی فایو و سرویس ‏مجممجخفی برای کارهای ‏مجممجخفیانه شان پول

دریافت کردند.‏ این نوع فعالیت ها به خو ‏بىببىی مستند شده و تا امروز ادامه دارد،‏ ‏همھهممان طور که افشای اخبریبرر

نفوذ دولبىتبىی به گروه های چپ و مبرتبررفىقفىی آشکار شده است.‏

در تلاش برای تبدیل سندیکاها به مکابىنبىی ‏«امن برای سرمایه داری»‏ رهبرببرران دست راسبىتبىی سندیکا به طور

سیستماتیک ‏بمتبممامی اعضاء را سرکوب کردند.‏ اغلب اعتصابات رسمسسممی ‏ممممممنوع شد و کارگران را وادار به

دست زدن به اقدامات غبریبرررسمسسممی ‏بمنبممود.‏

Cooper ٦

Sidney Green ٧

Chapple ٨

Gormley ٩

١٠

Hill ١٠


سندیکاها در دوران ‏بجببجحران سرمایه داری گروه تئاتر ا گزیت راب سول

با این حال در دوران پس از جنگ با قدرت گرفبنتبنن سرمایه داری و ‏بجتبجحصیل سودهای کلان،‏ طبقه ی

کارفرما قادر بود با اعطای امتیازات پرداخت و شرایط کار،‏ صلح سندیکابىیبىی را ‏بجببجخرد.‏ دهه های ١٩۵٠ و

١٩۶٠ دوران کامیابىببىی اصلاحات بود.‏ سرمایه داری در حال شکوفابىیبىی بود و می توانست از عهده ی چنبنیبنن

اموری برآید.‏ اما چنبنیبنن امری این توهم را ابجیبججاد کرد که سرمایه داری مواضع خود را تغیبریبرر داده و چنبنیبنن

دستاوردهابىیبىی تا ابد ادامه خواهد داشت.‏ در آن زمان به نظر می رسید که صحت داشته باشد.‏

اما این توهمھهممی بیش نبود،‏ چنابجنبجچه مارکسیست ها هم در آن زمان توضیح دادند.‏ در حالىللىی که در شکوفابىیبىی

دوران پس از جنگ سرمایه داری می توانست اصلاحابىتبىی را اعطا ‏بمنبمماید،‏ اما این امری موقبىتبىی بود.‏ نا گزیر

تضادهای سرمایه داری دوباره ظاهر می شد و نظام وارد ‏بجببجحران می شد و ‏بمتبممام وحشت های قدبمیبممی بیکاری

‏جمججممعی و کاهش ها را دوباره زنده می کرد.‏ در سال ١٩٧۴، سرمایه داری ‏بجنبجخستبنیبنن افت عمده ی ‏[ناشی از]‏

تولید مازاد از زمان جنگ را ‏بجتبججربه کرد.‏ بیکاری عمومی در ‏همھهممه جا دوباره پدیدار شد.‏ در نتیجه،‏

سرمایه داری دیگر قادر به ادامه ی اصلاحات گذشته نبود.‏

به طور مشخص،‏ سال های ‏بجنبجخست وزیری تاچر ‏جمحجممله ای شرارت آمبریبرز علیه طبقه ی کارگر را شاهد بود که تا

امروز نبریبرز ادامه دارد.‏ چنان که الن باد‎١١‎

مشاور اقتصادی تاچر خودخواهانه عنوان کرد:«افزایش

بیکاری راهی به غایت مطلوب بود تا قدرت طبقات کارگر کاهش یابد،‏ به عبارت دیگر،‏ آبجنبجچه در آبجنبججا

مهندسی شده بود به بیان مارکسیسبىتبىی ‏بجببجحران سرمایه داری بود که ارتش ذخبریبرره ی نبریبرروی کار را بازسازی

کرد و به سرمایه داران امکان داد که از آن زمان تا کنون سودهای کلابىنبىی کسب ‏بمنبممایند.»‏

ضد اصلاحات

امروز اوضاع به مراتب وخیم تر است.‏ با سقوط شدید سال ٢٠٠٨، دوران اصلاحات بالاخره به پایان

رسیده است.‏ نظام سرمایه داری جهابىنبىی در حال ‏بجتبججربه ی بزرگ ترین ‏بجببجحران خود از دهه ی ١٩٣٠ است.‏

اصلاحات تبدیل به ضداصلاحات شده اند،‏ چه در بریتانیا و چه در سایر کشورها.‏ بیکاری انبوه که موقت

تلقی می شد ا کنون دابمئبممی شده است.‏ این ‏بجببجحرانِ‏ ‏«چرخه ای»‏ سرمایه داری نیست،‏ بلکه ‏بجببجحران ارگانیک یا

سیستمیک نظام است.‏ چنان که بزرگ ترین سقوط استانداردهای زندگی از دهه ی ١٨٧٠، یعبىنبىی زمابىنبىی

که تاربجیبجخچه ی آن آغاز شده است،‏ گواه آن است،‏ ما وارد وضعیت ‏«نرمال»‏ جدیدی شده ابمیبمم.‏

توبىنبىی اتکینسون‎١٢‎

استاد مدرسه علوم اقتصادی لندن می نویسد:«صادقانه،‏ موضوع سرمایه و کار است.‏

ما شاهد ‏همھهممه گونه تغیبریبررات به نفع سرمایه هستیم.‏ این امر به تعدیل دستمزدها گرایش دارد که یعبىنبىی

Alan Budd ١١

١١

Tony Atkinson ١٢


سندیکاها در دوران ‏بجببجحران سرمایه داری گروه تئاتر ا گزیت راب سول

کاهش آن در کشورهای ثروبمتبممند.»‏ با توجه به ‏بجببجحران،‏ به کارگران بریتانیابىیبىی گفته می شود که باید با

کشورهابىیبىی مثل چبنیبنن که نبریبرروی کار در آن ارزان است رقابت کنند یا بیکار می شوند.‏ اما به کارگران سایر

کشورها نبریبرز ‏همھهممبنیبنن گفته می شود.‏ به عبارت دیگر کارگران وادار به رقابت در کاهش دستمزد و استاندارد

زندگی می شوند.‏ البته سرمایه داران طی این فرآیند سودهای کلابىنبىی را به جیب می زنند.‏

تنگنای سرمایه داری منجر به ‏جمحجمملات و ضداصلاحات ببریبررجمحجممانه در ‏همھهممه جا شده است،‏ از یونان تا ایرلند،‏ از

ایالات متحده تا آفریقای جنو ‏بىببىی.‏ این دوران،‏ دوران ریاضت اقتصادی در ‏همھهممه جاست.‏ ‏همھهممانند دهه ی

١٩٣٠، نظام سرمایه داری تنها می تواند با پایبنیبنن کشیدن استانداردهای زندگی خود را حفظ ‏بمنبمماید.‏

ضعیف ترین ‏بجببجخش ها با ببریبررجمحجممی ‏بجتبجحت فشار قرار می گبریبررند.‏ بیکاری انبوه،‏ ‏مجممجحرومیت و رتحنتحج بیشبرتبرری را ‏بجتبجحمیل

می کند،‏ خصوصاً‏ برای جوانان که چندان امیدی به آینده ندارند.‏ ‏همھهممزمان،‏ روز کاری طولابىنبىی تر می شود و

سن بازنشستگی بالاتر از ‏همھهممیشه می رود و کارگران مسن تر را وادار می کند تا به قدری کار کنند که از پا

بیافتند.‏ ‏«انعطاف پذیری»‏ کارگران،‏ که یعبىنبىی ‏همھهممان افزایش نرخ ‏بهببههره کشی شعار کارفرمایان و دولت هایشان

در ‏همھهممه جا شده است.‏ به طور مشخص،‏ بریتانیا که ا کنون رسمسسمماً‏ هزینه های کارگران را از اسپانیا پایبنیبنن تر

آورده است،‏ تبدیل به اقتصادی کم دستمزد شده که آلوده به اضطراب و ناامبىنبىی است.‏ در حالىللىی که

کارگران ‏«در کاهش دستمزد رقابت می کنند»،‏ میلیونرها میلیاردر می شوند.‏

این ‏همھهممان فرآیندی است که مارکس در کاپیتال توصیف کرده است،‏ که کارگران با ‏بهببههره کشی افزایش یافته

روبرو هستند،‏ فرآیندی که با عنوان ارزش اضافىففىی نسبىببىی و مطلقِ‏ افزایش یافته شناخته می شود.‏ در گذشته

اصلاح طلبان به نظریه ی رتحنتحج فزاینده ی مارکس می خندیدند،‏ اما ا کنون واقعیت آشکار میلیون ها نفر در

بریتانیا و جاهای دیگر است.‏

حقوق دموکراتیکی که توسط نسل های پیشبنیبنن کارگران به دست آمده بود نبریبرز در حال ‏بجتبجحلیل رفبنتبنن است.‏

در بریتانیا حق ابتدابىیبىی اعتصاب از سوی قوانبنیبنن ضدسندیکابىیبىی به شدت ‏مجممجحدود شده است،‏ که ما را بیش از

صد سال به عقب رانده است.‏ ا کنون حزب توری می خواهد حق اعتصاب را ‏مجممجحدودتر ‏بمنبمماید،‏ به طوری که

ا کبرثبرریت نبریبرروی کار باید به نفع کنش رای دهند تا قانوبىنبىی شود.‏ در گذشته پدران پیشبنیبنن ما آماده ی زیر پا

گذاشبنتبنن قوانبنیبنن ناعادلانه ‏همھهممچون ‏«مصوبات ابجتبجحاد

١٣

« منفور بودند تا از خود دفاع ‏بمنبممایند.‏ راه جایگزیبىنبىی جز

به چالش کشیدن این قوانبنیبنن نیست،‏ مگر آنکه سرهابمیبممان را از شرم به زیر بیافکنیم.‏ متاسفانه رهبرببرران

سندیکاها از چنبنیبنن افکاری وحشت زده اند.‏ آبهنبهها در واقع خود را پشت این قوانبنیبنن پنهان می کنند.‏

An Act to prevent Unlawful) ع$نوان ک$ام$ل آن م$صوب$ه ی پ$یشگیری از ات$حاد غ$یرق$ان$ون$ی ک$ارگ$ران :Combination Acts ١٣

(Combinations of Workmen م$$صوب$$ات$$ی در انگلس$$تان در س$$ال ه$$ای ۱۷۹۹ و ۱۸۰۰ ب$$ود ک$$ه م$$ذاک$$ره ی ک$$ارگ$$ران ب$$ا ک$$ارف$$رم$$ا ب$$ه

ص$ورت ج$معی را م$منوع ک$رده و ب$ه ه$م پ$یوس$نت ش$ان را غ$یرق$ان$ون$ی ت$لقی م$ی ک$رد ک$ه ای$ن ام$ر ج$نبش ک$ارگ$ری را ب$ه ف$عال$یت ه$ای زی$رم$ینی

ک$$$شان$$$د.‏ س$$$ران$$$جام در س$$$ال ۱۸۲۵ در پ$$$ی م$$$بارزات و مج$$$موع$$$ه اع$$$تصاب$$$ات ک$$$ارگ$$$ران،‏ م$$$صوب$$$ه ی دی$$$گری ب$$$ا ع$$$نوان ‏«م$$$صوب$$$ه ی ات$$$حاد

کارگران»‏ که ف ع ا ل ی تهای بسیار محدودی را مجاز م یشمرد،‏ تصویب شد.‏

١٢


سندیکاها در دوران ‏بجببجحران سرمایه داری گروه تئاتر ا گزیت راب سول

‏«متاسفیم،‏ ‏بمنبممی توانیم ‏سمشسمما را ‏جمحجممایت کنیم،‏ این بر خلاف قوانبنیبنن است»‏ ترجیع بند معمول آبهنبههاست.‏

در عوض،‏ ‏مجممجخالفت با این قوانبنیبنن طبقابىتبىی از ‏[رده های]‏ پایبنیبنن برآمده است.‏ اخبریبرراً‏ کارگران ساختمابىنبىی

اعتصاب کننده قوانبنیبنن ضدسندیکابىیبىی را به چالش کشیدند و کارفرمایان از مداخله عاجز بودند.‏ شرم آور

است که رهبرببرران سندیکا در مقابل این قوانبنیبنن بزدل هستند.‏ به جای ‏جمحجممایت آشکار کارگران در مبارزه،‏ به

دنبال ‏بهببههبودی اوضاع از طریق ‏«بازنگری های قضابىیبىی»‏ پرهزینه در دادگاه های سرمایه داری هستند که

هزینه اش را با پول اعضا می پردازند.‏ به جای گرفبنتبنن موضع اصولىللىی،‏ ترجیح می دهند ‏«دارابىیبىی های سندیکا

را به خطر نیاندازند»‏ که در واقع ‏همھهممان خودروهای گران قیمت،‏ دفاتر و حقوق های کلان شان است.‏ باید

به آبهنبهها یادآور شد که سندیکا تنها آجر و سیمان نیست،‏ بلکه اعضابىیبىی عادی هستند که در وضعیت

استیصال قرار دارند.‏

در بریتانیا ‏بمتبممام صحبت از ‏«بهببههبود»‏ اقتصادی هیچ چبریبرز را تغیبریبرر نداده است.‏ هرگونه ‏«بهببههبود»‏ ‏همھهممان طور که

می بینیم با هزینه ی طبقه ی کارگر است.‏ هیچ چبریبرز تغیبریبرر نکرده است.‏ کار موقت در بریتانیا دیگر ‏همھهممه گبریبرر

شده است،‏ نشانه ی دیگری بر آنکه چگونه اوضاع رو به وخامت گذاشته است.‏ نزدیک به پنج میلیون

نفر خوداشتغال هستند،‏ افزایشی عظیم نسبت به گذشته،‏ بدون هیچ امنیت شغلی یا حقوق

بازنشستگی.‏ یک چهارم شرکت ها ا کنون کارگران را با قراردادهای صفرساعت استخدام می کنند،‏

شدیدترین نوع ‏«انعطاف پذیری»‏ کارگران.‏ در نتیجه ی این عقب نشیبىنبىی،‏ طبقه ی کارگر بریتانیابىیبىی یکی از

استثمارشده ترین ها در اروپاست،‏ با تعطیلات کمبرتبرر،‏ ‏جمحجممایت کمبرتبرر در ‏مجممجحل کار،‏ حقوق کمبرتبرر،‏ ساعات کاری

بیشبرتبرر و دستمزد کمبرتبرر.‏ و ‏همھهممچنان روسا بیشبرتبرر طلب می کنند.‏

سرمایه داری بریتانیا با تکیه ی ‏بجتبججارت بزرگ بر کار ارزان به عنوان جایگزین،‏ متعفن تر شده است.‏ آبهنبهها

حاضر نیستند سرمایه گذاری کنند،‏ اما در عوض بر روی تبادل سهام قمار می کنند و درگبریبرر گمانه زبىنبىی

می شوند.‏ آبهنبهها می خواهند از پول،‏ پول بسازند بدون آنکه هیچ خطری کنند.‏ آبهنبهها به بیکاران به عنوان

‏«طفیلی»‏ ‏جمحجممله می کنند،‏ اما انگل های واقعی آبهنبهها هستند که بر روی گُرده ی ما زندگی می کنند.‏

طبقه ی حا کم کشور را به مرز ویرابىنبىی رسانده است.‏ آبهنبهها به شکل عمده صنعت ما را که با عرق مردم

کارگر ساخته شده است نابود کرده اند:‏ کشبىتبىی سازی،‏ خودرو،‏ فولاد،‏ ذغال سنگ،‏ مهندسی و غبریبرره.‏ ما هم

ا کنون با نظامی روبرو هستیم که در سراشیبىببىی مرگ است.‏ ‏جمحجممله به طبقه ی کارگر نه از ایدئولوژی

١٤ ‏«توری

« چنان که برخی چپ ها ادعا می کنند،‏ بلکه از تنگنا و ‏بجببجحران نظام سرمایه داری برمی خبریبرزد.‏

لن مک کلاسکی‎١٥‎ دببریبرر کل یونایت‎١٦‎ در روزنامه دیلی میل (٢٠١٣/٩/١٠) عنوان کرده است:«ناراحت

:Tory ١٤ یکی از احزاب سیاسی انگلستان.‏

Len McCluskey ١٥

:UNITE the UNION ١٦ ‏(اتحاد سندیکاها)‏ ب ز ر گترین سندیکای بریتانیا و ایرلند با حدود ۱/۴ میلیون عضو.‏

١٣


سندیکاها در دوران ‏بجببجحران سرمایه داری گروه تئاتر ا گزیت راب سول

کننده است که دولبىتبىی داشته باشیم که در یک ایدئولوژی فلسفی مشخص که چنبنیبنن درد و ربجنبججی برای

مردم عادی کارگر به ‏همھهممراه می آورد ‏مجممجحبوس باشد.»‏ البته لن اشتباه می کند،‏ اما او تنها کسی نیست که

اشتباه می کند.‏ ریاضت اقتصادی که از سوی ائتلاف توری‐لیبرببررال اعمال شده است مبتبىنبىی بر ‏«ایدئولوژی»‏

خاص توری نیست،‏ چرا که در ‏همھهممه جا از سوی دولت های ‏مجممجحافظه کار و ‏«سوسیالیست»‏ به طور مشابه در

حال اعمال است.‏

در یونان که ‏بجببجحران از ‏همھهممه عمیق تر است،‏ ‏جمحجممله به کارگران یونابىنبىی ‏بمنبممابىیبىی از آینده خودمان را به ما نشان

می دهد.‏ این ‏جمحجممله از سوی دولت ‏(«سوسیالیست»)‏ پاسوک‎١٧‎

آغاز شد که ا کنون ‏بجببجخشی از ائتلاف

‏مجممجحافظه کار حا کم است.‏ دستمزدها در یونان در طی سال های اخبریبرر بیش از یک سوم کاهش یافته است و

این پایان چنبنیبنن کاهش هابىیبىی نبریبرز نیست.‏ بیکاری رسمسسمماً‏ در نرخ ٢٧ درصد قرار دارد در حالىللىی که بیکاری

جوانان به بیش از ۶٠ درصد رسیده است.‏ ‏سمشسممار افرادی که در نتیجه ی ‏بجببجحران به خودکشی رسیده اند در

طی سه سال دوبرابر شده است.‏

بر خلاف بریتانیا،‏ کارگران یونابىنبىی با حدود ٣٠ اعتصاب عمومی یک و دو روزه ‏جمحجممله را پاسخ داده اند.‏

‏همھهممچنان که ‏جمحجمملات ادامه می یابد،‏ تنها راه به جلو ا کنون اعتصاب عمومی و ‏همھهممگابىنبىی است تا دولت را به

زیر بکشد و چپ را با سیاست های سوسیالیسبىتبىی به قدرت بنشاند.‏

اینجا،‏ در نقطه ی مقابل،‏ کنگره ی سندیکاهای ‏«بولشویک»‏ به خشم آمده اما خود را به فراخوان برای

تظاهرات یک بار در سال ‏مجممجحدود کرده است!‏ بیانیه های رسانه ای بسیاری منتشر کرده است درباره ی

اینکه ‏«چرا دولت ‏بمنبممی بیند که…»‏ و ‏«دولت باید متوجه باشد…»‏ اما چگونه چنبنیبنن اعبرتبرراضات ضعیفی

بدون هیچ کنش سندیکابىیبىی می تواند برای مبارزه با ریاضت اقتصادی که بر سر کارگران بریتانیابىیبىی می بارد

کافىففىی باشد؟ کنگره ی سندیکاها‎١٨‎

عمداً‏ از فراخوان هرگونه اعتصاب خودداری کرده است و علبریبررغم

تصمیمات کنگره مببىنبىی بر فراخوان به چنبنیبنن کنشی،‏ به جای رهبرببرری کردن به مثابه وزنه ای بر پای جنبش

عمل می کند.‏

جنبش سندیکابىیبىی علبریبررغم برخی مقاومت های ‏بمنبممونه وار در اینجا و آبجنبججا،‏ موفق نشده است که با دولت یا

کارفرمایان به هیچ وجه جدی روبرو شود.‏ این شکست منجر به بزرگ ترین و پایدارترین سقوط

استانداردهای زندگی در ١۵٠ سال گذشته شده است.‏ اما بیشبرتبرر از این هم در راه است.‏ حبىتبىی خود

دولت نبریبرز اذعان می کند که تنها ۴٠ درصد کاهش ها ابجنبججام شده و ۶٠ درصد هنوز بافىقفىی مانده است.‏

با این چشم انداز پیش روی طبقه ی کارگر جنبش سندیکابىیبىی با جدی ترین آزمون نسل ها،‏ و شاید ‏بمتبممام

تارتحیتحخ خود روبروست.‏

PASOK ١٧

١٤

TUC : Trades Union Congress ١٨


سندیکاها در دوران ‏بجببجحران سرمایه داری گروه تئاتر ا گزیت راب سول

ورشکستگی ‏«رئالیسم»‏

در سال ١٩٢۶، در رویارو ‏بىیبىی با ‏جمحجممله به دستمزدها و شرایط،‏ رهبرببرر فدراسیون معدن چیان ای جی

کوک‎١٩‎

شعاری عالىللىی را ابداع کرد:«نه یک پبىنبىی از دستمزد کمبرتبرر،‏ نه یک دقیقه در روز بیشبرتبرر!»‏ این ایده

که طبقه ی کارگر،‏ که با معدن چیان آغاز شد،‏ نباید تاوان ‏بجببجحران سرمایه داری بریتانیا را ببرپبرردازند کاملاً‏

صحیح بود.‏ معدن چیان و اعتصاب عمومی به شکل نا گواری هدف خیانت کنگره ی سندیکاها ‏‐که از

جنبش رده های پایبنیبنن وحشت زده شده بود‐‏ قرار گرفتند.‏

امرز با ‏جمحجممله ی مشابهببههی علیه طبقه ی کارگر روبرو هستیم.‏ سندیکاها ‏بجتبجحت رهبرببرری ‏مجممجحافظه کار کنوبىنبىی در

موقعیبىتبىی قرار گرفته اند که خارج از توان آبهنبههاست.‏ آبهنبهها در گذشته زندگی می کنند.‏ آبهنبهها هرچه بیشبرتبرر شبیه

فردی وحشت زده می شوند که با درماندگی و با ‏بمتبممام توان به نرده های پله برفىقفىی در حال پایبنیبنن رفبنتبنن چنگ

زده است.‏ در رویارو ‏بىیبىی با چنبنیبنن ‏بجببجحرابىنبىی،‏ رهبرببرران سندیکاها ‏بمتبمماماً‏ نا کارآمد هستند و از وا کنش نشان دادن

به ‏بجنبجحو لازم ناتوانند.‏ به جای سازماندهی مقاومت جدی و ‏همھهمماهنگ در میان سندیکاها،‏ رهبرببرری در هر

موقعیبىتبىی خط مقاومت حداقلی را جستجو کرده است.‏ به جای مبارزه،‏ با درماندگی به دنبال پیشنهاد

‏«امتیازات»‏ هستند،‏ به امید آنکه از ‏جمحجمملات بزرگ تر از سوی کارفرمایان دوری ‏بجببججویند.‏ اما ضعف،‏ ‏بهتبههاجم

را فرا می خواند.‏ در نتیجه،‏ دستمزد ها کمبرتبرر می شوند،‏ شرایط و مقررات رو به وخامت می گذارد و کاهش

نبریبرروی ‏«داوطلبانه»‏ بدون مبارزه پذیرفته می شود.‏ توجیه این پسروی تامبنیبنن توافق به هر قیمبىتبىی است.‏

سپس به عنوان ‏«بهببههبرتبررین توافق ‏بجتبجحت شرایط موجود»‏ به اعضا فروخته می شود.‏ مهم تر از ‏همھهممه،‏ بوروکراسی

سندیکا به ‏«رئالیسم»‏ و ‏«پرا گماتبریبرزم»‏ متوسل می شود و باید منطق ‏بجببجحران سرمایه داری را بپذیرد.‏ با این

حال،‏ هر چبریبرزی حدی دارد.‏ کارگران متوجه می شوند که این مسبریبرر،‏ راهی به جلو ندارد.‏

چنان که توضیح داده شد،‏ کارگران از به اصطلاح ‏بهببههبود و بازیابىببىی ‏بهببههره ای ‏بمنبممی برند.‏ مثال خوب آن در

صنعت خودرو است که عمدتاً‏ ‏بجتبجحت مالکیت شرکت های غول آسای خارجی چندملیبىتبىی است.‏ ظاهراً‏ صنعت

خودرو ا کنون در حال شکوفابىیبىی است.‏ در واقع،‏ تولید خودرو در انگستان در سال ٢٠١٣ از ۵/١

میلیون خودرو گذشت،‏ بالاترین رقم از سال ٢٠٠٧. اما این تنها یک طرف داستان است.‏ تولید در

حال شکوفابىیبىی است،‏ اما با کارگران استخدام شده ی کمبرتبرری برای تولید خودرو.‏ این صنعت ٨٧٠٠٠

کارگر در سال ٢٠١٣ داشت،‏ در مقایسه با ٩٢٠٠٠ کارگر در سال ٢٠٠٧ و بسیار کمبرتبرر از ١٢٣٠٠٠

کارگر استخدام شده در سال ٢٠٠۴.

این به وضوح ‏«بهببههبود»‏ با هزینه ی کارگران است،‏ با تعداد کمبرتبرری در حال کار،‏ ساعات طولابىنبىی تر و در

ازای پول کمبرتبرر.‏ این تشدید سود بیشبرتبرری از قِبَل نبریبرروی کار بیشبرتبرر استثمار شده حاصل می کند.‏ تعجبىببىی

١٥

A J Cook ١٩


سندیکاها در دوران ‏بجببجحران سرمایه داری گروه تئاتر ا گزیت راب سول

ندارد که مدیرابىنبىی که بالاترین حقوق را در میان شش تولیدکننده ی بزرگ بریتانیا دارند به گزارش

فایننشال تابمیبممز شاهد افزایش ٣۴ درصدی حقوق شان بوده اند،‏ در حالىللىی که دستمزد واقعی ٣٠ درصد از

دریافت کنندگان کمبرتبررین دستمزد در میان کارگران از سال ۵/٧ ٢٠٠٩، درصد افت به خود دیده است.‏

(٢٠١۴/٢/١٧)

‏مجممججموع پرداخت سالیانه در کارخابجنبججات خودروی بریتانیا ۶/٣ میلیارد پوند است،‏ بالغ بر ١ میلیارد کمبرتبرر از

سال ٢٠٠۴. اما تولید خودرو نزدیک به ۵٠ درصد افزایش داشته است،‏ با تولید یک خودروی جدید

در هر ٢٠ ثانیه!‏ در نتیجه سازندگان خودرو ‏همھهممچون جگوار لندروور سودهای کلابىنبىی می اندوزند،‏ در

حالىللىی که کارگران از کار بیش از حد،‏ اسبرتبررس و ناامبىنبىی رتحنتحج می برند.‏ راجر مدیسون‎٢٠‎

مسئول ملی

خودروسازی در یونایت گفته است:«همھهممه دارند از قوانبنیبنن ضعیف سوءاستفاده می کنند تا کارگران

کم دستمزد و موقبىتبىی استخدام ‏بمنبممایند.‏ هنوز کار دارد تا ‏بمتبممام منافع این افزایش تولید خودروی بریتانیا بر

‏همھهممه ی کسابىنبىی که در آن مشارکت دارند به تدرتحیتحج جاری شود.»‏

متاسفانه رهبرببرران سندیکا از ‏جمججممله یونایت مسئول این ‏«امتیازات»‏ در وهله ی اول هستند.‏ ‏بجتبجحت فشار از

سوی کارفرمایان تسلیم ‏بهتبههدیدات می شوند و کاهش پرداخت ها و وخامت شرایط را می پذیرند.‏ در نتیجه

کارگران وا کس هال‎٢١‎ در السمبریبرر پورت‎٢٢‎ با تایید سندیکا از پنج سال گذشته،‏ چهار سال

پرداخت هایشان در ‏همھهممان مبریبرزان بافىقفىی مانده است.‏ حال به طرز شرم آوری کارگران جدید به عنوان

کارکنان موقت و کم دستمزد استخدام می شوند که برای چهار سال ‏بجنبجخست خود تنها ٧٠ درصد دستمزد

استاندارد را دریافت می کنند در حالىللىی که حقوق بازنشستگی شان نبریبرز کاهش می یابد.‏

جای تعجب نیست که مایک استیونسون‎٢٣‎ سهامدار ارشد کِی ‏.ام ‏.بىپبىی ‏.جی‎٢٤‎ به خود می بالید که چند

سال پیش یک مشبرتبرری خودروسازی داشت که کارخانه اش در ساندرلند‎٢٥‎

نسبت به کارخانه اش در ‏لهللهھستان داشت.‏

هزینه ی نبریبرروی کار پایبنیبنن تری

مدیسون می گوید:«ما حاضر ‏بمیبمم که تصمیمات دشواری را ابجتبجخاذ کنیم،‏ اما حال که اوضاع ‏بهببههبرتبرر است

سازندگان خودرو باید چبریبرزی ‏[در ازایش]‏ پس بدهند.»‏ اما سندیکاها در اصل هرگز نباید به کاهش

دستمزدها و وخامت شرایط رضایت بدهند.‏ چرا کارگران باید به خاطر ‏بجببجحرابىنبىی که ابجیبججاد نکرده اند برای

Roger Maddison ٢٠

Vauxhall ٢١

Ellesmere Port ٢٢

Mike Steventon ٢٣

:KPMG ٢٤ شرکت خدمات بازرسی،‏ امور مالیاتی و مشاوره در سطح جهانی فعالیت م یکند و مقر آن در هلند است.‏

١٦

Sunderland ٢٥


سندیکاها در دوران ‏بجببجحران سرمایه داری گروه تئاتر ا گزیت راب سول

روسای کارخانه ها ‏«تصمیمات دشوار»‏ ابجتبجخاذ کنند؟ به ‏مجممجحض اینکه رهبرببرران سندیکا با کم رو ‏بىیبىی رفتند تا

توافقی را درباره ی دستمزد پایبنیبنن تر و شرایط بدتر پیشنهاد کنند،‏ کارفرمایان با ‏همھهممدسبىتبىی فرمانبرببرردارانه ی

سندیکا از این فرصت ‏بهنبههایت استفاده را کردند تا ببریبررجمحجممانه نبریبرروی کار را ‏بجتبجحت فشار بگذارند.‏ ا کنون

غول های صنعت خودرو سودهای کلان کسب می کنند،‏ در حالىللىی که رهبرببرران سندیکا ‏همھهممچون بره درباره ی

نبود انصاف گلایه می کنند.‏

‏بمنبممی دانیم که آیا مدیسون و دیگر مقامات ‏بمتبممام وقت رسمسسممی سندیکا هم به خاطر پذیرش چنبنیبنن توافقات

شومی تبرنبرزلىللىی در حقوق و شرایط خود داشته اند؟

هیچ مبریبرزابىنبىی از توسل به کارفرمایان کاری از پیش ‏بجنبجخواهد برد.‏ گوش آبهنبهها به هیچ چبریبرز بدهکار نیست.‏ تنها

چبریبرزی که به آن گوش می کنند کنش قهرآمبریبرز است.‏ این چبریبرزی است که به آن نیاز است،‏ نه ‏«به تدرتحیتحج

جاری شدن»‏ از بالا.‏ متاسفانه وضعیت صنعت خودرو منحصر به فرد نیست.‏ رهبرببرران سندیکا به نام

‏«رئالیسم»‏ طی سلسله ای از توافقات که میلیون ها کارگر را چه در ‏بجببجخش خصوصی و چه در ‏بجببجخش دولبىتبىی

پوشش می دهد،‏ به فروش شرایط و مقررات کاری کارگران شتافتند.‏

نیاز به مبارزه

این عمل تسلیم از سوی رهبرببرران ‏مجممجحافظه کار سندیکا در رویارو ‏بىیبىی با چنبنیبنن ‏جمحجممله ی ببریبررجمحجممانه ای ‏بجببجحرابىنبىی جدی

برای تشکیلات کارگری به وجود می آورد.‏ ‏بجتبجحت چنبنیبنن شرایطی سندیکاها یا تشکیلابىتبىی قهرآمبریبرز و مبارز در

برابر سرمایه داری می شوند و یا به سادگی تسلیم می شوند و به قول رهبرببرر سوسیالیست آمریکابىیبىی،‏ خود را

تبدیل به ‏«عاملان کارگری سرمایه»‏ می کنند.‏

ا گر کارگران ‏بجببجخواهند ‏بمنبممابىیبىی از آینده ی خود ‏بجتبجحت سلطه ی سرمایه داری را ببینند،‏ لازم نیست چندان

دورتر از جنوب اروپا را نگاه کنند که سال هاست برادران و خواهران شان با ‏جمحجمملات ددمنشانه روبرو

هستند.‏ و ‏همھهممچنان ‏جمحجمملات بر سرشان می بارد.‏ در شرکت خودروسازی فیات،‏ بزرگ ترین کارفرمای ایتالیا،‏

روسا درگبریبرر ‏جمحجممله ای ببریبررجمحجممانه به نبریبرروی کارشان شده اند که توافقات ‏جمججممعی را پاره کرده و سندیکای اصلی

را دیگر به رسمسسممیت ‏بمنبممی شناسند و اخراج ها و ‏«بجتبججدید سازمان»‏ گسبرتبررده ای را به ابجنبججام می رسانند.‏ به هوش

باشید کارگران بریتانیابىیبىی!‏ این در دستور کار کشور ما برای دوران آینده قرار دارد.‏

هر کارگری می داند که این وضعیت بدتر از آن است که تا کنون ‏بجتبججربه کرده اند.‏ رفاه،‏ هر چند گذرا،‏

ا کنون برای ‏همھهممیشه ناپدید شده است.‏ البته بسیاری از کارگران کورسوی امیدی دارند که دورانبهببههبرتبرری

باز خواهد گشت.‏ متاسفانه این امید واهی است.‏ با توجه به زوال و افول سرمایه داری بریتانیا و جهان،‏

اوضاع بسیار بسیار بدتر از این شرایط کنوبىنبىی خواهد شد.‏ این ‏بجببجحران چرخه ای معمولىللىی نیست،‏ بلکه

١٧


سندیکاها در دوران ‏بجببجحران سرمایه داری گروه تئاتر ا گزیت راب سول

‏بجببجحرابىنبىی است که ماهیتاً‏ ساختاری است.‏ در نتیجه حبىتبىی اسبرتبرراتژیست های جدی سرمایه در حال صحبت از

‏«دهه های ریاضت اقتصادی»‏ با ‏همھهممراهی کاهش ها،‏ فقدان شغل و استانداردهای زندگی در حال سقوط

هستند.‏ ‏بمتبممام احزاب سیاسی که پیوند ‏مجممجحکمی با اقتصاد بازار دارند،‏ مبریبرزان بیشبرتبرری از ‏همھهممان داروی قبلی را

ارائه می کنند:‏ اقدامات سرمایه داری برای ‏بجببجحران سرمایه داری.‏ شرم آور است که ‏بجتبجحت کنبرتبررل رهبرببرری

دست راسبىتبىی،‏ حزب کارگر ‏همھهممان نوای بودجه ی متوازن و ریاضت اقتصادیِ‏ توری را سر داده است.‏ این

راه برای طبقه ی کارگر به ویرانه می رود.‏

‏بجتبجحت شرایط کنوبىنبىی کارگران به طور غریزی می دانند که حبىتبىی نگه داشبنتبنن آبجنبجچه دار ‏بمیبمم نبریبرز مستلزم عزم

راسخ و فدا کاری است.‏ این واقعیت سخت امروز است.‏

در گذشته،‏ سندیکاها در چشم کارگران اعتبار فراوابىنبىی کسب کرده بودند.‏ اما کارگران می توانند

احساس کنند که قدرشان دانسته ‏بمنبممی شود.‏ مهم تر از ‏همھهممه،‏ بدبیبىنبىی گسبرتبررده ای درباره ی تا کتیک ها و

اسبرتبرراتژی های ارائه شده از سوی رهبرببرران سندیکا که عقب نشیبىنبىی ها را یکی پس از دیگری پذیرفته اند

وجود دارد.‏ به جای در پیش گرفبنتبنن یک برنامه ی مبارزه که بتواند کارگران را به جنب و جوش بیاندازد،‏

رهبرببرری سندیکا توجیه می کند و شعارهای تکراری سر می دهد.‏ اما در این دوران ‏بجببجحران عمیق،‏ چنبنیبنن

سخنابىنبىی منجر به رخوت و عقب نشیبىنبىی می شود.‏ توقفات جزبىئبىی یک روزه در اینجا و آبجنبججا هیچ مسئله ی

اساسی را حل ‏بمنبممی کند و بدون هدف روشن می تواند در جهت به ‏مجممجخاطره انداخبنتبنن جنبش به طور کلی

عمل کند.‏ ‏بجتبجحت شرایط کنوبىنبىی کنش انتخابىببىی ‏بهتبههدیدی برای کارفرمایان یا دولت به ‏سمشسممار ‏بمنبممی رود،‏ بلکه در

عوض ‏ممممممکن است اغلب در راستای مغلوب کردن کارگران پیش رود.‏ ‏بهنبههایتاً‏ کنش از هم پاشیده شده و

کار را برای دفعه ی بعد سخت تر می کند.‏ این قطعاً‏ هیچ گونه ا کراهی نسبت به مبارزه در جانب کارگران

را منعکس ‏بمنبممی کند،‏ اما نتیجه ی شکست رهبرببرری است.‏ البته کارگران به خاطر خود اعتصاب دست به

اعتصاب ‏بمنبممی زنند.‏ ‏همھهممانند هر نبرببررد جدی دیگری زمینه باید فراهم شود.‏ اما ‏همھهممبنیبنن که فراهم شد،‏ باید تا

پایان به ابجنبججام برسد.‏ دودلىللىی تنها بذر سردرگمی و شکست ‏بهنبههابىیبىی را می افشاند.‏

‏بجنبجخستبنیبنن چبریبرزی که مورد نیاز است شفافیت است.‏ کارگران باید بدانند که برای چه مبارزه می کنند و

اهداف شان چگونه به دست می آید.‏ زمینه می تواند سنجیده شود،‏ اما پس از ابجنبججام آن و وجود شرایط

کنش،‏ رهبرببرری باید جسورانه عمل کند نه اینکه در ابتدای کار شکست را بپذیرد.‏ برای مثال در سال

٢٠١٢ سندیکای چپ گرای خدمات عمومی و ‏بجتبججاری‎٢٦‎ بزرگ ترین رای برای اعتصاب را در طول تارتحیتحخ

خود به دست آورد،‏ اما بعد متاسفانه این ‏[فرصت]‏ در انتظار برای سندیکاهای دیگر به هدر رفت.‏

هرچند رهبرببرری سندیکای خدمات عمومی و ‏بجتبججاری خود نبریبرز پس از شکست در درگبریبرر کردن دیگر

(Public and Commercial Services Union) :PCS ٢٦ ش$$$شمین س$$$ندی$$$کای ب$$$زرگ ب$$$ری$$$تان$$$یا ک$$$ه اع$$$ضای$$$ش غ$$$ال$$$باً‏ ک$$$ارک$$$نان

ادارات دولتی و دیگر س ا زم ا نهای عمومی هستند.‏

١٨


سندیکاها در دوران ‏بجببجحران سرمایه داری گروه تئاتر ا گزیت راب سول

سندیکاها در کنشی متحد،‏ ‏همھهممان راه را ادامه داد و اقدام به هیچ کنشی نکرد.‏ البته کنش متحد مطلوب

است،‏ اما نه یک پیش شرط.‏ سندیکا در هر رای گبریبرری برای اعتصاب در میان اعضا رای آورده است که

حال و هوای حا کم بر اعضا را نشان می دهد.‏ سندیکابىیبىی چون سندیکای خدمات عمومی و ‏بجتبججاری با

اقدام به کنشی مصمم می تواند ‏بمنبممونه ای روشن برای دیگر سندیکاها باشد،‏ خصوصاً‏ در رده های اعضا.‏

ناتوابىنبىی از عمل در زمابىنبىی که اعضا چنبنیبنن قاطعانه وا کنش نشان داده اند می تواند دلسردی و سردرگمی را

گسبرتبررش دهد،‏ چنابجنبجچه که این گونه هم شد.‏

البته هیچ رهبرببرری هرچقدر هم که خوب باشد ‏بمنبممی تواند پبریبرروزی در مناقشه را تضمبنیبنن ‏بمنبمماید.‏ هیچ کس حرفىففىی

در این ندارد.‏ گاه یک توافق نامطلوب غبریبررقابل اجتناب است.‏ در جنگ ‏همھهممچون مبارزه ی طبقابىتبىی

عقب نشیبىنبىی نا گزیر است.‏ اما عقب نشیبىنبىی ‏بمنبممی تواند تبدیل به یک فلسفه شود،‏ چنان که اتفاق افتاده است.‏

‏بمنبممونه های روشبىنبىی هست از اینکه کارگران می توانستند پبریبرروزی های مهمی را کسب کنند اما از سوی رهبرببرری

ضعیف نومید شدند.‏

در حالىللىی که که کارفرمایابىنبىی چون جیم رتکلیف‎٢٧‎ میلیاردر در گرتحنتحج ماوث‎٢٨‎ یا ویلی والش‎٢٩‎ در

بریتیش ایرویز‎٣٠‎

با عزمی ببریبررجمحجممانه به ‏بمنبممایندگی از منافع طبقابىتبىی خود عمل می کردند،‏ رهبرببرران سندیکا

متاسفانه در رویارو ‏بىیبىی با ‏بهتبههدیدات عقب نشسته و یا حبىتبىی تسلیم شدند.‏ ‏همھهممبنیبنن امر درباره ی ‏جمحجمملات دولت

ائتلافىففىی نبریبرز صادق است که کاهش دستمزد و کاهش نبریبرروی گسبرتبررده ای را اعمال کرده است.‏ متاسفانه این

رفتار غبریبررمعمول نیست.‏ لئون تروتسکی در سال ١٩٣٨ توضیح می دهد:«رهبرببرران سرمایه ‏بىببىی اندازه

‏مجممجحکم تر،‏ راسخ تر و جسورانه تر از رهبرببرران پرولتاریا فکر و عمل می کنند.‏ رهبرببرران سندیکا در ‏همھهممان

‏لحللححظه ای که ‏همھهممه ی کارگران فاجعه را بالای سر خود احساس می کنند،‏ شعار می دهند.»‏ این سخنان

احتمالاً‏ امروز بسیار بیشبرتبرر از هفتاد سال پیش که تازه نوشته شده بودند صادق اند.‏

ما مسئولیت دار ‏بمیبمم که حقیقت را به کارگران بگوییم نه اینکه لاپوشابىنبىی کنیم یا وضعیت را خوب جلوه

دهیم.‏ نسل جدیدی از کارگران ‏مجممججبور خواهند بود که درس های گذشته را از نو بیاموزند.‏ تنها در آن

زمان است که برای نبرببررد پیش رو آماده خواهند بود.‏ ‏بجتبججربه این را هم نشان می دهد که مشکلابىتبىی که

امروز با آن روبرو هستیم ‏بمنبممی تواند تنها با سندیکالبریبرزم حل شود.‏ امروز هر مبارزه ای تبدیل به مبارزه ی

سیاسی می شود.‏ سندیکالبریبرزم غبریبررسیاسی مرده است.‏ ‏بجببجحران سرمایه داری که علت ریشه ای ‏بمتبممام

مشکلات ماست،‏ مستلزم پاسخی سیاسی است.‏ ‏بجببجحران عمیق تر از آن است که راه دیگری داشته باشد.‏

Jim Ratcliffe ٢٧

Grangemouth ٢٨

Willie Walsh ٢٩

١٩

British Airways ٣٠


سندیکاها در دوران ‏بجببجحران سرمایه داری گروه تئاتر ا گزیت راب سول

قدرت طبقه ی کارگر سازمان یافته

‏«هیچ قدربىتبىی در جهان نیست که بتواند یک روز در مقابل طبقه ی کارگر بریتانیا در یک بدنه ی منسجم

مقاومت کند.»‏ هیچ چبریبرز دقیق تر از این سخنان فردریک انگلس در بیش از صد سال پیش پتانسیل

قدرت طبقه ی کارگر را بیان ‏بمنبممی کند.‏ ‏بمنبممابىیبىی از این قدرت کارگران در ٢۶ مارس ٢٠١١ آشکار شد،‏

هنگامی که بالغ بر یک میلیون کارگر در بزرگ ترین تظاهرات سندیکابىیبىی تارتحیتحخ جنبش کارگری بریتانیا علیه

دولت تظاهرات کردند.‏ ‏مجممججدداً‏ در ٣٠ نوامبرببرر ٢٠١١ ببنیبنن ٢ تا ٣ میلیون کارگر علیه ‏جمحجممله ی دولت به حقوق

بازنشستگی دست به اعتصاب زدند.‏ این بزرگ ترین ‏بمنبممایش کنش سندیکابىیبىی از زمان اعتصاب عمومی

سال ١٩٢۶ بود و به راحبىتبىی می توانست سکوی پرتاب کنش های مصمم تر درباره ی بازنشستگی و ریاضت

اقتصادی به طور کلی باشد.‏ ‏[جنبش]‏ تنها با برداشبنتبنن کوچک ترین قدمی نشان داد که سندیکاها چه

قابلیبىتبىی دارند.‏ قوای کامل جنبش کارگری ا گر بسیج می شد به راحبىتبىی می توانست ‏بجتبججارت بزرگ،‏ دولت

ائتلافىففىی و کشور را فلج کند.‏

سندیکاها قدرت آن را دارند که دولت را به زانو درآورند ا گر ‏بجببجخواهند.‏ خود سندیکای خدمات عمومی

و ‏بجتبججاری به تنهابىیبىی می تواند ‏بجببجخش های حیابىتبىی دولت را به حالت سکون بکشاند،‏ یونایت به تنهابىیبىی می تواند با

خروج اعضایش در صنایع نبریبررو یا ‏بجببجخش ‏جمحجممل و نقل،‏ کشور را به حالت تعطیل دربیاورد.‏ یونیسان نبریبرز

می تواند ‏بجببجخش های کلیدی را فلج کند.‏ سندیکای عمومی‎٣١‎

نبریبرز در ‏همھهممان جایگاه است.‏ آبهنبهها قدرتش را

دارند اما رهبرببرران ‏مجممجحافظه کارشان می ترسند از چنبنیبنن قدربىتبىی که وحشت زده شان می کند استفاده کنند.‏ آبهنبهها

از تبعاتش چنان می ترسند که یک دگراندیش از دادگاه تفتیش عقاید اسپانیابىیبىی.‏ علبریبررغم سخبرنبررابىنبىی های

رادیکال شان،‏ می ترسند که سخن شان را به عمل بگذارند.‏ این دلیل عفب نشیبىنبىی های مدام شان را

توضیح می دهد.‏

جنبش سندیکابىیبىی بالقوه یگانه قدربمتبممند ترین نبریبرروی جامعه است.‏ این به هیچ وجه اغراق نیست.‏ این

قدرت در گذشته به کرات در عمل به ‏بمنبممایش گذاشته شده است:‏ هیچ چرخی ‏بمنبممی چرخد،‏ هیچ چراغی

‏بمنبممی درخشد،‏ هیچ چبریبرز حرکت ‏بمنبممی کند بدون اجازه ی از سر لطف طبقه ی کارگر.‏ با این حال،‏ طبقه ی کارگر

به عنوان یک طبقه به طور کامل از این قدرت پنهان آ گاه نیست و دابمئبمماً‏ توسط رهبرببرری ‏مجممجحافظه کارش عقب

نگه داشته می شود.‏ رهبرببرران سندیکا از این قدرت حبىتبىی از سرمایه داران بیشبرتبرر می ترسند و بنابراین به

مثابه ترمزی قوی در جنبش عمل می کنند.‏ این بوروکراسی سندیکابىیبىی از این برخورد ‏همھهممه جانبه

وحشت زده است و ‏بمتبممام تلاشش را می کند تا از چنبنیبنن چبریبرزی پیشگبریبرری کند.‏

به علاوه،‏ این تنها برآورد ماست.‏ اسبرتبرراتژیست های سرمایه نبریبرز ‏مجممجحدودیت های این رهبرببرران را می شناسند.‏

٢٠

General Trade Union :GMB ٣١


سندیکاها در دوران ‏بجببجحران سرمایه داری گروه تئاتر ا گزیت راب سول

این به گذشته ای بسیار دور بازمی گردد.‏ هنگامی که لوید جورج‎٣٢‎

با رهبرببرران ابجتبجحاد سه گانه ‏(معدن چیان،‏

کارگران ‏جمحجممل و نقل و کارگران راه آهن)‏ در سال ١٩١٩ ملاقات کرد،‏ گفت که ا گر از قوای سندیکابىیبىی

خود استفاده کنند،‏ پبریبرروز خواهند شد.‏ وی گفت:«اما ا گر چنبنیبنن کنید،‏ آیا تبعات آن را سنجیده اید؟

اعتصاب نفی دولت این کشور خواهد بود و موفقیتش به خودی خود موجب بروز نا گهابىنبىی ‏بجببجحران اساسی

خطبریبرری خواهد شد.‏ چرا که ا گر نبریبررو ‏بىیبىی در کشور برخبریبرزد که از دولت آن قوی تر است،‏ پس باید آماده

باشد که عملکرد آن را نبریبرز به دست گبریبررد،‏ یا کنار بکشد و قدرت دولت را به رسمسسممیت بشناسد.»‏

‏بجنبجخست وزیر به آرامی گفت:«آقایان،‏ آیا این را در نظر گرفته اید؟ و ا گر چنبنیبنن است،‏ آیا آماده اید؟»‏ رابرت

‏سمسسممیلی‎٣٣‎

رهبرببرر معدن چیان گفته است:«از آن ‏لحللححظه به بعد ما مغلوب بودبمیبمم،‏ و می دانستیم که مغلوبیم.»‏

این با جزئیات کامل نقش رهبرببرران سندیکا را در زمان های تعیبنیبنن کننده ‏جمججممع بندی می کند و قدرت در

چنگ کارگران است.‏ به جای برخاسبنتبنن در مقابل چالش،‏ از ترس تبعات تسلیم می شوند.‏ در سال

١٩٧۴، حبىتبىی رهبرببرران چپ سندیکا ‏همھهممچون هیو اسکنلون‎٣٤‎ و جک جونز‎٣٥‎ از جنبشی که آزاد کرده

بودند وحشت زده بودند.‏ جونز گفته بود:«ما به فاجعه چشم دوخته بودبمیبمم،‏ پس باید عقب نشیبىنبىی

می کردبمیبمم.»‏ آبهنبهها هنگامی که فرصتش را داشتند،‏ آماده ی به چالش کشیدن نظام سرمایه داری نبودند.‏ به

این دلیل است که چنان که تروتسکی توضیح داد سندیکاها یا باید تبدیل به اهرمی انقلابىببىی شوند تا

جامعه را تغیبریبرر دهند و یا باید تسلیم شده و دیکته ی سرمایه داری را بپذیرند.‏ خصوصاً‏ در این دوران،‏

حد وسطی وجود ندارد.‏

‏بجببجحران رهبرببرری

ترس های بوروکراسی سندیکا با خرابکاری در مناقشه بر سر حقوق بازنشستگی پس از اعتصاب ٣٠

نوامبرببرر ٢٠١١ به روشبىنبىی آشکار شد.‏ کنش های متحد بیشبرتبرر با اطمینان ‏بجببجخشی به ‏بمتبممام کارگران،‏ نبریبرروی

عظیمی به جنبش می داد.‏ اما رهبرببرران وحشت کردند و مبارزه را با چند امتیاز جزبىئبىی ترک کردند.‏ اعتصاب

٣٠ نوامبرببرر به جای آنکه نقطه ی شروعی برای کمپیبىنبىی ‏جمججممعی باشد،‏ به سرعت به نفع ‏«توافقی»‏ که طرح

حقوق ‏بهنبههابىیبىی را لغو می کرد رها شد و به امتیازات آبىتبىی آسیب وارد کرد.‏ نتیجه این است که ا کنون از

کارگران خواسته می شود که ساعات طولابىنبىی تری کار کنند،‏ در حالىللىی که سهم بیشبرتبرری می پردازند و

:Lloyd George ٣٢ ن خ س توزیر وقت بریتانیا.‏

Robert Smillie ٣٣

Hugh Scanlon ٣٤

٢١

Jack Jones ٣٥


سندیکاها در دوران ‏بجببجحران سرمایه داری گروه تئاتر ا گزیت راب سول

هنگام بازنشستگی مبریبرزان کمبرتبرری دریافت می کنند.‏

اعتصاب برای اغلب رهبرببرران سندیکا تنها اهرم چانه زبىنبىی تلقی می شد و حبىتبىی احتمالاً‏ ابزار ‏بجتبجخلیه ی انرژی

که در اولبنیبنن فرصت ‏ممممممکن باید از آن خلاص شد.‏ رئیس سلامت یونیسان کریستینا مک آنیا‎٣٦‎

که ظاهراً‏

خود را ‏«جناح چپ»‏ می داند پس از آن بیان داشت که:«ما پیشرفت هابىیبىی حاصل کرده ابمیبمم،‏ اما اقدامات

بیشبرتبرر بیهوده بود.‏ ما ‏همھهممیشه می دانستیم که این یک اِعمال ‏مجممجحدودیت آسیب با هدف کاهش تاثبریبررات

وخیم تغیبریبررات حقوق بازنشستگی از سوی دولت بود.»‏ به بیان دیگر در رده های بالا هیچ باوری مببىنبىی بر

اینکه کارگران بتوانند در این مناقشه برنده شوند وجود نداشت.‏

‏همھهممه ی آبجنبجچه که آبهنبهها به آن علاقمند بودند خرده های نابىنبىی بود که بتوانند به اعضاءشان بفروشند.‏ ‏«جبهه ی

٣٧ متحد

« سندیکاها در حقوق بازنشستگی زود از هم پاشید.‏ برخی سندیکاها در ژانویه ی ٢٠١٢ از

کنش های مشبرتبررک بیشبرتبرر صحبت می کردند،‏ اما هیچ چبریبرز ‏بجتبجحقق نیافت.‏ امیدها حول چشم انداز اعتصاب ملی

در ٢٨ مارس متمرکز شده بود اما پس از آنکه رهبرببرران سندیکا به تردید افتادند،‏ تنها در لندن بود که

اعتصاب سندیکای کالجللجج و دانشگاه‎٣٨‎ رخ داد.‏ سندیکای خدمات عمومی و ‏بجتبججاری‎٣٩‎ موفق نشد که

اعتصاب کند ‏(علبریبررغم نتیجه ی رای گبریبرری با بالاترین درصد به نفع کنش در تارتحیتحخ این سندیکا)‏ و ترجیح

داد آن را به تعویق بیاندازد،‏ چرا که دیگر سندیکاها ‏همھهممچون سندیکای ملی معلمان‎٤٠‎

موفق نشده

بودند که به ‏همھهممراه آبهنبهها اعتصاب ‏بمنبممایند.‏ سندیکای ملی معلمان به نوبه ی خود گفته بود که آبهنبهها راغب نیستند

دست به اقدامی بزنند چون سندیکای کالجللجج و دانشگاه هیچ کاری ‏بمنبممی کرد!‏ رهبرببرران سندیکا در دایره ای به

دور خود می چرخیدند،‏ در حالىللىی که اعضاءشان هر چه بیشبرتبرر سردرگم می شدند.‏

گرچه سندیکای خدمات عمومی و ‏بجتبججاری نتوانست در مارس اعتصاب کند،‏ اما پس از آن در ١٠ می در

کنار سندیکای کالجللجج و دانشگاه،‏ سندیکای خدمات عمومی ایرلند ‏سمشسممالىللىی‎٤١‎

و یونایت ‏(بجببجخش سلامت)‏ به

اعتصاب ملی پیوست.‏ اما دیگر ‏لحللححظه از دست رفته بود و کمپبنیبنن متلاشی شد.‏ در جلسه ی پرسش و پاسخ

با جنیس گودرتحیتحچ‎٤٢‎

ریاست سندیکای خدمات عمومی و ‏بجتبججاری در دیدار گروهی وزارت بازرگابىنبىی،‏ نوآوری

و مهارت پیش از کنفرانس ملی سندیکای خدمات عمومی و ‏بجتبججاری،‏ جنیس به روشبىنبىی مرزهای تلاش

Christina McAnea ٣٦

united front ٣٧

University and College Union :UCU ٣٨

Public and Commercial Services Union :PCS ٣٩

National Union of Teachers :NUT ٤٠

Northern Ireland Public Service Alliance :NIPSA ٤١

٢٢

Janice Goodrich ٤٢


سندیکاها در دوران ‏بجببجحران سرمایه داری گروه تئاتر ا گزیت راب سول

رهبرببرری سندیکا در رابطه با اقدام مشبرتبررک اعتصاب را آشکار کرد.‏ هنگامی که از او درباره ی پیشرفت

‏همھهممکاری مشبرتبررک با دیگر سندیکاها تا کنون سوال شد،‏ او پاسخ داد که در مکاتبه با دیگر سندیکاها،‏

پاسخ آبهنبهها دربهببههبرتبررین حالت ‏بىببىی علاقه بوده است.‏ متاسفانه هیچ برنامه ی جایگزیبىنبىی وجود نداشت.‏

این با جزئیات دقیق ضعف رهبرببرران سندیکا را نشان می دهد که بسیار عقب مانده بودند.‏ متاسفانه رهبرببرران

چپ سندیکای خدمات عمومی و ‏بجتبججاری خود را تنها به مذا کره با رهبرببرران دیگر سندیکاها ‏مجممجحدود

کرده اند،‏ بدون هیچ برنامه ی جایگزین،‏ مثلاً‏ درخواست عمومی از اعضاء عادی دیگر سندیکاها بدون

توجه به رهبرببرران شان و دعوت آبهنبهها به ‏بجتبجحت فشار گذاشبنتبنن رهبرببرران برای اقدام مشبرتبررک.‏ این امر ضعف

اسبرتبرراتژی سندیکای خدمات عمومی و ‏بجتبججاری را آشکار ساخت.‏

این سردرگمی به نوبه ی خود دولت را به تشدید ‏جمحجمملات خود به سندیکاها تشویق کرد تا زمان اختصاص

یافته از ساعت کاری برای فعالیت های سندیکابىیبىی را کاهش داده وبهتبههدید به لغو سیستم چک آف‎٤٣‎

کند

که در آن کارفرما حق عضویت سندیکا را مستقیماً‏ از دستمزد برمی دارد.‏ سیستم چک آف ‏همھهممیشه برای

سندیکاها یک تیغ دولبه بوده است.‏ در دوران مساعدتر درجه ای از ‏همھهممکاری را میان سندیکا و

مدیریت نشان می داد.‏ اما این رابطه به پایابىنبىی نا گهابىنبىی رسیده است.‏ سندیکاهابىیبىی که مشمول این سیستم

هستند باید فوراً‏ استقلال خود و ‏جمججممع آوری حق عضویت در ‏مجممجحل کار را دوباره برقرار سازند.‏ این به

سندیکا امکان می دهد که با اعضاء خود مستقیماً‏ روبرو شود،‏ به جای آنکه به حسن نیت کارفرما متکی

باشد.‏ در عبنیبنن حال،‏ سندیکاها باید در مقابل ‏بمتبممام ‏جمحجمملابىتبىی که هدفش تضعیف تشکیلات است مقاومت

‏بمنبمماید.‏

نیاز به کنش متحد و ‏همھهمماهنگ

با توجه به ‏جمحجممله ی گسبرتبررده به طبقه ی کارگر،‏ پتانسیل اقدام متحد در میان سندیکاها هرگز به این قوت

نبوده است،‏ خصوصاً‏ در ‏بجببجخش دولبىتبىی.‏ مسئله ی دستمزدها به تنهابىیبىی می تواند کاتالبریبرزوری برای کنش متحد

گسبرتبررده و در بر دارنده ی میلیون ها نفر در ‏بجببجخش دولبىتبىی باشد.‏ امسال،‏ در سال ٢٠١۴ پس از پنج سال

کاهش دستمزدها،‏ نارضایبىتبىی از پرداخت ها به مرز انفجار رسیده است.‏ به کارگران پیشنهاد افزایش

دستمزد مضحک یک درصدی داده شد.‏ در ‏بجببجخش سلامت،‏ وضعیت حبىتبىی وخیم تر است.‏ جرمی هانت ٤٤

توصیه ی بازنگری در پرداخت خدمات ‏بهببههداشت عمومی‎٤٥‎

را نادیده گرفته و اعلام کرد که تنها حاضر

:Check-off System ٤٣ کس$ر ح$ق ع$ضوی$ت و ه$زی$نه ه$ای س$ندی$کا از دس$تمزد ک$ارگ$ران ت$وس$ط ک$ارف$رم$ا ک$ه ب$ه دل$یل ص$رف$ه ج$وی$ی در

وقت و هزینه،‏ گ ز ی ن هی مطلوبی برای سندیکاهاست.‏

Jeremy Hunt ٤٤

٢٣

National Health Service :NHS ٤٥


سندیکاها در دوران ‏بجببجحران سرمایه داری گروه تئاتر ا گزیت راب سول

است یک درصد افزایش پرداخت را به آن کارکنابىنبىی بدهد که هم ا کنون هم در راس رتبه ی خود

بودند.‏ بقیه چبریبرزی دریافت ‏بمنبممی کردند،‏ یعبىنبىی ٧٠ درصد کارکنان خدمات ‏بهببههداشت عمومی دریافبىتبىی شان

ثابت می ماند.‏

فشار در حدی بود که رهبرببرران سندیکا ‏مجممججبور شدند دعوت به اعتصاب کنند.‏ یونیسان پس از رد این

پیشنهاد بالغ بر ۵٠٠،٠٠٠ رای کارگران را کسب کرد.‏ دو سوم آبهنبهها کارگران زن بودند و ‏بجببجخش بزرگی از

آنان نیمه وقت کار می کردند.‏ آبهنبهها با کاهش مفرط استانداردهای زندگی و دشواری فزاینده روبرو بودند.‏

حبىتبىی کالجللجج سلطنبىتبىی مامابىیبىی نبریبرز برای ‏بجنبجخستبنیبنن بار در ‏بمتبممام طول تارتحیتحخ خود ‏بهتبههدید به اقدامات سندیکابىیبىی کرد.‏

این قطعاً‏ به معنای کنش در پایبریبرز امسال است.‏

با اینکه ما از این اقدامات ‏جمحجممایت می کنیم،‏ این کارگران باید از مناقشات اخبریبرر درس بگبریبررند.‏ مبارزه بر سر

حقوق در ‏بجببجخش ‏بجتبجحصیلات عالیه که ابتدائاً‏ شامل سندیکای کالجللجج و دانشگاه می شود و نبریبرز دیگر سندیکاها

یک مورد مطالعابىتبىی است درباره ی اینکه چطور مبارزه نکنیم.‏ سال گذشته،‏ سندیکاها سه روز اعتصاب

کردند اما پس از آنکه به هیچ چبریبرز دست نیافتند،‏ به تدرتحیتحج به کنش هابىیبىی ‏مجممججزا تبرنبرزل یافت که چند ساعت

دوام می آوردند.‏ پس از پیشنهاد افزایش دو درصدی حقوق که پس از تورم کاهش به حساب می آید،‏

رهبرببرران سندیکا مبارزه را ترک کرده و پذیرش پیشنهاد را توصیه کردند.‏ ‏بمتبممام این پایان آشفته ناشی از

شکست در اتکا به کنش سندیکابىیبىی بسیار پیش از آن بود،‏ که این امر دودلىللىی و عدم اعتماد به نفس

مطلق رهبرببرران سندیکا را آشکار کرد.‏

چنبنیبنن تردیدی از سوی رهبرببرری سندیکا دوباره در اقدام پیشنهادی سندیکای کارگران ارتباطات‎٤٦‎

علیه

خصوصی سازی رویال میل ‏(پست سلطنبىتبىی)‏ آشکار شد.‏ در وهله ی اول سندیکا در رای گبریبرری برای اقدام

سندیکابىیبىی کند بود و از هرگونه کمپیبىنبىی که دربرگبریبررنده ی ‏همھهممدردی عمومی گسبرتبررده باشد اجتناب شد.‏ با این

حال پتانسیل کمپبنیبنن عمومی با وجود نبریبرروی کاری که به طور منظم با هر خانواری در کشور در ارتباط بود

قوی بود.‏ در نتیجه ی خصوصی سازی،‏ ‏بهتبههدیدی بر شرایط و مقررات به وجود آمده بود و سندیکا اعتصاب

را به رای گبریبرری گذاشت.‏ علبریبررغم ‏جمحجممایت قاطعانه از کنش با ٧٨ درصد رای در موافقت با اعتصاب،‏

رای گبریبرری دیر اتفاق افتاده بود.‏ شرکت پیش از آنکه نتاتحیتحج اعلام شود خصوصی شده بود و سپس

اعتصاب نبریبرز مدام به تعویق افتاد در حالىللىی که مدیریت بر سر یک توافقنامه مذا کره می کرد.‏

با ‏بجتبجحویل طرح پیشنهادی به مدیریت رویال میل ‏بمتبممام ماجرا تبدیل به هرج ومرج کامل شد که ضعف

رهبرببرری سندیکای کارگران ارتباطات را فاش می کرد.‏ در پایان،‏ رهبرببرری سندیکای کارگران ارتباطات

توافقی را سر هم کرد که روی هم رفته شامل توافق عدم اعتصاب می شد،‏ در ازای برخی مصونیت های

قانوبىنبىی ‏(قابل بازنگری در پنج سال)‏ که به شرکت خصوصی سازی شده آزادی عمل بسیاری در خلف وعده

٢٤

Communication Workers Union :CWU ٤٦


سندیکاها در دوران ‏بجببجحران سرمایه داری گروه تئاتر ا گزیت راب سول

می دهد.‏ این دقیقاً‏ ‏همھهممان چبریبرزی است که دولت و مدیریت می خواستند،‏ یعبىنبىی دوره ی طولابىنبىی صلح

سندیکابىیبىی که به خصوصی سازی امکان پیاده سازی می دهد.‏

حال و هوای کلی مبارزه میان طبقه ی کارگر هنوز وجود دارد،‏ اما نقطه ی ‏بمتبممرکزی ندارد.‏ حبىتبىی در جابىیبىی که

سال گذشته کنگره ی سندیکاها به ‏جمججممع آوری ‏جمحجممایت برای لابىببىی در کنفرانس حزب توری در منچسبرتبرر

پرداخت،‏ ۵٠،٠٠٠ نفر به دعوت پاسخ گفتند.‏ برای ‏بجنبجخستبنیبنن بار از سال ١٩٢۶، کنگره ی سندیکاها

قطعنامه ای را تصویب کرد تا ‏«امکانات عملی»‏ فراخوان اعتصاب عمومی بر ضد ائتلاف را بررسی ‏بمنبممایند،‏

که بازهم بازتاب فشار شرایط حا کم در رده های پایبنیبنن بود.‏

‏همھهممه ی این ها پتانسیل کنش ‏جمججممعی را نشان می داد،‏ اما در دست رهبرببرران کنگره ی سندیکاها چنبنیبنن

پتانسیلی در حد ‏همھهممان پتانسیل بافىقفىی ماند.‏ بیش از دو سال بعد،‏ آبهنبهها هنوز مشغول بررسی ‏«امکانات

عملی»‏ هستند.‏ رهبرببرری به وضوح هیچ قصد جدی برای سازماندهی اعتصاب را ندارد،‏ حبىتبىی اعتصابىببىی به

طول یک روز.‏ رای گبریبرری در کنگره ی سندیکاها صرفاً‏ به خاطر ‏بجتبجخلیه ی انرژی اضافىففىی اجازه داده شده بود

و نه بیشبرتبرر از آن.‏ چنان که یک ‏بمنبمماینده ی سندیکای کارکنان زندان‎٤٧‎

گفته بود:«حبىتبىی ا گر این ایده را رد

کنیم،‏ دست کم می توانیم بگوییم که آن را به ‏بجببجحث گذاشته ابمیبمم.»‏ این شکست در اقدام به کنش،‏ در

تبدیل سخن به عمل،‏ معلول عدم ‏بمتبممایل کارگران به مبارزه نیست،‏ چنان که رویدادهای گذشته نبریبرز

بیانگر آن است،‏ بلکه به این علت است که رهبرببرری از آزاد کردن این نبریبرروی عظیم وحشت زده است.‏

این ‏«ژنرال ها»‏ حبىتبىی در اقدام به کنش های ‏مجممجحدود نبریبرز مردد هستند،‏ چه رسد به اعتصاب عمومی یک

روزه،‏ و خود صرفاً‏ به عنوان مانعی بزرگ عمل می کنند.‏

به جای ‏همھهمماهنگی اعتصاب،‏ کنگره ی سندیکاها از انفعال بوروکراتیک خود فلج شده است.‏ سندیکاهای

‏مجممجختلف،‏ عمدتاً‏ در ‏بجببجخش عمومی،‏ وارد رقابت در مناقشات یکی پس از دیگری شده اند،‏ اما متاسفانه بدون

هیچ اسبرتبرراتژی روشبىنبىی جز فراخوان به اعتصاب های یک روزه.‏ تلاش برای ساخبنتبنن جبهه ای متحد در

‏بجببجخش عمومی عمدتاً‏ از خط خارج شده است،‏ چرا که سندیکاهای اصلی هر یک به راه جدا گانه ی خود

رفته اند.‏ حبىتبىی سندیکاهای چپ هم مانند سندیکای خدمات عمومی و ‏بجتبججاری و سندیکای ملی معلمان

نتوانستند مبارزات شان را به هم پیوند دهند.‏ حال آنکه هرگز زمابىنبىی مناسب تر برای چنبنیبنن اقدامی وجود

نداشته است.‏

در رویارو ‏بىیبىی با ‏جمحجمملات وحشیانه ی امروز،‏ جنبش سندیکابىیبىی باید با استفاده از ‏بمتبممام سلاح هابىیبىی که در

دسبرتبررس دارد،‏ دست به سازماندهی مقاومت ‏جمججممعی بزند.‏ ما نباید اجازه دهیم که کارگران ‏بهببههای ‏بجببجحران

سرمایه داری را ببرپبرردازند.‏ به علاوه،‏ ‏بهببههبرتبررین شکل ‏جمحجممله دفاع است!‏ بنابراین ما باید برنامه ای را برای

The Professional Trades Union ک$$ه ام$$روز ب$$ه ( Prison Officers' Association) انج$$من ک$$ارک$$نان زن$$دان ه$$ا :POA ٤٧

for Prison, Correctional and Secure Psychiatric Workers تغییر نام یافته است.‏

٢٥


سندیکاها در دوران ‏بجببجحران سرمایه داری گروه تئاتر ا گزیت راب سول

پیشرفت طبقه ی کارگر پیشنهاد دهیم.‏ سندیکاها باید نبریبرروهایشان را در جهت مبارزه برای مطالبات

اساسی زیر بسیج کنند:‏

- نه به ریاضت اقتصادی و کاهش دستمزدها.‏

- بدون کاهش نبریبررو به دلیل عدم نیاز.‏ تسهیم کار بدون کاهش پرداخت.‏

- گشودن دفاتر قانوبىنبىی شرکت ها جهت آشکار شدن این که پول ها را کجا به هدر داده اند.‏

- ١٠ پوند در ساعت حداقل دستمزد برای ‏بمتبممام کارگران.‏

- ٣۵ ساعت کار در هفته بدون نقصان در پرداخت.‏

- بدون کاهش دستمزد.‏ بدون وخامت شرایط و مقررات کاری.‏

- بدون قراردادهای صفرساعت.‏

- ملی کردن شرکت هابىیبىی که به کاهش دستمزد و بیکاری ‏بهتبههدید می کنند.‏

- انتقال شرکت های خصوصی شده به ‏بجببجخش دولبىتبىی بدون غرامت.‏

- کاهش سن بازنشستگی به ۵۵ سال.‏

- برای اعتصاب عمومی ٢۴ ساعته علیه ائتلاف و ‏جمحجمملاتش،‏ به عنوان ‏بجببجخشی از کمپبنیبنن جهت از میدان به

در کردن آبهنبهها.‏

- لغو آنارشی سرمایه داری.‏ برای یک برنامه ی سوسیالیسبىتبىی تولید مبتبىنبىی بر ملی کردن فرماندهی قله های

اقتصادی،‏ ‏بجتبجحت کنبرتبررل و مدیریت کارگران.‏

مرگ بر کاریریزم‎٤٨‎ !

مارکس تبیبنیبنن کرده بود:«حیات اجتماعی تعیبنیبنن کننده ی آ گاهی اجتماعی است.»‏ روحیه ی شکست در

راس سندیکاها که کاملاً‏ از اعضاء عادی یا واقعیت های رده های پایبنیبنن جدا شده اند گسبرتبررش یافته است.‏

این ‏«رهبرببرران»‏ خود را نه به عنوان مبارزان طبقابىتبىی،‏ بلکه ‏«آشبىتبىی دهندگان»‏ و ‏«میابجنبججی ها»‏ در مبارزه ی

طبقابىتبىی می بینند.‏ این بازتاب جایگاه اجتماعی ‏مجممجحافظه کار آبهنبههاست.‏ رهبرببرران سندیکا تقریباً‏ بدون استثناء با

حقوق های بالا و مزایای فراوان زندگی می کنند،‏ بسیار بالاتر از سطح اعضاء عادی.‏ به عنوان مثال سال

گذشته پال کبىنبىی‎٤٩‎ دببریبرر کل سندیکای عمومی کارگران‎٥٠‎ شاهد آن بود که ‏مجممججموع حقوق سالیانه اش از

١٢١٠٠٠ پوند به ١٢٧٠٠٠ پوند افزایش یافت،‏ در حالىللىی که بسیاری از کارگران کم درآمد که سندیکا

:Careerism ٤٨ تمرکز بر پیشرفت شغلی فردی.‏

Paul Kenny ٤٩

٢٦

GMB ٥٠


سندیکاها در دوران ‏بجببجحران سرمایه داری گروه تئاتر ا گزیت راب سول

‏بمنبمماینده شان است به سخبىتبىی زندگی را با ٧٠٠٠ پوند به علاوه بر مالیات می گذرانند.‏ در حالىللىی که میلیون ها

عضو سندیکا با سخبىتبىی روبرو هستند،‏ لن مک کلاسکی دببریبرر کل یونایت حقوفىقفىی برابر با ١٢٢٠٠٠ پوند

می گبریبررد که چند برابر مقداری است که اعضای متوسط سندیکا دریافت می کنند.‏ ا گر رهبرببرران سندیکا

دستمزدهابىیبىی هم تراز اعضاءشان دریافت می کردند بیشبرتبرر از مشکلات شان آ گاه بودند و برای ارتقاء

اوضاع سخت تر تلاش می کردند.‏

متاسفانه کاریریزم تبدیل به بیماری ای شده است که باید در جنبش کارگری و سندیکابىیبىی از ریشه ببریبررون

آورده شود.‏ قابل احبرتبررام است که هم مت رک‎٥١‎ از سندیکای آتش نشان ها‎٥٢‎ و هم مارک سروتکا‎٥٣‎ از

سندیکای خدمات عمومی و ‏بجتبججاری حقوق دببریبرر کلی شان را دریافت ‏بمنبممی کنند،‏ بلکه با رتبه ی حقوق

استخدامی سابق شان زندگی می کنند.‏ ما معتقدبمیبمم که این ‏بمنبممونه ای عالىللىی برای الگوبرداری است.‏ ‏بمتبممام

رهبرببرران و مقامات رسمسسممی سندیکا باید مرتباً‏ انتخاب شوند و با استانداردهای معیشبىتبىی مشابه اعضاءشان

زندگی کنند.‏ مقامات رسمسسممی سندیکا بدون استثناء نباید بیشبرتبرر از دستمزد متوسط کارگر ماهر به علاوه ی

هزینه های معقول بررسی شده از سوی جنبش دریافت کنند.‏ تنها به این وسیله است که روسای سندیکا

از شرایط و مشکلات روزمره ی اعضاءشان آ گاه خواهند بود.‏

کمپیبىنبىی لازم است تا جنبش سندیکابىیبىی را دموکراتبریبرزه کند و مسئولیت بیشبرتبرری را بر مبابىنبىی زیر از جانب

رهبرببرران مان تضمبنیبنن کنیم:‏

-

-

انتخاب ‏بمتبممام مقامات رسمسسممی سندیکا با حق برکناری فوری.‏

هیچ مقامی دستمزدی بیشبرتبرر از یک کارگر ماهر متوسط دریافت نکند.‏ ‏بمتبممام هزینه ها از سوی ‏مجممججموعه ای

از کارگران منتخب بررسی شود.‏

برای ‏بمتبممام رهبرببرران ‏مجممجحافظه کار فعلی سندیکا ‏«سازش»‏ ‏بجببجخشی حیابىتبىی از روابط سندیکابىیبىیِ‏ به اصطلاح مدرن

است.‏ در رویارو ‏بىیبىی با ‏جمحجمملات ‏بىببىی سابقه چنبنیبنن رهبرببررابىنبىی مدام به دنبال آرام کردن کارگران بوده اند.‏ چقدر

این استدلال را شنیده ابمیبمم:«خب،‏ برادران و خواهران،‏ بیشبرتبرر از این کاری از ما بربمنبممی آید.‏ این ‏بهببههبرتبررین

توافق ‏ممممممکن ‏بجتبجحت شرایط موجود است»؟

جابىیبىی که دعوت به کنش شده است،‏ کنش بسیار ‏مجممجحدود بوده است.‏ تعدادی از سندیکاها درگبریبرر

راه اندازی اعتصابات ‏مجممجحلی،‏ انتخابىببىی،‏ یک روزه،‏ دوساعته و حبىتبىی پانزده دقیقه ای بوده اند.‏ گرچه اقدامات

‏مجممجحدود نبریبرز ‏ممممممکن است جای خود را داشته باشند،‏ اما تنها می توانند ‏بجببجخشی از یک اسبرتبرراتژی روشن برای

تشدید مبارزه باشند.‏ به خودی خود راه به جابىیبىی ‏بمنبممی برند،‏ چنان که ‏بجتبججربه نبریبرز نشان می دهد.‏ اغلب این

Matt Wrack ٥١

Fire Brigades Union :FBU ٥٢

٢٧

Mark Serwotka ٥٣


سندیکاها در دوران ‏بجببجحران سرمایه داری گروه تئاتر ا گزیت راب سول

اعتصابات مذبوحانه نا کام مانده اند.‏ این اعتصابات ‏بمنبممادین به جای آنکه اعتماد به نفس کارگران را بالا

ببرببررند،‏ اثر عکس دارند و منجر به ناامیدی و عقب نشیبىنبىی ‏بهنبههابىیبىی می شوند.‏ در رابطه با چنبنیبنن اعتصابات

‏مجممجحدودی بسیاری از کارگران خواهند پرسید:«فایده ی اعتصاب کردن چیست وقبىتبىی هیچ اثر واقعی ای

ندارد؟»‏

در حال حاضر تعداد روزهابىیبىی که به خاطر اعتصاب ازدست رفته اند روی هم رفته بسیار پایبنیبنن است.‏

رهبرببرران سندیکا نسبت به جنبش رویکرد منفی دارند،‏ چنان که کارگران دابمئبمماً‏ سرزنش می شوند که باید

‏«واقع ببنیبنن»‏ و ‏«عمل گرا»‏ باشند.‏ حبىتبىی رهبرببرران ‏«چپ»‏ سندیکا ‏همھهممبنیبنن رویکرد را در پیش گرفته اند.‏

استدلال دیگری که راتحیتحج شده است این است که ‏بمتبممایلی به مبارزه وجود ندارد.‏ رهبرببرری سندیکا مدام

این دروغ را تکرار کرده است.‏ این حقیقت دارد که پس از سال ها پسروی و عقب نشیبىنبىی ‏ممممممکن است

مقداری تردید وجود داشته باشد.‏ با این حال مسئولیت این دروغ بر عهده ی رهبرببرری سندیکاست.‏ این

قطره قطره تسلیم مطالبات کارفرمایان شدن به طور مدام اثری ‏مجممجخرب دارد و در راستای تضعیف اعتماد

به نفس ‏[اعضاء]‏ عمل می کند.‏

رهبرببرری قرار است الگوی مبارزه ارائه کند.‏ جابىیبىی که حبىتبىی کوچک ترین اشاره ای مببىنبىی بر رهنمود باشد،‏

کارگران پاسخ مثبت می دهند.‏ به عنوان مثال در یونیسان هر بار که رهبرببرری برای اقدام به کنش با توصیه

به اعتصاب رای گبریبرری کرده است،‏ پاسخ ‏همھهممیشه مثبت بوده است.‏ هرگز دعوت ملی به اعتصاب رد نشده

است.‏ در سندیکای خدمات عمومی و ‏بجتبججاری و دیگر سندیکاها نبریبرز وضع به ‏همھهممبنیبنن منوال بوده است.‏

متاسفانه این ‏جمحجممایت دوباره و دوباره متلاشی شده است.‏

در بیشبرتبرر موارد چنبنیبنن رای گبریبرری هابىیبىی بر سر اعتصاب راه به جابىیبىی ‏بمنبممی برد اما به عنوان ابزارچانه زبىنبىی با

کارفرمایان به کار می رود.‏ در رویارو ‏بىیبىی با ‏جمحجمملات،‏ رهبرببرران سندیکا امیدوارند که ‏«اعتدال»‏ روسا را آرام

کند،‏ البته که این امر اثر عکس دارد.‏

رهبرببرران سندیکا که با ساختار ضعیف سندیکا و اعضاء رو به کاهش خصوصاً‏ در ‏بجببجخش دولبىتبىی روبرو

هستند،‏ به ادغام به عنوان راه حلی آسان امید بسته اند.‏ این است که ادغام پیشنهادی میان سندیکای

خدمات عمومی و ‏بجتبججاری و یونایت را پیش می برده است.‏ این امر بدبیبىنبىی گسبرتبررده در میان اعضاء را در

رابطه با چنبنیبنن ادغامی توضیح می دهد،‏ ادغامی که طی آن سندیکای خدمات عمومی و ‏بجتبججاری توسط

ابرسندیکابىیبىی با کنبرتبررل و مسئولیت دموکراتیک کمبرتبرر بلعیده می شود.‏

اما این وضعیت امور تنها بازتابىببىی از ضعف رهبرببرری سندیکاست.‏ ا گر ‏سمشسممار اعضاء سندیکا به علت کاهش

مشاغل رو به کاهش است،‏ پس این وظیفه ی رهبرببرری است که کمپیبىنبىی مبارزابىتبىی را برای بالا بردن ‏سمشسممار

اعضاء به راه بیاندازد و رهابىیبىی را در ادغام جستجو نکند.‏ ا گر آبهنبهها مایل نیستند که مبارزه ی قهرآمبریبرز علیه

کاهش دستمزدها و ریاضت اقتصادی را رهبرببرری کنند،‏ پس کارگران ‏مجممججبورند ببرپبررسند:«فایده ی عضو بودن

٢٨


سندیکاها در دوران ‏بجببجحران سرمایه داری گروه تئاتر ا گزیت راب سول

در سندیکا چیست؟»‏ این تصادفىففىی نیست که سندیکاهابىیبىی ‏همھهممچون سندیکای ملی کارگران ریلی،‏ دریابىیبىی و

‏جمحجممل ونقل‎٥٤‎

که موضع قهرآمبریبرز بیشبرتبرری را ابجتبجخاذ کرده اند،‏ تعداد اعضاءشان را افزایش داده اند.‏

این حقیقت دارد که طی فرآیند کاهش مشاغل و کاهش فعالیت ها و ظرفیت های صنعبىتبىی طول سی سال

گذشته،‏ ‏سمشسممار و انسجام اعضاء سندیکا نبریبرز افت کرده است.‏ در مقایسه با ۶/۵ میلیون عضو کنوبىنبىی،‏ در

دوران اوج در سال ١٩٧٩ بیش از ١٣ میلیون عضو سندیکا وجود داشت.‏ صنایع بزرگ مهندسی،‏

کشبىتبىی سازی،‏ موتور و معدن گذشته،‏ یعبىنبىی ‏بمتبممام کارفرمایان بزرگ با کارگرابىنبىی که قاطعانه سازماندهی شده

بودند عمدتاً‏ ناپدید شده اند.‏ علاوه بر این صدها هزار شغل در دولت ‏مجممجحلی،‏ خدمات ‏بهببههداشت و خدمات

شهری از میان رفته است،‏ باز هم در ‏بجببجخش هابىیبىی که در سندیکاها به خو ‏بىببىی سازمان یافته بودند.‏ قسمت

عظیمی از اقتصاد بریتانیا ا کنون مبتبىنبىی بر ‏بجببجخش خدمات خصوصی است که تشکیلات سندیکابىیبىی در آن

ضعیف تر و نامنسجم است.‏ کنگره ی سندیکاها که سابقاً‏ پنجاه درصد کارگران بریتانیابىیبىی را سازمان داده

بود،‏ ا کنون تنها بیشبرتبرر از ٢۵ درصد را شامل می شود،‏ که این رقم هنوز به سوی ‏بجببجخش دولبىتبىی متمایل

است که با وارد عمل شدن خصوصی سازی و کاهش مشاغل،‏ ‏بجتبجحت ‏جمحجمملات گسبرتبررده است.‏ درصد عضویت

در سندیکا در میان جوانان نصف این رقم است.‏

با در نظر گرفبنتبنن ‏بجتبججربیات آبهنبهها در چند سال آینده ده ها و صدها هزار کارگر ‏مجممججبور خواهند شد که به سندیکا

بپیوندند،‏ تنها برای آنکه از منافع خود دفاع کنند،‏ چنان که سال ها پیش اجدادشان کردند.‏ مبارزابىتبىی

جدید علیه تبدیل کارگران استخدامی دابمئبمم به موقت و نیمه وقت،‏ پرداخت های پایبنیبنن،‏ امنیت ضعیف و

ساعات کار طولابىنبىی ‏همھهممچون گذشته به راه خواهد افتاد.‏ بسیاری از درس های گرفته شده از جنبش

سندیکابىیبىی تازه کار در چند دهه پیش از این باید دوباره توسط نسل های جدید آموخته شود.‏ اما این

مسئولیت رهبرببرران سندیکاست که این فرآیند را تسهیل ‏بمنبممایند،‏ با فراهم کردن رهنمود مبارزه برای اعضاء

کنوبىنبىی شان و نشان دادن مزایای عضویت در سندیکا و ‏همھهممبستگی سندیکابىیبىی با دیگر کارگرابىنبىی که هنوز در

سندیکا نیستند.‏

درس گرفبنتبنن از شکست ها

ا گر قرار است که رو به جلو حرکت کنیم،‏ لازم است که درس های مناقشات گذشته را بیاموز ‏بمیبمم.‏

اعتصاب مهمی که منجر به شکست شد،‏ در سال ٢٠١١ در بریتیش ایرویز رخ داد.‏ پس از مناقشه ای

نا گوار و طولابىنبىی بر سر شرایط و مقررات کاری کارکنان کاببنیبنن هواپیما،‏ رهبرببرری یونایت به جای تشدید

مناقشه،‏ توافقی را توصیه کرد که عمدتاً‏ مطابق شرایط کارفرما بود که کارگران هم ‏بهنبههایتاً‏ ‏بجتبجحت اعبرتبرراض آن

National Union of Rail, Maritime and Transport Workers :RMT ٥٤

٢٩


سندیکاها در دوران ‏بجببجحران سرمایه داری گروه تئاتر ا گزیت راب سول

را پذیرفتند.‏ این توافق نتوانست کاهش چشمگبریبرر مشاغل از سوی مدیریت را بازگرداند و موافقت می کرد

که ‏بمتبممام کارگران استخدامی جدید حقوق کمبرتبرر و شرایط بدتری داشته باشند.‏ به عبارت دیگر،‏ رهبرببرری

سندیکا نبریبرروی کار تقسیم شده ی دولایه را پذیرفت که در صنعت خودرو و جاهای دیگر نبریبرز پذیرفته

بودند.‏ رده های اعضاء بریتیش ایرویز عزم خود برای مبارزه را در پنج رای گبریبرری برای اقدام به اعتصاب

نشان داده بودند،‏ اما به جای گسبرتبررش مناقشه به ‏بمتبممام کارگران فرودگاه،‏ رهبرببرران سندیکا مدام تعلل

کردند،‏ تارتحیتحخ های اعتصاب را به تعویق انداختند وبهنبههایتاً‏ تسلیم شدند.‏

علبریبررغم ‏بمتبممام اطمینان ‏بجببجخشی از سوی لن مک کلاسکی که در آن زمان مقام رسمسسممی ملی مسئول این مبارزه

بود،‏ مدیریت بریتیش ایریز توانست از تبعات ‏جمحجمملات خود بگریزد.‏ این شکست برای یونایت علبریبررغم

خروج ‏بمنبممادین ویلی والش مدیر اجرابىیبىی،‏ نقطه ی عطفی از کار درآمد.‏ این اعتصاب آزموبىنبىی باز برای سنجش

قدرت بود که ضعف رهبرببرری سندیکا که مشتاق توافق با مدیریت بود را آشکار کرد.‏ این شکست تبعات

مهم و گسبرتبررده ای برای سندیکا در بر داشت.‏ مهم تر از ‏همھهممه دست روسا را باز گذاشت،‏ نه تنها در بریتیش

ایرویز،‏ بلکه در هر جا که یونایت سازماندهی کرده بود.‏

اخبریبررتر از آن در سال ٢٠١٢، در ‏[کارخانه ی]‏ تولید ون ترانزیت فورد‎٥٥‎ در ساوث ‏همھهممپتون‎٥٦‎ و نبریبرز در

کارخابجنبججات پرس کاری و قطعه سازی در دگنهام‎٥٧‎ اعلام تعطیلی شد که منجر به از دست رفبنتبنن ١۴٠٠

شغل شد.‏ در این مناقشات رهبرببرری سندیکا به جای مقاومت با ‏بمتبممام قوا در برابر تعطیلی،‏ بر روی

‏«مذا کرات»‏ درباره ی مبریبرزان پرداخت پس از اخراج ‏بمتبممرکز کرد.‏ ‏همھهممبنیبنن امر در مورد تعطیلی کارخانه ی

لینامار‎٥٨‎ در سوان سی‎٥٩‎ و کارخابجنبججات وایستبنیبنن‎٦٠‎ در بلفاست‎٦١‎ ، اینفیلد‎٦٢‎ و ببریبرزلدان‎٦٣‎ نبریبرز صادق بود.‏

وایستبنیبنن در سال ٢٠٠٠ به عنوان وسیله ای برای گسیختگی نبریبرروی کار و تضعیف سندیکاها از شرکت

مادرِ‏ فورد مستقل شد.‏

در وایستبنیبنن هنگامی که کارگران کارخانه هایشان را اشغال کردند،‏ مقامات سندیکا با آن به عنوان عمل

Ford ٥٥

Southampton ٥٦

Dagenham ٥٧

Linamar ٥٨

Swansea ٥٩

Visteon ٦٠

Belfast ٦١

Enfield ٦٢

٣٠

Basildon ٦٣


سندیکاها در دوران ‏بجببجحران سرمایه داری گروه تئاتر ا گزیت راب سول

‏«غبریبررقانوبىنبىی»‏ ‏مجممجخالفت کردند.‏ به جای گسبرتبررش مبارزه،‏ از ‏جمججممله درخواست ملی شدن کارخانه بدون

پرداخت غرامت،‏ سندیکا ترجیح داد با وایستبنیبنن بر سر پرداخت پس از اخراج و حقوق بازنشستگی

مبارزه کند که با انتقال کارگران از فورد به کارخانه ای دیگر از دست رفت.‏ این کارگران نه تنها

شغل شان را از دست دادند و کارخانه تعطیل شد،‏ بلکه کمپبنیبنن برای اجبار کارفرمایان به دستیابىببىی به

توافق مطلوب بر سر حقوق بازنشستگی پنج سال به طول ابجنبججامید.‏

دوباره،‏ هنگامی که پیمانکار عظیم ‏[صنایع]‏ دفاع،‏ ‏بىببىی اِی ای سیستمز‎٦٤‎

خود در پورتزماوث‎٦٥‎

تعطیلی تاسیسات کشبىتبىی سازی

را اعلام کرد که منجر به از دست رفبنتبنن تقریباً‏ هزار شغل می شد،‏ وا کنش سندیکا

به جای سازماندهی اشغال و گسبرتبررش مناقشه،‏ بر روی مسئله ی خروج داوطلبانه متمرکز شد.‏ خروج

داوطلبانه به معنای حراج شغل های ‏بمتبممام وقت برای نسل های آینده است.‏ این خروج ‏همھهممان اثر اخراج

اجباری را دارد،‏ با این تفاوت که زهر آن گرفته شده است.‏ این اقدامات باید از سوی سندیکا مورد

‏مجممجخالفت قرار گبریبررد،‏ نه اینکه پذیرفته شود.‏

این کمبود مبارزه ی متقابل در پورتزماوث نه تنها از رهبرببرری ملی،‏ بلکه از رهبرببرران سندیکای ‏مجممجحلی نبریبرز

برخاسته بود که به دنبال راه خروج آسان بودند.‏ در واقعیت،‏ این لایه از مباشران،‏ ‏بمنبمماینده ی عادات

گذشته بوده و ‏بجتبجحت تاثبریبرر سازش ها و شکست های پیشبنیبنن قرار داشت.‏ آبهنبهها اعتماد به نفس شان به عنوان

رهبرببرر و نبریبرز اطمینان به کارگرابىنبىی که می بایست ‏بمنبمماینده شان باشند را از دست داده بودند.‏ این ‏بمنبممونه ای روشن

بود از اینکه ضایعه ی تسلیم چقدر رخنه کرده است،‏ حبىتبىی در مسئولان آزاد‎٦٦‎

سندیکا که نسبت به

مبارزه بدببنیبنن شده بودند.‏ ‏[آبهنبهها]‏ به جای ارائه ی رهبرببرری مبارزه،‏ به عنوان مایه ی یأس و دستورالعمل قطعی

برای شکست عمل کردند.‏

مسئله ی اشغال کارخانه ها در مبارزه با اخراج ها مسئله ای حیابىتبىی است.‏ چنان که در گذشته نشان داده

شده است،‏ سلاحی است که می تواند به طور موثر مورد استفاده قرار گبریبررد تا از جابجببججابىیبىی کالاها و

ماشبنیبنن آلات از کارخانه جلوگبریبرری شود.‏ اشغال کارگران را به طور مستقیم نبریبرز درگبریبرر دفاع روز به روز از

شغل شان می کند.‏ برای مثال کارگران در کارخابجنبججات تورببنیبنن های بادی وستس‎٦٧‎ در آیل آو وایت‎٦٨‎ که

۶٠٠ کارگر دارد،‏ ‏مجممجحل کار خود را اشغال کردند تا از تعطیلی و جابجببججابىیبىی کارخانه به خارج از کشور

:BAE Systems ٦٤ ش$$رک$$ت ص$$نای$$ع دف$$اع$$ی و ه$$واف$$ضای$$ی ب$$ری$$تان$$یای$$ی ک$$ه ب$$زرگ ت$$ری$$ن ش$$رک$$ت دف$$اع$$ی اروپ$$ا و دوم$$ین ش$$رک$$ت ب$$زرگ

صنایع دفاعی جهان است.‏

Portsmouth ٦٥

:Lay official ٦٦ ع$ضوی از س$ندی$کا ک$ه از س$وی س$ندی$کا ب$رای ان$جام وظ$ای$ف اس$تخدام نش$ده و در وق$ت آزاد خ$ود ی$ا زم$ان$ی ک$ه از

سوی کارفرما اختصاص داده می شود به انجام این امور می پردازد.‏

Vestas ٦٧

٣١

Isle of Wight ٦٨


سندیکاها در دوران ‏بجببجحران سرمایه داری گروه تئاتر ا گزیت راب سول

جلوگبریبرری کنند.‏ با وجود اینکه ‏بهنبههایتاً‏ ناموفق ماندند،‏ این کارگران که پیش از آن سازماندهی نشده بودند

موفق شدند با توسل به روش های قهرآمبریبرز تعطیلی کارخانه را به تعویق بیاندازند.‏ اقدامات آبهنبهها توجه

داخلی و ببنیبنن المللممللی نسبت به مناقشه را علیه کارفرمابىیبىی ضد سندیکا گسبرتبررش داد.‏ با توجه بهبهتبههدیدات و

خصومت های کارفرمایان،‏ کارگران به سندیکای ملی کارگران ریلی،‏ دریابىیبىی و ‏جمحجممل ونقل پیوستند و جای

احبرتبررام دارد که آبهنبهها هم پشتیبابىنبىی کامل خود را ارائه کردند.‏

راه مبارزه لزوماً‏ آسان نیست،‏ اما موثرترین است.‏ حال و هوای کنش گران سندیکا شدیداً‏ ‏بجتبجحت تاثبریبرر

عقب نشیبىنبىی ها و پسروی های گذشته بوده است.‏ بسیاری هستند که کوهی از گلایه ها و شکوه های روزمره

و پرونده های فردی دیگر بر روی دوش شان سنگیبىنبىی می کند و غالباً‏ منافع گسبرتبررده تر را از یاد برده اند.‏ در

گذشته،‏ کارگران تلاش می کردند که مشکلات شان را از طریق کنش ‏جمججممعی حل کنند،‏ اما این جای خود

را به موارد فردی و سطح پایبنیبنن داده است.‏ این وضعیت با فروکش کردن مبارزه ی طبقابىتبىی بدتر شده

است.‏ این کنش گران به جای دادن رهنمود،‏ می توانند نسبت به چشم اندازهای مبارزه به طور فزاینده ای

شکا ک و بدببنیبنن شوند و حبىتبىی می توانند هنگام ورود لایه های جدید به کنش تبدیل به مانع شوند.‏

با دشواری های جوانان برای ورود به بازار کار،‏ بسیاری وارد ‏مجممجحیط های کاری غبریبررسندیکابىیبىی شده اند.‏ این

یعبىنبىی سندیکاها با افراد جوان تقویت نشده اند.‏ کنش گران اغلب از نسل های قبل تر هستند،‏ بسیار بیشبرتبرر

تاثبریبرر گرفته از شکست های رخ داده در طول ٣٠ سال گذشته.‏

به جای بازتاب دادن خشم و سرخوردگی کارگران،‏ این لایه ی مسن تر می توانند تبدیل به تسمه ی

انتقالىللىی برای بدبیبىنبىی رهبرببرران ‏مجممجحافظه کار سندیکا باشند.‏ این لایه ها یا تغیبریبرر خواهند کرد تا حال و هوای

جدید را بازتاب دهند و یا چنان که بادهای مبارزه ی طبقابىتبىی جدید اوضاع را دگرگون می کند،‏ جایگزین

خواهند شد.‏ نسل جدیدی از کارگران جوان تر که آلوده به گذشته نیستند،‏ سازماندهی خواهند شد و

نقشی مهم تر در مبارزات قریب الوقوع ایفا خواهند کرد.‏

البته بسیاری هستند که می خواهند ا کنون ‏بجببججنگند،‏ اما از ساختار دستگاه سندیکا سرخورده اند.‏ هنگامی

که آ گاهی ‏بجببجخشی کرده اند و خواستار کنش شده اند،‏ مقامات ‏بمتبممام وقت ‏[سندیکا]‏ آبهنبهها را سر جای خود

نشانده اند،‏ چرا که جرأت کرده اند آرامش را بر هم بزنند.‏ مسئولان آزاد جناح چپ،‏ در سندیکاهابىیبىی

چون یونیسان به خاطر برانگیخبنتبنن ‏مجممجخالفت با رهبرببرران به طور بوروکراتیک به حاشیه رانده شده و مورد

مواخذه ی ‏بىببىی جا قرار گرفته اند.‏ تعدادی از این اعضا حبىتبىی با چشم پوشی سندیکا در ‏مجممجحل کار قربابىنبىی

شده اند.‏ کارگران ساختمابىنبىی در رده های اعضاء که موافق اقدامات قهرآمبریبرز بوده اند،‏ از سوی مسئول ‏بجببجخش

ساختمابىنبىی یونایت،‏ برنارد مک کالىللىی‎٦٩‎

‏مجممجحکوم شده و ‏«سرطان زا»‏ توصیف شدند.‏

نظافت چیان دانشگاه لندن که غالباً‏ از ریشه ی آمریکای لاتبنیبنن هستند و ابتدائاً‏ از سوی یونیسان

٣٢

Bernard McCauley ٦٩


سندیکاها در دوران ‏بجببجحران سرمایه داری گروه تئاتر ا گزیت راب سول

سازماندهی شده بودند،‏ دردسرساز تلقی شده و وادار به خروج از سندیکا شدند.‏ به ‏همھهممبنیبنن ترتیب،‏ دیگر

نظافت چیابىنبىی که عضو یونایت شده بودند نبریبرز با رهبرببرری به اختلاف شدید برخوردند.‏ آبهنبهها به سوی چپ

گرایش پیدا کردند اما با مانورهابىیبىی علیه خود روبرو شده وبهنبههایتاً‏ ‏مجممججبور به خروج از سندیکا شدند.‏

رهبرببرران سندیکای عمومی کارگران ببریبررجمحجممانه ‏بمتبممام تلاش های درون سندیکا برای سازماندهی گسبرتبررده ی

کنش گران چپ را سرکوب کرده و در این فرآیند افراد را قربابىنبىی می کنند.‏ این البته چبریبرز جدیدی نیست.‏

بوروکراسی سندیکابىیبىی ‏(چپ به ‏همھهممان اندازه ی راست)‏ ‏همھهممانند پلیس عمل می کند که از منافع مادی خود در

مقابل هرگونه ‏بهتبههدید از سوی رده های اعضاء دفاع می ‏بمنبمماید.‏ به ‏همھهممبنیبنن دلیل است که چنبنیبنن ‏«رهبرببررابىنبىی»‏ در

مقابل انتخابات مقامات رسمسسممی سندیکا و حق برکناری از سوی اعضا مقاومت می ‏بمنبممایند.‏ به ‏همھهممبنیبنن دلیل است

که مسئله ی دموکراسی سندیکا مسئله ای حیابىتبىی است.‏

برای سندیکاهای دموکراتیک مبارز!‏

سرخوردگی از رفتارهای نابجببجخردانه ی بوروکراسی سندیکا دلیلی برای ترک یا انشعاب از سندیکا نیست.‏

به هیچ عنوان.‏ هر تلاشی در این راستا تنها عمل در راستای منافع جناح راست سندیکا است که مشتاق

است تا از کنش گران طرفدار فعالیت های قهر آمبریبرز خلاص شود.‏ در دهه ی ١٩۵٠ سندیکابىیبىی به نام

بلویونیون‎٧٠‎ بود که از سندیکای کارگران عمومی و ‏جمحجممل ونقل‎٧١‎ منشعب شده بود؛ در اواخر دهه ی

١٩۶٠ سندیکای شیشه کاران از سندیکای عمومی کارگران منشعب شد؛ باز هم در دهه ی ١٩٨٠

سندیکای صنایع الکبرتبرریکی و تاسیسابىتبىی‎٧٢‎

تاسیسات‎٧٣‎

از سندیکای کارگران الکبرتبرریک،‏ الکبرتبررونیک،‏ ارتباطات و

منشعب شد.‏ هیچ یک از این انشعابات دوام نیاوردند و تنها در راستای ببریبررون کشیدن

کنش گران طرفدار اقدام قهرآمبریبرز از سندیکاهای دست راسبىتبىی عمل کردند.‏

علبریبررغم سلطه ی بوروکراسی سندیکای دست راسبىتبىی ، راه طبقه ی کارگر از میان سندیکاهایش می گذرد.‏

وظیفه ای که رویاروی کارگران است،‏ مبارزه از درون سندیکاهایشان است تا آبهنبهها را تبدیل به

سازمان های دموکراتیک مبارز در مبارزه ی طبقابىتبىی ‏بمنبمماید.‏ تارتحیتحخ نشان داده است که حبىتبىی فاسدترین و

دست راسبىتبىی ترین سندیکاها نبریبرز می توانند بر مبنای وقایع تغیبریبرر کنند.‏ سندیکای صنایع الکبرتبرریکی و

تاسیسابىتبىی،‏ سندیکای عمومی کارگران،‏ سندیکای ملی کارگران راه آهن

٧٤

، سندیکای مهندسی آلیاژ و

Blue Union ٧٠

Transport and General Workers' Union :TGWU ٧١

Electrical and Plumbing Industries Union :EPIU ٧٢

Electrical, Electronic, Telecommunications and Plumbing Union :EETPU ٧٣

٣٣

National Union of Railwaymen :NUR ٧٤


سندیکاها در دوران ‏بجببجحران سرمایه داری گروه تئاتر ا گزیت راب سول

الکبرتبرریک

٧٥

و شهری‎٧٦‎

، سندیکای کارگران الکبرتبرریک،‏ الکبرتبررونیک،‏ ارتباطات و تاسیسات،‏ سندیکای خدمات عمومی

و بسیاری دیگر رسمسسمماً‏ در جناح راست جنبش قرار داشتند.‏ ‏[حال]‏ اغلب شان در یونایت

ادغام شده و رسمسسمماً‏ در جناح چپ جنبش ایستاده اند.‏ با این حال این فرآیند هنوز کامل نیست.‏ سندیکاها

هنوز بسیار بوروکراتیک هستند و رهبرببرران غبریبررقابل اطمینان.‏

٧٧ چپل

در گذشته ای نه چندان دور،‏ سندیکاهای بسیاری در مشت جناح راست افراطی بودند،‏ ‏همھهممچون لرد

، دببریبرر کل سندیکای کارگران الکبرتبرریک،‏ الکبرتبررونیک،‏ ارتباطات و تاسیسات ‏(که در جریان

جایگزیبىنبىی کارگران چاپ در حال اعتصاب در وپینگ‎٧٨‎

به دنبال او اریک ‏همھهمموند‎٧٩‎

در سال ١٩٧٩ در مناقشه ی آیل آوگِبنیبنن‎٨٠‎

مقصربود و از کنگره ی سندیکاها اخراج شد)،‏ و

دببریبرر کل سندیکای کارگران الکبرتبرریک،‏ الکبرتبررونیک،‏ ارتباطات و تاسیسات که

با افتخار سوار اتوبوس کارگران جایگزین شده بود،‏ سر کن

جکسون‎٨١‎ از سندیکای مهندسی آلیاژ و الکبرتبرریک و بری ر ‏بمیبممزبابمتبمم‎٨٢‎ از سندیکای خدمات عمومی و

شهری.‏ ‏بمتبممام اسبرتبرراتژی چنبنیبنن ‏«رهبرببررابىنبىی»‏ به سادگی و صرفاً‏ بر مبنای ‏همھهممکاری نزدیک با سندیکالیسم

کارفرمایان و شرکت بود.‏ با این حال نارضایبىتبىی رو به رشد برخاسته از فشار وحشتنا ک کار و اسبرتبررس

فزاینده نا گزیردر سندیکاها پدیدار شد.‏ این حال و هوا در سندیکاها یکی پس از دیگری در انتخاب

رهبرببررابىنبىی با گرایش بیشبرتبرر به چپ پدیدار شد.‏ جکسون توسط درک سیمسون‎٨٣‎ ‏(دببریبرر کل آمیکس‎٨٤‎ (

جایگزین شد،‏ در حالىللىی که مارک سروتکا نبریبرز جای خود را به بری ر ‏بمیبممزبابمتبمم به عنوان دببریبرر کل سندیکای

خدمات عمومی و شهری ‏(سندیکای خدمات عمومی و ‏بجتبججاری کنوبىنبىی)‏ داد.‏

جالب است که در مورد سندیکای خدمات عمومی و ‏بجتبججاری حبىتبىی کنش گران ‏«طیف چپ

« سندیکا به ٨٥

طور کامل از حال و هوای اعضاء عادی سندیکا ‏بىببىی خبرببرر بودند.‏ ائتلاف چپ که اعضاء حزب سوسیالیست

Amalgamated Engineering and Electrical Union :AEEU ٧٥

Civil and Public Services Association :CPSA ٧٦

Lord Chapple ٧٧

Wapping ٧٨

Eric Hammond ٧٩

Isle of Gain ٨٠

Sir Ken Jackson ٨١

Barry Reamsbottom ٨٢

Derek Simpson ٨٣

:Amicus ٨٤ س$$ندی$$کای$$ی در ب$$ری$$تان$$یا ک$$ه دوم$$ین س$$ندی$$کای ب$$زرگ زم$$ان خ$$ود و ب$$زرگ ت$$ری$$ن س$$ندی$$کای ب$$خش خ$$صوص$$ی ب$$ود و ب$$عداً‏ ب$$ه

همراه چند سندیکای دیگر در یونایت ادغام شد.‏

٣٤

Broad Left ٨٥


سندیکاها در دوران ‏بجببجحران سرمایه داری گروه تئاتر ا گزیت راب سول

در آن غالب بودند،‏ در ابتدا از ‏جمحجممایت مارک سروتکا سر باز زدند و ترجیح دادند که درعوض کاندیدای

میانه رو،‏ هیو لنینگ‎٨٦‎

را ‏جمحجممایت کنند.‏ تنها زمابىنبىی که ر ‏بمیبممزبابمتبمم موفق نشد در برگه های رای ظاهر شود حزب

سوسیالیست بالاخره موضعش را به ‏جمحجممایت از سروتکا تغیبریبرر داد.‏ در پایان سروتکا پبریبرروزی گسبرتبررده ای را

کسب کرد و در کنار پبریبرروزی چپ در دیگر سندیکاها،‏ ‏بجببجخشی از به اصطلاح ‏«گروه نامتعارف»‏‎٨٧‎

کنگره ی سندیکاها را تشکیل داد.‏

در

با این حال،‏ این انتقال به چپ در سندیکاها با وجود مبرتبررفىقفىی بودن ‏مجممجحدودیت هایش را نبریبرز آشکار کرده

است.‏ این پبریبرروزی های با هیچ افزایش قابل توجهی در مبارزه ی طبقابىتبىی در ارتباط نبود.‏ خیلی زود

سیمسون که در آن زمان رئیس آمیکس بود به راست معطوف شد و ‏جمحجممایت خود را از انتخابات مقامات

رسمسسممی سندیکا انکار کرد.‏ ‏بجببجخش عمده ی گرایش چپ در حوالىللىی زمان اعلام رسمسسممی،‏ خود را با این تغیبریبرر

وفق دادند که منجر به ‏مجممججموعه ای از انشعابات و تقسیمات شد.‏

این انتقال به راست در رهبرببرری آمیکس ضربه ای بزرگ برای اعضا بود.‏ این امر خود را به وضوح در

مناقشه ی استادیوم و ‏بمیبممبلی در سال ‎٢٠٠۴‎خود را نشان داد.‏ در مواجهه با اخراج ها،‏ کارگران به حال

خود رها شده بودند در حالىللىی که دو مقام از آمیکس تلاش کردند که رانندگان جرثقیل را از صف

اعبرتبرراضی به ببریبررون ‏همھهممراهی کنند!‏ در آن زمان درک سیمسون گفت:«ما ‏بمنبممی توانیم از اقدامات غبریبرررسمسسممی

چشم پوشی کنیم.»‏ با این حال به لطف ‏همھهممبستگی رانندگان جرثقیل هلندی که نپذیرفتند از صفوف

اعبرتبرراضی بگذرند،‏ این خرابکاری نا کام ماند.‏ تنها از طریق تلاش های خود کارگران و نه رهبرببرران

سندیکا بود که مالبىتبىی فلکس‎٨٨‎

ملی برای صنعت مهندسی ساختمان‎٨٩‎

‏مجممججبور شد کارگران اخراجی را دوباره بازگرداند و از به خطر افتادن توافق

از سوی شرکت جلوگبریبرری ‏بمنبمماید.‏ درس های و ‏بمیبممبلی برای ‏همھهممه روشن

بود:‏ کنبرتبررل مناقشات می بایست از دست مقامات رسمسسممی خارج شده و در دست خود کارگران قرار گبریبررد.‏

در سال ٢٠٠٩ کارگران ساختمابىنبىی در پالایشگاه نفت لیبرنبرزی توتال‎٩٠‎

پبریبرروزی دلپذیری را در رویارو ‏بىیبىی با

تلاش کارفرمایان برای لغو توافق ملی و وارد کردن نبریبرروی کار قراردادی به دست آوردند.‏ این امر از

‏[رده های]‏ پایبنیبنن و از طریق اقدامات غبریبرررسمسسممی،‏ اعبرتبرراضات ‏جمججممعی و اقدام متحد با دیگر کارگران به دست

آمد.‏ این ‏بمنبممایشی چشمگبریبرر از کنش رده های اعضا و ‏همھهممبستگی بود.‏ قوانبنیبنن ضد سندیکابىیبىی که رهبرببرران

سندیکا مایلند پشت آن پنهان شوند،‏ تنها با اعبرتبرراضات کنار زده شد.‏ هیچ گونه را ی گبریبرری در کار نبود جز

Hugh Lanning ٨٦

Awkward Squad ٨٧

Multiflex ٨٨

National Agreement for the Engineering Construction Industry :NAECI ٨٩

٣٥

Lindsey Total ٩٠


سندیکاها در دوران ‏بجببجحران سرمایه داری گروه تئاتر ا گزیت راب سول

بلند کردن دست به نشانه ی موافقت به صورت دموکراتیک در جلسات ‏جمججممعی و روسا نبریبرز در جریان هیچ

یک از اعتصابات قرار نگرفته بودند.‏ واضح است که ا گر روسا تلاش می کردند که از قانون استفاده کنند،‏

کنش غبریبرررسمسسممی با تبعات نامشخص پرا کنده می شد.‏ به ‏همھهممبنیبنن دلیل است که آبهنبهها ‏بمنبممی خواستند کارگران را

برانگبریبرزانند.‏ این نشان داد که چه می تواند ابجنبججام شود.‏

در غیاب رهبرببرران سندیکا،‏ کارگران خودشان باید خود را سازماندهی می کردند،‏ در اعبرتبرراض ‏جمججممعی در

اسبىتبىی ثورپ

٩١

، آیل آوگرین و جاهای دیگر.‏ این منجر به اقدام به ‏همھهممبستگی میان بیست و دو پایگاه در

سرتاسر کشور شد؛ از پایگاه های نبریبررو تا پالایشگاه ها که کارفرمایان را به سرعت به کنبرتبررل درآورد.‏

کارفرمایان ‏همھهممچون دولت از دوربمنبممای قطع برق وحشت زده بودند.‏ پلیس و ارتش به حالت آماده باش

درآمده بودند.‏ هنگامی که از ‏«خدمات مشاوره ای،‏ میابجنبججی گری،‏ و داوری»‏‎٩٢‎

خواسته شد تا توافقی برای

بازگرداندن کارگران بر سر کارشان منعقد کند،‏ رهبرببرران سندیکا تلاش کردند که جنبش را به توقف

دعوت کنند.‏ متاسفانه رهبرببرران ‏مجممجحافظه کار سندیکا از دعوت به اعتصاب ملی برای گسبرتبررش توافق به ‏بمتبممام

پایگاه ها سر باز زدند.‏

‏بمنبممونه ی عالىللىی دیگر از اقدامات اعضا مناقشه ی ‏«اسپارکس»‏ در اواخر ٢٠١٢ و اوایل ٢٠١٣ بود.‏ این

‏بجنبجخستبنیبنن باری نبود که این ‏بجببجخش مبارزه کرده و پبریبرروز شده بود.‏

در اواخر دهه ی ١٩٩٠ برقکاران ‏(«اسپارکس‎٩٣‎ ») در خط جوبیلی‎٩٤‎ کمپیبىنبىی هوسمشسممندانه به راه انداختند

تا شرایط و مقررات کاری کارگران را ارتقاء دهند.‏ این ابتکار عملِ‏ صرف اعضاء عادی بود که الگو ‏بىیبىی

برای سازماندهی سندیکا بود.‏ این در زمابىنبىی رخ داد که سندیکای آبهنبهها ‏‐سندیکای مهندسی آلیاژ و

الکبرتبرریک‐‏ در چنگ جناح راست افراطی ‏بجتبجحت رهبرببرری سر کن جکسون بود که از رده های عادی اعضا

ببریبرزار بود.‏ علبریبررغم این امر و سوءاستفاده از ضرب الاجل و کار طولابىنبىی مدت لازم برای پروژه شان،‏ از

طریق مباشران و ‏بمنبممایندگان منتخب شان در امور ابمیبممبىنبىی کار برای پیشبرببررد منافع کارگران تشکیلابىتبىی را در

میان اعضاء عادی سازماندهی کرده و از نظر مالىللىی آن را از جیب خود تامبنیبنن کردند.‏ این به صورت

دموکراتیک شامل ‏بمتبممام لایه های کنش گران می شد و نفسی تازه به تشکیلات سندیکابىیبىی دمید.‏ ‏سمشسمماری از

این کنش گران در پس از آن درگبریبرر جنبش اعضاء عادی در ‏بجببجخش ساختمان سازی شدند.‏

مناقشه ی ٢٠١٢-٢٠١٣ علبریبررغم ‏بمتبممام شرایط نابرابر توانست برخی از شرکت های ساختمابىنبىی را وادار

کند که در تلاش هایشان برای کاهش دستمزدها و وخامت شرایط عقب نشیبىنبىی ‏بمنبممایند.‏ در یک جلسه ی

Staythorpe ٩١

(The Advisory, Conciliation and Arbitration Service) :ACAS ٩٢ سازمانی در بخش دولتی بریتانیا.‏

sparks ٩٣

٣٦

:Jubilee Line ٩٤ یکی از خطوط اصلی متروی لندن.‏


سندیکاها در دوران ‏بجببجحران سرمایه داری گروه تئاتر ا گزیت راب سول

عادی شاخه ی ساختمابىنبىی یونایت در لندن دقیقاً‏ صدها کارگر به طور غبریبررمنتظره حاضر شدند تا خشم شان

را نشان دهند و جلسه بالاجبار به فضای باز منتقل شد.‏ این کارگران با شرکت های بزرگ ساختمابىنبىی روبرو

بودند که مصمم بودند شرایط و مقررات کاری را لغو کرده و ‏«توافق ملی خدمات ساختمابىنبىی و مهندسی»‏ ٩٥

جدیدی را اعمال کنند.‏ خشم کارگران وضعیت را دگرگون کرد و تشکیل کمیته ی اعضاء عادی را

موجب شد.‏

مقامات رسمسسممی سندیکای یونایت در ابتدا رغببىتبىی نداشتند.‏ اما پس از ماه ها اعبرتبرراض،‏ ‏بجتبججمع،‏ اقدامات

غبریبرررسمسسممی و فلش ماب کارگران موفق شدند به رهبرببرری یونایت فشار وارد کنند تا برای اقدام رسمسسممی

فراخوان دهد که دربهنبههایت ورق را برگرداند.‏ ا گر این مبارزه به عهده ی مقامات رسمسسممی سندیکا گذاشته

می شد که اطمینان چندابىنبىی به کارگران ساختمابىنبىی برای مبارزه نداشتند،‏ نتیجه به کلی متفاوت می شد.‏

در پایان فشار قهرآمبریبرز نتیجه داد و روسا را وادار به تسلیم کرد که منجر به کسب پبریبرروزی بزرگی برای

کارگران ساختمابىنبىی شد.‏ رهبرببرری سندیکا ‏مجممججبور شد که کمیته ی اعضاء عادی را که به دنبال ایفای نقشی

فعال در درون سندیکا بود به رسمسسممیت بشناسد.‏

در پروژه ی کراس ریل‎٩٦‎ در وست بورن پارک‎٩٧‎ لندن،‏ بزرگ ترین کارگاه ساختمابىنبىی در بریتانیا بیست و

هشت کارگر اخراج شدند.‏ به دنبال آن ‏بمنبممایندگان سندیکا در امر ابمیبممبىنبىی نبریبرز قربابىنبىی رفتارهای ناعادلانه شده

و در لیست سیاه قرار گرفتند.‏ با این حال در ‏بىپبىی پبریبرروزی کارگران ساختمابىنبىی بر ‏«توافق ملی خدمات

ساختمابىنبىی و مهندسی»،‏ کارگران کراس ریل نبریبرز وارد عمل شده و در پبریبرروی از الگوی مناقشه ی اسپارکس

در مرکز لندن،‏ ورودی کارگاه را به طور روزانه مسدود کردند و دست به اعبرتبرراض زدند.‏ پس از یک

کمپبنیبنن مداوم ‏بمنبممایندگان ابمیبممبىنبىی قربابىنبىی شده پبریبرروزمندانه بازگردانده شدند.‏ این یک بار دیگر اهمھهممیت کنش

اعضاء عادی را نشان داد.‏

این مناقشات به دقت مسئله ی گسبرتبررده ی لیست سیاه در کارگاه های ساختمابىنبىی را به تصویر کشید،‏ خصوصاً‏

پس از پبریبرروزی های مشهور در خط جوبیلی در اواخر دهه ی ١٩٩٠. فشار از پایبنیبنن خصوصاً‏ گروه ‏جمحجممایبىتبىی

از لیست سیاه ‏سمشسمماری از سندیکاها را وادار به پشتیبابىنبىی از کمپبنیبنن کرده است.‏ این کمپبنیبنن مسئله را در

سطح ملی مطرح کرده است،‏ خصوصاً‏ پس از بازرسی نا گهابىنبىی دفبرتبرر کمیساریای اطلاعات‎٩٨‎

از گروهی

مشکوک به نام ابجنبججمن مشاوره.‏ کمیساریا پرونده های لیست سیاه در رابطه با بیش از ٣٢٠٠ کارگر

ساختمابىنبىی را کشف کرد که در بر گبریبررنده ی جزئیات شخصی،‏ اسامی،‏ آدرس ها،‏ سوابق استخدامی و

Building Engineering Services National Agreement :Besna ٩٥

Cross-rail ٩٦

Westbourne Park ٩٧

٣٧

Information Commissioner's Office :ICO ٩٨


سندیکاها در دوران ‏بجببجحران سرمایه داری گروه تئاتر ا گزیت راب سول

جزئیات سندیکابىیبىی بود.‏ از ‏مجممجحتوای آن نبریبرز مشخص بود که بسیاری از این جزئیات درباره ی کارگران تنها

می توانست سوی پلیس یا پرونده های شاخه ی ویژه به دست آمده باشد.‏

ببنیبنن آوریل ٢٠٠۶ و فوریه ی ٢٠٠٩ شرکت های ساختمابىنبىی ‏مجممججموع ۴۵٠،٠٠٠ پوند پرداخته بودند تا از

خدمات ابجنبججمن مشاوره استفاده کنند،‏ با این حال هیچ یک از این شرکت ها به خاطر ‏جمحجممایت مالىللىی شان از

فعالیت های غبریبررقانوبىنبىی با هیچ اقدامی روبرو نشدند.‏

مناقشه ی مستمر دیگری در مبرتبرروی لندن در حال وقوع است.‏ مدیریت ‏جمحجممل ونقل لندن برنامه هابىیبىی را مببىنبىی

بر تعطیلی ‏بمتبممام دفاتر ‏[فروش]‏ بلیت در شبکه اعلام کرده است که نزدیک به ١٠٠٠ شغل مرتبط با

امنیت جابىنبىی را از میان می برد.‏ فیل هافتون‎٩٩‎

مسئول اجرابىیبىی ارشد مبرتبرروی لندن سندیکاها را تشویق به

‏همھهممکاری با مدیریت کرد تا ‏«آینده ی مبرتبرروی لندن را شکل دهند».‏ هفتاد و هفت درصد اعضاء سندیکای

کارکنان حقوق بگبریبرر ‏جمحجممل ونقل‎١٠٠‎

سندیکابىیبىی بود.‏

رای به اعتصاب دادند که نشان دهنده ی ‏جمحجممایت قوی از کنش

سندیکا دست به توقف ۴٨ ساعته ی کار زد که پابرجا بود،‏ اما اعتصاب ۴٨ ساعته ی برنامه ریزی شده ی

دوم به تعلیق درآمد.‏ سندیکاها با ‏«مذا کره»‏ بر سر برنامه های مدیریت که ظاهراً‏ ایستگاه به ایستگاه بود

موافقت کردند.‏ خطر این رویکرد این است که تنها در جهت از هم گسیختگی نبریبرروی کار عمل می کند.‏

‏همھهممبنیبنن که سندیکاها اصل تعطیلی را بپذیرند،‏ حبىتبىی به شکل مورد به مورد،‏ مسبریبرری نادرست به سوی

تعطیلی های بیشبرتبرر خواهد بود.‏ حرف آخر باید این باشد که هیچ تعطیلی و هیچ از دست رفبنتبنن شغلی

وجود نداشته باشد،‏ در غبریبرر این صورت اعتصابات اولیه به هدر خواهد رفت.‏

مناقشه ی دیگری در لندن درباره ی تعطیلی ده ایستگاه آتش نشابىنبىی می توانست نقطه ی ‏بمتبممرکزی برای

مقاومت در سرتاسر لندن ابجیبججاد کند.‏ این می توانست به مناقشه ی مبرتبرروی لندن متصل شود.‏ متاسفانه در

پایان مطابق انتظار از کار در نیامد.‏ سندیکای آتش نشابىنبىی رهبرببرری چپ گرابىیبىی دارد.‏ با این حال به جای

تکیه بر کنش سندیکابىیبىی و اشغال ایستگاه های در معرض تعطیلی،‏ چاره را در دادگاه جستجو کردند.‏

چنان که ‏بجتبججربه نشان داده است،‏ اقدام قانوبىنبىی ‏مجممجحکوم به شکست بود.‏ سندیکا ‏بمنبممی تواند تنها به دادگاه

هابىیبىی تکیه کند که تصمیات شان ‏همھهممیشه علیه کارگران است،‏ بلکه باید به اعضا و طبقه ی کارگر به طور

گسبرتبررده متکی باشد.‏ ا گر اقدام قانوبىنبىی ابجنبججام می شود،‏ می بایست اقدامی کمکی باشد و نه جایگزین

اقدامات برجسته.‏

ا گر در لندن،‏ شهر پایتخت فراخوان به اقدام سندیکابىیبىی داده شده بود و ایستگاه های آتش نشابىنبىی مورد

بهتبههدید اشغال شده بودند،‏ ‏بمتبممام ‏لحللححظه ی مبارزه متفاوت می شد.‏ می شد دیگر کارگران را به ‏همھهممبستگی

Phil Hufton ٩٩

Transport Salaried Staffs Association :TSSA ١٠٠

٣٨


سندیکاها در دوران ‏بجببجحران سرمایه داری گروه تئاتر ا گزیت راب سول

شد.‏

دعوت کرد.‏ در مورد ایستگاه آتش نشابىنبىی کلرکن ول‎١٠١‎ در خیابان رزبری‎١٠٢‎ ا گر درخواسبىتبىی به کارگران

پست که عملاً‏ در آن سوی خیابان بودند و زندگی شان به ایستگاه وابسته بود می شد،‏ می توانست منجر

به کنشی ابجتبجحادی شود.‏ در هر موردی که سندیکای آتش نشان ها مسئله اش را عمومی کرده قاطعانه مورد

‏جمحجممایت قرار گرفته است.‏ در چنبنیبنن نبرببرردی،‏ تعطیلی می توانست پیشگبریبرری شود.‏ به نوعی تنها چند ‏بجتبججمع

اعبرتبرراضی در برخی ایستگاه ها در روز تعطیلی ابجنبججام شد و ‏همھهممبنیبنن و بس.‏ اوضاع تاسف باری بود.‏

مقایسه ی اقدامات آتش نشانان بلژیک،‏ درسی ارزسمشسممند برای ‏همھهممتایان بریتانیابىیبىی شان در بر دارد.‏ هنگامی

که مورد ‏جمحجممله قرار داشتند،‏ ماشبنیبنن های آتش نشابىنبىی شان را به جلوی ساختمان اصلی پارلمللممان بردند که

توسط پلیس ضدشورش ‏مجممجحاصره شده بود.‏ آبهنبهها با استفاده از وسائل آتش نشابىنبىی شان ‏جمحجممله کردند تا آب سرد

بر سرشان بریزند و سپس کاملاً‏ با کف آبهنبهها را بپوشانند.‏ چنبنیبنن مقاومت آشکاری بلافاصله احساسات را متاثر

کرد و کارگران راه آهن را نبریبرز وارد مبارزه کرد که پس از آن دولت از برنامه های خود عقب نشیبىنبىی کرد.‏

دست کم آتش نشان های بلژیک از خود مقداری ابتکار عمل و مقاومت نشان دادند.‏ تنها از این طریق

می توانستند درخواست ‏همھهممبستگی کنند.‏ چنان که در ابجنبججیل آمده است:«خداوند کسابىنبىی را یاری می کند

که خودشان را یاری کنند.»‏ آبهنبهها نپذیرفتند که گروه شان بیکار بنشیند یا به دادگاه های سرمایه داری

امیدوار باشند.‏ به هر حال،‏ ‏همھهممیشه ‏بهببههبرتبرر است که جنگید و شکست خورد تا اینکه بدون مبارزه تسلیم

درس های گرتحنتحج ماوث‎١٠٣‎

یکی از بزرگ ترین پسروی ها برای جنبش سندیکابىیبىی در دوران اخبریبرر تاسیسات پالایشگاه نفت و

پبرتبرروشیمی گرتحنتحج ماوث در اسکاتلند در سال ٢٠١٣ بود.‏ نبریبرروی کار که از سوی یونایت،‏ بزرگ ترین

سندیکای کشور سازماندهی شده بود به طرز شرم آوری ‏بجتبجحت فشار از سوی مدیریت اینیوس ١٠٤

عقب نشیبىنبىی کرد.‏ کارفرما به دنبال آن بود که تغیبریبررات شدیدی را در شرایط و مقررات کاری ‏(«برنامه ی

بقاء»)‏ اعمال کند و حبىتبىی ‏بهتبههدید به تعطیلی کارخانه کرد.‏ کارگران با انتخابىببىی روشن روبرو بودند که یا با

تعطیلیِ‏ اعلام شده مبارزه کنند و یا تسلیم ‏بهتبههدیدات بشوند.‏ به جای بسیج کردن کارگران برای مبارزه و

قرار دادن ‏بمتبممام قوای سندیکا در نبرببررد،‏ رهبرببرری سندیکای یونایت بدون مبارزه تسلیم شد که بدترین

Clerkenwell ١٠١

Rosebury ١٠٢

Grangemouth ١٠٣

٣٩

:INEOS ١٠٤ شرکت خصوصی چندملیتی تولیدات شیمیایی


سندیکاها در دوران ‏بجببجحران سرمایه داری گروه تئاتر ا گزیت راب سول

نتیجه ی ‏ممممممکن بود.‏

رهبرببرران یونایت که با ببریبرزاری از این کارفرمای ‏«وحشتنا ک»‏ گلایه می کردند،‏ به طرز رقت انگبریبرزی از

موقعیت جا مانده بودند.‏ لن مک کلاسکی دببریبرر کل یونایت ‏بجتبجحقبریبرر شدن سندیکا را چنبنیبنن انکار کرد که

‏«اولتیماتوم شیوه ای نیست که روابط سندیکابىیبىی قرن ٢١ بر اساس آن شکل بگبریبررد»،‏ گو ‏بىیبىی جنگ طبقابىتبىی

بازی کریکت است.‏

در یک جنگ ‏‐و البته که این یک جنگ طبقابىتبىی است‐‏ هر طرف ضعف ها و قوت های طرف مقابل خود را

می سنجد.‏ از زمابىنبىی که رتکلیف مالک ‏مجممججموعه ی اینیوس در گرتحنتحج ماوث در مورد تغیبریبررات پیشنهادی حقوق

بازنشستگی در سال ٢٠٠٨ شکست خورد،‏ روسا مشغول آماده سازی زمینه برای برخوردی جدید

هستند.‏ برای فهمیدن این موضوع داشبنتبنن مدرک در رشته ی اسبرتبرراتژی نظامی لازم نیست.‏ روسا امتیازات

پیشنهادی از سوی رهبرببرری سندیکا برای کارگران در جاهای دیگر را به طور کامل مورد ملاحظه قرار

دادند،‏ در زمابىنبىی که به اخراج یا تعطیلی نبریبرز ‏بهتبههدید می کردند.‏ توافق در وا کس هال در مِرزی ساید‎١٠٥‎

که

در آن کارگران وادار شدند تغیبریبررات بزرگی را در شرایط و مقررات کاری شان در ازای حفظ شغل شان

بپذیرند،‏ ‏بمنبممونه ای روشن بود.‏ این شامل یونایت نبریبرز می شد که تلاش می کرد این امتیازات را ‏مجممجحرمانه نگه

دارد.‏

این شکست های رهبرببرران سندیکا پوشیده در لباس ‏«امتیازات مذا کره شده»،‏ تنها به روسا اعتماد به نفس

می دهد.‏ ضعف ‏بهتبههاجم را فرا می خواند و رتکلیف ‏بهنبههایت سوءاستفاده را از این ضعف ها کرد.‏ روشن است

که رتکلیف زمینه را برای مبارزه آماده می کرد و شروع آن از قربابىنبىی کردن استیو دیبرنبرز‎١٠٦‎

یکی از دو

مسئول ‏بمتبممام وقت فراخوان جلسات سندیکا بود.‏ سندیکا ا کبرثبرریت غالبىببىی را برای اقدام سندیکابىیبىی در

مقابل این حادثه کسب کرد،‏ کار حداقلی‎١٠٧‎

و ‏بجتبجحر ‏بمیبمم اضافه کار به راه انداخت و اعتصابىببىی ۴٨ ساعته

اعلام کرد.‏ رتکلیف کارخانه را پیش از اعتصاب تعطیل کرد و کارگران را عملاً‏ پشت در کارخانه نگه

داشت.‏ سندیکا سپس با لغو اعتصاب وا کنش نشان داد،‏ اما کارخانه ‏همھهممچنان تعطیل بافىقفىی ماند.‏ رتکلیف

‏[عملاً]‏ اسلحه بر سر کارگران گذاشته بود و خواسته اش این بود که کارگران با ‏«برنامه ی بقاء»‏ او موافقت

کنند تا کارخانه بازگشابىیبىی شود.‏

این ‏«برنامه»‏ شامل پایابىنبىی بر طرح ‏بهنبههابىیبىی حقوق بازنشستگی،‏ سه سال ثابت ماندن دستمزد،‏ کاهش در

پاداش ها،‏ کاهش در پرداخت اضافه کاری و سخبىتبىی کار،‏ توافق سه ساله ی بدون اعتصاب و پایان دادن به

حضور مسئولبنیبنن ‏بمتبممام وقت فراخوان جلسات سندیکا در ‏مجممجحل کار می شد.‏ این ‏جمحجممله ای شدید بود که

Merseyside ١٠٥

Stevie Deans ١٠٦

١٠٧ نوعی از اقدام سندیکایی که کارگران حداقل زمان ممکن کار کرده و در این زمان حداقل کار ممکن را انجام م یدهند.‏

٤٠


سندیکاها در دوران ‏بجببجحران سرمایه داری گروه تئاتر ا گزیت راب سول

‏بمنبممی توانست ‏بىببىی پاسخ ‏بمببمماند.‏ اما سندیکا شدیداً‏ متاثر شده بود.‏ یکی از مسئولان رسمسسممی سندیکا گفته بود:«ما

در مقابل پدیده ای قرار گرفته بودبمیبمم که هرگز با آن روبرو نشده بودبمیبمم،‏ فردی با این ‏همھهممه قدرت...»‏

دستگاه پروپا گاندای کارفرمایان این دروغ را سر هم کرده بود که شرکت درگبریبرر مشکلات مالىللىی است و

در ماه ١٠ میلیون پوند از دست می دهد.‏ آبهنبهها ارقام را به گونه ای دستکاری کرده بودند که کارخانه را

در وضعیت مالىللىی بدی نشان دهد.‏ بنابراین آبهنبهها کارگران را و نه روسا را به این خاطر که می خواستند آبجنبجچه

به سخبىتبىی به دست آورده بودند را نگه دارند ‏«طمعکار»‏ و ‏«غبریبررمنطقی»‏ جلوه دادند.‏ رتکلیف بالای

دست رئیس سندیکا درآمد و به ‏بمتبممام کارگران اولتیماتوم داد:‏ شرایط و مقررات جدید را امضا کنید و یا

با تبعات آن روبرو شوید.‏ او تلاش کرد که کارگران را از هم جدا کند،‏ خصوصاً‏ کسابىنبىی را که در

کارخانه ی پبرتبرروشیمی و پالایشگاه بودند.‏ سندیکا به درسبىتبىی به کارگران گفت که قراردادهای جدید را

امضا نکنند و بیش از هفتاد درصد آبهنبهها به این توصیه عمل کردند.‏ این نشان می دهد که کارگران آماده ی

مبارزه بودند.‏

اما وا کنش سریع بود.‏ در طول چند روز مدیریت اعلام کرد که کارخانه ی پبرتبرروشیمی به طور دابمئبمم

تعطیل خواهد شد و ٨٠٠ شغل از دست خواهد رفت.‏ پالایشگاه نفت نبریبرز تا اطلاع ثانوی تعطیل بافىقفىی

می ماند.‏ این اعلان جنگ بود.‏ کارگران می بایست بلافاصله با ‏بمتبممام قوایشان مقابله می کردند.‏ می توانست

جلسات ‏جمججممعی در ببریبررون درهای کارخانه برگزار شود و به دنبالش رای گبریبرری علبىنبىی ابجنبججام شود،‏ کارگران

می توانستند راه خود را به داخل کارخانه باز کرده و آن را اشغال ‏بمنبممایند.‏ با این حال روشن بود که

رهبرببرران از ببریبررجمحجممی رتکلیف جا خورده بودند.‏ آبهنبهها فکر می کردند که ‏همھهممچون گذشته می توانند به سخبىتبىی راه

خود را از میان توافق باز کنند.‏ بنابراین موفق نشدند زمینه را فراهم کنند.‏

در عوض کارفرما عمل ‏بجتبجحریک آمبریبرزی را به ‏بمنبممایش گذاشت.‏ اما رهبرببرران سندیکا ‏بمنبممی بایست هرگز ‏بهتبههدیدی

می کردند که قصد ابجنبججامش را نداشتند.‏ واقعیت این است که سندیکا سلاحی بسیار قوی در دست

داشت:‏ آبهنبهها پایگاهی بزرگ در پالایشگاه و کارخانه ی پبرتبرروشیمی داشتند.‏ کارخانه ی پبرتبرروشیمی ‏بجببجخش

اعظم سوخت اسکاتلند و ‏سمشسممال انگلستان را فراهم می کرد.‏ اعتصابىببىی رسمسسممی در گرتحنتحج ماوث در پیوند با

اشغال تاسیسات می توانست نقطه ی آغاز مبارزه ای موفق باشد.‏ از ‏همھهممان جا می شد ‏بجتبججمعات اعبرتبرراضی به

‏بمتبممام پالایشگاه ها فرستاده شود تا آبهنبهها را به توقف بکشانند،‏ ‏همھهممانند چند سال پیش در مناقشه ی پالایشگاه

نفت لیبرنبرزی.‏ رانندگان تانکر نبریبرز توسط یونایت در سرتاسر کشور سازماندهی شده اند.‏ هیچ یک از این

رانندگان از صف ‏بجتبججمع اعبرتبرراضی گذر ‏بمنبممی کردند.‏

در مدت کوتاهی اعتصاب می توانست ‏بجببجخش بزرگی از صنعت را فلج ‏بمنبمماید و کارفرمایان را به زانو درآورد.‏

در ابتدا کارگران درخواست ملی شدن اینیوس را ‏بمنبممودند که پیش از آن خصوصی شده بود.‏ این سطح

بالابىیبىی از آ گاهی را نشان می داد.‏ این می بایست مطالبه ی اصلی سندیکا می بود:‏ ملی شدن بدون

٤١


سندیکاها در دوران ‏بجببجحران سرمایه داری گروه تئاتر ا گزیت راب سول

پرداخت غرامت ‏بجتبجحت کنبرتبررل کارگران،‏ تا این صنعت حیابىتبىی از چنگ امثال رتکلیف میلیاردر خارج شود.‏

این امر دولت حزب ملی اسکاتلند‎١٠٨‎

را ‏‐که موافق با سیاست های ‏بجتبججاری و نگران از این وضعیت بود و

با دولت لندن نبریبرز ‏همھهممکاری نزدیک داشت‐‏ در تنگنا می گذاشت و اعتبار ‏«رادیکال»‏ آبهنبهها را تضعیف

می کرد.‏

‏بمنبممونه ی کشبىتبىی سازی آپر کلاید‎١٠٩‎ در سال ١٩٧١ که در آن کارگران ‏«کار مداوم‎١١٠‎ « را سازماندهی

کرده بودند،‏ در آن زمان در مرکز توجه قرار گرفت و الهللهھام ‏بجببجخش ‏بمتبممام کارگرابىنبىی شد که با تعطیلی ها و

‏جمحجمملات مبارزه می کردند.‏ گرتحنتحج ماوث می توانست ‏همھهممان طور باشد،‏ با این تفاوت که وضعیت بلافاصله تشدید

می شد.‏ رهبرببرران در آپرکلاید ‏بجتبجحت تاثبریبرر حزب کمونیست ‏«کار مداوم»‏ را سازماندهی کردند،‏ ‏[یعبىنبىی]‏

‏«اشغال»‏ در شرایطی که برای هیچ کار می کردند.‏ آبهنبهها ‏همھهممچنبنیبنن نپذیرفتند که مناقشه را گسبرتبررش دهند.‏

با این حال مناقشه در گرتحنتحج ماوث می توانست تنها در طول چند روز به سرحد ‏بجببجحران برسد!‏ اما رهبرببرران

سندیکا توانستند در آستانه ی یک پبریبرروزی خبریبرره کننده شکسبىتبىی ‏بجتبجحقبریبررآمبریبرز را ‏بجتبججربه کنند.‏ آبهنبهها نابجببجخردانه

قدربىتبىی که داشتند را به هدر دادند.‏ رهبرببرری یونایت تسلیم شد و گفت که کارگران آماده ی مبارزه نبودند و

هیچ جایگزیبىنبىی جز تسلیم نداشتند.‏ پت رفربىتبىی‎١١١‎

از یونایت اسکاتلند اظهار داشت:«از زنان و مردان

شریف خواسته می شود که برای حفظ شغل شان فدا کاری کنند اما خواسته ی روشن اعضاء ما این است

که با شرکت کار کنیم تا پیشنهاداتش را به اجرا درآور ‏بمیبمم.»‏

لن مک کلاسکی به گرتحنتحج ماوث رفت تا توافقی ‏بجتبجحقبریبررآمبریبرز را ‏«با ‏بمتبممام پلیدی هایش»‏ امضا کند،‏ به این ‏بهببههانه که

کارخانه را باز نگه داشته و شغل ها را ‏بجنبججات دهد.‏ او گفت:«ما اجازه ‏بمنبممی دهیم که ٨٠٠ شغل از ببنیبنن

برود،‏ اجازه ‏بمنبممی دهیم که جامعه ی گرتحنتحج ماوث تبدیل به شهر ارواح شود و امنیت اسکاتلند به خطر

بیافتد.»‏ دیوید کمرون‎١١٢‎

الکس سلموند‎١١٣‎

‏بجنبجخست وزیر بریتانیا گفت که این خبرببرر ‏«بسیار خوب»‏ است.‏ این سخنان از سوی

تکرار شد.‏ اما بسیاری از کارگران عصبابىنبىی بودند.‏

این موقعیت به گفته ی مک کلاسکی ‏«می توانست طور دیگری مدیریت شود ا گر شرکت خیلی زودتر به

سراغ ما می آمد،‏ ‏[به گفتگو]‏ می نشست و می خواست که درباره ی برنامه ی بقا صحبت کند.‏ به عبارت

Scottish National Party :SNP ١٠٨

Upper Clyde ١٠٩

١١٠ ن$$وع$$ی اق$$دام س$$ندی$$کای$$ی ک$$ه ط$$ی آن ک$$ارگ$$ران ک$$ارخ$$ان$$ه را اش$$غال ک$$رده و ب$$دون دس$$تمزد ب$$ه ک$$ار ادام$$ه م$$ی ده$$ند ت$$ا ت$$وان ح$$داک$$ثری

نیروی تولید را به نمایش بگذارند.‏

Pat Rafferty ١١١

David Cameron ١١٢

٤٢

Alex Salmond ١١٣


سندیکاها در دوران ‏بجببجحران سرمایه داری گروه تئاتر ا گزیت راب سول

دیگر سندیکا آماده بود که بنشیند و درباره ی پاره کردن شرایط و مقررات صحبت کند.‏ آبهنبهها آماده بودند

‏همھهممان کاری را بکنند که در بریتیش ایرویز و وا کس هال کرده بودند.‏ تعجبىببىی ندارد که پس از آنکه لن

مک کلاسکی با فایننشال تابمیبممز مصاحبه کرد،‏ این روزنامه در این باره نوشت:«علبریبررغم تصویر راضی به

اعتصابش،‏ یونایت چند فراخوان معدود توقف کار می دهد.‏ در حالىللىی که ‏بىببىی شک در جناح چپ،‏ آقای

مک کلاسکی فریاد دوردسبىتبىی از طرفداران اقدامات قهرآمبریبرز قدبمیبمم ‏همھهممچون رهبرببرر معدن چیان آرتور

اسکارگیل‎١١٤‎ است.»‏ ‏(فایننشال تابمیبممز،‏ ٢٠١٣/١١/١)

هر چه ‏بجببجخواهید درباره ی اسکارگیل بگویید،‏ اما او قطعاً‏ آماده ی مبارزه بود،‏ بر خلاف نسل کنوبىنبىی رهبرببرران

‏«چپ»‏ سندیکا.‏ لن مک کلاسکی در ادامه موضع ما را ‏«ماورای چپ»‏ توصیف کرد،‏ اما کجای موضع

قهرآمبریبرز در دفاع از مشاغل و شرایط ماورای چپ است؟ این این یقیناً‏ ‏بهببههبرتبرر از نشسبنتبنن با رتکلیف برای

‏بجببجحث درباره ی ‏«برنامه ‏»ی قطع اوست.‏ چنان که لئون تروتسکی گفته است:«مهم تر از ‏همھهممه باید به وضوح

به توده ها بگوییم که وضعیت به چه ترتیبىببىی است.‏ این غبریبرر قابل قبول است که قابمیبمم باشک بازی کنیم.»‏

تردید بر سر اقدام به اعتصاب در گرتحنتحج ماوث قطعاً‏ قابمیبمم باشک بازی بود.‏ به طرز تاسف باری شکست به

زودی منجر به عقب نشیبىنبىی پرا کنده ای شد که طی آن مسئولبنیبنن ‏بمتبممام وقت فراخوان جلسات سندیکا از

حضور در ‏مجممجحل ‏ممممممنوع شدند و ‏«برنامه ی بقاء»‏ با ‏جمحجممایت سندیکا اعمال شد.‏ این ‏بمنبممایان گر تسلیمی ‏بجتبجحقبریبررآمبریبرز

از سوی سندیکا بود.‏ آبهنبهها موفق شدند که یک پبریبرروزی برای کارگران ‏همھهممه جا را مبدل به شکست ‏بمنبممایند،‏

که تنها دست کارفرمایان را بازتر می گذارد و تاثبریبرری منفی در سرتاسر کشور دارد.‏ این امر یقیناً‏ یونایت را

تضعیف خواهد کرد.‏

‏بمتبممام این رخداد،‏ ‏بجببجحران رهبرببرری در سندیکا و جنبش کارگری را بازتاب می دهد.‏ جابىیبىی که موفقیت صورت

گرفته است،‏ ‏همھهممچون در ‏«مناقشه ی توافق ملی خدمات ساختمابىنبىی و مهندسی»‏ ‏(«اسپارکس»)،‏ روسا با

ابتکار عمل و جسارت اعضاء عادی به عقب رانده شده بودند.‏ رهبرببرری یونایت خود را بسیار ‏«عمل گرا»‏

می بیند.‏ اما در گرتحنتحج ماوث نتوانست برای مبارزه ای ‏همھهممه جانبه آماده شود و بر این باور بود که تضاد می تواند

‏«به شیوه ای که مناسبات سندیکابىیبىی قرن ٢١ باید ابجنبججام شوند»‏ مدیریت شود.‏ رهبرببرری سندیکا اشتباهی

فاحش کرد و مسئول شکست بود.‏

شکست قطعاً‏ به گردن کارگران گرتحنتحج ماوث نیست.‏ آبهنبهها آماده ی مبارزه بودند.‏ بیش از این چه می توان از

آبهنبهها خواست؟ با این حال ا گر در رویارو ‏بىیبىی با کارفرمای ببریبررحم رهبرببرری وجود نداشته باشد،‏ آبهنبهها در موضع

ضعف قرار خواهند گرفت.‏ آبهنبهها هیچ جایگزیبىنبىی ‏بجنبجخواهند داشت جز اینکه شرایط روسا را بپذیرند.‏ البته

این پایان ماجرا نیست.‏ به هیچ وجه.‏ در برهه ای مشخص کارگران از این پسروی ‏بهببههبود خواهند یافت و

مبارزه خواهند کرد تا جایگاه شان را بازیابند.‏ آبهنبهها درس های لازم را از این تسلیم خواهند گرفت.‏

٤٣

Arthur Scargill ١١٤


سندیکاها در دوران ‏بجببجحران سرمایه داری گروه تئاتر ا گزیت راب سول

یونایت با ۴٢/١ میلیون عضو بزرگ ترین سندیکای بریتانیاست.‏ در جناح چپ جنبش قرار دارد و قدرت

بالقوه ی زیادی دارد.‏ طبقه ی حا کم رهبرببرری سندیکا را ارزیابىببىی کرده و ضعف هایشان را شناخته است.‏ با

این حال از توان بالقوه ی آن در ناحیه ی نبریبرروی کار ‏‐که قدرت آن را داشت که رتکلیف را درجا

بازدارد‐‏ هراس دارند.‏ ‏همھهممبنیبنن ترس است که موجب شده است حزب توری و مطبوعات سرمایه داری به

سندیکا ‏جمحجممله کنند،‏ خصوصاً‏ در مورد کمپبنیبنن ‏«اهرم فشار»‏ که از موش بادی‎١١٥‎

استفاده شده بود.‏

‏همھهممچنان که البته از یونایت و سندیکاها به طور کلی در مقابل این ‏جمحجمملات از سوی روسا دفاع می کنیم،‏

این مسئولیت را نبریبرز دار ‏بمیبمم که مسبریبرر رو به جلو را نشان دهیم.‏ ما سندیکاهای مبارزه ی طبقابىتبىی را

می خواهیم که حقیقت را بگویند و از طبقه ی کارگر دفاع کنند.‏ به جای تسلیم،‏ سندیکاهابىیبىی را

می خواهیم که علیه سرمایه داری مبارزه کنند و اهرمی برای تغیبریبرر اجتماع شوند.‏ هر قدمی رو به جلو که

توسط یونایت برداشته می شود،‏ ‏بىببىی قید و شرط از آن ‏جمحجممایت می کنیم.‏ ‏بجتبجحت فشار رده های اعضاء،‏ سندیکا

نقشی مبرتبررفىقفىی در مناقشه ی ‏«توافق ملی خدمات ساختمابىنبىی و مهندسی»‏ و کراس ریل ایفا کرد.‏ با این حال با

هر قدمی به عقب،‏ هر عقب نشیبىنبىی و هر امتیازی به ‏بجتبججارت بزرگ ا کیداً‏ ‏مجممجخالفت می کنیم.‏ ‏بمنبممونه ی گرتحنتحج ماوث

شاهدی بر این مدعاست.‏ ما باید حقیقت را به کارگران بگوییم نه اینکه حقایق را تزئبنیبنن کرده و ‏«زیبا

جلوه دهیم».‏ تنها از این طریق است که می توانیم سطح درک خود را بالا برده و خود را برای آینده

آماده ساز ‏بمیبمم.‏

مبارزه یا تسلیم؟

آبجنبجچه که پر واضح است این است که این دوران ریاضت اقتصادی تبدیل به خصلت دابمئبممی زوال

سرمایه داری شده است.‏ با این حال رهبرببرران سندیکا این واقعیت را ‏بمنبممی بینند.‏ این امر مهر تایید بر گفته ی

تروتسکی می زند که رهبرببرران سندیکا ‏مجممجحافظه کارترین نبریبرروی اجتماع هستند.‏ آبهنبهها از قدرت بالقوه ی خود

وحشت دارند و دست به هر کاری می زنند تا حال و هوای خشم طبقه ی کارگر را فرونشانند.‏ در این

دوران افول،‏ سندیکاها با یک انتخاب روبرو هستند:‏ یا برای تغیبریبرر اجتماع مبارزه کنند و یا تسلیم

سرمایه داری شوند.‏

تروتسکی توضیح می دهد:«سرمایه داری تنها در صوربىتبىی می تواند خود را ‏همھهممچنان حفظ کند که

استانداردهای زندگی طبقه ی کارگر را تبرنبرزل دهد.‏ ‏بجتبجحت این شرایط سندیکاها یا می توانند خود را به

١١٥ م$وش ب$ادی ی$ا م$وش س$ندی$کا م$وش ع$ظیم ال$جثه ی ب$ادی اس$ت ک$ه ب$ه ط$ور م$عمول در اع$تصاب$ات و اع$تراض$ات س$ندی$کای$ی در آم$ری$کا

اس$تفاده م$ی ش$ود ت$ا ت$وج$ه ع$موم را ب$ه س$وی ش$رک$ت ه$ای$ی ک$ه ن$یروی ک$ار خ$ارج از س$ندی$کا اس$تخدام م$ی ک$نند ج$لب ک$ند.‏ در انگلس$تان

برای نخستین بار در گ رن جماوث از آن استفاده شد که مورد انتقاد رس ا ن هها قرار گرفت.‏

٤٤


سندیکاها در دوران ‏بجببجحران سرمایه داری گروه تئاتر ا گزیت راب سول

تشکیلابىتبىی انقلابىببىی مبدل سازند و یا عمّال سرمایه دربهببههره کشی تشدید یافته ی کارگران شوند.»‏

تروتسکی که گو ‏بىیبىی درباره ی شرایط کنوبىنبىی می گفت،‏ نوشته است:«متاسفانه هیچ کس در رده های بالای

سندیکاها جرات نکرده است که از مبارزه ی اجتماعی فزاینده چنان نتاتحیتحج ‏بهتبههورآمبریبرزی بگبریبررد که

سرمایه داری ‏مجممجخالف گرفته است...‏ این کلید وضعیت است.‏ رهبرببرران سرمایه ‏بىببىی اندازه ‏مجممجحکم تر،‏ مداوم تر و

جسورانه تر از رهبرببرران کارگران فکر و عمل می کنند.‏ این شکا کان،‏ روال گرایان و بوروکرات ها که روح

مبارزه ی توده ها را خفه می کنند...»‏

تروتسکی توضیح داد که برنامه باید در پیوند با براندازی سرمایه داری باشد.‏ ‏«البته،‏ برنامه در بر

گبریبررنده ی مبارزه است،‏ نه بر زمبنیبنن ماندن.‏ سندیکاها دو امکان دارند:‏ یا مانور دهد،‏ دابمئبمم تغیبریبرر جهت

دهد،‏ عقب نشیبىنبىی ‏بمنبمماید و چشمانش را بسته و ذره ذره تسلیم شود تا مالکان را ‏«ناراحت»‏ نکرده و

وا کنشی ‏«برنیانگبریبرزد»...‏ راه دیگر این است که طبیعت نا گزیر ‏بجببجحران کنوبىنبىی را درک کرده و توده ها را به

سوی ‏جمحجممله رهبرببرری کند.»‏

این موضع ماست.‏ رویدادها سندیکای بریتانیا و جنبش کارگری به طور کلی را بیشبرتبرر دگرگون کرده و

بازسازی خواهند کرد.‏ ما تنها در آغاز این فرآیند هستیم اما فشار در حال افزایش است.‏ آن رهبرببررابىنبىی که

به مثابه ترمزی برای جنبش عمل می کنند نا گزیر به دست آبهنبههابىیبىی که مایل اند مبارزه کنند کنار زده

می شوند.‏ سندیکاها عرصه ای حیابىتبىی برای آموزش انقلابىببىی طبقه ی کارگر و مقاوم کردن آبهنبهها برای وظایفی

که در پیش رو دارند خواهند بود.‏

با رفبنتبنن سال های ‏«شکوفابىیبىی»‏ کارگران با وضعیبىتبىی بسیار دشوارتر از پیش روبرو هستند.‏ این یعبىنبىی ما باید با

دقت و وضوح ‏همھهممه چبریبرز را مشخص کنیم.‏ ما دیگر در دورابىنبىی زندگی ‏بمنبممی کنیم که بتوان بدون تلاش

چندابىنبىی خرده نابىنبىی بیشبرتبرر از سفره ی کارفرما به دست آورد.‏ امروز دورابىنبىی سخت است،‏ بسیار سخت،‏ و در

جهبىتبىی قرار دارد که بسیار بدتر هم می شود.‏ طبقه ی حا کم در تلاش است که طبقه ی کارگر را به دوران

ویکتوریابىیبىی بکشاند که خاضعانه به روسا التماس کنیم.‏

اسبرتبرراتژیست های جدی سرمایه درباره ی ده یا بیست سال ریاضت اقتصادی و سنگ به شکم بسبنتبنن

صحبت می کنند:‏ به عبارت دیگر ‏جمحجمملات ببریبررجمحجممانه به دستمزدها و شرایط استخدامی.‏ این تنها بازتابىببىی است

از ‏بجببجحران عمیق بریتانیا و سرمایه داری جهابىنبىی.‏ حزب توری وعده داده است که هزینه های عمومی را تا

سطح سال ١٩٣٨ کاهش دهد و نبریبرروی کار نبریبرز به طرز ننگیبىنبىی قول داده است که با ‏همھهممبنیبنن کاهش ها به کار

ادامه دهد.‏ این جابىیبىی است که پذیرش نظام سرمایه داری به دام تان می اندازد.‏ بر مبنای اصول

سرمایه داری گزینه ی دیگری ندارند.‏ این یعبىنبىی جنگ ‏بمتبممام عیار علیه طبقه ی کارگر،‏ هم در ‏بجببجخش

خصوصی و هم دولبىتبىی.‏

آبجنبجچه تا به اینجا ‏بجتبججربه کرده ابمیبمم تنها پیش درآمدی ‏مجممجختصر است از آبجنبجچه پیش روست.‏ به جای لالابىیبىی گفبنتبنن

٤٥


سندیکاها در دوران ‏بجببجحران سرمایه داری گروه تئاتر ا گزیت راب سول

برای طبقه ی کارگر با رویاهای دست نیافتبىنبىی و امید واهی،‏ ضروری است که حقیقت را درک کنیم و مسلح

به اندیشه های مارکسیسم باشیم که می توان آن را ‏بجتبججربه ی تاربجیبجخی فرا گبریبرر طبقه ی کارگر تعریف کرد.‏

بنابراین نظریه ی مارکسیسم راهنمابىیبىی حیابىتبىی برای کنش است.‏ این قطب ‏بمنبممابىیبىی است که می تواند ما را در

مبارزه ی طبقابىتبىی هدایت ‏بمنبمماید.‏ گرایش جهابىنبىی مارکسیسبىتبىی (IMT) در کنار ‏[نشریه ی]‏ ‏«مطالبات

سوسیالیسبىتبىی»‏‎١١٦‎

مصمم است که در میان سندیکاها جریان مارکسیسبىتبىی قدربمتبممندی بسازد.‏

ما به رهبرببرری ای نیاز دار ‏بمیبمم که با این اندیشه ها و رویکرد هدایت می شود و با رویدادها از میدان به در

‏بمنبممی شود.‏ اندیشه های اصلاح طلبىببىی که در جنبش کنوبىنبىی غالب است،‏ کارگران را از خود ناامید کرده است.‏

این منجر به یک شکست پس از دیگری شده است.‏

با توجه به سالحللحخوردگی نظام سرمایه داری،‏ از طبقه ی کارگر خواسته می شود که ‏بهببههابىیبىی وحشتنا ک برای

شکست کنوبىنبىی رهبرببرری سندیکا در ارائه ی راهی به جلو ببرپبرردازد.‏ این نباید اجازه ی ادامه پیدا کند.‏

‏بمتبممام دستاوردهابىیبىی که در گذشته داشته ابمیبمم در معرض ‏بهتبههدید است.‏ این واقعیت روشن ‏بجببجحران

سرمایه داری است.‏ رهبرببرران سندیکا راضی هستند که سر خود را زیر برف کنند و امیدوار باشند که

وضعیت ‏بهببههبود خواهد یافت.‏ اما این امیدی واهی است.‏ آبهنبهها فکر می کنند که امتیازات ‏«موقت»‏ ضروری

است،‏ اما این تنها راهی است به سوی امتیازات ‏«دابمئبممی»‏ و راهی است خطرنا ک به سوی فاجعه.‏

تنها برنامه ای برای مبارزه که سرمایه داری را به چالش بکشد می تواند راهی به پیش ارائه کند.‏ نسل

جدیدی که وارد مبارزه می شود باید خود را به مارکسیسم و درس های گذشته مسلح ‏بمنبمماید.‏

جنبش سندیکابىیبىی باید تشکیلات خود را بر مبنابىیبىی دموکراتیک بازسازی کند،‏ خود را نوسازی کرده و با

‏بمتبممام نبریبررو و عزم راسخی که کارفرمایان در راستای منافع خود نشان می دهند،‏ شروع به مبارزه برای

استانداردهای زندگی کارگران ‏بمنبمماید.‏ اما سندیکاها باید خود را به برنامه ای سوسیالیسبىتبىی نبریبرز مسلح سازند.‏

در ‏بجتبجحلیل ‏بهنبههابىیبىی،‏ استانداردهای زندگی کارگران تنها با دگرگوبىنبىی سوسیالیسبىتبىی اجتماع تضمبنیبنن شود.‏ ثروت

عظیم،‏ صنعت،‏ منابع،‏ مهارت ها و ذکاوت طبقه ی کارگر در ترکیب با علم و تکنولوژی مدرن می تواند

استاندارد زندگی افزایش یافته،‏ هفته ی کاری کوتاه تر،‏ اشتغال کامل،‏ بازنشستگی مناسب،‏ مسکن و

خدمات آموزشی وبهببههداشبىتبىی مناسب برای ‏همھهممگان را تضمبنیبنن ‏بمنبمماید.‏ اما این تنها در شرایطی ‏ممممممکن است که

شرکت های بزرگ،‏ بانک ها و شرکت های سرمایه گذاری که بر اقتصاد سلطه ی مطلق دارند از چنگ

حا کمان دزد میلیاردر که گردانندگان آن هستند به در آورده شود و بر مبنای برنامه ی تولید ملی شده و

دموکراتیک سازماندهی شوند.‏

در ‏بمتبممام اعبرتبرراضات،‏ تظاهرات،‏ مباحثات و اعتصابات در طول پنج سال گذشته که بیشبرتبررشان هم در بر

گبریبررنده ی کنش گران سندیکابىیبىی بودند،‏ موضوع واضحی که ‏همھهممواره مسکوت مانده است در هر مورد

٤٦

Socialist Appeal ١١٦


سندیکاها در دوران ‏بجببجحران سرمایه داری گروه تئاتر ا گزیت راب سول

مسئله ی حزب کارگر بوده است.‏ کارگران متوجه اند که پاسخ مشکلات شان در ‏بجتبجحلیل ‏بهنبههابىیبىی پاسخی

سیاسی است.‏ تا زمابىنبىی که حزب کارگر ‏همھهممچنان ‏بجتبجحت سلطه ی جناح راست خود است،‏ هنوز ‏همھهممچون حزب

توری و لیبرببررال ها ‏بجتبجحت قدرت اقتصاد بازار است،‏ هیچ گونه تغیبریبرر واقعی ‏بمنبممی تواند رخ دهد.‏

حزب کارگر توسط سندیکاها تاسیس و ساخته شد و هنوز هم متکی بر بنیان قدربمتبممند تشکیلابىتبىی آبهنبههاست.‏

مبارزه برای سندیکاهابىیبىی دموکراتیک و مبارز می بایست موازی با مبارزه برای دگرگوبىنبىی اساسی حزب کارگر

در راستای خطوط سوسیالیسبىتبىی قرار گبریبررد.‏ لن مک کلاسکی کاملاً‏ حق داشت که هزاران کنش گر

سندیکای خودش را به پیوسبنتبنن به حزب و اعمال نفوذ در آن ترغیب ‏بمنبمماید.‏ اما سایر سندیکاهای بزرگ نبریبرز

باید ‏همھهممبنیبنن کار را بکنند.‏ مبارزه برای بازسازی سندیکاها باید به مبارزه برای فتح دوباره ی حزب توسط

مردم عادی طبقه کارگر و بازگشت به سیاست های سوسیالیسبىتبىی پیوند ‏بجببجخورد.‏

این تغیبریبرر نه توسط وسائل بوروکراتیک،‏ بلکه بر مبنای وقایع رخ خواهد داد.‏ این تصادفىففىی نیست که

انقلاب ١٩١٧ روسیه موجب شد که حزب کارگر بند چهار،‏ هدف سوسیالیسبىتبىی‎١١٧‎

بگبریبررد.‏ گرچه این توسط بلر‎١١٨‎

خواهد داد.‏

خود را در پیش

لغو شد،‏ اما رویدادها دوباره سوسیالبریبرزم را نا گزیر در دستور کار قرار

جنبش سندیکابىیبىی باید خود را از نظر سیاسی و سندیکابىیبىی برای دوران متلاطم در حال شروع مسلح

‏بمنبمماید.‏ باید ‏همھهممکاری طبقابىتبىی و پسرفت را رد کرده و مبارزه ی طبقابىتبىی و مبارزه برای سوسیالیسم را در پیش

بگبریبررد.‏

این به آن معنا نیست که ما برای مطالبات روز به روز مبارزه نکنیم.‏ بر عکس،‏ ما برای هر وجب و هر یک

اصلاح می جنگیم.‏ ما باید ‏بهببههبرتبررین مبارزان باشیم.‏ بدون مبارزه برای مطالبات روزمره،‏ مبارزه برای

سوسیالبریبرزم غبریبرر قابل تصور است.‏ دقیقاً‏ از راه چنبنیبنن مبارزابىتبىی است که طبقه می آموزد.‏ ما باید مبارزات روز

به روز را با نیاز به تغیبریبرر اجتماع از راه گذار پیوند دهیم.‏ ‏بمتبممام ‏بجتبججربیات طبقه ی کارگر به این سو اشاره

می کند.‏

با این حال،‏ این کار در سندیکاهای بریتانیا ‏بمنبممی تواند ‏مجممجحدود به داخل خود باشد،‏ بلکه می بایست

چشم اندازی انبرتبررناسیونالیسبىتبىی داشته باشد.‏ سندیکاهای بریتانیا در اصل توسط مارکسیست هابىیبىی چون

١١٧ ب$$ند ۴ اس$$اس$$نام$$ه ح$$زب ک$$ارگ$$ر ب$$ری$$تان$$یا (۱۹۱۸) ک$$ه اه$$داف و ا رزشه$$ای ح$$زب را ب$$یان م$$ی ک$$ند:‏ ‏«ح$$فاظ$$ت از ت$$مام ث$$مره ی ص$$نعت

ک$ارگ$ران ی$دی و ف$کری و ت$وزی$ع آن ب$ه م$نصفان$ه ت$ری$ن ش$کل م$مکن ب$ر م$بنای م$ال$کیت ع$موم$ی وس$ای$ل ت$ول$ید،‏ ت$وزی$ع و م$بادل$ه و به$تری$ن ن$ظام

مدیریت عمومی و کنترل که برای هر صنعت یا خدماتی بتوان به کار گرفت.»‏

٤٧

Tony Blair ١١٨


سندیکاها در دوران ‏بجببجحران سرمایه داری گروه تئاتر ا گزیت راب سول

النور مارکس‎١١٩‎ ، ویل ثورن‎١٢٠‎ ، تام من‎١٢١‎ ، جان برنز‎١٢٢‎ و بسیاری دیگر ساخته شدند.‏ وظیفه ی ما

این است که با تارتحیتحخ ‏بجتبججدید عهد کنیم.‏ ما باید نبریبرروهای مارکسیسم را در بریتانیا و در سطح جهابىنبىی

گسبرتبررش دهیم.‏ وظیفه ی تاربجیبجخی طبقه ی ما این است که جنبش کارگری را با رهبرببرری و برنامه ای انقلابىببىی

دوباره ‏بجتبججهبریبرز ‏بمنبمماییم.‏ بر مبنای رویدادها،‏ اقشار جدید وارد مبارزه خواهند شد و تشکیلات کارگری را در

‏بمتبممام سطوح دوباره و دوباره دگرگون خواهند کرد.‏ در این فرآیند،‏ اندیشه های مارکسیسم ‏جمحجممایت

روزافزون خواهند یافت و آغاز آن از نسل جدید کارگران جوان خواهد بود.‏

Eleanor Marx ١١٩

Will Thorn ١٢٠

Tom Mann ١٢١

٤٨

John Burns ١٢٢


سندیکاها در دوران ‏بجببجحران سرمایه داری گروه تئاتر ا گزیت راب سول

تقدبمیبمم به جنبش کارگری ایران

به مناسبت اجرای ‏بمنبممایش ‏«مبرتبررسک»‏

بهتبههران

مرداد ماه ١٣٩٧

٤٩


سندیکاها در دوران ‏بجببجحران سرمایه داری گروه تئاتر ا گزیت راب سول





شبریبررین مبریبررزانژاد حقوق دان،‏ مبرتبررجم،‏ پژوهشگر و دببریبرر ‏بجتبجحریریه

گروه تئاتر ا گزیت می باشد.‏

آثاری که تا کنون توسط وی به فارسی ترجمججممه شده است عبارتند از:‏

‏•شکسپبریبرر یک انقلابىببىی در ادبیات اثر الن وودز

‏•اندیشه های کارل مارکس اثر الن وودز

‏•هبرنبرر و مبارزه طبقابىتبىی اثر الن وودز

•٣ ‏بمنبممایشنامه ‏(اما،‏ مارکس در سوهو،‏ دخبرتبرر ونوس)‏ اثر هاوارد زین

‏•بمنبممایشنامه یک خاطره،‏ یک مونولوگ،‏ یک فریاد و یک نیایش

گردآوری ایو انسلر و مالىللىی دویل

‏•بمنبممایشنامه من موجودی احساسابىتبىی هسم اثر ایو انسلر

‏•شازده کوچولو اثر آنتوان دوسنت ا گزوپری

ارج ‏بهنبههادن به مقاومت ‐ چگونه زنان در روابط خصوصی در برابر آزار مقاوت می کنند ، ‏بهتبههیه شده توسط

سرپناه اضطراری زنان کلگری ) کانادا)‏

درباره دو برداشت روانکاوانه از شازده کوچولو اثر آنتوان دوسنت ا گزوپری به قلم کریستبنیبنن

دولاروش کوداما

باز هم مبنتبنن و بسبرتبرر آن ‐ اجرای ‏بمنبممایش ‏«مهاجران»‏ اسلاومبریبرر مروژک در استودیو ‐ تئاتر ‏«چلاوک»‏

مسکو به قلم سوزان کوستانزو

ترجمججممه شصت مقاله ‏بجتبجخصصی تئاتر برای نشریه ‏«صحنه معاصر»‏ گروه تئاتر ا گزیت

‏همھهممچنبنیبنن ‏مجممججموعه مقالات ‏«تئاتر در ساختار نظام سرمایه داری»‏ را به رشته ‏بجتبجحریر درآورده است.‏

وی برنده رتبه اول ترجمججممه در مسابقه مطبوعابىتبىی ابجنبججمن منتقدان،‏ نویسندگان و پژوهشگران خانه تئاتر ایران در

سال ١٣٩۶ گردیده است.‏










از سال ١٣٩٢ بعنوان دستیار کارگردان در چهارده اجرای صحنه ای رپرتوار گروه تئاتر ا گزیت ‏همھهممکاری داشته

است که عبارتند از:‏

مهاجران اثر اسلاومبریبرر مروژک

‏بمنبممایش ‏همھهمملت در روستای مردوش سفلی اثر ایوو برشان

مارکس در سوهو اثر هاوارد زین

یک خاطره،‏ یک مونولوگ،‏ یک فریاد و یک نیایش گردآوری ایو انسلر و مالىللىی دویل

شازده کوچولو اثر آنتوان دوسنت ا گزوپری

ماهی سیاه کوچولو اثر صمد ‏بهببههرنگی

مبرتبررسک ‏(چهار صندوق)‏ اثر ‏بهببههرام بیضابىیبىی

نردبان ‏(زاویه)‏ اثر غلامجممجحسبنیبنن ساعدی

من موجودی احساسابىتبىی هستم اثر ایو انسلر

٥٠


سندیکاها در دوران ‏بجببجحران سرمایه داری گروه تئاتر ا گزیت راب سول

دیگر انتشارات گروه تئاتر ا گزیت

٥١

www.exittheatre.ir

More magazines by this user
Similar magazines